X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

ادبیات فارسی و تأثیرات آن بر ادبیات دنیا

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

ادبیات فارسی که یکی از جنبه های قوی فرهنگ ایرانی است هم به صورت ترجمه شده و هم به صورت ترجمه نشده بر ادبیات سایر کشورها تأثیر داشته است . آثاری مانند اوستا که از دوره قبل از اسلام به جا مانده اند دارای ارزش ادبی و دینی هستند. آثار نگاشته شده به زبان پهلوی نیز از یک طرف دارای ارزش مذهبی بوده و از طرف دیگر زمینه ساز آثار با ارزشی چون شاهنامه فردوسی هستند.

به دلیل وجود شباهتهای بسیار بین زبان عربی و زبان فارسی، قبل از این عقیده بر این بود که ادبیات عرب تأثیر شگرفی بر ادبیات فارسی داشته است اما تحقیقات اخیر درست عکس این ایده را اثبات کرده اند.

بنا بر تحقیقات انجام شده، آثار کلاسیک ادبیات فارسی نه تنها بر ادبیات عرب، بلکه بر ادبیات ترکی نیز تأثیر گذار بوده است. یکی از بزرگترین شاعران پارسی گوی رودکی است که اشعار خود را با چنگ می سرود و همین امر علاوه بر زنده نگه داشتن فرهنگ خنیا گری عهد ساسانی به صورت غیر مستقیم بر شاعران سده ی یازدهم فرانسه نیز تأثیر گذاشته است. آنچه مایه تأسف است این است که بسیاری از آثار رودکی از بین رفته است

ادبیات فارسی که یکی از جنبه های قوی فرهنگ ایرانی است هم به صورت ترجمه شده و هم به صورت ترجمه نشده بر ادبیات سایر کشورها تأثیر داشته است . آثاری مانند اوستا که از دوره قبل از اسلام به جا مانده اند دارای ارزش ادبی و دینی هستند. آثار نگاشته شده به زبان پهلوی نیز از یک طرف دارای ارزش مذهبی بوده و از طرف دیگر زمینه ساز آثار با ارزشی چون شاهنامه فردوسی هستند.

به دلیل وجود شباهتهای بسیار بین زبان عربی و زبان فارسی، قبل از این عقیده بر این بود که ادبیات عرب تأثیر شگرفی بر ادبیات فارسی داشته است اما تحقیقات اخیر درست عکس این ایده را اثبات کرده اند.

بنا بر تحقیقات انجام شده، آثار کلاسیک ادبیات فارسی نه تنها بر ادبیات عرب، بلکه بر ادبیات ترکی نیز تأثیر گذار بوده است. یکی از بزرگترین شاعران پارسی گوی رودکی است که اشعار خود را با چنگ می سرود و همین امر علاوه بر زنده نگه داشتن فرهنگ خنیا گری عهد ساسانی به صورت غیر مستقیم بر شاعران سده ی یازدهم فرانسه نیز تأثیر گذاشته است. آنچه مایه تأسف است این است که بسیاری از آثار رودکی از بین رفته است.

شاهنامه، حماسه بزرگ فردوسی، که در آن واحد اسطوره، قهرمانان ملی، تاریخ و هویت ایرانی را به هم آمیخته است، نه تنها بزرگترین حماسه ایرانی بلکه عامل زنده  ماندن بسیاری از نکات فرهنگی ایرانی می باشد. قالب مثنوی که فردوسی در شاهنامه به کار گرفته نه تنها بر شاعرانی مانند نظامی، جامی، عطار و مولوی بر رمانهای تاریخی نیز تأثیر گذار بوده است. شاعر فلسفی مشرب ، حکیم عمر خیام از قالب رباعی استفاده کرده است که اثر وی ( رباعیات )، دو بار توسط فیتز جرالد و رابرت گریوز به انگلیسی ترجمه شده است که ترجمه فیتز جرالد با استقبال بی نظیری در اروپا مواجه گردید.

گذشته از نظم، نثر فارسی نیز نسبت به نثر سایر کشورها دارای قدمت بیشتری است. در قرن دهم میلادی تاریخ طبری به فارسی ترجمه شده که اگر چه به عربی نگاشته شده بود اما نگارنده آن ایرانی بود.

