X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

ازدواج در اسلام

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مقدّمه بشر از نخستین روزهای حضور خود بر عرصه خاک و شکوفایی جوانه های تأمّل و تدبیر بر شاخسار حیات، به خوبی دریافته است که خانواده بهترین مأمن انسان و شایسته ترین کانون برای تبلور سکون و اطمینان است. این امر نشان می دهد که خانواده یکی از اساسی ترین و طبیعی ترین نیازهای انسان به شمار می آید. بسیاری از مشکلات روانی حاصل از تنش های زندگی روزمرّه توسط یک خانواده سالم و بهنجار التیام یافته، جبران می شود. به همین دلیل است که تحقیقات انجام شده در زمینه مسائل خانواده، در مجموع نشان می دهد که افراد ازدواج کرده به طور متوسط، سالم تر و خوشحال تر از آنهایی هستند که ازدواج نکرده اند.۱ البته خانواده می تواند به شکلی کاملا معکوس، به عنوان منبع مهم ایجاد تنش در زندگی فرد باشد، ولی اگر معیارهای زندگی سالم در خانواده رعایت گردد، می توان جلوی تنش ها را سد کرد و خانواده را به تعادل و سلامتی رساند. ازدواج و موفقیت در آن به عنوان یک واقعه اجتماعی، زیستی و فرهنگی، به دلیل نقش بنیادین آن در تشکیل خانواده از اهمیتی بسیار برخوردار است، به گونه ای که می توان گفت: بدون ازدواج، خانواده مفهوم چندان روشن و واضحی ندارد.

پیشگفتار

حضرت محمّد(ص)فرمود: هیچ کانونی در اسلام بر پا نشده است که نزد خداوند از کانون ازدواج محبوب تر و عزیزتر باشد.در بینش اسلامی، مقصود از «ازدواج»، پیوند زناشویی رسمی میان دو جنس مخالف است که معمولا بالغ بوده و طبق شرایط شرعی و قانونی لازم انجام گرفته است.

 مقدّمه

بشر از نخستین روزهای حضور خود بر عرصه خاک و شکوفایی جوانه های تأمّل و تدبیر بر شاخسار حیات، به خوبی دریافته است که خانواده بهترین مأمن انسان و شایسته ترین کانون برای تبلور سکون و اطمینان است. این امر نشان می دهد که خانواده یکی از اساسی ترین و طبیعی ترین نیازهای انسان به شمار می آید. بسیاری از مشکلات روانی حاصل از تنش های زندگی روزمرّه توسط یک خانواده سالم و بهنجار التیام یافته، جبران می شود. به همین دلیل است که تحقیقات انجام شده در زمینه مسائل خانواده، در مجموع نشان می دهد که افراد ازدواج کرده به طور متوسط، سالم تر و خوشحال تر از آنهایی هستند که ازدواج نکرده اند.۱ البته خانواده می تواند به شکلی کاملا معکوس، به عنوان منبع مهم ایجاد تنش در زندگی فرد باشد، ولی اگر معیارهای زندگی سالم در خانواده رعایت گردد، می توان جلوی تنش ها را سد کرد و خانواده را به تعادل و سلامتی رساند. ازدواج و موفقیت در آن به عنوان یک واقعه اجتماعی، زیستی و فرهنگی، به دلیل نقش بنیادین آن در تشکیل خانواده از اهمیتی بسیار برخوردار است، به گونه ای که می توان گفت: بدون ازدواج، خانواده مفهوم چندان روشن و واضحی ندارد.۲

ازدواج به عنوان سنگ بنای اولیه خانواده و به عنوان عاملی اساسی برای زوجیت و همدلی دو جوان و زمینه بالندگی و پیشرفت همسران به شمار می آید و انسان ها می توانند در سایه اندیشه و ایمان واقعی و در پناه زوجیتی شایسته، با اطمینان و صلابت، بر ناکامی ها و فراز و نشیب های زندگی چیره شوند و از وادی های شکست، مصمّم و استوار عبور نمایند و بتوانند از گذرگاه اسفل السافلین به سوی اعلا علّیین، که همان مقصود خلقت است، راهی بگشایند. به همین دلیل، متفکران اخلاقی و حقوقی جوامع بشری درصدد برآمده اند تا بر استحکام این کانون بیفزایند و ازدواج، این سنّت تغییرناپذیر الهی را در جامعه، هر چه بیشتر تقویت کنند تا انسان ها ازدواج را، که یک نیاز فطری و طبیعی نه تنها برای انسان ها، بلکه حتی در میان دیگر موجودات نیز به شکل های گوناگون وجود دارد، زمینه کسب کمال خویشتن بیابند، و به قول جلال الدین رومی:

بهر آن میل است از ماده ز نر *** تا بود تکمیل کار همدگر

میل اندر مرد و زن حق زان نهاد *** تا بقا یابد جهان زین اتحاد

ساختار ازدواج و سن آن در جوامع با همدیگر متفاوت است و در واقع، هر جامعه ای با توجه به سبک زندگی و نظام فرهنگی خود، شیوه ها و روش های خاصی در زوجیت به وجود آورده است. این امر در فرهنگ اسلامی نیز موردتوجه ویژه بوده است، بخصوص توصیه گردیده است ازدواج در زمان مناسب آن انجام گیرد تا برکات معنوی، روانی، تربیتی و اجتماعی بیشتری نصیب همسران جوان گردد.

