X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

بررسی سرقت

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

دزدی عملی است نادرست و در همه فرهنگ ها ، مذاهب و اخلاقیات ناپسند و مذموم شمرده می شود . در اسلام برای دزد قوانین کیفری سختی تنظیم شده است که دامنه آن کودکان را نیز در بر می گیرد ، اگر دزدی در جامعه ای رواج یابد، امنیت مالی جامعه از میان خواهد رفت . و زندگی در آن جامعه دشوار خواهد شد. زیرا بخش اعظم آرامش و سکون جامعه به این دلیل است که انسانها احساس می کنند حاصل تلاش و کوششان ، متعلق به خودشان است ؛ و چنانچه این احساس به خطر بیفتد ، مردم دست از کار و تلاش کشیده و سرگرم حفظ ماحصل تلاش خود خواهند بود. اگر کودک دست به دزدی بزند و به آن عادت کند زندگی برای او نیز دشوار خواهد شد زیرا دائماً درصدد اقدام به آن امر است و رسوایی و خفت آن تدریجا از میان خواهد رفت و بعدها رسوایی آن دامنگیر والدین و مربیان خواهد شد. دزدی طفل در صورت کشف نشدن نیز زیان بار است ، زیرا خیانت در افکار و روحیه اش اثر گذاشته آن را ویران و وجدانش را ناراحت و افسرده خواهد ساخت ، خطای اخلاقی ضمن تاثیر در روحیه کودکان ، احساس شرمندگی های اولیه او را از درون می خورد و کودک افسرده خواهد شد.

 

بررسی سرقت

 

مقدمه :

 

سرقت جلوه ی ناسازگاری و از انواع کج رفتاریهای کودکان می باشد .

 

دزدی عملی است نادرست و در همه فرهنگ ها ، مذاهب و اخلاقیات ناپسند و مذموم شمرده می شود . در اسلام برای دزد قوانین کیفری سختی تنظیم شده است که دامنه آن کودکان را نیز در بر می گیرد ، اگر دزدی در جامعه ای رواج یابد، امنیت مالی جامعه از میان خواهد رفت . و زندگی در آن جامعه دشوار خواهد شد. زیرا بخش اعظم آرامش و سکون جامعه به این دلیل است که انسانها احساس می کنند حاصل تلاش و کوششان ، متعلق به خودشان است ؛ و چنانچه این احساس به خطر بیفتد ، مردم دست از کار و تلاش کشیده و سرگرم حفظ ماحصل تلاش خود خواهند بود. اگر کودک دست به دزدی بزند و به آن عادت کند زندگی برای او نیز دشوار خواهد شد زیرا دائماً درصدد اقدام به آن امر است و رسوایی و خفت آن تدریجا از میان خواهد رفت و بعدها رسوایی آن دامنگیر والدین و مربیان خواهد شد. دزدی طفل در صورت کشف نشدن نیز زیان بار است ، زیرا خیانت در افکار و روحیه اش اثر گذاشته آن را ویران و وجدانش را ناراحت و افسرده خواهد ساخت ، خطای اخلاقی ضمن تاثیر در روحیه کودکان ، احساس شرمندگی های اولیه او را از درون می خورد و کودک افسرده خواهد شد.

 

دستبرد و سرقتهایی که کودکان و نوجوانان ناهنجار و کج رفتار انجام می دهند ، معمولاً با نقشه قبلی و غالباً فقط به خاطر بدجنسی است . هدف از این نوع دستبردها اذیت و آزار رساندن به دیگری است . گاهی اوقات می خواهند کسی را که با آنها مخالفتی کرده تنبیه کنند . در اکثر موارد علاوه بر آزار و اذیت ، نفع فردی و سطحی در میان است. متأسفانه این نوع دزدیها ، مرتباً تکرار می شود به این علت که کودک و نوجوانان تهدید پذیر نیست و تهدید و تو بیخ آنها همیشه به نتیجه خوبی نمی رسد.

 

در موارد بسیاری نیز کودکان به خاطر مشکلات اقتصادی و فقر دست به دزدی می زنند تا به این وسیله امرار معاش کنند. ( به نقل از ابراهیمی و استیری (۱۳۸۶).

 

 

 

سرقت

 

سرقت یا دزدی به تعبیر قانگذار ایران یعنی « ربودن مال دیگری به طور پنهانی[۱]و سارق یا دزد یعنی « کسی که مبادرت به تصاحب و تملک اموال دیگری به طور پنهانی و بدون اراده او » [2]می نماید. همانگونه که دزدی می تواند از طبقات مختلف سنی و جنسی همچون کودکان و بزرگسالان یا زنان و مردان باشد یا تعلق به طبقه اجتماعی خاصی مانند طبقه ثروتمند یا فقیر داشته باشد ، سرقت نیز از لحاظ موضوع آن ( یعنی مالی که دزدیده می شود ) ؛ از نظر شیوه و شرایط سرقت ، زمان و مکان انجام آن و نیز از حیث نوع و میزان کیفر قابل تقسیم بندی و تفکیک است.

