X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

تنبک زورخانه

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

همانطور که از عنوان این مقاله بر می آید ، محور اصلی این نوشته با هدف معرفی تنبک زورخانه خواهد بود. اما این ساز می تواند از دو منظر مورد بررسی قرار گیرد. اول اینکه تنبک زورخانه را می توان به عنوان یک ساز کوبه ای و به صورت مقایسه ای با سازهای کوبه ای دیگر بررسی کرد و مثلا از نظر صدا دهی و شخصیت صوتی و کاربرد ، با تنبک معمولی مقایسه کرد . دوم اینکه تنبک زورخانه را در قالب محیطی که در آن به تکامل رسیده ، مورد بررسی قرار داد.اگر روی مورد اول و بازکاوی آن بپردازیم، محور نوشته ی ما حول سازهای کوبه ای به طور اعم و جایگاه تنبک زورخانه به طور اخص و دقت در ریتمهای زورخانه و مطالب مربوط به آن خواهد بود و اگر به مورد دوم توجه نشان دهیم ، ناگزیر به واکاوی فرهنگ زورخانه و شناخت بیشتر آن هستیم . نگارنده با توجه به اینکه هیچگاه از ورزشکاران زورخانه نبوده ام بر اساس اطلاعاتی که جمع آوری کرده ام ، در ابتدا تأملی به آداب و پیشینه ی فرهنگ زورخانه و آنگاه نگاهی کوتاه به ساختار و جلوه ی صوتی و … را خالی از لطف نمی دانم.

در قلمرو فرهنگ مردم ، زورخانه مأمن اهل فتوت و مهرورزی و جوانمردی است و موسیقی زورخانه نیز بر چنین بستری می تواند به بالندگی برسد…

همانطور که از عنوان این مقاله بر می آید ، محور اصلی این نوشته با هدف معرفی تنبک زورخانه خواهد بود. اما این ساز می تواند از دو منظر مورد بررسی قرار گیرد. اول اینکه تنبک زورخانه را می توان به عنوان یک ساز کوبه ای و به صورت مقایسه ای با سازهای کوبه ای دیگر بررسی کرد و مثلا از نظر صدا دهی و شخصیت صوتی و کاربرد ، با تنبک معمولی مقایسه کرد . دوم اینکه تنبک زورخانه را در قالب محیطی که در آن به تکامل رسیده ، مورد بررسی قرار داد.اگر روی مورد اول و بازکاوی آن بپردازیم، محور نوشته ی ما حول سازهای کوبه ای به طور اعم و جایگاه تنبک زورخانه به طور اخص و دقت در ریتمهای زورخانه و مطالب مربوط به آن خواهد بود و اگر به مورد دوم توجه نشان دهیم ، ناگزیر به واکاوی فرهنگ زورخانه و شناخت بیشتر آن هستیم . نگارنده با توجه به اینکه هیچگاه از ورزشکاران زورخانه نبوده ام بر اساس اطلاعاتی که جمع آوری کرده ام ، در ابتدا تأملی به آداب و پیشینه ی فرهنگ زورخانه و آنگاه نگاهی کوتاه به ساختار و جلوه ی صوتی و … را خالی از لطف نمی دانم.

در قلمرو فرهنگ مردم ، زورخانه مأمن اهل فتوت و مهرورزی و جوانمردی است و موسیقی زورخانه نیز بر چنین بستری می تواند به بالندگی برسد. موسیقی بر دو عامل ریتم و ملودی استوار است و در این میان تنبک زورخانه یکی از آلات تجسم ریتم به شمار می رود.شخصیت صوتی این ساز با آن طنین بلند و حماسی اش یادآور آئین پهلوانی و جوانمردی است ، که یکی از بارزترین رسوم آداب زورخانه به شمار می رود.

