X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

اثرات طلاق بر روی کودکان

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

چکیده :

طلاق ، از مهم ترین پدیده های حیات انسانی محسوب می شود . این پدیده دارای اضلاعی است ، به تعداد جامعه انسانی. طلاق ، در ادبیات فارسی به معنای انفصال و جدایی بین دو نفر ، جدا شدن زن وشوهر از یکدیگر ، رها شدن از قید و بند نکاح و زناشویی آمده است .

طلاق ، یک پدیده روانی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و … است که در کل بر فرآیند خانواده تأثیر به سزایی می گذارد و عوارض بسیار ناگواری بر روی فرد و جامعه به دنبال دارد . در اسلام از آن به عنوان « ابغض الحلال » یاد می شود .

چکیده :

طلاق ، از مهم ترین پدیده های حیات انسانی محسوب می شود . این پدیده دارای اضلاعی است ، به تعداد جامعه انسانی. طلاق ، در ادبیات فارسی به معنای انفصال و جدایی بین دو نفر ، جدا شدن زن وشوهر از یکدیگر ، رها شدن از قید و بند نکاح و زناشویی آمده است .

طلاق ، یک پدیده روانی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و … است که در کل بر فرآیند خانواده تأثیر به سزایی می گذارد و عوارض بسیار ناگواری بر روی فرد و جامعه به دنبال دارد . در اسلام از آن به عنوان « ابغض الحلال » یاد می شود .

 

کلید واژه : طلاق کودکان .

 

مقدمه :

طلاق و فروپاشی خانواده ضمن بر هم زدن تعادل روانی – عاطفی افراد خانواده ، موجب بروز آسیبهای اجتماعی مانند فرار فرزندان از خانه ، سرقت ، قتل ، جنایت و…  می شود .  با توجه به آسیبهای اجتماعی پیامد طلاق و آثار بدی که به سلامت روانی – عاطفی افراد خانواده و به خصوص کودکان دارد ، بایستی تدابیر لازم برای حفظ و انسجام خانواده به کار برد .  در حال حاضر جهان با روند رو به افزایش طلاق مواجه است .

آمار جهانی در ارتباط با طلاق مؤید این واقعیت است که در آمریکا ۲۰ درصد کودکان در خانه هایی زندگی می کنند که فقط یکی از والدین ( به طور معمول مادر ) عهده دار خانواده است . ( کاپلان و سادوک ، ۱۹۹۱ م )

 

طلاق ، به هر دلیلی درست یا نادرست ، پیامهایی برای فرد و جامعه دارد . تأثیر طلاق بر فرزندان بسیار پیچیده و اسفبار است ، به طوری که آنها بطور ناخواسته درگیر تضادهایی می شوند که نه توان درک آنها را دارند و نه تاب تحمل و کنار آمدن با آن را .

 

 روند سیر طلاق بدین صورت است ، که ابتدا تنش و درگیری  میان زن و شوهر آغاز می شود و این روند در تکامل خود به بی علاقگی های عاطفی ، دوست نداشتن و سپس دشمنی علنی و واقعی با همسر منجر می شود .

مرحله بعدی پیدایش فکر طلاق در یک یا هر دو زوجین است و روی آوردن یکی از طرفین به فرد یا افراد دیگر به عنوان محرم راز، در این جاست که خانواده ، شادابی خود را از دست می دهد ، آنگاه جدایی و طلاق صورت می گیرد .

 

عوامل مؤثر بر طلاق :

الف ) عوامل زیستی : شامل عدم تناسب سن ، ازدواج در سنین پایین ، بیماری های مسری ، عقیم بودن مرد و نازا بودن زن و …

ب ) عوامل روانی و اخلاقی :  شامل تزلزل پایه های  ایمان و سقوط مبانی اخلاقی ، بدبینی ، سخت گیری ها و لجاجت زوجین نسبت به یکدیگر ، دروغگویی و …

ج ) عوامل اجتماعی :  شامل ناهماهنگی طبقاتی ، دخالتهای بی مورد دیگران ، ازدواج های اجباری ، تعدد زوجین و …

 

 

اثرات طلاق بر روی کودکان :

اکثر والدین مطلقه ، در مورد واکنشهای کودکشان نسبت به جدایی و طلاق ، خیلی نگران هستند . آنها می خواهند بدانند آیا کودک من سالم و شاداب رشد خواهدکرد ؟ 

جامعه  شناسان و روان شناسان ، اطلاعات قابل قبولی درباره‌ اثرات طلاق بر روی کودکان ، در دسترس قرار داده اند .  تحقیقات ، نشان می دهد ، که اثرات طلاق بستگی به سن کودک هنگام طلاق دارد .  همچنین اثر طلاق بر کودک به فاکتورهایی مثل جنسیت ، شخصیت ، میزان ناسازگاری ، و درگیری والدین و حمایت های خانواده و دوستان کودک بستگی دارد .

 

سن کودک :

درباره‌اثرات طلاق بر روی کودک کوچکتر از ۲ تا ۳ سال ، اطلاعات بسیار کم است .  بچه های خردسال در صورت وقوع طلاق به طور معمول رنج نمی برند ، گرچه در صورتی که رابطه یا پیوند نزدیک ، بین یکی از والدها و کودک آسیب ببیند ، ممکن است مشکل به وجود آید .

والدین ، بایستی نسبت به برنامه های سرپرستی و مراقبت از کودک به توافق برسند ،  آنچنان که کودک در حالی که ناسازگاری بین والدینش را تجربه می کند ، به رشد و نمو خود ادامه دهد .

