X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

ایام الله فجر

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

نزدیک ۳دهه از عمر انقلاب اسلامی ایران – که یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین انقلاب های جهان معاصر محسوب می شود – می گذرد. از مسائلی که همواره در کنار همه انقلاب ها مطرح بوده است ، ادبیات انقلابی مانوس با ماهیت همان انقلاب بوده است.
انقلاب اسلامی ایران نیز جدا از تاثیری که بر جریان کلی ادبیات داستانی ایران گذاشت و موجب رویکردهای نویی در ادبیات داستانی ما شد، نسلی از نویسندگان را با نام نویسندگان انقلاب اسلامی مطرح کرد که همواره دغدغه انقلاب اسلامی و مسائل مربوط به آن را داشته اند و پس از آن دغدغه جنگ و دفاع مقدس که بخش بزرگی از داستان پس از انقلاب را به خود اختصاص داده است.
اما هنوز که هنوز است ، جایگاه واقعی خودش را در پیکره ادبیات ایران به دست نیاورده است درحالی که ۲۷سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد ، هنوز بدرستی برای بسیاری از نویسنگان مشخص نیست ک به چه داستانی می توان داستان انقلاب اطلاق کرد وبراستی داستان انقلاب چیست ؟
محمدرضا سرشار، نویسنده و منتقدی که از بزرگان نویسندگان انقلاب و به قولی نویسندگان مسلمان محسوب می شود و مدعی جریانی است ؛ معتقد است در شناخت ادبیات انقلاب باید تعریف کنیم منظورمان راجع به ادبیات انقلاب چیست.
او در این باره می گوید: هر داستانی که موضوع آن مخالفت با رژیم گذشته باشد، می تواند زیرمجموعه ادبیات داستانی انقلاب قرار بگیرد، البته به دور از عقاید سیاسی و مذهبی.
داستان انقلاب داستانی است که مسائل انقلاب اسلامی را مطرح کرده باشد و طرح این مسائل می تواند از زوایای مختلف صورت گیرد.

نزدیک ۳دهه از عمر انقلاب اسلامی ایران – که یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین انقلاب های جهان معاصر محسوب می شود – می گذرد. از مسائلی که همواره در کنار همه انقلاب ها مطرح بوده است ، ادبیات انقلابی مانوس با ماهیت همان انقلاب بوده است.
انقلاب اسلامی ایران نیز جدا از تاثیری که بر جریان کلی ادبیات داستانی ایران گذاشت و موجب رویکردهای نویی در ادبیات داستانی ما شد، نسلی از نویسندگان را با نام نویسندگان انقلاب اسلامی مطرح کرد که همواره دغدغه انقلاب اسلامی و مسائل مربوط به آن را داشته اند و پس از آن دغدغه جنگ و دفاع مقدس که بخش بزرگی از داستان پس از انقلاب را به خود اختصاص داده است.
اما هنوز که هنوز است ، جایگاه واقعی خودش را در پیکره ادبیات ایران به دست نیاورده است درحالی که ۲۷سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد ، هنوز بدرستی برای بسیاری از نویسنگان مشخص نیست ک به چه داستانی می توان داستان انقلاب اطلاق کرد وبراستی داستان انقلاب چیست ؟
محمدرضا سرشار، نویسنده و منتقدی که از بزرگان نویسندگان انقلاب و به قولی نویسندگان مسلمان محسوب می شود و مدعی جریانی است ؛ معتقد است در شناخت ادبیات انقلاب باید تعریف کنیم منظورمان راجع به ادبیات انقلاب چیست.
او در این باره می گوید: هر داستانی که موضوع آن مخالفت با رژیم گذشته باشد، می تواند زیرمجموعه ادبیات داستانی انقلاب قرار بگیرد، البته به دور از عقاید سیاسی و مذهبی.
داستان انقلاب داستانی است که مسائل انقلاب اسلامی را مطرح کرده باشد و طرح این مسائل می تواند از زوایای مختلف صورت گیرد.

