X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

تعاریف روانشناسی ترس

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

استعمار وعده وعید می دهد . وعده نان ، مسکن ، عمران و آبادی ، صنعت ، تکنیک ، سواد و … می دهد و بعد مردم کشور تحت استعمار را عادت می دهد که افراد مصرفی بار آیند و در جوامعی که استعمار حضور دارد ، انسانهای مصرفی می سازد ، و از طرف دیگر منابع طبیعی و حیاتی آنان را غارت می کند، یعنی از این حربه به نفع خود استفاده می کند .

 

استعمار وعده وعید می دهد . وعده نان ، مسکن ، عمران و آبادی ، صنعت ، تکنیک ، سواد و … می دهد و بعد مردم کشور تحت استعمار را عادت می دهد که افراد مصرفی بار آیند و در جوامعی که استعمار حضور دارد ، انسانهای مصرفی می سازد ، و از طرف دیگر منابع طبیعی و حیاتی آنان را غارت می کند، یعنی از این حربه به نفع خود استفاده می کند .

 

 

۹-۱۰) دعوای والدین در حضورکودکان :

موقعی که طفل ، مادر و پدر را در کنار هم ، خشمگین می بیند ، ترس ، کودک را فرا می گیرد ، دعوای والدین در حضور کودکان از عوامل افزاینده ترس است بخصوص وقتی دعوای پدر  مادر جنبه فیزییک به خود بگیرد .

۱۰-۱۰) جدائی از والدین :

گاهی کودک ترس واضطراب را بخاطر جدائی از والدین دارد . به عنوان مثال وقتی کودک ، پدر و مادرش به علت بیماری و رفتن به بیمارستان  و یا مسافرت از وی جدا شده اند به شدت می ترسد و مضطرب است ، در این صورت بایدبه کودک اطمینان داد که والدینش مجددا به منزل بر میگردند و به علاوه ، وی می تواند مثلا آنها را در بیمارستان ملاقات نماید . در بعضی موارد که کودک اضطراب شدید دارد به عنوان آخرین حربه درمانی از دارو استفاده می شود .

علاوه بر عوامل ده گانه فوق که علتهای ترس می باشند مواردی مثل وسوسه ها ، خیالبافی ها ، رویاها، انزواهای طولانی ،آن هم در محیطی که کسی با طفل دمساز نباشد ، رها کردن طفل به حال خود ، نخریدن ناز کودک، بی توجهی به خواسته ها ، بی اعتمادی نسبت به وی و … همه و همه از عوامل ترس و اضطراب کودک هستند که باید به گونه ای چاره شوند.

۱۱- فرق احتیاط با ترس

احتیاط با ترس نامعقول و مبهم تفاوت دارد ، احتیاط در حداعتدال قابل قبول و ثمر بخش است وبایدرعایت شود برای نمونه ، کودک را باید تشویق کرد که قبل از عبور از عرض خیابان متوجه هر دو جهت باشد ، احتیاط را بایدجانشین ترس نامعقول و ترس از افراد ناشناس کرد اما در مورد ترس معقول ، مانند ترس از طوفان ، برق ، زلزله و هر آنچه که انسان را با خطر روبرو می سازد بزرگسالان باید بر ترس کودک صحه بگذارند و به او کمک کنند و بگویند    \” ترس شما کاملا به جاست \” کودکی که در معرض ترس مفرط قرار گرفته است به امنیت خاطر نیاز دارد ، هرگاه رویداد ترسناک را به صورت نمایش در آورند ممکن است از شدت آن کاسته شود ، کودکان در قبال موقعیت های ترسناک وناراحت کننده با یکدیگر تفاوت دارند . ترس در کودکان با هوش زودتر از کودکان کم هوش پدیدار می شود ، دختران معمولا ترسوتر از پسران می باشند ، برخی از کودکان گاهی از نخستین تجربهای کهنه موجب درد و رنج آنان می شود آنچنان بیمناک می شوند که دیگر حاضر به تکرار آن تجربه نیستند .

 

 

۱۲- ترس از مدرسه

منظور( ترس از مدرسه ) این است که کودک قبل از رفتن به مدرسه احساس ترس شدیدی می کند به طوری که این ترس مانع رفتن وی به مدرسه می گردد. گاهی نیز عدم تمایل بی دلیلی ، در رفتن به مدرسه دارد . ناراحتی این نوع کودکان بیشتر در زمینه عصبانیت و مبارزه طلبی می باشد . اصرار و ابرام والدین تاثیری در رفتن کودک به مدرسه ندارد و اغلب باعث بروز ناراحتی های جسمانی از قبیل دل درد ، تهوع ، استفراغ و سرگیجه و غیر گشته ( ولی با ناراحتی های جسمانی که صبح اولین روز هفته وجود دارد فرق دارند ) و باعث گریه و زاری کودک نیز می گردد و اگر والدین بخواهند وی را با خود به مدرسه ببرند ممکن است با آنها برود ولی به محض جدایی از والدین ، شروع به گریه و زاری نموده و سعی میکند که از مدرسه فرار کرده و به منزل بیاید . در ابتدای ناراحتی ممکن است بر اثر اصرار والدین ولی بر خلاف میل باطنی خود به مدرسه برود .

