X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

انقلاب مشروطیت و ارزش ها

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

در برخی از مقاطع تاریخ تحولات در ایران، به دلایلی از جمله تغییر قدرت، بازنگری ارزش ها آغاز و در واقع زمینه برای کسب ارزش فراهم شد.در این میان نقش صاحبان قدرت که رهبران سنتی و یا رهبران تحمیلی بودند، قابل توجه بود. ضمن اینکه روابط بین الملل نیز می توانست به عنوان زمینه ای قوی ، موثر باشد.

انقلاب مشروطیت و ارزش ها

در برخی از مقاطع تاریخ تحولات در ایران، به دلایلی از جمله تغییر قدرت، بازنگری ارزش ها آغاز و در واقع زمینه برای کسب ارزش فراهم شد.در این میان نقش صاحبان قدرت که رهبران سنتی و یا رهبران تحمیلی بودند، قابل توجه بود. ضمن اینکه روابط بین الملل نیز می توانست به عنوان زمینه ای قوی ، موثر باشد.

لحظه آغاز بازنگری ارزش ها را نمی توان به طور دقیق تعیین کرد اما می توان نقاط عطف مهمی را که سبب بازنگری ارزش ها شده اند، یافت. با توجه به شواهد در تاریخ، هرگاه از قدرت حکومت کاسته شده است، تعداد روزنامه ها افزایش یافته است.

به عنوان مثال\”تعداد روزنامه ها هنگامی که امضای فرمان مشروطیت از سوی مظفرالدین شاه صورت گرفت، افزایش داشته و با آغاز سلطنت محمد علی شاه روند رو به صعودی را طی کرده و پس از آن نیز بسیار چشمگیر افزایش یافته است. با قدرت نمایی محمد علی شاه و به توپ بستن مجلس و اعدام دو روزنامه نگار، صعود سریع مذکور تبدیل به نزول سریع تر شد اما مجددا با خلع محمد علی شاه و پیروزی مردم منحنی دوباره روند رو به صعودی را طی کرد. با اتمام این دوره و حکومت دیکتاتوری ناصر الملک تعداد روزنامه ها به چیزی حدود ارقام قبل از مشروطیت نزول کرد.\”

پس هرگاه قدرت حکومت به هر دلیلی کاهش یافته، تنوع انتشار روزنامه در ایران نیز وسعت پیدا کرده است.

در مقطع تاریخی مورد بررسی که با سقوط حکومت استبدادی محمد علی شاه آغاز و با پذیرش اولتیماتوم روسیه و شروع حکومت مطلقه ناصرالملک پایان یافته است، چنین وضعیتی کاملا مشهود می باشد.دکتر رضوانی تاریخ نگار مطبوعات عصر قاجار این دوره را \”عصر طلایی روزنامه نگاری ایران\” نامیده اند.

بررسی شرایط اجتماعی ایران آن عصر، کار بسیار دشوار و سنگینی است اما چون روزنامه ها با توجه و متاثر از شرایط اجتماعی آن دوره می باشد، نگاهی اجمالی به شرایط آن مقطع می تواند مفید واقع گردد.

مظفرالدین شاه از همان آغاز تاج گذاری نگرشی منفی و خصومت بار نسبت به مشروطه و روزنامه نگاران داشت. در همین زمینه دکترحمید مولانا می نویسد: \” اولین نشانه دشمنی محمد علی شاه با مجلس و مطبوعات موقعی آشکار شد که در تاجگذاری خوداعضای هیچ یک از این دو رکن اساسی حکومت مشروطه را دعوت نکرد.

یادآوری می شود که در نخستین سال سلطنت محمد علی شاه تعداد ۸۶ روزنامه در داخل کشور شروع به انتشار کرده و این رکورد بسیار جالبی است.البته در دوره انقلاب مشروطه هیچ کتاب یا رساله ای به وجود نیامد و تنها جراید و مطبوعات رشد داشتند.

