X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

انواع مغالطه

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

از بحث هاى گذشته دانستیم که اگر استدلال واجد ارکان یا شرایط لازم به لحاظ ماده یا صورت و یا هر دو نباشد، استدلالى مغالطى است. بنابر این، انواع مغالطه به تعداد ارکان و شرایط انواع استدلال – به لحاظ ماده و صورت – است.
از آن جا که استدلال به دو گونه مباشر و غیرمباشر تقسیم مى شود و هر یک نیز داراى انواعى است، باید در هر نوع ارکان و شرایط مخصوص به آن – به لحاظ ماده و صورت – بررسى شود، تا خطا در هر گونه استدلال به درستى شناخته شود

انواع مغالطه

از بحث هاى گذشته دانستیم که اگر استدلال واجد ارکان یا شرایط لازم به لحاظ ماده یا صورت و یا هر دو نباشد، استدلالى مغالطى است. بنابر این، انواع مغالطه به تعداد ارکان و شرایط انواع استدلال – به لحاظ ماده و صورت – است.
از آن جا که استدلال به دو گونه مباشر و غیرمباشر تقسیم مى شود و هر یک نیز داراى انواعى است، باید در هر نوع ارکان و شرایط مخصوص به آن – به لحاظ ماده و صورت – بررسى شود، تا خطا در هر گونه استدلال به درستى شناخته شود.

الف) استدلال مباشر

دانسته شد که اگر استنتاج و اکتساب یک تصدیق تنها از یک قضیه دیگر باشد، استدلال مباشر نامیده مى شود. با انواع استدلال مباشر در بحث هاى گذشته آشنا شدید. حال اگر در هر نوع رعایت ارکان و شرایط آن نشود ،(۴۱) مغالطه صورت گرفته است ؛(۴۲) مثلاً نقیض موجبه کلیه، سالبه کلیه دانسته شود ؛ آن گاه از کذب قضیه هر حیوانى انسان است صدق قضیه هیچ حیوانى انسان نیست نتیجه گرفته شود و یا مثلاً از صدق قضیه موجبه کلیه، صدق عکس آن به همان صورت (موجبه کلیه) توهّم شود ؛ مانند این که وقتى مى گویند هر شى ء مادى موجود است توهّم شود که هر موجودى شى ء مادى است . و یا مثلاً از قضیه بعضى معصومین پیامبر نیستند توهّم شود که بعضى پیامبران معصوم نیستند زیرا گفته شد که سالبه جزئیه عکس مستوى ندارد.

