X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

نقش خانواده در تربیت اجتماعی فرزندان

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

خانواده و فرهنگ

به راستی بین فرهنگ به عنوان روح حاکم بر روابط انسان ها و خانواده بعنوان روح حاکم بر روابط انسان ها و خانواده به عنوان زیباترین مظهر رابطه انسانیچه رابطه ای وجود دارد ؟

آیا فرهنگ خانواده را می سازد و تحت تاثیر قرار می دهد یا خانواده فرهنگ را متاثر می سازد ؟

    در این نوع مباحث ، بهترین سخن آنست که بگوییم : « این دو رابطه متقابل دارند .» بدون تردید تعامل و رابطه متقابل بین امور قاعده عالم هستی است واصو لاً چیزی در عالم مشاهده نمی کنیم که صرفاً منفعل باشد و هیچ فعلی از خود بروز ندهد و لی نکته ظریف در شرح تعامل امور آنست که تعامل امور با عدل و انصاف نگریسته شود . در تبیین رابطه فرهنگ با خانواده نیز به چنین تدبیر و دقتی محتاج می باشیم .

    اگر دراین نکته بسیار مهم تامل کنیم که اعضای جامعه هر کدام محصول یک خانواده اند و رفتار های آنان به مجمو عه ای به نام فرهنگ شکل می دهند ، حقیقت امر روشن می شود

نقش خانواده در تربیت اجتماعی فرزندان

مقدمه

به نهاد مقدس خانواده از هر طرف که بنگریم عظمت و جلال بهت آوری را ملاحظه می کنیم .این بهت و تحیر به خاطر آن است که این نهاد ریشه دار در تاریخ بشری مخلوق خداوند است و آغاز حرکت جامعه بشری در پرتو آثار و عملکردهای آن شکل گرفته است . هیچکدام از نهاد های بشری این ویژ گی را دارا نمی باشد و جمال و لال خانواده در عالم هستی بی نظیر است .

   د راین مقاله قصد داریم از منظر عوامل بیرونی به نهاد خانواده بنگریم تا ارتباط نظم اجتماعیکلان با نظام به ظاهر خرد خانواده چهره بگشاید و مشتاقان عرصه تربیت را بیش از پیش به خود جلب کند .

خانواده و فرهنگ :

به راستی بین فرهنگ به عنوان روح حاکم بر روابط انسان ها و خانواده بعنوان روح حاکم بر روابط انسان ها و خانواده به عنوان زیباترین مظهر رابطه انسانیچه رابطه ای وجود دارد ؟

آیا فرهنگ خانواده را می سازد و تحت تاثیر قرار می دهد یا خانواده فرهنگ را متاثر می سازد ؟

    در این نوع مباحث ، بهترین سخن آنست که بگوییم : « این دو رابطه متقابل دارند .» بدون تردید تعامل و رابطه متقابل بین امور قاعده عالم هستی است واصو لاً چیزی در عالم مشاهده نمی کنیم که صرفاً منفعل باشد و هیچ فعلی از خود بروز ندهد و لی نکته ظریف در شرح تعامل امور آنست که تعامل امور با عدل و انصاف نگریسته شود . در تبیین رابطه فرهنگ با خانواده نیز به چنین تدبیر و دقتی محتاج می باشیم .

    اگر دراین نکته بسیار مهم تامل کنیم که اعضای جامعه هر کدام محصول یک خانواده اند و رفتار های آنان به مجمو عه ای به نام فرهنگ شکل می دهند ، حقیقت امر روشن می شود .

به طور کلی وقتی افراد به عنوان نوجوان و جوان از خانواده خود بیرون می آیند ، صرفاً شخص ظاهر نمی شود بلکه « شخصیت » ظاهر می گردد . این شخصیت که مجموعه ای از ویژ گی های اکتسابی فرد اکتسابی فرد را به نمایش می گذارد ، به طور مستقیم در محیط پیرامون تاثیر گذار است . یعنی هر فرد باید با یک سرمایه اجتماعی خاص راه خانه تا جامعه را بپیماید . اگر این سرمایه نامطلوب باشد اثر نامطلوب بر زندگی اجتماعی خواهد گذاشت و اگر مطلوب باشد به زندگی اجتماعی جهت مثبت خواهد بخشید .

    البته قصد نداریم که تاثیر فرهنگ بر جامعه را انکار کنیم بلکه اکید بر آنست که نهاد خانواده منشاء و منبع تولید فرهنگ است و فرهنگ چیزی جز نظام ارزش ها و هنجار های نهادینه شده و ساختار های مبتنی بر هنجار ها نیست .

