سه شنبه , 16 سپتامبر 2014

کفش پیاده روی تن تاک

خـريد پستي >> قيمت فقـط : 168000 تـومان

خـريد پستي >> قيمت فقـط : 19900 تـومان

ساعت دیواری یاس

خـريد پستي >> قيمت فقـط : 55000 تـومان

اقيانوس شناسي

آبهاي كره زمين را در يك تقسيم بندي كلي به آبهاي اقيانوسي و آبهاي قاره اي تقسيم بندي كرده اند كه هر يك از آنها نيز با توجه به شكل و موقعيت مكاني به واحد هاي كوچكترتقسيم بندي مي شوند. اين طبقه بندي اگر چه يك طبقه بندي توصيفي است، ولي از نظر كاربردي و سهولت مطالعه بسيار مفيد است. آبهاي قاره اي در واقع جز بسيار كوچكي ازآبهاي اقيانوسي است. چرخه آبشناسي به طور موقت به روي خشكي ها انتقال يافته و دوباره به مبدا خود يعني دنيايي اقيانوس بر مي گردد. در اين فرآيند همين جز كوچك نيازهاي زيستتي جانداران خشكي ها را تامين كرده و فعاليت هاي مختلف انساني را شكل مي دهد، به همين سبب بيشتر مورد توجه انسانها قرار گرفته است. ولي اگر موضوع با ديد وسيع تري مورد بحث قرار گيرد، در واقع آبهاي اقيانوسي و چگونگي پراكندگي جغرافيايي آنهاست كه تمام شرايط طبيعي سطح كره زمين را تعيين كرده و آنرا كنترل مي كند. به ظاهر بين آبهاي قاره اي و آبهاي اقيانوسي از نظر حجم، شكل، مكان و ويژگيهاي فيزيكي و شميايي تفاوتهاي زيادي وجود دارد، ولي همه اينها ناشي از اثرات موقعيت مكاني و شرايط حاكم بر آن است و الا آبهاي كره زمين در هر شكل و حالتي كه باشند اختلاف ذاتي ندارند.

<!–[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 <!–[if gte mso 9]> <!–[if gte mso 10]>
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:\”Table Normal\”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:\”\”;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:\”Calibri\”,\”sans-serif\”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:\”Times New Roman\”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
table.MsoTableGrid
{mso-style-name:\”Table Grid\”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-unhide:no;
border:solid windowtext 1.0pt;
mso-border-alt:solid windowtext .5pt;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-border-insideh:.5pt solid windowtext;
mso-border-insidev:.5pt solid windowtext;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:10.0pt;
font-family:\”Times New Roman\”,\”serif\”;}

اقيانوس شناسي 

آبهاي كره زمين را در يك تقسيم بندي كلي به آبهاي اقيانوسي و آبهاي قاره اي تقسيم بندي كرده اند كه هر يك از آنها نيز با توجه به شكل و موقعيت مكاني به واحد هاي كوچكترتقسيم بندي مي شوند. اين طبقه بندي اگر چه يك طبقه بندي توصيفي است، ولي از نظر كاربردي و سهولت مطالعه بسيار مفيد است. آبهاي قاره اي در واقع جز بسيار كوچكي ازآبهاي اقيانوسي است. چرخه آبشناسي به طور موقت به روي خشكي ها انتقال يافته و دوباره به مبدا خود يعني دنيايي اقيانوس بر مي گردد. در اين فرآيند همين جز كوچك نيازهاي زيستتي جانداران خشكي ها را تامين كرده و فعاليت هاي مختلف انساني را شكل مي دهد، به همين سبب بيشتر مورد توجه انسانها قرار گرفته است. ولي اگر موضوع با ديد وسيع تري مورد بحث قرار گيرد، در واقع آبهاي اقيانوسي و چگونگي پراكندگي جغرافيايي آنهاست كه تمام شرايط طبيعي سطح كره زمين را تعيين كرده و آنرا كنترل مي كند. به ظاهر بين آبهاي قاره اي و آبهاي اقيانوسي از نظر حجم، شكل، مكان و ويژگيهاي فيزيكي و شميايي تفاوتهاي زيادي وجود دارد، ولي همه اينها ناشي از اثرات موقعيت مكاني و شرايط حاكم بر آن است و الا آبهاي كره زمين در هر شكل و حالتي كه باشند اختلاف ذاتي ندارند.

