X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

ایمان

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مقدمه

تلاش و حرکت آدمی – که فلسفه ی بودن اوست – نقطه ی آغاز و سکوی پرشی دارد… و آن ایمان است.

ایمان یعنی باور، پذیرش و پایبندی به آنچه برای آن و در راه آن به تلاش و جد و جهد است و به راهی که وی را به آن سر منزل می رساند و … بلاخره، به خود این تلاش و حرکت …

بدون ایمان، هر حرکت و پویشی ناپایدار و بیفرجام است و هر پویندئی دلمرده و بی نشاط و سرانجام، خموش و راکد و بی حرکت …

تکیه ی قرآن بر روی «ایمان» و «مؤمن» و معرفی این خصلت به عنوان برترین ارزشها و سرآمدترین خصلت های انسان، از این واقعیت سرچشمه می گیرد.

به همین جهت در پاسخ اهل کتاب که یهودی یا نصرانی شدن را تنها وسیله ی رستگاری و راهیابی می دانستند، قرآن، ایمان و گسترده ی اسلامی را مطرح می کند و آن را موجب راهیابی می شناسد.

«قولوا آمنا بالله و ما انزل إلینا»

بگویید به خدا و به آیینی که برای ما فرو فرستاده شده ایمان آوردیم.

 

مقدمه

تلاش و حرکت آدمی – که فلسفه ی بودن اوست – نقطه ی آغاز و سکوی پرشی دارد… و آن ایمان است.

ایمان یعنی باور، پذیرش و پایبندی به آنچه برای آن و در راه آن به تلاش و جد و جهد است و به راهی که وی را به آن سر منزل می رساند و … بلاخره، به خود این تلاش و حرکت …

بدون ایمان، هر حرکت و پویشی ناپایدار و بیفرجام است و هر پویندئی دلمرده و بی نشاط و سرانجام، خموش و راکد و بی حرکت …

تکیه ی قرآن بر روی «ایمان» و «مؤمن» و معرفی این خصلت به عنوان برترین ارزشها و سرآمدترین خصلت های انسان، از این واقعیت سرچشمه می گیرد.

به همین جهت در پاسخ اهل کتاب که یهودی یا نصرانی شدن را تنها وسیله ی رستگاری و راهیابی می دانستند، قرآن، ایمان و گسترده ی اسلامی را مطرح می کند و آن را موجب راهیابی می شناسد.

«قولوا آمنا بالله و ما انزل إلینا»

بگویید به خدا و به آیینی که برای ما فرو فرستاده شده ایمان آوردیم.

 

ایمان از روی آگاهی

در این تلاوت، موضوعات زیر با تأمل و دقت به دست می آید:

۱) ایمان به اصول و مبانی عقیدتی، یکی از خصلت های برجسته ی پیامبر خدا و پیروان راستین او است، چندان برجسته، که بر روی آن در قرآن تکیه ئی مخصوص انجام گرفته است:

۲) ولی ایمان، از روی شعور و آگاهی و فهم است، نه کورکورانه و از روی تقلید. و همین ویژگی است که ایمان آنان را از سرسپردگی ها و دلباختگی های عامیانه که غالباً پوچ و بی عمل و       زوال پذیر است ممتاز می سازد.

قرآن، ایمان را همواره در کنار عمل و به عنوان انگیزه ای برای «پیمودن راهی درست به سوی مطلوب» مورد نظر قرار داده و در دهها آیه، پاداشهای دنیوی و اخروی را بر «ایمان توأم با عمل» مترتب ساخته است.

مهمترین خواص ایمان مذهبی، یعنی: پیروزی و موفقیت، برگزیدگی، رهبری و دیده بانی بشریت و بالاخره برخورداری از حمایت و کمک خدا، بر ایمانی آمیخته به عمل و زاینده ی تحرک، مترتب گردیده است.

ایمان درست – طبق آیاتی که در تلاوت قبل، مورد تدبر قرار گرفت ملازم با تعهد است. نفع طلبان، به مسئولیت های ایمانی به چشم یک تعهد لازم الاجرا نگاه نمی کنند.

بلکه تا آنجا با این تعهدات پایبندند که با منافع شخصی و تجاوز کارانه ی آنان سازگار باشد. و در غیر اینصورت، با بی اعتنایی و لاقیدی، آنرا به کناری می نهند.

 

فرهنگ قرآن به صراحت، این گونه افراد را – که شاید مایه ای از ایمان قلبی برای روزهای پریشانی نیز در گوشه ی دل ذخیره کرده اند! – بی ایمان و نامؤمن اعلام می کند و سعادت و رستگاری و پیروزی و برتری و … را که نویدهای خدا به مؤمنان است، مخصوص آنکسانی می داند که در همه حال و به هر صورت، پایبند و متعهد در برابر تکلیف های دین می باشند.رهائی از دغدغه و وسوسه و اضطراب،‌یکی از مهمترین ویژگیهای مؤمن است.

