X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

آشنایی با ارتباط تصویری (گرافیک)

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

ارتباط تصویری (گرافیک) شیوه انتقال و ارائه اطلاعات به صورت تصویری است. خطوط و منحنی ها، الگوها و شکلها، همگی می توانند بیانگر مفهوم خاصی باشند که هر بیننده ای بتواند آنها را درک کند.

انسان هزاران سال است که از روشهای ارتباط تصویری بهره می برد. تمدن های کهن، همچون مصری ها، برای ضبط و نمایش وقایع و اطلاعات مهم از تصاویر ساده ای استفاده می کردند. این تصاویر یا بر روی دیوارها ناقشی می شد و یا بر روی سنگ، چوب یا سفال نقش می شدند و هر یک از تصاویر نمایانگر یک چیز یا ایده متفاوت بود.

برای مثال، نقش        می توانست نمایانگر خورشید باشد. این نقش کاملا شبیه به خورشید است و به چیز دیگری شباهت ندارد. یا نقش می توانست نشانگر قایق باشد. چون بسیار شبیه به قایق است.

با وجود این، مفاهیم پیچیده تر را نیز می شد با استفاده از همین تصاویر ساده ارائه کرد. مثلا قایقی با بادبان مواج می توانست نمایانگر مفهوم باد باشد.

آشنایی با ارتباط تصویری (گرافیک)

ارتباط تصویری (گرافیک) شیوه انتقال و ارائه اطلاعات به صورت تصویری است. خطوط و منحنی ها، الگوها و شکلها، همگی می توانند بیانگر مفهوم خاصی باشند که هر بیننده ای بتواند آنها را درک کند.

انسان هزاران سال است که از روشهای ارتباط تصویری بهره می برد. تمدن های کهن، همچون مصری ها، برای ضبط و نمایش وقایع و اطلاعات مهم از تصاویر ساده ای استفاده می کردند. این تصاویر یا بر روی دیوارها ناقشی می شد و یا بر روی سنگ، چوب یا سفال نقش می شدند و هر یک از تصاویر نمایانگر یک چیز یا ایده متفاوت بود.

برای مثال، نقش        می توانست نمایانگر خورشید باشد. این نقش کاملا شبیه به خورشید است و به چیز دیگری شباهت ندارد. یا نقش می توانست نشانگر قایق باشد. چون بسیار شبیه به قایق است.

با وجود این، مفاهیم پیچیده تر را نیز می شد با استفاده از همین تصاویر ساده ارائه کرد. مثلا قایقی با بادبان مواج می توانست نمایانگر مفهوم باد باشد.

بدیهی است که ترسیم باد بسیار دشوار است، اما می توان برخی از جلوه های آن را نمایش داد.

بتدریج مصریها و دیگر تمدنها، این شیوه را بسط و گسترش دادند، تا آنکه هر شکل یا نقشی نمایانگر یک صدای منفرد بود. برای مثال این نقش نمایانگر صدای ن، نمایانگر صدای ک، نمایانگر صدای س و  نمایانگر صدای ت بود. آنگاه ترکیب اصواتی نظیر این می توانست کلمه گفتاری را به صورت تصویری نمایش دهد و تعداد بیشتری از مفاهیم را انتقال دهد.

همین حروف چاپی که در حال مطالعه آن هستید، خود شکل تکامل یافته ای از همان کلمات اولیه هستند. هر کلمه ای یک مفهوم مشخص دارد. این کلمات را می توان به شکل چاپی یا نوشته، خواند و یا به شکل گفتار، شنید. حروفی که کلمات چاپی را شکل می دهند، صرفا شکلهایی هستند که نمایانگر اصوات در گرفتارند.

با این حال، حیطه ارتباط تصویری فراتر از محدوده کلمات است. ترسیمات فرنی و معماری، نماهای پرسپکتیو و تصویری، نمادها و نشانه ها، و نمودارهای جریان کار همگی قادرند اطلاعاتی را ارائه دهند که از عهده کلمات به تنهایی، خارج است. از این رو زبان ارتباط تصویری، یک زبان ترسیمی است که مانند یک شیوه ارتباطی کاملا مستقل، بکار گرفته می شود.

