X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

ابراز دوستی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

ابراز دوستی

رابطه‏هایی که بر پایه دوست‏داشتن و محبت است، استوارتر ودیرپاتر است. اهرم نیرومند عشق و محبت نیز، در بسیاری از زمینه‏های‏اجتماعی و ارتباطات انسانی، کارسازتر از عوامل دیگر است. از این‏رو،ریشه‏یابی عوامل تقویت‏کننده دوستی، ریشه‏کنی عوامل سست‏کننده‏علاقه‏ها و استفاده از عوامل محبت‏آفرین، در بهبود مسایل معاشرت‏مهم است.

اگر عقل و اندیشه، در زندگی نقش «چراغ راهنما» دارد که روشنی‏می‏بخشد و راه را نشان می‏دهد، عشق و محبت قلبی نیز نقش «موتورمحرک‏» را دارد که پیش‏برنده است و حرکت‏آفرین و زبان دل، قوی‏تر اززبان عقل است و گاهی هم که محبت و عشق، فرمان می‏دهد، عقل ازپای می‏ماند و مطیع می‏گردد.

 

 

ابراز دوستی

رابطه‏هایی که بر پایه دوست‏داشتن و محبت است، استوارتر ودیرپاتر است. اهرم نیرومند عشق و محبت نیز، در بسیاری از زمینه‏های‏اجتماعی و ارتباطات انسانی، کارسازتر از عوامل دیگر است. از این‏رو،ریشه‏یابی عوامل تقویت‏کننده دوستی، ریشه‏کنی عوامل سست‏ کننده‏علاقه‏ها و استفاده از عوامل محبت‏آفرین، در بهبود مسایل معاشرت‏مهم است.

اگر عقل و اندیشه، در زندگی نقش «چراغ راهنما» دارد که روشنی‏می‏بخشد و راه را نشان می‏دهد، عشق و محبت قلبی نیز نقش «موتورمحرک‏» را دارد که پیش‏برنده است و حرکت‏ آفرین و زبان دل، قوی‏تر اززبان عقل است و گاهی هم که محبت و عشق، فرمان می‏دهد، عقل ازپای می‏ماند و مطیع می‏گردد.

آثار مثبت و منفی محبت

در روابط انسانی، عشق و علاقه، هم آثار نیک و جهات مثبت داردو هم اگر بی‏حساب و بی‏معیار و خارج از کنترل باشد، پیامدهای سوءخواهد داشت.

به همان اندازه که دوست‏داشتن و عشق‏ورزیدن، در انسان‏دوستدار، کشش و امید و دلگرمی ایجاد می‏کند، او را به همرنگی وهمسانی با محبوب و اطاعت از معشوق می‏کشاند و عاشق را به‏فداکاری، گذشت و ایثار در راه محبوب می‏کشاند، گاهی هم حقایق رابر انسان پوشیده می‏سازد و عیبها را کتمان می‏کند و نقاط ضعف را به‏نقاط قوت تبدیل می‏نماید و زشت را زیبا جلوه می‏دهد و این، ازعوارض سوء «افراط در محبت‏» است.

به تعبیر حضرت رسول(ص):

«حب الشئ یعمی و یصم‏»

علاقه به‏چیزی انسان را کور و کر می‏کند.

و به فرموده حضرت امیر(ع):

 «من عشق شیئا اعشی بصره و اعمی‏قلبه …»

 کسی که به چیزی عاشق و شیفته شود، این محبت، چشم‏ صورت و چشم دل او را نابینا می‏سازد، پس او با چشمی ناسالم‏می‏نگرد و با گوشی ناشنوا می‏شنود و خواسته‏ها و تمنیات، عقل او را ازهم می‏گسلد و دنیا، دلش را می‏میراند …

محبت، گاهی در داوری انسان نسبت‏به دیگران هم اثر می‏گذارد ومحبت را به داوری ناحق می‏کشاند. علاقه، در نپذیرفتن نقد و انتقاد هم‏مؤثر است. اگر شما دوستدار کسی باشید، اغلب حاضر نیستید در باره‏او انتقاد و عیبجویی بشنوید.

