X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

اوضاع کشورهای همجوار در دوره فتحعلی شاه

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

قدمه :

از روزی که فرزند آدمی وارد زندگی اجتماعی شده است همیشه حوادث و وقایع جهان زاده علل و اسباب مادی بوده است . سراسر تاریخ جز تلاشهای پی در پی آدمی زادگان برای تامین زندگی و بهبود یافتن آن زندگی چیز دیگر نیست . بهمین جهت تاریخ در نزد دانشمندان امروز مصداق و مفهوم دیگری دارد. که قرنها تاریخ نویسان از آن غافل بوده اند . همیشه افکار و عقاید و هر گروه و هر طایفه ای نیز زاده حوائج مادی آن قوم بوده است .

سراسر تاریخ ایران جز جنب و جوش و تلاش ملت ایران برای تامین زندگی مادی خود چیز دیگری نیست کسانی که می خواهند سرگذشت چند هزار ساله نیاکان ما را روشن کنند چاره جز این ندارند که همین علل و اسباب و جهات مادی را بجویند.

و از تجزیه و تحلیل آنها نتیجه بگیرند . هر چه روابط میان اقوام و ملل بیشتر شود و مراتع طبیعی که در زمانهای باستان مردم را محصور و دور از یکدیگر نگه می داشته است بیشتر از میان برداشته شود کار مورخ دشوارتر است . دراین نیز با شک نیست که پیوستگی شگرفی در میان حوادث امروز و دیروز جهان هست . حوادث جهان حلقه های زنجیر پیوسته بیکدیگرند. امروز درایران توجه خاصی نسبت به تاریخ هست و این توجه بسیار طبیعی و بجاست زیرا مردم می خواهند بدانند آنچه امروز می بینند از کجا سرچشمه می گیرد.

مقدمه :

از روزی که فرزند آدمی وارد زندگی اجتماعی شده است همیشه حوادث و وقایع جهان زاده علل و اسباب مادی بوده است . سراسر تاریخ جز تلاشهای پی در پی آدمی زادگان برای تامین زندگی و بهبود یافتن آن زندگی چیز دیگر نیست . بهمین جهت تاریخ در نزد دانشمندان امروز مصداق و مفهوم دیگری دارد. که قرنها تاریخ نویسان از آن غافل بوده اند . همیشه افکار و عقاید و هر گروه و هر طایفه ای نیز زاده حوائج مادی آن قوم بوده است .

سراسر تاریخ ایران جز جنب و جوش و تلاش ملت ایران برای تامین زندگی مادی خود چیز دیگری نیست کسانی که می خواهند سرگذشت چند هزار ساله نیاکان ما را روشن کنند چاره جز این ندارند که همین علل و اسباب و جهات مادی را بجویند.

و از تجزیه و تحلیل آنها نتیجه بگیرند . هر چه روابط میان اقوام و ملل بیشتر شود و مراتع طبیعی که در زمانهای باستان مردم را محصور و دور از یکدیگر نگه می داشته است بیشتر از میان برداشته شود کار مورخ دشوارتر است . دراین نیز با شک نیست که پیوستگی شگرفی در میان حوادث امروز و دیروز جهان هست . حوادث جهان حلقه های زنجیر پیوسته بیکدیگرند. امروز درایران توجه خاصی نسبت به تاریخ هست و این توجه بسیار طبیعی و بجاست زیرا مردم می خواهند بدانند آنچه امروز می بینند از کجا سرچشمه می گیرد.

 

 

 

 

لشگر کشی به افغانستان

پس از قتل آقا محمدخان درایران هرج و مرج بوجود آمد، فتحعلی شاه(جانشین آقا محمدخان) توانست در عرض چندماه شورش و طغیان را برطرف سازد و برامپراتوری وسیعی که از قفقاز و ترکستان تا خلیج فارس و از عراق تا مرزهای هندوستان وسعت داشت مسلط گردد. مقارن با این احوال ناپلئون بنا پارت(Napoleon Bonaparte    ) پس از معترض کردن دولت جمهوری و نیز تصمیم گرفت از طریق حمله به مستمرات انگلستان آن کشور را که به هیج وجه حاضر به صلح با جمهوری فرانسه نبود و زانو درآورد . به این جهت در ماه مه ۱۷۹۸ با سی و هشت هزار سرباز و پنجاه کشتی جنگی عازم مصر گردید و موفق شد آن کشور را تسخیر و تاسوریه پیشروی نماید . ضمناً تیپو صاحب سلطان میسور هم علیه سلطه انگلیسی ها برهند قیام کرده و بازمان شاه امیر افغانستان پیمان اتحاد بسته واز فرانسویان کمک خواسته بود . ناپلئون این تقاضا را اجابت و سپاه کوچکی را به یاری او به هند اعزام نمود.

این اقدامات باعث وحشت و هراس انگلیسی ها گردید و مارکی و لزلی فرماندار کل هندوستان از ترک آنکه مباط پادشاه ایران هم دراتحاد علیه آنان شرکت کند تصمیم گرفت به هر قیمتی شده دوستی فتحعلی شاه دانست به خود جلب کند و به کمک او دفع غافله زمان شاه را بنماید .

