X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

بحران آب

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مشکل کم آبی و تلاش در جهت تامین آب مورد نیاز ساکنان این منطقه ، سابقه تاریخی دارد و انگیزه سکونت مردم در این منطقه بر اساس دسترس به منابع آب کمیابی بوده که به صورت پراکنده
در این سو و آن سو یافت می شد . میزان بارندگی در این منطقه به گونه ای است که در نواحی وسیع بیابانی به کمتر از ۱۰۰ میلی متر ، در مناطق حاشیه بیابان به حدود ۲۰۰ میلی متر و در محدوده نسبتاً مرتفع که وسعت زیادی ندارند به ۴۰۰ میلی متر در سال می رسد . خشکی در جنوبی ترین و شرقی ترین بخش های خاورمیانه ، سد رودخانه اصلی این منطقه را از لحاظ کمی و کیفی محدود نموده است .
جدال رو به افزایش بین کشورهایی که منابع و سرچشمه این سد جریان عهده آب را در کنترل دارند و کشور های مصرف کننده پایین دست این جریانها ، بویژه از سال ۱۹۹۰ تا کنون ، خاورمیانه را مرکز مواجهه و تقابل بالقوه قرار داده است .
با بررسی و ریشه یابی منازعات و اختلافات جوامع ساکن در این منطقه در می یابیم که عامل آب عنوان یک صربر و یک عامل مسئله ساز همیشه مطرح بوده است و به عبارت دیگر ، تاریخ خاورمیانه با آب در هم آمیخته است .
بحران آب در خاورمیانه :
مشکل کم آبی و تلاش در جهت تامین آب مورد نیاز ساکنان این منطقه ، سابقه تاریخی دارد و انگیزه سکونت مردم در این منطقه بر اساس دسترس به منابع آب کمیابی بوده که به صورت پراکنده
در این سو و آن سو یافت می شد . میزان بارندگی در این منطقه به گونه ای است که در نواحی وسیع بیابانی به کمتر از ۱۰۰ میلی متر ، در مناطق حاشیه بیابان به حدود ۲۰۰ میلی متر و در محدوده نسبتاً مرتفع که وسعت زیادی ندارند به ۴۰۰ میلی متر در سال می رسد . خشکی در جنوبی ترین و شرقی ترین بخش های خاورمیانه ، سد رودخانه اصلی این منطقه را از لحاظ کمی و کیفی محدود نموده است .
جدال رو به افزایش بین کشورهایی که منابع و سرچشمه این سد جریان عهده آب را در کنترل دارند و کشور های مصرف کننده پایین دست این جریانها ، بویژه از سال ۱۹۹۰ تا کنون ، خاورمیانه را مرکز مواجهه و تقابل بالقوه قرار داده است .
با بررسی و ریشه یابی منازعات و اختلافات جوامع ساکن در این منطقه در می یابیم که عامل آب عنوان یک صربر و یک عامل مسئله ساز همیشه مطرح بوده است و به عبارت دیگر ، تاریخ خاورمیانه با آب در هم آمیخته است .