ب) استدلال غیرمباشر

قیاس

قیاس به لحاظ ماده و صورت داراى ارکان و شرایطى است که فقدان هر یک منشأ مغالطه مى شود. برخى از این ارکان و شرایط عبارتند از:
۱ . تشکیل قیاس از دو مقدمه جدا از هم، که هرکدام در حقیقت یک قضیه باشد.(۴۳)
بنابر این، در مثال فقط انسان شاعر است. هر شاعرى حیوان است. پس فقط انسان حیوان است مغالطه صورت گرفته، چرا که در این استدلال، قضیه اوّل ترکیبى از دو قضیه است: انسان شاعر است و غیر انسان شاعر نیست .(۴۴)
۲ . تکرار حد اوسط
قیاس باید مشتمل بر حد اوسطى باشد که به طور کامل و به معناى دقیق کلمه تکرار شود. حال در مواضعى که حد اوسط در واقع تکرار نشده ولى چنین پنداشته شود که تکرار شده، مغالطه صورت گرفته است. منشأ این پندار آن است که یک لفظ داراى معانى متعدد است و این لفظ در یک مقدمه به یک معنا و در مقدمه دیگر به معناى دیگر به کار گرفته شده است.
آنچه درباره این مغالطه باید در نظر داشت، این است که منشأ تعدد معناى یک لفظ گاهى جوهر لفظ است و گاهى هیأت آن و گاهى ترکیب آن با الفاظ دیگر. براى اهمیت این نوع مغالطه به بررسى بیشتر درباره منشأ تعدد معناى لفظ مى پردازیم.
الف) جوهر لفظ : این در جایى است که دلالت لفظ بر معانى متعدد به سبب ماده لفظ باشد و هیأت لفظ و ترکیب آن با الفاظ دیگر نقشى در این تعدد نداشته باشد ؛ مثل انگور شیرین است. شیرین اسطوره داستانى است. پس انگور اسطوره داستانى است.(۴۵)
تعدد معانى لفظ واحد اعم است از این که به علت اشتراک لفظى باشد و یا نقل، مجاز، استعاره، تشبیه، اطلاق و تقیید و … .
ب) هیأت لفظ : این در جایى است که منشأ تعدد معناى لفظ ، هیأت باشد. حال چه هیأت ذاتى (صرفى)؛ مانند: خداوند مختار است. هر مختارى معلول است. پس خداوند معلول است .(۴۶) و چه هیأت عرضى (اعراب و اِعجام) ؛ مانند: خداوند موجَب است. هر موجَبى معلول است. پس خداوند معلول است.(۴۷)
ج) ترکیب: منشأ تعدد، ترکیب است ؛ یعنى لفظ از حیث ماده و هیأت بر معانى متعدد دلالت نمى کند ولى از آن جا که با الفاظ دیگر ترکیب شده، دلالت بر معانى متعدد مى کند. این قسم نیز به گونه هاى متعددى است:
– گاهى نفس ترکیب اقتضاى تعدد مى کند ؛ مانند اگر کسى در حق امام على علیه السلام چیزى بگوید او شایسته آن است. لیکن کسى در حق امام على علیه السلام چیزى گفته است. پس او شایسته آن است .(۴۸)
– گاهى توهّم وجود ترکیب اقتضاى تعدد مى کند: مثل عدد پنج زوج و فرد است. هر عددى که زوج و فرد باشد زوج است. پس عدد پنج زوج است .(۴۹)
– گاهى توهّم عدم وجود ترکیب اقتضاى تعدد مى کند ؛ مثل آب ئیدروژن و اکسیژن است. ئیدروژن و اکسیژن قابل احتراق اند. پس آب قابل احتراق است .(۵۰)
۳ . اگر قیاس، اقترانى است، شرایط مخصوص به هر شکل و اگر استثنایى است، شرایط عمومى و مخصوص به انفصالى و اتصالى در آن رعایت شود ؛ مثلاً در شکل اوّل گفته شد که صغرى باید موجبه باشد. بنابر این، در مثال حسین پزشک نیست. هر پزشکى عالم است. پس حسین عالم نیست مغالطه صورت گرفته است و یا مثلاً در قیاس استثنایى اتصالى گفته شد که از وضع تالى نمى توان وضع مقدم را نتیجه گرفت. بنابر این، در مثال اگر باران باریده باشد زمین خیس است. لیکن زمین خیس است. پس باران باریده است. مغالطه صورت گرفته است.
۴ . شرایط مخصوص ماده قیاس در آن رعایت شود.
قیاس به لحاظ ماده – بدون در نظر گرفتن مغالطه که محل بحث است – به چهار نوع تقسیم مى شود. با انواع آن تعریف و شرایط هر یک در بحث هاى گذشته آشنا شدید ؛ مثلاً در برهان گفته شد که مقدمات باید یقینى باشد.(۵۱) حد اوسط علت علم به ثبوت اکبر براى اصغر باشد و … . حال هر کدام از این شرایط رعایت نشود، مغالطه صورت مى گیرد ؛ مثل این که وزیرى دلیل عدم موفقیت خود را نازک شدن لایه ازن در جو بداند این استدلال، مغالطى است ؛ چرا که رابطه علیت بین لایه ازن و عدم موفقیت وزیر وجود ندارد.(۵۲)
۶ . شرایط مخصوص به نتیجه رعایت شود.
نتیجه به لحاظ کم و کیف داراى قواعدى است که باید رعایت شود ؛ مثلاً در شکل سوم همواره نتیجه جزئیه خواهد بود هرچند صغرى و کبرى هر دو موجبه کلیه باشد. بنابر این، در مثال هر شاعرى حیوان است. هر شاعرى انسان است. پس هر حیوانى انسان است مغالطه صورت گرفته است.
ممکن است، این سؤال به ذهن برسد که بحث ما درباره استدلال مغالطى بود، حال آن که در این قسم مغالطه در نتیجه واقع شده است. در پاسخ مى گوییم: از آن جا که قبل از تشکیل استدلال، مطلوبى داریم که به وسیله استدلال مى خواهیم آن را اثبات کنیم، مى توان گفت که در حقیقت استدلال ما، استدلالى مغالطى است. چرا که براى اثبات مطلوبى چیده شده که به وسیله این استدلال ثابت نمى شود ؛ بنابر این، استدلال ما براى اثبات این مطلوب، استدلالى نادرست است.

استقرا و تمثیل

در بحث هاى گذشته با ارکان و شرایط استقرا و تمثیل آشنا شدید. حال مى گوییم: فقدان هر یک از این امور سبب مغالطه مى شود. مثلاً در استقراى ناقص اگر بدون تکرار مشاهده و یا مشاهده مواردى بسیار اندک که براى حکم کلى کافى نباشد، حکمى کلى آورده شود، مغالطه صورت گرفته است ؛ مثل این که با مشاهده یک یا تعداد محدودى ایرانى قدکوتاه، حکم شود: که همه ایرانى ها قدکوتاه هستند و یا در تمثیل مثلاً اگر بدون وجود جامع حکمى از موضوعى به موضوع دیگر سرایت داده شود، مغالطه صورت پذیرفته است.

ارسال نظر