آبهاي اقيانوسي

حدود 94 درصد از مجموع آبهاي سياره زمين، محيط يك پارچه اي تشكيل مي دهد كه بيش از دوسوم زمين را پوشانده است اين مجموعه پر حجم به دنيايي اقيانوس موسوم است. پراكندگي ناموزون خشكي ها و برآمدگي ها مختلف در زير آب، دنياي اقيانوس را به چند اقيانوس و چندين دريا با شكل هاي مختلف تقسيم كرده است.

اقيانوس هاي وسيع و عميق هستند. بهمين سبب آب اقيانوس ها داراي ويژگهاي مشترك بوده و دامنه تغييرات در آنها خيلي كم و تدريجي است، ولي درياها كه دركنار و يا ميان خشكي ها قرار دارند. به اين سبب تحت تاثير شرايط اقليمي خشكي هاي مجاور بوده و ويژگيهاي آب آنها، نه تنها با اقيانوس ها فرق مي كند، بلكه از اين لحاظ تفاوتهاي چشم گيري بين خود درياها نيز مشاهده مي شود، از اين رو درياها بر حسب موقعيت شان نسبت به خشكي ها، به درياهاي كناري و درياهاي داخلي تقسيم مي شوند درياهاي كناري در

حاشيه قاره ها قرار گرفته اند و در ظاهر بخشي از اقيانوس ها مي باشند، ولي از بعضي جهات با آنها تفاوت دارند. در واقع ارتباط اين درياها با اقيانوس در آبهاي سطحي بوده و بيشتر آنها درياهاي كم عمق هستند در درياهاي عميق نيز رشته كوههاي زير آب مانع از اختلاط آبهاي عمقي مي باشند. اين عدم ارتباط عمقي و وسعت نواحي كم عمق به علاوه مجاورت با قاره ها روي ويژگيهاي آب و تمام پديده هاي مربوط به آن تاثير مي كند.

درياهاي داخلي با خشكي ها احاطه شده و ارتباطشان با اقيانوس يا با درياها كناري توسط تنگه ها و گذرگاه هاي باريك و كم عمق است از اينرو درياهاي داخلي بيشتر از درياهاي كناري تابع شرايط اقليمي خشكي ها مجاور بوده و هر يك از ويژگيهاي خاص خود را دارد.

پراكندگي جغرافيايي اقيانوس ها

اگر پراكندگي اقيانوس ها را بر حسب عرض جغرافيايي مورد بررسي قرار دهيم در نظر اول تفاوت بين نيمكره شمالي و نيمكره جنوبي چشمگير است زيرا 81 درصد از سطح نيمكره جنوبي پوشيده از آب است در حالي كه در نيمكره شمالي اين نسبت از 62 درصد تجاوز نمي كند. يعني بيشتر خشكي ها در نيمكره شمالي هستند گويي قاره ها به سوي قطب شمال كشيده مي شوند. هنگامي كه نسبت آب در روي مدارات معيني در دو نيمكره مورد بررسي قرار مي گيرد اين ناهماهنگي در توزيع آبها بهتر ديده مي شود.

عرض جغرافيايي

نيمكره شمالي

نيمكره جنوبي

0-10

78%

765/6

10-20

73/3%

78/1%

20-30

60/3%

77%

30-40

57/8%

89/6%

40-50

48/5%

98%

50-60

43/3%

99/2%

60-70

29/3%

90%

70-80

70/3%

26/9%

80-90

90%

0

جدول 1- مقايسه نسبت آبها بر حسب عرض جغرافيايي در دو نيمكره.

