به پورتال خبری، آموزشی و علمی پدیدا خوش آمدید

مطالب مشابه

2 Comments

  1. 2

    بنده خدا

    سلام علی اقا.افرین و مرحبا به این همه انسانیت تو.اما حالا که این همه از خودت بزرگواری به خرج دادی اجازه نده افکار منفی وپوچ زندگیتو به هم بریزه .سعی کن با محبت بیشتر اونو به خودت وابسته تر کنی .هر چه روابطتتو با اون بیشتر کنی احساس ارامش بیشتری به هردوتون دست میده .مطمئن باش خدا کمکت میکنه.ارزوی سعادت براتون دارم.

    پاسخ
  2. 1

    علی

    باسلام خدمت شما:من یه مردمتاهل هستم؛۹ساله باخانمی ازدواج کردم، چون قبلاباهاش دوست بودم به من درمورد نامردی که به اون شده وشخصی به زورووعده ووعیدازداج دادن بهش تجاوزکرده بهم چیزهایی گفت بعد ازاون دراوایل ازدواج کم کم اززبونش بیرون کشیدم که بادو نفردیگه هم رابطه داشته بازم ولی چون پدر نداشتن وخانواده فقیربودن وهمه بچشم آدمایه بدبخت وبیچاره بهشون نگاه میکردن،چشم به روی تموم چیزابستم،ازخدایاری خواستم خواستم بهم صبر بده که اینهاروتحمل کنم؛ازطرفی بچه دارنمیشدم بهمین خاطر جدیدا نوزادی روازبهزیستی سرپرستیش روبعهده گرفتم وخیلی هم دوستش دارم،ولی الان چندمدته که این افکارگذشته اون خیلی منواذیت میکنه ازطرفی هیچکس ازاین ماجرای گذشته اون حتی خانواده اش باخبر نیستن واین افکارروی رابطه زناشویی ما هم تاثیرگذاشته دیگه جوری شده که توی یک سال دودفعه مارابطه زناشویی داشتیم،دیگه قدرت تحملم خیلی کم شده؛دلم میخوادزار زار به حال خودم وگذشته ام واین کاری که کردم گریه کنم این رو هم بگم که از این ناراحتیم خانمم خبر نداره،منتظر راهنمایی شما بزرگوارن هستم،خواهشمندم تا قبل از اینکه کارمان به جاهایه باریکتربکشه برام راه چاره ای تدبیر کنید.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقل مطالب این سایت در سایر رسانه‌ها فقط با درج لینک مستقیم مجاز است.