X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

تاریخ خط و خوشنویسی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

باید خط را مادر همه دانش‌ها و دانستنی‌های بشر بدانیم، زیرا اگر خط نبود که بتوان دانش‌ها و دانستنی‌ها را بوسیله آن نوشت، و از دستبرد زمان نگاه‌داشت، گنج بزرگ دانش امروز بشر را گرد‌باد مهیب زمان و رویداد‌های ‌گوناگون آن از میان برده بود.
بدین‌سان پیدایش خط را باید یکی ‌از بزرگترین رویدادهای‌ تمدن بشر دانست. رویدادی ‌که هر چه زمان بیشتر بر آن بگذرد ارزش و اهمیت آن روشن‌تر می‌گردد. نیازی ‌به گفتن نیست که فرهنگ امروز بشر دارای‌ ریشه‌های ‌عمیق چند هزار ساله است. تلاش و تفکر میلیونها بشر دست به دست هم داده تا دانش بشر را بدین پایه رسانده است. انتقال این میراث گرانبها که هر روز بارورتر و بارورتر می‌شود، چگونه انجام پذیرفته است؟ این سئوالی ‌است که تنها یک جواب دارد. از راه نوشتن.

بوسیله آن نوشت، و از دستبرد زمان نگاه‌داشت، گنج بزرگ دانش امروز بشر را گرد‌باد مهیب زمان و رویداد‌های ‌گوناگون آن از میان برده بود.

 

 

باید خط را مادر همه دانش‌ها و دانستنی‌های بشر بدانیم، زیرا اگر خط نبود که بتوان دانش‌ها و دانستنی‌ها را بوسیله آن نوشت، و از دستبرد زمان نگاه‌داشت، گنج بزرگ دانش امروز بشر را گرد‌باد مهیب زمان و رویداد‌های ‌گوناگون آن از میان برده بود.
بدین‌سان پیدایش خط را باید یکی ‌از بزرگترین رویدادهای‌ تمدن بشر دانست. رویدادی ‌که هر چه زمان بیشتر بر آن بگذرد ارزش و اهمیت آن روشن‌تر می‌گردد. نیازی ‌به گفتن نیست که فرهنگ امروز بشر دارای‌ ریشه‌های ‌عمیق چند هزار ساله است. تلاش و تفکر میلیونها بشر دست به دست هم داده تا دانش بشر را بدین پایه رسانده است. انتقال این میراث گرانبها که هر روز بارورتر و بارورتر می‌شود، چگونه انجام پذیرفته است؟ این سئوالی ‌است که تنها یک جواب دارد. از راه نوشتن.
آیا همین سئوال و جواب کوتاه برای ‌نشان دادن ارج و ارزش خط بسنده نیست؟ اگر حاصل تجربیات و تفکرات هزاران هزار دانشمند و متفکر و فیلسوف روزگار گذشته، امروز در دسترس ما نبود، بشر ناگزیر به دوباره آزمودن، آزموده‌های ‌گذشته می‌گردید، و پیداست که از این رهگذر چه فرصتهای ‌گرانبهایی تباه می‌شد. شاید امروز کمتر کسی در این اندیشه نباشد که خط دارای‌ چه ارزش گرانبهایی‌ است. زیرا هزاران سال است که خط با فرهنگ بشر در آمیخته و جزء جدایی‌ ناپذیر آن شده است. اما مطالعه برخی ‌از رشته‌های ‌دانش، سبب می‌گردد که گاهی ‌به این ارج و ارزش توجه بیشتری ‌گردد. از جمله این دانشها باید از تاریخ، باستان‌شناسی ‌و تاریخ هنر نام برد. امروز وقتی‌ سنگ نوشته‌ها، لوحه‌ها و خطوط نقش شده بر آثار باستانی ‌مورد بررسی ‌قرار می‌گیرد و خوانده می‌شود، می‌بینیم که بسیاری ‌از آنچه تاریخ گذشت سده‌های ‌بسیار از دیده ما پنهان داشته، روشن می‌گردد.
در حفریات باستان‌شناسی، پر ارج‌ترین اشیا، سنگ نوشته‌ها و یا اشیایی ‌است که حاوی‌ خط باشد. زیرا اینگونه اشیا بیش از دیگر اسناد روشنگر گوشه‌های ‌تاریک تاریخ گذشتگان است.