با توجه به جدول فوق به وضوح حداكثر گسترش آب در نيمكره شمالي بين مدار 80 و 90 درجه جائيكه حوضه قطب شمال است مشاهده مي شود، در حالي كه در نيمكره جنوبي درست بين همان مدارهاي خشكي قطب جنوب قرار گرفته و تقريبا تماما خشكي است.در نيمكره جنوبي حداكثر گسترش آب بين مدار 50 و 60 درجه است،‌در مقابل در نيمكره شمالي بين همان مدارها نسبت آب خيلي كم بوده و در 65 درجه به حداقل مي رسد. اگر پراكندگي آبهاي اقيانوسي را بر حسب شكل حوضه و موقعيت آنها مورد بررسي قرار دهيم پنج پهنه آبي وسيع قابل تفكيك است كه همان پنج اقيانوس معروف در جغرافيايي كلاسيك مي باشد.

بين قاره آمريكاي شمالي و جنوبي از يك سو و قاره آسيا و استراليا از سوي ديگر بزرگترين پهنه آبي دنيا يعني اقيانوس آرام قرار دارد. شكل ان شبيه بيضي است. در شمال از طريق دريايي برينگ با گذرگاه كم عمقي به حوضه قطب شمال وصل مي شود ولي در جنوب بدون هي مرزي مشخص به اقيانوس هاي ديگر پيوسته است.

اقيانوس اطلس با كرانه هاي شرقي آمريكاي شمالي و جنوبي و سواحل غربي اروپا و آفريقا محدود شده است. اين اقيانوس به شكل دوك طويلي است كه در شمال بيشتر باريك شده و توسط دريايي نروژ و چند گذرگاه كوچك ديگر به حوضه قطب شمال مي پيوندد.

اقيانوس هند در جنوب قاره آسيا يسن افرقا و استراليا قرار گرفته و از دو اقيانوس قبلي كوچك تر است.

اقيانوس منجمد شمالي در اطراف قطب شمال توسط سواحل شمالي قاره هاي امريكا و اوراسيا احاطه شده است. شكلي تقريبا گرد دارد و وسعت آن بيش از 14 ميليون كيلومتر مربع نيست اين اقيانوس به عقيده بعضي ها يك نوع خليج از اقيانوس اطلس شمالي است كه از نظر ويژگيها فيزيكي به يك دريايي كناري بيشتر شباهت دارد، از اينرو اغلب آن را حوضه قطب شمال مي گويند.

آبهاي اطراف خشكي قطب جنوب نيز به اقيانوس منجمد جنوبي موسوم است، ولي در واقع در نيمكره جنوبي فقط يك اقيانوس وسيع وجود دارد. كه به سوي شمال قاره ها آن را به سه حوضه آرام، اطلس و هند تقسيم كرده اند. در نيمكره جنوبي مرز اقيانوس ها قراردادي است. در اداره هيدروگرافي بين المللي مرز اقيانوس منجمد جنوبي را خط فرضي كه دواغه

هورن،‌ دماغه اميدنيك و جنوبي ترين نقطه استراليا را بهم وصل مي كند، تعيين كرده است. اين مرز اگر چه مشخص است ولي يك مرز طبيعي نيست. J.Rouch دانشمند فرانسوي مرز اين اقيانوس را خط هم دماي 5+ درجه سانتيگراد در سردترين ماه دانسته است. چون حدود اقيانوس ها در نيمكره جنوبي به طور دقيق مشخص نيست امروز اغلب از سه اقيانوس نام برده مي شود.

1- اقيانوس آرام به وسعت 177 ميليون كيلومتر مريع

2- اقيانوس اطلس به وسعت 106 ميليون كيلومتر مريع

3- اقيانوس هند به وسعت 77 ميليون كيلومتر مريع

ژئومورفولوژي كف اقيانوس ها و درياها

عوارض مهم در زير ابهاي اقيانوسي:ساختمان پوسته زمين در كف حوضه هاي اقيانوسي با پوسته قاره اي تفاوت اساسي دارد. پوسته قاره اي از سنگهاي نوع گرانيت و رسوبي تشكيل شده و ضخامت متوسط آن 30 تا 40 كيلومتر است. در حالي كه پوسته اقيانوسي از نوع بازالت بوده و فاصله موهو (گسستگي موهوروويچ) از سطح آب اقيانوس از 10-5 كيلومتر بيشتر نيست. پوسته اقيانوسي از سه لايه تقريبا منظم تشكيل شده است. زير آب اول رسوبات نرمي است كه ضخامت آن با افزايش عمق كم مي شود. اين رسوبات در اعما ق كمتر از 4000متر به ضخامت حدود 1000 متر ديده مي شود. ولي در اعماق بيشتر از 5000 متر به كمتر از نصف تقليل مي يابد. زير رسوبات نرم يك لايه رسوبي سخت شده قرار دارد كه ضخامت آن نيز چندان زياد نيست (حدود 2000 متر).