مؤمن می داند که هر گامش او را یک قدم به هدف نزدیک می سازد، حرکت و تلاشش اثری مثبت و نیکو به جای می گذارد، کمترین کوشش او ضایع و خنثی نمی ماند و فعالیت هایش عموماً ثمربخش می گردد.

در جهان بینی اسلام، همه ی پدیده های جهان، وابسته و آفریده و بنده ی یک قدرت برترند. این قدرت برتر، خدا است (الله) و به همه ی خصلت های اساسی نیک، همچون: علم ،‌ قدرت، اراده، حیات، آراسته است.

از اعماق ذره ی ناچیز تا اوج افلاک و کهکشانها و جهان های ناشناخته، یکسره ساخته و پرداخته و تحت اختیار او است. موجودات جهان – انسان و دیگرها – بندگان مقهور اویند و در عبودیت او، همگان شریک و همطرازند. و هیچ چیز زیرعنوان : فرزندی، همسری، همشانی … از دایره ی: عبودیت خدا بیرون نیست.

بندگان، همه چیز خود را – فکر و هوش و قدرت تصمیم و امکانات مادی و … از او دارند و او سررشته دار پیدایش و ادامه ی حیات آنهاست:

این بینش، زیربنا و قاعده ی اساسی تمام طرحها و برنامه ها و افکار عملی و زندگیساز (ایده ئولوژی) در اسلام است.

آهنگ توحید، در صدها آیه ی قرآن، گوشنواز و چشمگیر است. برای نمونه به آیات زیر توجه کنید:

الله لا اله الا هو الحی القیوم

الله، هیچ معبودی (اله) بجز او نیست. او زنده ی پاینده و نگهدار و نگهبان.

 

بنا بر اصل توحید، انسانها حق ندارند هیچ کس و هیچ چیز جز خدا را عبودیت و اطاعت کنند. و همه تحکمات و تحمیلاتی که از طرف «قدرت گونه های تاریخ» بر بشریت رفته، غلط و برخلاف حق بوده است.

این بیان کلی‌، بت ها، خدایان، خداوندگاران و بالاخره تمایالات نفس سرکش، را شامل است.

قرآن، عبادت نکردن غیرخدا را برای موحد بودن، کافی نمی داند و شرط دیگری را نیز بر آن     می افزاید… و آن «اطاعت نکردن از رقیبان و معارضان خدا» است.این مطلب در فرهنگ قرآنی چندان واضح است که در مواردی بر اطاعت و دنباله روی، نام عبادت نهاده شده و اطاعت کنندگان غیرخدا، مشرک معرفی شده اند. با این بیان، عبادت خدا را که روح و معنای توحید است می توان با تعبیر: «عبودیت و اطاعت انحصاری خدا» معرفی کرد و عبودیت و اطاعت غیرخدا را شرک دانست. چه در فرمانهای شخصی، چه در قوانین عمومی و چه در شکل و قواره و نظام اجتماعی…

توحید، با این نمای متعرضانه در آیات فراوانی جلوه می کند، از آن جمله:

 

«أفغیرالله أبتغی حکماً، و هو الذی أنزل إلیکم الکتاب مفصلاً»

 

آیا جز آئین و برنامه ی خدا، داور و فرمانروایی برگزینم. در حالیکه اوست که این کتاب (قرآن) را که دارای احکام و معارفی واضح و مشخص است، نازل فرموده است.

اگرچه بزرگترین رسالت توحید «بنای جامعه ی توحید» است، یعنی جامعه ئی بدون طبقه، تحت فرمان الله دارای مقررات الهی و … با این حال، تأثیرات این عقیده در روان و روحیه ی فرد گرویده نیز از شگفت آورترین ابعاد این اصل بنیانی دین است بطوری که می توان گفت: عقیده ی توحید دارای دو نوع سازندگی است: سازندگی جامعه و سازندگی فرد.

انسان گرویده به توحید، تحت تأثیر این عقیده، از ویژگیهای مهمی برخوردار است که: امید بی پایان، شور و تلاش خستگی ناپذیر، آسیب ناپذیری از ترس و طمع، وسعت دید و نظرگاه، جهت گیری درست و مشخص و … بخشی از آن را تشکیل می دهد.

قرآن در مواردی از جمله : ضمن بیاناتش در زمینه ی ایمان و هم در خلال گزارش زندگی و فعالیت موحدان، به بسیاری از این ویژگیها اشاراتی رسا فرموده است. اینک به یک مورد از آن همه چشم می دوزیم:

 

«آنانکه پس از برداشتن زخم (در میدانهای جهاد) به ندای خدا و پیامبر پاسخ مثبت می گویند. برای گروهی از ایشان که نیکوئی کرده و تقوا گزیده اند پاداشی بزرگ هست. آنهائی که، افرادی به آنان گفتند: مردم بر ضد شما گرد آمده اند، بترسید؟ این گفته بر ایمان شان افزود و گفتند: خدا ما را بس است و او نیکو پشتیبان و کارگزاری است.»