تعریف «ازدواج»

تعریف های متعددی برای واژه «ازدواج» ارائه شده است که به یکی از آنها اشاره می شود: «ازدواج فرایندی است از کنش متقابل بین دو فرد، یک مرد و یک زن، که برخی شرایط قانونی را تحقق بخشیده اند و مراسمی برای برگزاری زناشویی خود برپا داشته اند و به طور کلی، عمل آنان مورد پذیرش قانون قرار گرفته و به آن ازدواج اطلاق شده است.»3

در بینش اسلامی، مقصود از «ازدواج»، پیوند زناشویی رسمی میان دو جنس مخالف است که معمولا بالغ بوده و طبق شرایط شرعی و قانونی لازم انجام گرفته است.

اهمیت ازدواج

ازدواج هسته اول ایجاد خانواده و به نوبه خود، واحدی در سنگ بنای جامعه انسانی است. ازدواج زمینه ساز مطلوب ترین فرصت برای زیباترین تلاقی چشم ها، گیراترین تبادل کلام ها، استوارترین گام ها، تجلّی متعالی ترین ارزش ها و محبوب ترین کانون نزد خالق متعال است.۴ حضرت محمّد(صلی الله علیه وآله)فرمود: هیچ کانونی در اسلام بر پا نشده است که نزد خداوند از کانون ازدواج محبوب تر و عزیزتر باشد.۵

ازدواج و گزینش همسر، انتخاب مطلوب ترین همراه و ترسیم روشن ترین طریق سعادت و پاسخی مناسب به عالی ترین نیاز فطری انسان یعنی وصول به کمال و سعادت است، و به این معنا حضرت علی(علیه السلام)اشاره فرمود: هیچ یک از یاران رسول خدا(صلی الله علیه وآله)ازدواج نکرد، مگر اینکه ایشان پس از ازدواج آنان فرمود: ایمانش کامل شد.۶

ازدواج در منطق قرآن کریم، به وجودآورنده مطمئن ترین و آرام بخش ترین رابطه ها و آغازگر زندگی همراه با طراوت، مودّت و ایثار است. از آیات و نشانه های قدرت خداوند این است که برای انسان از نوع خود، همسرانی آفرید تا در کنار آنان، به آرامش و سکون نایل آیند و بین آنان دوستی و رحمت قرار داد.۷ در تفسیر این آیه، گفته شده است: منشأ گرایش مرد به زن و آرمیدن مرد در سایه انس به زن مودّت و رحمتی است که خداوند بین آنها برقرار کرده و این مودّت الهی و رحمت خدایی غیر از گرایش غریزی نر به ماده است که در حیوانات هم وجود دارد; و از این رهگذر است که زن محبوب رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)واقع شده است; فرمود: من از دنیای شما، سه چیز را دوست دارم: زن، بوی خوش و نور چشم من در نماز است.۸ چیزی که مایه سکون است همان مودّت و رحمت الهی است که جاذبه ای معنوی بین زن و مرد ایجاد می کند، وگرنه شهوات نمی تواند نشانه ای از نشانه های خدا باشد و موجب آرامش گردد.۹ این پیوند مقدّس، روان پرالتهاب و مضطرب جوان را به ساحل آرامش نزدیک می کند و او را در دریایی از صفا و مودّت غوطهور می سازد و موجب می شود تا این دو همسر جوان در کنار همدیگر، با نشاط زندگی مشترک را آغاز کنند. البته این نتیجه وقتی حاصل می گردد که در انتخاب همسر و تشکیل خانواده، معیارهای شرعی و اخلاقی رعایت شود.

ازدواج علاوه بر آرامش روانی و ارضای غریزه جنسی، تعهّد و تکامل اجتماعی را در پی داشته و زمینه ساز بروز استعدادها و توانمندی های نهفته درونی می گردد. شهید مطهّری درباره نقش ارزنده ازدواج می گوید: «… یک پختگی و پویایی وجود دارد که جز در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده پیدا نمی شود، در مدرسه پیدا نمی شود، در جهاد با نفس پیدا نمی شود، در نماز شب پیدا نمی شود; این کمالات را فقط باید در ازدواج و تشکیل خانواده به دست آورد. و لذا، هیچ وقت نمی شود که یک کشیش، یک کاردینال به صورت یک انسان کامل در بیاید، اگر واقعاً در کاردینالی خودش صادق باشد.»10

