X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

تاریخ بین النهرین

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مقدمه:

مختصری درباره جغرافیایی طبیعی بین النهرین

یکی از مراکز قدیم فرهنگ وتمدن در آسیای میانه سرزمنی بین النهرین است که بوسیله دورود پر آب دجله و فرات مشروب می شود . این دورود از کوهها ی ارمنستان سرچشمه می گیرند و با فاصله زیادی از یکدیگر و با سرعت زیاد پس از گذشتن از معابر عمیق وارد جلگه بین النهرین گشته پس از مشروب نمودن آن قسمت به طرف جنوب سرازیر می گردند . در حوالی شهر بغداد امروزی فاصله این دو رود از یکدیگر کم می شود و به حدود ۳۰ کیلومتر می رسد دوباره هر چه به طرف جنوب می روند از یکدیگر فاصله گرفته تا به بین النهرین سطحی می رسند . در محلی بنام قورند این دورود خانه به هم پیوسته وشط العرب را تشکیل می دهند و از آنجا پس از پیوستن رودخانه کارون به آنها وارد خلیج فارس می شوند .

مقدمه:

مختصری درباره جغرافیایی طبیعی بین النهرین

یکی از مراکز قدیم فرهنگ وتمدن در آسیای میانه سرزمنی بین النهرین است که بوسیله دورود پر آب دجله و فرات مشروب می شود . این دورود از کوهها ی ارمنستان سرچشمه می گیرند و با فاصله زیادی از یکدیگر و با سرعت زیاد پس از گذشتن از معابر عمیق وارد جلگه بین النهرین گشته پس از مشروب نمودن آن قسمت به طرف جنوب سرازیر می گردند . در حوالی شهر بغداد امروزی فاصله این دو رود از یکدیگر کم می شود و به حدود ۳۰ کیلومتر می رسد دوباره هر چه به طرف جنوب می روند از یکدیگر فاصله گرفته تا به بین النهرین سطحی می رسند . در محلی بنام قورند این دورود خانه به هم پیوسته وشط العرب را تشکیل می دهند و از آنجا پس از پیوستن رودخانه کارون به آنها وارد خلیج فارس می شوند .

محدود ساختن بین النهرین کار چندان آسانی نیست ولی می توان جلگه بین النهرین را از مشرق به فلات ایشان و کوههای زاگرس و از مغرب به صحرای تار محدود نمود. در شمال بین النهرین فلات آسیایی صغیر واقع شده است که تا حدودی از نقطه نظر وضعیت طبیعی شبیه فلات ایران است . به طور کلی بین النهرین از دو قسمت تقریبا تمایز شمالی یعنی دامنه کوهستانی و کوههای شمال شرقی که خود از سلسله جبال زاگرس هستند که به رشته کوههای تاروس می پیوند ند و مرتفع ترین قسمت آن در مرز بین ایران و ترکیه و عراق قرار گرفته و قسمت جنوبی که شامل سرزمینهای پست مرکزی و زمینهای باطلاق نزدیک دهانه خلیج فارس
می باشد . تشکیل شده است . بین النهرین معروف نام سرزمینی است که برای اولین بار بوسیله مورخین یونانی به اراضی بین دو رودخانه دجله و فرات اطلاق می شده است . رود فرات که در زبان سومری به آن بورا نونا گفته می شده ۲۸۰۰ کیلومتر راه را در مسیر خود طی می کند. سومریها به رود دجله که حدود ۲۰۰۰ کیلومتر طول دارد ایدیگنا می گفتند . در تورات نام دجله و فرات از قرار زیر آمده است . وسیوم حداقل است که به طرف مشرق آشور جاریست و چهارم فرات است دجله پر آب تر و سریع تر و فرات کم آب تر و آرام تر و دارای ساحلی پست تر بوده و برای کشتی رانی مناسب تر است . ر چند این دو رودخانه پس از تشکیل شط العرب به صوت رود واحدی به خلیج فارس می ریزند ولی به احتمال قریب به یقین در گذشته هر یک دارای مذهب جداگانه ای بوده اند .

