X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

تقویت ارتباط بین کودکان و والدین

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

نوجوانی یکی از حساس ترین دوران زندگی به حساب می آید، زیرا عوامل زیستی ، روانی و اجتماعی توأما در بروز دوره نوجوانی دخالت دارد. این مرحله از زندگی نوجوان مصادف با وورد آنان به مقاطع تحصیلی راهنمائی و دبیرستان می باشد. بنابراین با ورود نوجوان به دوره دبیرستان ، خانواده در موقعیت جدیدی قرار می گیرد. به همین جهت نقش و مسئولیت خانواده نیز متحول می شود و ابعاد گسترده تری می یابد. از این رو باید توانایی مادران و پدران در امر تعلیم و تربیت فرزندان افزایش پیدا کند و این امکان را بیابند که هر چه بیشتر با نحوه تربیت فرزندان خویش آشنا شوند، تحقیق این خواست جز با گسترش آموزش خانواده امکان پذیر نیست.

بی شک خانواده، مهم ترین و اصلی ترین نهاد تربیتی جامعه است و نخستین آموزشگاه فرد محسوب میشود. از این رو بیان هر گونه سخنی درباره تربیت کودک، نوجوان وجوان، بدون توجه به نقش حیاتی خانواده، سخنی نادرست و ناتمام قلمداد می گردد. یک خانواده سالم و پویا، خانواده ای است که میان اعضای آن به ویژه میان والدین و فرزندان، رابطه ای انسانی و سالم حاکم است. مادران وپدران توانا کسانی هستند که از دانایی ها و مهارت های لازم برخوردارند

 

خانواده و نوجوان

نوجوانی یکی از حساس ترین دوران زندگی به حساب می آید، زیرا عوامل زیستی ، روانی و اجتماعی توأما در بروز دوره نوجوانی دخالت دارد. این مرحله از زندگی نوجوان مصادف با وورد آنان به مقاطع تحصیلی راهنمائی و دبیرستان می باشد. بنابراین با ورود نوجوان به دوره دبیرستان ، خانواده در موقعیت جدیدی قرار می گیرد. به همین جهت نقش و مسئولیت خانواده نیز متحول می شود و ابعاد گسترده تری می یابد. از این رو باید توانایی مادران و پدران در امر تعلیم و تربیت فرزندان افزایش پیدا کند و این امکان را بیابند که هر چه بیشتر با نحوه تربیت فرزندان خویش آشنا شوند، تحقیق این خواست جز با گسترش آموزش خانواده امکان پذیر نیست.

بی شک خانواده، مهم ترین و اصلی ترین نهاد تربیتی جامعه است و نخستین آموزشگاه فرد محسوب میشود. از این رو بیان هر گونه سخنی درباره تربیت کودک، نوجوان وجوان، بدون توجه به نقش حیاتی خانواده، سخنی نادرست و ناتمام قلمداد می گردد. یک خانواده سالم و پویا، خانواده ای است که میان اعضای آن به ویژه میان والدین و فرزندان، رابطه ای انسانی و سالم حاکم است. مادران وپدران توانا کسانی هستند که از دانایی ها و مهارت های لازم برخوردارند.

آیا والدین به آموزش نیاز دارند؟

خداوند متعال به صراحت در قرآن مجید می فرماید: آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر هستند؟

بدیهی است که دانایان و نادانان برابر نیستند. هیچ پدر و مادری خود به خود نمی تواند پدر و مادر موفقی بشود و نوجوان خود را آن طور که هست بشناسد و او را درک کند و با او رابطه درست برقرار نماید. مگر اینکه داناییی های ضروری را کسب کند (توانایی ، در دانایی است). علت اصلی شکست پدران و مادران در تعلیم و تربیت فرزندانشان عدم شناخت کودکان است.