آیه اللّه مکارم شیرازی در این زمینه می نویسد: «بعد از ازدواج، شخصیت انسان تبدیل به یک شخصیت اجتماعی می شود و خود را مسئول حفظ همسر و آبروی خانواده و تأمین وسایل زندگی فرزندان آینده می بیند. به همین دلیل،تمام ابتکار و استعداد خود را به کار می گیرد و از ظرفیت هایوجودی خود کمال استفاده را می برد و به بالندگی بیشتری نایل می شود.»11

فضیلت ازدواج

 زن ومرد، مکمل یکدیگرند: خداوند انسان را به گونه ای آفریده که بدون همسر ناقص است هرچه از نظر علم وایمان وفضایل اخلاقی بالا برود تا همسر اختیار نکند به کمال مطلوب نمی رسد (چه زن و چه مرد). هیچ چیز دیگر جای ازدواج و تشکیل خانواده را نمی گیرد جنس مذکر و مؤنث به یکدیگر نیازمندند هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی وهرکدام به تنهایی ناقصند وهنگامی که در کنار هم قرار گرفتند همدیگر را کامل میکنند. قرآن زن و مرد را در «لباس» همدیگر می داند. هُنَّ لِباسُ لَکُم وأنتم لِباسُ لَهُنَّ . زنان لباس شما مردانند و شما مردان لباس زنهائید.

فلسفه ازدواج

 ممکن است بعضی از افراد که عمق فلسفه ازدواج و تشکیل زندگی مشترک را درک نکرده اند بگویند« ما شهوت جنسی مان را از راههای گوناگون دیگر غیر از ازدواج دفع می کنیم واین میل و خواهش را با وسایل دیگر ارضاء می نماییم دیگر چه نیازی به پذیرفتن مسوولیت ازدواج هست؟!

درپاسخ به این عقیده وسئوال باید گفت: محصول و ره آورد ازدواج فقط دفع شهوت جنسی و ارضاء این غریزه که نیست این یکی از فایده های ازدواج است بلکه فضیلت وارزش واهمیت وفلسفه و ره آورد ازدواج و تشکیل خانواده علاوه بر ارضاء غریزه تعهد و تکامل رشد و شخصیت وآرامش وفواید ارزنده دیگری است که برای انسان به ارمغان می آورد وبسیاری از لیاقت ها و استعدادهای نهفته درونی او را باور وبالنده می کند.

 

 

ازدواج بالابرنده ارزش اعمال انسان

 ازدواج و تشکیل کانون خانواده آنچنان در وجود انسان تأثیر می گذارد وارزش اورا بالا می برد و شخصیت او را رشد میدهد که اعمال وعبادتهایش نزد خدا و فرشتگان از ارزش والایی برخوردار می شود به طوری که ارزش آنها چند ده برابر می گردد. حضرت امام جعفر صادق(ع) می فرماید: دورکعت نماز که انسان متأهل بخواند افضل وبالاتر است از هفتاد رکعت نماز که انسان مجرد وعزب بخواند.

زمان ازدواج

اکنون جا دارد که این سئوال را بررسی کنیم که سن مناسب ازدواج کدام است نباید از یاد ببریم که ازدواج برای رفع نیازهای طبیعی و پاسخ گویی به قانون خلقت انجام میشود اگر به این نیازهای طبیعی در زمان و موقعیت مناسب پاسخ داده نشود مانند سایر نیازها، اختلالات وشمکلات خاص خود را به دنبال دارد و آسیب های جبران ناپذیر روانی، اخلاقی واجتماعی وارد می کند. شادابی، نشاط، سلامت جسمی وروحی، رشد طبیعی، احساس رضایت درونی، تعادل در حالات ورفتار، خوش رویی، خوش خلقی، کاهش فشار جنسی، کاهش روابط نامشروع و آسیب های اجتماعی وروانی از فواید ازدواج به موقع است. آمادگی زیستی و روحی ازدواج نیازمند دو بلوغ است: ۱- بلوغ جنسی ۲- بلوغ عقلی و فکری که مدتی پس از بلوغ جنسی ایجاد میشود ونباید فاصله میان بلوغ جنسی و عقلی با زمان ازدواج زیاد شود وتشکیل خانواده به تأخیر افتد پیامبر اکرم (ص) می فرماید: کسی که ازدواج کند نصف دین خود را حفظ کرده است پس باید برای نصف دیگر از خدا پروا داشته باشد.( *)

فایده های تسریع وزیانهای تأخیر در ازدواج

 تسریع در ازدواج یعنی زود انجام دادن آن فایده های فراوانی دارد وتأخیر در آن زیانهای بسیار دارد. و می توان نام برد: ۱- حفظ و تقویت ایمان و معنویات ۲- بهره مند شدن از دوران شیرین و با نشاط نوجوانی ۳- پاک ماندن از فساد ها و انحرافات جنسی ۴- محفوظ ماندن از بیماری های عصبی و روانی.