 ترس از مدرسه در یک هزارم کودکان دیده می شود که سه درصد این عده اختلال روانی دارند . این ناراحتی در پسرها و دخترها تقریبا به یک نسبت اتفاق می افتد و در سن ۱۱ تا ۱۲ سالگی شایع است که به خاطر فعالیت بیشتر تحصیلی در مدرسه می باشد و کودک نمی تواند از عهده آن برآید ولی این عامل علت ترس از مدرسه نمی باشد و شاید بیشتر به خود نمایی کودک در این سن باشد .

اغلب این کودکان در مدرسه ابتدایی نیز بی میلی به مدرسه رفتن را نشان می دهند . در بیرون وابسته به والدین ، غیر فعالی و ترسو بوده ولی درمنزل بسیار با قدرت هستند . این کودکان تصور نادرستی از خود دارند وخودشان را بالاتر از آنچه که هستند می دانند ودر اثر احساس خطر به قدرت خود فرار می کنند وبه همین جهت در مدرسه این خطر ترس بیشتر احساس می شود .

پدران اینگونه اطفال معمولا تیپ آرام و غیر فعال می باشند و بر عکس مادران اغلب در خانه مسلط و غالب بوده  و پشتیبانی و توجه بیش از حد به کودک می کنند . ظهور این نارحتی ، معمولا بعد از یک بیماری جسمانی ، تععطیلات مدرسه ، تعویض مدرسه ، کلاس و یا تغییر معلم به طور کلی هر نوع تغییری و فوت یکی از اقوام نزدیک می باشد گاهی پدر نیز ، کنترل زیادی روی کودک می کند ، اغلب روزهای بعد از تعطیل هفته ظاهر می شود ، علل این ناراحتی را باید همیشه در خود کودک ، خانواده و محیط مدرسه جستجو نمود .

 

 

 

 

فصل دوم

انواع ترسها

 

– امتناع از مدرسه رفتن

امتناع از مدرسه رفتن بیشتر یک اختلال هیجانی است ، ولی به چند صورت دیده می شود :

۱-۱۳ ترس از اجتماع :

بعضی از کودکان به خاطر ترس از سایر مدرم قادر به خروج از منزل و مواجه شدن با سایرین نمی باشند ، این کودکان معمولا ترسو و خجالتی بوده و اعتماد به نفس ندارند . والدینشان بیش از حد از آنها محافظت کرده و کودک قادر نیست امور شخصی خود را به تنهایی انجام دهد .

حضور سایرین در کلاس باعث احساس ناراحتی وی می گردد ولی به یک مسئله باید توجه کرد که آیا کودک فقط از اجتماع می ترسد ( ولی در منزل رابطه خوبی با دیگران دارد ) یا اینکه در همه جا این گوشه گیری وجود دارد . معذالک باید دانست که این حال در کودکان کوچک به ندرت اتفاق می افتد ولی در بلوغ جنسی گاهی دیده می شود .

۲-۱۳) ترس از وسایل نقلیه :

بعضی از کودکان از مسافرت با وسایل نقلیه ترسیده و به هیچ وجه با آنها مسافرت نمی کنندولی به طور پیاده قادر به رفتن به مدرسه می باشند . این حالت در کودکان کوچک نادر و در دوران بلوغ جنسی گاهی اتفاق می افتد .

۳-۱۳) ترس از مدرسه

گاهی ترس ( هر نوع ترس ) یکی از علائم همراه با افسردگی است ولی زمانی به خاطر ترس از معلم ، همکلاسان ( که وی را اذیت می کنند ) بوده و تکالیف مشکل ، مانع از رفتن کودک به مدرسه می گردد . مثلا اگر درس ریاضی برایش مشکل باشد روزهائیکه این درس را دارد ، سعی می کند که به مدرسه نرود . تغییر کلاس ، مدرسه ومعلم نیز در این امر دخالت دارند ، ندرتا نقص جسمانی و ترس از تمسخر باعث این حالت می شوند .

۴-۱۳) اضطراب جدایی :

یعنی آن که کودک از جدا شدن از مادر ، نگران و دلواپس شده و تلاش می کند که به مدرسه نرود ونزد مادر خود باشد . معمولا  مادر وپدر و آمادگی مزاجی در این اضطراب تاثیردارد . واین مضطرب ( در مورد مدرسه نرفتن کودک ) حال اضطراب خود را به کودک منتقل کرده و به علاوه وابستگی شدید آنها به کودک اضطرابش را تشدید می نماید .