به این جهت در سپتامبر۱۷۹۸ (۱۲۱۳ هـ ق) مهدی علیخانی بهادر را به عنوان نماینده تام الاختیار به تهران فرستاد . مهدی علیخانی در اکتبر ۱۷۹۸ در مسقط یک پیمان مودت با سلطان مقط و عمان منعقد کرد به موجب آن دولت مزبور اجازه می داد فرانسویان پایشان را به قلمرو سلطان بگذارند و نمایندگی تاسیس نمایند و در صورتی که در بحر عمان بین انگلیسیها و دولت دیگری جنگ در می گرفت کشتیهای سلطان ملزم می شوند با انگلیسیها همکاری نمایند .

پس از انعقاد این قرارداد به تهران آمد. او توانست تحریک احساسات ملی پادشاه قاجار که قلباً میل به تسخیر افغانستان و انضمام آن به خاک ایران نبود ، را واردار به لشگر کشی به افغانستان کند و در مقابل هیچگونه امتیازی هم به ایران نداده بعلاوه مهدی علیخان زمانی از پادشاه ایران گرفت که به موجب آن در هر نقطه خاک ایران که فرانسویها بخواهند قدم بگذارند . مامورین دولت موظف خواهند بود آن را توقیف و زندانی کنند.

زمان شاه در اکتبر ۱۷۹۸ با قوای سنگین از تنگه خیبر عبور کرد و پس از تصرف پیشاور و لاهور آماده حمله به دهلی گردید . در تابستان ۱۷۹۹ هنگامی که پشت دروازه های دهلی رسید فتحعلی شاه شخصاً در رای سپاهی عازم خراسان شد . هنگامی که سپاه زمان شاه در سرحدات هند مشغول زد و خورد با قوای انگلیسی بود فتحعلی شاه توانست به آسانی هرات و قندهار را فتح کند . و در جنگلی که در حوالی قندهار بین قوای طرفین رخ داد زمان شاه شکست خورد سرانجام دولت انگلیس توانست هند را نجات دهد .

و فتحعلی شاه که در این لشگر کشی چیزی عایدش نشده بود به تهران بازگشت . ناپلئون هم چون درمحاصره دریایی انگلیسی ها قرار گرفته بود . در اکتبر ۱۷۹۹ از مصر به فرانسه بازگشت .<!–[if !supportFootnotes]–>[1]<!–[endif]–>

اتحاد ایران و انگلیسی علیه فرانسه

دراین موقع اوضاع اروپا بکلی برای انگلیسی ها نامساعد شده بود و ناپلئون با یک کودتا به مقام کنسول اول جمهوری فرانسه نائل آمده و درصدبود مستمرات انگلیسی را به چنگ اندازد . وی اتحاد با روسیه و حمله دوجانبه به هند را راه مطلوبی یافته بود پل اول امپراطور روسیه با نقشه ناپلئون موافقت داشت . حمله به هندوستان می بایست از طریق دریای سیاه و بحر آزوف و رودخانه ولگا و دون و بحر خزر و ایران انجام شود. فرماندار کل هند مارکی و لزلی در اجرای سیاست انگلیس و استفاده از تجربه گذشته اتحاد با ایران را لازم می دانست و براین اساس جان مالکوم (john Malcolm    ) را به عنوان سفید مامور دربار ایران کرد تا اولاً سیاست ضد افغانستانی ایران را همچنان گرم نگهدارد و ثانیاً شاه ایران را به اقدامای علیه فرانسه وادارد و ثالثاً در صورت لزوم ، قرار دادهایی نظامی و بازرگانی با ایران منعقد نماید .

مالکوم در پائیز۱۲۱۵ وارد ایران گردید و موفق به انعقاد معاهداتی شد . که بر طبق آن دولت ایران متحدانگلیس شد و مقرر گردید چنانچه افغانستان به هند حمله کند ایران با لشگر کشی به افغانستان مانع آن شود و چنانچه فرانسویان یا افغانها به ایران حمله کنند انگلیسی توپ و اسلحه در اختیار آنها بگذارد و چنانچه فرانسه در یکی از بنادر ایران وارد گردید دو دولت مشترکاًاقدام کنند.

معاهده دیگری هم بین انگلیس وایران متعقد شد که به موجب آن تجار دو کشور حق آمد و رفت آزادانه به سرزمین یکدیگر را پیدا کردند و بازرگانان انگلیسی و هندی اجازه یافتند تا درایران بدون پرداخت عوارض و مالیات اقامت نمایند<!–[if !supportFootnotes]–>[2]<!–[endif]–>. انتظار می رفت آثار زیادی براین قراردادها مترتب باشد اما قتل ناگهانی پل اول تراز روسیه در مارس ۱۸۰۱ وضع را عوض کرد . فرانسه دیگر همگای برای حمله به هند نداشت و انگلیس هم دیگر علاقمند به حفظ معاهدات با ایران نبود و اصرار فتحعلی شاه برای حفظ معاهدات بی فایده بود.<!–[if !supportFootnotes]–>[3]<!–[endif]–>

علاوه براین بین انگلیس و فرانسه معاهده صلح آمین(Amiens    ) امضاء شد باعث شد که خود مضروی و بی علاقگی زیادی نسبت به مسئله ایران در هند حکمفرما شود ودیگر اهمیت سابق را با اتحاد با ایران قائل نشوند.