مشکلات و موانع ازدواج

 هرگاه به جوانی گفته میشود ازدواج کن فوراً وبی درنگ مسأله مشکلات و موانع ازدواج را پیش می کشد واولین مشکلی که مطرح میکند مشکل امور مالی و اقتصادی است و بعد هم مشکلات دیگری را ردیف می کند. حقیقت هم این است که واقعاً مشکلات فراوانی سر راه ازدواج وجود دارد که نمی شود آنها را نادیده گرفت واز کنارش به اعتنا گذشت.

مشکل مالی و اقتصادی

قسمت عمده این مشکل از معضلات ساختگی جامعه ماست وحقیقتاً مشکلات ازدواج نیست اگر زندگی ها بر مبنای اسلام وفطرت انسانی استوار بود این مشکل وجود خارجی

نداشت یا بسیاراندک بود وکمتر جوانی پیدا می شد که به این خاطر نتواند ازدواج کند.

(*) بحارالانوار، علامه معلبی ج ۱۰۰ ص ۲۱۹)

۱- امداد های الهی : وعده خداوند: جوانان بدون همسر را همسر دهید. . . اگر فقیرباشند، خداوند با فضل و رحمت خود آنان را فغا و بی نیاز می کند. . . این وعده تضمین صریح روشن خداوند است وچه تضمینی مطمئن تر از تضمین خدا ؟؟! پیامبر اسلام می فرماید: کسی که از ازدواج را از ترس و فقر وناداری ترک کند همانا به خداوند گمان بد برده است زیرا خداوند می فرماید: اگر فقیر باشند خداوند با فضل و رحمت خویش آنان را بی نیاز می سازد. ۲- افتهای جدید ۳- تسهیلات ومزایای شغلی ۴- کسب اعتبار و آبروی بیشتر در جامعه ۵- وام های مخصوص ازدواج ۶- کم کردن تشریفات وخرجهای اضافی. مشکل دوم : ادامه تحصیلات علمی. برای رسیدن به درجات عالی تحصیل لازم است پسر و دختر تا حدود ۲۵ سالگی وحتی بالاتر تحصیل کنند وتحصیل کردن را با ازدواج وپذیرفتن مسوولیت زندگی مشترک مغایر وغیر عملی می دانند. این مشکل ومانع مانند بسیاری از موانع دیگر برسرراه ازدواج حقیقی وواقعی نبوده بلکه مصنوعی و ساختگی است وبا برنامه ریزی و حساب شده عمل کردن می توان به خوبی آن را برطرف کرد بلکه می توان از ازدواج نردبانی برای بالا بردن وپیشرفت در تحصیلات ومدارج علمی ساخت! مرد و زن مکمل یکدیگرند ودر کنار هر مرد موفق زنی شایسته بوده ودر کنار هر زن سعادتمند مردی لایق وجود داشته است. بسیاری از دانشمندان به خاطر همراهی و فداکاری همسرشان موفق به رسیدن به مدارج عالی علمی شده اند. دانشجویانی که می گویند باید صبر کنیم تا تحصیلاتمان را به جای برسانیم ومدرک تحصیلی مان را بگیریم وآنگاه کار کنیم وپولدار شویم وزندگی شخصیمان را روبه راه کنیم و سپس ازدواج کنیم باید توجه داشته باشند که با عقب انداختن ازدواج ممکن است دچار ناراحتیهای روحی و عصبی شوند و پس از گذراندن آن مراحل دیگر سلامتی وشادابی وحوصله ای نداشته باشند که زندگی سعادت مندانه ای تشکیل دهند واز آن لذت و بهره ببرند. راه حل ها: ۱- بیرون کردن این فکر که تحصیلات با ازدواج سازگار نیست از ذهن خود۲- نامزدی شرعی و قانونی ۳- کمک والدین به دختر و پسر ۴- جلوگیری از بچه دار شدن ۵- قناعت ۶- انجام کارها و امور زندگی به طور مشترک.

مشکل سوم: سنگ اندازی و اشکال تراشی بزرگترها و اطرافیان! برجوانان و نوجوانان دختر و پسر واجب است که به خیرخواهی و دلسوزی وصلاحدید ونظرات والدین توجه کنند واز تجربیاتشان استفاده ببرند و ممکن است آن چه را پدر و مادری قل فهمیده درخشت می بینند فرزندان نوجوان در آیینه نبینند اما در بعضی از موارد- متأسفانه- پدر و مادرانی وبزرگترها و اطرافیانی یافت می شوند که یا از روی خودخواهی وهوای نفس ویا از روی جهل و نادانی تیشه به ریشه فرزندانشان ونوجوانان وجوانان می زنند اینگونه افراد در امر ازدواج و انتخاب همسر نیز باعث مشکلات فراوانی برای نوجوانان وجوانان می شوند وگاهی آنان در طول زندگی وبرای یک عمر بدبخت می کنند مثلاً نظرات غلط خود را بر فرزندان تحمیل می کنند و آنان را مجبور می نمایند که با کسی که خودشان انتخاب کرده اند ازدواج کنند هر چند که فرزندان راضی نباشند و نپسندند.

