X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

تاریخچه تلگراف

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

ساموئل فینلى برییز «مورس» در بیست و هفتم آوریل سال ۱۷۹۱ در چالزتاون ماساچوست در آمریکا و در یک خانواده ی کشاورز به دنیا آمد. او کالج دانشگاه ییل را به پایان رساند و پس از آن، یک دوره کارآموزى کتابدارى را گذراند. مورس از سال ۱۸۳۲ در دانشگاه شهر نیویورک، به عنوان استاد رشته هنر طراحى و نقاشى به کار مشغول شد. در اکتبر همین سال بود که ساموئل ۴۲ ساله در یک سفر دریایى با پژوهشگر علوم طبیعى چارلز جکسون، اهل بوستون آشنا شد. جکسون در مورد آزمایش هاى خود در مورد جریان الکتریسیته با او صحبت کرد و مورس، شیفته آنها شد. زمانى که الکتریسیته در طول یک سیم پیچ مغناطیسى جریان یابد، باید بتوان توسط الکتریسیته، علایمى مشخص را به راه دور انتقال داد.

ساموئل فینلى برییز «مورس» در بیست و هفتم آوریل سال ۱۷۹۱ در چالزتاون ماساچوست در آمریکا و در یک خانواده ی کشاورز به دنیا آمد. او کالج دانشگاه ییل را به پایان رساند و پس از آن، یک دوره کارآموزى کتابدارى را گذراند. مورس از سال ۱۸۳۲ در دانشگاه شهر نیویورک، به عنوان استاد رشته هنر طراحى و نقاشى به کار مشغول شد. در اکتبر همین سال بود که ساموئل ۴۲ ساله در یک سفر دریایى با پژوهشگر علوم طبیعى چارلز جکسون، اهل بوستون آشنا شد. جکسون در مورد آزمایش هاى خود در مورد جریان الکتریسیته با او صحبت کرد و مورس، شیفته آنها شد. زمانى که الکتریسیته در طول یک سیم پیچ مغناطیسى جریان یابد، باید بتوان توسط الکتریسیته، علایمى مشخص را به راه دور انتقال داد.
در واقع مورس در سال ۱۸۳۷ از باقیمانده هاى سیم و فلز و به کمک ساعت دیوارى خود، نخستین دستگاه تلگراف را سر هم کرد. این دستگاه هنوز هم در یکى از موزه هاى آلمان، در شهر مونیخ در معرض دید عموم قرار دارد. پس از آن مورس ۵ سال تمام به آزمایش هاى خود ادامه داد.
از آنجائى که مورس استاد نقاشى و مجسمه سازى بود جاى تعجب نیست که نخستین دستگاه تلگراف او از یک سه پایه نقاشى تشکیل شده بود که در بخش فوقانى قاب قرار گرفته در آن پاندولى مجهز به یک قلم آویخته شده بود. چرخ دنده هاى یک ساعت دیوارى، یک نوار لوله شده کاغذى را در زیر این پاندول به حرکت درمى آوردند. تا زمانى که الکتریسیته در سیم پیچ الکترومغناطیسى این دستگاه جریان نداشت، قلم نامبرده به رسم یک خط مستقیم مى پرداخت. به محض آنکه الکتریسیته در مدار جریان مى یافت یک آهن ربا پاندول دستگاه تلگراف را به سوى خود جذب مى کرد و بدین ترتیب بر روى کاغذ، خطى به شکل عدد ۷ فارسى به وجود مى آمد. هر یک از این اشکال، نشان دهنده یک عدد مشخص بود.
اما مورس تنها با کمک آلفرد ویل، یکى از دانشجوهاى هوشمند خود توانست اختراع خویش را تکمیل کرده و آن را به نام خود ثبت کند. به پیشنهاد ویل بود که الفباى مورس به وجود آمد. به این ترتیب که هر عدد مشخص کننده یکى از حروف الفبا شد که با انحراف هاى کوتاه یا دراز مدت پاندول بر روى نوار کاغذ دستگاه تلگراف رسم مى شدند.
مورس از آنجایى که از پشتیبانى کنگره آمریکا برخوردار نشد به اروپا سفر کرد که آن هم ثمربخش نبود. اما او طى این سفر دست کم توانست به مطالعه سیستم هاى ارتباطى رقباى خود بپردازد و پس از بازگشت به آمریکا دستگاه تلگراف خود را تغییر داد. در دستگاه تلگراف جدید قلم دستگاه در حالت عادى با کاغذ تماسى نداشت و فقط زمانى که بخش الکترومغناطیسى آن فعال مى شد علایمى به شکل خط و نقطه رسم مى شدند. ارسال پیام ها از طریق تماس صفحات کوتاه یا بلند مسى با یک تابلوى ویژه انجام مى گرفت. به این ترتیب مامور مرکز تلگراف مجبور نبود که کد اعداد و حروف را از بر کند.
در سال ۱۸۴۳ کنگره آمریکا سرانجام با بودجه اى به مبلغ ۳۰ هزار دلار براى ساختن یک خط تلگراف ۶۰ کیلومترى از بالتیمور تا واشینگتن موافقت کرد. از طریق همین خط بود که مورس در بیست و چهارم ماه مه سال ۱۸۴۴ نخستین پیام الکترونیکى را ارسال کرد. این تلگرام چنین مضمونى داشت: «به راستى که خداوند چه تواناست.

ارسال نظر