 

طراحی دست آزاد

این شیوه، نخستین شیوه ارتباط تصویری بود. در درون غارهایی در جنوب اروپا، انسان پیش از تاریخ بسیاری از فعالیت ها و رویدادهای مهم زندگی اش را مانند گشتن حیوانات برای تهیه آذوقه، به صورت ترسیمات تصویری بر دیوارهای غار نقش کرده است. (شکل ۸ یک نقش باستانی مربوط به ۰۰۰/۲۰ سال پیش است که در غاری تصویر شده و گویای واقعه ای است که طی یکی از همین شکارها رخ داده است. این تصویر گاو زخم خورده ای را نشان می دهد که به سوی یک شکارچی برگشته و وی را از پای در می آورد. (شکل ۹) برخی از نشانه های ترسیمی را نشان می دهد که به طور گسترده در حدود ۷۰۰۰ سال پیش، قبل از آنکه خط ابداع شود، بکار می رفته است.

ترسیمات ارتباطات تصویری باید ساده و گویا باشند همانگونه که فهم اطلاعات نوشتاری می تواند با کاربرد کلمات پیچیده و بیش از حد بلند، با مشکل مواجه شود، درک ترسیمات ارتباطات تصویری نیز ممکن است با انباشتن بیش از حد اطلاعات و در نتیجه پیچیده شدن ترسیمات، با اشکال مواجه شود. از این رو شیوه های ترسیم در ارتباط تصویری بنا به ماهیت ضروری آنها، باید تا حد امکان ساده و گویا بوده و مطابق با معیارهای زیر باشد.

۱- طرح ها و نشانه ها باید واضح و قابل درک باشند.

۲- باید اطلاعات یا مفاهیم را به آسانی انتقال دهند.

استفاده از رنگ یا برخی شکلها می تواند نحوه ارائه اطلاعات را گویاتر کند، اما کاربرد نابجا یا بیش از حد رنگ موجب آشفتگی و اشتباه می شود. از سوی دیگر ارائه نامناسب مطالب صحیح نیز می تواند موجب از بین رفتن دقت و اعتبار آن مطالب شود.

نشانه تصویری

نشانه تصویری، نقش یا علامتی است که بدون استفاده از کلمات می تواند ما را به چیزی متوجه ساخته، هشدار و یا جهت دهد. در عمل ثابت شده که این نشانه ها ارزش زیادی برای عموم مردم دارند، نخست آنکه آنها به افراد امکان می دهند تا اطلاعات را خیلی سریع دریافت کنند. و دوم آنکه، این نشانه ها مشکل تفاوت بین زبانهای مختلف را برای مسافرینی که در کشورهای خارجی سفر می کنند، مرتفع می سازد.

از نشانه های تصویری استفاده های مختلفی می شود، از جمله در تبیلغات، آگهی، دستورالعمل، علائم هشدار دهنده، اعلان خطر و … تمامی این موارد، به شیوه های مختلف اطلاعات ضروری را به افراد می دهند. برای مثال، وجود ایستگاههای خدماتی بین شهری، تسهیلات زیادی را می تواند برای سفرهای جاده ای فراهم سازد. این خدمات به صورت نشانه های تصویری مختلف در معرض دید رانندگان قرار دارد، و بدین ترتیب راننده را از تسهیلات و امکانات موجود آگاه می سازد. این نوع نشانه های تصویری در سراسر اروپا و بخش وسیعی از امریکا به طور فراوان مورد استفاده قرار می گیرند و مانند نشانه هایی است که خدمات موجود در اردوگاههای سیاحتی را نشان می دهند.

استفاده از رنگ

نشانه های تصویری غالبا به صورت رنگی بوده و کاربردهای مختلفی به شرح زیر دارند:

۱- اطلاعاتی در مورد خدمات موجود ارائه می دهند (به رنگ آبی / مشکی / سفید).