محبت، بعضی محبوبها را مغرور می‏سازد. برخی ظرفیت آن راندارند که طرف محبت قرار بگیرند و گرفتار عجب می‏شوند. بعضی‏ کودکان اگر محبت زیادی ببینند، لوس و پرتوقع و دشوار و خودپسندمی‏گردند. به هر حال، اینها عوارض نیک و بد محبت است که نباید ازنظر دور بماند.

ابراز علاقه

آنچه بیشتر به جنبه معاشرتی مربوط می‏شود، آشکار کردن محبت‏و علاقه به دیگران است. اگر کسی را دوست دارید، چه از دوستان وبرادران ایمانی، یا نسبت‏به فرزندان و همسر و … این محبت را بر زبان‏آورید و آن را ابراز کنید، تا محبتها افزوده شود و دوستیها تداوم واستمرار یابد.

انسان علاقه دارد که مورد علاقه و محبت دیگران باشد. اگر آن‏دوستداران، محبت‏ خود را آشکار کنند، محبوب هم به محبان‏علاقه‏مند می‏شود و این محبت دو جانبه، زندگیها را از صفا و صمیمیت‏بیشتری برخوردار می‏سازد. ما اگر بدانیم که خدا دوستمان دارد، ما هم‏خدا را بیشتر دوست‏خواهیم داشت. اگر بدانیم و بفهمیم که رسول‏خدا(ص) و اهل بیت(ع) به ما شیعیان عنایت و محبت دارند و این‏علاقه را بارها نشان داده و اظهار کرده‏اند، محبت عترت در دل ما بیشترخواهد شد.

اینکه خداوند بارها در قرآن کریم، محبت‏خویش را ابراز کرده ودر آیاتی که «ان الله یحب الذین …» دارد، می‏فرماید که دوستدار پاکان،توبه‏کنندگان، پاکی‏جویان، نیکوکاران، متقین، متوکلین، صابران، اهل‏قسط و عدل است. و در جایی از کسانی یاد می‏کند که هم خدا آنان رادوست دارد و هم آنان به خدا علاقه دارند (یحبهم و یحبونه) توجه به‏این نکته، «حب خدا» را در دلها شعله‏ور می‏سازد. وقتی ائمه‏معصومین(ع) محبتهای خویش را نسبت‏به هوادارانشان ابراز می‏کنند،متقابلا این اظهار عشق، عشق می‏آفریند.

از حضرت علی(ع) می‏پرسند: یا علی! چگونه‏ اید؟ می‏فرماید:دوستدار دوستانمان و دشمن دشمنانمان هستم: «اصبحت محبا لمحبنا ومبغضا لمن یبغضنا»

 آیا اگر بدانیم که مولای متقیان به دوستانش علاقه‏دارد، نخواهیم کوشید که گوهر عشق او را در سینه داشته باشیم؟!

آنچه روابط دوستانه را نیرومندتر می‏سازد، ابراز علاقه است.ممکن است‏شما به کسی علاقه و ارادت داشته باشید، ولی به دلیل تنبلی‏و بی‏حالی، یا خجالت و شرم یا به هر علت دیگر هرگز بر زبان نیاوریدو به او نگویید که دوستش دارید، او از کجا پی به علاقه‏مندی شما ببرد وبه شما علاقه پیدا کند؟ کلید جلب محبت او، ابراز علاقه خودتان است.این نکته در دستورالعملهای اخلاقی آمده و حتی بابی برای آن گشوده‏شده است..

امام صادق(ع) فرمود:

«اذا احببت رجلا فاخبره‏»

اگر به کسی علاقه‏ و محبت داشتی، او را آگاه کن.