 

مقنن ایران موارد مزبور را در موارد ۲۰۳ – 197 قانون مجازات اسلامی و ۶۵۱ الی ۶۶۷ از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی ، تحت عنوان تعزیرات و مجازات های باز دارنده مصوب ۱۳۷۵ ۳٫ و در برخی قوانین خاص دیگر مورد حکم قرار داده است. موضوع سرقت فقط مال منقول است و مال یعنی چیزی که ازش داد و ستد دارد و در برابر آن پول یا مال دیگری داده می شود. بنابراین خارج کردن مال غیر منقول – مثل زمین – از اختیار مالک و لو به طور پنهانی یا ربودن چیزی که قانوناً یا عرفاً ارزش مالی ندارد ، سرقت محسوب نمی شود. با آنکه مفهوم سرقت کم و بیش در طول تاریخ ثابت بوده و با یک استثنا در تمام جوامع و فرهنگ ها ماهیتاً امری مذموم و نامطلوب تلقی می شده است ؛ اما همواره با تغییر در الگوی زیستی جوامع ، شکل، شیوه و ابزارهای ارتکاب آن متناسب با موقعیت تازه تغییر یافته است. به ویژه در دوران اخیر با وجود رشد تکنولوژی و استخدام سطوح حفاظتی و امنیتی پیچیده ، سرقت از صورت ساده و پنهانی تر گذشته خود خارج شده و سارقان از ابزارها و شکل و شمایل جدیدی در عملی نمودن هدف خود بهره می گیرند.

 

 

 

——————————————————————————–

 

[۱] ماده ۱۹۷ قانون مجازات اسلامی ، مصوب ۲/۳/۱۳۷۰ مندرج در روزنامه رسمی شماره ۱۳۶۴۰ مورخ ۱۱/۱۰/۱۳۷۰

 

[۲] جعفری لنگرودی ، محمد جعفر ، ترمینولوژی حقوق ، تهران ، گنج دانش ، ۱۳۷۸

 

۳ مندرج در روزنامه رسمی شماره ۱۴۹۴۳ مورخ ۴/۴/۱۳۷۵

 

 

 

انواع سرقت :

 

با توجه به تعاریفی که در ادبیات و قوانین موضوعه از سرقت وجود دارد ، برای اینکه عملی به عنوان سرقت شناخته شود ، فعل و فاعل آن باید از نظر قانونی ، روانی و مادی ، برخوردار از ویژگی های خاصی باشند در صورت وجود هر کدام از این موارد – عمل انجام گرفته سرقت نیست و قواعد دیگری درباره آن اجرا می شود. در نظام جزایی فعلی ایران ، برابر مواد مختلف قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ و ۱۳۷۵ و نیز برخی مقررات متفرقه دیگر  که برخی نیز مصوب سال های قبل از انقلاب می باشند ، می توان براساس کیفر اختصاص یافته به سرقت، سه نوع سرقت را از یکدیگر تفکیک کرد :

 

الف) راهزنی یاقطع طریق

 

ب ) سرقت مستوجب حد

 

ج ) سرقت مستوجب تعزیر

 