 

بر اثر این روحیه، به قلمروی از نعمت و فضل خدا درآمدند. و هیچ بدی (و نگرانی) با آنان نرسید. و به پیروی از خشنودی خدا دل بستند. و خدا دارای فضل بزرگی است. جز این نیست که اینان همان شیطانند که فقط دوستان و همدستان خود را می ترساند. پس، از آنان نترسید (و به تهدید آنان وقعی منهید) و از من بترسید (و به فرمان من سر نهید). اگر مؤمن می باشید. «آل عمران»

بشر که سرشتی همساز و هماهنگ با سرشت جهان دارد، آنگاه به مسیر طبیعی و فطری خود که راه تکامل او است در می آید که در مجرای نظامی فطری و الهام یافته از فطرت جهان و انسان قرار گیرد و با مقرراتی که با ساختمان روحی و جسمی اش متناسب باشد (حق) اداره شود. در این صورت است که با شتاب طبیعی به سوی تعالی و تکامل مقدر خویش پیش می رود.

دست جهالت و غرض، در طول تاریخ، راه انسانیت را برگردانیده و با تحمیل نظام های غیرانسانی، او را از این مسیر فطری برون برده است (باطل) و انبیاء‌ بر سر آنند که او را به این مسیر بازگردانند.

با این رستاخیز عظیم است که همه ی آئین ها و سنت ها و برنامه ها و قانون ها (دین ها) ی جاهلی برمی افتد و آئین و برنامه و نظام صحیح – که همان دین خدا است – بجای آن می نشیند.

انسان با مایه های غنی و سرشاری از نیکی و فضیلت، آفریده شده است ولی قرار گرفتن در کانال تربیت صحیح است که می تواند این مایه ها را به ظهور و بروز برساند و او را به تکاملی هر چه بیشتر نایل سازد. هدف از فرستادن پیامبران در نهایت، انجام همین تربیت وسازندگی است که قرآن با تعبیرات «تزکیه» و «تعلیم» بدان اشاره نموده است. انسان با تربیت صحیح انبیاء به پیراستگی و آراستگی می رسد و مقصود غائی از آفرینشش تأمین می گردد.

ولی برای اینکه بشر بتواند از مواهب طبیعی که در وجودش نهاده شده بهره مند شود و به تعالی برسد، چه راهی را باید در پیش گرفت. در میان پاسخهای گوناگون، پاسخ انبیاء آن است که باید محیطی سالم و مساعد و متناسب با ساختمان طبیعی او برایش فراهم آورد. این محیط، همان «جامعه ی عادلانه الهی توحیدی» است. با قرار گرفتن در این جامعه و نظام متناسب آن است که سیر آدمی به سوی سرانجام و مقصد فطری اش، تسهیل و تسریع می گردد و انسان،‌ با شتابی طبیعی در راه درست و تعالی بخش گام می زند.

پس پیامبران و مبعوثان وحی، در نیمه راه آن مقصد نهایی، هدف و مقصد نزدیکتری دارند که همانا – «تشکیل جامعه و نظام توحیدی و اسلامی» است، جامعه ای بر اساس عدالت،‌ توحید، تکریم انسان … و پیراسته از ظلم، شرک، خرافه و جهل و هر چیزی که انسان را خوار و پست می سازد.

 

نویدها:

برای بهره مند شدن از سعادت همه جانبه و کامل، آدمی به چه چیزهایی محتاج است؟

۱-      محتاج است به اینکه: هدف و سرمنزل سعادت را بشناسد و راه آن را بداند (هدایت).

۲-   و اینکه: پرده های جهل و غرور و پندار و هر آنچیزی که گوهر بینش و خرد او را در حجابی ظلمانی می پیچد و نیروی دیدن و فهمیدن را از او می گیرد، زایل گردد و شعاعی از نور حقیقت بر دل او بتابد (نور).

۳-   و اینکه: در راه طولانیش به سوی سعادت، از دغدغه ها و وسوسه های درونی – که توانانفرساتر از عامل های بازدارنده ی برونی است – برهد (اطمینان و امن).

۴-      و اینکه: تلاش خود را ثمربخش بداند و به فرجام نیک آن، امیدوار باشد.

۵-      و اینکه: لغزشها وخطاهایش قابل جبران و مورد بخشایش باشد (مغفرت و رحمت).

۶-      و اینکه: در همه حال از دستاویز وتکیه گاهی مورد اطمینان، برخوردار باشد.

۷-      و اینکه : بر جبهه ها و صف های مخالف، برتری و رجحان داشته باشد.

۸-      و اینکه: بر دشمنان راه و هدفش، که مانع و خنثی کننده ی تلاش اویند، پیروز گردد.

۹-      و اینکه: در مواجهه با دشمن ها و دشمنی ها از نصرت و مدد نیروئی برتر از نیروی آدمیان، برخوردار گردد.

۱۰-   و اینکه: عاقبت از همه ی سختی ها و فشارها و بندها و حصارها،‌ رسته و به مقصود و منظور خود نائل گردد (فوز و فلاح)

 

 

منبع : www.padida.ir

 

ارسال نظر