در روایت است که مردی از مسجد گذر کرد، در حالی که امام ‏باقر(ع) و امام صادق(ع) نیز در مسجد نشسته بودند. یکی از اصحاب‏امام باقر(ع) گفت: به خدا قسم من این شخص را دوست می‏دارم.امام فرمود: پس به او خبر بده، چرا که این خبردادن، هم مودت ودوستی را پایدارتر می‏کند، هم در ایجاد الفت، خوب است «الا فاعلمه‏فانه ابقی للموده و خیر فی الالفه‏».

از پیامبر خدا(ص) نیز روایت است که فرمود:

«اذا احب احدکم صاحبه او اخاه فلیعلمه‏»

هر یک از شما دوست‏یا برادر دینی‏اش را دوست‏بدارد، پس به اواعلام کند.

در حدیث دیگری همین مضمون آمده، با این اضافه که «فانه اصلح‏لذات البین‏»
این اعلام دوستی، برای اصلاح و آشتی میان افراد،شایسته‏تر و مفیدتر است.

نقش ابراز علاقه در خانواده

نکته‏ای که یاد شد، غیر از محیط اجتماعی و روابط انسانی‏مسلمانان با یکدیگر، در محیط خانه و میان افراد خانواده هم مطرح‏است. صفای زندگی به حاکمیت عشق و علاقه بر محیط زندگی ومعاشرت است و اگر دوستی و علاقه نباشد، زندگی جهنمی است‏سوزان و محیطی است‏سرد و بی‏روح.

گاهی گفتن کلمه «دوستت دارم‏»، شعله محبت را فروزان می‏کند و به‏زندگیها روح و نشاط می‏بخشد. ابراز عشق و علاقه در محیط خانواده،میان دو همسر، یا میان پدر و مادر نسبت‏به فرزندانشان خانه را به‏بهشت تبدیل می‏کند. چه دوزخهای سوزانی که معلول کمبود محبت وعاطفه فرزندان از جانب والدین است و حسرت شنیدن «عزیزم، دلبندم،تو را دوست دارم و …» سالها بر دل کودکان می‏ماند و گرفتار عقده کمبودمحبت می‏شوند.

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«قول الرجل للمراه انی احبک لا یذهب من قلبها ابدا»

اینکه مرد، به‏ همسر خود بگوید: «تو را دوست دارم‏»، هرگز از دل همسر بیرون‏نمی‏رود!

شگفتا که یک جمله کوتاه و ساده، ولی یک دنیا تاثیر وعشق‏آفرینی! و چقدر بخیلند آنان که از گفتن چنین واژه‏های‏محبت‏آوری نسبت‏به همسر و فرزندان و دوستان و بستگان خویش،مضایقه دارند و از عواقب و پیامدهای نیکو و آثار سازنده آن غافلند.

ابراز دوستی و محبت، تنها به گفتن و لفظ نیست. گاهی احترام‏کردن، بوسیدن، نوازش کردن، هدیه و سوغات خریدن و این گونه‏حرکات، نشانه عشق و دوستی است.

رسول خدا(ص) فرمود: «احبوا الصبیان و ارحموهم‏»
کودکان رادوست‏بدارید و به آنان ترحم و شفقت نمایید. لطف و مهربانی به‏خردسالان، گواه عشق و محبت نسبت‏به آنهاست. و ترحم، خود نشانه‏محبت داشتن به فرزندان است. در روایات بسیاری به بوسیدن فرزندتوصیه شده و برای هر بوسیدن اولاد، درجه‏ای در بهشت منظور گشته‏است «من قبل ولده کتب الله له حسنه … .»

در روایت است: روزی حضرت رسول(ص)، دو فرزندش امام‏حسن و امام حسین(علیهماالسلام) را بوسید. اقرع بن‏حابس کنارحضرت بود. گفت: من ده فرزند دارم، تاکنون هیچ کدام را نبوسیده‏ام!پیامبر خدا فرمود: من با تو چه کنم، که خدا رحمت و عطوفت را از دلت‏کنده است. در روایات متعددی هم به رعایت عدالت در بوسیدن وپرهیز از تبعیض در بوسیدن و ابراز محبت‏به فرزندان تاکید شده است.

