X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

ایدز و اهمیت اعتراف به ناهنجاریها

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

در اوائل دهه هشتاد میلادی بود که پزشکان در آمریکا برای اولین بار با عفونت های پوستی مرموزی در جوانان مواجه شدند که قبل از آن بیشتر در بین افراد بسیار مسن دیده می شد. بعدها معلوم شد که این بیماری ایدز است و عامل آن ویروسی بنام اچ.آی.وی. می باشد. همچنین معلوم گردید که اکثر قریب به اتفاق آن جوانان همجنسگرا بوده و از طریق روابط جنسی مقعدی بدون استفاده از کاندوم به آن ویروس دچار شده بودند. در سال ۱۳۶۶ بود که نخستین مورد ایدز در ایران شناسایی  و وجود این بیماری رسمآ در کشور تآئید گردید.

ایدز و اهمیت اعتراف به ناهنجاریها

در اوائل دهه هشتاد میلادی بود که پزشکان در آمریکا برای اولین بار با عفونت های پوستی مرموزی در جوانان مواجه شدند که قبل از آن بیشتر در بین افراد بسیار مسن دیده می شد. بعدها معلوم شد که این بیماری ایدز است و عامل آن ویروسی بنام اچ.آی.وی. می باشد. همچنین معلوم گردید که اکثر قریب به اتفاق آن جوانان همجنسگرا بوده و از طریق روابط جنسی مقعدی بدون استفاده از کاندوم به آن ویروس دچار شده بودند. در سال ۱۳۶۶ بود که نخستین مورد ایدز در ایران شناسایی  و وجود این بیماری رسمآ در کشور تآئید گردید.