الحاق گرجستان به روسیه

در سال ۱۷۹۸ (۱۲۱۳ هـ ق) آراکلی خان (مراکلیوس) درگذشت و فرزندش گرگین خان جای او را گرفت گرگی خان نتوانست قرضه هایی را که از روسها گرفته بود پرداخت به خاطر همین روسها تفلیس را اشغال و گریختن خان و خانواده اش را به سن بطرز بودگ تبعید کردند و سیسیانف(sissinoff     ) را به حکومت گرجستان منصوب کردند . گرگین خان در ۲۸ سپتامبر(۱۸۰۰م) سندی را امضاء کرد که طبق آن گرجستان را به روسیه واگذار ساخت . دوره پل اول در مقابل ایران با مرگ او در ۱۸۰۱ م پایان گرفت و بازمامداری فرزند او الکساندر اول به خشونت گرائید . تزار جدید که مدت ۲۳ سال (۱۸۰۱ تا ۱۸۲۵) در راس روسیه قرار گرفت و در دومین سال سلطنت خود گرجستان را بخش از خاک روسیه اعلام داشت و تکلم و تدریس به زبان گرجی را ممنوع کرد. <!–[if !supportFootnotes]–>[4]<!–[endif]–>

الکساندر اور در ۱۲۱۷ (دسامبر۱۸۰۳م) سیسیانف را مامور ساخت تا به ایران حمله کند . قوای روس گنجه را تصرف و به نام الیزابت پل تبدیل نمودند و به داخل قفقاز پیشروی کردند . فتحعلی شاه سپاهی را به فرماندهی عباس میرزا به جبهه قفقاز اعزام کرد . در هیمن احوال درصدد جلب کمک و مساعدت انگلیس و فرانسه برآمد و لذا نامه هایی از طریق سفیر فرانسه و سرکنسول انگلیس برای دول مزبور فرستاد .

دولت فرانسه از این پیشنهاد استقبال کرد ولی سرکنسول انگلیس سرهارفورد جونز پس از مدتی پاسخ داد به فکر اتحاد با فرانسه نباشد . فتحعلی شاه سفیر دیگری را به نام محمدنبی خان داد مستقیماً به هند انگلیس فرستاد . سفیر ایران وقتی بمبئی رسید که معاهده صلح آمین بین انگلیس و فرانسه به هم خورده بود و ائتلاف  جدیدی از دول اروپائی علیه ناپلئون شکل می گرفت که روسها در آن شرکت داشتند و انگلیس نمی خواست اقدامی علیه روسها انجام دهد اینکه منافع زیادی بدست آورد .به خاطر همین شرایط سنگین را برای کمک به فتحعلی شاه پیشنهاد کرد از جمله واگذاری قشم و هرمز به انگلیس و اجازه ایجاد استحکامات نظامی در بوشهر و قرار دادن بنادر بحر خزر در اختیار بازرگانان انگلیس بود و چنین شرایطی مورد قبول سفیر ایران نبود و دولت ایران متوجه جلب حمایت فرانسه شد .<!–[if !supportFootnotes]–>[5]<!–[endif]–>

مقدمات اتحاد بین ایران و فرانسه

شهرهای شمالی ایران در حوزه قفقاز مورد تجاوز ارتش روسیه قرار گرفته بود و بی اعتنایی دولت انگلیس به تقاضای ایران و قراردادن شرایط سنگین برای اعطای کمک ، باعث شد توجه ایران به فرانسه جلب گردد.<!–[if !supportFootnotes]–>[6]<!–[endif]–>

در سال ۱۸۰۳ (۱۲۱۸) که فتحعلی شاه به ایران رفته بود تا خوانین منطقه را به مقاومت د رمقابل روسیه تشویق نماید . یکی از خلفای اراضه که از ایتالیا و ملاقات با پاپ بازگشته بود درباره عظممت ناپلئون و فتومات او دراروپا برای شاه شرح داد و او را به نوشتن نامه ای به ناپلئون و اتحاد با وی تشویق کرد . و این نامه توسط تجار ارمنی مخفیانه به فرانسه ارسال شد . در ۱۲۱۹(فوریه ۱۸۰۴) پس از دو ماه پاسخ ناپلئون به تهران رسید و نظراتی این بود که با برقراری روابط دوستانه بین ایران و عثمانی از دو طرف به روسیه حمله کنند . دومین نامه فتحعلی شاه بوسیله سفیر فرانسه در عثمانی به نام مارشال برون ارسال شد . فتحعلی شاه دراین نامه از پیشنهاد فرانسه استقبال کرد و بعلاوه مسئله هندوستان و کوتاه کردن دست انگلیسی ها را مطرح نموده بود .و در اوائل سال ۱۸۰۴ . دو هئیت در جهت تحقق اهداف به ایران اعزام نمود سرپرستی هئیت اول را به حروبر(jaubert    ) و هئیت دوم را به کاپیتان رومیو(Romieux    ) واگذار کرد و به آنها سفارش کرد که ماموریتتان کاملاً محرمانه نگهدارند . ژوبر توسط جاسوسان انگلیسی د رعثمان دستگیر شد و پس از ۴ ماه زندانی سرانجام براثر مداخله دولت ایران آزاد شد و در ۵ ژوئن ۱۸۰۶ م به تهران رسید و نامه ناپلئون را تسلیم شاه ایران نمود. در این نامه امپراطور فرانسه فتحعلی شاه را به جمع آوری سپاه و تکمیل تجهیزات تشویق کرده بود و یادآور شده بود که باید متصرفات آقا محمدخان را حفظ کند و اجازه ندهد کاری را که انگلیس در هند کرده درایران تکرار نماید و از شاه ایران خواسته بود که احتیاجات خود را از فرانسه بخواهد . فتحعلی شاه پیشنهاداتی تهیه و بوسیله او برای ناپلئون ارسال داشت.