    زندگی خانوادگیدردرونی ساختن ارزش ها نقش بسیار موثری را ایفاء می کند . امکاناتی که در درون خانوادهد برای فرهنگ سازی وجود دارد در هیچ نهاد دیگری نیست .روابط مودت آمیز اعضای خانواده که براحتی خطاها و کاستی ها را در خود هضم می کند و عرصه برای رشد و اعتلای افراد فراهم می سازد ، و نیز تاثیر پذیری از رفتار والدین که با مکانیسم منحصر به فرد انجام می پذیرد و آن خیر وبرکتی که خداوند در باطن و سرشت خانواده قرار داده است همه از ابعاد و انواع امکانات بالقوه و بالفعل این مخلوق با عظمت محسوب می شوند .

   علاوه بر صاحبنظران داخلی ، اندیشمندان جهان و نهاد های فرهنگی بین المللی نیز به این نتیجه رسیده اند که مبادا کوچک شمردن صورت ظاهری خانواده ما را از بزرگ بودن سیرت غافل سازد .

   درست است که این نهاد با ارزش حیات بشری در مغرب زمین و زندگی آمریکایی و اروپایی مظلوم واقع شده است ، ولی این مظلومیت را متفکران دلسوز عالم می بینند و در محافل فرهنگی و علمی جهان به افشای حقایق می پردازند . هر چند با گذری بر منابع اصیل دینی خودمان در خصوص ارزش و مقام خانواده با عظمت ترین تجلیل ها و تمجید ها را دریافت می کنیم ، ولی پذیرفتن این حقیقت هرگز به این معنا نیست که در انتشار یک پیام با دلسوزان عالم هم صدا نشویم .

    تامل در برخی احادیث ارزشمند رهبران دینی خود این پیام را به ما می دهد که اعضای جامعه اسلامی باید برای سالم سازی و پویا نمودن خانواده تلاش وافری بنماید و از تجارب مطلوب دیگران نیز بهره بگیرند .

   در جایی حضرت علی (ع) می فرماید : « حکمت به دست آورید ولی از اهل کفر و نفاق » ( نهج البلاغه ) ، دیگر هیچ عذری برای استفاده از تلاش های انسانی متفکران عالم باقی نمی ماند .

  علی ( ع) در فرمانی به مالک اشتر می فرماید :ای مالک از آنانی که اهل خاندان شایسته و صالح اند افرادی را برای مناصب مورد نظر بر گزین .( نهج البلاغه )

درواقع ارتباط بین خانواده و سیاست مملکت داریدر فرمان امام علی ( ع) به خوبی آشکار می شود . به یقیقن آنانی که در یک خانواده صالح و سالم پرورش یافته اند در مسئولیت های سیاسی نیز می درخشند . چون رفتار سیاسی مدیران در یک زمینه تربیتی خاص معنی پیدا می کند و این مناسبات انسانی درون خانواده است که افراد را با صلاحیت های همه جانبه می سازد .

  حضرت علی ( ع) در یک عبارت دیگر می فرمایند : « حوائج خود را از مردم شریف النفس و صاحب خانواده های پاک طلب کنید ، زیرا حوائج نزد آنان بهتر روا می شود و پاکیزه تر صورت می گیرد .»( غررالحکم ،ص ۲۳۷)

   این بیان امام رابطه خانواده با حیات اجتماعی را آشکار می سازد . در جامعه انواع انسان ها با توانایی های متفاوت زندگی می کنند . برخی توانا و برخی ناتوانند . توانا در مقابل ناتوانها مسئولیت دارند ، ولی کدام توانایی این روحیه انسانی را دارد که د رجامعه دست ناتوان را بگیرد ولی هرگز به تحقیر او راضی نشود ؟

این نوع تواناها بدون تردید د رخانواده های با کرامت و اصیل پرورش پیدا می کنند . اگر این خصلت های انسانی د رخانواده به دست نیاید در هیچ جای دیگر به دست نخواهد  آمد . البته خانواده بالفطره دارای این قابلیت است . اگر قواعد  هنجار های دینی در خصوص تشکیل خانواده به درستی رعایت شود چیزی جز کرامتو بزرگواری بر آن نخواهد خاست .

  خانواده و اقتصاد جامعه :

  آیا تاثیر خانواده صرفاً به فرهنگ و امور معنوی محدود می شود و در امور اقتصادی و مادی تاثیری ندارد ؟

  پاسخ آن است که خانواده همه جای حیات اجتماعی را متاثر می سازد . به طور کلی تنسانی که به طرز مطلوب تربیت شده باشد در همه عرسه ها رفتار های مطلوب خواهد داشت .

   یکی از اموری که در جامعه اسلامی برای رشد و توسعه خود به ان محتاج است دستان توانا و روحیه های بانشاط در عرصه تولید و سازندگی است . زیرا به یقین بدون ساماندهی به امور اقتصادی نمی تواهن به آزو های معنوی رسید . البته قصد نداریم که بگوییم که امور مادی زندگی اجتماعی زیر بنای امور معنوی است ، چرا که اصولاً این ادعا مورد تایید آموزه های دینی نیست . ولی دین اسلام جامعه فقیر و ذلیل را نمی طلبد .

