X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

آغاز آفرینش از دیدگاه امام على علیه السلام

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

امام باقر و صادق علیمها السلام مى‏فرمایند: آب بر هوا قرار داشت و هوا بى‏کرانه بود و جز این دو چیزى وجود نداشت و چون خداوند اراده کرد زمین را بیافریند فرمان داد بادها به آب وزیدند، موج پدید آمد و از موج کف پدیدار گشت، کف‏ها به اندازه کوه بزرگى شدند، خداوند آنها را در محل «بیت الله الحرام‏» [مکه معظمه] گرد آورد و از آنها زمین را پدید آورد، از این رو نخستین سرزمینى که آفریده شد مکه است، لذا آن را مادر شهرها (ام القرى) نامیدند چنان که خداوند در قرآن به این مطلب اشاره کرده مى‏فرماید:

آغاز آفرینش از دیدگاه امام على علیه السلام

 

 

 

    سخن على علیه السلام درباره‏ى آغاز آفرینش از منبع جوشان قرآن کریم سرچشمه گرفته و با آیات قرآن کاملا هماهنگ است، بنابر این در این نوشته ما هر دو را باز مى‏کاویم.

 

    1. جهان ماده با مهبانک (انفجار بزرگ) پدید آمد و همه‏ى انرژى موجود کنونى در گوى کوچک بى‏نهایت‏سوزان و بى اندازه چگالى متمرکز بود.

    2. در این نظریه، جهان انبساط مى‏یابد، فضا باز مى‏شود و عمر جهان بین ده تا پانزده میلیارد سال است.

    3. جهان در حال نوسان است، انبساطى که با انفجار بزرگ آغاز شد رو به انقباض مى‏رود، و سپس انفجار بزرگى دیگر….

    4. جهان نه آغاز دارد نه پایان، ازلى و ابدى است، و زمان و فضا پیوسته بدون تغییر خواهند بود.

    5. انفجار بزرگ با این اشکال‏ها روبه رو است که:

    الف) در تلسکوپ‏هاى عصر ما اخترنماهایى با بیش از زمان و فاصله مزبور مشاهده گشته‏اند.

    ب) مرکز انفجار بزرگ کجا است؟

    ج) عامل اصلى انبساط کدام است؟

 

    6. براى جهان هنوز یک هندسه‏ى پایدار ثابت نشده و هندسه‏هاى مسطحه، هذلولوى و بیضوى با اشکال‏هاى جدى روبه رو است و نمى‏تواند اطراف و گستره‏ى جهان ماده را تفسیر و ترسیم کند.

    7. هنوز به دلیل قاطعى نرسیده‏اند که جهان ماده، ازلى و ابدى است‏یا حادث.

    8. نظریه‏ى نسبیت در کیهان شناسى «اینشتاین‏» هنوز بسیارى از پرسشها را پاسخ نگفته و با دشوارى‏هایى روبه رو است. و اینک:

    سخن على علیه السلام

    «ثم انشا سبحانه فتق الاجواء و شق الارجاء وسکائک الهواء… ورقیم مائر» . «سپس خداوند جوها را از هم شکافت و جوانب و ارتفاعات هوا را باز نمود» .

    آب انبوه و پر موج و خروشان را که بر پشت‏باد تندوز و پر قدرتى قرار داده بود، در لابه لاى فضاهاى باز شده به جریان انداخت.

    با این باد تندوز آب را از جریان طبیعى بازداشت و آن گاه باد نیرومند را بر آب مسلط کرد و آب را در بالاى آن قرار داد.

    فضا را در زیر باد پر قدرت باز، و آب در روى باد، جهنده و جنبان شد.

    سپس خداوند سبحان باد دیگرى بیافرید که فرمانى جز به حرکت درآوردن آب نداشت، این باد دست‏به کار زد و تحریک آب را ادامه داد، جریان این باد را تند و منبعش را دور از مجراى طبیعى قرار داد.

    خداوند سبحان همان باد را به برهم زدن آب انبوه و برانگیختن امواج دریاها دستور داد، و چونان مشک شیر که براى گرفتن کره جنبانده شود آب را به حرکت و زیر و رو شدن درآورد.