امروزه آگاهی در باره ایدز و راههای سرایت آن بر بخش بزرگی از مردم، بخصوص در کشورهایی که مسئولان آنها مسئله را جدی گرفته اند، آشکار شده است. اما در کشور ما وضع بسیار نامناسب می باشد؛ بنا به  گفته نماینده یونیسف در ایران میزان اطلاعات جوانان ایرانی در باره ایدز کمتر از ده درصد است. این سخن بایستی در کشوری که اکثریت جمعیت آن را جوانان تشکیل می دهند، جدی  تلقی گردد و  برنامه هایی برای حل مشکل در نظر گرفته شوند. در سال های اولیه اعتراف به وجود ایدز در کشور، بر انتقال بیماری از طریق روابط جنسی تآکید بیشتری شد و حتی بروشورهایی برای پخش در فرودگاه و میان مسافران به کشورهای خارجی در نظر گرفته شدند. اما اخلاقیات و کم بینی ها باعث شد که مسئولان خیلی زود بر متبرا بودن ” امت اسلامی ایران” از ” رفتارهای غیر اخلاقی” تآکید و همه ی هم و غم و تبلیغات خود را بر مسئله گسترش ایدز در بین معتادان متمرکز و دیگران را فراموش کردند. آمار های سازمان ملل دال بر آن دارند که ۸۰ درصد انتقال ویروس ایدز از راه های آمیزش جنسی صورت گرفته اما مسئولان ایران درست عکس قضیه را نشان می دهند؛ آمار وزارت بهداشت کشور حاکی از آن است که ۳/۸۶ درصد از راه اعتیاد تزریقی بوده و تنها ۹/۹ درصد از راه تماس جنسی. جالب اینجاست که آقای عباس صداقت رئیس اداره کل کنترل ایدز در وزارت بهداشت اعتراف می کند که آمارهای ارائه شده شامل بیماران شناسایی شده می باشد و در ۸/۲۵ افراد روش ابتلا نامشخص است. البته آمار و ارقامی که مسئولان اعلام می کنند تفاوت فاحشی با هم دارند و نمایانگر آشفتگی و بازار مکاره ای است که در رابطه با جان مردم بخصوص جوانان، براه انداخته اند. همچنین معلوم نیست که چرا برنامه تحت پوشش قرار دادن حداقل نود درصد دانش آموزان ۱۵ تا ۱۸ ساله در خصوص پیشگیری از ایدز که معاون تربیت بدنی و تندرستی وزارت آموزش و پرورش قولش را داده بود، تنها در مناطقی از تهران اجرا و بعد نیمه کاره رها شد. وزیر بهداشت آقای کامران باقری لنکرانی  اعلام کرده که فاز دوم برنامه کنترل بیماری ایدز با محوریت کاهش آسیب معتادان و آموزش افرادی که در معرض رفتارهای پرخطر جنسی هستند، می باشد،  اما دریغ از حتی یک اشاره به آن دسته از جوانانی که در معرض خطر بیشتری هستند یعنی همجنسگرایان. این در حالی است که مسئولان اعتراف می کنند که روش های گسترش ویروس ایدز در کشور در حال عوض شدن است و  اگر در سابق اعتیاد و استفاده از سرنگ های مشترک باعث گسترش این ویروس می شد اما اینک تماس جنسی است که به اصلی ترین راه انتقال ویروس ایدز تبدیل شده است. مشاور وزیر بهداشت، آقای بیژن صدری زاده هم اعتراف می کند که حداقل ۳۰ درصد از مبتلایان به این بیماری که علت ناشناخته دارند، در واقع از طریق رابطه جنسی مبتلا شده اند و این مسئله را پنهان می کنند. مشاور وزیربهداشت ادامه می دهد: به نظر می رسد عامل اعتیاد تزریقی به صورت کاذب بالا رفته است یعنی این آمار بعلت دسترسی آسان تر به گروه معتادان تزریقی که بیشترشان مرد هستند و دسترسی نداشتن به گروه های پرخطر دیگر، واقعی و قابل تکیه نیست. این حرف با توجه به تابو زدگی مسائل جنسی در کشور بسیار واقعی به نظر می رسد. آقای دکتر مهدی چرخنده عضو کار گروه ایدز مرکز بهداشت خراسان رضوی بدرستی می گوید : قباحت طرح موارد آموزشی پیشگیری از بیماری ایدز در باره مسائل جنسی باید برداشته شود. بنا به گفته ایشان، تغییر الگوی ابتلا به ایدز از طریق جنسی، شیوه آموزش و اطلاع رسانی در بحث مسائل جنسی در کشورمان باید بازنگری و به طور شفاف بیان شود.بی توجهی مسئولان نسبت به واقعیت هایی که حتی از زبان خودشان بیان می شود، براستی که نگران کننده است. اگر آقای لنکرانی بخصوص بر آموزش و مراقبت از گروههای پرخطر و دسترسی بیشتر به آنها را  در فاز دوم برنامه خود قرار داده، قبل از هرچیز می بایست سنت شکنی کرده و حداقل از یکی از این گروههای پرخطر( همجنسگرایان) نام ببرد و الگویی برای همکاران خود شود.در فاز دوم برنامه وزارت بهداشت همچنین بر گسترش خدمات مشاوره ایدز در همه گروه ها و خانواده ها تآکید شده است. اما آقای وزیر حتمآ می داند که با توجه به قوانین سخت و سکوت مطلقی که مسئولان در باره همجنسگرایان و حقوق شهروندی آنها در پیش دارند، این افراد اعتماد لازم به حکومت و وزاری آن و برنامه های آنها نخواهند داشت. و گفته آقای  محمد مهدی گویا از مرکز مدیریت وزارت بهداشت مبنی بر اینکه  ” به مردم اطمینان می دهیم که تمام اطلاعات آنها محرمانه باقی می ماند”، گوش شنوایی نخواهد یافت مگر آنکهمسئولان کشور بپذیرند که همجنسگرایان در جامعه وجود دارند و رفتارها و روابط جنسی آنها هرچند غیر متعارف اما برخاسته از نیاز درونی و گرایش جنسی اشان می باشد که خود عامل شکل گیری آن نبوده و امکان تغییر گرایش همجنسگرایانه خود را ندارند.

