X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

ازدواج

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مقدمه:

ازدواج به صورت متعارف  عملی  است که پیوند بین دو جنس مخالف را بر پایه روابط پایای جنسی  موجب می شود. بنا بر این رابطه دو فرد  از یک جنس چه به طور موقت و چه دائم ازدواج خوانده نمی شود . از سوی دیگر در تعریف ازدواج روابط جسمانی بین دو انسان از دو جنس مخالف به خودی خود کافی به نظر نمی رسد چه ازدواج مستلزم انعقاد قراردادی اجتماعی است که مشروعیت روابط جسمانی را موجب گردد . در راه  تحقق ازدواج باید شاهد تصویب جامعه نیز باشیم .

 

مقدمه:

ازدواج به صورت متعارف  عملی  است که پیوند بین دو جنس مخالف را بر پایه روابط پایای جنسی  موجب می شود. بنا بر این رابطه دو فرد  از یک جنس چه به طور موقت و چه دائم ازدواج خوانده نمی شود . از سوی دیگر در تعریف ازدواج روابط جسمانی بین دو انسان از دو جنس مخالف به خودی خود کافی به نظر نمی رسد چه ازدواج مستلزم انعقاد قراردادی اجتماعی است که مشروعیت روابط جسمانی را موجب گردد . در راه  تحقق ازدواج باید شاهد تصویب جامعه نیز باشیم .

 

عوامل موثر بر گزینش همسر :

 

۱- جغرافیا

۲- ویژگی های جسمانی

۳- اجتماعی

۴- همسانی هوشی

۵- همسانی رفتاری و منشی

 

ازدواج – جوانان و والدین

 

ازدواج را نتیجه یا آمیزه ای از عقل،‏ تجربه و احساس شخصی می دانند . والدین و بزرگترها مظهر گرایش اولی و عشق  اوج احساس شخصی است . شاید کمتر ازدواجی را بتوان سراغ گرفت که در آن هم مظاهر عالی عشق به چشم خورد و هم با تمامی معیارهای خود مصلحت سازش یابد . ولی باید توجه داشت که این دو جنبه با شدت و ضعف خاص خود باید در هر ازدواج وجود داشته باشد . آنان که فقط به توسن علایق فردی و احساسات مجال دهند به زودی با سرمای سخت  زمستان واقعیت مواجه شده و خواهند لرزید  نیز آنانی که ازدواج را به عنوان یک سودا یا کسب و به طور کلی مصالح مادی دیدند باز سخت در اشتباهند .

 

ازدواج در ایران امروز

 

 

دگرگونیهای سریع چون پیدایش شهرهای بزرگ  مهاجرت وسیع روستائیان به شهر و گسترش وسائل ارتباطی بروز تغییرات همه جانبه ای را در انتخاب همسر موجب گردیده است :از طرفی آنچه را که از قبل محدوده های جغرافیایی می خوانند یعنی محدوده هایی تنگ که دایره گزینش همسر رامحدود می نمود شکسته شد، از طرف دیگر فضاهای محدود انسانهای بیشتری را به خود گرفت آن چنان که در طول قرون هیچگاه چنین تراکمی دیده نشده بود . همچنین منافذی در محدوده های شغلی به وجود آمد : پیدایش ملاکهای دیگری در کنار معیارهای سنتی ارتقا چون سن جنس و انتخاب خانوادگی بابهای تازه ای در مشاغل گشود . انتخاب شغل جانشین وراثت حرفای گردید . همه این عوامل و بسیاری دیگر پیوند انسانها را آن چنان که در طی قرون دیده

بودیم ساختی دیگر بخشید . انسانها به صورتی دیگر پیوند بستند با انسانهایی دیگر وصلت گزیدند و در این وصلت نقش و دست طرفین اصلی (که سرنوشتشان در گرو آن قرار داشت ) آشکار تر دیده شد.

 

همسر گزینی در ایران

 