۲- اصول ایمنی را به اطلاع عموم می رسانند (به رنگ آبی / سفید).

۳- نشانگر خطرات صنعتی هستند و ضرورت احتیاط را گوشزد می کنند (به رنگ زرد / مشکی).

۴- محل دسترسی به خدمات اضطراری را نشان می دهند (به رنگ سبز / سفید).

۵- نشانگر خطر و محدودیت ها هستند (به رنگ قرمز / مشکی بر زمینه سفید).

علائم و نشانه ها ممکن است شامل دایره، مثلث، مربع و مستطیل باشد. لذا باید به هنگام اجرای رسم های ارتباط تصویری خود، به این نکته توجه داشته باشید.

حرکت

نشانه ها یا علائم تصویری اگرچه ثابت و ایستا هستند، ولی می توانند حسی از جهت و حرکت را القاء کنند. جهت در مجموع هدایت کردن چشم بیننده از یک نقطه به نقطه دیگر است. برای این کار می توان از پیکان یا (فلش) استفاده کرد که یکی از رایج ترین مشخصه های نشانه های تصویر است، و جهت حرکت را نشان می دهد که غالبا به همراه اطلاعات دیگر در تصویر می آید و یا به نوعی با طرح تلفیق می شود. نشانه معروف راه آهن بریتانیا نمونه خوبی از این مورد است. این نشانه ساده و گویا مفهومی از حمل و نقل سریع و مطمئن را تداعی می کند.

ارتباط شکل و زمینه

نکته دیگری که برای خلق عناصر بصری باید مورد توجه قرار گیرد موقعیت قرارگیری تصویر در فضای زمینه ای آن است که تاثیر زیادی در نحوه درک ما از تصایور دارد وقتی تصویر در دریایی از فضای خالی شناور باشد، وجود آن مشخص تر خواهد شد و بر عکس اگر تصویر بخش اعظمی از فضا را اشغال کند، تاکید از کلیت تصویر به اجزای آن منتقل می شود بنابراین می توان آن را به مثابه یک شکل مثبت در مقابل یک پس زمینه خالی بی شکل و منفی مشاهده کرد. این نوع رابطه بین شکل و زمینه را می توان به سهولت در تمامی تصاویر دو بعدی تشخیص داد.

هر گاه یک شکل محدوده پس زمینه خود را اشغال کند و یا دیگر شکل ها را در محدوده خود پوشش دهد، در واقع به نوعی فضاهای پیرامونی خود را به اشکال قابل تشخیص و آشنا بدل می کند. وقتی ارتباط شکل – زمینه به طور صحیح کامل گردد موجب حرکت چشم بیننده از شکل مثبت به منفی و بر عکس می گردد و بدین ترتیب این کشش و تنش بصری حاصله، جذابیت بصری را خلق می کند.

ترکیب بندی

همانطور که نقاش پیش از شروع به رنگ آمیزی تابلوی خود، ساختارهای کلی و نحوه آرایش عناصر بصری را در تابلوی خود می آزماید و از آن میان یکی را که به نظر خودش دلنشین تر و زیباتر است انتخاب و آن را به عنوان ترکیب بندی تابلوی خود اجرا می کند، گرافیست و طراح نیز سعی دارد بهترین حالت یا ترکیب را کادربندی کند. در این کادربندی عناصر طرح یا اثر به گونه ای و با زاویه ای انتخاب می شوند که بهترین ارتباط را بین عناصر و بین عناصر و کادر انتخابی پدید آورند. مانند طرحی که در کادر دایره، مربع یا مثلث اجراء می شوند. کادر باید برحسب موضوع و نوع ارتباط آن، هم از لحاظ بصری و هم اجزای طرح به درستی انتخاب شود و با موضوع یا طرح درخواستی هماهنگی داشته باشد، تا بیشترین اثر را بر مخاطب بگذارد، چه بسا طرح زیبایی در کادر نامناسب آن اجراء شده مثلا به جای آن که در کادر دایره ای شکل اجرا شود برای آن کادر مربع انتخاب شده که دیگر، آن اثر و جنبه بصری را در مخاطب برنمی انگیزد.