 

 

نوزادی :

نوزادان ، نمی توانند تعارض را درک کنند ، اما ممکن است ، نسبت به تغییرات خلقی و سطح انرژی والدینشان واکنش نشان دهند . آنها ممکن است اشتهای خود را از دست بدهند یا دچار اضطراب شوند .

 

کودکان پیش دبستانی :

کودکان از ۲ تا ۵ سالگی به این اعتقاد می رسند که باعث طلاق و جدایی والدین شان شده اند .  به طور مثال ، ممکن است ، فکرکنند ، که اگر آنها شامشان را خورده بودند ، پدر از آنها دور نمی شد .  کودکان پیش دبستانی ، از تنها ماندن یا ترک کامل ، هراس دارند .  آنها به طور معمول تغییرات را انکار کرده و همکاری نمی کنند و ممکن است افسرده یا خشمگین شوند .   همچنین ، ممکن است پرخاشگرانه و نافرمان عمل کنند ، اگر چه خواستار امنیت در پناه یک بزرگسال هستند .

 

 

 

 

کودکان سن مدرسه ای :

بسیاری از روان شناسان معتقدند ، سازگاری نسبت به جدایی و طلاق برای کودکان مدرسه ابتدایی از کودکان کودکستانی یا بزرگتر مشکل تر است . کودک مدرسه رو به اندازه کافی بزرگ است ، تا درد و رنج و ناشی از جدایی والدینش را درک کند و در عین حال برای درک یا کنترل واکنش نسبت به این درد و رنج ، خیلی کم سن و سال است .  او ممکن است غم ، خجالت ، رنجش ، وفاداری دوطرفه و عصبانیت شدید را تجربه کند . توانایی کودک در بازی ،  فعالیت وتعامل با کودکان دیگر ،  ممکن است ، کمک کند تا از عهده‌ وضعیت زندگی خانوادگی اش برآید .

کودکان در این سن امید دارند ، والدین شان نزد یکدیگر باز گردند .  کودک ، ممکن است ، احساس طرد شدگی از سوی والدی که او را ترک کرده است ، داشته باشد و از سردرد یا دل درد شکایت کند.

 

نوجوانی :

نوجوانان ۱۰ تا ۱۹ ساله خشم ، ترس ، تنهایی ، افسردگی و گناه را تجربه می کنند .  برخی از آنها احساس می کنند ، اگر در کارهای روزمره شان یا مراقبت از خواهر و برادرشان احساس مسئولیت کنند .  روبه بزرگسالی دارند .

نوجوانان با انرژی پایین و میزان استرس بالا به طلاق والدین پاسخ می دهند که تلاش برای کنترل و حفظ کل خانواده  است .  درک عوامل که به جدایی والدین منجر شد ه و به یاد آوردن استرس طلاق ممکن است ، به توانایی نوجوان در حل مشکلات در خانواده اش صدمه بزند .

 

تأثیر جنسیت :

امروزه ، محققان دریافتند ، که پسران و دخترانی که به ترتیب نزد پدر و مادرشان تربیت شده اند .  از بچه هایی که به وسیله والد جنس متفاوت تربیت یافته اند ، بهتر عمل می کنند .  پسرهای محصلی که با پدرشان زندگی می کنند ، به نظر می رسد ، در برنامه های سرپرستی کمتر پرخاشگر باشند .  همچنین مشکلات هیجانی کمتری نسبت به پسرهایی که با مادرشان زندگی می کنند ، دارند .

دخترانی که به وسیله‌ مادر  تربیت می شوند ، نسبت به آنهایی که توسط پدر تربیت می شوند مسئولیت پذیرتر و بالغ تر هستند و این درحالی است ، که تربیت یک پسر خردسال توسط مادر ودختر توسط پدر دردسر ساز تر است. در هر حال، سازگاری کودکان با طلاق بیشتر به کیفیت رابطه والد-کودک بستگی دارد تا جنسیت و من کودک.

 

 

پیامدهای طلاق :

طلاق ، در هر صورت پیامدهای مخربی برای زن و مرد ایجاد می کند ، از قبیل مسائل ومشکلات روانی ، اجتماعی ، اقتصادی و …  گذشته از اینها کسانی هستند که در این میان ، سرانجام روزهای تیره و تاری در انتظارشان هست . آنها ،  کودکانی هستند که در اثر طلاق پدر و مادر سردرگم هستند و آینده‌ خود را درخشان نمی بینند .

 

گسسته شدن خانواده در اکثر موارد اثرات روحی طولانی به فرزندان می گذارد .  این گسستگی روابط والدین باعث قرار گرفتن فرد در شرایط ناسازگار و نارسا می شود .  محرومیت فرزند از سرپرستی مشترک پس از متلاشی شدن و انحلال خانواده ، او را از بسیاری  مواهب ومزایای خانوادگی محروم ساخته و حتی به لحاظ محل زندگی نیز دچار آوارگی خواهد بود .  در پاره ای از موارد کودک مجبور می شود ، به خاطر پایین  بودن توان اقتصادی سرپرست خانواده در کنار پدر بزرگ و مادر بزرگ یا عمه ها وعموها زندگی کند و حتی در شرایط حادتری در مراکز و مؤسسات اجتماعی نگهداری شود .

فرار فرزندان از خانه – سرقت – اعتیاد به مواد مخدر و قاچاق – قتل و جنایت و … از جمله پیامدهای سوء طلاق می باشد .

اگر زوجین قبل از ازدواج شناخت بیشتری نسبت به یکدیگر پیدا کنند و در تعیین ملاکهای خود برای ازدواج جدی باشند با مسائل سوئی مثل طلاق روبرو نمی شوند .

 

والسلام

 

منبع : پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

ارسال نظر