X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

طلاق یا از هم گسیختگی خانواده

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

طلاق یا از هم گسیختگی خانواده

نخستین وظیفه هنجارهای اخلاقی یک جامعه تنظیم روابط دو جنس مرد و زن برپایه های مناسب است . انسانی ترین عمل تنظیم این روابط ، همان ازدواج است که می توان آن را به عنوان اتحاد زن و مرد برای بهبود و پیشرفت آینده تعریف کرد . ازدواج توافق و پیوندی است بین رن و مرد که زیربنای آن یک نیاز بیولوژیکی و زیستی است و پیدایی خانواده معلول نیاز به دیگران و تداوم آن درگروی کارکردهای آن است .

خانواده پایه ی اساسی اجتماع و سلول سازنده ی زندگی است و دروسیعترین مفهوم کلمه ، خاستگاه اعضای خویش و پناهگاه آنان است . اما متأسفانه امروزه احساس امنیت و آرامش و روابط صمیمانه بین مرد و رن به سستی گراییده است و خانواده به گونه ی فزاینده ای با نیروهای مخرب مواجه شده و تهدید مهمی برای سلامت جامعه به شمار می رود .

تعریف طلاق:

طلاق مهمترین عامل از هم گسیختگی ساختار بنیادی ترین بخش جامعه ، یعنی خانواده است . طلاق درلغت به معنی رها شدن از عقد نکاح و فسخ کردن عقد نکاح بوده و پدیده ای است قراردادی که به زن و مرد امکان می دهد تا تحت شرایطی پیوند زناشویی خود را گسیخته و از یکدیگر جدا شوند .

طلاق برانحلال یک ازدواج رسمی درزمانی که طرفین آن هنوز درقید حیاتند و بعد از آن آزادند تادوباره ازدواج کنند دلالت می کند .

متفکران و جامعه شناسان ، طلاق را یکی از آسیبهای اجتماعی به شمار آورده  ، بالا رفتن میزان آن را نشانه ی بارز اختلال دراصول اخلاقی و به هم خوردن آرامش خانوادگی و درمجموع دگرگونی درهنجارهای اجتماعی محسوب می شود .

« ولتر » فیلسوف و نویسنده ای فرانسوی می گوید : « ازدواج و طلاق دراین جهان تقریباً با هم متولد شده اند . شاید ازدواج چند روزی زودتر متولد شده باشد ، زیرا پس از زناشویی و گذشت چند روز کار زن و شوهر به زد و خرود و طلاق کشیده است . حقیقت این است که ازدواج و طلاق با هم به دنیا آمده اند و هردو از قدیم بوده اند و هردو برای بشر ضروری و لازمند »

 

طلاق یا از هم گسیختگی خانواده

نخستین وظیفه هنجارهای اخلاقی یک جامعه تنظیم روابط دو جنس مرد و زن برپایه های مناسب است . انسانی ترین عمل تنظیم این روابط ، همان ازدواج است که می توان آن را به عنوان اتحاد زن و مرد برای بهبود و پیشرفت آینده تعریف کرد . ازدواج توافق و پیوندی است بین رن و مرد که زیربنای آن یک نیاز بیولوژیکی و زیستی است و پیدایی خانواده معلول نیاز به دیگران و تداوم آن درگروی کارکردهای آن است .

خانواده پایه ی اساسی اجتماع و سلول سازنده ی زندگی است و دروسیعترین مفهوم کلمه ، خاستگاه اعضای خویش و پناهگاه آنان است . اما متأسفانه امروزه احساس امنیت و آرامش و روابط صمیمانه بین مرد و رن به سستی گراییده است و خانواده به گونه ی فزاینده ای با نیروهای مخرب مواجه شده و تهدید مهمی برای سلامت جامعه به شمار می رود .

تعریف طلاق:

طلاق مهمترین عامل از هم گسیختگی ساختار بنیادی ترین بخش جامعه ، یعنی خانواده است . طلاق درلغت به معنی رها شدن از عقد نکاح و فسخ کردن عقد نکاح بوده و پدیده ای است قراردادی که به زن و مرد امکان می دهد تا تحت شرایطی پیوند زناشویی خود را گسیخته و از یکدیگر جدا شوند .

طلاق برانحلال یک ازدواج رسمی درزمانی که طرفین آن هنوز درقید حیاتند و بعد از آن آزادند تادوباره ازدواج کنند دلالت می کند .

متفکران و جامعه شناسان ، طلاق را یکی از آسیبهای اجتماعی به شمار آورده  ، بالا رفتن میزان آن را نشانه ی بارز اختلال دراصول اخلاقی و به هم خوردن آرامش خانوادگی و درمجموع دگرگونی درهنجارهای اجتماعی محسوب می شود .