با تمامی این توضیحات باید یادآور شویم که آرم یا نشانه، مشخصه اصلی هر سازمان است. پس باید آرم دارای ویژگی های خاصی باشد تا بتواند به عنوان نمونه ای موفق، پایدار و بادوام باشد.

سادگی، زیبایی، انسجام، وحدت شکل، قابلیت کارایی در اشکال مختلف و عدم تشابه با علائم دیگر )به علت انحصاری بدون نشانه با موضوعات آن، که فرهنگی هنری، سیاسی یا تجاری بودن آن است)، به سادگی در خاطر سپرده شدن و گویا بودن نسبت به هدف و ارتباط برقرار کردن با مخاطب از ویژگی های آن است.

از جمله روشهای موجود در برقراری ارتباط بهتر، استفاده از خط و نوشته در کنار تصاویر است. اما موضوعیت اصلی با تصویر است. در علائم و نشانه ها هر چه از نوشته ها کمتر استفاده شود بهتر و جذاب تر خواهد بود. تصاویر و طرح ها باید گویا و ساده باشد تا نیاز به توضیح را در مخاطب مرتفع سازد این مورد یکی از موارد مهم در اجرای طرحهای گرافیکی به شمار می رود.

از هزار و یک رمز طراحی نشانه

آغاز فعالیت طراحان گرافیک جدید ایران با آغاز انتشار روزنامه ها و کتب چاپ سنگی هم زمان است و از آن ایام تاکنون ایشان در سه دور ه کم و بیش سی ساله، جمعا حدود یک قرن در زمینه طراحی گرافیک کوشش و قلم زنی کرده اند. ابراهیم حقیقی از اولین های دوره سوم است که کارشان از آغاز دهه پنجاه شمسی شروع شده و تا ا مروز ادامه دارد و مشخصه ایشان آشنایی نسبتا همه جانبه آن ها با عملکردهای گوناگون امروزی طراحی گرافیک است.

در دوره اول، طراحان، بیشتر نقاشی بودند که ابتدا به صورت جنبی و در دوره دوم به شکلی حرفه ای به طراحی گرافیک پرداختند و بعدها کوشش های بعضی از ایشان بود که به حرفه گرافیک در ایران رسمیت بخشید و آن را جزء دروس و رشته های تخصص دانشگاهی کرد.

ابراهیم حقیقی مشخص ترین طرح گرافیک دوره سوم است و با این که ابتدا در زمینه معماری تحصیل کرد، اما بعد یکسره طراحی گرافیک را پیشه خود ساخت و آثاری منسجم و درست در زمینه های طراحی پوستر، صفحه آرائی، روی جلد نشریات و بالاخره نشانه به وجود آورد.

یکی از عواملی که نشانه های ابراهیم حقیقی را از اغلب نشانه های دیگر متمایز می کند توجه او به رعایت درست تناسبات فنی در طراحی و رسامی نشانه است.

مطرح کردن تناسبات درست، طرح را بدون عیب و سالم و نهایتا ماندنی می کند. یک طرح سالم طرحی است که تناسبات فرم ها و فضاهای بین آن ها به شکلی مستدل و ماهرانه ساخته شده باشد و هر جزء آن طوری با اجزاء دیگر مرتبط و مکمل و هماهنگ باشند که نتوان به راحتی در آن تغییراتی را به وجود آورد. اندازه سطوح، ضخامت ها و نازکی ها، گردش ها و شکستگی ها باید با حساسیت محاسبه، و بر اساس نظمی درست با یکدیگر مقایسه شده و جواهرگونه طراحی، تراش و جاسازی شود.

یک طرح سالم مجموعه به هم پیوسته و جفت و بست شده یا از فرم های جزئی و کلی است که با زیبایی و مهارت و پختگی به هم بافته شده باشند. رسیدن به این مرحله، البته تجربه فراوان و تبحر کافی می خواهد زیرا حل کردن مشکلات و جااندازی هر فرم در فضای مناسبش را باید بارها انجام داد تا چگونگی موقعیت های مختلف را شناخت و بعد بهترینش را انتخاب و طراحی را تمام کرد.