به نظر می رسد اولین شاخص همسر گزینی در ایران انجام آن با دخالت خاص والدین است.در ازدواج ایران نقش والدین بیش از جوامع صنعتی به چشم می خورد به طوری که هنوز می توان گفت خانوادهایرانی (مخصوصا در نقاطی که کمتر با فرایند تجدد آشنا شده اند )یکی از وظایفیا کارکردهای خود را در گزینش همسر برای فرزند یا فرزندان خود می داند . در چنین شرایطی ازدواج گرایش به سوی اهداف اجتماعی می یابد :مصالح اجتماعی بر سعادت زوجین اولویت میابند. در متن چنین نظامی روشهای گزینش همسر نیز ویژه اند :اهم این روشها خواستگاری است که هنوز با صوری بالنسبه تعدیل یافته در ایران معاصر به چشم می خورد . در فرایند ازدواج ایران همسر یابی و گزینش همسر آرام آرام از یکدیگر منفک می شوند . به طوری که جوانان به مرور در جریان مرحله اول (همسر یابی )فعال تر می شوند . اما به هنگام اتخاذ تصمیم نهایی که مستلزم ارزیابی و داوری است کار والدین و بزرگترها آغاز می شود . بی هیچ شبهه در جریان گرایشی به سوی آزادی بیشتر زوجین جوان از قیمومیت بزرگترها و والدین هستیم اما چنانچه این رهایی صورتی افراط آمیز یابد ازدواج ایران نیز در همان ورطه گزینش همسر در جوامعی می افتد که جوانانش از نسلهای پیشین جدا شدند. در نتیجه آنچه دیالکتیک عقل و احساس در گزینش همسر خوانده ایم از بین می رود . حتی در صورت کاهش نقش والدین در گزینش همسر در افراطی ترین صور آن تاثیر والدین به صورتی غیر مستقیم در ازدواج جوانان پا بر جاست .

 

انتخاب همسر از دیدگاه فرهنگی

بر رسی همسانی یا نا همسانی دو همسر از دیدگاه فرهنگی با معیارهای گوناگونی امکان پذیر است . بررسی خواسته ها تمنیات و به طورکلی جهان بینی انسانها می توتنند ضوابطی از این نظر باشند .ارتقای زن از نظر تحصیل  پیوند او با مردانی دارای تحصیلاتی بالاتر همبستگی فوق العاده تحصیلی در زوجین و پیوستگی اعجاب انگیز تحصیل و منزلت شغلیبار دیگر یاد آور این نکته است که مکانیزم گزینش همسر در داخل بافت اجتماعی کارکردهایی درست در جهت نظام کلی اجتماعی به عهده می گیرد بدین ترتیب چگونگی گزینش همسر باید در چارچوب این نظام کلی تبیین گردد .بی هیچ شبهه می توان پذیرفت هر جا شکاف سنی بین زوجین دیده شودحیات خانواده لزوما در معرض خطر نیست. زیرا عواملی بسیار خانواده را ساخته قوام می بخشند

 

ملاکها و معیارها برای انتخاب همسردر ایران امروز

در جامعه ما ایران در سالهای اخیر شاهد یک نا همگونی بین فرهنگ و مد  در باره ملاکهای انتخاب همسر هستیم . چنانچه از شواهد امر پیداست هر ساله مدهایی برای همسریابی مطرح می گردد که پایه و اساس ایرانی ندارد و با آنچه فرهنگ و مذهب نامیده می شود دچار یک فاصله نسبی است. در واقع ملاکها و ارزشها برای انتخاب همسر  عمق و ارزش خود را تا حدی از دست داده است . البته اگر چنین مسئله ای را عمومیت دهیم با دیدی بد بینانه به جامعه و به تبع آن فرهنگ نگاه کرده ایم . اما آنچه که نگران کننده است بازار داغ مدهای بی پایه و اساسی است که گاه از آنها به عنوان غربزدگی یاد می شود که البته این نیز دیدگاهی افراطی است .  اما هر چه که هست – مد یا فرهنگ غرب ویا عدم آشنایی جوانان با امری چون ازدواج و خانواده – مسئله ایست نگران کننده که لا اقل گریبانگیر شهرهای بزرگی چون تهران است . این مسئله نه تنها در میان شهرهای بزرگ رواجی تقریبی پیدا کرده بلکه به جامعه تحصیلکرده چه در شهرهای بزرگ و چه در شهرهای کوچک نیز کشیده شده است .

 

خانواده و اشتغال زن

اشتغال زن با ایجاد دگرگونیهای بنیادی در ساخت شغلی جامعه  نظام ارزشهای سنتی  توزیع تقشها و پایگاههای زن و مرد  بر روابط زن و شوهر چه آثاری بر جا گذاشته است؟ آیا این آثار در جهت ثبات خانواده و یا تضعیف آن به کار افتاده است؟ خروج بی سابقه زن و با ابعادی گسترده تا چه حد بر سرنوشت کودکان تاثیر نموده و ایت تاثیر در چه جهتی اعمال گردیده است؟ آیا به راستی خانواده های امروز- ان طور که بسیاری از محققان گواهی می دهند- با پدیده اشتغال زن و تعداد نقشهای وی پس از برخورد با رقبایی تازه نظیر مدرسه و وسایل ارتباط جمعی رسالتهای دیرین خود را در برابر فرزندان از دست داده اند؟