پژوهش های متعدد نشان داده است که هر قدر والدین داناتر و آگاهتر باشند، با مشکلات کمتری روبرو می شوند. از سوی دیگر خانواده هایی که نسبت به نقش ها ، وظایف و مسئولیت های خود بیشتر آگاهی دارند، بهتر می توانند با فرزندانشان رابطه برقرار کنند ودوره حساس و پرانرژی نوجوانی را به طریق مطلوب هدایت نمایند.

اگر به سلامت و رشد و شکوفایی همه جانبه شهروندان یک جامعه فکر کنید، باید به سلامت خانواده ها بیندیشید،هم چنین اگر به سلامت جامعه فکر می کنید باید به سالم سازی خانواده ها بیندیشید. از این رو در آموزش پدران و مادران، یک هدف عمده تعقیب می شود و آن هم، سالم سازی خانواده است.

 

اصل ایجاد امنیت روانی

خانواده مهم ترین کانون تامین کننده نیازهای جسمانی و روانی فرد است و تمام تلاش پدران و مادران مسئول و آگاه باید براین اصل مبتنی باشد که فضای خانه و خانواده سرشار از امنیت، صحبت و آرامش باشد. هر یک از اعضای خانواده شما به ویژه فرزندانتان باید رد خانه احساس امنیت روانی کنند و کانون خانواده را بهترین و امن ترین پناهگاه بدانند. اگر نوجوانی اشتباهی کرد و یا کار نادرستی انجام داد،هیچ گاه نباید به او گفت: دوستت ندارم، تو دیگر پسر یا دختر من نیستی یا من دیگر مادر یا پدر تو نیستم و یا به طرق گوناگون او را سرزنش و تحقیر کرد این گونه برخوردها و بیان این قبیل جمله ها، هیچ کمکی به اصلاح رفتار او نمی کند، بلکه موجب سرخوردگی، مختل شدن امنیت روانی نوجوان می شود و سلامت روانی او را به خطر می اندازد. والدین باید بین خود و فرزندان نوجوانشان رابطه ای ایجاد کنند که او بتواند آزادانه احساسات، اضطراب ها و نگرانی های خود را بدون احساس ترس و طرد کردن با آن ها در میان گذارد. احساس ناامنی روانی مهم ترین علت بروز ناهنجاری های رفتاری و عاطفی به شمار می رود.

 

اصل ثبات عاطفی والدین

نوجوان نیاز به آرامش دارد. نوجوان نیاز دارد که پدر و مادری با عواطف کم و بیش پایدار داشته باشد، هر قدر رابطه پدر ومادر یا با یکدیگر و روابط پدر و مادر و نوجوان از ثبات و استحکام برخوردار باشد، نوجوان احساس آرامش بیشتری می کند. زمانی که پدر ومادر براساس اصل ثبات عاطفی با فرزندان خود رابطه برقرار می کند و دارای شخصیت سالم و استواری هستند. نوجوان بهتر می تواند روی آن ها حساب بازکند و مطمئن تر به آن ها تکیه نماید.

توجه داشته باشید در صورتی می توانید به فرزندتان که مبتلا به آشفتگی عاطفی است کمک کنید و با او به درستی رابطه برقرار نماید که خودتان از ثبات عاطفی برخوردار باشید و منصفانه وعادلانه با مشکلات برخورد کنید. هنگامی که پدر و مادر عصبانی است و تحت فشار هیجانی خاص و خشم ، قرار دارد ، امکان ندارد با آرامش و منطقی با فرزند خود روبرو شود. شاید چند بار پیش آمده است که از فرزند نوجوانتان عصبانی و متنفر شده اید. در این وضعیت بهتر است احساسات خود را نزد خودتان و یا دوستی امین مورد بحث و ارزیابی قرار دهید و با روان شناس و یا مشاور به مشورت بپردازید.