با شناخت ارج و ارزش خط از نظر حفظ میراثهای‌ معنوی، و فرهنگ و دانش بشر، بایستی ‌به این اصل مهم توجه کرد که خط بدان سبب پدید آمد که وسیله‌ای ‌برای‌ نمایش و ضبط و مبادله فکر و دانش باشد. تنها از این راه جاویدان ساختن افکار و دانشهای ‌بشری ‌مقدور بود، و هدف نهایی‌از پیدایش خط از دیرترین زمانها و در میان تمام ملت‌ها همین بوده و امروز نیز چنین است.
نام میرعماد با خط نستعلیق بنحو جدایی‌ناپذیر با هم آمیخته است. میرعماد ظاهراً به سال ۹۶۱ چشم به جهان گشوده و به سال ۱۰۲۴ به روزگار شاه‌عباس بزرگ در اصفهان کشته شد. میرعماد هنرمندی‌بنام و انسانی‌به کمال بود. و در نوشتن نستعلیق در درجه‌ای از بلندی ‌مقام قرار دارد که نه دستی ‌پیش از او بهتر نوشته، و گمان نمی‌رود که پس از او نیز مادر دهر فرزندی ‌با چنین دست‌های ‌هنرمند بزاید. شیوه کار میرعماد و آنچه او در نستعلیق نویسی وضع کرده است هنوز بدون کم و کاست دنبال می‌شود.
شکسته نستعلیق از اواخر دوره صفویه متداول گردید. اما به سبب مشکلی ‌نگارش و خواندن کم‌کم از رونق افتاد و به صورت شکسته در آمد.
در میان معروف‌ترین شکسته‌نویسان چهره درویش عبدالمجید طالقانی از همه تابناکتر است. وی‌در عمر کوتاه خود آثار بسیاری ‌بجای ‌گذارده که امروزه زینت‌بخش موزه‌ها و کتابخانه‌‌ها و مجموعه‌های‌خصوصی‌است. درویش عبدالمجید به سال ۱۱۸۵ به سن سی‌و پنج سالگی‌در اصفهان در‌گذشت.
در ایران ما علاوه بر سودی‌ که گفته شد، خطوط بعنوان یک رشته از هنرهای‌ زیبا مورد استفاده مردم هنردوست ایران قرار گرفته، و هنرمندان بلند آوازه‌ای در این رشته پدید آمده‌اند.
برای‌دریافت علل پیدایش چنین وضعی ‌باید کمی ‌به عقب بر‌گردیم. پس از فرو افتادن شاهنشاهی‌ ساسانی و اسلام پذیرفتن ایران، به سبب نیازهای‌ مذهبی و سیاسی ‌خط عربی ‌وارد فرهنگ و تمدن ایران گردید. ایرانیان مسلمان شده به قرآن که کتاب مذهبی‌ تازه بود نیازمند بودند و قرآن نیز بخط کوفی ‌نوشته می‌شد. بناچار بایستی ‌خط کوفی را بیاموزند و بخوانند. خط کوفی، خطی مشکل از نظر خواندن و نوشتن بود و با ذوق ایرانیان سازگاری ‌نداشت.
بزودی این خط بجای ‌خط پهلوی ‌را که خط ملی ایران بود گرفت. اما نباید از یاد برد که خط پهلوی‌ نیز بکلی بدست فراموشی سپرده نشد. بلکه تا چند سده بعد از فروافتادن ساسانیان در گوشه و کنار ایران، بویژه در کرانه دریای مازندران به زندگی خود ادامه داد.
مدتی در حدود پنج سده خط کوفی‌خط معمول برای‌نوشتن قرآن و کتیبه‌های ‌تزئینی بناها و یا وسیله تزئین اشیاء در ایران بود. در این مدت برای نوشتن کتاب با دیگر نوشتنی‌ها، از نوعی‌خط شبیه به نسخ که در نگارش به تعلیقی که بعدها وضع گردید بی‌شباهت نبود، استفاده می‌شد. در سده‌های‌ نخستین مه خط عربی ‌بصورت مهمان تازه وارد و ناخوانده به ایران پاگذاشت به هنر خوشنویسی‌ کمترین توجهی ‌نمی‌شد. زیرا ایرانیان بخط عربی نیز چون خود اعراب به‌چشم بیگانه می‌نگریستند. تازیان نیز دارای‌ آن فرهنگ و هنری ‌نبودند که بتوانند خود دست به ابتکار تازه‌ای در ایجاد خط بهتر و زیباتری‌ بزنند. نیازی ‌به این کار نیز حس نمی‌کردند. زیرا ثروت و نعمت و زیبایی ‌سرزمین ایران چنان بود که گویی‌ آنها به بهشت موعود رسیده‌اند، و تنها فکر آنها سود بردن هر چه بیشتر از این بهشت بود. از اواخر سده دوم و آغاز سده سوم این وضع دگرگون شد. روی‌ کار آمدن عباسیان بوسیله ایرانیان و رنگ ایرانی ‌گرفتن خلافت عباسی ‌و قدرت یافتن برامکه، ایرانیان را به خط تازه علاقمند ساخت و حس بیگانگی ‌با آن رو به کاهش رفت.