 نمیتوان از یکطرف اعدام و شلاق زدن همجنسگرایان را قانونی کرد یا آنها را ” همجنس باز و منحرف جنسی” خواند و از طرف ذیگر از آنها درخواست نمود که مسئولیت اجتماعی تقبل کرده و با مسئولان همکاری کنند و مطمئن باشند که اطلاعات آنها محرمانه خواهد ماند. قبل از هر چیز باید اعتماد سازی شود و در امر مشاوره و آموزش راههای پیشگیری از انتقال ویروس ایدز نیروی خود گروه های در معرض خطر از جمله همجنسگرایان را بخدمت گرفت. برای شروع کار، مسئولان باید ابتدا حسن نیت خود را نشان دهند و بجای دادن آدرس های عوضی،  اگر همجنسگرایی را نمی پذیرند و آن را  یک ناهنجار تلقی می کنند حداقل باید  قبول کنند که این رفتار ناهنجار در جامعه وجود دارد و بهترین راه نه سرکوب بلکه اعتراف به آن است. چنین اعترافی بدون شک در جلب توجه و همکاری افراد مثمر ثمر خواهد بود. روش دیگر اعتماد سازی این است که دولت به  بستن و فیلترینگ کردن سایتها و وبلاگهای همجنسگرایان خاتمه دهد و به آنها امکان تشکل یابی و ایجاد گروههای خاص خود برای مشاوره و اطلاع رسانی را بدهد. آنوقت مسئولان وزارت بهداشت راحتر و بهتر خواهند توانست برنامه خود در زمینه دسترسی به یکی از گروهای پرخطر و امر آموزش و اطلاع رسانی به آنها را به پیش ببرند.

چگونگی اطلاع رسانی به کودکان و نوجوانان در باره ایدز

مقدمه: پرداختن به موضوع ایدز و راههای پیشگیری از آن بدون پرداختن به موضوع جنسیت بعنوان یکی از نیازهای بنیادی انسانها،  ناقص خواهد بود. تجربه عملکرد گروههای متعصب مسیحی در غرب و مسلمانان متعصب در شرق که در ضدیت با حقوق زنان، سقط جنین،  برابری حقوق همجنسگرایان و کلآ سکس و جنسیت رویه خوشی ندارند،  و روزه سکس را بعنوان تنها راه مقابله با گسترش ایدز تجویز می کنند، کاری جزء آب در هاون کوبیدن نیست. بیماری ها را نمی توان با دعا و استخاره یا وردهای اخلاقی درمان کرد بلکه بایستی دست آوردهای پزشکی، علمی و تجارب موفق ملل دیگر را برای مقابله با آنها بخدمت گرفت. بکارگیری  تجارب کشورهای غربی ( البته بعد از تآخیر زیاد) در توزیع سرنگ های مجانی به معتادان که در کشور صورت گرفت، تجربه نسبتآ موفقی بوده و هست. دست اندرکاران امور اذعان دارند که مدتی است  ویروس ایدز در کشور از مسیر تماسهای جنسی گسترش می یابد. بهمین دلیل بحث شفاف و علنی جهت آگاهی رسانی در اینباره مهم و ضروری است. اطلاع رسانی در باره ویروس اچ. آی. وی و بیماری ایدز باید در همه سطوح جامعه صورت بگیرد. این مهم شامل صحبت با کودکان و نوجوانان در باره این بیماری مهلک نیز می گردد. اما با هر  گروه سنی باید نوعی روش تاثیر گذاری و بقولی تربیتی خاصی در نظر گرفته شود تا عمل آگاهی رسانی مؤثر واقع گردد. جامعه ما نیازمند این است که در کنار برنامه های کوتاه مدت کلآ به پرورش روحیه و منش مسئولیت پذیری در نسل جوان ونوجوان پرداخته شود تا بتوان نیروی آنها برای  مقابله با این بیماری مهلک را بخدمت گرفت.  در این مطلب به چگونگی صحبت از ایدز و خطرات آن با خردسالان و نوجوانان زیر بیست سال پرداخته می شود.