در اوایل مشروطیت امکانات چاپ در انحصار دولت بود همچنین وزارت انطباعات نظارتی سخت بر مطبوعات داشت و امتیاز مشروطه باید به دستخط مظفرالدین شاه صادر میشد.در نتیجه روزنامه نگاران و آزادیخواهان وضعیت نا مطلوبی داشتند. اما تبلیغات و مبارزات آنها هر چند به سختی در روزنامه ها تمرکز داشت.

در زمان آغاز سلطنت محمد علی شاه در مطبوعات حریم شاه حفظ میشد اما به تدریج به طور مستقیم و غیر مستقیم انتقاد از شاه و دربار آغاز شد.مقالات انتقادی چاپ شده در روزنامه ها بسیار مورد استقبال عموم قرار گرفت و افرادی که کم و بیش سواد داشتند، آنها را می خواندند.

البته در جریان انقلاب مشروطه شب نامه هایی از سوی بست نشینان حرم عبدالعظیم منتشر می شد که منتشر کنندگان انها از اینکه مردم به جای تلاوت قرآن به خواندن روزنامه ها روی آورده اند اظهار نگرانی کردند.

جامعه درآستانه انقلاب مشروطیت ایران به نظر سیاحان خارجی مناسب نبوده و در باره وضع شهر های ایران نشانه هایی از فقر جامعه ترسیم شده. به عنوان نمونه یکی از توریست های خارجی به نام ن.پ مامنتوف در سال ۱۹۱۰ درباره شهر تهران چنین نوشته است: تهران به استثنای یکی دو میدان و پنج شش خیابان، بقیه کوچه ها نمونه ای از یک ده بزرگ را نشان می دهد که اصلا شبیه شهری که لایق داشتن نام پایتخت ایران باشد نیست…از دیگر سو نبودن امنیت و نظم و ترتیب عمومی اقتضا می کند که خانه ها به قلعه یا حصاری کوچک مبدل گردد.

اعتیاد به تریاک در میان بسیاری از ایرانیان متداول بود و خرید و فروش آن به راحتی صورت می گرفته است.

فعالیت های صنعتی در آن دوره بسیار ناچیز ولی فعالیت های بازرگانی رونق داشته اند و روس ها سهم عمده ای در این زمینه داشتند.احمد اشرف درباره سرمایه گذاری های روسیه،حدود ۵ سال پس از پایان دوره مورد بررسی می نویسد: در این میان فعالیت سرمایه داران روسی، هم به لحاظ وسعت سرمایه گذاری و هم از نظر تنوع و هم از نظر گستردگی فعالیت های آنان در سراسر استان های شمالی کشور، از آذربایجان تا خراسان از اهمییت خاصی برخوردار بود. به ویژه آن که روس ها در شمال کشور سرمایه گذاری وسیعی در شیلات با حدود ۴۲۰۰ کارگر، در صنایع چوب با۳۰۰ کارگر، در ساختمان راه و راه آهن با ۳۳۰۰ کارگر روسی وتعدادی کارگر ایرانی … داشتند.(اشرف:۱۳۵۹،۱۰۰     به نقل از محسنیانراد،۱۱۲:۱۳۷۵)

اطلاعات مذکور نشان می دهد که روسیه علاوه بر منافع سیاسی، دارای منافع اقتصادی مهمی در ایران بوده که مشروطیت می توانسته آن را به خطر بیندازد.

آن زمان بخش اعظم جمعیت ایران را ایلات و عشایر تشکیل میدادند .نیمی از جمعیت یعنی زنان جامعه عملا نقشی در تحولات اجتماعی نداشتند . یک جمله معروف مصداق این حرف است، در آن زمان گفته میشد که هرکس پسر ندارد، چشمش نور ندارد! و به طور کلی ارزش مرد در مقایسه با زن به طور خیلی زیاد و قابل محسوسی متفاوت است.