راستی، فرزندی که از پدر و مادر محبت ندیده و سخن گرم وعشق‏آفرین نشنیده است، آیا به این نتیجه نمی‏رسد که دوستش ندارندو در خانه جایی ندارد و کسی او را به حساب نمی‏آورد؟ و آیا این‏«عقده‏»، بعدها برای او چه پسر باشد و چه دختر، مشکل به بارنمی‏آورد؟ کودکانی که از خانه فرار می‏کنند، پسران و دخترانی که‏جذب برخوردهای عاطفی دشمنان دوست‏نما می‏شوند و به فسادمی‏گرایند، آیا جز معلول فقدان محبت و عاطفه در درون خانواده‏است؟ اگر فرزندان در محیط خانه از نظر عاطفی و محبت اشباع شوند،هرگز به دام شیادان که با تور محبت‏به شکار جوانان و نوجوانان‏می‏پردازند، نمی‏افتند.

بررسی پرونده برخی از بزهکاران و مجرمین یا فراریان از خانه یااقدام‏کنندگان به خودکشی، نشان‏دهنده کمبود محبت آنان در خانه و ازسوی والدین است. در نامه دختری که پس از آلوده‏شدن و گرفتاری دردام شیادان و گرگهای عفاف، اقدام به خودکشی کرده، چنین آمده است(در باره مادرش):

«او مادر من بود. برای تربیت من که تنها فرزندش بودم رنج‏بسیار کشید، ولی‏هرگز نخواست دوست من باشد … روزی رسید که این کمبود را شیطان دیگری‏جبران کرد. من که تشنه محبت‏بودم، دست پرمهر او را به گرمی فشردم و به رویش‏آغوش گشودم. یقین دارم که دختران محبت‏دیده، هرگز دچار این لغزش‏نمی‏شوند. کسی که در خانه‏اش چشمه آب حیات دارد، به دنبال سراب‏نمی‏رود … .»

نتیجه آنکه; حیات اجتماعی، شادابی و صفای خود را مدیون‏محبت و دوستی است. وقتی به کسی علاقه و محبت داریم، چه پدر ومادرمان باشد، چه برادر و خواهرمان، چه فرزندانمان، چه استادمان،چه شاگردمان، چه هر انسان دیگری که به دلیل داشتن فضیلتی وبرخورداری از عملکردی شایسته و تحسین‏برانگیز، محبوب ما شده ودر خانه دلمان جای گرفته است، این دوست‏داشتن و ارادت و عشق رابر زبان آوریم و در دل نگه نداریم.

ابراز دوستی و اظهار علاقه، خود ما را هم مورد علاقه و محبت‏دیگران قرار می‏دهد. معاشرت گرم و محبت‏آمیز با دیگران، هنری‏است‏شایسته که باید کوشید این ادب اجتماعی را فرا گرفت و به کاربست.

پی‏نوشتها:

۱) بحارالانوار، ج‏74، ص‏165.

۲) نهج‏البلاغه، صبحی صالح، خطبه ۱۰۹٫

۳) سوره مائده، آیه ۵۴٫

۴) سفینه‏البحار (چاپ اسوه)، ج‏2، ص‏17.

۵) باب استحباب «اخبار الاخ فی الله یحبه له و ان القلب یهدی الی القلب‏». (بحارالانوار، طبع‏بیروت، ج‏71، ص‏181.

۶) همان، ص‏181.

۷) همان.

۸) همان، ص‏182.

۹) همان.

۱۰) وسائل‏الشیعه (آل‏البیت)، ج‏20، ص‏24.

۱۱) همان، ج‏21، ص‏483.

۱۲) میزان الحکمه، ج‏10، ص‏699.

۱۳) همان، ص‏100.

۱۴) تربیت کودک در جهان امروز، احمد بهشتی، (چاپ جدید)،

۱۵) www.padida.ir

 

ارسال نظر