طراحی نشانه اصولا باید از جائی شروع شود که طراح از چنین سیر و سلوکی آگاه باشد. مسائل کیفی و روانی فرم را بشناسد و به اندازه و وزن فضاهای مثبت و منفی شکل ها و رنگ ها اشراف و احاطه داشته باشد و آن ها را مانند کلمات زبان، حس کند و برای بیان مقصود خود با روانی به کار گیرد. زیرا همان قدر که مساله لکنت زبان و عدم توانائی در تفهیم مقصود و منظور به ایجاد ارتباط صدمه می زند، در بیان تصویری نیز هدف را وارونه و منحرف جلوه می دهد و لذا طراح هنگامی می تواند راحت و سیال طراحی کند که مشکلی در درک و ارائه زبان و مفاهیم تصویری از یک طرف و کم تجربگی و خامی در اجرا و ایجاد ترکیبات منسجم از طرف دیگر نداشته باشد.

نگاهی به آثار ماندنی گذشتگان و خبرگان امروز نشان می دهد که ایشان با احاطه به این رموز توانسته اند آثاری یک دست و بدیع به وجود آورند و نمونه های آموزنده ای را برای ما بر جا گذارند و ما را برای خلاقیت های جدیدتر یاری دهند.

اندازه و تناسبات هر نقش و نشانه ای باید با توجه به محتوی و کاربردهای موضوع آن ها انتخاب شود مثلا اگر نشانه ای با استفاده از خوشنویسی طراحی می شود باید اندازه ها و تناسبات آن را با توجه به موازین خوشنویسی در نظر گرفت و یا اگر هدف، طراحی نشانه ای برای موضوعی صنعتی است بهتر است در چهارچوب اندازه ها و تناسبات شکل ها و فرم های هندسی ساخته شود تا نمایشگر فضای صنعتی و ماشینی بودن موضوع گردد.

با آن که به ظاهر همه شکل ها به دوگونه هندسی و غیر هندسی هستند اما در واقع شکل های غیر هندسی خود متشکل از مجموعه ای از شکل های  کوچک هندسی هستند و با آن که شکل های هندسی و غیر هندسی به ظاهر تناسبات واندازه های متفاوتی دارند اما با اشراف بیشتر می توان ملاحظه کرد که اصول و روش طراحی در هر دو گونه آن ها یکسان است.

اندازه ها و تناسبات، تنها در فرم های یک نقش وجود ندارند بلکه در فضاهای خالی بین فرم ها نیز حضور دارند و باید ورد محاسبه قرار گیرند و اهمیت فضاهای خالی مطلقا کمتر از فضاهای پر و مثبت نیستد بلکه یک نقش عبارت است از فرم های مثبت و منفی متعددی که جمعا نقش را به وجود می آورند.

تنها ترکیب عناصر مختلف یک نقش، ساختمان آن را نمی سازند بلکه فضای مفیدی که در اطراف هر عنصری وجود دارد نیز جزء آن عنصر است. مثلا یک مثلث به تنهایی و علیرغم دارا بودن سه ضلع، مثلث نیست بلکه در واقع در محیطی چهار ضلعی (مربع یا مستطیل) حضور دارد تا شکل مثلثی او نمایانده می شود. به این معنی که اگر از نقاط مختلف رئوس مثلث نسبت به افق، خطوطی عودی و افقی رسم کنیم تا مثل را در خود محاط کند، ملاحظه می کنیم که ضلع قاعده و ایستای روی زمین مثلث، روی ضلع قاعده و ایستای چهار ضلعی قرار می گیرد و راس مثلث و چهار ضلعی موازی شمالی چهار ضلعی تماس پیدا می کند و بین دو ضلع طرفین عمودی مثلث و چهار ضلعی فضائی خالی به وجود می آید که به مثلث تعلق می گیرد و در این فضا هست که حضور اضلاع مایل مثلث نمایانده می گردد.