 

اصل پرهیز از تحمیل کردن

گاهی پدران و مادران، به زمان و عصر خود اشاره می کند و بی توجه به مقتضیات زمان ومکان تاکید می کنند که ما وقتی به سن شما بودیم، این گونه رفتار می کردیم و از فرزندان خود انتظار دارند آن ها هم همانگونه رفتار کنند. متاسفانه گاهی اوقات پدران ومادران نظرها، رغبتها و علایق خود را به فرزندان تحمیل می کنند و حتی بدون توجه به سن و موقعیت آنان، رنگ و مدل لباس برای آنها انتخاب می نمایند . در چنین موقعیتی، بروز رفتارهایی از قبیل لجبازی، مقاومت منفی وسرکشی قابل پیش بینی است . باید به نوجوان اعتماد کرد و به وی اجازه داد که به تدریج پس از کسب آگاهی های لازم، خود تصمیم بگیرد و تصمیم گیری در امور زندگی، تحصیلی و شغلی را تمرین کند.

 

اصل همدلی و همفکری

خانواده سالم و بانشاط، خانواده ای است که میان اعضای همدلی و همفکری و همکاری و هماهنگی وجود دارد و اعضای خانواده در کنار هم احساس امنیت و آرامش می کنند.

اگر می خواهید به عنوان پدر ومادر، خودتان را ارزیابی کنید و مورد بررسی قرار دهید که چه میزان با فرزندتان همدل و همفکر هستید، به این سئوال پاسخ دهید : آیا با فرزندتان زبان مشترک، فکر مشترک و احساس مشترک دارید؟ آیا فرزند شما، زبان شما را می فهمد؟ آیا شما، زبان فرزندتان را درک می کنید؟

آیا فرزندتان، شما را محرم و امین خود می داند؟ البته شایان ذکر است که همدلی و همزبانی و نوجوان، به معنای تسلیم شدن به تمام خواست ها و تقاضای او نیست. مساله ای که امروزه برخی از خانواده ها از آن رنج می برند. مساله فرزند سالاری است که براثر محبت بیش از حد و توجه بیش از حد حاصل می شود. همزبانی با نوجوانی به معنای شناخت زبان ومنطق او و برقراری ارتباط براساس ویژگی های شناختی و عاطفی اوست.

سعی کنید شرایط اجتماعی و زمانی فرزند نوجوانتان را درک کنید و به علل رفتار او پی ببرید. نوجوانان دارای امیدها، ترس ها نگرانی هایی است، در بحث ها و گفتگوها آن ها را مورد توجه قرار دهید. به نوجوان فرصت می دهید تا حرف دلش را با شما در میان گذارد. از رفتار و گفتار شما انتقاد کند و شما واکنش مناسب نشان دهید. بدیهی است که عصبانی شدن واکنش مناسبی نیست، بلکه پذیرش منصفانه اشتباهات ، واکنش درست به شمار می آید اصل حفظ عزت نفس نوجوان.

یکی ازموثرترین روش های برقراری رابطه انسانی با نوجوان، حفظ و تامین عزت نفس یا حرمت خودبالایی برخوردار است . بهتر می تواند زندگی با دیگران رابطه برقرار کند، به پیشرفت تحصیلی نایل گردد و فردی خلاق و پویا باشد. نوجوانی که عزت نفسش حفظ شده است . در رویارویی با مسائل و مشکلات از استواری و مقاومت بالایی برخوردار است و آسیب پذیری او کمتر است. عزت نفس عبارت از احساس ارزشمند بودن. مجموعه احساسات، عواطف ، نگرش ها و تجربیات فرد در طول زندگی او ، موجب می شوندت که فرد احساس خود ارزشمندی کند، نسبت به خود ، ارزیابی مثبت داشته باشد و احساس لیاقت و کفایت کند. همه نوجوانان، صرف نظر از سن، جنسیت و زمینه فرهنگی، به حفظ عزت نفس نیاز دارند. لازمه خلاقیت ، پویایی، پیشرفت و حرکت، ارضای عزت نفس نوجوان است. والدینی که به فرزند نوجوان خود روحیه و امید می دهند، تونایی های او را تحسین و تمجید می کنند، این نیاز را به خوبی در او ارضا می کنند و موجب می شوند که اعتماد و نفس فرزند آن ها تامین شود و فرزند یا فرزندانشان با اطمینان مسیر پرنشیب و فراز زندگی را طی کنند و با روحیه ای مقاوم با مسائل و مشکلات و مسئولیت ها مواجه شوند.