ظهور نویسندگان جدید
و این تعریف و دسته بندی ادبیات داستانی انقلاب را از نظر موضوعی فقط به وقایع انقلاب اسلامی و زمینه های آن محدود می کند و ادبیاتی را که خارج از این محدوده باشد، نادیده می گیرد.
اما عده ای دیگر برخلاف این نظر ادبیات داستانی انقلاب را به این محدود نمی دانند و معتقدند که انقلاب اسلامی زمینه مناسبی برای ظهور نویسندگان و انواع ادبی گوناگون شد.
به گونه ای که بخشی از رمانها و داستان های کوتاهی که به لحاظ موضوع و درونمایه هیچ سنخیتی با انقلاب اسلامی ندارند؛ ولی وجود آنها مرهون انقلاب اسلامی است. دکتر محسن پرویز نیز بر این عقیده است که تعریف درستی از ادبیات انقلاب نداریم.فیروز زنوزی جلالی اعتقاد دارد که : «پس از انقلاب ما شاهد بروز ۲نوع ادبیات در عرصه شعر و ادبیات داستانی بودیم.
نخست ادبیات دینی که آثار بسیار ارزنده و شایانی به وسیله نویسندگان آن ارائه شد. دیگر، ادبیات جنگ که توانست در سالهای اخیر خودی نشان دهد و جای امیدواری زیادی دارد». او می گوید: این دهه که ما هستیم ، از دهه ۳۰و ۴۰که نقطه عطفی در ادبیات ایران بود، بسیار نیرومندتر و چشمگیرتر ظاهر شده است.
ضمن این که حضور نویسندگان زن در ایران معاصر بیشتر شده است.اما نویسندگان انقلاب به دنبال چه چیزی بوده و هستند، آیا به آن رسیده اند؟ابراهیم حسن بیگی می گوید: پس از انقلاب عموم نویسندگانی که به نوعی نویسندگان ارزشی و نویسندگان نسل انقلاب هستند، عموما به دنبال طرح موضوعاتی در آثار خودشان بودند که بتوانند به حوزه فرهنگی و اجتماعی دینی جمهوری اسلامی کمک کنند، بویژه در حوزه ادبیات دفاع مقدس.
چه در ۸سال دفاع مقدس و چه در سالهای بعد از اتمام جنگ ، نویسندگان ارزشی که دغدغه نوشتن موضوعات ارزشی را به عنوان یک دغدغه درونی داشتند، دست از قلم و نوشتن نکشیدند.
با وجود فروش کم این آثار و کم توجهی عمومی جامعه به این نوع آثار، باز شاهد نویسندگانی هستیم که این دغدغه را دارند و به دنبال نوشتن آثاری هستند که بتوانند گوشه هایی از ارزشهای متعالی آن روز دفاع مقدس را برای نسلی که شاهد آن دوران نبوده است ، به تصویر کشند.فتح الله بی نیاز، نویسنده و منتقد می گوید: ادبیات انقلابی ایران مثل ادبیات کلاسیک انقلاب های جهان ، مثل انقلاب روسیه شکل نگرفت.
ادبیات جدید از طریق بازنمایی فردیت ها تحولات را بازتاب می دهد که از حالت شعاری و انقلابی گری دور می شود که این مساله در ایران رخ نداده است. چون روشنفکرها با انقلاب ارتباطی نداشتند و دوستان مذهبی نیز نتوانستند از حالت شعارزدگی فاصله بگیرند.

مفاهیم انسانی
نویسندگان ارزشی و مسلمان در آغاز انقلاب با شتاب زدگی که خاص جریان های هر انقلابی است دست به قلم بردند و ابتدا به ادبیات کودک و نوجوان روی آوردند و آثار انقلابی شان را برای این گروههای سنی آفریدند؛ چرا که هنوز تازه کار بودند و شناخت درست و بایسته ای از داستان نداشتند و برای همین نیز آثار این گروه از نویسندگان انقلابی بسیار سطحی و شعاری بود که بیشتر برای تبلیغ و تهییج نوشته می شدند.
همین عده بعدها با گذشت زمان بیشتری از انقلاب و کارآزموده تر شدن دست به نوشتن داستان بزرگسالان نیز زدند که این آثار نیز از آسیبهای شعارزدگی و پیش پا افتادگی که از کم تجربگی آنان ناشی شده بود، در امان نمانده است.
از پیشکسوتان این نسل می توان به محمدرضا سرشار، محسن مخملباف ، ابراهیم حسن بیگی ، قاسمعلی فراست و امیرحسین فردی اشاره کرد. مهدی یزدانی خرم درباره این نسل می نویسد: ایشان ادبیات را ابزاری برای ارائه مفاهیم عمیق اجتماعی انسانی می دانستند که باید در جهت روشنگری مخاطب ستمدیده خود گام بردارد.
این تلقی که نگاه خاصی را به وجود می آورد، با رد هرگونه مبتذل نویسی و یا نفی ارزشهای اخلاقی و عرفی می کوشید فضایی سالم و به دور از پرده دری های اخلاقی ارائه کند.
در واقع انقلاب مردمی به آنان روح و از همه مهمتر مسوولیتی بخشیده بود که می بایست داستان و به طور کلی هنر را برای مردم و اکثر طبقات جامعه خلق کند. این نگاه نویسندگان حوزه و نویسندگان مسلمان را دچار همان تعهدی می کند که انقلاب بر مبنای آن شکل گرفته و به پیروزی رسیده بود.
این نویسندگان گرچه نتوانستند در روند آفرینش ادبی خود در ساختار و فرم و تکنیک های نوشتاری دست به نوآوری بزند و داستان های ماندگاری از خود بر جای نگذاشتند اما با این نوع نوشتن نوعی جهان بینی و آرمان خواهی را نهادینه کردند که برخی از آنان هنوز بر همان مواضع پافشاری می کنند و برخی دیگر تغییر رویه داده اند. ولی این تفکر طیف جدیدی از نویسندگان را وارد عرصه ادبیات کرد.