کلید اصلی کمک به کودکان برای فهم فاکت های عمده در ارتباط با ایدز این است که در باره این فاکتها بطور مداوم صحبت شود. موضوع را ساده وبه  بخشی از محاوره و صحبت های روزانه تبدیل کنید. نباید اجازه داد که ایدز یک موضوع مجزا و یا یک موضوع خاص درس تربیتی مبدل شود. هر جا که با کودکان و نوجوانان در باره جنسیت و مسائل مربوط به آن، عشق، مواد مخدر، دوستی، سلامتی،  بهداشت و امثال اینها صحبت می کنید، موضوع ایدز را هم در آنها بگنجانید.با آنها رک،  صریح، باز و صادق باشید اما از یاد نبرید که به حریم خصوصی اشان احترام گذاشته و از ورود به آن بپرهیزید؛ مثلآ از آنها نپرسید که آیا استمنا می کنند یا نه یا اینکه  در خلوت خود با دوستان همسن و سال به چگونه بازیهایی مبادرت می ورزند. درک این مسئله نباید چندان سخت باشد هرآنگاه که بزرگسالان به نیاز خود مبنی بر حفظ حریم خصوصی فکر کنند، آنگاه اهمیت حفظ حریم خصوصی کودکان و نوجوانان خود را هم میتوانند درک نمایند.

 نکته مهم دیگری که در صحبت با کودکان و نوجوانان باید مورد توجه قرار گیرد این است که بزرگسالان  همه چیز را نمی دانند ، پس اگر نوجوان شما سئوالی کرد که پاسخ آن را نمی دانید  با صداقت به آنها جواب دهید که پاسخ سئوال اشان را نمی دانید اما سعی می کنید که جواب آن را پیدا کرده و به آنها برسانید.توجه داشته باشید که آگاهی جنسی صحیح به کودکان و نوجوانان از آگاهی و اطلاع رسانی صحیح به آنها در باره ایدز جدا نیست. 

 از تولد تا سه سالگی

چگونگی در آغوش گرفتن و دست زدن به کودک، چگونگی غذا دادن، شستن، پوشاک پوشاندن و برخورد با رفتار و حرکات کودک  همه و همه در آموزش و تربیت او تآثیر جدی دارند. برای نمونه اجازه دادن به کودک که به کشف تمامی اعضاء بدن خود مشغول شود بدون آنکه او را از عضو خاصی بترسانیم. مثلآ  کاملآ طبیعی است که کودک نسبت به مدفوع خود  کنجکاو باشد یا  برای کشف اعضاء بدن خود به آلت جنسی خود هم ذست زده و خیلی سریع متوجه می شود که دست زدن به آلت جنسی احساس خوبی در او تولید می کند.  باید به کودک اجازه چنین کاری  داده شود بدون آنکه او را از ” لولویی” بترسانیم یا روی پشت دستش بزنیم. منع کودک از کنجکاوی و یا ترساندن او از کشف بدن خود ( بخصوص کشف آلت جنسی اش) باعث می شود که کودک در سنین بعدی به ما اعتماد نکرده، مخفی کاری پیشه کند و برای یافتن پاسخ سئوالات و کنجکاویهای خود در باره مسائل جنسی به دیگران روی آورد. در حالی که اگر این چیزهای ساده و ابتدایی را  از همان ابتدا با مهر، عشق و عطوفت و بدون تعصب به کودک ارزانی داریم آنوقت پایه رشد احساس سالم کودک نسبت به جنسیت خود را بنا نهاده ایم. 

از سه تا پنج سالگی

اجازه دادن به کودک در این سن و سال به طرح آزادانه سئوالات و پرسش هایی در باره بدن خود، مسائل جنسی و روابط بزرگسالان که در ذهن دارند بسیار مهم است. والدین خود میتوانند علنآ و با زبان ساده در حضور کودک از این مسائل صحبت کنند و  حتی گاهی این مسائل را موضوع صحبت  با کودک خود قرار دهند. باید به خاطر داشت که در چنین مواقعی از سربه سر گذاشتن یا سرسری گرفتن مسائل و مسخره کردن کودک خودداری کرد.  درجه علنیت و شفافیت و صداقت سئوالات کودکان در این سن و سال بستگی به شکل، شیوه و روش رفتار و برخورد  بزرگسالان دارد؛ کودک در این سال و سال آمادگی این را دارد که بفهمد زن و مرد آلت جنسی متفاوتی دارند. صحبت از آلت جنسی باید با زبانی ساده و خودمانی درست بهمان شکلی که از دماغ یا دست و زانو صحبت می شود، صورت بگیرد نه با ایماء و اشاره و نوعی پنهانکاری. اسم بردن از آلت جنسی بشکل مرسوم بهتر از بکار گرفتن اشارات است. در غیر اینصورت کودک فکر می کند که این بخش ازاعضاء بدن ( آلت های جنسی) اشکالی دارند و یا مخاطره آمیزند. ( متاسفانه در زبان فارسی در عرصه نام گذاری آلت های جنسی زن و مرد مشکلی اساسی بچشم می خورد و جا دارد که اهل این رشته فکری اساسی برای این مشکل کنند.)

