X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

خسوف

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

خورشیدگرفتگی که یکی از زیباترین پدیده های آسمانی است و بی شک یکی از تاثیرگذارترین این نوع پدیده ها بر روی کره ما و موجودات روی آن است، هر ساله عده زیادی از منجمان آماتور و حرفه ای و علاقه مندان به این نوع پدیده ها را به سمت خود جلب می کند. این پدیده که بسته به نحوه هم خطی و فواصل بین زمین، ماه و خورشید به گونه های متفاوت و در نقاط مختلف کره زمین قابل رویت است، در هر بار وقوع آن زیباییهای خاص خود را به معرض نمایش می گذارد. در میان کسوف های رخ داده، کسوف یا خورشیدگرفتگی کلی از اهمیت خاصی برخوردار است. این پدیده سایه کامل بر روی زمین ایجاد می کند، فرصت مطالعات علمی بر روی جو خورشید که در حالت عادی و خورشید بدون گرفت قابل انجام نیست را پدید می آورد

خورشیدگرفتگی که یکی از زیباترین پدیده های آسمانی است و بی شک یکی از تاثیرگذارترین این نوع پدیده ها بر روی کره ما و موجودات روی آن است، هر ساله عده زیادی از منجمان آماتور و حرفه ای و علاقه مندان به این نوع پدیده ها را به سمت خود جلب می کند. این پدیده که بسته به نحوه هم خطی و فواصل بین زمین، ماه و خورشید به گونه های متفاوت و در نقاط مختلف کره زمین قابل رویت است، در هر بار وقوع آن زیباییهای خاص خود را به معرض نمایش می گذارد. در میان کسوف های رخ داده، کسوف یا خورشیدگرفتگی کلی از اهمیت خاصی برخوردار است. این پدیده سایه کامل بر روی زمین ایجاد می کند، فرصت مطالعات علمی بر روی جو خورشید که در حالت عادی و خورشید بدون گرفت قابل انجام نیست را پدید می آورد

خورشید گرفتگی یا به زبان پارسی کهن خورگیر وقتی رخ می‌‌دهد که از دید زمینیان قرص ماه روی قرص خورشید را می‌پوشاند. اگر ماه تمام خورشید را بپوشاند کسوف کلی است و اگر فقط بخشی از قرص خورشید پوشیده شود کسوف جزئی نامیده می‌شود

در خسوف(ماه گرفتگی) زمین در حرکت مداری خود به دور خورشید سایه اش را، که در فضا در سمتی مخالف خورشید ممتد است، به دنبال می کشد.
سایه زمین به شکل یک مخروط است که قاعده آن مقطع زمین و طول متوسط آن ۱،۳۸۰،۰۰۰ کیلومتر است. طول این سایه، بر اثر تغییر فاصله زمین از خورشید تا حدود ۴۰۰۰۰ کیلومتر نسبت به مقدا متوسط تغییر می کند. خسوف زمانی اتفاق می افتد که ماه وارد مخروط سایه زمین شود.

شرایط وقوع خسوف

تصور کنید که در حال حرکت در طول یک خیابان هستید و در حال تحمل گرما و نور شدید خورشید ناگهان آسمان تاریک می شود و شما برای مدت کوتاهی احساس راحتی می کنید و سپس دوباره نور خورشید بر شما می تابد. شاید از کنار این اتفاق به آسانی بگذرید اما اگر بدانید عاملی که باعث این اتفاق شده است سایه ماه بوده و شما آن قدر خوش شانس بوده اید که به طور اتفاقی در امتداد نوار بسیار باریک سایه ماه بوده اید شاید این اتفاق برای شما طور دیگری جلوه کند.