همین تجربه را می توان روی دایره، و یا هر شکل دیگر هندسی نیز ملاحظه کرد و مشاهده نمود که چگونه فضای اطراف هر شکل تاثیری اساسی در نمایاندن شکل و ابعاد آن دارد و لذا در مورد طراحی نقش نباید از این نکته غافل بود و آن را به حساب نیاورد. این نکته قاعده ای است که در تمام اجزاء طبیعت وجود دارد و تعادلات حس های ما بر آن اساس به وجود آمده است.

لازم است در اینجا به نکته دیگری که در اثر تجربیات فراوان به دست آورده ام اشاره کنم. نکته، عبارت از همان شکل چهار ضلعی است که در اطراف و مماس با طرح و نقش مورد نظر قرار گرفته است. در این چهار ضلعی تناسبات و انداز های موجود را می توان به چهار قسمت مساوی تقسیم کرد به این شکل که دو وتر عمودی و افقی میان اضلاع را بر هم رسم می کنیم و بعد به توازن و تناسبات عناصر موجود در هر قسمت با قسمت های دیگر دقت و مقایسه کرده و آن ها را با هم بسنجیم. در این جدول، شکل وقتی درست و سنجیده و به قاعده جا می افتد که تناسبات مثبت و منفی و توازن آنها در هر بخش با بخش های دیگر مساوی و درست باشد. مثلا مطابق شکل اگر مجموع تناسبات مثبت و منفی یک بخش را مساوی عدد دو تصور کنیم باید مجموع تناسبات مثبت و منفی هر یک از بخش های دیگر نیز جداگانه مساوی عدد دو شوند.

در آثار بدیع و جدید هنرمندان، ترکیب اجزاء فرمول، بدیع و جدید است و آثاری که دارای بداعت و تازگی نیستند به آن دلیل است که اجزاء فرمول آن ها تکراری شده است.

هیچ هنرمندی به هنگام کار و یا از پیش چنین فرمولی را مقابل خود قرار نمی دهد و بر اساس آن اثر خود را خلق نمی کند. زیرا ممکن است وجود و حضور فرمول مانع آزادی پرواز او در طراحی و خلق اثر شود و از طرفی اجزاء فرمول خود ضمن طراحی به وجود می آیند در نتیجه اهمیت فرمول فوق پس از طراحی و ایجاد اثر روشن می شود که به عنوان محک و سنجش درستی و دقت و هماهنگی جزئیات اثر به کار گرفته شده تا عیوب احتمالی طرح برطرف گردد. هر چند که، این فرمول در ذهن طراحان ورزیده به خاطر کثرت انجام کار، دائم حضور دارد و لحظه به لحظه طرح ایشان را تنظیم و تصحیح می کند، و کار نیکو کردن از پر کردن می شود.

اما هر نقش و نشانه ای باید در جدولی ویژه که به فارسی مسطر نامیده می شود طراحی شود. این جدول به تناسبات شکل نقش، می تواند از واحدهای منظم چهارخانه یا دایر و یا تقسیمات دیگر محاسبه و ساخته شود که در اینجا چند نمونه آن را مشاهده می کنید.

ارزش این جدول در آن است که تمام جزئیات طرح در آن به صورتی متوازن و هم آهنگ درآمده و تناسبات و اندازه ها به راحتی با یکدیگر مقایسه ای منطقی شده و در نهایت کار اصولی و منسجم در می آید و از طرف دیگر رسامی مکرر نشانه برای مصارف گوناگون با وجود چنین جدولی همیشه با دقت اجرا شده و نشانه به مرور زمان تغییر شکل پیدا نمی کند و از قواعد و اندازه های اصلی خود خارج نمی شود.

اغلب نشانه هایی که با چنین روشی طراحی نمی شوند پس از گذشت زمان و ایام در کپی برداری ها و تکرارهای بعدی، تناسباتشان فراموش شده و طرح ها شکل دیگری به خود می گیرند.