در مورد میزان باسوادان ایران زمان مشروطه، باید گفت تعداد آنها بسیار کم بوده، به طوری که گفته شده:در میان یکهزار و پانصد تن، تنها یک نفر خواندن و نوشتن می داند. خط ملای ده را کسی نمی تواند بخواند.بسیاری از افراد نام شهر چند فرسنگی خود را به جزآن شهرهایی که آرامگاه بزرگان دین است،نمی دانند.

یکی از مشخصه های بارز دوره مورد بررسی، تعدد روزنامه ها است.طی ۸۹۱ روز مورد بررسی ۸۶۰ روزنامه جدید در نقاط مختلف کشور آغاز به انتشار نمود یعنی به طور متوسط به فاصله هر ۱۱ روز، روزنامه جدیدی متولد می شد.عمر بسیاری از آنها کوتاه بود و هر کدام مربوط به یک حزب خاص بودند و ارزش های آن را تبلیغ می کردند. همچنین هر کدام از آنها به دلیل ویژگی های هر فرایند ارتباطی، دارای کنش متقابل با رویدادها و مشخصه های اجتماعی بودند.

سایه هایی ازسیمای جامعه مورد بررسی و ارزش های آن را می توان در سر مقاله های روزنامه های تازه انتشار یافته دوره مورد بررسی نیز مشاهده کرد.

به همین منظور از روش تحلیل محتوا استفاده شده است و به بررسی سر مقاله های شماره های اول روزنامه های دوره مشروطه اقدام گردیده است.

وطن به صورت یک واژه مستقل ارزشی است که بیش از هر ارزش دیگری در سرمقاله های روزنامه های مشروطیت آمده است . در واقع چنین به نظر می رسد که انقلاب مشروطیت با تکیه بر ارزش هایی چون وطن پرستی، ملیت و قومیت از یک سو و حفظ حرمت اسلام از سوی دیگر ونیز اعتقاد به آرمان هایی چون سعادت، ترقی، تمدن، تجدد، دو افق دانش و اندیشه و فرنگی، غرب و مغربیان را برای رسیدن به این آرمان ها ارزش دانسته است.

از بررسی ارزش ها و ارزش گذاری ها در روزنامه های انقلاب مشروطیت چنین استنباط می شود که در انقلاب مشروطیت گام برداشتن به سوی این آرمان ها در گرو فضایی بر خوردار از استقلال، عدالت، آزادی، مساوات، اداره کشور براساس قانون و حفظ حقوق عامه و توجه به عقاید آنها و نیز توجه به فقرا، بینوایان، گرسنگان، یغماشدگان، مظلومین، رنجبران و ستمدیدگان، زارعین، اصناف و حتی تجارو خلاصه عامه و ملت بوده است.و دستیابی به این همه بخشی با دارالشورا، مجلس و مشروطیت وبخش دیگر با اتفاق، اتحاد، مودت و برادری میسر بوده و قلم و جریده و در نتیجه آگاهی عوام و مردم ضروری به نظر می رسیده است.

در انقلاب مشروطیت به آسایش جمهور، آبادی، رفاه، رفاهیت، ترویج صنایع و تحصیل اسباب زندگی بیش از تصفیه اخلاق و انتظام دوایر توجه می شده است. مشروطیت بیزار از بدبختی، عقب ماندگی و ویرانی مملکت در تبیین علت این مسائل از طریق ارزش گذاری با جهت منفی برجهل، نادانی، ظلمت، غفلت، ساده لوحی، سستی، استبداد سلطنت و صاحب مسندان و همچنین اعتیاد به تریاک، ترس و مرعوبیت، در جستجوی راه با دو دیدگاه مواجه می شود؛ دیدگاهی که

معتقد به طرد عادات کهنه، اصول قدیمی، شرقی و آسیایی است که در روزنامه های مشروطیت در زمینه آن بیشتر تبلیغ شده و دیدگاهی که معتقد به طرد بیگانگان و مخالفت با تجدد پروری و تقلید از فرنگ است.