همانطور که می دانید مدار ماه به گرد زمین اندکی با صفحه زمین خورشید زاویه دارد و این امر باعث می شود که ما هر ماه شاهد خورشید گرفتگی نباشیم. خورشید گرفتگی زمانی اتفاق می افتد که ماه در بین زمین و خورشید قرار گیرد و سایه خود را بر زمین بیافکند. اما این اتفاق زمانی به وقوع می پیوندد که ماه تقریبا نزدیک یکی از گره های مداری خود باشد (گره های مداری نقاطی هستند که در آن مدار یک جسم مدار جسم دیگری را قطع می کند.) زیرا هنگامی که ماه در نزدیکی گره های خود باشد تقریبا بر صفحه زمین خورشید منطبق می شود و بنابراین این امکان وجود دارد تا سایه خود را بر زمین بیافکند و عده ای از علاقه مندان را از خانه هایشان بیرون بکشد.

 

کسوف ها به سه دسته کلی تقسیم می‌شوند: کلی، جزئی و حلقوی. در گرفت حلقوی آن قدر فاصله ما از زمین دور است که اندازه قرص آن در آسمان از دید ناظر زمینی کوچک‌تر از خورشید است.کسوف ها به سه شکل اصلی اتفاق می افتد. نوع اول آن کسوف حلقوی است. همانطور که می دانید مدار ماه بیضوی است و طبعا گاهی اوقات در اوج (دورترین فاصله از زمین) و گاهی اوقات در حضیض (نزدیک‌ترین فاصله از زمین) به سر می برد. اگر هنگام کسوف ماه در اوج مداری خود باشد اندازه زاویه‌ای آن، آن‌گونه که از زمین دیده می‌شود، در مقایسه با اندازه زاویه ای خورشید کمتر می شود و بدین ترتیب ماه نمی تواند همه قرص خورشید را در پشت خود مخفی سازد. بدین ترتیب خورشید در میانه گرفت به صورت حلقه ای نورانی دیده می شود و این خود یکی از جاذبه های این نوع کسوف است. کسوف ۱۱ مهر ماه بخشهایی ازاسپانیاوآفریقابدینصورت یده میدر شود.

نوع دوم کسوف کلی است. در هنگام کسوف کلی ماه آن قدر از زمین دور نیست که نتواند کل قرص خورشید را در پشت خود مخفی سازد. با پنهان شدن قرص خورشید در پشت قرص ماه نا گهان تاج خورشید خود نمایی می کند و بدین ترتیب نماهای رویایی که همه ما از کسوف دیده ایم به وجود می آیند. نمونه چنین کسوفی در سال ۱۳۷۸ در کشور ما اتفاق افتاد و بسیاری را جذب خود کرد.

نوع سوم کسوف کسوف جزیی است که کسوف روز دوشنبه نیز از همین نوع است. در این نوع کسوف به سبب موقعیت جغرافیایی ناظر در روی زمین و همچنین به دلیل موقعیت ماه در مدارش، زمین وارد تمام‌سایه ماه نمیشود و یا تمام‌سایه ماه از مکان رصد ناظر عبور نمی کند. بدین ترتیب رصد گر تنها در نیم سایه قرار می‌گیرد و از دید او فقط بخش‌هایی از خورشید به وسیله ماه پوشیده می‌شود.

البته نوعی دیگری از کسوف هم وجود دارد که می توان آن را هم در رده حلقوی ها در نظر گرفت و هم در رده کسوف های کلی. در این نوع کسوف در بعضی از نقاط زمین کسوف کلی است و در بعضی از نقاط ماه قسمت های بسیار کمی از قرص خورشید را نمی پوشاند. این نوع از کسوف ها نیز بسیار زیبا هستند. نمونه از این نوع کسوف امسال (۱۳۸۴) در بخش هایی از منطقه آمریکای مرکزی اتفاق افتاد.

 