« ولتر » فیلسوف و نویسنده ای فرانسوی می گوید : « ازدواج و طلاق دراین جهان تقریباً با هم متولد شده اند . شاید ازدواج چند روزی زودتر متولد شده باشد ، زیرا پس از زناشویی و گذشت چند روز کار زن و شوهر به زد و خرود و طلاق کشیده است . حقیقت این است که ازدواج و طلاق با هم به دنیا آمده اند و هردو از قدیم بوده اند و هردو برای بشر ضروری و لازمند »

اهمیت ازدواج دراسلام

ازدواج و تشکیل خانواده از بنیان های خویشاوندی درهر جامعه به شمار می رود . دراسلام پیمان زناشویی و تشکیل خانواده دارای اهمیت خاصی است و مسلمانان به وسایل گوناگون به این امر تشویق شده اند . درمقابل طلاق پدیده ای ناپسند و مغبوض تلقی شده جز در موارد ضروری آن را جایز نشمرده اند .

امام جعفر صادق (ع) می فرمایند :

« از چیزهایی که خدای عزوجل حلال فرموده هیچ چیز مزد او منفورتر از طلاق نیست .»

از نظر اسلام خانواده نه تنها اشتراک زن و مرد درزندگی است بلکه کانونی برای ایجاد انس و الفت است .

اهمیت ازدواج دراسلام به اندازه ای است که پیامبر اسلام (ص) می فرمایند :

« دراسلام هیچ بنایی ساخته نشد ، که نزد خدای عزوجل محبوبتر و ارجمند تر از ازدواج باشد . »

هدفهای ازدواج

هدفهای ازدواج درایلام بسیارند که به صورت اجمال به بعضی از انها اشاره می شود که عبارتند از :

۱- ایجاد کانون آرامش و انس و الفت برای زن و شوهر

۲- انجام وظیفه ی الهی

۳- وسیله ای برای تحقق پاکدامنی و زندگی شرافتمندانه ؛ زیرا زناشویی رابطه ای است که طرفین را ازبی بند وباری و روابط نامشروع باز می دارد و از انحرافات اخلاقی و جنسی مصون می دارد .

۴- استفاده درست و لذتبخش از دوران شیرین و با نشاط جوانی .

۵ – ایجاد و بقای نسل

۶ – تعاون و همکاری

۷ – سلامت و امنیت اجتماعی

۸ – سلامت اعصاب و روان و …..

دین اسلام طلاق رابه عنوان یکی از منفورترین اعمال شمرده است ؛ ولی درصورت لزوم و عدم تفاهم زن و شوهر درشرایط حاد زندگی زناشویی و عدم امکان سازش به هرشکل ، آن را جایز دانسته است . درواقع طبق تعالیم اسلام این کار نفرت انگیز گاه ضرورت پیدا می کند و یک امر حیاتی می شود .

انواع طلاق :

طلاق دراسلام را میتوان به چهار نوع تقسیم کرد :

۱- طلاق رجعی : آن است که بعد ازطلاق تاوقتی که زن درعده است مرد می تواند به او رجوع کند ۲- طلاق بائن : آن است بعدازطلاق ، مرد حق ندارد به زن خود رجوع کند ، یعنی بدون عقد او را زنی قبول نماید .

۳- طلاق خلع : زلاق زنی را که شوهرش مایل نیست و مهر یا مال دیگر خود را به او می بخشد که طلاقش دهد طلاق خلع گویند .

۴- طلاق مبارات : اگر زن و شوهر یکدیگر را نخواهند و زن مالی به مرد بدهد که او را طلاق دهد آن طلاق را مبارات گویند .

ارکان طلاق دراسلام

طلاق دارای چهاررکن است که عبارتند از :

۱) مطلق : طلاق دهنده

۲) مطلقه : طلاق داده شده

۳ ) صیغه ی طلاق :

۴) استشهاد : حضور دوشاهد عادل درمجلس طلاق

طلاق درایران

اگر درگذشته درباره ی طلاق و عواقب و پیامد های آن کمتر سخن رفته ، شاید یکی از دلایل آین باشد که تعداد موارد طلاق به اندازه ی امروزه نبوده است .

زندگی اجتماعی امروزه طوری شکل گرفته که بیش از پیش موجبات جدایی و تفرقه و از هم گسستن پیوندهای خانوادگی رافراهم آورده است . مجله ی نیوزیک می نویسد : « طلاق گرفتن درآمریکا به آسانی تاکسی گرفتن است . » تهدید های مختلف علیه خانواده درایالات متحده آمریکا نسبت به جاهای دیگر شکل حادتری دارد .