    وزش باد بر آن آب چنان بود که در فضاى خالى وزیدن بگیرد، آب در مقابل جریان باد مقاومتى از خود نشان نمى‏داد، آب را خت‏به حرکت درآورده اولش را به آخرش و متحرکش را به ساکنش برگرداند.

    در این هنگام انبوهى از آب، سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند آن کف را در فضایى باز و تهى بالا برد و آسمانهاى هفتگانه را بساخت، پایین‏ترین آسمانها را از موجى مستقر بنا نهاد، که حرکت انتقالى به این سو و آن سو ندارد، و بالاترین آسمان‏ها را سقفى محفوظ در مرتفع‏ترین فضا قرار داد، بى ستونى که آن را برپا دارد و بدون میخ و طنابى که آنها را به هم بپیوندد.

    آن‏گاه آسمان را با زینت و زیور ستارگان و روشنایى‏ها بیاراست، و خورشید را با فروغ گسترده و ماه فروزان را با روشنایى‏اش در فلکى گردان و سقفى در دوران و صفحه‏اى منقوش با ستارگان به جریان انداخت.

    از منظر على علیه السلام آفرینش از جو، فضا و هوا آغاز شده است، و به احتمال قوى این موضوع همان ماده گازى است که در دو آیه از آیات قرآن با واژه‏ى دود (دخان) آمده است:

    1. «ثم استوى الى السماء وهى دخان…» :

    «سپس خداوند آسمان را مورد مشیت‏خود قرار داد در حالى که آسمان دود بود» .

    2. «فآرتقب یوم تاتى السماء بدخان مبین‏» :

    «در انتظار روزى باش که آسمان دود آشکارى برآورد» .

    در حدیث امام باقر علیه السلام مى‏خوانیم: نخستین موجودى که آفریده شده آب است و هوا از آب خلق گردیده است، بنابر این ریشه و نسب هر چیزى به آب مى‏رسد، خداوند سپس هوا را بر آب مسلط ساخت. آب را بر روى هم کوبید تا از آن کفى پدید آمد و از آن کف زمین خلق گردید.

    چنان که قرآن به روشنى مى‏فرماید:

    «…ان السموات والارض کانتا رتقا ففتقناهما وجعلنا من الماء کل شى‏ء حى…» .

    «آسمان‏ها و زمین در آغاز بسته و یکپارچه بودند، بعدا ما آن‏ها را از هم باز کرده و هر چیز صاحب حیات را از آب قرار دادیم‏» .

    این آیه به خوبى «انبساط‏» جهان را مى‏رساند، روشن‏تر از آیه مزبور این آیه است:

    «والسماء بنیناها باید و انا لموسعون‏» .

    «ما آسمان را با قدرت خویش پایه گذاشتیم و پیوسته آن را گسترش، وسعت و انبساط خواهیم بخشید» .

    امام باقر و صادق علیمها السلام مى‏فرمایند: آب بر هوا قرار داشت و هوا بى‏کرانه بود و جز این دو چیزى وجود نداشت و چون خداوند اراده کرد زمین را بیافریند فرمان داد بادها به آب وزیدند، موج پدید آمد و از موج کف پدیدار گشت، کف‏ها به اندازه کوه بزرگى شدند، خداوند آنها را در محل «بیت الله الحرام‏» [مکه معظمه] گرد آورد و از آنها زمین را پدید آورد، از این رو نخستین سرزمینى که آفریده شد مکه است، لذا آن را مادر شهرها (ام القرى) نامیدند چنان که خداوند در قرآن به این مطلب اشاره کرده مى‏فرماید:

    «ان اول بیت وضع للناس للذى ببکه مبارکا…» .

    (نخستین خانه‏اى که براى مردم قرار داده شد در سرزمین مکه است) سپس زمین را از زیر کعبه (بکه) گسترش داد، و گسترش زمین در مدت زیادى به درازا انجامید.

    پس از مدتى از میان کف‏ها، دودى بدون آتش بر آسمان رفت، و از آن آسمان‏ها آفریده شد و به گردش آمد.

