X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

شعر طنز ناصر فیض(حتما بخون)

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

ناصر فیض از اساتید حوزه شعر و به خصوص شعر طنز، طنازی جدیدی کرده است که تقدیم می شود.

یکى کم روست اما دیگرى یک ذره رو دارد

بترس از آنکه سردارد ولیکن سر به تو دارد

درست است اینکه دانشگاه جاى علم و فرهنگ است

نمی‌دانم چه ربطى اصلا این مطلب به او دارد

درست است اینکه کلا بحث دانشگاه شیرین است

ولى نه بر کسى که خاطراتى تلخ از طرح هلو دارد

اگر در بیت بالا وزن از اندازه بیرون شد

صدایش در نیاید، شاعرش چون آبرو دارد

صدایش جاى دیگر در بیاید، در بیاید خب!

صدا باید در آید خاصه آدم تا گلو دارد

همیشه آنچه پنهان مى‌کنى، پنهان نمى‌ماند

براى اینکه برخى کارها بسیار بو دارد

نمی‌دانم چه شد این مصرع بى‌ربط را گفتم

بدم مى آید از آن خانه‌هایى که هوو دارد

چه سنگین می‌شود رفتار مردانى که زن دارند

و سنگین می‌شود زن بالاخص وقتى که شو دارد

از آن زن‌ها که وقتى همسرش در خانه مى‌ماند

تمام روز با وى از سکوتش گفت‌وگو دارد

و آن همسر ندارد تار مویى در سرش گاهى

ولى گاهى شبیه دیگران بسیار مو دارد

به خانه، خانه وقتى می‌شود اطلاق که در آن

صدا مى‌پیچد و هر کس به نوعى‌ هاى و هو دارد

درست است اینکه دانش، گاه مى‌آید به دانشگاه

ولى اغلب نمى‌داند چه راهى پیش رو دارد

براى پیرترها این جوانى را نمى‌فهمم!؟

جوان وقتى جوانى می‌کند، خب؛ آرزو دارد

درست است اینکه دانشگاه جاى نسبتا خوبى است

و هست آنجا کسى که دائما حتى وضو دارد!

درست است اینکه دانشگاه از استاد لبریز است

ولى وقتى بگردى بیشتر دانش پژو! دارد

از آن دانش‌پژوهانى که بیش از اوستاد خویش

میان نسخه‌هاى کهنه و نو جست‌وجو دارد

نمی‌دانم چرا شد وقف دانشگاه این شعرم

و حال، آنکه همیشه شعرهایم سمت و سو دارد!

ارسال نظر