X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

ازدواج در اسلام

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

درست است که اسلام ازدواج را مستحب مؤکد مى‏داند ولى اگر شخصى بداند با ترک آن به بى‏راهه و گناه مى‏افتد قضیه فرق کرده به این معنى که ازدواج بر او واجب مى‏شود.اگر این حکم را مثلاً با مسیحیان مقایسه کنیم، مى‏بینیم آنها چنین اعتقادى ندارند بلکه در مورد علماى خود معتقدند آنها نباید ازدواج کنند و به هر صورتى که شده فشارهاى جنسى را تحمل نماید و عمر خود را در معابد و کلیساها بگذراند.

ازدواج در اسلام با دو صیغه دایم و موقت جارى مى‏شود؛ ازدواج دایم که تشکیل زندگى مردى و زنى است که براى یک عمر زندگى با هم عهد و پیمان مى‏بندند که تقریباً با دیگر ادیان الهى به یک صورت انجام مى‏شود.اما ازدواج موقت براى کسانى است که شریط قبول مسئولیت‏هاى خانواده را ندارند و براى آن که از راه مستقیم منحرف نشده و گرفتار مرداب گمراهى نشوند به آن روى مى‏آوردند و هم خود و هم شخص دیگرى که داراى این شرایط است را نجات مى‏دهند.

ازدواج در اسلام

 

پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله مى‏فرماید:

ازدواج سنت من است، هر کس آن را ترک کند از من نیست.

در جاى دیگر مى‏فرماید:

بهترین ازدواج ساده‏ترین آن است.

امتیاز اسلام از دیگر شرایع به این است که ریاضت و رهبانیت را باطل مى‏داند، نه این که هواپرستى را جایز بداند، بلکه از نظر اسلام تمام غرایز انسان (جنسى و غیر آن) باید در حدود اقتضاء و احتیاج طبیعت ارضاء شود.

اسلام اجازه نمی‏دهد، انسان آتش غرایز را دامن زده و آنها را به شکل یک عطش پایان‏ناپذیر روحى درآورد. از این رو اگر چیزى رنگ هواپرستى یا ظلم و بى‏عدالتى به خود بگیرد، مطابق نظر اسلام نیست.

درست است که اسلام ازدواج را مستحب مؤکد مى‏داند ولى اگر شخصى بداند با ترک آن به بى‏راهه و گناه مى‏افتد قضیه فرق کرده به این معنى که ازدواج بر او واجب مى‏شود.اگر این حکم را مثلاً با مسیحیان مقایسه کنیم، مى‏بینیم آنها چنین اعتقادى ندارند بلکه در مورد علماى خود معتقدند آنها نباید ازدواج کنند و به هر صورتى که شده فشارهاى جنسى را تحمل نماید و عمر خود را در معابد و کلیساها بگذراند.

ازدواج در اسلام با دو صیغه دایم و موقت جارى مى‏شود؛ ازدواج دایم که تشکیل زندگى مردى و زنى است که براى یک عمر زندگى با هم عهد و پیمان مى‏بندند که تقریباً با دیگر ادیان الهى به یک صورت انجام مى‏شود.اما ازدواج موقت براى کسانى است که شریط قبول مسئولیت‏هاى خانواده را ندارند و براى آن که از راه مستقیم منحرف نشده و گرفتار مرداب گمراهى نشوند به آن روى مى‏آوردند و هم خود و هم شخص دیگرى که داراى این شرایط است را نجات مى‏دهند.

اسلام براى این قسم از انسان‏ها هم اجر دنیایى و هم اجر اخروى را نوید مى‏دهد.

قوانین ازدواج در اسلام از تمامى ادیان دیگر کامل‏تر است.

چرا که اسلام جلوى بسیارى از آزادى‏هاى نامشروع جنسى و بى‏بند و بارى‏ها را گرفته است، بر تشکیل خانواده و استحکام آن تأکید فراوانى دارد، در حالى که در بسیارى از ادیان این اصل مهم الهى تا حد بسیارى از بین رفته و آزادى‏هاى فراوانى، بى‏دلیل براى مرد و زن قرار داده شده است.

براى مثال اسلام خلوت کردن زن و مرد نامحرم، آرایش، رقص و آوازه خوانى زن براى مرد نامحرم را جایز نمى‏داند در حالى که در دیگر ادیان الهى هیچ محدودیت و ممنوعیتى در این موارد دیده نمى‏شود.