از نقطه نظر اقلیمی شمال و جنوب بین النهرین یکنواختت نبوده و وحدت و یکپارچگی که تا حدودی در دو طرف رود نیل از جنوب به شمال ملاحظه می شود در اینجا وجود نداشته و هم اکنون نیز ندارد . در جنوب بین النهرین اقتصاد کاملا به رودخانه طغیانهای سالیانه آن بستگی کامل دارد . یکی دیگر از خصوصیات این قسمت به علت وضعیت خاص طبیعی آسانی کانالسازی در این منطقه می باشد .

در شمال بین النهرین هوا سرد تر و زمستانها با برف زیاد همراه است . فصل گرما نسبتا کوتاه تر و در بیشتر قسمتها زراعت دیم نوع اصلی کشاورزی می باشد .

از نظر نقطه نظر جغرافیای نظامی سرزمین بین النهرین را باید سرزمین با زیرا برخلاف مصد که از هر طرف بسته است دسترسی به قسمتهای مختلف بین النهرین آسان است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فصل اول:

ساختار اجتماعی

نخستین ویژه ساختار اجتماعی بین النهرین ، بدون در نظر آوردن شاه و برده ها ، که تعداشان هرگز در بین النهرین بسیار نبود ،  عدم وجود طبقه بیدی اجتماعی بر پایه ثروت است ، نیز طبقه ای به نام جمگوجیان و سپاهیان وجود نداشت . افزون بر آن ، کاهنان و علماء هیچ گونه موقعیت اجتماعی ویژه ای نداشتند . مگر در موارد استثنایی که در آن کاهنی خاص و در معبدی مخصوص به پست مهمی دست
می یافت .

 

موقعیت برده ها

در اینجا باید میان برده های متعلق به اشخاص و آنانی که در تملک سازمانهای بزرگ کاخ و معابد بودند فرق قائل شد .

بردگان در تملک افراد و اشخاص ، یا خانه زاد بودند یا خریداری می شدند . و یا به ندرت سهمی از غنایم جنگی بودند که معمولا پس از پیروزی در جنگ به سپاهان تعلق می گرفت . بردگان بیگانه . به ویژه دختران را به دلیل مهارتهای و کاراییهای زانه به بین النهرین می آوردند برده های خانه زاد ،‌دست کم در دوره بابل  قدیم نسبت به دیگر برده ها وضع بهتری داشتند . هیچ قانون و مقراراتی در مورد رفتار ناشایست علیه برده ها و دفاع از حقوق آنها وجود نداشت ،‌ و در هیچ متنی
اشاره ای به چنین مسئله ای نشده است . تا آنجا که مدارک نشان می دهد . تعداد برده های فراری اندک بوده و کمتر مشاهده شده است . پذیرش برده های آزاد شده به فرزندی رسم بود و این واقعیت که آنها در دوران پیری از والد خوانده های خود به خوبی مواظب کرده و پس از مرگی آنان را طی مراسم شایسته ای به خاک می سپردند ،  از رابطه خوب میان ارباب و برده بر اساس اعتما متقابل و انجام تعهدات از جانب طرفین حکایت دارد .

بردگان ـ مگر در مورد برده های فراری ـ در روزگاران کهنتر آنان آرایش ویژه ای داشته است تا بدان وسله از دیگر متمایز باشند . در مناطق خاصی بردگان ، بیرون از خانه ارباب مجبور به استفاده از حلقه های نشان بردگی بودند . برده هایی که در محل به دنیا می آمدند نسبت به بردگان دیگر مزایای قانونی بیشتری داشتند در دوران بابل  جدید بر پشت دست بسیاری از برده ها نام مالک را داغ می زدند و پذیرش برده به فرزندی به ندرت اتفاق می افتاد . این بر اساس متون دواران بابل  جدید می دانیم که بردگان اغلب اجازه می یافتند برای معاش شخصی خویش کار و پیشه ای برگز ینند . اما به شرطی که ماهانه مباغی به صورت نقره به اربابان خویش بپردازند . اربابان غالبا بردگان خود را وادار به فراگیری صنایع پر در آمد می کردند تا از آن طریق ارزش آنها را به هنگام فروش بالا برده ،‌ نیز بر ثروت خویش بیفزایند .