در این سن و سال کنجکاوی کودک نسبت به اعضاء بدن خود، والدین و دوستان دور و بر امری است عادی و طبیعی. کودکان در این دوره ممکن است خود بخود به انواع بازیهایی رو آوردند که امکان دست زدن و کشف اعضاء بدن خود و اطرافیان را به آنها بدهد. بعبارت دیگر، رفتار و بازیهای اینگونه یک روش معمولی و عادی کودکانه برای یافتن پاسخ سئوالات مربوط به جنسیت که در این سن و سال به ذهن اشان خطور می کند، می باشد. منع کودکان ار اینگونه بازیها امکان رشد سالم آنها را محدود و بر تصمیم گیری وبرقراری روابط جنسی سالم در آینده تآثیر منفی می گذارد.

صحبت بزرگسالان و والدین در باره ایدز در حضور کودکان مهم است  و طبیعتآ ممکن است بر اثر کنجکاوی، کودک را به طرح سئوالاتی در باره ایدز وادارد. بهمین دلیل اطمینان دادن به کودک که خطر ایدز در این سن و سال او را تهدید نمی کند بسیار مهم است. نباید به کودک گفته شود که اگر رختخواب خود را خیس کند یا فلان کار ناشایست انجام دهد،  ایدز می گیرد. میتوان با زبان ساده به کودک گفت که ایدز از طریق بازی، تنفس، دست دادن یا در آغوش گرفتن منتقل نمی شود. یا اگر کودک سئوال کند که ” پس مردم چطوری ایدز می گیرند؟” جواب باید ساده و صریح باشد : “یک میکرب خاص ایدز هست که وارد خون این افراد می شود.” وقتی که دست کسی زخم می شود و خون می آید آن را پانسمان می کنند تا از ورود میکرب به زخم جلوگیری شود. همین مثال ساده کمک می کند تا کودک به یک برداشتی از میکرب برسد.

 از پنج تا هفت سالگی 

کودکان در  سنین اولیه شروع مدرسه از طریق تلویزیون یا هم بازیها و همکلاسیهای خود  در باره تجاوز به کودکان، ایدز و یا سوء استفاده جنسی از خردسالان چیزهایی بطور جسته و گریخته بگوششان می خورد و حتی اگر با بزرگسالان در این باره حرفی نزنند اما به احتمال زیاد با همسن و سالان و هم بازیهای خود  چیزهایی در این باره رد و بدل می کنند. در همین سن و سال است که کودک تفاوت هایی بین مادینگی و نرینگی هم کشف می کند و چه بسا در ذهن خود به ” انجام” عمل سکس با دوستان یا خویشان خود از هر دو جنس مبادرت ورزد. این کار در عین حال ممکن است کودک را به نوعی عذاب وجدان دچار سازد. والدین باید به کودک اطمینان دهند که او کار خلافی نمی کند و حتی دست زدن به آلت جنسی خود هم اشکالی ندارد اما بهتر است که اینکار در خلوت انجام گیرد. اطلاع و آگاهی والدین در رابطه با ایدز و چگونگی انتقال آن  به آنها کمک می کند تا بتوانند حداقل سئوالات ابتدایی کودک خود را جواب دهند از جمله اینکه  اگر کودک سئوالات مشخصی در باره ایدز داشته باشد باید به او جواب داد که مثلآ نیش زدن حشرات ایدز را منتقل نمی کند، یا تقسیم غذا با دیگران ایدز نمی آورد، یا ایدز نوعی تنبیه بخاطر آدم بدی بودن نیست، یا بله تو میتوانی با دوستانت بازی کنی و از اینکار ایدز نمی گیری.

کودکانی که مورد سوء استفاده جنسی بزرگسالان قرار می گیرند ممکن است دچار این ترس و پریشانی شوند که آنها مرتکب خلافی شده و در نتیجه ایدز می گیرند. چنین کودکانی نیاز به مراقبت های ویژه و جلسات مشاوره با روانشناسان متخصص دارند.  