 راه حل ها:۱- صحبت مستقیم با سنگ اندازها و اشکال تراشان ۲- قراردادن واسطه مشکل ۳- سربازی : در امر سربازی که حدود ۲ سال است مسأله اینان در ارتباط با ازدواج چه میشود؟ راحل ها: دراز مدت: مسئولین نظام باید قانون سربازی را طوری تنظیم کنند که سربازی به عنوان مانع و مشکل برسر راه ازدواج نباشد وحقوق و مزایای برای سربازی قرار داده شود که مخارج خود و همسرشان تأمین شود و . . .                 

 راه حل کوتاه مدت: ۱- نامزدی شرعی و قانونی ۲- شکونت در منزل والیدن زن یا مرد ۳- کمک پدر ومادران ۴- مسکن ۵- مشکلات طبیعی و . . . سخنی با بزرگترها: هنگامی که با جوانان دوباره ازدواج و تشویق آنان به این امر مهم وراه حل مشکلات وموانع ازدواج صحبت می شود میگویند: این مسایل باید به پدران و مادران وبزرگترها گفته شود که کمک کنند وراه را باز نمایند تا مسأله حل شود اما ما که آماده ازدواج هستیم … ! بنابراین لازم است با پدران ، مادران ، بزرگترها و همه کسانی که می توانند درباره ازدواج اقرا می کننددر این امر مؤثر باشند خداوند به بزرگترها می فرمایند: بی همسرانتان را همسر دهید. اما جوانان اگر مانعی بر سر راه ازدواجشان نباشد آماده ازدواجند.۱۲

آثار تربیتی ازدواج

ازدواج اولین گام یک فرد، برای ایجاد و تکوین زندگی مشترک با فردی از جنس مخالف است. چنانچه این گام در زمان مناسب و به شکل صحیح و سنجیده برداشته شود، کارکردهای مناسب و پیامدهای سازنده آن در طول زندگی مشترک ملموس خواهد بود. در این مقام، به برخی از آثار تربیتی ازدواج به طور گذرا اشاره می شود:

v     کمالات معنوی

علّامه محمّدتقی جعفری در پاسخ این سؤال راسل که چرا اسلام این قدر به ازدواج بها داده و آن را قانون قرار داده، گفته است: «اسلام با ازدواج می خواهد انسان واقعی به وجود آورد، و مسئله انسان و انسانیت مطرح است.»13

ازدواج در فرهنگ اسلامی، پیوندی مقدّس است که موجب حفظ دین،۱۴ افزایش ثواب عبادات،۱۵ و به وجودآورنده مودّت و رحمت است. ازدواج همچنین عاملی مؤثر در حفظ پاک دامنی و طهارت دل هاست. رسول گرامی(صلی الله علیه وآله)می فرماید:۱۶ هر کس می خواهد خدا را در حال پاکیزگی و طهارت ملاقات کند به وسیله ازدواج عفّت پیشه سازد.۱۷ به وسیله ازدواج، یکی از سرکش ترین نیروها یعنی غریزه جنسی، ارضا شده، میل به انحراف در انسان کاهش می یابد و در واقع، هوای نفس، که منشأ بسیاری از ناهنجاری هاست، تا حد زیادی مهار می گردد و مهار هوای نفس از یک سو، و رحمت و مودّت الهی که در ازدواج حاصل می شود از سوی دیگر، موجب کمال نفس و نورانیت دل می گردد; زیرا کسی که به طرف گناه و ناهنجاری نرود و مشمول عنایات الهی باشد، به نورانیت درون و قلب نایل می گردد.

 

v     عفّت و دوری از گناه

در اثر ازدواج غریزه جنسی، که یکی از قوی ترین غرایز انسانی است، در مسیر طبیعی خود قرار می گیرد و این پدیده به نوبه خود، موجب می گردد تا انسان از گناهانی که به خاطر میل جنسی انجام می دهد تا حد زیادی مصون بماند و هیچ گاه دامن خود را به روابط جنسی نامشروع، که از نظر دین جزو گناهان کبیره است، آلوده نسازد. همچنین ازدواج موجب می گردد تا انسان در مسیر کمال و خودسازی معنوی بیشتر قدم بگذارد و خود را از گناه دور سازد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)می فرماید: هر کس در آغاز جوانی ازدواج کند شیطانی که مأمور اوست فریاد می زند: ای وای! او دو ثلث دینش را از دسترس من حفظ کرد، و ثلث دیگر را هم می تواند با تقوا حفظ کند.۱۸

حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) همچنین درباره حفظ عفّت به واسطه ازدواج می فرماید: ای گروه جوانان! هر یک از شما که می تواند ازدواج کند، اقدام نماید; زیرا ازدواج موجب می گردد تا چشم و دامن انسان از گناه باز داشته شود و عفّت انسان حفظ گردد.۱۹

به گفته دانشمندان اخلاق، انگیزه اصلی گناهان و انحرافات اخلاقی و تربیتی، سه قوّه است: ۱٫ قوّه شهویه; ۲٫ قوّه غضبیه; ۳٫ قوّه وهمیه. این سه قوّه در مرز تعدیل خود، در وجود انسان برای دفع مفاسد و جلب ارزش ها لازمند. نیروی غضب برای دفاع و مبارزه با تجاوزات بیگانه، نیروی شهوات در مسیر طبیعی برای بقای نسل و لذت ها و تفریحات سالم، و نیروی وهمیه برای کسب امور عادی در حدّ طبیعی لازم است. ولی طغیان و یا تعطیل آنها موجب افراط و تفریط شده، انگیزه انحراف و فساد خواهد گردید. در قوّه شهویه، مهم ترین عامل تعدیل صحیح آن در شهوت جنسی، «ازدواج» است. ازدواج موجب کنترل این قوّه شده، آن را از تجاوز و طغیان باز می دارد. وقتی جلوی طغیان شهوات گرفته شود، زمینه برای کسب عفّت و دوری از گناه مهیّا می گردد و انگیزه گناه از بین خواهد رفت. غریزه جنسی مانند آب رودخانه، مایه حیات است. اگر در جلوی آن سدّی بسته شود و دریچه ای پشت سر آن قرار گیرد، آب های رودخانه، مایه حیات دام ها و گیاهان خواهد بود و جمع شدن آب نه تنها موجب ضرر و سیلاب نمی گردد، بلکه با باز کردن سد در هنگام نیاز به آب، می توان از آن استفاده بهینه و منطقی نمود. کنترل شهوات و ارضای آن از طریق ازدواج، مانند آب رودخانه و پشت سد، مایه حیات و به ارمغان آورنده عفت و پاک دامنی در جامعه است.۲۰

v     احساس مسئولیت

انسان تا وقتی تنهاست، بیشتر به فکر خود است و حرکت او به سوی بی بندوباری و هرزگی، چندان دور از انتظار نیست، بخصوص اگر دین نداشته باشد، احساس مسئولیت هم نمی کند; ولی اگر ازدواج کرد، فکر می کند که تنها نیست، بلکه پیش وجدان خود، مسئولیت زن و فرزند نیز را بر عهده دارد. از این رو، حرکت او به سوی بی بند و باری دشوار می نماید و ازدواج مانند سدّی در سر راهش، او را کنترل می کند.

شواهد بسیاری وجود دارد که جوانان بسیاری پس از ازدواج، سر به راه شده اند و سبک سری و بیراهه رفتن های گذشته را ترک نموده اند. این سخن نُقل مجالس شده است که جوانان ازدواج کرده در گفتار خود می گویند: «ما دیگر ازدواج کرده ایم و مثل سابق نمی توانیم به هر جا برویم. برای ما که زن و بچه داریم، عیب است به هر راهی پا بگذاریم.» این همان «احساس مسئولیت» است که به این صورت جلوه می کند. احساس مسئولیت پایه مراقبت و کنترل و دوری از هرزگی و اعتیاد و سایر انحرافات خواهد شد. احساس مسئولیت همان وجدان اخلاقی و «نفس لوّامه» است که نقش بسیاری در پاک زیستی و انضباط رفتاری دارد. وجدان اخلاقی و احساس مسئولیت در حقیقت، دادگاه کوچکی در درون جان انسان است. هنگام کار نیک، احساس آرامش درونی به وجود می آورد و روح انسان را لبریز از شادی و نشاط می کند، و هنگام خطا و جنایت، طوفانی از غم و اندوه در درون جان پدید می آورد. چنین احساسی قطعاً نیروی مهمی برای جلب سعادت و دوری از هرگونه انحراف است. آری، ازدواج صحیح، نقش سازنده ای در ایجاد چنین احساسی در انسان دارد.

آثار اجتماعی و روان شناختی ازدواج

v     آرامش و امنیت خاطر

مهم ترین نیازی که در پرتو ازدواج، برآورده و تأمین می گردد، نیاز به آرامش و امنیت خاطر است. این نیاز، که در سرشت انسان ریشه دارد، چنان قابل توجه است که خداوند منّان در قرآن کریم، ایجاد آرامش خاطر از طریق ازدواج را یکی از آیات خود معرفی کرده است.

بنابراین، همسر موجب آرامش خاطر و امنیت دل است، و جوان را که در اوایل جوانی با احساس تنهایی، بیهودگی و نداشتن پناهگاه عاطفی، دست به گریبان است، به جایگاه امن رهنمون می شود و موجب می گردد تا همسران با اتّکا به همدیگر در مقابل امواج و گرفتاری های زندگی مقاومت کنند و با امیدبخشیدن به همدیگر، به زندگی محبّت آمیز خود ادامه دهند.