اما نکات لازم در هنگام رصد کسوف جزیی

  • به هیچ وجه بدون فیلتر به خورشید نگاه نکنید.
  • برای نگاه کردن به خورشید از شیشه هایی که به وسیله دود شمع و یا به طرق دیگر دودی شده اند استفاده نکنید چرا که آن ها تنها شدت نور را کم می کنند و نمی توانند جلوی پرتوهای خطرناک نور خورشید را نمی گیرند.
  • با ابزار نجومی به هیچ وجه بدون فیلتر به خورشید نگاه نکنید.
  • بهترین روش دیدن کسوف استفاده از ابزار هایی مثل اتاق تاریک و یا انداختن تصویر بر روی دیوار یا پرده است.
  • خورشید گرفتگی فقط در زمانی رخ می دهد که ماه در مرحله ماه نو باشد و در میان زمین و خورشید قرار بگیرد و ماه گرفتگی نیز در زمانی رخ خواهد داد که ماه بدر باشد، یعنی زمین بین ماه و خورشید قرار بگیرد. اما چون مدار ماه نسبت به مدار گردش زمین متمایل است، در هر ماه نو یا بدر، گرفت ایجاد نمی شود. گرفت فقط در زمانهایی ایجاد می شود که ماه در گره مداری خود باشد و ماه-زمین-خورشید در یک راستا قرار بگیرند.
    پس در یک سال می توانیم چند گرفت داشته باشیم که در نقاط مختلف کره زمین رخ دهند. بیشترین تعداد گرفتهایی که در یک سال رخ می دهد هفت و کمترین آنها دو است.

در واقع صفحه مداری ماه و همچنین صفحه مداری خورشید نسبت به استوای زمین دارای انحراف هستند،که این زاویه در مورد خورشید ۲۳/۵ درجه و در مورد ماه حدود ۵ درجه است.اگر زاویه ای بین این صفحه های مداری وجود نداشت هر دو هفته یک بار کسوف تکرار میشد.اما به علت وجود انحراف صفحه مداری کسوف وخسوف تنها زمانی رخ میدهد،که ماه وخورشیدو زمین هر ۳ روی یک صفحه و یک خط قرار گیرند

 

مقدمه

در خسوف (ماه گرفتگی) زمین در حرکت مداری خود به دور خورشید سایه‌اش را، که در فضا در سمتی مخالف خورشید ممتد است، به دنبال می‌کشد. سایه زمین به شکل یک مخروط است که قاعده آن مقطع زمین و طول متوسط آن ۱،۳a80،۰۰۰ کیلومتر است. طول این سایه ، بر اثر تغییر فاصله زمین از خورشید تا حدود ۴۰۰۰۰ کیلومتر نسبت به مقدا متوسط تغییر می‌کند. خسوف زمانی اتفاق می‌افتد که ماه وارد مخروط سایه زمین شود.

 

 

شرایط وقوع خسوف

وقتی از بالا به دایره البروج بنگریم به اشتباه گمان می‌کنیم که خسوف باید ماهی یک بار اتفاق افتد. خطای این دید وقتی آشکار می‌شود که از پهلو نگاه کنیم. آنگاه روشن می‌شود که این سه جرم در حقیقت بر یک خط واقع نیستند. ماه در نتیجه میل مدارش با دایره البروج ، می‌تواند از بالا یا پایین مخروط سایه ، به فاصله‌ای که حداکثر ۳۲،۰۰۰ کیلومتر می‌شود بگذرد. برای اینکه خسوف برقرار باشد واقع شود باید دو شرط مهم زیر همزمان با یکدیگر برقرار باشند:

  1. خورشید ، زمین و ماه ، باید بر خطی مستقیم واقع باشند یعنی ماه به حالت بدر از زمین دیده شود. این واقعه ماهی یک بار روی می‌دهد.
  2. ماه در حرکت مداریش باید در حال عبور از دایره البروج ، یعنی در یکی از عقده‌ها باشد.

بیشتر دیده شد که کره ماه نیمی از ماه را در زیر صفحه دایره البروج به سر می‌آورد و نیم دیگر را بالای آن. دو نقطه‌ای که در آنها ماه صفحه دایره البروج را قطع می‌کند عقدتین نامیده می‌شود: یکی از این دو عقده رأس (گره شمالی) است و دیگری عقده ذنب (گره جنوبی). خط واصل این دو نقطه را خط عقده‌ها یا خط گره‌ها نامند.