گرایش زن به سوی اشتغال بیش از همه بر خانواده اثر می نهد و روابط زن و شوهر و فرزندان را دگرگون می سازد. وقتی اشتغال روزافزون زنان را به کارهای خارج از خانه را در نظر می گیریم توجه ما معمولا متوجه زیانهایی می شود که از این راه به کودکان می رسد ولی اثرات ناگوار این وضع را بر روحیه مردان مورد توجه قرار نمی دهیم. در نهایت چین به نظر می رسد که گویی دست کم در مرحله ای خاص از تکوین جامعه اثرات اشتغال زن در نظریه های کارکردگرا از نظر پارسنز به نحوی دیگر تجلی می نماید که جامعه شناس معروف آمریکایی را به چنین نتیجه گیری وا می دارد:

 

    \”شوهر- پدر با داشتن شغل و درآمد وظیفه یا یک دسته از وظایف را بر عهده دارد که از نظر نظام خانواده اش اساسی است. بر حسب اهمیت شغلی او در خانواده است که در نظام جامعه شوهر-پدر را رهبر اصلی خانواده می دانیم. اگر زن ازدواج کرده شغل نان آور را برعهده گیرد خطر رقابت با شوهرش به میان می آید. مساله ای که برای وحدت و هماهنگی خانواده زیان آور است.\”

 

غیبت مادر از خانه و خلا ناشی از آ ن نمی تواند دور از نظر جامعه بماند و لذا پیدایی سازمانهای مکمل از جانب دولت و حتی بخش خصوصی آغاز می گردد. آثار اجتناب ناپذیر کار زن بر روابط او با شوهر و مخصوصا فرزندان با آثاری که اشتغال زن بر سرنوشت خودش بر جای می گذارد پیچیدگی بیشتری می یابد. در واقع زنان در عین اینکه می خواهند در تامین معاش با مردان رقابت کنند از تشکیل غائله نیز نمی توانند غفلت کنند. بدین جهت در عین حال ناچارند کار دو نفر را انجام دهند اگر اشتغالات بیشتری نیابند.

 

اشتغال زن و خانواده در ایران

اشتغال زنان در فعالیتهای اقتصادی خارج از چارچوب خانوار که در طی چند دهه گذشته و به ویژه در جامعه های شهری بسیاری از کشورها متدرجا اهمیت یافته مسائلی را مطرح کرده است که به دلیل اهمیت موضوع پژوهش های متعددی قرار گرفته است. در کشوری مانند ایران گرایش زنان به اشتغال همگام با دسترسی آنان به سازمانهای آموزشی(مدارس و دانشگاهها) در طی مدتی بالنسبه کوتاه در اغلب شهرهای بزرگ شدت یافت. اما از اجا که این امر با شتاب زدگی در میان برخی گروهها مطرح گردیده و در عین حال شرایط اجتماعی-فرهنگی جامعه در خیلی از امور پویایی متناسب با آن را نداشته است اشتغال زنان از سویی با مسائل حاد- در برخی از موارد-مواجه گردید و از سویی دیگر اختلاف عقیده را در میان توده های مختلف مردم موجب شد.

 

زن و جامعه فرهنگی – مردسالاری – در فرایند توسعه

ایران را کشوری در حال گذار از توسعه نیافتگی به توسعه یافتگی می دانند. حتی گاهی این واژه را قبول نکرده اند و آن را کشوری توسعه یافته – لااققل در منطقه – دانسته اند . از آثار و دستاوردهای توسعه می توان به حضور زنان در جامعه اشاره کرد . در جامعه ای مانند ایران زنان همواره تحت تاثیر فرهنگ و موقعیت خاص خود از نظر دینی – فرهنگی قرار گرفته اند . جامعه ایران جامعه ای است مرد سالار که نمودهای عینی آن کاملا واضح است . به علاوه ی  مرد سالاری در ایران نهاد خانواده از جایگاه خاص و ویژه ای بر خوردار است که مرکز و کانون آن زن است. زنان نقش مهمی در انسجام و یکدلی و پیو ستگی خانواده دارند.

 

در طی فرایند توسعه در دهه های اخیر  شاهد حضور زن (به عنوان نیمی از افراد جامعه )در عرصه های فرهنگی اجتماعی سیاسی و اقتصادی بوده ایم . زنان با پشتوانه شعارهایی که از دل جهانی شدن و توسعه بر می آمد وارد عرصه اجتماع شدند به طوریکه حتی بسیاری از مشاغل را در اختیار  گرفتند .