در این قسمت لازم است دقت نظر اسلام در مورد ازدواج را بیان کنیم و آن ازدواج موقت است.

جاى هیچ تردیدى نیست که هدف خداوند از قانون ازدواج موقت این نبوده است که وسیله‏اى براى عیاشى و حرمسرا سازى مردهاى هواپرست و بد بختى زنان و کودکان را فراهم سازد، بلکه تشویق و ترغیب فراوانى که از طرف ائمه دین به امر ازدواج موقت شده است، فلسفه خاصى دارد.

ازدواج موقت نیاز روز:

ازدواج دایم مسئولیت و تکالیفى براى زن و مرد به همراه دارد که در ازدواج موقت چنین نیست؛ به همین دلیل کمتر دختر و پسرى را مى‏توان یافت که از اول بلوغ طبیعى که تحت فشار غریزه جنسى قرار مى‏گیرد آماده ازدواج دایم باشد.

از پیامدهاى عصر جدید این است که فاصله بلوغ طبیعى را با بلوغ اجتماعى و قدرت تشکیل خانواده زیادتر کرده است.

اگر در دوران ساده قدیم یک پسر بچه در سنین اوایل بلوغ طبیعى از عهده شغلى که تا آخر عمر به عهده او گذاشته مى‏شد بر مى‏آمد، امروزه چنین چیزى امکان‏پذیر نیست. یک پسر موفق تا تحصیلات خود را بدون تأخیر تمام کند، شغلى انتخاب و آماده ازدواج شود تقریبأ به سن بیست و هشت سالگى مى‏رسد و همچنین است دخترى که مى‏خواهد تحصیل نماید.

آیا تا به حال به این فکر کرده‏اید که چنین جوان‏هایى با طبیعت و غریره جنسى خود چه باید بکنند؟

آیا طبیعت حاضر است به خاطر وضع زندگى امروز دوران بلوغ را به تأخیر اندازد و تا فارغ التحصیلى و انتخاب شغل، غریزه جنسى به سراغ جوانان نیاید؟

طبق تحقیقات دانشمندان این تأخیر که امکان‏پذیر نیست هیچ، بلکه امروزه طبیعت با بلوغ زودرس جلو آمده است.

آیا جوان‏ها حاضر هستند یک دوره فشار موقت را طى کنند تا امکانات ازدواج دایم فراهم شود؟

حال جوانى هم حاضر شود فشار شهوت را بپذیرد، آیا طبیعت حاضر است از ایجاد عوارض روانى خطرناکى که در اثر ممانعت از اعمال غریزه جنسى پیدا مى‏شود و روانشناسان امروز از روى آنها پرده برداشته است صرف نظر کند؟

سه راه بیشتر باقى نمى‏ماند:

۱٫ تحمل فشار جنسى که خطرات جسمى و روانى به همراه دارد.

۲٫ جوان را به حال خود رها کنیم تا روابط جنسى آزاد داشته باشد و این همان حقوق بشر غربى است.

این راه نیز خطرات خاص خود را دارد، گذشته از آن که بیمارى‏هاى مقاربتى (همچون ایدز) و روانى را به همراه دارد دیگر چنین دختر و پسرى، زن زندگى و مرد خانواده خواهند بود؟

۳٫ ازدواج موقت، یعنى دید خود را در مورد آن تغییر دهیم.

ازدواج موقت ابتدا زن و مرد را محدود مى‏کند تا به هم اختصاص داشته باشند که این محدودیت فساد و بى بند و بارى را مهار مى‏کند.

در کشورهاى غربى پیشنهادهایى مبنى بر ازدواج رفاقتى(۱۳۶) داده شد ولى پذیرفته نشد؛ البته قابل ذکر است که در بعضى از کشورهاى عربى ازدواج‏هایى با کمى تفاوت شبیه ازدواج موقت وجود دارد.

علت آن که ازدواج موقت از دید زنان و دخترهاى ایرانى که داراى مذهب شیعه مى‏باشند نیز استقبال نشده است و آن را نوعى تحقیر براى خود مى‏دانند، سوء استفاده‏هایى است که مردان هوسران در این زمینه انجام داده‏اند؛ همچنین انتظار این که ازدواج موقت همانند ازدواج دایم استقبال شود، در صورتى که فلسفه ازدواج موقت عدم آمادگى طرفین یا یک طرف براى ازدواج دایم است، انتظار بى جایى است.