البته می توان تقسیم انواع سرقت را به گونه دیگری نیز ارائه نمود و آن را به طور کلی به دو دسته سرقت ساده و مشدد تقسیم کرد. در چنین تقسیم بندی ، سرقت مستوجب حد راهزنی، و برخی از انواع سرقت های تعزیری همراه با کیفیات مشدده در دسته بندی دوم ( یعنی مشدد) قرار می گیرند و صرفاً اعمالی که مشمول عناوین مندرج در موارد ۶۵۷ یا ۶۶۱ قانون مجازات اسلامی بخش مجازات های تعزیری و بازدارنده مصوب ۱۳۷۵ قرار می گیرند سرقت ساده تلقی می شوند مانند: جیب بری و کیف زنی که هیچ یک از شرایط مندرج در مواد دیگر را نداشته باشد . البته برخی انواع خاص سرقت نیز وجود دارد که در قوانین خاص قبل یا بعد از انقلاب پیش بینی شده اند و می توان آنها را براساس کیفیت ارتکاب در یکی از دسته بندی های فوق جای داد یا آنها را به گونه دیگری تقسیم بندی کرد. مانند سرقت کوپن کالاهای اساسی – موضوع مواد ۱و۴ قانون منع خرید و فروش کوپن کالاهای اساسی مصوب ۱۳۶۷ ، سرقت اسلحه و مهمات و سایر لوازم نظامی – موضوع مواد ۹۲ ، ۸۸ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۸۲ – و سرقت مسلحانه از بانک و صرافی ها یا جواهر فروشی ها ، موضوع « ماده واحده قانون تشدید مجازات سرقت مسلحانه » مصوب ۱۳۳۸ ، سرقت نو شتجات از اماکن دولتی ( موضوع مواد ۴۶-۵۴۴ قانون مجازات اسلامی – بخش مجازات های تعزیری و بازدارنده مصوب ۱۳۷۵ ) سرقت از موزه ها و . . . که تحت حفاظت یا نظارت دولتی است ( موضوع ماده ۵۵۹ قانون مذکور ). این مواد و سایر مواد قانونی مربوط به سرقت در اصطلاح حقوقی ، عنصر قانونی جرم سرقت در ایران را تشکیل می دهند از جهت عنصر مادی بر پایه تعاریف حقوقی ، در انتساب عملی به عنوان سرقت ، حتماً باید مالی که متعلق به فرد دیگری است مخفیانه یا آشکار ، برخلاف میل و رضایت او ، توسط فرد دیگری از یک مکان به مکانی دیگر انتقال داده شود و از تصرف و تصاحب او بیرون آورده شود. بنابراین ، ابتدا ربودن ( ربایش ) که تصاحب مال فرد دیگری است مطرح است ( عنصر مادی جرم سرقت ). در مرحله ی بعد موضوع جرم و سرقت که از نظر حقوق ایران ، بنابر تعریف سرقت در ماده ۱۹۷ قانون مجازات اسلامی ، باید « مال » باشد. مال ربوده شده باید متعلق به فردی دیگری باشد تا بتوان آن را سرقت نامید و عامل اساسی دیگری در وقوع جرم نقل مکان و حرکت دادن مال از محلی به محل دیگر است . به عبارتی عنصر مادی سرقت در حقوق جزایی ایران ربودن و تصاحب است و نیز تصاحب باید جنبه عینی داشته باشد به شکلی که با حقوق مالک در تعارض باشد علاوه براین از نظر حقوق جزا ، صرف انجام رفتار مجرمانه که در قانون جرم شناخته می شود ، باعث مسئولیت کیفری نخواهد بود. چون رفتار مجرمانه باید براساس میل و اراده ی آگاهانه فرد مجرم صورت پذیرفته باشد . به عبارت دیگر عملی سرقت محسوب می شود که فرد خاطی ، ربایش را با سوء نیت و قصد دستیابی به نتیجه انجام بدهد و به نتیجه نیز برسد ، در غیر این صورت جرم تام واقع نشده و شروع به جرم محقق می شود ، این امر را عنصر معنوی یا روانی جرم می گویند ۱٫ بنابراین در انجام هر جرمی سه رکن قانونی مادی و روانی یا معنوی یعنی نیت انجام عمل توسط فرد باید وجود داشته باشد . در حالت وجود این سه رکن در کنار یکدیگر است که یک عمل سرقت یا دزدی تلقی می گردد.

 

به طور کلی می توان گفت که در همه انواع سرقت با هر نوع تقسیم بندی لازم است یک عنصر مشترک از نظر حقوقی وجود داشته باشد تا بتوان از نظر حقوقی عمل سرقت را از غیر سرقت تشخیص داد. این عامل مشترک عبارت از فعل مثبت ربودن یا برداشتن پنهانی یا متقلبانه ( به معنی  سوء استفاده از جهل یا بی توجهی مالک ) مال متعلق به غیر توسط سارق است . بنابراین اگر جواهر فروشی یک قطعه طلا در اختیار مشتری قراردهد  تا پس از ملاحظه خریداری نماید ولی مشتری بدون پنهان کاری آن قطعه طلا را پس ندهد ، از نظر حقوقی مشمول عنوان سرقت نخواهد بود. یا اگر کسی مالی را به دیگری بسپارد تا پس از مدت معینی آن را مسترد دارد ولی امانت گیرنده از استرداد مال مورد امانت خود داری کند نمی توان او را سارق نامید بلکه این عمل خیانت در امانت است . یا اگر کسی با تبلیغات و چرب زبانی باعث شود تا دیگری مال خود را به وی بدهد چنین شخصی کلاهبردار است نه سارق . با توجه به مراتب ، به توضیح انواع سرقت به شرح ذیل خواهیم پرداخت :

 

الف ) راهزنی یا قطع طریق : طبق ماده ۱۸۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ ، « سارق مسلح و قطاع الطرق هرگاه با اسلحه امنیت مردم یا جاده را برهم بزند و رعب و وحشت ایجاد کند محارب است » و مجازات محارب طبق ماده ۱۹۰ همین قانون یکی از چهار مورد زیر است ۱- قتل ۲- آویختن به دار ۳- اول قطع دست راست و سپس پای چپ ۴- نفی بلد

 