مدت خسوف

مدت دوام خسوف نسبتا زیاد است، زیرا قطر مخروط سایه زمین در نقطه‌ای که ماه از آن می‌گذرد، در حدود ۹،۲۰۰ کیلومتر است. اگر ماه مخروط را بطور مرکزی قطع کند، نزدیک به دو ساعت در خسوف کامل خواهد بود، زیرا قطر ماه در حدود ۳،۵۰۰ کیلومتر و سرعت متوسط آن ۳،۲۰۰ کیلومتر در ساعت است. سایه زمین ماه را کاملا تاریک نمی‌کند. حتی وقتی که خسوف کامل باشد ماه کاملا مرئی است، ولی رنگ سرخ بی فروغی جای درخشش عادی آنرا می‌گیرد. این فروغ مختصر معمول نور آفتابی است که از جو زمین به داخل مخروط سایه شکسته شده است. اجزای آبی و بنفش نور آفتاب بر اثر پراکندن در جو زمین ،‌ حذف شده‌اند و مولفه‌های سرخ نورند که قرص ماه را اندکی روشن می‌کنند.

خسوف جزئی

در خسوف جزئی فقط قسمتی از ماه از میان مخروط سایه می‌گذرد. به این ترتیب بریدگی تاریکی در ماه تمام ، در بخش شمالی آن و یا در بخش جنوبی ، پدیدار می‌شود. البته خسوفهای جزئی هم بعد و هم پیش از خسوف کلی نیز واقع می‌شوند. در حدود نیم ساعت طول می‌کشد تا ماه کاملا وارد سایه شود و مدت مشابهی نیز لازم است تا کاملا از سایه بدر آید.

دنباله خسوفها

خسوفها به ترتیب و در دنباله‌هایی چند روی می‌دهند. یک دنباله کامل که شامل ۴۸ یا ۴۹ خسوف می‌شود، حدود ۸۶۵ سال طول می‌کشد. فاصله زمانی بین دو خسوف متوالی در یک دنباله ..۳۳/۶،۵۸۵ روز است. خسوفهای متوالی شباهت زیادی باهم دارند که دال بر عضویتشان در یک دنباله است. روش بدست آوردن عدد..۳۳/۶،۵۸۵ روز بدین قرار است:

برای آنکه خسوفی تکرار گردد:

  1. ماه باید در حالت بدر باشد. این وضعیت هر ۵۳۰۵۹/۲۹ روز یکبار تکرار می شود.
  2. خورشید باید نسبت به عقده‌ها در همان مکان قبلی باشد، و این هر ۶۲۰۱/۳۴۶ روز تکرار می‌گردد.

کوچکترین مضرب مشترک این اعداد ۶،۵۸۵ است، یعنی هر ۶،۵۸۵ روز ماه ، زمین و خورشید وضعیت خسوف قبلی را تکرار می‌کنند. فاصله زمانی ..۳۳/۶۵۸۵ روز به یک ساروس موسوم است که در زبان بابلی قدیم به معنی تکرار است

خسوف

۱۲/۴/۱۳۸۴

در خسوف(ماه گرفتگی) زمین در حرکت مداری خود به دور خورشید سایه اش را، که در فضا در سمتی مخالف خورشید ممتد است، به دنبال می کشد.
سایه زمین به شکل یک مخروط است که قاعده آن مقطع زمین و طول متوسط آن ۱،۳۸۰،۰۰۰ کیلومتر است. طول این سایه، بر اثر تغییر فاصله زمین از خورشید تا حدود ۴۰۰۰۰ کیلومتر نسبت به مقدا متوسط تغییر می کند. خسوف زمانی اتفاق می افتد که ماه وارد مخروط سایه زمین شود.

شرایط وقوع خسوف

وقتی از بالا به دایره البروج بنگریم به اشتباه گمان می کنیم که خسوف باید ماهی یک بار اتفاق افتد. خطای این دید وقتی آشکار می شود که از پهلو نگاه کنیم. آنگاه روشن می شود که این سه جرم در حقیقت بر یک خط واقع نیستند.
ماه در نتیجه میله مدارش با دایره البروج، می تواند از بالا یا پایین مخروط سایه، به فاصله ای که حداکثر ۳۲،۰۰۰ کیلومتر می شود بگذرد.