۵-۱۳)گوشه گیری :

دراین حالت کودک ممکن است افسرده و یا دچار اسکیزوفرنیا باشد .

۱۴- فرار از مدرسه و دلایل آن

کودک از منزل به منظور رفتن به مدرسه خارج گشته ولی پس از خروج از منزل ممکنست به جاهای دیگری غیر از مدرسه برود .

۵ در هزار کودکان گاهی از مدرسه فرار می کنند ، بنابراین از مدرسه تفاوت فاحشی با ترس از مدرسه دارد .

فرار از مدرسه به دلایل زیر صورت می گیرد :

  1. کودک از نظر تحصیلی اغلب ضعیف است .
  2. کودک فرار از مدرسه را هر چندمدتی یکبار تکرار می کند .
  3. کودک به انحراف جنسی کشیده شده است .
  4. اولیاء مدرسه کودک را به عصیان وادار کرده اند .
  5. کودک در باند بزهکاران شرکت دارد .
  6. تحصیل و مدرسه ارزشی برای وی ندارد .
  7. توسل به تنبیه در مدرسه زیاد است ( چنانچه در مدرسه تنبیه صورت می گیردباید به عنوان آخرین روش تربیتی و با شرائط آن صورت گیرد)
  8. مدرسه به او بیش از حد تکلیف داده است .

۱۵- ترس و اضطراب در چه کسانی بیشتر است ؟

(آگاهی به این مسئله باعث می شود که با چنان افرادی مدارای بیشتری شود):

  1. کسانی که ضعیف المزاج باشند .
  2. کودکانی که از داشتن پدر و مادر یا هر دوی آنها محرومند .
  3. کودکی که در کنار ناپدری یا نامادری زندگی می کند و محبت عمیق آنها را لمس نمی کند .
  4. کودکی که همبازی و معاشر ندارد و یا دارد ولی از دوستی و بازی با آنهامنع شده ، بدون اینکه جانشین برای آنها معین شده باشد .
  5. طفلی که در محلی غریب است و یا از کسان و بستگان خود دور است .
  6. کودکی که جنبه تلقین پذیری در او زیادتر است .
  7. کودکی که ساده است و از لحاظ هوشی در درجه پایین ترین و در حد متسطی قرار دارد .
  8. کودکی که زیاد خیالبافی می کند .
  9. آن کس که نقاط ضعف بیشتری دارد و فکر می کند مورد انتقاد زیادی است .
  10. کودک که پدر و مادر دارد ولی از آنها جدا زندگی می کند .

 

 

۱۶- آثار ترس و اضطراب

الف ) آثار بیرونی :

  1. پریدن رنگ صورت
  2. عرق کردن تنگی نفس
  3. احساس خفگی
  4. شدت ضربان قلب
  5. از دست دادن قدرت حرکت و توان فعالیت

ب) آثار درونی :

۱٫ آشفتگی فکری

۲٫ضعف در تصمیم گیری

۳٫ اختلال در امور اداری

گاهی ترس ممکن است زمینه را برای حالت هجوم وحمله در فرد فراهم کند . آنچنان که برای حفظ بدن و سلامت خود با تمام قوا به دفاع برخیزد و همه نیروها را برای ضربه زدن به فردبسیج کند.

گاهی ترس در کودکان ایجاد کم روئی ، حیای افراطی ، ترکردن رختخواب ، لکنت زبان می کند .

ترس و اضطراب گاهی جلوه شان را عوض کرده و به صورت بی اشتهایی خود را نمودار می سازند . فرد نسبت به غذاهای مورد علاقه بی تفاوت می شود .

 

۱۷-    تفاوت ترس در انسان و حیوان

ترس ، انفعال نفسانی است که در انسان و حیوان ایجاد می شود و در انسان متوجه ضرر در آنیده می شود و در حیوان متوجه ضرر درامورحاضر می شود .

به طور کلی می توان تفاوت ترس در انسان و حیوان را به صورت ذیل خلاصه کرد :

۱٫    انسان معمولا از امور آینده و حال می ترسد ولی حیوان فقط از امور حاضر می ترسد .

۲٫    انسان در مقابل ترس امیدواری دارد ولی حیوان به آینده امیدواری ندارد .

۳٫ دور اندیشی و آینده نگری حیوان از راه عقل و شعور نیست بلکه از راه غریزه ای است که در طبیعت حیوان سرشته شده مانند مورچه که در تابستان برای زمستان خود دانه گرد می آورد ولی دور اندیشی انسان از راه عقل  و شعور است .

 

 

منبع:بزرگترین مرجع علمی ایرانیان پدیدا

ارسال نظر