باید گفت افزایش طلاق منحصر به امریکا نیست ؛ بلکه این پدپده از بیماری ها و آسیب های قرن معاصر است . شواهد نشان می دهد هر جا فرهنگ غربی رسوخ بیشتر یافته ، نرخ طلاق هم فزونی داشته است . درایران نیز همانند دیگر کشورهای جهان ، طلاق سابقه ای طولانی دارد و می توان گفت که سابقه ی این امر به نخستین روزهای تشکیل خانواده و ایجاد جوامع انسانی بازمی گردد . همچنین ، ناگفته پیداست که درادوار مختلف تاریخی برای طلاق درایران مقررات و قوانین متعددی وجود داشته که معرف نگرش جامعه نسبت به این امر بوده است .

 

جدول میزان ازدواج و طلاق ثبت شده ی کشور

درسال های ۱۳۶۵ الی ۱۳۷۰

سال

تعداد ازدواج

تعداد طلاق

نسبت طلاق به ازدواج(درصد)

۱۳۶۵

۳۴۰۳۴۲

۳۵۲۱۱

۳/۱۰

۱۳۶۶

۳۴۶۵۲

۳۳۴۳۳

۶/۹

۱۳۶۷

۳۶۱۹۴۵

۳۳۱۱۴

۱/۹

۱۳۶۸

۴۵۸۷۰۸

۳۳۹۴۳

۴/۷

۱۳۶۹

۴۵۴۹۶۳

۳۷۸۲۷

۳/۸

۱۳۷۰

۴۴۸۸۵۱

۳۹۳۳۶

۸/۸

 

علل و انگیزه های طلاق

شرایط نامساعد ازدواج وتشکیل زندگی مشترک براساس موارد غیر معقول و غیر منطقی از آغاز « طلاق » را در بطن خود دارد ، به نحوی که وقوع آن از همان ابتدا قابل پیش بینی است و حتی اگر به عللی زندگی زناشویی تداوم یابد و به انحلال خانواه منجر نشود، مصداق اصطلاح« سوختن وساختن» را در بردارد، زیرا معیارهای همسرگزینی و شرایط تحقق ازدواج دراکثر موارد عقلایی نبوده و انتخاب همسر مبتنی بر تحمیل پدر ومادر، مصلحت اندیشی، شناخت های ابتدایی، نه عمیق و کافی و علایق آنی و زودگذر بوده است . از این رو گام اول برای کاهش و کنترل طلاق، سالم سازی شرایط تشکیل خانواده است . به طور کلی علل افزایش طلاق را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

۱ـ ظاهر شدن تدریجی مشکلات مالی که ممکن است قسمتی از آن از هزینه های جشن و مراسم ازدواج ناشی شود . طبعاً قسمت دیگر فشارهای مالی به افزایش هزینه های زندگی پس از ازدواج ارتباط دارد.

۲ـ عدم توافق اخلاقی و جنسی.

۳ـ عدم علاقه و احتمالاً کراهت طرفین از همدیگر ، مثل برخی از ازدواج های فامیلی، مصلحت و تحمیلی که به تدریج ظاهر می شود .

۴ـ دخالت دیگران به ویژه خانواده های زوجین که معمولاً مایه ی رنجش زن و شوهر های جوان می شود و گاه طلاق از پیامده های آن است .

۵ـ سوء ظن ، عدم تمکین ، عدم پای بندی به مذهب ، اعتیاد ، زیاده طلبی و فزون خواهی ، انتحاب نادرست اولیه ، کمی سن ازدواج ، ناآگاهی و بیسوادی، تفاوت فرهنگی ، ازدواج مجدد، بیکاری ، نداشتن مسکن ، اختلاف در تعیین محل زندگی ، عدم تایید ازدواج توسط خانواده و خویشاوندان ، عدم تفاهم زن و شوهر نسبت به ایفای نقش ها و وظایف خود و…

عواقب و پیامده های طلاق

عواقب و پیامده های طلاق یا تاثیر ضمنی طلاق در پدیده های روانی و اجتماعی را می توان به طور اختصار چنین برشمرد:

۱ـ بزهکاری کودکان ونوجوانان ، ناسازگاری ها و رفتارهای ضد اجتماعی آنان .

۲ـ فحشا به ویژه در نتیجه ی فقر و ناآگاهی .

۳ـ اعتیاد زنان ، مردان ، کودکان و استفاده از کودکان در توزیع مواد مخدر و دیگر فعالیت های غیر مجاز .

۴ـ پرخاشگری وناسازگاری کودکان و نوجوانا ، فرار از منزل و ولگردی آنان.