 

موقعیت نوجوان و اهمیت خانواده

نوجوان به تدریج که از سرزمین آرام و بی خیال کودکی به دشت های پرحادثه بلوغ می رسد، دگرگونی هایی را در خویش می یابد. احساس می کند که به سرعت دارد و به وضعیت جدیدی دست می یابد و میل دارد که خانواده به عنوان نزدیکترین افراد ، این دگرگونی را باور کنند و موقعیت جدید وی را به رسمیت بشناسند.

کوچکترین حرکت ناشیانه والدین به این موقعیت جدید لطمه می زند و نوجوان را به شدت جریحه دار می کند و او را بر می انگیزد تا به عکس العمل های تند و سرشار دست زند.

از سوی دیگر، خانواده به لحاظ پایگاه عاطفی خاصی که دارد، باید نوجوان را در پناه گیرد و تجربیات و آمادگی های لازم را برای او تامین نماید. به ویژه آن که نوجوان هنوز در وضعیتی نیست که از خانواده جدا شود و مستقل زندگی کند و روی پای خود بایستد.

فشارها و محدودیت های اجتماعی، نوجوان را به پناه خانه می کشاند تا بتواند برای ایجاد تعادل بین آرمان های خویش و تهدیدهای جامعه اقدام نماید.

اهمیت و نفوذ خانواده در این دوران، نسبت به مرحله قبل که دوره کودکی بود قدری کاهش می یابد و بعضاً این گمان برای والدین پیش می آید که آیا هنوز ابتکار عمل در دست ماست یا خیر، و آیا هنوز می توانیم فرزندمان را کنترل کنیم؟ چگونه؟

خانواده به لحاظ اهمیت خاصی که در این دوره حساس و دشوار دارد، بهتر است موقعیت نوجوانش را واقع بینانه درک نماید و به آن ارج نهاد و شخصیت لازمه بلوغ را که از نظر کمی و کیفی با دوران کودکی متفاوت است، به او ارائه دهد. از نوجوان نیز باید خواسته شود که با بررسی، تفکر، خویشتن داری و رعایت احترام به خانواده، روابط معقول و سالمی را با خانواده بنا نهد.

 

تقویت ارتباط بین والدین و نوجوانان

ارتباط بین والدین و نوجوانان اهمیت زیادی دارد اما یک سلسله تغییرات طبیعی که در سن بلوغ روی می دهد، موجب می گردد تا کارآیی و میزان این ارتباط کاهش یابد اگر چه والدین با تجربه تر از فرزندان شان هستند ولی نوجوانان بدین امر اذعان ندارند لذا نصیحت ها، استدلال ها و هدایت های والدین برای آن ها بی ارزش یا کم ارزش است . آن ها تمایل دارند بیشتر با دوستانشان باشند و رغبتی به فعالیت های خانوادگی ندارند، بنابراین فرصت برقراری ارتباط با نوجوانان در سنین بلوغ، به شدت کاهش می یابد. به دلیل همین رویدادهای سنین بلوغ است که نوجوانان اسرار و احساسات خود را مانند دوران کودکی با والدین خود مطرح نمی کنند. افزون بر این صحبت درباره نوع فعالیت ها، دوستان و جاهایی که می روند کاهش یافته و تمایلی ندارند و به والدین خود اطلاع دهند که چه زمانی به خانه باز می گردند. بنابراین، بسیاری از والدین در مورد این نوع ارتباط با فرزندانشان دچار مشکل می شوند. نوجوانان نیز ممکن است در زمینه صحبت کردن با والدین، ابراز احساسات و بحث در مورد مسائلی که آن ها را آزرده ساخته، مشکلاتی داشته باشند، به طور معمول اگر چنین مشکلی در زمینه ی صحبت و گفت و گوی نوجوانان با والدین شان مشاهده گردد، گفته می شود که نوجوانان اجتماعی نیستند.