در مورد اشکال کسانى که مى‏گویند: ازدواج موقت بر خلاف حیثیت و مقام زن است و نوعى اجاره دادن انسان است باید گفت:

۱٫ ازدواج موقت و دایم از لحاظ ماهیت هیچ تفاوتى با هم ندارند، هر دو الفاظى خاص دارند، ذکر مهریه در هر دو واجب است و خواندن صیغه اجاره براى ازدواج موقت درست نیست و محدود کردن مدت ازدواج آن را به صورت اجاره در نمى‏آورد.

۲٫ بر فرض اجاره، تمام کارگران، کارمندان دولت، پزشکان، کارشناسان، هر کسى که در ازاى انجام کارى پول دریافت مى‏کند، در واقع خود را به کارفرما اجاره داده است.

۳٫ زنى که به اختیار و اراده خود با مرد مشخصى ازدواج موقت مى‏کند، انسان اجاره‏اى نیست و کارى بر خلاف حیثیت و شرافت انسانى خود انجام نداده است. اگر کسى مى‏خواهد زن اجاره‏اى را بشناسد و بردگى زن را ببیند، باید سرى به تلویزیون‏هاى کشورهاى غربى بزند تا ببیند چگونه حرکات، ژست‏ها و هنرهاى جنسى زن به معرض فروش گذاشته مى‏شود.

زن اجاره‏اى آن مانکن‏هایى هستند که براى فروشگاه‏هاى بزرگ کار مى‏کنند و از حیثیت، شرافت و هنرهاى خود براى کسب درآمد و تبلیغ کالاى دیگران استفاده مى‏کنند.

حال باید دید اسلام آزادى زن را مى‏گیرد و شرافت و حیثیت او را از بین مى‏برد و یا صاحبان مجالس موسیقى و رقص که از زیبایى و حنجره زن در مقابل چشمان شهوت آلود مردان، کمال استفاده را مى‏کنند و در پایان پول ناچیزى به زن بى‏چاره مى‏دهند.

ازدواج موقت از جمله ویژگى‏هاى فقه جعفرى است و سایر فرقه‏هاى اسلامى آن را جایز نمى‏دانند.

لازم است در اینجا تاریخچه این حکم الهى را هر چند مختصر بیان کنیم:

مسلمانان اتفاق و اجماع دارند که در صدر اسلام ازدواج موقت جایز بوده است و شخص رسول اکرم صلى الله علیه وآله در برخى از سفرها که مسلمانان از همسران خود دور بودند و در ناراحتى به سر مى‏بردند، به آنها اجازه ازدواج موقت مى‏داند.

همچنین مورد اتفاق مسلمانان است که خلیفه دوم در زمان خلافت خود ازدواج موقت را حرام کرده است.

از عمر بن خطاب به صورت متواتر نقل شده است که گفت:

در زمان رسول خدا صلى الله علیه وآله دو متعه (بهره بردن حلال) جارى بود که من هم اکنون آنها را ممنوع کرده و بر انجام آنها کیفر مى‏دهم: متعه حج و متعه نساء.

گروهى از اهل تسنن عقیده دارند که ازدواج موقت راخود رسول اکرم صلى الله علیه وآله در اواخر عمرشان ممنوع کرده‏اند و منع خلیفه در واقع اعلام ممنوعیت آن از طرف حضرت بوده است، ولى آن چه از خود خلیفه نقل مى‏شود خلاف این مطلب را بیان مى‏کند.

ائمه اطهار علیهما السلام (که پاسداران حقیقى اسلامند) به خاطر این که این سنت حسنه اسلامى ترک و فراموش نشود، آن را بسیار ترغیب و تشویق مى‏کردند.

امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:

یکى از مسائلى که من هرگز در بیان آن تقیه نخواهم کرد، مسئله ازدواج موقت است.

ازدواج موقت براى کسانى قرار داده شده است که امکان ازدواج دایم را ندارند و معصومین نیز به این مسئله اشاره کرده‏اند:

امام کاظم علیه السلام به على بن یقین مى‏فرماید:

تو را با ازدواج موقت چه کار و حال آن که خداوند تو را از آن بى‏نیاز کرده است.

و به دیگرى فرمودند:

این کار براى کسى رواست که خداوند او را با داشتن همسر از این کار بى‏نیاز نکرده است و اما کسى که داراى همسر است، فقط هنگامى مى‏تواند دست به این کار بزند که دسترسى به همسر خود نداشته باشد.