هشت تا دوازده سالگی

کودکان در حول و حوش سنین بلوغ  علاقه و کنجکاوی بیشتری نسبت به مسائل جنسی از خود بروز می دهند.آنها به دانش و اطلاعات در مورد استمناء، استحلام شبانه ( یا روزانه) و مسائل مشابه نیاز دارند. کودکان این سن و سال همچنین به نوعی نگرانی و خودخوری در باره جنسیت خود دچار می شوند؛ طول  آلت جنسی، شکل بیضه ها و ( در پسران) و دختران در مورد اندازه پستان های خود و غیره. تاکید والدین و مربیان بر این موضوع که هیچ دو انسان_ صد در صد مشابه مطلق در دنیا وجود ندارند و همه انسانها با هم متفاوتند در کم کردن نگرانی کودکان تآثیر مثبتی بجای می گذارد و در آشتی آنها با تن و اعضاء بدن خود کمک می کند. اصولآ باید به کودکان  آموزش داده شود که تفاوتها را پذیرفته،  به آنها احترام بگذارند و یاد بگیرند که متفاوت بودن یک امر کاملآ طبیعی و عادی است. چنین آموزشی در عین باز گذاشتن میدان به کودک که با همسن و سالان خود بجوشد اما در عین حال اعتماد به نفس آنها را تقویت و به آنها کمک می کند که به اصلاح با جریان حرکت نکند بلکه مستقل اندیشیدن و عمل کردن و خود بودن را هم یاد بگیرد.

 در سن بلوغ نوجوانان نوعی شرم از خود بروز می دهند. آنها سعی می کنند که حالات و تحولات درونی خود را از والدین یا بزرگترهای خانواده پنهان نگه دارند و ترجیح می دهند که با دوستان و همکلاسیان خود در باره این مسائل صحبت کنند.

 هیچوقت نباید از باز کردن باب صحبت و گفتگو در باره مسائل جنسی با نوجوانان پرهیز شود. چرا که در غیر آن صورت تنها منبع اطلاعاتی آنها دوستان هم سن و سالشان خواهند بود و چه بسا بسیاری اطلاعات غلط و ناقص بخوردشان داده شود. حال اگر دوستان آنها هم  اطلاعات صحیحی از والدین خود نگرفته باشند چه بسا سردرگمی نوجوان بیشتر شود. فرصت برای پیش کشیدن اینگونه صحبتها با نوجوانان در خانواده فراوان پیش می آید؛ هنگام تماشای تلویزیون، گوش دادن به اخبار رادیو یا حتی وقتی متوجه می شویم که فرزند ما با دوستانش در حال چنین صحبت هایی هستند. در این سن و سال نوجوانان  به اطلاعات کامل نیاز دارند،  از جمله اینکه ایدز چی هست،  ویروس آن چگونه سرایت می کند و راه پیشگیری از آن کدام است.علاوه بر این اطلاعات،  نوجوانان در سن بلوغ به اطلاعاتی در مورد مواد مخدر، مشروبات الکلی،  سکس و گرایشات مختلف جنسی در انسانها از جمله همجنس گرایی نیاز دارند. این اطلاعات باید  با صداقت و بخصوص بدون پیش داوری در مورد گرایشات مختلف جنسی به نوجوان داده شود. چه مثلآ اگر  والدین نسبت به همجنس گرایی تعصب داشته باشند و نوجوان آنها چنین احساساتی دارد ممکن است ترس از بروز جنست خود در او دامن زده شود و ترس از واکنش منفی والدین او را منزوی و گوشه گیر ساخته،  اعتماد به نفسش را متزلزل کند و او را به پی جویی اطلاعات درخواستی از منابع دیگر بکشاند. 

  صحبت با نوجوانان در باره مسائل جنسی ممکن است به طرح سئوالاتی از جانب آنها منجر شود که تا حدودی برای والدین خصوصی باشند. در اینگونه مواقع میتوان با صراحت به آنها گفت که اینها مسائل خصوصی ما هستند اما در عین حال بطور عام میتوان اطلاعاتی به آنها داد. 