بعد از آن سنگهاي بازالتي است كه تا موهو ادامه دارد. در زير آب فرآيند هاي بيروني شكل زايي نيز با آنچه در روي خشكي ها جريان دارد يكسان نيست. باين سبب اشكل ناهمواريهاي روي خشكي ها تفاوت زياد دارد، فقط در مناطق كم عمق، جائيكه گمان مي رود زماني بيرون ازآب قرار داشته شكلهايي شبيه روي خشكي ها ديده مي شود.

در حاشيه تمام درياها نوار كم عمقي شيب ملايم ديده مي شود كه آن را فلات قاره يا دشتاب مي گويند (كانيفنتال شلف) دشتاب يا فلات قاره ناحيه كم عمق سواحل مي باشد كه با شيب كم (حدود 2 در هزار) از خط ساحل به طرف دريا كشيده شده است. شيب زمين در حاشيه دشتاب تغيير يافته و به دامنه اي نسبتا شيب دار تبديل مي شود. اين تغيير شيب در

عمق معيني صورت نمي گيرد. ولي در بيشترموارد در عمق حدود صد متر ديده مي شود. پهناي دشتاب تابع شكل ناهمواري ساحلي است. دشتاب از نظر وير گي هاي زمين شناسي جز خشكي ها است در مورد چگونگي تشكيل آن عقايد متفاوتي ارائه شده است. بعضي آن را نتيجه فرسايش ساحلي مي دانند. اين نظريه اگر چه معقول است ولي براي چنين مكانيزمي پيشروي دريا به مدت طولاني ضرورت دارد. بنا به نظريه ديگر، همواري نسبي دشتاب نتيجه فرسايش بيرون ازآب مي باشد. وجود دشتاب در پيرامون تمام درياها و اقيانوس ها، هم چنين مشاهده آثار فرسايش آبهاي جاري و يخچالي روي دشتاب از جمله دلايل مثبت اين نظريه مي باشد. عده اي نيز با تكيه بر اينكه در بيشتر نقاط حاشيه دشتاب در عمق حدود 100 متر شروع مي شود و نوسان منفي و مثبت سطح اقيانوس در پليوستوسن در حدود همين مقدار برآورد شده است، پيدايش دشتاب را به نوسان سطح درياها در پليوستوسن مربوط مي دانند. از حاشيه دشتاب كه اغلب در عمق حدود 100 متر ديده مي شود. شيب زمين بيشتر شده ودر فاصله كوتاهي به اعماق زياد ميرسد، اين بخش شيب داررا دامنه قاره يا شيب قاره نام داده اند (كانتينتال اسلوب) نيمرخ اين دامنه معقر (كاو)است. بخش بالايي بين 10تا20 درصد شيب دارد ولي در بخش پاييني شيب از 5درصد بيشتر نيست. بخش بالايي ان اغلب از سنگ بستر بوده ولي بخش پاييني حاصل تراكم مواد هاست كه از روي دشتاب گذشته وبه آنجا رسيده است .دامنه قاره در همه جا با يك مكانيزم ايجاد نشده است. در بيشتر نقاط با حركات زمين ساختي ارتباط دارد كه يا به صورت يك پرتگاه گسلي و يا يك چنين تك شيب است .در مواردي هم اين دامنه، هم چنين خود شتاب نتيجه تراكم در دلتاهاي عظيم است. و شتاب ودامنه قاره در مقابل دلتاي نيل وگنگ نمونه هاي معروف اين مورد ميباشد. دامنه قاره ودشتاب با هم به شكل پاد گانه اي درحاشيه تمام درياهاو اقيانوس ها مشاهده مي شوند. در پاي دامنه قاره كف، حوضه هاي اقيانوسي گسترش يافته است كه به آن دشت هاي مغاكي نيز مي گويند. (آبيسال پلين). اين خوضه ها توسط برآمدگي هاي مختلف از همديگر جدا شده اند. كف حوضه ها محل تراكم گل . لاي است به همين سبب آنها را دشت مغاكي نيز مي گويند. بيشتر اين دشتها در اعماق بين 3000-6000 متر قرار دارد، گاهي به سبب اختلاف سطح بين دو حوضه، گل و لاي حوضه بالاتر به سوي حوضه پايين تر جريان مي يابد. بدون شك تكان هاي زمين عامل چنين