امیر المؤمنین حضرت على علیه السلام فرمودند:

اگر عمر سبقت نمى‏جست و متعه را تحریم نمى‏کرد، احدى جز کسانى که سرشتشان منحرف است زنا نمى‏کرد.

مقصود حضرت آن است که اگر متعه تحریم نمى‏شد، هیچ کس از نظر غریزه اجبار به زنا پیدا نمى‏کرد و تنها کسانى که همواره عمل‏هاى خلاف را بر صحیح ترجیح مى‏دهند مرتکب زنا مى‏شدند.

 

منبع: کتاب دانستنی های اسلام (محمّد علی پرهیز)

ازدواج در اسلام

 

پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله مى‏فرماید:

ازدواج سنت من است، هر کس آن را ترک کند از من نیست.

در جاى دیگر مى‏فرماید:

بهترین ازدواج ساده‏ترین آن است.

امتیاز اسلام از دیگر شرایع به این است که ریاضت و رهبانیت را باطل مى‏داند، نه این که هواپرستى را جایز بداند، بلکه از نظر اسلام تمام غرایز انسان (جنسى و غیر آن) باید در حدود اقتضاء و احتیاج طبیعت ارضاء شود.

اسلام اجازه نمى‏دهد، انسان آتش غرایز را دامن زده و آنها را به شکل یک عطش پایان‏ناپذیر روحى درآورد. از این رو اگر چیزى رنگ هواپرستى یا ظلم و بی‏عدالتى به خود بگیرد، مطابق نظر اسلام نیست.

درست است که اسلام ازدواج را مستحب مؤکد مى‏داند ولى اگر شخصى بداند با ترک آن به بى‏راهه و گناه مى‏افتد قضیه فرق کرده به این معنى که ازدواج بر او واجب مى‏شود.

اگر این حکم را مثلاً با مسیحیان مقایسه کنیم، مى‏بینیم آنها چنین اعتقادى ندارند بلکه در مورد علماى خود معتقدند آنها نباید ازدواج کنند و به هر صورتى که شده فشارهاى جنسى را تحمل نماید و عمر خود را در معابد و کلیساها بگذراند.

ازدواج در اسلام با دو صیغه دایم و موقت جارى مى‏شود؛ ازدواج دایم که تشکیل زندگى مردى و زنى است که براى یک عمر زندگى با هم عهد و پیمان مى‏بندند که تقریباً با دیگر ادیان الهى به یک صورت انجام مى‏شود.

اما ازدواج موقت براى کسانى است که شریط قبول مسئولیت‏هاى خانواده را ندارند و براى آن که از راه مستقیم منحرف نشده و گرفتار مرداب گمراهى نشوند به آن روى مى‏آوردند و هم خود و هم شخص دیگرى که داراى این شرایط است را نجات مى‏دهند.

اسلام براى این قسم از انسان‏ها هم اجر دنیایى و هم اجر اخروى را نوید مى‏دهد.

قوانین ازدواج در اسلام از تمامى ادیان دیگر کامل‏تر است.

چرا که اسلام جلوى بسیارى از آزادى‏هاى نامشروع جنسى و بى‏بند و بارى‏ها را گرفته است، بر تشکیل خانواده و استحکام آن تأکید فراوانى دارد، در حالى که در بسیارى از ادیان این اصل مهم الهى تا حد بسیارى از بین رفته و آزادى‏هاى فراوانى، بى‏دلیل براى مرد و زن قرار داده شده است.

براى مثال اسلام خلوت کردن زن و مرد نامحرم، آرایش، رقص و آوازه خوانى زن براى مرد نامحرم را جایز نمى‏داند در حالى که در دیگر ادیان الهى هیچ محدودیت و ممنوعیتى در این موارد دیده نمى‏شود.

در این قسمت لازم است دقت نظر اسلام در مورد ازدواج را بیان کنیم و آن ازدواج موقت است.

جاى هیچ تردیدى نیست که هدف خداوند از قانون ازدواج موقت این نبوده است که وسیله‏اى براى عیاشى و حرمسرا سازى مردهاى هواپرست و بد بختى زنان و کودکان را فراهم سازد، بلکه تشویق و ترغیب فراوانى که از طرف ائمه دین به امر ازدواج موقت شده است، فلسفه خاصى دارد.