امام رضا(علیه السلام)درباره فواید همسر شایسته می فرماید: «هیچ منفعتی بهتر از همسر شایسته نیست; همسری که وقتی انسان او را می بیند شادمانش گرداند و در موقع نبودن او، نگهدار ناموس و مالش باشد.»21یعنی در حضور او، به نوعی او را شادمان می کند و در غیبت او هم کاری می کند که اگر شوهر متوجه عمل او گردد شادمان شود.

v     تولید نسل

یکی از ثمرات بزرگ ازدواج، بقای نسل بشریت است که مطابق هدف آفرینش است. همسران جوان از طریق فرزنددار شدن موجب پیوند بین نسل ها می گردند و با پرورش فرزندان صالح و مؤمن، در اصلاح جامعه انسانی شریک می شوند و روح بندگی خالق متعال را، که هدف اساسی خلقت انسان است، در عرصه گیتی گسترش می دهند. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)می فرماید: «ازدواج کنید تا صاحب فرزند شوید. قطعاً من به زیادی شما در روز قیامت بر امّت های دیگر مباحات می کنم.»22 این نکته بسی واضح و روشن است که پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله) به صِرف زیادی جمعیت مباحات نمی کند، بلکه مباحات پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) به خاطر جمعیتی است که بندگی خدا کرده باشند و از طریق انجام وظایف دینی و انسانی، موجب آبادانی مادی و معنوی جهان گردند.

v     سلامت و امنیت اجتماعی

ازدواج و تأسیس کانون خانواده، برای سلامت و امنیت جامعه مفید است و زمینه ارتکاب جرم و بزه کاری را کم می کند. آماری که توسط محققان علوم اجتماعی ارائه می گردد مؤیّد این مطلب است. در یک تحقیق میدانی که بر ۵۰۰ تن از جوانان انگلستان انجام گرفت، این نتیجه به دست آمد که جوانان پس از ازدواج و تشکیل خانواده، کمتر به انجام اعمال مجرمانه روی می آورند و خلاف کاری و جرم در آنان کاهش می یابد، و در مقابل، افرادی که مجرّدند به اعمال خلاف و بزه کاری اجتماعی بیشتری روی می آورند و زمینه کارهای ناهنجار در آنان بیشتر است.۲۳

معیارهای انتخاب همسر

 منظور از معیارهای عمومی در انتخاب همسر آن دسته از معیارهاست که برای هر دو جنس مؤنث ومذکر قابل استفاده است و هر دو می توانند از آن برای انتخاب همسر استفاده کنند. بر اساس اهمیت و نقش آنها برای موفقیت در ازدواج واستحکام زندگی مشترک به ترتیب عبارتند از : ۱- هم کفو بودن ۲- جهان بینی و تدوین۳- مبح و حلال بودن ۴- سلامتی جسمی و روانی ۵- عقل و هوش ۶- اخلاق نیکو ۷- خانواده ۸- سن ۹- شناخت حقوق و وظایف زناشویی ۱۰- عامل ار- هاش خون ۱۱- همتایی و تناسب جسمی و جنسی ۱۲- توان تولید مثل ۱۳- سواد و تحصیلات ۱۴- طبقه اجتماعی ۱۵- عامل جغرافیایی.

تحقیقات برای ازدواج

 1- توکل به خدا و استعانت از او ۲- تمرکز بر معیارهای انتخاب همسر و خودشناسی ۳- بررسی احوال و صفات خویشان نزدیک شخص ۴- تحقیق از طریق خویشان ۵- از طریق دوستان نزدیک او ۶- از طریق معلمان و مدیران او ۷-  تحقیق از محل کار ۸- تحقیق از محیط خانوادگی واین موارد نام برده در این زمینه را می توان گفت آخرین مرحله در فرآیند تحقیق حائز اهمیت زیادی است زیرا در این مرحله ازدواج دختر و پسر با یکدیگر تأیید یا رد می شود برای دستیابی به این هدف آنها به اتفاق والدین وسایر افراد ذیصلاح باید نتایج حاصل از روش های مختلف تحقیقی برای شناخت فرد مورد نظر را جمع بندی کنند چنان چه معیارهای انتخاب همسر به طوری عاقلانه اولویت بندی شده باشد وبرآن اساس نتایج دگر شناسی و خودشناسی نیز منطبق وموافق با یکدیگر باشند در این صورت ازدواج دختر و پسر با یکدیگر ازدواج موفقی بوده و آنها زندگی مشترک خوبی خواهند داشت.