در این هنگام بود که ایرانیان به فکر افتادند از خط موجود، خط زیبایی ‌بسازند که راضی ‌کننده روح زیبا پسند آنها باشد. گذشته از آن می‌دانیم که یکی‌از ویژگی‌های‌‌تمدن و فرهنگ ایران زمین در گذشته، همواره این اصل مهم بوده که هر عامل بیگانه را در خود تحلیل برده و به آن رنگ و جلای ‌ایرانی‌ دهد، و هرگز رنگ بیگانه بخود نگرفته است. خط نیز در دوره اسلامی از این اصل اساسی ‌بر کنار نماند. بزودی‌ ایرانیان همان‌گونه که در تمام شئون زندگی ‌مادی‌ و معنوی، و آداب و رسوم، (حتی‌خوراک و پوشاک) تازیان را تحت تاثیر خود گرفتند، تا جایی ‌که دربار ‌خلفای ‌عباسی ‌نمونه بارگاه شاهنشاهان ساسانی گردید، با خط عربی ‌نیز چنین کردند. همانگونه که برای ‌لغت و زبان عربی ‌قواعد و دستور نوشتند، برای‌ خط نیز قواعد و قوانین تازه وضع کردند.
پیشاهنگ و مشوق این کار بزرگ برمکیان ایران پرست و نامور بودند. سرانجام در پایان سده سوم و آغاز سده چهارم چهره درخشانی ‌چون محمدبن علی ‌الفارسی ‌(ابن مقله) وزیر المقتدر، در عالم خوشنویسی‌ جلوه گر شد. با ظهور ابن مقله خط وارد مرحله تازه‌ای‌ گردید. این مرحله نخستین و مهم‌ترین گام در راه تکامل خط و پیدایش گونه های‌ جدیدی ‌از آن گردید. و این آغاز یک جنبش بزرگ و پیدایش هنر خوشنویسی ‌بود که در سده‌های ‌بعد به اوج کمال رسید.
ابن‌مقله چهره‌ای ‌درخشان و شاهدی‌ بود بر برتری ‌فرهنگ و هنر ایران بر قومی‌ که به ظاهر بر ایرانیان پیروز شده بود. اما به راستی اسیر سرپنجه‌های ‌نیرومند فرهنگ و هنر و کشور داری ‌ایرانیان بود.
ظهور ابن‌مقله بار دیگر برتری‌ ایرانیان را بر تازیان فخر فروش و خود پسند ثابت کرد. اگر چه سرنوشت او نیز چون دیگر مردان نامدار پهنه سیاست و علم و هنر و پیکار مانند ابومسلم، ابن مقفع و برامکه که نبوغ خود را در خدمت تازیان حق ناشناس گذاردند، دردناک و خون آلود است، اما چنانکه گفتیم این آزمون تازه‌ای بود که برتری ‌ایرانیان را به ثبوت رساند.
ابن‌مقله از مردم بیضای ‌فارس بود و در علوم زمان خود چون فقه و تفسیر و ادبیات و شعر و ترسل یگانه زمان خویش بشمار می‌آید. وی که دشواری‌ خط کوفی ‌را برای ‌ایرانیان و دیگر مردم مسلمان دریافته بود، دست بکار ایجاد خط تازه‌ای‌ گردید و خطوط محقق، ریحان پس آنگاه ثلث و سرانجام نسخ را که نسخ کننده همه خطوط در سهولت نگارش بود ایجاد کرد. خط رقاع را نیز از ابتکارات او دانسته‌اند.
ابن‌مقله به سال ۲۷۲ هجری‌ چشم بدنیا گشود و زندگی ‌پر نشیب و فرازی‌ را پشت سر گذاشت. مدتی‌حکمران پاره‌ای ‌از ولایات فارس بود. سه‌بار به وزارت رسید و بروزگار خلیفه ستمگر الراضی‌بالله، در پی‌سخن چینی‌ دشمنان مورد خشم خلیفه قرار گرفت و دست راست او را بریدند. او زمانی با دست چپ و سپس با بستن قلم بر بازوی‌بریده به نوشتن پرداخت. اما دشمنان باز از او دست بر نداشتند، تا سرانجام او را به زندان افکندند و به سال ۳۲۸ ه. وی را به قتل رساندند. چنین بود سرنوشت مردی‌ که نخستین خطوط خوش را ایجاد کرد و نخستین قواعد خوشنویسی‌ را پدید آورد.