پديده اي است در اقيانوس آرام و اقيانوس هند كف بعضي از حوضه ها با گدازه هاي آتشفشاني پوشيده شده است. اين گدازه ها از دهانه مخروط هاي آتشفشاني و يا از شكاف هاي كف اقيانوس بيرون ريخته و در اطراف گسترده شده اند. در سطح دشت هاي مغاكي نيز مانند دشت هاي روي خشكي ها عوارض مختلفي مانند تپه، فلات، پرتگاه و چاله مشاهده مي شود. بين كف حوضه ها و دامنه قاره اي بخش نسبتا برجسته اي ديده مي شود كه به آن برآمدگي قاره گفته مي شود. (كانتيننتال ريز) كف اقيانوس ها با رشته كوههاي عظيمي موسوم به رشته كوههاي پشتي اقيانوسي (ميد اكنپك ريج) و ارتفاعات كم اهميت ديگر به حوضه هاي كوچك و بزرگ تقسيم شده و كوههاي منفرد و برجستگي هاي ديگر در بعضي نقاط يكنواختگي كف حوضه ها را بهم مي زنند.

مهمترين عارضه در زير آبي ها اقيانوسي رشته كوههاي عظيمي است كه در طول حدود 60000 كيلومتر (يعني يك برابر و نيم پيرامون كره زمين) كشيده شده است. اين رشته كوهها، علاوه بر عظمت، از نظر ويژگيهاي ساختمان و سنگ شناختي، با رشته كوههاي كه در روي خشكي ها مي بينيم تفاوت دارد. اين كوهها در اقيانوس اطلس درست در وسط قرار دارند. چون اولين بار كف اقيانوس اطلس مورد شناسايي و بررسي قرار گرفته، لذا اين رشته كوهها ارتفاعات وسط اقيانوس يا رشته كوههاي پتي ناميده اند. ارتفاع رشته كوههاي پشتي از كف حوضه هاي اقيانوسي بيش از سه هزار متر است و پهناي آنها بين 1000 الي 1200 كيلومتر تغيير مي كند. نيمرخ عرضي اين رشته كوهها همه جا خيلي شبيه هم هستند. در رشته هاي پشتي اطلس و هند يك فرورفتگي در محور رشته ديده مي شود كه برآمدگي هاي طرفين آن به صورت ستيغ هاي به طور متقارن قرار گرفته اند. اين برآمدگي ها به سوي طرفين رفته رفته ارتفاع خود را از دست داده و بالاخره با دشت مغاكي كه در پاي آنها كشيده شده هم سطح مي شوند.

از نظر ساختمان، فرورفتگي مركزي يك دره ريف (دره اي است كه درنتيجه فرونشيني قسمتي از زمين مابين دود گسل كم و بيش موازي و يا در طول گسل تشكيل مي شود. اين قبيل دره ها را گرابن نيز مي گويند كه يك اصطلاح آلماني است.) است كه با گسل هاي مستقيم (نرمال) محدود شده است. در امتداد اين درها دهانه ها و شكاف هاي آتشفشاني رديف شده است. در روي دره ريف جريان حرارتي زياد است، زيرا در اين قسمت به طور