ازدواج موقت نیاز روز:

ازدواج دایم مسئولیت و تکالیفى براى زن و مرد به همراه دارد که در ازدواج موقت چنین نیست؛ به همین دلیل کمتر دختر و پسرى را مى‏توان یافت که از اول بلوغ طبیعى که تحت فشار غریزه جنسى قرار مى‏گیرد آماده ازدواج دایم باشد.

از پیامدهاى عصر جدید این است که فاصله بلوغ طبیعى را با بلوغ اجتماعى و قدرت تشکیل خانواده زیادتر کرده است.

اگر در دوران ساده قدیم یک پسر بچه در سنین اوایل بلوغ طبیعى از عهده شغلى که تا آخر عمر به عهده او گذاشته مى‏شد بر مى‏آمد، امروزه چنین چیزى امکان‏پذیر نیست. یک پسر موفق تا تحصیلات خود را بدون تأخیر تمام کند، شغلى انتخاب و آماده ازدواج شود تقریبأ به سن بیست و هشت سالگى مى‏رسد و همچنین است دخترى که مى‏خواهد تحصیل نماید.

آیا تا به حال به این فکر کرده‏اید که چنین جوان‏هایى با طبیعت و غریره جنسى خود چه باید بکنند؟

آیا طبیعت حاضر است به خاطر وضع زندگى امروز دوران بلوغ را به تأخیر اندازد و تا فارغ التحصیلى و انتخاب شغل، غریزه جنسى به سراغ جوانان نیاید؟

طبق تحقیقات دانشمندان این تأخیر که امکان‏پذیر نیست هیچ، بلکه امروزه طبیعت با بلوغ زودرس جلو آمده است.

آیا جوان‏ها حاضر هستند یک دوره فشار موقت را طى کنند تا امکانات ازدواج دایم فراهم شود؟

حال جوانى هم حاضر شود فشار شهوت را بپذیرد، آیا طبیعت حاضر است از ایجاد عوارض روانى خطرناکى که در اثر ممانعت از اعمال غریزه جنسى پیدا مى‏شود و روانشناسان امروز از روى آنها پرده برداشته است صرف نظر کند؟

سه راه بیشتر باقى نمى‏ماند:

۱٫ تحمل فشار جنسى که خطرات جسمى و روانى به همراه دارد.

۲٫ جوان را به حال خود رها کنیم تا روابط جنسى آزاد داشته باشد و این همان حقوق بشر غربى است.

این راه نیز خطرات خاص خود را دارد، گذشته از آن که بیمارى‏هاى مقاربتى (همچون ایدز) و روانى را به همراه دارد دیگر چنین دختر و پسرى، زن زندگى و مرد خانواده خواهند بود؟

۳٫ ازدواج موقت، یعنى دید خود را در مورد آن تغییر دهیم.

ازدواج موقت ابتدا زن و مرد را محدود مى‏کند تا به هم اختصاص داشته باشند که این محدودیت فساد و بى بند و بارى را مهار مى‏کند.

در کشورهاى غربى پیشنهادهایى مبنى بر ازدواج رفاقتى(۱۳۶) داده شد ولى پذیرفته نشد؛ البته قابل ذکر است که در بعضى از کشورهاى عربى ازدواج‏هایى با کمى تفاوت شبیه ازدواج موقت وجود دارد.

علت آن که ازدواج موقت از دید زنان و دخترهاى ایرانى که داراى مذهب شیعه مى‏باشند نیز استقبال نشده است و آن را نوعى تحقیر براى خود مى‏دانند، سوء استفاده‏هایى است که مردان هوسران در این زمینه انجام داده‏اند؛ همچنین انتظار این که ازدواج موقت همانند ازدواج دایم استقبال شود، در صورتى که فلسفه ازدواج موقت عدم آمادگى طرفین یا یک طرف براى ازدواج دایم است، انتظار بى جایى است.

در مورد اشکال کسانى که مى‏گویند: ازدواج موقت بر خلاف حیثیت و مقام زن است و نوعى اجاره دادن انسان است باید گفت:

۱٫ ازدواج موقت و دایم از لحاظ ماهیت هیچ تفاوتى با هم ندارند، هر دو الفاظى خاص دارند، ذکر مهریه در هر دو واجب است و خواندن صیغه اجاره براى ازدواج موقت درست نیست و محدود کردن مدت ازدواج آن را به صورت اجاره در نمى‏آورد.

۲٫ بر فرض اجاره، تمام کارگران، کارمندان دولت، پزشکان، کارشناسان، هر کسى که در ازاى انجام کارى پول دریافت مى‏کند، در واقع خود را به کارفرما اجاره داده است.