آنچه این نوع سرقت را از سایر انواع متمایز می کند عنصر ایجاد رعب و وحشت است بنابراین ، اگر کسی حتی به صورت مسلحانه مرتکب سرقت شود ولی رعب و وحشت ایجاد نکند محارب محسوب نمی گردد ، یا اگر رعب و وحشت ایجاد کند ولی سرقت ننماید باز هم طبق این ماده قابل مجازات است . بنابراین بهتر می بود در این ماده بحثی از سرقت نمی شد. به هر حال چنانچه شخصی با توسل به هر وسیله ای اعم از اسلحه یا غیر آن – بدون ایجاد رعب و وحشت دست به سرقت در مکانی بزند برابر ماده ۶۵۳ قانون مجازات اسلامی ( بخش تعزیرات و مجازات های ، بازدارنده ) محکوم به سه سال تا پانزده سال حبس و شلاق تا ۷۴ ضربه می گردد. (نقل از صفاری ، ۱۳۸۵ ص ۲۹).

 

 

 

ب) سرقت مستوجب حد :

 

در ماده ۱۹۷ قانون مجازات اسلامی آمده است (( سرقت عبارت است از ربودن مال دیگری به طور پنهانی )) و ماده ۱۹۸ شرایط انجام آن را تشریح نموده است ، حین سرقت در صورتی مستوجب حد است که دارای کل شرایط زیر باشد (( شخصی غیر از پدر صاحب مال و در سال غیر قحطی ، در عین برخورداری از عقل و اراده ی آزاد با آگاهی به تعلق مال به مالک خصوصی دیگر ، عین مال به لرزش حد اقل ۵/۴ نخود طلای مسکوک که توسط صاحب آن در حرز مناسبی قرار گرفته ، با هتک حرز بیرون آورده و به عنوان سرقت به طور پنهانی برباید و مضطر نیز باشد )) کیفر یا حد این نوع سرقت برابر ماده ۲۰۱ قانون مجازات اسلامی در مرتبه اول قطع چهار انگشت دست راست سارق از انتهای انگشتان و در بار دوم قطع پای چپ از پایین بر آمدگی پا است . در مرتبه سوم ، چنین سارقی محکوم به حبس ابد می شود و در بار جهارم نیز اعدام می گردد .

 

البته اجرای کیفرهای بعدی منوط به اجرای کیفر در نوبت قبل و نیز وجود شرایط لازم برای سرقت مستوجب حد ونیر شرایط اجرای حد می باشد .

 

ج) سرقت تعزیری :

 

ماده ۶۶۱ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ ، به تشریح سرقت تعزیری ساده پرداخته است: (( در مواردی که سرقت در برگیرنده هیچ کدام از موارد تشریح شده در موارد ۶۵۱ تا ۶۶۰ نباشد ، مجازات مرتکب حبس از سه ماه و یا یک روز تا دو سال و تا ۷۴ ضربه شلاق خواهد بود )) .

 

سایر موارد سرقت را می توان به عنوان سرقت تعزیری همرا با کیفیت مشدد نامید . مانند اینکه دو نفر یا بیشتر به هنگام شب از دیوار وارد منزل کسی شده مرتکب سرقت شوند یا هنگام سرقت از اسلحه استفاده شود ، یا کسی مورد ضرب و شتم قرار گیرد . (نقل از صفاری ، ۱۳۸۵ ص ۳۰ ) .

 

 

 

مفاهیم مشابه با سرقت

 

در فقه جزایی میان ربودنی که عنوان سرقت می گیرد با برخی از انواع دیگر ربایش تفاوت وجود دارد :

 

*کسی که مالی را به طور علنی و آشکار می رباید ، برای مثال کسانی که در کوچه و خیابان کیف یا وسایل افراد را به طور ناگهانی و غافلگیر کننده از دستشان خارج می کنند و می گریزند ، در فقه جزا سارق نیستند و به آنها مستلب گفته می شود۱ .

 

*کسی که مالی را به طور پنهانی از غیر حرز می رباید و فرار می کند در فقه جزا ، مختلس است . مجازات آن به تشخیص حاکم شرع ، حبس کردن یا کتک زدن است .

 

*کسی که با حیله و تزویر یا جعل اسناد ، اموال مردم را تصاحب نماید و به عبارتی کلاهبرداری می کند محتال نامیده می شود و بر اساس قانون مجازات اسلامی باید تعزیر شود .

 

*کسی که با ترفند و بیهوش نمودن دیگری ، مال او را برباید ، مینج است و در مورد مرتکبین به این گونه اعمال حد سارق و محارب اجرا نمی شود ، چون شرطهای سرقت و بودن در آنها موجود نیست .

 

* فردی که با تردستی از جیب و لباس تن فرد دیگری مالی بردارد ، حکم سرقت درباره او جاری نمی گردد و طرار است .