برای اینکه خسوف برقرار باشد واقع شود باید دو شرط مهم زیر همزمان با یکدیگر برقرار باشند:

۱)خورشید، زمین و ماه، باید بر خطی مستقیم واقع باشند یعنی ماه به حالت بدر از زمین دیده شود. این واقعه ماهی یک بار روی می دهد.

۲)ماه در حرکت مداریش باید در حال عبور از دایره البروج، یعنی در یکی از عقده ها باشد.

بیشتر دیده شد که کره ماه نیمی از ماه را در زیر صفحه دایره البروج به سر می آورد و نیم دیگر را بالای آن. دو نقطه ای که در آنها ماه صفحه دایره البروج را قطع می کند عقدتین نامیده می شود: یکی از این دو عقده راس(گره شمالی) است و دیگری عقده ذنب(گره جنوبی). خط واصل این دو نقطه را خط عقده ها یا خط گره ها نامند.

مدت خسوف

مدت دوام خسوف نسبتا زیاد است، زیرا قطر مخروط سایه زمین در نقطه ای که ماه از آن می گذرد در حدود ۹،۲۰۰ کیلومتر است. اگر ماه مخروط را به طور مرکزی قطع کند، نزدیک به دو ساعت در خسوف کامل خواهد بود، زیرا قطر ماه در حدود ۳،۵۰۰ کیلومتر و سرعت متوسط آن ۳،۲۰۰ کیلومتر در ساعت است.
سایه زمین ماه را کاملا تاریک نمی کند. حتی وقتی که خسوف کامل باشد ماه کاملا مرئی است ولی رنگ سرخ بی فروغی جای درخشش عادی آن را می گیرد. این فروغ مختصر معمول نور آفتابی است که از جو زمین به داخل مخروط سایه شکسته شده است. اجزای آبی و بنفش نور آفتاب بر اثر پراکند در جو زمین،‌ حذف شده اند و مولفه های سرخ نورند که قرص ماه را اندکی روشن می کنند.

خسوف جزئی

در خسوف جزئی فقط قسمتی از ماه از میان مخروط سایه می گذرد. به این ترتیب بریدگی تاریکی در ماه تمام، در بخش شمالی آن و یا در بخش جنوبی، پدیدار می شود.
البته خسوفهای جزئی هم بعد و هم پیش از خسوف کلی نیز واقع می شوند. در حدود نیم ساعت طول می کشد تا ماه کاملا وارد سایه شود و مدت مشابهی نیز لازم است تا کاملا از سایه بدرآید.

دنباله خسوفها

خسوفها به ترتیب و در دنباله هایی چند روی می دهند. یک دنباله کامل که شامل ۴۸ یا ۴۹ خسوف می شود، حدود ۸۶۵ سال طول می کشد. فاصله زمانی بین دو خسوف متوالی در یک دنباله ..۳۳/۶،۵۸۵ روز است. خسوف های متوالی شباهت زیادی با هم دارند که دال بر عضویتشان در یک دنباله است.

روش بدست آوردن عدد..۳۳/۶،۵۸۵ روز بدین قرار است:

برای آنکه خسوفی تکرار گردد:

۱)ماه باید در حالت بدر باشد. این وضعیت هر ۵۳۰۵۹/۲۹ روز یکبار تکرار می شود.

۲)خورشید باید نسبت به عقده ها در همان مکان قبلی باشد، و این هر ۶۲۰۱/۳۴۶ روز تکرار می گردد.

کوچکترین مضرب مشترک این اعداد ۶،۵۸۵ است یعنی هر ۶،۵۸۵ روز ماه، زمین و خورشید وضعیت خسوف قبلی را تکرار می کنند. فاصله زمانی..۳۳/۶۵۸۵ روز به یک ساروس موسوم است که در زبان بابلی قدیم به معنی تکرار است.

 

وقتی از بالا به دایره البروج بنگریم به اشتباه گمان می کنیم که خسوف باید ماهی یک بار اتفاق افتد. خطای این دید وقتی آشکار می شود که از پهلو نگاه کنیم. آنگاه روشن می شود که این سه جرم در حقیقت بر یک خط واقع نیستند.
ماه در نتیجه میله مدارش با دایره البروج، می تواند از بالا یا پایین مخروط سایه، به فاصله ای که حداکثر ۳۲،۰۰۰ کیلومتر می شود بگذرد.