مداوم ماگماهايي مذاب بيرون مي ريزد و رگه هاي سنگ در حال تشكيل است. بعضي از شكاف ها به مرور زمان بسته مي شوند ولي بعضي ديگر از ده ميليون سال بيش در حال فعاليت بوده است. رشته كوههاي پشتي تماما از سنگ هاي بازالتي اليوين دار تشكيل شده است. جزاير آتشفشاني ئابسته به رشته كوهها نيز از همين سنگها ست در بخش محوري يعني ريف و ارتفاعات نزديك آن مواد رسوبي ديده نمي شود. رسوبات از فاصله معيني از محور رشته كوه شروع و به تدريج ضخيم ترمي شوند تا به دشتهاي مغاكي طرفين رشته كوهها بپيوندند. رشته كوههاي پشتي اقيانوس در عين پيوسته بودن ار قطعات زياد تشكيل شده است. اين رشته طولاني با گسل هاي زيادي به طور عرضي بريده شده است. گسل ها از نوع گسل با جابجايي افقي است و قطعات بزرگ كوه بين اين گسلها در طول صد ها كيلومتر جابه جا مي شوند. به اين گسلها، گسلهاي تبديلي مي گويند. (ترانسفورم فالت). تشكيل اين رشته كوهها نتيجه فعاليت آتشفشاني است ولي نحوه آن به درستي معلوم نيست. نظرآرهكفر كه آن را به سبب جريان همرفتي (كنوكسيوني) مي داند،‌ تاكنون مورد قبول دانشمندان است. بنا به اين نظريه، ماگماي مذاب ازداخل گوشته زمين در طول ريفت رشته كوههاي پشتي بالا مي آيد كه باعث تشكيل اين رشته كوه هاست. قسمت سرد اين سيستم (جريان همرفتي)‌ در محل گودال هاي باريك در حاشيه قاره هاست كه در آنجا پوسته اقيانوسي به زير پوسته قاره اي خميره و در گوشته فرو مي رود.

از عوارض مهم ديگر گودال هاي باريك هلالي شكل است كه همواره در كنار آنها يك رشته جزيره با همان روند در كنار آن قرار رفته است. اين گوداها عميق ترين نقاط اقيانوسها را تشكيل مي دهند. عمق انها عموما بيش از 6000متر است. عميق ترين آنها در كنار جزاير ماريانا در موقعيت 11 درجه و 20 دقيقه عرض شمالي و 142 درجه طول شرقي در اقيانوس كبير قرار دارد. عمق اين گودال قبلا بوسيله ژرف ياب 1880 متر تعيين شده بود، ولي هنگامي كه سرنشينان با طي اسكاف تريست در سال 1960 به كف اين گودال رسيدند، چاله باريكتري در وسط آن كشف كردند كه شبيه آبشخوري به عرض 800 متر و طول 32 كيلومتر است و عمق آن از سطح دريا با 11500 مترمي رسد. اين چاله را چالبخرديپ ناميده اند.

جزايري كه در كنار گودالهاي هلالي، عميق قرار دارند قلل رشته كوههاي است كه در كنار

اين گودالهاي و در همان روند كشيده شده است. اين گودالهاي و جزاير با هم يك سيستم يا مجموعه تشكيل مي دهند. طرف كوژ (محدب) اين سيستم در همه جا به سوي اقيانوس است، هم چنين در همه گودالها در سمت اقيانوس و جزيره ها در سمت خشكي ها قرار گرفته و اغلب بين جزاير و خشكي يك دريا كم عمق وجود دارد. پيدايش اين سيستم بعلت فرورفتن پوسته اقيانوس در زير پوسته قاره اي است كه از يك طرف گودالهاي باريك و عميق وجود دارد و از طرف ديگر در نتيجه اين پديده فعاليت آتشفشاني در محل برخورد دو پوسته رشته كوه ها و جزاير را ايجاد مي كند. در مورد شكل هلالي يا قوسي اين سيستم توضيح قانع كننده اي تا حال ارائه نشده است.

كوههاي اقيانوسي (سي مونتز): فعاليت آتشفشاني كه در مجاورت محور رشته كوههاي پشتي و ساير نقاط اقيانوسها و در جريان است برآمدگي هائي به شكل و ابعاد مختلف مي سازد كه به آنها كوه هاي دريائي مي گويند. در كف اقيانوس ها هزاران مخروط آتشفشاني سربرافراشته كه ارتفاع بعضي از آنها به چندين هزار متر (از كف اقيانوس ها) مي رسد. اين كوهها كمتر در معرض فرآيند هاي فرسايش هستند به اين سبب اغلب شكل ساختماني خود را حفظ مي كنند. جزاير در اقيانوس ها اثار يك فعاليت طولاني آتشفشاني است.