دین و انقلاب
حسن احمدی ، سیدمهدی شجاعی ، راضیه تجار، زهرا زواراریان و اسماعیل جمشیدی نیز از همین نسل هستند.اما حادثه مهم دیگری که پس از فاصله زمانی کمی از انقلاب به وقوع پیوست ، جنگ بود که ادبیات جنگ و دفاع مقدس را مطرح کرد و نیروی بزرگی از این نویسندگان به نوشتن دراین باره معطوف شد و با وجود این که این بخش نیز از آسیبهای کم تجربگی در امان نبود؛ ولی با ظهور نسلی جدید از نویسندگان انقلابی که نگاهی جدی تر به ادبیات داستانی و وقایع انقلاب داشتند، به میدان آمدند.
این گروه رفته رفته خود و آثارشان را در سطح جامعه ادبی مطرح کردند و از تبلیغی نویسی و سفارشی نویسی گام را فراتر نهادند و امروزه جزو نویسندگان خوب ایران محسوب می شوند.
از این دسته نویسندگان می توان از این نامها یاد کرد: محمد بکایی ، محمدرضا بایرامی با رمان «پل معلق »، رضا امیرخانی با رمان «من او»، محمدرضا کاتب با رمانهای «دوشنبه های آبی ماه» و «هیس» و در این اواخر با «وقت تقصیر»، حسن بنی عامری با «گنجشک ها بهشت را می فهمند»، داود غفارزادگان با مجموعه «ما سه نفر بودیم» و «راز قتل آقامیر»، مجید قیصری با رمان «ضیافت به صرف گلوله»، احمد دهقان با مجموعه «من قاتل پسرتان هستم» و احمد غلامی با مجموعه «تو می گی من او نو کشتم» و حتی علی اصغر شیرزادی با رمان «طبل آتش» و «هلال پنهان» و احمد محمود با رمان «زمین سوخته» که به گونه ای به مسائل انقلاب و جنگ پرداختند.
وارد کردن مسائل مذهبی و دین باوری در داستان کوتاه و رمان از دیگر ویژگی هایی است که با انقلاب اسلامی وارد ادبیات شد و نگاه معنوی به جهان که این معنویت گاه صرف معنویت مذهبی هم نیست که این نگاه و دید در ادبیات پیش از انقلاب یا نبود و یا کم تر به چشم می آمد.
از آثار معروفی که در این زمینه خلق شده اند، می توان به رمان «روی ماه خداوند را ببوس» اثر مصطفی مستور، رمان «مخلوق» اثر فیروز زنوزی جلالی و یا «عریان در برابر باد»، نوشته احمد شاکری اشاره کرد و البته بسیار آثار دیگر.
علی اکبر والایی نیز بر همین عقیده است : «ادبیات دینی ما به میزان زیادی متاثر از ادبیات انقلاب ماست و توانست به آن ارزشها و مفاهیم والا دست یابد و به غنای ادبی خویش که متاثر از محافل و مجالس ادبی سال های گذشته بود، اضافه کند.»
باید پذیرفت جریان ادبیات داستانی انقلاب جریان پرشتابی است که با شتاب زدگی و هیجان آغاز شد و با شناخت و تغییر راهکارها و رویکردها ادامه یافت و با این شتاب همچون زندگی ، با تغییر تحول همراه خواهد بود و به آثار ماندگاری خواهد رسید.

منبع:پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

ارسال نظر