 

به طور کلی ارزش های دوره مورد بررسی به دو دسته تقسیم شده اند:

الف- ارزش هایی باجهت مثبت در انقلاب مشروطه

وطن به صورت یک واژه مستقل ارزشی بوده که در مشروطیت بیش از هر ارزش دیگری در مطبوعات آمده است. این ارزش در ۵۰ درصد سرمقاله ها دیده شده است. نتایج بررسی توسط روش تحلیل محتوا نشان می دهد که ۷/۲۰ درصد از کل ارزش های مثبت مشروطیت حول محور وطن، ایران، ملیت و قومیت چرخیده است. به عبارت دیگر برانگیختن احساسات ناسیونالیستی در دوران مشروطه از طریق مطبوعات حدود ۲۰ درصد به طور جدی مطرح بوده است.

این گروه از ارزش های دوران انقلاب مشروطه به ۵ زیر مقوله تقسیم می شود که به ترتیب فراوانی عبارتند از: وطن و وطن خواهی، افتخار به گذشته تارخی ایران، مملکت، ایرانی، ایران نژادی و ملیت و قومیت و ملی گرایی.

۲- ترقی، تجدد و غرب و غربی که شامل ۲ زیرمقوله می باشد: ترقی و تمدن و تجدد و رونق و پیشرفت همچنین گرایش به غرب.

۳- مفاهیمی چون اندیشه، علم، دانشمند.

۴- اسلام و دین ( خدا، اسلام و تشیع، دین، مذهب، دین داری،عبادت و نماز، معنویت و عرفان، پیامبر، اولیای اسلام و روحانیون، امامان و معصومین، سایر ادیان و ارامنه‏ ).

۵- استقلال، برابری، عدالت، آزادی، مساوات.

۶- حکومت قانون، دارالشورا، حق طلبی، آرا و عقاید و اذهان عمومی، مشروطه.

۷- جانبازی، مبارزه و شهامت که شامل ۴ زیر مقوله است: سلحشوری، رزم و مجاهدان، اعدام و مجازات ها، جانفشانی.

۸- ملت، مظلومین،فقرا،عامع،ملت.

۹- محور بازسازی اقتصادی و فرهنگی.

۱۰- اتفاق، اتحاد، دوستیو مودت.

ب- ارزش هایی با جهت منفی در انقلاب مشروطه

استبداد، به صورت یک واژه منفرد در سر مقالات شماره اول روز نامه های مشروطیت بیش از هر واژه دیگری به عنوان یک ارزش منفی مطرح شده و در ۴۰ درصد سر مقاله ها دیده شده است. اما بزرگترین فراوانی مربوط به بد بختی، فقر، عقب افتادگی و توقف است.

عادات کهنه و اصول قدیمی و مشرق زمین.

اجانب، اروپایی، تجدد پروری، روس ها.

جهل و نادانی و جاهل.

تعدی و تجاوز، اسارت، ظالم، مهاجم.

۶-اسارت قلم، توقیف مطبوعات، بستن قلم، اغفال عامه، کتمان حقیقت.

۷- تفرقه و اختلافات حزبی، اختلاف عقاید.

۸- غفلت، ساده لوحی، بی حسی.

۹- استبداد و مستبد.

۱۰- سلطنت، سلاطین، دربار محمد علی شاه.

با توجه به نتایج حاصل شده می توان گفت : برای ارزش گذاران آن دوره همان قدر که وطن، ملیت، تاریخ پر افتخار گذشته گرامی و ارزشمند بوده بدبختی، فلاکت و فقر،جهل و نادانی، بار منفی داشته است و در این مقولات نوعی همبستگی و یکپارچگی دیده می شود.اما آنچه که تضادی از ارزش ها را نشان می دهد مربوط به مقولاتی از جمله تجدد، فرنگی، غربی بوده است. به عبارت دیگر این قبیل مقولات برای برخی حاوی بار ارزشی مثبت و برای برخی دیگر معرف ارزش منفی بوده است.