تاریخ تکامل زورخانه تا قرن ها قبل قابل رد یابی است . ورزش زورخانه در قرن دوم هجری قمری در بغداد از دو فرقه ی عیاران و شطاران تاثیر زیادی پذیرفته است ، آنها  تقوی و طهارت و صداقت و دیگر خصال برجسته را با پیروی از مسلک فتوت مراعات می کرده اند. دقیقا همان خصالی که در محفل پهلوانان زورخانه مبانی اصلی این ورزش باستانی را تشکیل می دهد. آنان از دوران قدیم به منظور فراگیری فنون نبرد و کشتی گیری و اخذ مقام پهلوانی در مکانی به نام بیت ، عبادتخانه ، ورزشگاه و یا لنگر گاه تجمع می کردند. در هنگام تسلط اسلام و از پیدایش شاخه های مذهبی وابسته به آن به دلیل ارادت ایرانیان به پیامبر و علویان محیط زورخانه را محیطی مذهبی فرا گرفت . پوریای ولی ( محمود بن ولی الدین خوارزمی ) وفات ۷۲۲ هجری قمری ، شاعر و عارف و یکی از شخصیتهایی است که حق بزرگی به گردن زورخانه دارد. از زمان او تقدس و رعایت اصول مذهبی نظیر پاک بودن و تطهیر قبل از وارد شدن به گود و جلوگیری از ورود افراد نابالغ و تاکید بر آئین جوانمردی نمود بیشتری یافته است.تنبک زورخانه در اعصار گذشته بسته به موقعیت زمان و مکان تغییر شکل یافته است ، گاهی آنرا از مس ساخته اند و گاهی آنرا از نظر حجم تغییر داده اند . تنبک زورخانه ی فعلی از سفال ساخته می شود و عموما از پوست بز ، بر آن می کشند . طریقه ی پوست کشیدن تنبک زورخانه مهارتی را می طلبد که از حوصله ی این مقاله خارج است.

در زورخانه به نوازنده تنبک « مرشد » می گویند و او حین نوازندگی تنبک از اشعار حماسی و عرفانی در تهییج ورزشکاران استفاده می کند . تنوع ریتم و زنگ مرشد حکایت از تغییر حرکت است و رعایت اصالت و سنت امری ست که مرشد مجدانه به حفظ آن پایبند است.

یک مرشد خوب بایستی تلفیق شعر و موسیقی را بداند و مناسب خوان باشد ، تا با تسلطی که بر ریتم دارد بتواند از اشعار در جای خود استفاده کند. در زورخانه از اشعار سعدی به دلیل اینکه بیشتر بر محور تعلیم و تربیت و خود سازی است استفاده ی زیادی می شود و همچنین از خافظ و مولانا که مرشدان ، بسیار به کار می بندند.

مقام شعر والاست ، زمانی یک مرشد می تواند در کارش موفق باشد که علاوه بر آگاهی و تسلط به ریتم از رموز آواز تا حدودی مطلع باشد و بتواند به درستی کلمات را ادا کند . نمونه ی اشعاری که در زورخانه ها رایج است از این قبیل اند :

مرده شدم ، زنده شدم ، گریه بدم ، خنده شدم

دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

***      ***

حیلت رها کن عاشقا دیوان هشو ، دیوانه شو

و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

***    ***

زدیم دست توکل چو بر ولای علی

ز کار ما بگشاد گره خدای علی

***    ***

مقتدای اهل عالم چون گذشت از مصطفی

ابن مصطفی را دان علی مرتضی

***    ***

مسلم است علی را همه صفات احد

برون از این دو صفت لم یلد و لم یولد

***    ***

تا زنده ام به جهان ، گویم ثنای علی

جانم فدای علی ،  جانم فدای علی

***    ***

من عاشق جانبازم از عشق نپرهیزم

من مست سر اندازم ، از عربده نگریزم

 

گویا تا همین اواخر رسم بر این بوده که برای پایان ورزش و برای تشویق پهلوانی  که در کشتی برنده شده است در مناسبت هایی که معمولا در اعیاد متداول بود ، بحر طویل هم میخواندند که سرشار از مضامینی در شجاعت و جوانمردی علی بن ابی طالب بود و به تدریج که رشادتهای علی را در تک بیتهای کوچک از اشعار « سروش اصفهانی ، ابن یمین ، ابوالقاسم حالت ، و … » آوردند ، بحر طویل از رونق افتاد.

شخصیت صوتی تنبک زورخانه با آن طنین حماسی اش با نواختن مرشد محیط زورخانه را پر می کند و به عنوان تنها ساز اجرایی موسیقی [ناگفته نماند که زنگ زورخانه نیز در رده بندی سازها قرار می گیرد] کیفیت حرکت های ورزش را همزمان و همسان همراهی می کند و آواز مرشد به آن جانی تازه می بخشد .