آب و بی ثباتی در خاورمیانه
دو دلیل عمده سرچشمه عمده تنش محسوب می شوند :
اول : احساس آسیب پذیری ملی است . چون امنیت آب ملی بهینه غیر قابل دسترس است و
هیچ یک از کشورها مجاور رود خانه ، به کنترل مستقیم ، انحصاری و بلامنازع بر منابع آب و تاسیسات هیدرولیکی دست نیافته اند .
بر اساس گزارش های ارائه شده ، اردن و نوار غذه با کمبود بسیار شدید آب روبرو هستند و کنترل چندانی بر منابع آب خود ندارند . سوریه و عراق نگران کمبودهای آتی می باشند ، اما کنترل نسبی یا کامل بر انواع گوناگون منابع آب دارند .
اسرائیل که عملاً کنترل کرانه باختری و بلندی های جولان را دردست دارد و مصر با کمبود شدید آب روبرو هستند اما به کنترل نسبی بر منابع آب خود رسیده اند و نگران حفظ و تقویت آن هستند . ترکیه اکنون با کمبود آب روبرو نیست و با وجود پاره ای از اختلافات حقوقی ، کنترل نسبتاً مطلوبی بر منابع آب خود دارد . تنها و ترکیه و سودان به طور واقع بنیانه ای می توانند انتظار داشته باشند . که با خود کفایی غذایی دست یابند ، در حالی که سایر کشور های منطقه ناگزیر متکی به واردات مواد غذایی خواهند بود . کشورهای نفت خیز خاورمیانه بویژه لیبی و عربستان که در کنار رود خانه قرار ندارند و از درآمد های نفتی طرح های بزرگ کشاورزی را در دست اجرا دارند ، از منابع آب زیرزمینی غیر قابل جایگزین استفاده می کنند که از نظر زیست محیطی ، چنین ساستی پایدار نیست .
دوم : مسأله تقاضاهای رقیب برای منابع آب فراملی و بافت سیاسی کشوری است که تقاضاها متوجه آن است . در منطقه حوزه رود اردن نگرانی های قابل توجیهی درباره تمام منابع آب بر مبنای الگوهای مصرف فعلی و افزایش جمعیت قابل پیش بینی وجود دارد . عرضه آب سرانه در اسرائیل و سرزمین های اشغالی به سرعت در حال کاهش است ، در حالی که در اردن و غذه وضعیت عرضه آب مخاطره آمیز است . اکنون برنامه ریزی آب در اسرائیل و اردن به درجات مختلف بر شیوه های پیشرفته و ابتدایی بازیابی آب و تعمیر و نگهداری سیستم های آب رسانی پیشرفته ، و نیز تلاش همه جانبه برای رشد و آگاهی عمومی متمرکز است .
اهمیت اصلی آب در روابط بین کشورها این است که مانند یک وسیله چانی زنی مورد استفاده قرار می گیرد . آب یک عامل بازدارنده است اما برای اعمال تهدید و اجبار وسیله ای عملی نمی باشد .
مسائل مربوط به عرضه و کنترل آب در دره نیل بیشتر مورد علاقه اتیوپی ، سودان و مهتمد از همه مصر می باشد .
مدیریت منابع به طور روش به عنوان ابراز سیاست خارجی مورد استفاده قرار می گیرد ، اما باید تاکید کرد که کشمکش های مربوط به آب به جای آن که علت روابط رو به وخامت بین دولت ها باشد ، نتیجه چنین روابطی است . هیچ یک از کشورهای خاورمیانه نمی خواهند که بر سر آب وارد جنگ شوند ، اما نگرانی های جدی در زمینه تقسیم عادلانه آب وجود دارد . عامل مستقیم تضاد کنونی بر سر آب ، تخصص یک جانبه یا انحراف جریان آب مشترک به وسیله یک کشور مجاور رودخانه که قسمت بالای آن واقع شده است ، بدون انجام مشورت با سایر کشورهای سود بر می باشد . در حالی که مداخله نظامی را نمی توان به طور کامل منتهی دانست اما هزینه آن یک عامل بازدارنده است و هیچ تضمینی برای دستیابی به اهدافی مانند نابود کردن تاسیسات هیدرولیکی و تاسیسات زیر بنایی مربوط به آن ، بدون در بر داشتن پیامدهای جدی برای اقتصاد داخلی وجود ندارد .
از کنترل منابع آب مشترک همچنان برای اعمال فشار سیاسی استفاده خواهد شد . اسرائیل ، ترکیه و مصر هر چند سیاست آب ملی خود را به گونه ای موثر اجرا نمایند ، همچنان به دیکته کردن دستور کار منطقه ای آب به دلایل فوق ادامه خواهند داد . آنها برای از دست دادن چیزی که آن را یک سرمایه استراتژیک تلقی می کنند ، یعنی استفاده با اولویت ، انگیزیه چندانی ندارند ، هر گونه مذاکراتی که صورت گیرد ،امکان ندارد که این امتیاز استراتژیکی را به طور قابل توجیهی تغییر دهد . با این حال گرایش به شرکت در مذاکره بر تقسیم های مربوط به پشتیبانی بین المللی از پروژه های خاص تاثیر می گذارد .
بنابراین ، گشترش همکاری دراز مدت در زمینه منابع آب بین المللی در خاورمیانه ، چالش بزرگی را در برابر سیاست گذاران در داخل و خارج از منطقه ایجاد خواهد کرد .