اهمیت و تشکیل خانواده

ازدواج و تشکیل خانواده روشی است که خداوند برای تنظیم زندگی انسان به آن دستور داده است این دستور ازآنرو صادر شده است تا نیازهای طبیعی انسان به طور مشروع وبا روشی سالم تأمین می گردد و از بحرانهای روحی و گسترش بیماری های جنسی و درگیریهای اجتماعی و اخلاقی پرهیز شود در اهمیت تشکیل خانواده همین بس که خداوند متعال این وظیفه را از سنت پیامبران آسمانی دانسته وفرموده است: وما پیش از تو پیامبرانی گسیل داشتیم وبرایشان همسران وفرزندانی قرار دادیم(تا نسل هدایتگران برقرار بماند) بنابراین انسان با ازدواج غرائز جنسی خود را مهار و آرامش روحی و روانی وخوشبختی خود را تأمین می کند وبرخوردهای سالم اجتماعی درسایه تشکیل خانواده حاصل می گردد زیرا آدمی با ازدواج وفرزند دار شدن به ارزش زحمات پدر و مادر پی می برد ولذت وزنیت بچه دار شدن و پدر ومادر شدن را کسب می کند.

اهل تنسیل( داشتن نسل)

 تداوم و استواری خانواده برفرزند داری بنا شده است زیرا یکی از اهداف زناشویی در تعالیم اسلامی فرزند داشتن است ودر احادیث از پیامبر و ائمه معصومین (ع) به همین معنا اشاره شده است در نظام اجتماعی و سیستم برنامه ریزی مسلمانان بنابراین اصل مورد غفلت قرار گیرد و همانطور که ازدواج باید مورد توجه جامعه قرار گیرد وجایگاه مناسبی در میان مسلمانان داشته باشد اصل تنسیل و تربیت کردن فرزند و تحویل جامعه دادن نیز باید مورد عنایت قرار گیرد.

زمینه های طبیعی تشکیل خانواده

 نهاد خانواده مانند یک شرکت تجاری، اداری یا صنعتی نیست که در آن چند نفر برای رسیدن به منافع مشترک گرد هم می آیند وشرکتی را به وجود می آورند خانواده یک نهاد طبیعی ولازمه ی خلقت انسان است وبرون این نهاد حیات وتکامل انسانی با خطر جدی روبه رو می شود به عبارت دیگر تشکیل خانواده زمینه های طبیعی دارد واین زمینه ها زن و مرد را به هم نزدیک می کنند و سبب شکل گیری خانواده می شوند . زمینه اول – نیاز جنسی: ابتدای ترین زمینه ی شکل گیری نهاد خانواده نیاز جنسی مرد وزن به یکدیگر است این نیاز که احساس آن از دوران بلوغ آغاز می شود اولین کشش وجاذبه را میان زن و مرد ایجاد می کند زمینه دوم- نیاز به آرامش و انس روحی با همسر: نیاز برتری که زن و مرد را به زندگی با یکدیگر فرا می خواند آرامشی است که بدین وسیله به دست می آید این آرامش تنها با بودن در کنار همسر حاصل می شود وراه دیگری برای دست یابی به آن نیست تجربه های روان شناختی گویای آن است که توانایی زن نسبت به مرد در ایجاد سکونت وآرامش بیشتر است و مبرا آرامش در خانواده اوست. زمینه سوم- رشد و پرورش فرزندان: خانواده بستر رشد وباگندلی فرزندان است و هیچ نهاد دیگری نمی تواند جایگزین آن شود ثمره پیوند زن و مرد وتحکیم بخش وحدت روحی آنهاست. زمینه چهارم- نیاز به رشد معنوی و اخلاقی: عالی ترین زمینه برای تشکیل خانواده نیاز به فرصتی مناسب برای رشد معنوی، اخلاقی، اجتماعی زن و مرد وفرزندان است جوان با تشکیل خانواده زمینه های فساد را از خود دور می کند مسئولیت پذیری را تجربه می نماید مهر وعشق به همسر و فرزندان را در خود می یابد هدفدار وبا انگیزه می شود احساس استقلال وشخصیت می کند و زندگی برای او معنای جدی تری می یابد.۲۴

 

پى نوشت ها

۱٫ Coninger, s.c. (1996). Personality: Description, dynamics, and development, (Newyork: W.H. Freeman & copany.)

۲ـ محمّدصادق مهدوى، بررسى تطبیقى تغییرات ازدواج، تهران، شهید بهشتى، ۱۳۷۷، ص ۳۱٫

۳ـ باقر ساروخانى، دائره المعارف علوم اجتماعى، تهران، کیهان، ۱۳۷۰، ص ۲۳٫

۴ـ غلامعلى افروز، مبانى روان شناختى ازدواج در بستر فرهنگ و ارزش هاى اسلامى، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۱، ص ۵٫

۵ـ «ما بُنىَ فى الاسلام بَناءٌ اَحَبُّ اِلى الله ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ اَعَزَّ مِنَ التّزویج» (محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفا، ۱۴۰۳ ق، ج ۱۰۰، ص ۲۲۲، باب ۱، ح ۴۰٫)

ارسال نظر