اما برای خلق اثری نو و مفید کافی نیست، بلکه عوامل دیگری را باز لازم دارد که عبارت از طرز نگرش طراح به موضوع است که باید همیشه از زاویه ای جدید نگاه و بررسی شود تا چشم اندازها و میدان های تازه ای را در فرهنگ حرفه و میحط به وجود آورد و این امر ممکن نمی شود مگر آن که طراح توانائی درک جدید از موضوع را داشته باشد و این نکته خود پیش ساخت ها و پیش نیازهایی را در او می طلبد که حداقل آن مطالعه و پژوهش دائم حرفه ای او از یک سو و داشتن اطلاعات عمومی وسیع از سوی دیگر است. زیرا طراح همیشه در معرض برخورد با سفارش هایی از انواع موضوعات گوناگون است و باید نوعی آمادگی برای ورود و آشنایی با آن موضوعات را داشته باشد و نسبت به آن ها غریبه مطلق نباشد. شناختن و پیدا کردن مفاهیم تصویری مبتکرانه برای وسعت بخشیدن به ابعاد مفاهیم آشنا و موجود در جامعه فقط با مطالعه و حساسیت های هنرمندانه امکان پذیر می شود و با تمرین و ممارست اجرائی مدام، بیان طراح را روان تر و خواناتر می کند و ارتباط او را با محیط درست تر و مؤثرتر می گرداند.

شاید دیگر لازم به اشاره نباشد که آگاهی های کامل از طرز استفاده از وسائل و ابزار طراحی و رسامی و شیوه های فنی آن و هم چنین شناخت کافی از فرهنگ جامعه و میراث گذشتگان و چگونگی فعالیت های همکاران از واجبات عادی کار و حرفه هر طراح هنرمندی است.

بررسی نشانه فارابی بر اساس جدول و فرمول تجربی مقاله

همانطور که در تقسیمات چهارگنه نشانه فوق ملاحظه می کنید، (شکل ۱۰) هر یک از قسمت ها از دو بخش فضای خالی (یا منفی) و فضای منقوش یا مثبت (قسمتی که حاوی گوشه ای از نقش است) تشکیل شده است و با توجه و مقایسه هر یک از بخش ها با بخش دیگر، مشاهده می شود که میزان فضاهای خالی هر قسمت نسبتا هم سطح و هم اندازه و مساوی هم هستند. (شکل ۱۱)

در فضاهای منقوش یا مثبت هم، همین وضع برقرار است یعنی که فضاهای مثبت بخش اول کاملا مساوی و متقارن با فضاهای مثبت بخش چهارم و متقابلا فضاهای مثبت بخش دو مساوی بخش سه است و با دقت بیشتر مجموع بخش یک نیز می تواند مساوی و هم وزن بخش مثبت دو نیز باشد و هین طور در بخش های سه و چهار. (شکل ۱۲)

بنابراین تقسیمات سطوح چهارگانه نشانه فارابی از هر جهت نه تنها دو به دو با یکدیگر هم وزن هستند بلکه فضاهای مثبت یا منفی هر قسمت را می توان با قسمت دیگر نیز هم وزن دانست. حال اگر میزان هر یک از فضاهای مثبت و منفی را مساوی عدد فرض کنیم، مجموع اعداد فضاهای مثبت و منفی هر بخش مساوی مجموع اعداد مثبت و منفی هر یک از بخش های دیگر می شود و فرمول مذکور در نوشته مصداق پیدا می کند.

اولین ای نشانه ها در سال ۱۳۵۰ و آخرین آنها در اسفند ماه سال ۱۳۷۳ طراحی شده اند.

نشان هایی که با عنوان «نشانه برای …» مشخص شده اند، نشانه رسمی آن موسسات یا شرکتها هستند و آنها که با عنوان «طرح برای …» مشخص شده اند، پیشنهاداتی بوده که یا قبول نشده اند یا تعداد باقیمانده از نشانه هایی است که یکی از آنها پذیرفته شده، یا از آنهایی است که کار به دلایلی متوقف مانده است و نشانه رسمی موسسه یا شرکت نشده اند.

ارسال نظر