۵ـ افت تحصیلی، خودکشی زن یا شوهر و حتی فرزند آنان.

۶ـ کاهش میل به ازدواج در دیگر افراد خانواده به ویژه بچه های طلاق .

۷ـ اهمال و مسامحه والدین در تعلیم و تربیت فرزندان ، ایجاد آسیب های روانی و اجتماعی برای آنان.

۸ـ بچه های طلاق با گذشت چندین سال نمی توانند ثبات هیجانی و عاطفی خود را به دست آورند . از آنجا که هسته ی مرکزی شخصیت افراد به نظر بسیاری از پژوهشگران روان شناسی در دوران کودکی شکل می گیرد، این گونه کودکان در بسیاری از موارد دچار اختلالات شخصیتی خواهند شد

۹ـ فرزندان طلاق اکثراً افسرده ، گوشه گیر و منزوی هستند و اتکای به نفیس آنان نیز به شدت کم می گردد.

۱۰- فرزندان طلاق آینده ی خوبی رابرای خود تصور نمی کنند و اطمینان خودرا نسبت به ارکان زندگی از دست می دهند و درآینده نسبت به افراد پیرامون خود و درمقیاس بالاتر اجتماع به نوعی بی اعتنایی و بی توجهی کشیده می شوند .

رهنمودهای تربیتی برای والدینی که ازهم جدا شده اند و یا این که خانواده ای متزلزل و از هم گسیخته دارند :

۱- وقتی درشرایط دشوارتر تدارک طلاق هستید و درحالی که طلاق مراحل قانونی خودرا می گذراند همه  تلاش خودرا به عمل آورید که وضع فرزندانتان راقبل از سایر موضوعات روشن کنید

۲- بدون توجه به شدت ناراحتی خود از شرایط پیش آمده سعی کنید زندگی روزانه شما شکل  و شمایل طبیعی خود را حفظ کند

۳- گناه طلاق را به گردن همسرتان به این دلیل که با فرزندانتان رفتار درستی نداشته میندازید و درصدد تحقیر همسر خود برنیایید .

۴- درصورت امکان به تنهایی یا به اتفاق همسرتان درباره جداشدن خود با فرزند یا فرزندانتان حرف بزنید .

۵- با تمام وجود سعی کنید به فرزندانتان بگویید که آنها تقصیری درجریان طلاق شما ندارند. به آنها توضیح دهید که رفتار آنها علت طلاق ما نیست

۶- به فرزندان خود تضمین بدهید که جدا شدن شما از یکدیگر باعث نمی شود که فرزندان خود را فراموش کنید به انها بگویید که همچنان پدرو مادر آنها باقی می مانید .

۷ – به آنها نگویید که بزودی همه اختلافات حل می شود و انها دوباره زندگی شاد و آرامی را شروع خواهند کرد .

۸ – به فرزندان خود توضیح دهید که هر اتفاقی بیفتد از آنها حمایت لازم به عمل خواهد آمد . وقتی یکی از والدین خانه راترک می کند بچه ها طبیعاً نگران می شوند که اگر پدر یا مادری که با آنها قول بدهید که چنین اتفاقی نخواهد افتاد .

۹ – خصومت و خشم ناشی از طلاق راروی سربچه ها خالی نکنید

۱۰ – هرگز بچه ها رابه جانب داری از خود فرانخوانید .

۱۱- ار فرزندان خوددرنقش جاسوس میان خود و همسرتان استفاده نکنید . فرزندتان راپس از دیدار همسر سابقتان سئوال پیچ نکنید و از زندگی فعلی او نپرسید .

۱۲- توجه داشته باشید که وقتی فرزندان شما با همسر سابقتان دیدار می کنند مدتی تحت تأثیر قرار می گیرند و کمی وقت لازم دارند تاخود راتطبیق دهند . این را بپذیرید و با طرح سئوال  و اظهار نظر بروخامت شرایط نیفزایید .

۱۳- اگر چنانچه والدینی به هردلیل از همدیگر جدا شده اند ، چنانچه منع شرعی و قانونی نداشته باشند ، می توانند با تجدید نظر دررفتار ، کردار و گفتار خود و با توکل برخدا درکنارهم و با هم زندگی نو ، آرام و زیبایی را شروع موده و فرزندانی باعزت و کرامت و صالح تربیت نمایند .

۱۴- برهمگان لازم است که واسط خیر و صلح و صفا برای کانون گرم زوجین باشند .

۱۵ – هرگز باذهنیت منفی و ترحم بافرزندان طلاق برخورد نکنید .

 

منبع : www.padida.ir

 

 

ارسال نظر