پیروی ‌از مکتب هنری ‌این ایرانی ‌پاک نهاد بود که سبب درخشش چهره‌های ‌تابناکی ‌چون ابن بواب (در گذشته بسال ۴۲۳هـ) و یاقوت مستعصمی ‌(درگذشته بسال ۶۸۷هـ) گردید.
ایرانیان کار تغییر و تحول در خط و ایجاد خطوط تازه را همچنان ادامه دادند. در میانه سده هشتم هجری ‌بتدریج سه نوع خط تازه ایجاد گردید که کاملا رنگ ایرانی ‌داشت، و حتی‌تاثیر خطوط پهلوی ‌و اوستایی، یعنی‌خطوط دینی‌ وملی ‌ایرانیان در آن دیده می‌شد.
این سه خط بکلی ‌از رنگ و شیوه عربی ‌تهی و کاملا فارسی ‌بود. شکل الفبای ‌این سه خط با الفبای‌ عربی‌تفاوت بسیار داشت. (اگر چه هم ریشه با خط عربی‌ بودند) این سه خط عبارت بودند از تعلیق، نستعلیق و شکسته‌نستعلیق.
ظهور خوشنویسان و استادان بسیار، این سه خط را به اوج زیبایی‌رساند. تا‌جایی‌که در کشورهای‌نزدیک چون عثمانی و هندوستان و کشورهای دور چون مصر مورد تقلید قرار گرفت.
نامورترین خوشنویس خط تعلیق اختیارالدین منشی گنابادی است. در نیمه دوم سده هشتم خط نستعلیق یعنی معروف ترین خط ایرانی رواج یافت. تبریز و هرات دو مرکز مهم رونق گرفتن این خط بودند. بیشتر مورخین و تذکره نویسان میرعلی تبریزی ‌را واضح و ایجاد کننده این خط می‌دانند.
نستعلیق از ترکیب دو خط تعلیق و نسخ بوجود آمده و در آغاز آن را «نسخ‌تعلیق» می‌خوانند و سپس به صورت نستعلیق در آمده است.
خط نستعلیق نشانه‌ای از طبع و ذوق زیباپرست و زیبا پسند ایرانی، و بی‌شک زیباترین و ظریف‌ترین خط فارسی‌است. اگر چه جمعی‌ را عقیده بر این است که خط نستعلیق پیش از میرعلی‌تبریزی‌ «واضع» وجود داشته است، اما آنچه مسلم است وی ‌نخستین کسی است که خط را به صورت مستقل و با قاعده در‌آورده است. مرگ میرعلی تبریزی ‌را بسال ۸۵۰ هجری ‌نوشته‌اند. از خوشنویسان دیگر نستعلیق که تعداد آنها بسیار زیاد است باید از میرزا ‌جعفر ‌تبریزی ‌ملقب به بایسنقری، اظهر‌ تبریزی، سلطان علی ‌مشهدی، سلطان محمد خندان، سلطان محمد نور، میرعلی ‌هروی ‌و سرانجام مشهورترین آنان میرعماد حسنی سیفی ‌را نام برد.
هنر خوشنویسی ‌از آغاز سده دوازدهم به انحطاط گرایید و از این زمان به بعد تعداد خوشنویسان همواره کمتر‌ و ‌کمتر شدند. تا جایی که در مدت دو سده تنها به نام تعداد انگشت شماری‌ خوشنویس نامور بر می‌خوریم. در طول سده ۱۳ جنبش دیگری در هنر خوشنویسی ‌پدید آمد. این جنبش بویژه در خط نسخ دیده می‌شود. ظهور خوشنویسانی ‌چون وصال شیرازی، اشرف‌الکتاب اصفهانی، علیرضا ‌پرتوکار نسخ‌نویسی را بکمال رساند.
در نیمه آخر سده سیزدهم خوشنویسانی ‌چون میرزا‌اسدالله‌شیرازی، داوری ‌(پسر وصال) حاج میرزا فضل الله و میرزا ابوالفضل ساوجی، میرزا غلامرضا اصفهانی، میرزا محمدرضا کلهر، میرزا محمد حسن کاتب شیرازی ‌به کار نستعلیق‌نویسی ‌جانی ‌تازه بخشیدند. اما این دولت مستعجل دیری‌ نپائید و در سده ۱۴ هجری این انحطاط تشدید شد. ظهور چهره تابناکی ‌چون میرزا محمد حسین عمادالکتاب، واپسین نستعلیق‌نویس توانای ‌ایران نیز توانست جلوی ‌این فرو افتادن را بگیرد.