 

این عدم هماهنگی بین فرهنگ جامعه و فرهنگ نفوذ یافته در جامعه موجبات سختیهایی را برای زن و البته مرد به وجود آوردکه عواقب وخیم آن را نیز گاه در دادگاهها و دادسراها می بینیم .

 

این مسئله وقتی مهم  تر می شود که زن علاوه بر کار بیرون مشغول به تحصیل هم باشد . در طی چند مصاحبه با دانشجویان دختر دانشکده الهیات که ازدواج کرده بودند به این مسئله بر خوردیم که اگر چه مردان جوان امروز به این مسوله واقف شده اند که باید تقسیم کاری عادلانه در خانه صورت بگیرد اما وجهه بیرونی  این امر چندان خوشایند نیست .چرا که هنوز از جانب خانواده و جامعه یک امر عمومی و مورد پذیرش تلقی نمی شود و در واقع بسترهای اجتماعی آن هنوزآماده نگشته است .

 

عوامل فرهنگی

مهمترین عاملی که در ازدواج نقش مؤثری دارد، عامل فرهنگی است.چه بسیار خانواده هایی که به علت ناهماهنگی در زمینه های مختلف فرهنگی وضع نابسامانی دارند و یک عمر را ناشاد و ناراحت می گذرانند. عوامل فرهنگی ابعاد مختلفی دارد که مهمترین آنها عبارت اند از:

۱- دین و مذهب؛ تشابه در اعتقاد

۲- آداب و رسوم ؛ تشابه در مراسم مختلف

۳- لباس پوشیدن و آراستن ظاهر؛

۴- سنت ها؛

۵- اعتقادات و باورها.

در این فصل نقش هر یک از عوامل مذکور در رابطه با ازدواج و همسر گزینی بیان می شود.

الف)دین و مذهب در رابطه با ازدواج

 

ازدواج دانشجویی

در آغاز تعدادی از دانشگاهها از جمله شهید بهشتی تهران و دانشگاه زاهدان و… پذیرای این طرح که ازطرف یکی از اساتید دانشگاه تهران پیشنهاد شده بود، شدند و پس از مدت کمی با توجه به استقبال گسترده خانواده ها و خصوصا دانشجویان دانشگاهها از این مراسم، در اکثر دانشگاه ها به اجرا در آمد.در حال حاضر ازدواج های دانشجویی بیشتر شکلی سمبلیک و نمادین به خود گرفته اند و اغلب شرکت کنندگان دراین مراسم ها، مراسم ازدواج خود را مفصلا و با همان شکل و ترتیب سابق برگزار می کنند و در واقع هزینه مضاعفی را دراین راه خرج می کنند. طبق گفته طراحان این طرح دانشجویی قرار بر این بود که برای یک زوج دانشجویی فقط همین مراسم ازدواج باشد، نه اینکه این مراسم هم باشد! براساس آمار در حال حاضر بیش از ۳ میلیون دانشجو در سراسر کشور مشغول به تحصیل اند، همچنین براساس آمار ستاد ازدواج دانشجویی از ابتدای برگزاری این برنامه تاکنون، یعنی مدت زمان ۹ سال، ۱۴۰ هزار زوج در این برنامه حضور یافته اند و از این تعداد در بهترین وضعیت آن تنها ۳۸ درصدشان دانشجو بودند و باقی افراد غیردانشجو بوده اند. در مورد طلاق در این نوع ازدواج ها آمار و اخبار متناقضی دیده می شودکه رئیس ستاد ازدواج دانشجویی اعلام کرده است که بر اساس آمار سازمان ثبت احوال نرخ طلاق بین ازدواج های دانشجویی کمتر از ۷%  بوده است .

 

 

به نقل از  گزارش خبر گزاری مهر رییس ستاد ازدواج دانشجویی گفته است : در تحقیقی که دو تن از اساتید دانشگاهی انجام داده اند، مشخص شده است از ۵ هزار واقعه ازدواج دانشجویی که به طور تصادفی از میان ۱۳۰ هزار واقعه ازدواج دانشجویی انتخاب شده بود فقط ۲۷ مورد طلاق به ثبت رسیده است.

 

طرز فکر و دیدگاه مشترک

آنچه که برای یک ازدواج زنده، حیاتی تلقی می شود ، طرز فکر یکسان و دیدگاه مشترک بین افراد است . طرز فکر هریک از ما با توجه به سن ، نوع فرهنگ وسطح تحصیلات رسمی یا غیر رسمیمان شکل می گیرد. با این تعبیر بسیار طبیعی است که نوع نگرش یک انسان پنجاه ساله با انسانی بیست ساله تفاوت اساسی داشته باشد. مشابه بودن سطح تحصیلات دردانشجویان به علت نزدیک بودن میزان بهره ی هوشی و شیوه نگرش آنها به محیط پیرامون ، به شیوه ای معمولی یا انتزاعی می تواند به موفقیت یک ازدواج کمک می کند ، اما عاملی اساسی تر در این مورد فرهنگ است .