کاپیتان رومیودر ۱۲۲۰ (۲۴ سپتامبر ۱۸۰۵ م) وارد تهران شد و پیام ناپلئون را به فتحعلی شاه تسلیم کرد و ده روز بعد درگذشت . ناپلئون در این نامه از تجاوزات روسیه و انگلیس و طمع آنها یادکرده و راه مقاومت در مقابل آنها را تقویت قوا دانسته بود . وی تاکید کرده بود که ایران باید با توپخانه جدید واسلحه کافی مجهز گرددو امپراطور فرانسه حاضر به همراهی و مساعدت است .

لابلانشی(Lablanche    ) شخصی دیگری بود که از جانب ناپلئون به دربار ایران اعزام شد و فتحعلی شاه را به حمله به گرجستان و تصرف خاک روسیه تشویق می کرد و آمادگی فرانسه را برای پذیرفتن سفیرایران وانجام مذاکره برای کمک نظامی اعلام داشت.<!–[if !supportFootnotes]–>[7]<!–[endif]–>

 

 

سفارت محمدرضا خان قزوینی وعهدنامه فینکین اشتاین

فتحعلی شاه در فوریه ۱۸۰۷ هئیتی را به ریاست محمدرضا خان قزوینی به دربار ناپلئون فرستاد و محمدرضا خان قزوینی در قرارگاه فینکن اشتاین در پروس شرقی پس از چند روز مذاکره در چهارم مه ۱۸۰۷(۱۲۲۲ هـ ق )عهدنامه ای در شانزده ماه معروف به فینکن اشتاین با فرانسه منعقد کرد.<!–[if !supportFootnotes]–>[8]<!–[endif]–>

تعهدات فرانسه در قرارداد مزبور به قرار ذیل بود:

۱ـ ضمانت استقلال ممالک موجوده در ایران

۲ـ شناختن حق ایران بر گرجستان

۳ـ وعده بذل مساعی کامل در مجبور ساختن روسیه به تخلیه خاک ایران و گرجستان و دخالت فرانسه در عقدنامه صلح با روسیه .

۴ـ تعهد تدارک توپ و تفنگ و صاحب منصب و عملع برای ایران بقدر لزوم .

خلاصه تعهدات ایران عبارت بود از :

۱ـ قبول اعلال جنگ فوری به انگلیس

۲ـ خارج کردن عموم انگلیسیها و اتباع آن دولت از خاک ایران

۳ـ بستن سرحدات و ابواب ایران برروی عموم عمال انگلیسی

۴ـ عقد اتحاد با افغانها و قبایل هرات و قندهار برای حمله به متصرفات انگلیس در هند

۵ـ دادن راه عبور به یک لشگر از سپاه فرانسه از ایران در صورتیکه اراده ناپلئون به لشگر کشی به هندوستان قرار گیرد.<!–[if !supportFootnotes]–>[9]<!–[endif]–>

ناپلئون بعد از انعقاد عهدنامه فینکن اشتاین ژنرال گاردان را در راس یک هئیت جهت تعلیم ارتش به ایران فرستاد . این هئیت در ۲۴ دسامبر ۱۸۰۷(۱۲۲۲ هـ ق) وارد تهران شد و گاردان تمام کوشش خود را برای انجام وظیفه اصلی خویش که تهیه مقدمات لشگر کشی به هندوستان بود بکار برد . کلیه جاده ها و نقاط استراتژیک ایران مورد مطالعه قرار گرفت و نقشه خط سیر قوا ترسیم و امکانا استفاده از بنادر بحر خزر و خلیج فارس با نهایت دقت از طرف کاپیتین تره زل(trezel    ) و مهندسین فرانسوی در نظر گرفته شد فرانسویها یک کارخانه توپریزی در اصفهان و یک زرادخانه در تهران دایر کردند . کاپیتین وردیه هم در تبریز موفق شد در مدت کوتاهی چهار هزار سرباز پیاده نظام با لباس متحدالشکل و به طرز اروپائی تربیت کند . در همین هنگام فتحعلی شاه سرتیپ عسگرخان افشار ارومی را به سفارت پاریس فرستاد . در ۲۱ ژانویه ۱۸۰۸ قراردادی درباره خرید تفنگ و مهارت بین میرزا شیفیع خان مازندرانی و ژنرال گاردان به امضاء رسید بدیهی است دولت انگلستان دشمن دیرینه ناپلئون و فرانسویان با تمام قوا برای شکست ماموریت گاردان فعالیت می کرد .<!–[if !supportFootnotes]–>[10]<!–[endif]–>

جنگهای ایران و روسیه تا معاهده تیلسیت(۱۸۰۳ – 1807)