 

*چنانچه فردی اقدام به ربودن مال متعلق به دیگری نماید ، اما به دلیل وجود عوامل خارجی ، موفق به کسب نتیجه یعنی تصاحب و خارج کردن مال از تصرف مالک نشود، مرتکب شروع به سرقت شده است .

 

*استفاده کنندگان غیر مجاز از امکانات عمومی مثل گرفتن غیر مجاز برق از سیمهای متعلق به دولت یا مردم نیز مصداق سارق تلقی می شوند . ( نقل از صفاری ، ۱۳۸۵ ص ۳۱ ) .

 

 

 

علل و انگیزه های سرقت :

 

 در بررسی علل و انگیزه های سرقت می توان از عوامل متعدد نام برد که چند نمونه آن به اختصار بدین شرح است :

 

۱٫ عوامل ذهنی : مانند هوش کم یا زیاد ، استعدادهای فردی و نظایر آن .

 

۲٫ سن : بی شک تقسیم بندی انواع سرقت بر حسب سارقان متعلق به گروههای سنی مختلف متفاوت است تا جایی که برای مثال می توان گفت بسیاری از آنچه بزرگسالان در رفتار کودکان (( دزدی )) می نامند ، از نظر روانشناسان کودک ممکن است صرفاً کنجکاوی باشد .

 

۳٫ جنس : چون به طور معمول قدرت بدنی زن از مرد کمتر است یا به تعبیر زیست شناشان مرد بیش از زن قدرت تحرک دارد ، بنابراین موارد ارتکاب سرقت – مخصوصا سرقت هایی که به طریقی با قدرت بدنی ارتباط دارد . بین دو جنس متفاوت خواهد بود . به عنوان مثال ، دختران بیشتر اشیاء کوچک را می ربایند و پسران غالباً وسایل الکتریکی و وسایل نقلیه         ( دوچرخه ، موتور سیکلت ، اتومبیل ) را به سرقت می برند .

 

۴٫ وضعیت بدنی : زشتی و زیبایی ، نقص عضو و بلندی یا کوتاهی بیش از حد ممکن است از عوامل موثر در ارتکاب انحراف باشد ، گاه دیده شده که اشخاص تنومند و قوی پنجه که از تاثیر هیکل خویش آگاهی دارند برای خود حقی تصور می کنند . عکس آن هم صادق است . به این معنی که گدایی یا جیب بری در میان اشخاص ضعیف الجثه بیشتر دیده می شود

 

اما آنچه بیش از همه در این پدیده تاثیر دارد ، عوامل روانی ، عاطفی و اجتماعی –اقتصادی است هرچند به یک تعبیر ظریف تر می توان عوامل دیگر و از جمله چهار مورد فوق را نیز متاثر از این عوامل دانست .

 

 

 

علل و انگیزه های روانی – عاطفی سرقت

 

علل و انگیزه های روانی- عاطفی سرقت را می توان به شرح زیر بر شمرد :

 

۱٫ فقر عاطفی : فقر عاطفی از عوامل فردی سرقت است . کودکانی که از اختلالات عاطفی شدید رنج می برند، معمولاً در خانواده هایی رشد یافته اند که در اثر طلاق از هم پاشیده شده یا والدین تربیت مناسبی را  برای فرزندان در نظر نگرفته اند . مرگ یکی از والدین و تبعیض بین فرزندان حالتهایی چون انزوا طلبی ، افسردگی واختلالات رفتاری در کودکان به وجود می آورد واین عوامل به نوبه خود ارتکاب جرم را تسهیل می کند . رابرت مرتن۱ در نظریه بی هنجاری خود می گوید که افراد هر جامعه یک سلسله هدفهای پذیرفته شده فرهنگی را دنبال می کنند که برای نیل به آنها به یک سلسله ابزار ووسایل نیاز دارند . هنگامی که افراد به شیوه های مشروع از رسیدن به هدفها یا وسایل حاصل به آن هدفها مایوس شوند به نوآوری ، یا طغیان و شورش دست می زنند ، ( دوب ، ۱۹۸۸ص ۱۶۵ نقل از ستوده ۱۳۸۱ ص ۱۵۵ ) زیرا وقتی در جامعه ای بر هدفها بیش از حد تکیه شود ووسایل رسیدن به این هدفها نادیده انگاشته گردد وقوع سرقت قابل پیش بینی است ، چون سرقت نوعی نو آوری در رسیدن به هدف تلقی می شود .

 

 2. ناکامی : ناکامی یا محرومیت اصطلاحی است که در زمینه شکست در ارضای تمایلات به کار می رود مراد از آن عدم امکان نیل به هدف است . دولارد و دوب۲ معتقدند که شیوع فراوان سرقت و دیگر تبهکاریها در میان گروههای فقیر تر و افزایش آن در دوران سختی و تنگدستی را باید واکنشی در برابر ناکامی دانست ( کلاین برگ ، ۱۳۴۲ ص ۴۴۹ همان منبع ) .