 

 

    نتیجه سخن

    1. طبق نظر على علیه السلام و سایر احایث، خداوند متعال نخست جرمى آب‏گونه همراه هوا آفرید که از آن کف و گازى پدید آمد، از این جرم کف گونه زمین آفریده شد، و از آن دود و گاز، سیارات هفتگانه پدید آمدند، پس مى‏توان گفت‏خانواده منظومه شمسى در اصل از یک توده جرم آفریده شده‏اند.

    2. همچنین مى‏توان گفت‏سن و سال زمین بیش از سایر کرات (لااقل سیارات) است چون در چند جا آفرینش آسمانها را بعد از زمین به چشم دیدیم، لیکن هنوز از سن و سال همه‏ى اجرام کیهانى چیزى به دست نیامده است، زیرا قرآن فرمود : ما آن‏ها را در مدت شش روز آفریدیم.

    3. آنچه مشهور است که خورشید «مادر» منظومه شمسى است و همه‏ى سیارات و اقمارشان از خورشید جدا گشته‏اند با آنچه از روایات و احادیث‏خواندیم همخوانى ندارد، زیرا گاز و دودى که از زمین برخاست‏سبب پیدایش آسمانها گردیده است، و اگر به فرض همه در یک لحظه از هم جدا شده باشند چرا زمین را جدا شده از خورشید بدانیم؟ و اگر بخواهیم جاذبه خورشید را در نظر بگیریم، جاذبه تنها به خاطر جرم بزرگتر است، و چنانچه زمین هم بزرگى خورشید را مى‏داشت 

البته خورشید گرد او مى‏چرخید، آن سان که اکنون زمین گرد خورشید گردش دارد. بنابراین گردیدن کره کوچکتر پیرامون کره بزرگتر دلیل آن نیست که کوچک از بزرگ جدا گردیده است.

    4. این جمله که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «فسوى منه سبع سماوات‏» از آن کف هفت آسمان آفرید، بر طبق عقیده فلکیات قدیم (بطلیموس) بوده که در آن زمان شهرت داشته است، بنابراین تنها به زبان و خطاب آن زمان بوده که سخن از هفت آسمان به میان آمده است، و چنانچه امیر علیه السلام در این زمان مى‏بود به مقتضاى حال، خطاب و فهم این عصر ما سخن مى‏راند.

    5. این که فرمود: آسمان‏ها را بدون ستون و میخ سر پا داشت، به عقیده بسیارى از مفسران ونهج البلاغه پژوهان اشاره است‏به قانون جاذبه‏ى عمومى «نیوتون‏» .

    6. ماده‏ى نخستین زمین و آسمان (آب، هوا، دود، بخار، گاز و جرم) آیا از چیزى گرفته شده و پیش ماده‏اى داشته یا ماده‏ى قبلى در کار نبوده و نو پدید بوده‏اند؟

    از آیات قرآن چنین استفاده مى‏شود که ماده پیشین وجود نداشته و سرچشمه‏اى در کار نبوده است، قرآن مى‏فرماید: «بدیع السموات والارض…» : «او نوپدید آورنده‏ى آسمان‏ها و زمین است‏» .

    واژه پژوهان معتقدند واژه «بدع‏» ، «ابداع‏» ، «بدیع‏» هرگاه درباره‏ى افعال خداوند استعمال گردند به معناى پدید آورنده‏ى شى‏ء است‏بدون ابزار و آلت، و بدون ماده پیشین و بدون زمان و مکان، و این ویژگى‏ها تنها از آن خداوند است.

    این در حالى است که خداوند در قرآن مجید به کرات خود را «خالق‏» و آفریننده‏ى آسمان‏ها، زمین و انسان خوانده است، بنابراین واژه «خلق‏» به «بدع‏» و «خالق به مبدع‏» بر مى‏گردد، یعنى در خلقت آسمان، زمین و انسان ماده قبلى در کار نبوده است، چرا که اصل انسان به خاک و زمین برمى‏گردد، گرچه این واژه (خلق) در بسیارى دیگر جاها به معناى آفرینش چیزى از چیز دیگر است.