وقتی در دسامبر ۱۸۰۳(۱۲۱۸هـ ق ) ارتش روسیه گنجه را تصرف کرد سپاه ایران به فرماندهی عباس میرزا از رود ارس عبور کرد و در ژانویه ۱۸۰۴ در حوالی کلیسای اچمیادزین قوای روسیه را شکست داد . روسها در مقابل این شکست شهر و قلعه ایران را محاصره کردند اما با مقاومت مردم ایران این شهر به مدت ۱ سال زیر آتش توپخانه دفاع می کرد تااینکه در نوامبر ۱۸۰۴ ژنرال سیسیانف در جبهه  قفقاز دستور عقب نشینی را صادر کرد . در فوریه ۱۸۰۵ نیروی دریایی روسیه به بندر انزلی حمله ور شدند و تلفات سنگینی را به روسها وارد آوردند و آنها راه فرار را پیش گرفتند. این بار روسها به باکو حمله کردند و قلعه آن را تسخیر کردند . سیسیانف به منظور اجتناب از محاصره طولانی با حاکم ایران باکو وارد مذاکره شد.در جریان این مذاکره سیسیانف به قتل رسید . پس از قتل سیسیانف فرماندهی جبهه قفقاز به ژنرال گودویچ واگذار شد وی توانست تا پایان سال ۱۸۰۶ باکو ودر بند و شکی را متصرف شود .اما فتوحات درخشان ناپلئون در اروپا و شکستهایی که به روسیه کرد سبب شد که روسها نتواند دست به اقدام جدی بزنند انقلاب عثمانی و خلع سلطان سلیم سوم به دست نیروی یعنی چری رخ داد اساس سیاست ناپلئون را در شرق بهم ریخت و ناپلئون سیاست جدیدی مبنی بر تضعیف عثمانی در پیش گرفت و برای مقابله با انگلستان تصمیم گرفت با روسیه متحد شود  ملاقات دو امپراطور روس و فرانسه منجر به انعقاد عهدنامه ای در ۷ ژوئیه ۱۸۰۷ گردید که به عهده نامه تیلیت (Tisitt    ) مشهور است . ناپلئون برجلب رضایت از تزار ایالات ملداوی و والاشی را به روسها واگذار کرد و متعهد شد که اگر سلطان عثمانی با این امر مخالفت کند کشورش را با یکدیگر تقسیم نمایند . <!–[if !supportFootnotes]–>[11]<!–[endif]–> ناپلئون اصلاً مسئله جنگ با ایران را با تزار روسیه مطرح نکرد و در نتیجه ارتش تزار به جبهه قفقاز اعزام گردید تا جنگ را با شدت بیشتری علیه ایران و عثمانی ادامه دهد .<!–[if !supportFootnotes]–>[12]<!–[endif]–>

میانجیگری فرانسه بین ایران و روسیه :

دولت عثمانی که به روسیه و انگلستان رسماً اعلان جنگ داده بود پس از انعقاد عهدنامه تیلست در وضع بسیار مشکلی قرار گرفت و در صدد برآمد با ایرانیان همکاری نماید . به این جهت در ژوئن ۱۸۰۷( ۱۲۲۲ هـ ق) عباس میرزا و حاجی یوسف پاشا هر یک در راس سپاهی تصمیم گرفتند تا به گرجستان حمله کنند اما ژنرال گودویچ پیشدستی کرد وعثمانی ها را شکست سختی داد طوری که وقتی عباکس میرزا برای کمک عثمانی رسید دیگر دیر شده بود و مجبور شد به ایروان عقب نشینی نماید . پس از این عثمانی ها به ناچار پیمان متارکه جنگ با روسیه را امضاء کردند و از صحنه خارج شدند .

در خلال این هنگام ژنرال گاردان تلاش زیادی برای تجدید سازما ارتش ایران نشان می داد . بدین جهت در ۲۱ مه ۱۸۰۸ ژنرال گودویچ نماینده ای نزد گاردان فرستاد مبنی براینکه در سیاست دولت ایران برضد مصالح روسیه دخالت ننماید . ژنرال گاردان سعی کرد میان دولت روسیه و ایران میانجیگری نماید . بنا به اصرار او فتحعلی شاه به عسکرخان سفیر خود در پاریس دستور داد رسماً میانجیگری دولت فرانسه را در مذاکرات صلح با روسها تقاضا کند. اما مدتی طول کشید و جوابی از پاریس نرسید . در اوایل اکتبر ۱۸۰۸ دولت روسیه پیشنهاد میانجیگری فرانسه را رد کرد و بلافاصله نیروهای ژنرال گودویچ به ایران هجوم بردند و کرانه های غربی دریای خزر را گلوله باران کردند و در مجموع نتوانستند کارن از پیش ببرند . در جریان این حمله افسران فرانسوی از شرکت در جنگ علیه روسها خود داری کردند و ارتش ایران در وضعیت بدی قرار گرفت . دولت ایران که از کمک فرانسویان ناامید شده بود تصمیم گرفت ، با انگلستان متحد شود و بدین جهت به ژنرال گاردان اجازه مرخصی داد ژنرال گاردان در ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ تهران را ترک نمود .