گويوت ها كوه هايي دريايي به شكل مخروط ناقص مي باشند. اينها مخروط هاي آتشفشاني قديمي هستند كه زماني تا نزديكي سطح دريا رشد كرده و قسمت فوقاني آنها بوسيله امواج و جريان هاي دريايي ساييده شده است. بعد ها در نتيجه نشست كف اقيانوس در آب غوطه ور شده اند، بيشتر آنها در اقيانوس آرام ديده مي شوند كه راس صاف شده آنها بين 1500 تا 2000 متر از سطح اقيانوس پايين تر است. اين كوهها كه به نام كاشف آنها گويوت ناميده شده در نقاطي ديده مي شوند كه سن پوسته اقيانوسي از 30 ميليون سال بيشتر است.

شكل اقيانوس ها

شكل اقيانوس ها نيز مانند هر پديده طبيعي در حال تحول و تغيير است. در واقع شكل اقيانوس ها تابع شكل و ابعاد قاره ها، بويژه موقيعيت آنها نسبت به همديگر است. امروزه ثابت شده است كه در طول زمان نه تنها شكل و ابعاد قاره ها ثابت نبوده بلكه موقعيت آنها نسبت به هم از زمانهاي دور در حال تغيير بوده و اين روند هنوز ادامه دارد. گذشته از اينها شواهد غير قابل ترديدي نيز وجود دارد و از گذشته بويژه در پليئيتوسن تراز آب اقيانو ها

نوسانات قابل ملاحضه اي داشته كه در نتيجه آن خطوط ساحلي تغييرات زيادي را متحمل شده است. اگر ه اثر اين نوسانات در تغيير شكل كلي اقيانوس ها، با در نظر گرفتن وسعت خيلي زياد آنها، چندان شمگير به نظر نمي رسد. ولي اثرات جغرافيايي خيلي متنوع و مهمي را سبب شده است و در اينمورد اگر اثرات جغرافيايي نوسان چند متري سطح درياي مازندران را كه در واقع درياچه اي بيش نيست به خاطر بياوريم، تحولات ناشي از نوسان حدود يكصد متر در تراز اقيانوس ها معلوم خواهد شد. وجود سلسله كوهها و خشكيهائي كه از رسوبات سنگ شده دريايي تشكيل شده است حالي از وجود درياهائي است كه در گذشته وجود داشته و بعدا به خشكي تبديل شده اند. پس از كشف قاره امريكا و نقشه برداري از سواحل آن، شباهت بين سواحل شرقي و غربي اقيانوس اطلس توجه دانشمندان را جلب كرد و فرض يكپلرچه بودن قبلي خشكي هاي دنيا قديم و جديد با ميان آمد، آلفرد وگنر زمين شناس آلماني براي اولين بار در سال 1935 با ارائه شواهد سنگ شناسي و فسيل شناسي پيوسته بودن اين خشكي ها را در پالئوزوئيك بيان كرد. وي پيشنهاد كرد كه نيروي جزر و مد ماه عامل اصلي جلبجايي قارها است. اما به شرعت فيزيكدان ها اين نظريه را رد كردند زيرا نيروي جزر و مد ماه در مقايسه با نيروهاي لازم جهت جابجايي قاره ها بسيار اندك است. به اين ترتيب نظريه وگنر رد شد و بعد از فوت او هيچ كس عملا از نظريه او دفاع نكرد. بالاخره پس از شروع تحقيقات اقيانوس شناسي جديد و روشن شدن چگونگي تشكيل رشته هاي وسط اقيانوسي و علل و نتايج آن درستي نظر وگنر درباره يكپارچه بودن خشكي هاي كره زمين در اعصار گذشته و شكستن و جابجايي آنها به اثبات رسيد.