یکی از علت هایی که موجب کاهش ارتباط نوجوانان با والدین می گردد این است که والدین همیشه سعی دارند آن ها را نصیحت کنند، نظرشان را تغییر دهند، اشتباهات آنان را گوشزدکنند و چیزی به آنها بیاموزند. نکته حائز اهمیت این است که باید هدف ما از حرف زدن با فرزندانمان فقط حرف مورد علاقه آن ها آغاز کرد. این موضوعات اغلب شامل ورزش، رانندگی، موسیقی و جنس مخالف هستند. گاهی اوقات برای ارتباط باید فقط برای این که حرفی زده باشیم، صحبت کنیم.

 

پذیرش و مقبولیت نوجوان از سوی خانواده

از نیازهای مهم نوجوان، این است که مقبول خانواده در مورد پذیرش والدین باشد و احساس کند که از موقعیت مطلوب و قابل قبولی در میان خانواده اش برخوردار است. منتها فرزندان یک خانواده از موقعیت و جایگاه یکسانی در نزد والدین برخوردار نیستند. بلکه برخی در شرایط بهتری قرار دارند و پاره ای دیگر خود را در وضع مساعدی احساس نمی کنند. متاسفانه برخی از خانواده ها ، فرزند خود را به لحاظ این که در یکی از وضعیت ها و موقعیت های نامطلوب قرار دارد، آن چنان که شایسته است نمی پذیرند وقبول ندارند و او را صریحاً و یا تلویحاً طرد می کنند. اگر خانواده ها ، فرزندان را همان گونه که هستند، بپذیرند، می توانند قابلیت های موجود آنان را پرورش و توسعه دهند و آینده خوبی را برای شان به ارمغان آورند.

 

ضرورت درک نوجوان

نکته حساسی که اهمیت فراوانی برخوردار است. این که در بسیاری از خانواده ها، بزرگترها جوانان را درک نمی کنند. قاعده و روش این است که بزرگترها خود را نظم داده، در حد جوان قرار دهند تا بتوانند نیازهای آنان را درک کنند، زیرا هرگز انسان نمی تواند فرددیگری را درک کند.

مگر آنگاه که خود را در قالب او قرار دهد. پدران و مادران در دوره بزرگسالی، نوعاً دوره نوجوانی و مشکلات و حساسیت ها و نیازهای جوانی را فراموش می کنند. در حالی که اگر خود را در دنیای جوانی وارد سازند، آن وقت به جای تندی و ستیزی، ملایمت و سازگاری را انتخاب خواهند کرد و به جای فرمان دهی، سعی خواهند کرد همانند پرستاری از جوان گرفتار پرستاری نمایند.

 

خانواده های دو قطبی

خانواده ها، کانون آرامش و امنیت خاطر فرزندان محسوب می شوند و کودکان و نوجوانان اولین تجربیات موفق یا ناموفق خود را در خلال سال های اولیه(دوران پرستاری) به دست می آورند. برخی از خانواده ها به دلایلی کانون تشنج هستند و کوچکترین نشانی از آرامش در آن ها به چشم نمی خورد. یکی از علل کانون های بحرانی خانوادگی وجود دو مرکز تصمیم گیری در خانواده است پدر تصمیم هایی را اتخاذ می کند و مادر در اندیشه طرحی دیگر است و غالباً این طرح ها با یکدیگر در تضاد قرار می گیرند. چنین خانواده هایی را می توان (کانون دوقطبی) نیز تلقی نمود . پدر در یک قطب این کانون و مادر در قطب دیگر آن قرار میگیرند. اصطحکاک ها آغاز می شود . خانواده های دو قطبی را به تعبیری می توان (خانواده های متعارض) نیز نامید از این رو که در خانواده ای سرشار از تعارض دیدیم که آنها هم از حیث خصوصیات، دیدگاه ها و سلیقه ها در دو جنبه مخالف هم قرار می گیرند، لکن خانواده های دوقطبی، آن دسته از خانواده های متعارضی هستند که تضاد را بیرون می ریزند، اختلافات را به صحنه می آورند و در تصمیم گیری ها نیز به جایی نمی رسند و دو نوع تصمیم و تدبیر برای اداره خانواده در آن، به مرحله اجرا در می آید.