اتحاد باانگلستان و اعزام میرزا ابوالحسن خان ایلچی به لندن

تصمیم دولت فرانسه به عدم مداخله در جنگ ایران و روسیه و عزیمت ژنرال گاردان از ایران وظیفه نمایندگان انگلستان که منتظر فرصت مناسب بودند آسان کرد ودولت ایران یکبار دیگر در برابر تجاوزات روسها به انگلستان متوسل شد . هئیت اول به ریاست سرجان مالکوم در شیراز منتظر اجازه ورود به تهران بودند . مالکوم علاوه بر شرایطی که دولت انگلستان سابقاً عنوان کرده بود واگذاری جزیره خارک را هم خواستار شد و چون ایران نپذیرفت به هندوستان مراجعت کرد . هئیت دوم به ریاست سرهار خورد جونز وارد ایران شد و آنگاه وارد مذاکره با میرزا شفیع خان جهت انعقاد عهدنامه دوستی گردید که مجمل یا قرارداد جونز معروف است و به موجب آن دولت ایران علیه قرادادهایی را که با سایر دول اروپایی بسته و اجازه عبور سپاه از خاک ایران به هندوستان داده بود را ملفی کرد . در مقابل دولت انگلیس متعهد شد اتحاد همیشگی با ایران داشته و در صورت حمله کشورهای اروپایی به ایران مهمات بدهد و تا وقتی که کشور فرانسه در جنگ سالانه مبلغ صدو بیست هزار تومان به خزانه دولت ایران بپردازد و حاکمیت ایران بر خلیج فارس را به رسمیت شناخت و متعهد شد در صورت نیاز ایران ناوگان خود را در اختیار آن دولت بگذارد .

فتحعلی شاه بعد امضای عهدنامه مجمل میرزا ابوالحسن خان شیرازی معروف به ایلچی را همراه جیمز موریر به لندن فرستاد برای ایران روشن نمود که چرا دو سفیر انگلستان به ایران آمده و چرا بین دولت هند و انگلیس برای ارتباط با ایران رقابت است و ابوالحسن خان را فرستاد تا بفهمد کدامیک سفیر واقعی انگلستان است .

مقامات انگلیس ضمن مذاکرات سفارت سرها فورد جونز را مورد تایید قرار دادند و قرار شد .در روابط دو کشور حکومت انگلیس هند دخالت نکند، در سفیر جدیدی به نام سرگور اوزلی بر اونت تعیین کرد که در ژویه ۱۸۱۰ با ابوالحسن خان روانه تهران شوند . اوزلی هنگام ملاقات با فتحعلی شاه قول داد که دولتش کمک مالی خود را در زمان جنگ به دویست هزار تومان در سال افزایش دهد .

 

 

اتحاد ایران و عثمانی و جنگ مشترک علیه روسیه

دراین هنگام دوران دوستی و اتحاد بین ناپلئون و آلکساندر اول به پایان رسیده و ائتلاف جدیدی علیه با امپراطوری فرانسه بین کشورهای روسیه ،‌پروس، اتریش و انگلستان تشکیل شده بود . به خاطر همین تزار می خواست به جنگ در قفقاز خاتمه دهد و با خیال راحت با فرانسویان روبه رو شود ولذا مذاکرات  مربوط به امضاء پیمان متارکه جنگ در اول مه ۱۸۱۰(۱۲۲۵هـ ق ) بین میرزا بزرگ قائم مقام و برموسف آغاز شد و قائم مقام شرط اساسی متارکه جنگ را تخلیه قفقاز قرار داد . درنتیجه مذاکرات در اثر سرسختی روسها و کارشکنی انگلیسیها با شکست روبرو شد . در این موقع دولت انگلستان که مایل نبود روسها ایالات ایران و عثمانی را تصرف کرده و به دولت ایران تلقین کرد که یک اتحاد نظامی با دولت عثمانی منعقد کند فتحعلی شاه پذیرفت و در ژوئیه ۱۸۱۰ سفیری رابه دربار عثمانی فرستاد و سلطان محمود دوم از این پیشنهاد استقبال کرد و در ۱۰ اوت ۱۸۱۰ قرار داد نظامی بین دو کشور امضاء شد . حمله ارتش روسیه به ایران در پائیز ۱۸۱۰ با شکست مواجه شد در سال ۱۸۱۱ روسها گرفتار نبرد با ناپلئون بودند و به قفقاز توجهی نداشتند . دولت عثمانی هیئتی را به ریاست عبدالوهاب افندی به تهران فرستاد تا یک نقشه حمله مشترک علیه روسها را تنظیم نماید .پس از مذاکراتی تصمیم گرفته شد ارتشهای دو کشور در ماه ژوئیه ۱۸۱۱ از دو طرف به گرجستان حمله ور شوند هنوز ارتش عثمانی حرکت نکرده بود که با حمله شدید روسها عقب نشینی کرد و چون آلکساندر اول با خطر حمله ناپلئون به روسیه مواجه بود با عجله عهدنامه صلح با عثمانی بکار برد و در ۲۸ مه ۱۸۱۲ پیمان صلح بنی دو کشور در بوخارست به امضاء رسید وقتی تزار از جانب عثمانی آسوده خارط شد برای مقابله با ایرانیان به جبهه قفقاز اعزام گردید .