دانشجویانی که با فرهنگ های متفاوت و تجارب گوناگون تصمیم به ازدواج می گیرند باید به طور جدی متوجه پیشینه خانوادگی و فرهنگی مختلف و احتمالاً متناقض با شرایط طرف مقابل خود باشند . این بهترین راه برا ی پیشگیری از وضعیتی است که زوج جوان با مراجعه به مراکز مشاوره اظهارمی دارند : همسرم مرا درک نمی کند! گاهی برخی جوانان در ابتدا متوجه تفاوتهای خود به لحاظ خانوادگی ، شخصیتی ، عقیدتی و… با مورد انتخاب شده خود هستند اما به دلیل علاقه کورکورانه ، که فقط از روی احساس بدون پایه عقلی و منطقی ایجاد شده ، با ساده اندیشی گمان می کنند می توانند تفاوتها را در سایه \” عشق\”  تنها  به اشتراک تبدیل کنند.

. ازدواج ، برخورد دو فامیل ، دو خانواده و دو منطقه است . نادیده گرفتن خانواده ها ، نظرات و خواسته های منطقی آنان بزرگ ترین بی تجربگی جوانان محسوب می شود. اما آیا واقعاً هیچ راهی برای انتخاب همکلاسی به عنوان شریک زندگی نیست؟ آیا تمام ازدواج های دانشجویی خطا و برمبنای احساسات وعواطف گذرا و نامعقول شکل می گیرد؟

 

 

 

 

 

مقایسه دو دانشکده الهیات و پزشکی و بررسی مشکلات انتخاب همسر

 

دانشکده الهیات

دانشجویان این دو دانشکده دو تیپ افراد متفاوت با موقعیتهای متفاوتند. در دانشکده الهیات در طی مصاحبات صورت گرفته به این نتیجه رسیدیم که دختران آن دانشکده چندان مایل نیستند که با پسری در دانشکده خود رابطه داشته باشند و ازدواج کنند در حالیکه در دانشکده پزشکی در دختران این تمایل وجود دارد . دختران در دانشکده الهیات مسئله شغل و آینده شغلی را عنوان می کنند و می گویند این رشته از نظر آینده شغلی جای امیدی ندارد و مرد به عنوان نان آور زندگی نمی تواند زندگی خوبی را برای خود و خانواده تا مین کند . در این رشته و در این مقطع امکان پیدا کردن شغل بسیار کم است.

اما در میان پسران دانشکده الهیات این مسئله چندان مطرح نیست و برای ازدواج با دختری از دانشکده خود چندان مشکلی ندارند چون دختران در جامعه ما وظیفه کار کردن را ندارند . در ضمن از نظر خانه داری نیز می توانند از عهده اش بربیایند چرا که رشته آنها سخت نیست و نبود بازار کار هم چندان مهم نیست .

 

دانشکده پزشکی

دختران تمایل دارند که همسرشان موقعیتی مثل خودشان داشته باشند . یک دختر پزشک نمی تواند با هر مردی در هر موقعیتی ازدواج کند . آنها چندین سال درس می خوانند و تلاش می کنند که پزشک شوند پس مطمئنا به فکر کار کردن و استفاده از موقعیت خود هستند . پس کسی که با آنها ازدواج می کند چه بهتر است که پزشک باشد چرا که بهتر متوجه سختی ها می شود .

اما پسران در دانشکده پزشکی تمایلی ندارند که با دختری هم رشته خود ازدواج کنند . بر خلاف این تصور که آنها بر اساس منافع مالی با کسی هم رشته خود ازدواج می کنند . پسران بر این باورند که دختری که این همه درس خوانده پس می خواهد خارج از خانه به کار مشغول شود پکار پزشک هم یک کار سخت است پس آن زن نمی تواند هم در خانه به خانواده اش برسد و هم در بیرون از عهده کار چنین سختی براید .این در حالی است که پزشکان زن ما که شاغل هم هستند گاهی بسیار موفق تر از زنان خانه دار عمل می کنند. و این تفکر بیانگر نوعی فرهنگ ایرانی است که از دیر باز مرد را سالار می دانسته و توقعاتی را در ذهن او به وجود آورده است .

 

منبع : پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان 

ارسال نظر