آنچه گذشت نظری ‌کوتاه به سیر خوشنویسی‌ خط فارسی ‌و یادی‌از برخی ‌خوشنویسان نامدار ایرانی ‌بود. اما نقشی ‌را که خط فارسی‌در تمدن و هنر‌ ایران و کشورهای ‌دیگر دور و نزدیک ایران داشته است به همین جا پایان نمی‌پذیرد. همانگونه که زبان فارسی ‌از طرفی‌ تا سراسر هند و چین و خاور دور و از سویی‌ تا آسیای میانه و از جانبی ‌تا مصر و دیگر کشورهای ‌آفریقا چون زنگبار رفت، خط فارسی نیز به ناچار با زبان فارسی به دورترین نقاط جهان برده شد و نماینده تمدن و هنر ایران گردید و بناهای بزرگ و با شکوه را زینت بخشید. در ایران بزرگ مه کانون خوشنویسی ‌به شمار می‌آمد خط بصورت یک هنر اصیل بویژه از جنبه تزئینی ‌مورد توجه قرار گرفت. به نحوی ‌که بصورت کاملترین و زیباترین هنر تزئینی‌ جلوه‌گر شد. هیچ یک از ساخته‌های ‌دستی ‌هنرمندان ایرانی ‌از تزئینات خطی ‌بی‌بهره نماند. خط بصورت عامل تزئینی ‌در بناها، ساخته‌های ‌فلزی، پارچه بافی، سفال‌گری، ساخته‌‌های چوبی ‌و به گفته دیگر بر همه چیز خودنمایی کرد. این زاده ذوق لطیف و خوی هنرپرور و زیبا پسند ایرانی بود. این توجه شدید به تزئین آثار بوسیله خط در ایران بزودی به اوج کمال رسید. و این بدان سبب بود که ورود مذهب اسلام به ایران و پذیرفته شدن این دین بوسیله مردم ایران، هنر نقاشی به سبب پاره‌ای عقاید مذهبی برای‌مدت کوتاهی بدست فراموشی‌سپرده شد، و به جای آن در تزئین اشیاء از خط استفاده گردید. چون از این زمان خط بصورت عامل تزئینی درآمد به خوشنویسی توجه بیشتری ‌شد.
شاید بتوان ریشه خوشنویسی، رواج و رونق آنرا بوسیله ایرانیان همین عامل زیبا پسندی ‌دانست: زیرا چنانکه گفتیم ایرانیان چون اسلام را پذیرفته بودند، به ناچار خط عربی‌ را نیز که از نظر مذهبی ‌و سیاسی ‌به آن نیاز داشتند پذیرفتند. در آغاز قبول این امر تا اندازه‌ای‌ دشوار بود. اما چون قدرت سیاسی ‌در دستگاه بدست ایرانیان افتاد آن دشواری‌ قبول خط عربی نیز از میان رفت، و ایرانیان کوشیدند تا از خط ناموزون و سخت و خشن تازی ‌که در خور بیابانها و ریگزارها بود، خطی لطیف و زیبا و ایرانی ‌پسند آوردند. و چنانکه دیدیم چنین کردند، تا بدانجا که خطوطی کاملا ایرانی‌ پدید آمد. خطوطی ‌که سده‌های ‌بسیار است زینب بناهای ‌تاریخی ‌و اشیاء و آثار هنری ‌وطن ما است. بی‌تردید هیچ چشمی ‌نیست که از دیدار کتیبه‌های‌ خوش خطی ‌که بر کاشی‌های ‌فیروزه‌ای ‌رنگ مساجد، و گنبدها و گلدسته‌‌های سراسر وطن ما نقش گردیده است، لبریز از لذت و شگفتی‌ نشده باشد، و این حاصل ذوق و تلاش هزاران هزار هنرمند ایرانی است که در طی‌سده‌های ‌بسیار در راه بزرگداشت هنر وطن خویش فداکاری ‌کرده‌اند.
یادشان گرامی باد هرچند از کالبد خاکی ‌آنان اثری ‌باقی ‌نیست.
باری ‌نظر به خاک عزیزان رفته کن
تا مجمل وجود ببینی ‌مفصلی
آن پنجه کمانش و انگشت خوشنویس
هر بندی ‌اوفتاده بجایی ‌و مفصلی

ارسال نظر