در گذشته های دور به مرشد « کهنه سوار » نیز می گفتند که در عصر پهلوانی و عصر « فلاخن های کوچک و بزرگ » به سواران ورزیده ای اطلاق می شد که تعلیم و تربیت تازه سواران را عهده دار بودند و بر این اساس به تعلیم دهندگان ورزش زورخانه نیز کهنه سوار میگفتند ! و جالب اینکه در آن زمان نوازنده تنبک زورخانه شخص  دیگری  به جز مرشد بود .

بهمن رجبی در کتاب « تنبک و نگرشی به ریتم از زوایای مختلف » می نویسد : بعد از آمدن اعراب به ایران، زورخانه یکی از مراکز مهم تربیت مردان قوی و آزاده به منظور مبارزه ی پنهان و آشکار با تسلط جابرانه ی اعراب گردید. از اواخر عهد صفویه که اصول تصوف و عرفان در زورخانه ها رواج یافت ، کهنه سواران زورخانه به تدریج به عنوان مرشد شناخته شدند و سپس در طول زمان نواختن تنبک زورخانه را نیز به عهده  گرفتند و به عبارت دیگر مرشد یا کهنه سوار و نوارنده تنبک زورخانه ، مبدل به شخص واحدی گردیدند. مرشدها که غیر از نواختن تنبک زورخانه و تعلیم و تربیت ورزشکاران جوان حرفه ی دیگری نداشتند به تدریج در کار خود پخته و ورزیده شدند.

تنبک زورخانه از سفال ساخته می شود و بیشتر در گارگاه های سفالگری همدان و میبد یزد و شهرضا در استان اصفهان ساخته می شود . پوست تنبک زورخانه از پوست بز است چون با توجه به دهانه ی ساز نسبت به پوست شتر یا گوساله زنگ بیشتری دارد.

تنبک زورخانه را با استفاده از انگشتها و کف به کمک مچ دستها می نوازند ، البته از آنجائیکه صدای تنبک زورخانه بایستی معطوف به قدرت و شدت صدا باشد استفاده از انگشتان برای نوازندگی این ساز به ظرافت تنبک معمولی نیست و نقش ساعد و کتف و بازو بیشتر است.

نوازنده تنبک زورخانه معمولا از زنگ هم استفاده می کند . زنگ یکی از آلات کوبه ای است. انواع مختلف آن در سراسر دنیا کاربرد دارد. زنگها انواع مختلفی دارند، بعضی ها زبانه شان از بیرون و بعضی از داخل است و بعضی هم اصلا دارای زبانه نیستند . برخلاف آنچه در اکثر زورخانه ها متداول است ، زنگ دارای مقام رفیع و مراتب ارزشمند نمی تواند باشد. زنگ یک ساز اخباری است که در زورخانه نوعی اعلام کننده ثانوی است و صرفا بایستی بخاطر نشان دادن حرکت های گوناگون ورزشی و تعویض آنها استفاده بشود. در گذشته ، زنگ تنها یک ساز زینت در زورخانه بود ولی پهلوان « اکبر خراسانی » آنرا در کسوت زورخانه قرار داد. استفاده ی بجا از زنگ می تواند کار یک مرشد را بیش از پیش زیبا کند ، ناگفته نماند که تا قبل از دوران قاجار ساز نی هم در زورخانه به عنوان یک ساز ثابت دیده می شد که هم اکنون به فراموشی سپرده شده است.

بعضی از تمرینهای متداول در زورخانه عبارتند از : سنگ گرفتن ، شنا ، میل ورزی ، چرخ زدن ، پای زدن و کباده زدن. تمرینهای ورزشی در دو بخش انجام می شود . در بخش اول مثل سنگ گرفتن و شنا به صورت خمیده انجام می شود و در قسمت دوم تمرینها به صورت ایستاده انجام می شود . به قول زنده یاد محمد تقی مسعودیه « عملیات ورزش زورخانه تکامل جسمی بشری را از وضعیت بدوی خمیدگی شبیه حیوانات به صورت ایستاده و مستقیم تعقیب و معرفی می کند .» البته در اجرای صحیح تمرینهای زورخانه به کار گیری تنفس صحیح را نباید فراموش کرد که رکن مهمی در اجرای درست حرکات زورخانه است.

استاد مهرگان

\"\"

ارسال نظر