 پس برای ساماندهی مثبت جنبه های گوناگون سازندگی چه باید کرد ؟د ران جا نیز می توان تاثیر عملکرد خانواده را مشاهده کرد . کسی که در زندگی خانوادگی مهارت و روحیه بالنده را به دست نیاورده است زمینه های اولیه و ضروری برای کسب قابلیت های لازم در جامعه را نخواهد داشت .

  ذکر این نکته لازم است که آنچه مدرسه می آموزد از آموخته های خانواده مبتنی است . روحبه کار و تلاش و پرهیز از تنبلی و سستی ، اندیشمندی و بالندگی که از لوازم توسعه همه جانبه به شمار می رود در تربیت خانوادگی بروز ظهور می نماید .

  به ما آموخته اند مردی که برای تامین معاش خانواده اش فعالیت می کند مانند مجاهدی است که در میدان نبرد می جنگد . تامین معاش هم درون درون خانواده خود را می سازد و هم در بیرون فقر و ذلت را از بین می برد .

  به طور معمول گفته می شود که قناعت و رعایت اعتدال در مصرف کلید خوشبختی است . در قرآن نیز آمده است : بخورید و بیاشامید و اسرف نکنید ( سوره اعراف آیه ۳۱)

روحیه پرهیز از اسراف را درکجا باید ایجاد کرد ؟آیا جز این است که فرهنگ قناعت از آموزه های اصیل خانوادگی است ؟ پاسخ ان اینست که پدر و مادر قانع و خانواده معتدل ، فرزند قانع و معتدل پرورش می دهند .

 

 

   جمع بندی و نتیجه گیری :

خانواده و جامعه رابطه مستقیم و آشکاری با یکدیگر دارند و حیات اجتماعی سالم از خانواده های سالم شکل می گیرد . به یقیقن بدون پرداختن به وضع خانواده و بدون داشتن برنامه مناسب برای سلامت و بقای این نهاد مقدس، دست یابی به زندگی پویا و رشد یابنده امری محال است . به همین دلیل از اموزه های اعتقادی و تجارب جهانی باید بهره گرفت و دلالت های لازم را برای تاثیر گذاری و جهت دهی منطقی به روابط خانوادگی به دست آورد . به طور کلی تمام اموری که بعد ارزشی دارند و به هسته مرکزی زندگی انسان مربوط می شوند ، از طریق نهاد مقدس خانواده درونی می گردند .

  پیش نهادها :

  در خاتمه پیش نهاد هایی ارائه می گردد که سازمان انجمن و اولیاء مربیان و نهاد های مشابه می توانند با عنایت به آن ها در جهت توسعه برنا مه های خانوادگی قدم های موثر و کار بردی برداند :

۱- جمع بندی و تدوین تجارب مثبت و مطلوب بین المللی یکی از امور ضروری است . بدون تردید همه تولیدات فکری جهان در خصوص خانواده مطلوب ما نیستند .لازم است پژوهشکده اولیاء و مربیان در قالب یک کار مطالعاتی و با سوالت مشخص ، تولیدات و تجارب فرهنگی و فکری متناسب با ارزش های انسانی را گرد آوری می کنند و در مجموعه ای تحت عنوان «خانواده و تجارب مثبت جهانی » مدون سازد .

۲- تدوین الگوی خانواده در اسلام طرحی است که همچنان معطل مانده است . آن چه در مقالات و کتاب ها در خصوص خانواده ذکر شده است سیمای خانواده در اسلام نیست .لذا پیشسنهاد می شود انجمن اولیاء و مربیان با همکاری سایر دستگاههای مرتبط الگوی خانواده در اسلام را از طریق مطالعه و تحقیق به دست آورد .

۳- ضرئری است یک بانک اطلاعاتی جامع از تولیدات فکری و علمی که توسط اهل قلم و اندیشه در قالب مقالات ، کنفراس ها و کتاب ها در ورد خانواده منتشر شده است تهیه گردد و سپس با یک رویکرد « فرا تحلیلی » اصول و روش هایی در مورد ارایه بر نامه هی مربوط به توسعه و تقویت خانواده مورد استفاده قرار گیرد .

  گاهی ممکن است سوالاتی را طرح و برای پاسخ آنها تلاش کنیم که قبلاً پاسخ داده شده اند ، یا ممکن است سوالات اساسی که با توجه به شرایط حاضر طرح آنها ضروری است به ذهن نیاید در حالی که با مطالعه و تحلیل تحقیقات و مکتوبات قبلی چه بسا بتوانیم به سوالات تازه ای دست پیدا بکنیم .

   نباید از یاد برد آنان که سوالات خوب طرح می کنند ، در واقع کلید هایی را برای باز کردن قفل های فکری و فرهنگی فراوان تدارک می بینند .

 

 

 

منابع :

-قرآن کریم

– نهج البلاغه

– غررالحکم

– جمعی از مولفان :خانواده و تعلیم و تربیت

 www.padida.ir

ارسال نظر