برای اینکه خسوف برقرار باشد واقع شود باید دو شرط مهم زیر همزمان با یکدیگر برقرار باشند:

۱)خورشید، زمین و ماه، باید بر خطی مستقیم واقع باشند یعنی ماه به حالت بدر از زمین دیده شود. این واقعه ماهی یک بار روی می دهد.

۲)ماه در حرکت مداریش باید در حال عبور از دایره البروج، یعنی در یکی از عقده ها باشد.

بیشتر دیده شد که کره ماه نیمی از ماه را در زیر صفحه دایره البروج به سر می آورد و نیم دیگر را بالای آن. دو نقطه ای که در آنها ماه صفحه دایره البروج را قطع می کند عقدتین نامیده می شود: یکی از این دو عقده راس(گره شمالی) است و دیگری عقده ذنب(گره جنوبی). خط واصل این دو نقطه را خط عقده ها یا خط گره ها نامند.

مدت خسوف

مدت دوام خسوف نسبتا زیاد است، زیرا قطر مخروط سایه زمین در نقطه ای که ماه از آن می گذرد در حدود ۹،۲۰۰ کیلومتر است. اگر ماه مخروط را به طور مرکزی قطع کند، نزدیک به دو ساعت در خسوف کامل خواهد بود، زیرا قطر ماه در حدود ۳،۵۰۰ کیلومتر و سرعت متوسط آن ۳،۲۰۰ کیلومتر در ساعت است.
سایه زمین ماه را کاملا تاریک نمی کند. حتی وقتی که خسوف کامل باشد ماه کاملا مرئی است ولی رنگ سرخ بی فروغی جای درخشش عادی آن را می گیرد. این فروغ مختصر معمول نور آفتابی است که از جو زمین به داخل مخروط سایه شکسته شده است. اجزای آبی و بنفش نور آفتاب بر اثر پراکند در جو زمین،‌ حذف شده اند و مولفه های سرخ نورند که قرص ماه را اندکی روشن می کنند.

خسوف جزئی

در خسوف جزئی فقط قسمتی از ماه از میان مخروط سایه می گذرد. به این ترتیب بریدگی تاریکی در ماه تمام، در بخش شمالی آن و یا در بخش جنوبی، پدیدار می شود.
البته خسوفهای جزئی هم بعد و هم پیش از خسوف کلی نیز واقع می شوند. در حدود نیم ساعت طول می کشد تا ماه کاملا وارد سایه شود و مدت مشابهی نیز لازم است تا کاملا از سایه بدرآید.
دنباله خسوفها
خسوفها به ترتیب و در دنباله هایی چند روی می دهند. یک دنباله کامل که شامل ۴۸ یا ۴۹ خسوف می شود، حدود ۸۶۵ سال طول می کشد. فاصله زمانی بین دو خسوف متوالی در یک دنباله ..۳۳/۶،۵۸۵ روز است. خسوف های متوالی شباهت زیادی با هم دارند که دال بر عضویتشان در یک دنباله است.

روش بدست آوردن عدد..۳۳/۶،۵۸۵ روز بدین قرار است:

برای آنکه خسوفی تکرار گردد:

۱)ماه باید در حالت بدر باشد. این وضعیت هر ۵۳۰۵۹/۲۹ روز یکبار تکرار می شود.

۲)خورشید باید نسبت به عقده ها در همان مکان قبلی باشد، و این هر ۶۲۰۱/۳۴۶ روز تکرار می گردد.

کوچکترین مضرب مشترک این اعداد ۶،۵۸۵ است یعنی هر ۶،۵۸۵ روز ماه، زمین و خورشید وضعیت خسوف قبلی را تکرار می کنند. فاصله زمانی..۳۳/۶۵۸۵ روز به یک ساروس موسوم است که در زبان بابلی قدیم به معنی تکرار است.

ارسال نظر