 

۳٫ حسادت : حسد آرزوی زوال نعمت برای دیگران است . گاه فرد با توجه به امکان دستیابی به موقعیت و منزلت دیگران رشک و حسد می برد و چون نمی تواند به مانند صاحبان اموال مالک آنها گردد دست به دزدی می زند ، پریچارد۱ می گوید تمایل به دزدی یکی از خصوصیات جنون اخلاقی است و گاه هم اگر تنها خصوصیت آن نباشد بارزترین آنهاست .

 

۴٫  تجربه های دوران کودکی : حوادث تلخ دوران کودکی ممکن است از فرد  شخصیتی جامعه ستیز بسازد که در بزرگسالی او را به اعمال ضد اجتماعی سوق دهد ، چنین فردی دارای کجرویهای چندی است و از جمله از اذیت و آزار دیگران و نیز سرقت اموال آنها لذت می برد ، زیرا وقتی دست به چنین کاری می زند ، گمان می کند انتقام خود را از دنیای بی رحم گرفته است .

 

۵٫ احساس ناامنی : وضعیت مغشوش خانواده ، ستیز و . . . اختلاف بین پدر و مادر و رفتار خشونت آمیز والدین از علل مهمی است که نوجوانان را دچار نگرانی و نا امنی کرده و در خود فرو می برد و به کناره گیری از دیگران به ویژه پدر و مادر می کشاند . جوان در چنین شرایطی روابط خود را با والدین گسسته ، گاه در نتیجه فشار یا خواست درونی ناچار می شود برای ارضای نیاز های مادی و معنوی خود یا برای انتقام گرفتن از والدین به خاطرمحدودیتها و سختگیریهای نابجای آنها دست به سرقت بزند .

 

۶٫ پرخاشگری : رفتاری است که پیامد های متعددی دارد و از جمله موجب خسارت و زیان فرد به فرد یا افراد دیگر می شود . خسارت و زیان می تواند جسمی یا روانی باشد . پرخاشگری یک نوع واکنش روانی است . فرد به وسیله پرخاش و اعمال ضد اجتماعی می خواهد نا کامی خویش را جبران کند وقتی شخصی همه راههای پیشرفت را به روی خود مسدود می بیند و از ارضای نیاز های عاطفی و روانی و مادی خود باز می ماند ، در برخی از موارد سعی می کند با اتخاذ روشها و شیوه های مختلف به تحریک دیگران یاحمله به آنها بپردازد یا با غارتگری و تباه کردن اموال دیگران به احساس رضایت موقت دسترسی پیدا کند

 

۷٫ خودنمایی : برخی از جوانان برای نشان دادن (( کله شقی )) و جرأت حادثه جویی که برای آنها بسیار ارزشمند است به بزهکاری روی می آورند و ظاهراً مصرف مواد مخدر یا دست زدن به سرقت برای یک جوان او را در چشم همگنانش (( کسی )) می سازد ( فلدمن۱ ،۱۹۶۵ نقل از ستوده ۱۳۸۱ ) ازاین رو فرد با موقعیتهای مساعدی برای ارتکاب جرم روبرو می گردد و به دزدی وغارت اموال دیگران دست می زند و اموال مسروقه را با افتخار در اختیار دوستان می گذارد و بدین وسیله با ایفای چنین نقشی نیاز به تعلق خاطر گروهی خودرا برآورده می سازد .

 

۸٫ محبت زیاد : زیاده روی در محبت زیاد نیز مانع رشد و تکامل شخصیت کودک است کودکان ناز پرورده که در محیط خانواده تمام توقعات و خواسته هایشان بدون چون وچرا انجام می گیرد ، در اجتماع نیز انتظار دارند تمام آرزوهای آنان به زودی برآورده شود . درصورت عدم توفیق و روبرو شدن با شکست تصور می کنند که همه بر علیه آنان قیام نموده ، عداوت دارند و در نتیجه ترسو ، خود خواه ، پر مدعا و پر توقع بوده با قبول عضویت در باندهای مختلف سرقت می خواهند از جامعه انتقام بگیرند.

 

 

 

علل اجتماعی – اقتصادی سرقت

 

اهمیت شرایط اجتماعی و اقتصادی در تبیین علل سرقت بر کسی پوشیده نیست . لاکاسانی۲ در باره تاثیر محیط اجتماعی می گوید که اگر نتوان آن را عامل انحصار شناخت ولی برترین و مهمترین عامل سرقت و دیگر بزهکاریها است نظر او را می توان در دو فرمول زیر خلاصه کرد :

 

*هر جامعه فقط دارای تبهکاران مخصوص خود است .

 

*محیط اجتماعی به مشابه یک زمین کشاورزی ویژه کشت تبهکاری است . میکروب قابل کشت در آن تبهکار است و اهمیت این عنصر فقط آنگاه آشکار می شود که محیط مناسب برای رشد خود بیابد ( گسن ، ۱۳۷۰ ، ص ۱۳۵ نقل از ستوده ۱۳۸۱ ) .