 

شکست ارتش ایران و انعقاد و معاهده صلح گلستان

در ۱۲۲۷هـ ق .(۱۶ ژوئیه ۱۸۱۲) پیمان اتحادی بین انگلیس و روسیه منعقد شد . که بر طبق آن ائتلاف جدیدی علیه ناپلئون ایجاد و دو دولت متعهد شدند با امپراطور فرانسه که تدارک حمله به روسیه بود قرارداد صلح جداگانه منعقد نکنند و پس از انعقاد این پیمان افسران و مستشاران انگلیس که در خدمت ارتش ایران بودند پستهای خود را ترک کردند و به این ترتیب یکبار دیگر دولت ایران به اتکار اتحاد با اروپائیان فریب خورد . در اکتبر ۱۸۱۲ قوای روس به ارتش ایران در اصلاندوز شکست جبران ناپذیری به عباس میرزا وارد کردند . و سپس نیروهای روس ایروان را محاصره کرد و آماده عبور از رود ارس گردید . با سقوط لنکران در ۱۲ ژانویه ۱۸۱۳ تمام سواحل غربی بجز خزر به دست روسها افتاد .<!–[if !supportFootnotes]–>[13]<!–[endif]–> در جمادی الثانی ۱۲۲۷ سرگور اوزلی با اصرار و تهدید به اینکه افسران خود را از قوای نظامی ایران کنار خواهد کشد فتحعلی شاه را به مذاکرات صلح راضی ساخت . در مذاکرات صلح که در قریه گلستان در قراباغ صورت گرفت میرزاابوالحسن خان نماینده ایران و ژنرال رادیشچف نماینده روسیه را برعهده داشتند . سرانجام در ۱۲ اکتبر ۱۸۱۳ (۱۲۲۸هـ ق) عهدنامه صلح گلستان به امضاء رسید و به موجب آن ایالات گرجستان ، داغستان ، شیروان ، قرباغ ، شکی ، موقان ، باکو ، دربند و قسمت علیای طالش به روسیه واگذار شد و دولت ایران هم از گرجستان ، داغستان و مینگرلی و ابخازی صرفنظر کرد . و مشخص نشدن خط مرزی دو طرف باعث اختلافات و جنگلهای بعد می گردید .<!–[if !supportFootnotes]–>[14]<!–[endif]–>

 

 

آخرین جنگ ایران و عثمانی و معاهده ارزروم

از وقتی برملوف بدون اخذ نتیجه برای ایجاد جنگ میان دو دولت ایران و عثمانی تهران را ترک کرد نمایندگان روس لحظه ای از تعقیب سیاست دولت خود و دامن زدن به آتش نفاق بین دولتین منصرف نشدند . مازارویچ از ضعف امپراطوری عثمانی استفاده کرده و موقع را مناسب دید تا در عباس میرزا نفوذ کرده و وی را با اشغال متصرفان عثمانی ترغیب و تحریمی کند . حمایت حاکم ارز روم از دوایل چادر نشین ایران که آذربایجان را ترک کرده بودند و در خاک عثمانی اقامت گزیده بودند برای اعلان جنگ با عثمانی بهانه بدست دولت ایران داد . هانری ویلوک (Henry- willolk    ) نایب سفارت انگلستان تصمیم گرفت ولیعهد ایران را به تعقیب یک سیاست مسالمت آمیز وا دارد و وی را از شروع به جنگ با دولت عثمانی منصرف سازد . بهمین دلیل پیشنهاد کرد مقداری وجه از کمک مالی که دولت انگلستان متعهد گردیده پرداخت کند . نمایندگان روس بخصوص مازارویچ ولیعهد را به شروع جنگ تشویق می کردند . نماینده روس عباس میرزا را عامل و وسیله خوبی برای اجرای سیاست دولت خود تشخیص داده بود زیرا پس از شکست اصلان دوز و قبول معاهده ننگین گلستان عباس میرزا در نظر داشت بلکه با این عمل نفوذ خود را تحکیم کند . جنگ با عثمانی که از سال ۱۲۳۶ تا ۱۲۳۸( ۱۸۲۱-۱۸۲۳) بطول انجامید . با فتح دولت ایران و امضای معاهده ارزروم خاتمه پذیرفت .<!–[if !supportFootnotes]–>[15]<!–[endif]–>

به موجب این معاهده اختلافات سرحدی حل شد . طرفین نسبت به رعایای یکدیگر به رعایت مقررات بین المللی ملزم شدند . ساحل چپ شط العرب به ایران تعلق یافت و کشتی رانی در آن برای ایران مجاز اعلام شد . دولت عثمانی متعهد شد بازدار ایرانی در عتبات عالیات و حجاج ایرانی درمکه رفتار خوبی داشته باشد .<!–[if !supportFootnotes]–>[16]<!–[endif]–>