۳٫ زنى که به اختیار و اراده خود با مرد مشخصى ازدواج موقت مى‏کند، انسان اجاره‏اى نیست و کارى بر خلاف حیثیت و شرافت انسانى خود انجام نداده است. اگر کسى مى‏خواهد زن اجاره‏اى را بشناسد و بردگى زن را ببیند، باید سرى به تلویزیون‏هاى کشورهاى غربى بزند تا ببیند چگونه حرکات، ژست‏ها و هنرهاى جنسى زن به معرض فروش گذاشته مى‏شود.

زن اجاره‏اى آن مانکن‏هایى هستند که براى فروشگاه‏هاى بزرگ کار مى‏کنند و از حیثیت، شرافت و هنرهاى خود براى کسب درآمد و تبلیغ کالاى دیگران استفاده مى‏کنند.

حال باید دید اسلام آزادى زن را مى‏گیرد و شرافت و حیثیت او را از بین مى‏برد و یا صاحبان مجالس موسیقى و رقص که از زیبایى و حنجره زن در مقابل چشمان شهوت آلود مردان، کمال استفاده را مى‏کنند و در پایان پول ناچیزى به زن بى‏چاره مى‏دهند.

ازدواج موقت از جمله ویژگى‏هاى فقه جعفرى است و سایر فرقه‏هاى اسلامى آن را جایز نمى‏دانند.

لازم است در اینجا تاریخچه این حکم الهى را هر چند مختصر بیان کنیم:

مسلمانان اتفاق و اجماع دارند که در صدر اسلام ازدواج موقت جایز بوده است و شخص رسول اکرم صلى الله علیه وآله در برخى از سفرها که مسلمانان از همسران خود دور بودند و در ناراحتى به سر مى‏بردند، به آنها اجازه ازدواج موقت مى‏داند.

همچنین مورد اتفاق مسلمانان است که خلیفه دوم در زمان خلافت خود ازدواج موقت را حرام کرده است.

از عمر بن خطاب به صورت متواتر نقل شده است که گفت:

در زمان رسول خدا صلى الله علیه وآله دو متعه (بهره بردن حلال) جارى بود که من هم اکنون آنها را ممنوع کرده و بر انجام آنها کیفر مى‏دهم: متعه حج و متعه نساء.

گروهى از اهل تسنن عقیده دارند که ازدواج موقت راخود رسول اکرم صلى الله علیه وآله در اواخر عمرشان ممنوع کرده‏اند و منع خلیفه در واقع اعلام ممنوعیت آن از طرف حضرت بوده است، ولى آن چه از خود خلیفه نقل مى‏شود خلاف این مطلب را بیان مى‏کند.

ائمه اطهار علیهما السلام (که پاسداران حقیقى اسلامند) به خاطر این که این سنت حسنه اسلامى ترک و فراموش نشود، آن را بسیار ترغیب و تشویق مى‏کردند.

امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:

یکى از مسائلى که من هرگز در بیان آن تقیه نخواهم کرد، مسئله ازدواج موقت است.

ازدواج موقت براى کسانى قرار داده شده است که امکان ازدواج دایم را ندارند و معصومین نیز به این مسئله اشاره کرده‏اند:

امام کاظم علیه السلام به على بن یقین مى‏فرماید:

تو را با ازدواج موقت چه کار و حال آن که خداوند تو را از آن بى‏نیاز کرده است.

و به دیگرى فرمودند:

این کار براى کسى رواست که خداوند او را با داشتن همسر از این کار بى‏نیاز نکرده است و اما کسى که داراى همسر است، فقط هنگامى مى‏تواند دست به این کار بزند که دسترسى به همسر خود نداشته باشد.

امیر المؤمنین حضرت على علیه السلام فرمودند:

اگر عمر سبقت نمى‏جست و متعه را تحریم نمى‏کرد، احدى جز کسانى که سرشتشان منحرف است زنا نمى‏کرد.

مقصود حضرت آن است که اگر متعه تحریم نمى‏شد، هیچ کس از نظر غریزه اجبار به زنا پیدا نمى‏کرد و تنها کسانى که همواره عمل‏هاى خلاف را بر صحیح ترجیح مى‏دهند مرتکب زنا مى‏شدند.منبع: کتاب دانستنی های اسلام (محمّد علی پرهیز)

ارسال نظر