بلعمی وزیر اولین کسی بود که زبان فارسی را به عنوان زبان تحقیقهای علمی معرفی کرد و پس از آن فارسی زبانان که به عربی می نوشتند از زبان مادری خود جهت نگارش آثار علمی استفاده کردند. پس از آن نثر فلسفی و اخلاقی رواج پیدا کرد و معروفترین آن گلستان سعدی است که اوج تلفیق نظم و نثر است. اگر چه بعد از رواج سبک هندی افولی در نظم و نثر فارسی در قرن ۱۵ پدید آمد، اما پس از جنگ اول جهانی یکبار دیگر ادبیات عامیانه فارسی در دنیا راهی را گشود و غربیهایی که در این حوزه تحقیق می کردند بیشتر به ادبیات عامیانه و ترجمه  قسمتهایی از آن به زبانهای خود روی آوردند.

یکی ازـ قالبهای مشترک بین ادبیات فارسی، عربی، اردو و هندی غزل است که به همان نام در ادبیات انگلیسی معروف شد.  گر چه نوع معروف غزل که به نام Sonnet آنرا می شناسیم توسط دو نفر به نامهای وایت  Wyatt) ) و هنری هاورد (H . Howard)  از طریق ترجمه آثار پترارک رومی به انگلیس وارد شد و قالب آن همان قالب شعر سپید است ولی غزل (ghazal)   در انگلیسی از مشرق زمین   نشأت می گیرد. این نوع غزل دارای قافیه و ردیف است و هر بیت آن دقیقاً مانند غزل فارسی دارای استقلال معنایی است.

غزل در زبان فارسی به معنی  عشقبازی است و درونمایه آن در ادبیات انگلیسی دقیقاً همان عشق رمانتیک و عرفانی موجود در غزلهای فارسی است. هر دو مصرع مطلع غزل دارای یک قافیه است و اگر ردیف داشته باشد ردیف آن نیز در مصرعهای زوج همان ردیف مصرع اول است. در بعضی از غزلها مانند غزل انتخاب شده ذیل حتی تخلص نیز به همان سبکی که در غزلهای حافظ و بقیه شاعران رعایت شده است، دیده می شود. در میان رمانتیکهای آلمان نیز گوته این قالب ادبی را مورد استفاده قرار داده است. در میان شاعران انگلیسی زبان کسانی مانند ادرین ریچ (Adrianne Rich ) ، جیم هاریسون  Jim Harrison )) و دنیس لورتوف  ( Denise Levertov)   به سرودن غزل پرداخته اند.

جا دارد در تکمیل سخنان فوق یک غزل از نویسنده مقاله را با ترجمه آن بگنجانیم تا شباهتها در ذهن خوانندگان ملموس تر باشد. ( مترجم)

Startling the new- Planted Shrub Flaunts its roots                           While, around the Slanted Weeds , blue Morning son         

 Time nearly Catches us Again as we Lie entwined

 Only our haunted memories shield our roots.                                                                                                                                  

Never minding the absence of soil in heaven,

The tray of Lights sends canted into sky xits roots

Jammed in a desk  draver amomg sticky pens and paper clips ,

Old snap shots , Gino, hold expanded images of your earliest roots.                                                                                   

گل بوته های هول انگیز به زخ می کشد ریشه ها را

در حالیکه همه جا پوشیده جامه سیاه صبح آبی می فرستد ریشه ها را

دوباره هنگام خواب زمان اغفال می کند ما را

تنها خاطره های شبح زده ما حفظ می کند ریشه ها را

بی توجه به فقدان خاک در آسمان

درختان پرنور می فرستند به آسمان ریشه ها را

خمیده پشت یک میز در میان قلم و عکسهای قدیمی

نگهدار خبیو تندیس هایی از نخستین ریشه ها را

 

در ترجمه فوق سعی بر آن شده است که بیشتر قالب غزل حفظ شود نه وزن و بحر آن چرا که بیشترین شباهت غزل فارسی و انگلیسی در صورت ظاهری آنهاست. ( م )

 

ترجمه: داریوش حیاتی (عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد)

 

 

 

 

ارسال نظر