مرحله اول جنگ ایران و روسیه

در ۲۵ ژوئن ۱۸۲۶(۱۲۴۱-هـ ق) عباس میرزا به سپاهیان روس حمله کرد و لنکران و طالش و گوگ چای و بالغ لو تصرف کرد و قلعه شیشه درمحاصره افتاد . مردم هم با قیام و شورش به آنها کمک کردند و در ظرف چند هفته اغلب نقاطی که در معاهده گلستان به روسها داده بود پس گرفتند فتحعلی شاه تصمیم به صلح با روسها گرفت و در اوت ۱۸۲۶ میرزا داود خان ارمنی را به عنوان سفیر به سن پترزبورگ فرستاد به خاطر مخالفت یرمولوف سفیر ایران مجبور شد از راه عثمانی و لهستان عبور کند . داودخان در قسطنطینه با نماینده دولت اطریش ملاقات کرده و تقاضا کرد که در رفع اختلافات میان دولتهای ایران وروس میانجی کند . نماینده دولت ایران در ۱ ربیع الاول ۱۲۴۲(۱۷ اکتبر ۱۸۲۶) به پرنس مترنیخ نامه نوشت و علل اختلافاتی را که باعث جنگ بین دولت شده بود را شرح داد داود خان بعد مدتی که منتظر جواب بود عازم لهستان شد . بلاخره کنت نسلرود در نامه ای به ژنرال گراف پلن(General –graffplin    ) دستور داد که به نماینده ایران اطلاع دهند که جنگ متوقف گشته و ماموری برای شروع مذاکرات تعیین شده و مسافرت داود خان به سن پترزبورگ ضرورت ندارد .

نماینده ایران در ۲۶ دسامبر ۱۸۲۶ بدون اخذ نتیجه به ایران بازگشت . فتحعلی شاه از متارکه جنگ به خاطر فصل زمستان استفاده کرد و بااصرار سرجون مکدونالد وزیر مختار انگلستان نماینده ای به گرجستان فرستاده بود . میرزا محمدعلی حاصل نامه هایی از طرف ایران به کنت نسلرود بود که در آن به برقراری روابط دوستان میان دو دولت اشاره شده بود و میرزا محمدعلی در تبریز بود که خبر رسید برخلاف انتظار آنها ژنرال مدد اوف با شش هزار نفر از سپاهیان از رود ارس گذشته و به طرف تبریز می آید . عباس میرزا که انتظار چنین حمله ای را نداشت نیرویی را فراهم کرد و با کمک اهالی از پیشروی آنها ممانعت کرد و آنها را به آن سوی ارس راند . بلافاصله میرزا محمدعلی روانه تفلیی شد و بایرمولوف ملاقات کرد و از مذاکرات طولانی نتیجه ای حاصل نشد و پس میرزا محمدعلی مراجعت کرد.<!–[if !supportFootnotes]–>[17]<!–[endif]–>

مرحله دوم جنگ ایران و روسیه

دولت سن پترزبورگ در ماه رمضان ۱۲۴۲(اوریل ۱۸۲۷) ژنرال یرمولف وعده ای از افسران را برکنار و فرماندهی کل قوا را به ژنرال پاسکویچ محول کرد . ژنرال در شوال ۱۲۴۲ ایروان را محاصره کرد عباس میرزا پس اطلاع از این موضوع با یک سپاه بیست و پنج هزار نفری در ژوئیه ۱۸۲۷ به سوی ارس حرکت کرد . عباس میرزا برای عملیات نظامی نیاز به کمک مالی فتحعلی شاه داشت ولی او از دریع کرد و عباس میرزا به ناچار هزینه جمع آوری قشون را متحمل شد . در ماه اوت ۱۸۲۷ در ساحل شمالی ارس بین دو نیرو جنگ رخ داد . روسها قلعه عباس آباد را تصرف کردند و سپس عباس میرزا موفق شد روسها را وادار به عقب نشینی کند . در ۱۵ اکتبر ژنرال پاسیکویچ ایروان را فتح کرد و در ۲۴ اکتبر ۱۸۲۷ هم تبریز به دست روسها افتاد و در این وضعیت عباس میرزا نمایندگانی نزد پاسیکویچ فرستاد .<!–[if !supportFootnotes]–>[18]<!–[endif]–>

در مذاکرات دهخوارقان در ۹ نوامبر ۱۸۲۷ سردار روس شرایط سنگینی را پیشنهاد کرد که اولاًرود ارس سرحد دو کشور باشد . ثانیاً دولت ایران ایالات مقان و طالش را به روسیه واگذار کند ثالثاً شهرهای ایروان و نخجوان را از روسیه بشناسد رابعاً ۱۵ کرور تومان غرامت جنگی پرداخت کند . وقتی فتحعلی شاه مطلع شد در راس سپاهی در ژانویه ۱۸۲۸ به سوی قزوین حرکت کرد و ژنرال آریستوف هم منتظر دریافت دستور جمله به تهران بود . دراین هنگام مکد ونالدوزیر مختار انگلستان پیشنهاد میانجیگری کرد . فتحعلی شاه هم این پیشنهاد را قبول کرد .<!–[if !supportFootnotes]–>[19]<!–[endif]–>

عهدنامه ترکمنچای و تحمیل رژیم کاپیتولاسیون

سرانجام با وساطت وزیر انگلیس مجلس در قریه ترکمانچای که مرکب از پاسیکویچ و عباس میرزا و میرزا ابوالقاسم قائم مقام و آصف الدوله و حاجی میرزا ابوالحسن خان شیرازی تشکیل گردید .

ودر ۱۰ فوریه ۱۸۲۸ به امضای نمایندگان ایران و روسیه رسید . که شامل دارای ۱۶ فصل است .

ارسال نظر