 

برخی از عوامل اجتماعی – اقتصادی سرقت را می توان به شرح زیر دانست :

 

۱٫ فقر مادی ، ( مهمترین عامل بوجود آورنده سرقت )

 

۲٫  فقر فرهنگی ( در ایجاد جرم نقش اساسی دارد ، دزدان اکثراً بی سوادند )

 

۳٫ طبقاتی بودن جامعه و نا برابر یهای اجتماعی

 

۴٫ از هم پاشیدگی خانواده و عدم امنیت عاطفی کودک .

 

۵٫ معاشرت با دوستان ناباب: ساترلند در نظریه پیوند افتراقی ( انتقال فرهنگی ) خود می گوید: رفتار مجرمانه مانند هر نوع رفتار دیگری آموختنی است . در تحقیقی که در ایران انجام شده ۴۲ درصد سارقان تحت بررسی دوستان نابابی داشته و ۷۵ درصد آنها با چنین دوستانی رفت و آمد زیاد و طولانی داشته اند ( قربان حسینی ، ۱۳۷۱ ص ۲۶۲ همان منبع  ).

 

۶٫ شهر نشینی و زاغه نشینی( گسترش بی رویه شهرها و انبوهی جمعیت هر دو از عوامل جرم زا هستند )

 

۷٫ بیکاری : عامل مهم دیگری در ایجاد فقر است و نیز از عوامل اصلی سرقت و جرم محسوب می شود . بیکاری از دو جهت در ازدیاد سرقت نقش دارد ، یکی وجود فرصتهای اضافی و خالی بودن اوقات فراغت و دیگر نداشتن در آمد کافی برای گذراندن زندگی.

 

۸- مهاجرت به شهر ها و اثرات روانی – اجتماعی: بر اساس  پژوهشی در ایران مهاجرت در زندگی ۳۳ درصد سارقان تحت بررسی به صورتهای مختلف نقش داشته است . ( قربان حسینی ۱۳۷۱ ، ص ۱۷۶ نقل از ستوده ۱۳۸۱ ).

 

 

 

روشهای اصلاح و درمان سرقت کودکان بزهکار

 

شیوه های اصلاحی برای بازسازی این کودکان بسیار متنوع است. به طور کلی بهتر است والدین و مربیان به جای تنبیه بکوشند فکر و روحیه کودک را درک کرده و طرق اصلاحی زیر را به کار بگیرند،‌چون کودک مثل فرد بزرگسال نیست که با آگاهی از همه ابعاد مساله تن به چنان خفتی دهد. و لذا با این روشها می توان او را زودتر از تنبیه و سرزنش درمان کرد ؛

 

۱٫   آگاه ساختن : بسیاری از کودکان از قبح و زشتی عمل دزدی آگاهی ندارند نمی دانند دزدی چیست و تازه اگر هم بدانند از شدت قبح آن بی خبرند باید به آنها آموخت که زیان مساله چیست و چه عواقب و رسوایی را در بردارد،‌جهل بلایی بزرگ است که ثمره تلخی دارد.

 

۲٫   رفع محرومیت : باید کودکان را تامین کرد، البته نه به گونه ای که چون شاهزاده ای زندگی کند بلکه باید حداقلی را برای آنها قائل شد تا به آنها نشان داده شود که والدین در فکر تامین خوشبختی آنها هستند، دادن پول تو جیبی به کودکی که کم و بیش در خیابانها رفت و آمدی دارد، ضروری است تا اگر هوسی کرد و غذایی را خواست بتواند بخرد و گرسنگی خود را رفع کند و یا امکان شرکت در یک فعالیت جمعی را بیابد. الیته قبلاً باید تذکرات لازم به او داده شود و به او تفهیم شود که خرید چه چیزهایی ممنوع و ناصواب است .

 

۳٫   تهیه چیزهای مورد علاقه : والدین ، باید کودک را از آنچه که مورد علاقه اوست سیر کنند ، به گونه ای که هوس فوق العاده ای درباره آن نداشته باشد. شاید برای والدین امکان نداشته باشد که همه آنچه را که طفل دوست دارد، برای او خریداری کنند. ولی لااقل می توانند با خریداری اشیای مشابه ، هوس او فرو نشانند. و اگر مثلاً تهیه میوه ، اسباب بازی ،‌و یا هر خوراکی دیگر مورد علاقه کودک برای خانواده مشکل است. باید به هرگونه ای که هست و لو به مقدار کم آن را برای او فراهم کنند،‌و گرنه با توپ و تشر و کتک زدن مساله حل نخواهد شد، زیرا طفل اگر فرصتی به دست آورد تن به خیانت خواهد داد.