علی رغم تمامی اختلاف نظرهای موجود در میان پدر و مادر، تصمیم گیری و اتخاذ خطی مشی در زندگی، امری مهم و بسیار جدی است . سرانجام باید تصمیم واحدی اخذ شود و اجرا گردد و این مهم معمولاً برعهده مرد و سرپرست خانواده است طبیعی است، خانواده یک قطبی کامل که پدر و مادر در همه زمینه ها هماهنگ و همدل و دارای افق های فکری یکسانی باشند، کمتر از موارد دیگر وجود دارد، لکن عاقلانه این است که اگر در این زمینه ها، دیدگاه مشترکی نداریم، حداقل در نظر فرزندان، هماهنگ جلوه کنیم و در تصمیم گیری نیز متحد و متمرکز عمل نماییم تا سلامت روانی و اخلاقی فرزندان ما به مخاطره نیفتد.

 

توصیه هایی به والدین، برای کمک به سازگاری و نوجوان

تاکید بر این نکته لازم است که نقش والدین نیز همپای تغییرات زیستی نوجوان می بایست تغییری یابد. به دلیل افزایش سن و تغییر در شرایط محیط زندگی با والدین نوجوان آن چنان درگیر مسائل و مشکلات گوناگون زندگی هستند که توانایی و شکیبایی درک و پذیرش و کنار آمدن با نوجوان را ندارند. ممکن است یا به کلی نوجوان را در این سن مهم نادیده بگیرند و یا از او انتظارات و توقعات فوق توان او داشته باشند که هر دو شیوه خطاست. ترکیبی از شرایط نامطلوب می تواند وضع نوجوان را دشوارتر کند و ورود او را به این دوره با مشکلات عاطفی زیادی همراه سازد. در خلال این دوره انتقال، نوجوان در اغلب اوقات دچار ابهام و بی ثباتی است و به همین دلیل به شدت به کمک و حمایت والدین و دیگر بزرگسالانی چون معلم، نیاز دارد. حمایتی که نوجوان دریافت می کند، نه فقط باید شامل پذیرش وی باشد، بلکه باید به نوعی کنترل و اصلاح رفتاری نامطلوب او را نیز در بر گیرند.

والدین آگاه می توانند با درک و پذیرش نوجوانان، به او در درک و پذیرش تغییرات جسمانی خود کمک کنند تا نوجوان شایستگی و تغییرات و تناسب بدنی خود را نه به عنوان هدف ، که به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدف های ارزشمند انسانی در زندگی تلقی کند. با توجه به ارتباط تنگاتنگ عوامل جسمانی، روانی واجتماعی نوجوان کمتر با مشکل مواجه گردد. از جمله مهم در روابط او با والدین است. نوجوان در جهت کسب استقلال حرکت می کند و والدین در صدد حفظ و حمایت نوجوان از آسیب های فردی و اجتماعی هستند والدین باید به تدریج زمینه های رشد استقلال سالم نوجوان را متناسب با تواناییها و قابلیت های او فراهم سازند، او به عنوان انسان در حال رشد، و رهسپار به سوی بزرگسالی ببینند و با او رفتار کند و یا نظارت کافی خودع اختیاراتی متناسب با این قابلیت ها به نوجوان بدهند تا ورود او به مرحله بزرگسالی با آرامش همراه باشد.

 

 

منبع :www.padida.ir

 

ارسال نظر