دوازده تا بیست سالگی

جوانان و نوجوانان در این سن و سال به نوعی حس ماجراجویی دچار می شوند اما بدلیل کمبود تجربه اغلب فاقد توان محاسبه خطرمی باشند. آنها حتی ممکن است تصور کنند که بیماری و سلامتی ربطی به آنها ندارد و فقط مسئله بزرگترها است. با همه اینها اما این ادعا هم صحت دارد که میتوان  در جوانان زیر بیست سال رغبت و انگیزه مواظبت از خود و دیگران را پروارند. شاهد این ادعا همان تلاش شبانه روزی این جوانان برای موفقیت در تحصیل و ورود به دانشگاه، یا  انجام کارهای سخت برای کمک به درآمد خانواده می باشد. و این ثابت می کند که جوانان میتوانند مسئولیت تقبل کرده و بخوبی از عهده آن برآیند. تنها کافی است که والدین و بزرگترها توان نهفته در جوانان و آرزوها و اشتیاق آنان را بخوبی و بدرستی بازشناخته و در پرورش و رشد آن به نحو احسن تلاش کنند. موفقیت در این کار جوانان را از خطرات بسیاری رهانیده و آنها را به شهروندانی مسئول، متعهد با اعتماد به نفس بار می آورد و بدون شک در روابط جنسی خود هم احساس مسئولیت بیشتری خواهند کرد. 

بسیاری از والدین  منع فرزندان  خود از نزدیک شدن به مبحث سکس را تنها راه حفاظت از آنها تلقی می کنند و با هزار وسیله سعی می کنند به فرزندان خود تلقین کنند که تنها راه پیشگیری از ابتلا به ایدز همانا خط کشیدن کامل دور سکس  و عدم ورود به این دایره است.

این  کاملآ قابل قبول است که مطمئن ترین راه جلوگیری از ایدز و دیگر بیماریهای مقاربتی همانا چشم پوشی کامل از سکس می باشد اما آیا هیچ  والدینی یافته می شوند که با اطمینان بتوانند تضمین کنند که فرزندان زیر بیست سال آنها هرگز با کسی سکس نداشته و نخواهند داشت؟ اگر چنین والدینی پیدا شوند به احتمال بسیار قوی فرزندان خود را نمی شناسند و دوره جوانی خود را هم فراموش کرده اند.واقعیت اما چیز دیگری است. غیر ممکن است که جوان امروزی،  کنجکاوی خود نسبت به سکس، هورمونهای غلیان زده در دورن و احساسات تند جوانی خود  و صحبت های هم سالان در اینباره را فراموش و آنها را قربانی  پند و اندرزهای خشک والدین کند. پس اعتراف به این واقعیت حتی اگر بر خلاف ارزش های  ذهنی والدین باشد اما به نفع جوان و سلامتی اوست. پس عاقلانه تر این است که در باره راه و روش سکس سالم با او صحبت شود، کاندوم در دسترس و اختیار او قرار گیرد و چگونگی استفاده از آن به او آموزش داده شود. باید به او گفته شود که اسپرم مرد، مایع ترشح شده از واژن زن و خون باعث انتقال ویروس ایدز می شوند و استفاده از کاندوم خطر را تا حدود زیادی تقلیل می دهد. باید به جوان گفته شود که  درآغوش کشیدن و بغل کردن، بوسیدن، ماساژ و لمس بدن و با هم استمناء کردن خطری ندارد و این گونه فعالیت ها بعنوان سکس بدون خطر محسوب می شوند. و در آخر باید به آنها گفته شود که خطرناکترین راه  ابتلا به ویروس عامل ایدز همانا انجام عمل دخول از جلو یا عقب بدون استفاده از کاندوم می باشد.

 بد نیست به این واقعیت هم اشاره شود که جوانان زیر بیست سال  بنا به کنجکاوی و بی تجربه گی به نوعی رفتار  “خطا و تجربه” رو می آورند یعنی برای شناخت هویت و گرایش جنسی خود گاهی به سکس با هر دو جنس موافق و مخالف روی می آورند و در این مسیر با افراد زیادی به مراوده جنسی می پردازند. این موضوع گاهی به سردرگمی آنها می انجامد و بار روانی سنگینی بر آنها تحمیل می کند. در جامعه ما که امکان رابطه دختر و پسر  دچار محدودیتهای اخلاقی و سیاسی/ مذهبی است این مسئله دوچندان می شود. و لازم است که مسئولین بجای پافشاری بر تعصبات خود به منافع قشر جوان و سلامتی روح و روان او توجه کرده، در زدودن محدویتها موجود همت کنند.