نوسان سطح آب اقيانوس ها

به طوريكه اشاره شده شواهد زيادي وجود دارد كه سطح آب در دنياي اقيانوس هميشه در حد فعلي نبوده و نوسانات قابل توجهي داشته است. در اينجا پيش روي و عقب نشيني هاي ناحيه اي يا محلي مورد بحث نيست. بلكه پيشروي و پسروي خطوط ساحلي در تمام دنياي اقيانوس مورد نظر مي باشد. كه آن را تغييرات استاتيك مي گويند. چنين پديده اي ممكن است در نتيجه افزايش يا كاهش مقدار آب و يا تغيير حجم حوضه هاي اقيانوسي اتفاق بيفتد. تغيير حجم اقانوس ها احتمال دارد كه در اثر تحولات تكتونيكي مثلا فرو افتادن يا بالا آمدن كف حوضه هاي اقيانوسي مي باشد، اين پديده را تكتونو- استاتسيم مي گويند. هم

چنين ممكن است تراكم رسوبات در چاله هاي اقيانوس سبب يك تغيير مثبت در تراز آب شود، احتمال چنين پديده يعني سديمانتو استاتسيم خيلي كم است. زيرا تراكم تدريجي رسوبات خود مي تواند همزمان باعث فرونشيني تدريجي (سوبسيدانس) گردد.

رسوبات كف اقيانوس ها

لايه هاي رسوبي در كف درياها و اقيانوس ها از مواد مختلفي تشكيل شده است. رودها، يخچالها و باد محصول فرسايش قاره ها را به دريا مي ريزند، علاوه برآن مقدار زيادي مواد آتشفشاني به طور مستقيم به كف اقيانوس ها وارد مي شوند. امواج نيز با تقريب سواحل موادي را كف دريا مي كشاند.

بقاياي لاشه جانواران و گياهان آبزي اعم از بزرگ و كوچك نيز از موادي است كه در تشكيل رسوبات دريايي سهم مهمي دارند. گرد غبار كيهاني را نيز كه به طور مداوم ولي نامرعي به درياها مي ريزد، بايد به مواد فوق اضافه كرد.

طبقه بندي و بررسي لايه هاي رسوبي علاوه بر اهميت اقتصادي، حقايق زيادي را در زمينه سرگذشت زمين و تحولات جغرافيايي گذشته آن روشن مي كند.

موادي كه در تركيب رسوبات دريايي شركت دارند، براساس منشا به دو گروه بزرگ تقسيم مي شوند.

دسته اول منشا خشكي (يا قاره اي) دارند به عبارت ديگر از تخريب سنگهاي خشكي ها حاصل شده اند. اين مواد قلوه سنگ ها، شن، ماسه، و گل لاي است كه عمدتا توسط رودها و امواج به دريا منتقل شده و بر حسب وزن و بعادشان از ساحل به سوي دريا ته نشين شده اند.

دسته دوم منشا زيستي دارند كه از تجزيه لاشه جانداران دريا اعم از گياه و حيوان بوجود آمده و در بدو تشكيل بصورت لجن هستند كه به تدريج به سنگ تبديل مي شود، مرجان ها و لاشه جاندارن بزرگ اگر چه به ظاهر شمگير هستند ولي در مجموع، سهم جاندارن كوچك كه با چشم غير مسلح ديده نمي شوند، بيشتر است. و علاوه بر دو دسته فوق در تشكيل رسوبات دريايي موادي نيز پيدا مي شود كه از تركيب يا تجزيه مواد مختلف در شرايط محيطي خود درياها و اقيانوس ها به وجود مي آيد.

در تركيب رسوباتي كه در زير آبها تشكيل مي شوند همه اين مواد وجود دارد ولي فراواني

نسبي آنها بر حسب موقعيت فرق مي كند. مواد درشت در نزديكي ساحل كنگلومراي درشت دانه را تشكيل مي دهند به سوي دريا ماسه ها ته نشين مي شوند، گل ولاي دامنه قاره را مي پوشاند. در كف دشت ها مغاكي ريزترين مواد را مي توان ديد.

 

منبع:پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

ساعت اسپرت Tissot 1565

خـريد پستي >> قيمت فقـط : 39.000 تـومـان

ادکان وود سیلور

خـريد پستي >> قيمت فقـط : 43000 تـومان

آموزش حروف فارسی بالابالا

 

خـريد پستي >> قيمت فقـط : 79000 تـومان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات