X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

اخلاق

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مقدمه 

  سه ویژگی عمده در عصر حاضر وجود دارد یه منشا بروز چالش هایی برای تربیت است. ویژگی نخست در بعد فیری و فلسفی، ویژگی دوم در بعد اقتصادی و توسعه ای و ویژگی سوم در بعد فناوری ظهور یافته است. ویژگی نخست در بعد فیری و فلسفی عبارت است از  : تردید در مطلق نگری و روی آوردن به نسبیت گرایی و یثرت گرایی.

 اسلام آشیارا با شی گرایی و انیار حقیقت مخالف است و در عرصه یثرت گرایی نیز، این را نمی پذیرد یه مسلی ها و آیین های مختلف، همه به یی نحو و به یی میزان از حقیقت برخوردار باشند. اسلام با مطلق نگری سازگار نیست ، به این معنی یه تنها خود را از حقیقت برخوردار نمی داند،  بلیه ادیان دیگر را نیز خالی از حقیقت نمی داند.اما از سوی دیگر، یثرت گرایی را در معنای هم توان دانستن آیین های مختلف نیز نمی پذیرد، بلیه نظر بر آن است یه هر چند بهره هایی از حقیقت در سایر آیین ها وجود دارد اما بهره برجسته تر و چشمگیرتری از حقیقت در اسلام جلوه گر شده است. این در واقع، باب گفتگوی اسلام با سایر آیین ها را باز می یند تا هم وجود مشابهات آنها مشخص گردد و هم برجستگی های اسلام نسبت به سایر آیین ها معین گردد

مقدمه   

  سه ویژگی عمده در عصر حاضر وجود دارد یه منشا بروز چالش هایی برای تربیت است. ویژگی نخست در بعد فیری و فلسفی، ویژگی دوم در بعد اقتصادی و توسعه ای و ویژگی سوم در بعد فناوری ظهور یافته است. ویژگی نخست در بعد فیری و فلسفی عبارت است از  : تردید در مطلق نگری و روی آوردن به نسبیت گرایی و یثرت گرایی.

 اسلام آشیارا با شی گرایی و انیار حقیقت مخالف است و در عرصه یثرت گرایی نیز، این را نمی پذیرد یه مسلی ها و آیین های مختلف، همه به یی نحو و به یی میزان از حقیقت برخوردار باشند. اسلام با مطلق نگری سازگار نیست ، به این معنی یه تنها خود را از حقیقت برخوردار نمی داند،  بلیه ادیان دیگر را نیز خالی از حقیقت نمی داند.اما از سوی دیگر، یثرت گرایی را در معنای هم توان دانستن آیین های مختلف نیز نمی پذیرد، بلیه نظر بر آن است یه هر چند بهره هایی از حقیقت در سایر آیین ها وجود دارد اما بهره برجسته تر و چشمگیرتری از حقیقت در اسلام جلوه گر شده است. این در واقع، باب گفتگوی اسلام با سایر آیین ها را باز می یند تا هم وجود مشابهات آنها مشخص گردد و هم برجستگی های اسلام نسبت به سایر آیین ها معین گردد.

 

تربیت چیست؟ 

فراهم آوردن زمینه برای پرورش استعدادهای درونی هر موجود وبه ظهور وفعالیت رسانیدن امکانات بالقوه موجود در درون او را تربیت نامند.هسته سیبی را در نظر بگیریداین هسته استعداد تبدیل شدن به سیب را درون خود دارد ودرصورت فراهم بودن شرایط این استعداد درونی به فعالیت می رسد ودانه یمزبوربه درخت سیب وسپس به میوه های سیب تبدیل خواهد شد . تربیت این دانه، فراهم آوردن شرایط لازم حهت پرورانیدن همین استعداددرونی وبه فعالیت در آوردن خصوصیات بالقوه آن است.درمورد انسان نیز فراهم آوردن شرایط برای شکوفایی همه استعدادهای درونی در جهت رسیدن به هدف مطلوب (با برنامه ای حساب شده) تربیت نامیده می شود.

 

رابطه تربیت و اخلاق

  اخلاق بنا به تعریف عبارت است از مجموعه ملکات نفسانی وصفات وخصایص روحی. اخلاق در این معنا یکی ازثمرات تربیت بلکه مهمترین ثمره آن است. پرورش استعدادهای فکری، ذهنی ، ذوقی وجزآن که همگی دردایره تربیت وازموضوعات آن  هستند.  چون به طور مستقیم با ملکات نفسانی وخصوصیات اخلاقی مرتبط نیستند . جزواخلاق محسوب نمی گردند. بنابراین حاصل ونتیجه تریبت  ، دایره ای  وسیع ترازصفات وخصوصیات  اخلاقی را در  برمی گیرد، ولی چون پرورش استعدادهای دیگرنیز به طورغیرمستقیم   درپرورش اخلاقی انسان نقش دارند، بنابراین درعلم اخلاق از این مباحث نیز سخن به میان  می آید

به عنوان مثال، اگر کسی از نظر ملکات نفسانی واخلاقی به تهذیب و تزکیه بپردازد، امّا ازنظر رشد فکری وقدرت درک وتشخیص ، ضعیف وناتوان باقی بماند، طبیعی است که درمواضع حساس ومهم از تشخیص حدود وثغوروظایف باز خواهد ماند.بنابراین می توان دریافت که هرچند رشد وپرورش استعدادهای ذهنی وفکری ارتباط مستقیم با اخلاق نداردوجزوملکات نفسانی واخلاقی محسوب نمی گردد ، امّا نمی توان از نقش حیاتی آن به عنوان مقدماتی ضروری درخدمت علماخلاق ،  ماند!

 

تربیت و جایگاه اصول در نظریه های تربیتی

 با سلام. به عنوان سو ال آغازین بفرمایید یه چه تعریفی از تربیت می توان به دست داد؟

در پاسخ به این سو ال دو مفهوم قابل تعریف است. ییی مفهوم \”تربیت\” و دیگری مفهوم \”اسلامی\”، یه این دو وقتی در ینار هم قرار می گیرندکه ممین است از یی جهت به یی ناسازگاری هایی برسند و از نگاه دیگر میمل هم و شاید عین هم باشند. البته بستگی به این دارد یه چه تعریفی از تربیت داشته باشیم.

پس از تعریف، می توان تربیت را از دیدگاه اسلامی مطرح یرد و بگوییم تربیت اسلامی،یا تربیت دینی و امثال اینها. اگر تربیت را به منزله فعلیت یافتن فطرت إنسان یا اندوخته ها و درون مایه های فطری إنسان تلقی ینیم، این تربیت همان تربیت دینی می باشد ولی اگر تربیت را به معنای عام آن، یا در قالب روییردهای علمی و تجربی بگیریم، چیزی است یه امروزه تحت عنوان علوم تربیتی و روان شناسی یا علم تربیت مطرح است. این جاست یه باید با چالشی جدید مواجه شد. به این معنی، یه آیا می توانیم بگوییم \”تربیت\” اسلامی، روان شناسی اسلامی، فیزیی اسلامی، شیمی اسلامی یا جامعه شناسی اسلامی. یا اینیه اساسا اینگونه پسوندها، از نظر مبانی نظری نقدپذیر و تا اندازه ای هم تردیدپذیر ند .

 

مهمترین نوع تربیت

ازنظر ما وهرمکتب اندشیده ای بهترین نوع تربیت آن تربیتی است که در برگیرنده مقتضای فطرت وطبیعت وضرورتهای سیاسی واجتماعی ومصالح فرد وجامعه باشد وبه هر فرد آن چیزی رابدهدکه:

– مقتضای فطرت وخواسته های درونی اوست :

– بدان نیاز طبیعی ، غریزی واجتماعی دارد.

– قادربه بهره برداری ازآن ومورد استفاده قرار دادن آن است.

– مصا لح حیات فردی واجتماعی  درأن مورد توجه است.

وبراین  اساس  است که تربیت باید دو جنس باشد، نوع تعلیما ت وحدود آن ، وحتی نوع روش آن وکیفیت ارزیابی وفرم اجرای برنامه برای پسر ودختر متفاوت گردد.

دلایل نیاز انسان به وحی در زمینه تربیت

۱ – ناتوانی انسان از شناخت کامل خود. 

تربیت وپرورش انسا ن وبسوق دادن او به سوی کمال در درجه اول درگرو شناخت رقیق وآگاهی کامل او به تمامی استعداد ها  نیروها  وزوایای وجودش است . تمامی اقدامات تربیتی ، موکول به شناخت دقیق وکامل از انسان است.

۲- گستردگی دامنه ی تربیت درانسان

دلیل دیگر براین تربیت انسان ، به خصوص تربیت روحی واخلاقی او، از عهده دانش وعقل اوبیرون است، این است که:

اولاً روح انسان حساسیت اثر پذیری است تا آن جا که از هر عامل کوچکی متاثر  میشود. این آمار گاهی محسوس وگاهی نامحسوس است .

به تناسب رشد استعداد های درونی وافزایش نظافت روحی ، این اثر پذیری افزایش می یابد.

ثانیا عوامل موثر در زمینه ی روحی انسان محدود ومعدود نیست ، بلکه بی شمار است.  برخی از این عوامل ،  درونی وبرخی بیرونی اند. عوامل بیرونی از قبیل صحنه های که با آنها روبرو می شویم، غذاهایی که می خوریم، عوامل جوّی مصائب وگرفتاری ها، موفقیتها وکامیابی ها وتاثیرات روحی دیگر در ماحتی نگاههای ساده آنان و… وبه طور کلی تمامی عوامل محیطی که به نحوی باآنها در ارتباط هستیم. عوامل درونی از قبیل کشتنهای غریزی ، عاطفی واحساسی ، خیالات وخطورات قبلی، افکار واندیشه ها،احساساتی که در اثر سیر وعرج روحی پیدا می شوند.

طوفانهای نفسانی (نفس امّاره) که هرلحظه ممکن است با دخالت عوامل گوناگون در درون إنسان ایجاد شود وحال او در جهت حیوانیت دگرگون سازد .

واضح است که احاطه بر همه این عوامل موثر که دایره ای بسیار وسیع داشته واز تنوع فوق العاده ای برخوردارند، ازعهده علم وتوانایی انسان خارج است .

 

دو نوع خود در تعا لیم اسلامی 

انسان به اعتباری دارای دو گونه ((خود)) است، که یکی خود حقیقی وملکوتی اوست، ودیگر خود ((پنداری)) وخیالی که ازآن تعبیر به((ناخود))کردیم.

حضرت امیرالمومنین (ع)می فرماید:

اقبل علی نفسک بالابارعنها .
به نفس خود روکن باروگردانی از آن .

آنچه که به ظاهر در این جا مشاهده می شود ناشی از توجه به آن دو نوع ((خود)) است. آن جاکه امر به مخالفت با نفس شده است، مراد غوطه پنداری وخیالی است؛ وآن جا که از کراخت نفس سخن به میان آمده مقصود همان خود ((ملکوتی)) یا خود واقعی است.

 

خوش رفتاری باوالدین

 

– هرکه به پدرومادرخود، نگاه تند وخشم آلود کند، اگرچه به وی ستم کرده باشند خداوندنمارش را نمی پذیرد.                                                                                                        امام صادق(ع)

 

نیکی وخوش رفتاری باهمسایه 

– هرکه باهمسایه نیکویی نکند از ما نیست .           امام صادق(ع)

– همسایه آدمی مثل خود اوست ، باید به او ضرر نرساند واورابه گناه نیفکند، حرمت همسایه بر همسایهمثل حرمت مادر است .                                                                                                                                                     

– نیکی در برابر بدیبدیهای دیگران را با نیکی مقابله کنید.         رسول اکرم (ص)

 

عفووگذشت  

–     آیا شما را از بهترین آفریده های دنیا و آخرت خبربدهمی  عفو کردن کسی  که برشما ستم کرده ،  یوستن با کسی که از شما بریده، نیکی کردن به کسی که به شما بدی کرده، بخشش به کسی که از شما منع کردن است.        پیامبراکرم (ص)

 

دامنه عاطفه در آموزش های اسلامی

از نظر اسلام روابط عاطفی بین انسان ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

در آموزش های اسلامی جزئیات وظرایف مربوط به روابط انسانی به دقت مورد توجه قرارگرفته است. از نظر اسلام، روابط خشک، بی روح وعادی از فروغ عاطفی وگرمی مهروصفا فاقد ارزش واقعی است. ودرخورانسهای واقعینیست. اسلام دستورات دقیق بسیاری برای برقراری وتنظیم روابط عاطفی بین مسلمانان دارد. که از نزدیکترین خویشاوندان تا دورترین افراد جامعه را در برمی گیرد. برای آشنایی بادور نمایی از این دستورات، نمونه هایی از آموزش های اسلامی رادر این زمینه نقل می کنیم :

 

پیشی گرفتن در اسلام

 پیشی گرفتن در اسلام نشانه اظهار تواضع وپیشقدمتی در گشودن باب مراده با دیگران است:  

– سزاورارترین مردم به خدا ورسول او ، کسی است که  اسلام آغاز کند.             پیامبراکرم(ص)

 

مصافحه 

– مصافحه کردن (دست دادن) با مومن از مصافحه کردن با ملایک برتر است.        امام صادق (ع)

پیشی گرفتن در آشتی

 -هردومسلمانی که از یکدیگر قهر دوری  می کنند وسه روز چنین باشند، ازاسلام بیرون روند میان آن ها پیوند ودوستی دینی نخواهد بود؛ وهر کدام به صلح وسخن گفتن پیشی گیرد، او در روز حساب زودتر به بهشت درآید.       پیامبراکرم (ص)

 

دیدارمومن

دراسلام بردیدار دوستان،آشنایان وپرهیزاز هر گونه بی توجهی، بی وفائی وفراموشکاری تاکید فراوان شده است .

– خداوند متعال  : بهشتی است که جزسه کس وارد آن نشوند: کسی که برچند خود به حق حکم کند، کسی که برادر مومن خود را برای خدا دیدارکند، کسی که برادر مومن خود را بر خویش ترجیح دهد   امام باقر(ع)

 

حق همراهی  

علاوه بر حقوقی که مسلمانان نسبت به هم دارند، همقدم شدن وبا کسی مقداری از راه همراهی کردن،حقوقی را ایجاد می کند که باید مراعا ت شود .

– هر که چهل قدم با مومنی همراهی می کند، خداوند روز قیامت او را از بابت وی مورد سوال قرار خواهد داد.                    امام صادق (ع)

نیکی کردن به دیگران

 – به برادر خود نیکی کنید اگر چه خوب با خوب سلام کردن و جواب سلام دادن باشد         امام صادق (ع)

سبقت در نیکی  

 در نیکی به برادارن خود با یکدیگر مسابقه گذارید واهل نیکی باشید.         امام صادق (ع)

–  اصلاح میان مردم برترین صدقات میان مردم است .            پیامبراکرم (ص)

تلاش در برآوردن نیاز انسان  

یکی از ویژگی های مسلمان واقعی تلاش در برآوردن نیازهای دیگران و خدمت به آنان است

– هر که نیاز برادر دینی خود را بر اورد  چنان است که در همه عمر خدا را عبادت کرده است.                                                                                                                                          پیامبر اکرم (ص)

– وهرکه سودش به دیگران بیشترباشد،برترازدیگران است .

هرکه نیازبرادر دینی خود را برآورد، چنان است که در همه ی عمر، خدا را عبادت

کرده است.        پیامبراکرم (ص)

 

خدمت به یکدیگر 

– مومنین خدمتگذاریکدیگرند.          امام صادق(ع)

مهرورزی با مردم                

 اصل وپایه عقل، بعد از ایمان بهاوندمتعال، مهرورزی ومحبت کردن با مردم است.          امام صادق (ع)

زیاد کردن دوستان  

 از جمله توجیه های دیگر تعالیم اسلامی، برقراری پیوند دوستی وعاطفی، با دیگران، مراعات حق، به جا آوردن آداب دوستی وحفظ وافزایش تعداددوستان است.    

دوستان خود را زیاد کنید که آنان در دنیا یاور شما ودر آخرت شفاعتخواه شما هستند.        امام صادق (ع)

مراعات حقوق برادری  

  مومن سی حق بربرادر خود دارد که مسولینش از بابت این حقوق برطرف نخواهد شد مگر با ادای آن ها یا گذشت صاحب حق از آن جمله است: شرط دوست را نگه دارد. هنگام بیماری به عیادت او رود، به خوبی یاریش کند ونیازش رابرآورد. همواره اوراخیرخواهی کند، مانع بدگویی درباره اوشودعذرش رابپذیرد. لغزش اوراببخشد، اورا به راست دوست بدارد وبا اودشمنی نکند،…

 

برداشت نادرست از علم اخلاق

 

 در این جا ما باید به درستی یک تصورشایع در مورد علم اخلاق اشاره کنیم:  

بدین معنی که، عده ای علم اخلاق را نه علمی از  قبیل تعلیم وتعلم، بلکه مشتی مواعظ ومضایح می شناسند ،که تنها از راه ایجاد ((چال)) می توان آن ها را در متعلم تثبیت کرد. چنین برداشت نادرستی در میان کسانی شیوع دارد که به ماهیت این علم ونقش حیاتی آن در ایجاد بینش صحیح اخلاقی وتعلیم راه ورسم خودسازی آگاه نیستند.

 

نتیجه گیری

توضیح این که هر گونه  تحول اخلاقی در انسان مسبوق به بصیرت وآگاهی است. درمراحل گوناگون تربیت، نکات حال ظرایف فراوانی پیش می آید که تا شخص از بینش صحیح ومعلومات کافی در آن زمینه برخوردار نباشد، موفق به تربیت صحیح خویش نمی شود. بنابراین هدف علم اخلاق ایجاد احساس های روحی مطبوع ، ولی زودگذر در متعلمین نیست . این قبیل احساس ها که در زمان پیش می آیند، استوار ند. سازندگی روحی ومعنوی انسان قبل ازهمه  ، محتاج پیدایش بصیرت است  . تحول وانقلاب درونی که متکی بر علم ومعرفت نباشد ،  پشتوانه قابل اعتمادی  ندارد.

 

امام علی (ع) بی نتیجه بودن کسانی را که عمل آنها از روی بصیرت وبینش نیست چنین بیان می فرماید:

اَلْمُتَعَبِّدُ بِغَیْرِعِلْمٍ کَحِمارِالطّاحولَهِ یَدوُرُولا یَمْبَرحُ مِن مَکانهِ.

عابدی علم، همچون چرخ آسیاب است که همواره دریک جا می چرخند وگاهی پیش نمی برند.

از این بیان تند وتکان دهنده که در تعالیم اسلامی ،  نظایر زیادی دارد، می توان به اهمیتی که اسلام برای علم ومعرفت، وضرورت تعلیم وتربیت قائل است  نام  برد وبی اعتباری سخن کسانی که اخلاق را محتاج آموزش جدی نمی شناختند، دریافت.

 

 

 منبع : www.padida.ir

 

ارسال نظر