    قرآن این نکته را خاطر نشان کافران ساخته که انسان از هیچ (عدم محض) آفریده شده است:

    «ام خلقوا من غیر شى‏ء ام هم الخالقون ام خلقوا السموات والارض…» .

    «آیا از هیچ خلق شده‏اند یا آن که خود خالق خویش‏اند، یا آسمان‏ها و زمین را آفریدند؟» .

    خلقت از هیچ همان آفرینش بدون ماده‏ى قبلى است.

    از این آیات چند امر به دست مى‏آید:

    1. آفرینش نخستین از عدم بوده و ماده قبلى وجود نداشته است.

    2. جهان ماده سابقه و پیشینه‏ى نیستى داشته وحادث است نه قدیم، ما این دو مطلب را از کلمات امام امیرالمؤمنین علیه السلام نیز استفاده مى‏کنیم:

    الف) «ذلک مبتدع الخلق و وارثه، و اله الخلق و رازقه‏» : او است آفریننده و اختراع کننده‏ى خلایق بدون سابقه و مانند (به وجود آورنده‏ى هستى از عدم و نیستى) و پس از فنا وارث ایشان است، او است معبود خلایق و روزى دهنده‏ى آنان.

    «الذى ابتدع الخلق على غیر مثال امتثله، ولا مقدار اهتدى علیه من خالق معهود کان قبله‏» : او است‏خداوندى که خلایق را بیافرید بدون ماده، و مثال و صورتى که از آن اقتباس نموده و مانند آن آفریده باشد و بى سنجش و اندازه‏اى که از خالق و معبودى پیش از خود پیروى کرده باشد.

    «لم یخلق الاشیاء من اصول ازلیه ولا من اوائل ابدیه، بل خلق ما خلق فاقام حده، وصور ما صور فاحسن صورته‏»

    اشیاء را از روى اصول و مبادى و نمونه ازلى و ابدى نیافرید (چون آفرینش او مبدیى نداشته) بلکه (بى نمونه و مبدا و ماده و به محض اراده) آفرید آنچه را آفرید و حدش را تعیین نمود، و به آنچه ایجاد فرمود صورت و شکل داد و صورت آن را نیکو و مناسب گردانید.

    ب) امیرالمؤمنین علیه السلام درباره‏ى حدوث جهان خلقت مى‏فرماید:

    «الحمد لله الدال على وجوده بخلقه، وبمحدث خلقه على ازلیته‏» .

    «سپاس خدایى را سزاست که به وسیله‏ى آفریده‏هایش بر وجود و هستى خویش راهنما است (زیرا هر مخلوقى ممکن است و ممکن به خودى خود داراى هستى نمى‏گردد، پس او را آفریده‏اى مى‏باشد.) و به حدوث و نو پیدا شدن آفریده‏هایش بر ازلى بودن و ابتدا نداشتن خود دلیل است‏» .

    امیرالمؤمنین علیه السلام همین برهان حدوث و نوپدیدار شدن مخلوقات را دلیل بر قدیم بودن خدا و حدوث اشیا را برهان بر وجود او شمرده مى‏فرماید:

    «الحمد لله الدال على قدمه بحدوث خلقه وبحدوث خلقه على وجوده‏» . «سپاس خداوندى را سزاست که حدوث خلق دال بر قدیم بودن و وجود او است‏» .

    بنابراین «قدیم‏» تنها او است و غیر او هر چه باشد حادث است و پیشینه‏ى عدم دارد.

    با این بیان فرضیه‏اى که مى‏گفت: جهان نه آغاز دارد نه پایان، ازلى و ابدى است، و زمان و فضا پیوسته بدون تغییر خواهند بود، به طور کلى بى اساس مى‏گردد و تئورى «جهان یکنواخت‏» که از «بوندى‏» «گولد» و «هویل‏» پیشنهاد شده بود نمى‏تواند کارامد باشد وپیدایش جهان را تفسیر نماید.

 

 

 

 

منبع : پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

ارسال نظر