 نکته بسیار مهم دیگری که در اطلاع رسانی به افراد زیر بیست سال باید به آن توجه شود این است که در  این سن و سال جوانان با گرایش جنسی خود هم آشنا می شود و همانطور که علوم جنسی می گویند درصدی از این جوانان  دارای گرایش جنسی همجنسگرایانه هستند. تعدادی از این جوانان همجنسگرا موفق می شوند از طریق  دوستان و همکلاسیان خود، اینترنت و دیگر منابع غیر رسمی، اطلاعاتی جسته و گریخته  بدست آورند اما بخشی دیگر با توجه به عدم امکانات از  کسب اطلاعات و دانش لازم در اینباره محروم و در نتیجه از  شناخت صحیح گرایش جنسی خود باز می مانند، اما هر دو گروه بنا به احساس جوانی، غلیان هورمونهای درون و کنجکاوی خود بخود به ارتباط جنسی با همجنس رو می آورند و تمام تلاش خود را بکار می گیرند که از آگاه شدن والدین، اطرافیان و مربیان آموزشی در باره گرایش و رفتار جنسی خود جلوگیری کنند.  باز آنجا که همجنسگرایان بعنوان یکی از گروه های در معرض خطر شناخته می شوند، درک این مسئله که چه خطراتی این جوانان را تهدید می کند چندان مشکل نخواهد بود. تنها راه صحیح، عاقلانه و منطقی آن است که بزرگترها و مسئولین بجای محکوم کردن همجنسگرایی و موعظه های بی منطق و بیهوده ( که به پنهانکاری بیشتر این جوانان منجر می شود) منطقی و بر اساس واقعیتهای زمینی برخورد کرده و در مدارس در باره گرایشات جنسی مختلف از جمله همجنس گرایی در انسانها و اهمیت احترام به تنوع گرایشات جنسی را آموزش داده و امکان و راه های کسب شناخت صحیح در اینباره را به جوانان بیاموزانند. چنین کاری مسلمآ نیازمند آن است که مسئولین دولتی و مملکتی ذهنیت و کدهای اخلاقی خود در باره جنسیت و همجنسگرایی را به کنار نهند و به همجنسگرایان  به عنوان یک گروه اجتماعی در جامعه امکان فعالیت و تشکل یابی دهند تا با تشکیل گروه های مختلف حمایتی از جمله گروههای خاصی برای جوانان همجنسگرا، در شناخت گرایش جنسی اشان و چگونگی حفاظت از خود در برابر بیماری ایدز به آنها کمک کنند. چرا که افراد با چنین گرایشی  در کنار همجنسان و هم احساسان خود بیشتر احساس راحتی می کنند و الگوهای خود را می یابند و راحتر سئوالات خود را مطرح و اطلاعات صحیح را جذب و هزم می کنند.

 پایان کلام: مبارزه با ایدز باید با برنامه ریزی، بدون تعصب و بر اساس واقعیتها پیش برود و به هر گروه و قشری از جامعه بر اساس نیازمندیهای خاص خودش برنامه ریزی و برخورد شود. تربیت و آموزش صحیح جنسی بهتر است از همان دوران کودکی شروع و بر اساس روش های تربیتی و آموزشی علمی به پیش رود.مبارزه با گسترش ایدز با تعصبات و کدهای اخلاقی غیر زمینی همخوانی ندارد و بار چندانی نخواهد داد. بدون تابو زدایی از جنسیت، برنامه ها و هزینه های مالی و انسانی که صرف پیشگیری از ایدز در جامعه می شوند، در بهترین حالت نتیجه ناقصی خواهند داد و مهمتر از آن به اعتماد ها و مسئولیت شناسی در افراد آسیب می رساند.

 

 

 

منبع:پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان 

ارسال نظر