 

۴٫   ابراز آگاهی : ابراز آگاهی از خیانت و کار ناپسند کودک ممکن است او را سر عقل آورد، پدر در خانه می تواند بدون اینکه مساله را به رخ طفل بکشد، او را از راهی دیگر هوشیار سازد. مثلاً از راه کمتر حرف زدن با او کمتر خندیدن و … و مادر نیز به طفل می گوید، ظاهراً پدرت از این مساله خبر دار شده است و …

 

۵٫   ذکر داستانها : بیان داستانهای ملامت بار و سرزنش کننده افرادی که تن به خفت دزدی داده اند ، برای کودک هوشیار کننده است. داستانها باید به کودک نشان دهد که فلان کس ، دزدی کرد و به فلان عقوبت دچار شد و یا دچار فلان رسوایی شد و عاقبت سرقت، خطرناک و ویران کننده است.

 

۶٫   پند و موعظه : در برخی موارد بخصوص دردفعات اول که کودک با آگاهی به قبح عمل دست به دزدی می زند می توان اورا پند و موعظه کرد. و باید به او فهماند که این عمل ، مورد رضای خداوند و پدر و مادر نیست ، زشت و ناپسند است و آبروی او و خانواده را می برد.

 

۷٫   تذکر و اخطار : در مواردی که پند و موعظه موثر واقع نمی شود باید به کودک تذکر داد و به او گفت که خطاهای او مکرر شده است و اگر ترک نکند او را چنین و چنان خواهیم کرد. بدیهی است مربیان آگاه سعی می کنند اخطارشان به گونه ای باشد که طفل آن را واقعی وجدی تلقی کند. همچنین باید به کودک اخطاری داده شود که قابل اعمال باشد و والدین قصد عملی کردن آن را داشته باشند.

 

بطور کلی در درمان دزدی کودکان می توان با روان درمانی طولانی مدت برای بازسازی شخصیت و شناخت انگیزه درونی و رفع احتیاجات معنوی و عاطفی اقدام نمود. همچنین با شرکت دادن دانش آموزان و یا مسئولیت دادن در فعالیتهای مربوط به نمایش و تئاتر ، موزیک و فعالیتهای ورزشی می توان در کاهش میزان سرقت در نوجوانان موثر بود.

 

در تمام موارد کمک و درمان کودک و یا نوجوان بستگی تام به شناخت انگیزه های حاکم بر رفتار او دارد ؛ مثلاً برای کودکی که گرسنه است باید حداقل نیاز اولیه او رفع شود به کودکی که برای جلب توجه و تائید گروه دوستانش دست به دزدی می زند باید کمک کرد تا از طریق راههای مشروع در در پی کسب محبوبیت اجتماعی برآید. کودکی که برای جلب توجه والدین یا انتقام جویی از آنها دزدی می کند باید مورد توجه و محبت بیشتری قرار گیرد . از دیدگاه روان شناسان ، اعتراف خواستن از کودکی که دزدی می کند و یا تهمت زدن به او در نزد دیگران بسیار نادرست و نامعقول است زیرا در این گونه روشها ریشه اصلی و علت بنیادی سرقت به سختی و به ندرت قابل تشخیص خواهد بود و این عمل به دروغگویی کودک یا ریختن آبروی او برای عملی که ممکن است دیگر هرگز مرتکب آن نشود منتهی خواهد شد (نقل از ابراهیمی و استیری (۱۳۸۶).

 

توهین ها ،‌اهانت ها ، درغگو و دزد خواندن کودک دردی از او دوا نمی کند چون کودک به تدریج به آن اهانتها و سرزنشها عادت می کند و لذا کمبودهای شخصیتی را از طریق سرقتهای دیگر ، افزون کردن درآمد و صرف آن در راه معاشران و دوستانی که او را تحسین می کنند، جبران می کند.

 

سرزنش کردن و بازخواستهای خشم آلود وی را نیز اصلاح نخواهد کرد چون در مقابل کودک متوسل به دروغگویی شده در برابر مقاومت والدین و مربیان از خود دفاع می کند. بهترین راه کنار آمدن با کودک ، مذاکره نرم و ملایم، تذکرات خیر خواهانه و رفع نیازهای او تا حد امکان و استفاده از توضیحات کلامی و استدلال اخلاقی متناسب باسن و جنسیت و شرایط وی است.

 

 

 

منابع و ماخذ

 

۱) پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان.

 

۲)ستوده،‌هدایت ا..(۱۳۸۱) – آسیب شناسی اجتماعی ( جامعه شناسی انحرافات ) انتشارات آوای نور، تهران چاپ نهم ویرایش دوم .

 

۳)صفاری ، علی (۱۳۸۵)سرقت در ایران ، تهران ، ناشر ، سلمان- به سفارش دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی دانشگاه تهران .

 

ارسال نظر