و در نهایت می توان گفت در دوره مشروطیت ارزش هایی که دارای خصیصه مثبت بوده اند به صورت محسوسی واضح تر و شفاف تر از ارزش های منفی هستند.

 

نتیجه گیری

تاریخ بررسی تحولات ایران بیانگر فراز و نشیب های بسیار است. مردم ایران از آغاز، مردمانی وطن پرست و دوستدار و حافظ این مرز و بوم بوده اند. بافت جامعه ایران به دلیل سنتی بودن، بیشترارزشی و هنجاری عمل می کند و می توان یکی از نقاط مهم تحریک پذیری جامعه ایرانی را تعدی به ارزش هایش دانست. اصولا در شرایط بحرانی و غیر عادی همدلی و صمیمت افزایش می یابد و افراد در جهت پاسداری از حرمت ارزش هایشان حاضر به جانفشانی می شوند. هنگامی که انقلابی رخ می دهد، ارزش ها در معرض باز اندیشی قرار می گیرند و افرادی درصدد تبلیغ و ترویج ارزش های مورد نظر خود اقدام می نمایند. از جمله انقلاب هایی که بسیار در این زمینه تغییراتی را صورت دادند، انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی است. انقلاب مشروطه به دلیل نقش بزرگی که در تحولات تاریخی بعدی ایران داشته و شاید بتوان گفت مسیر تاریخ ایران را تغییر داده است دارای اهمیت می باشد. در طی دوران انقلاب مشروطه تعداد روزنامه های منتشر شده به نحو چشمگیری افزایش یافت اما به عقیده من روزنامه ها نمی توانند تنها منبع برای تبلیغ ارزش ها باشند زیرا با توجه به شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی،تاریخی دوره مورد بررسی و باتوجه به این مسئله که در آن دوران اغلب مردم ایران از توانایی خواندن و نوشتن بی بهره بودند، امکان استفاده از روزنامه ها  تنها محدود به اقشار خاص که تعداد محدودی بودند، منحصر می شد و در ضمن در آن دوره اغلب جمعیت ایران عشایر و روستایی بوده و نیمی از جمعیت که از زنان تشکیل شده بود. حتی دارای حقوق برابر با مردان نبودند چه رسد به اینکه اجازه و یا امکان درس خواندن داشته باشند.

همچنین با توجه به محدودیت هایی از جمله عدم دسترسی به امکانات کافی برای چاپ، عدم وجود راههای مناسب و وسایل نقلیه برای انتشار روزنامه ها از مبدا به مقصد سایر نقاط کشور و از همه مهم تر فضای فرهنگی و سنتی که درآن دوره رهبران برجسته که بیشتر آنها دارای وجهه مذهبی بوده و برای مردم شخصیت کاریزماتیک داشتند، می توانستند خیلی بیشتر بر اذهان مردم تاثیر گذار باشند. برخی از این رهبران سنتی و کاریزما سعی بر طرد استفاده از روزنامه ها داشتند زیرا آن را مظهر تجددگرایی و غربی شدن می دانستند و درصدد این بر آمدند که مردم را به خواندن قرآن و ادعیه دینی تشویق نمایند.

به عقیده من آن چه که بیش از تبلیغات ارزشی در روزنامه های وقت اهمییت دارد،شرایط و جو حاکم بر آن دوران است. به عبارت دیگر زمانی که نه تنها بیگانگان بلکه حکومت وقت کوچکترین اقتدار و نظارتی نداشت و آنچه که حاصل شد (انقلاب مشروطه) تلاش ها و مساعدت و مشارکت مردمی بوده است. مردم ایران با توجه به شواهد تاریخی این مسئله را به اثبات رسانده اند که    

 برای پاسداری از ارزش هایی که از هویت و اعتقادشان سرچشمه گرفته  و وجدان جمعی را در بر می گیرد حاضرند برای جلوگیری از ترویج ضد ارزش ها هراقدامی انجام دهند و حتی از شهادت بیمی ندارند.

 

 منبع : پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

ارسال نظر