ابعاد سیاسی_امنیتی بحران آب در خاورمیانه عربی و آینده مذاکرات صلح اعراب و اسرائیل :
ذخایر عظیم نفت و بر عکس آن ، کمبود شدید منابع آب مصرفی دو عامل عمده تنش های فرا منطقه ای و درون منطقه ای خاورمیانه هستند . نفت ، تنش سیاسی بین کشورهای منطقه و قدرتهای فرا منطقه ای را موجب می شود و کمبود آب اغلب زمینه ساز درگیری های درون منطقه ای است .بحران آب در خلیج فارس عمدتاً ریشه در کمبود طبیعی آب دارد و بر خلاف تقریباً همه نقاط خاورمیانه ( که آبهای مشترک سهم بزرگی در خلق بحرانآب در آنها دارند ) . در خلیج فارس منابع مشترک بسیار اندکی وجود دارد و بحرانی که در گوشه کنار این منطقه به وضوح دیده می شود ریشه در تخاسم کشورهای منطقه و انحصار جویی و زیاده طلبی آنها در بهره گیری از منابع آبی ندارد . کشورهای خشک این حوزه اگرچه فاقد منابع آبی مکفی هستند اما در آمدهای سرشار نفتی به آنها این امکان را می دهد که نه تنها که نیازهای ضروری خود را به شیوه های مختلف اعم از شیرین کردن آب دریا ، استحال آب از اعماق چند صد متری زمین یا وارد کردن آن از کشورهای دیگر ، رفع نماید بلکه حتی آنان را قادر می سازد تا سیاست های کشاورزی بلند پروازانه را در پیش گیرند .
این کشورها توانسته اند تا حال حاضر بحران آب را مدیریت کرده و در کنترل خویش در آورند . بدیعی است که این بحران فزاینده که رشد سر سام آور جمعیت و افزایش روز افزون مصارف انسانی ، کشاورزی و صنعتی آب نیز بر دامنه آن می افزاید ، برای همیشه قابل کنترل نبوده و در آینده این کشورها نیز با بحران رو خواهند گردید .
ترکیه به عنوان کشور سر منشأ رودهای دجله و فرات برای خود حاکمیتی تمام بر این رودها قائل بوده و حاضر به شناسایی آنها به عنوان رود هایی بین المللی نیست . این کشور اگرچه در موضع گیری های رسمی خود به همکاری با کشورهای پایین دست رود (سوریه و عراق )
اظهار تمایل می کنند ، اما عملاً در پی آن است تا با کمک این اهرم قدرتمند اقتصادی ، عظمت دوران امپراتوری عثمانی را که در سایه شمشیر کسب و پایداری می شد ، با شیوه ای جدید باز یابد . تبعیت از سیاست سد سازی های هر چه بیشتر و اجرای پروژه های عظیمی پون گاپ ، خطوط لوله صلح و ماناوگات همگی در این راستا می باشند .بحران آب در خاورمیانه عربی عمدتاً زاینده تقارن و در هم تنیدگی مجموعه ای از عوامل طبیعی و اولیه مانند نارسایی های شدید آبی ، پراکندگی نامتوازن داشته بودن بسیاری از منابع آب منطقه و مسائل و مشکلات نظیر ضعف سیاست های ملی کشورهای منطقه در بهره برداری از منابع آبی ، نگرانی های امنیتی ، اختلافات و تعارضات تاریخی ، سیاسی و مذهبی و افزون طلبی ها و رقابت های اقتصادی آنها می باشد . بی شک در چنین فضایی که همه چیز برای تشدید بحران و وخامت بیشتر اوضاع مهیاست ، تنها با تصحیح سیاست های ملی نمی توان به مدیریت بحران امیدوار بود .

ارسال نظر