روابط خانوادگی

وضعیت و موقعیت شهروندان آزاد بین النهرینی به خوبی شناخته شده است . بر مبنای تعدد بی شمار مدارک حقوقی که از زمان سومریها تا دوران سلوکیها بر جای مانده است ،‌ افراد را با نسبتهای خانوادگی مانند پدر و پسر ،‌برادر و شوهر می شناسیم . اگر چه بیشتر جنبه های حقوقی در مورد این نسبتهای خانوادگی به دفعات مطالعه شده است ، اما هنوز مسائل بسیاری در مورد خانواده و روابط خانوادگی حل ناشده باقی مانده است . به طور کلی می توان گفت که در دوران اکد واحدهای خانوادگی به نسبت کوچک و محدود بوده است . حال آنکه در دورانهای کهنتر و نیز در مناطق حاشیه ای در جنوب سرزمین بابل  در اواسط هزاره اول ق.م واحدهای بزرگتر خاندانی و حتی سازمانهای قبیله ای وجود داشته است . در دوران بابل  جدید آگاهی از ابعاد خانواده از آنجا معلوم می شود که نام اجداد خانواده را برای فرزندان بر می گزیدند .

بزرگ خانواده تنها یک زن داشت ،  و تنها در دوران بابل  قدیم است که گاهی از زن دوم نام برده می شود ،‌اما زن دوم نسبت به همسر اول مرتبه پایینتری داشته است .

مطالعه مدارک موجود مربوط به ازدواج و طلاق نشان می دهد که تنها در دوران بابل  جدید تاکید زیادی بر بکارت عروس می شده است و این گوشه ای از دگرگونیهایی را در روابط میان زن و مرد از دوران بابل  قدیم به بابل  جدید نسان می دهد . زیرا در دوران بابل  قدیم و حتی قبل از آن زن مرتبه اجتماعی بالاتری داشت و متوانست در دادگاهها و هنگام بستن قراردادها به عنوان شاهد حضور یابد و نیز حرفه کاتبی پیشه کند . در جنوب پسر بزرگ خانواده نسبت به بقیه فرزندان بیشترین سهم را از املاک پدری به دست می آورد ،‌و در دوران بابل  قدیم ترتیب فراهم کردن جهیزیه برای دختران و مخارج ازدواج برادران کوچکتر پس از مرگ پدر بر عهده او بود . فرزندان ذکور معمولا زمینهای زراعتی و باغها را به صورت یکپارچه مشترکا به ارث می بردند و به این ترتیب از تقسیم زمین به قطعات کوچکتر و کوچکتر جلوگیری می کردند. در دورانهای اولیه تاریخی فرزاندان ذکور اغلب پس از ازدواج کماکان در خانه پدری با والدین خود زندگی می کردند. در حالیکه یک خانواده بین النهرینی تنها از طریق پذیرش فرزند خاونده می توانست توسعه یابد .‌در متون به دست آمده از سرزمینهای اطراف بین النهرین مانند شوش و اوگاریت ،‌ سخن از ورود افراد بیگانه به عنوان برادران در ساختار خانواده به میان می آید ،‌که به احتمال ابعاد اجتاماعی و اقتصادی متفاوتی داشته است .

 

ساکنان درون شهرها و بیرون شهرها

حال نگاهی می اندازم به رابطه میان شهروندان که اکثریت جمعیت بین النهرین را تشکیل می دادند ،  و آنانی که یا در بیرون از منطقه شهرها در محوطه های اردوگاهی یا کلبه های اقامت کمابیش دائمی داشتند ،‌ و یا به علت گله داری ،‌یا به هر دلیل دیگر پیوسته از شهری به شهر دیگر در حرکت بودند . این تضاد میان مردمی که در شهرها می زیستند و آنهایی که فضاهای باز را ترجیح می دادند باعث بر هم خوردن و درهم ریختن بافت اجتماعی بین النهرین می شد و برخوردهای دائمی زیادی را به وجود می آورد . این روند تاثیر سرنوشت سازی را بر رشد سیاسی در بین النهرین داشت ،‌ و کشمکش میان شهر و ساکنان پیرامون آن همیشه در تاریخ منطقه اثر می گذاشت . اما باید به خاطر سپرد که این مشکل منحصر به بینالنهرین نبود بلکه در سراسر خاور میانه وضعیت مشابهی وجود داشت ،‌ و با اینکه همواره کوششهای فراوانی در یافتن راه حلی برای آن به عمل آوردند ،‌اما هرگز به نتیجه دلخواه نرسیدند .

به سختی می توان گفت که این دو قشر جامعه بین النهرینی واقعا جدا و دور از یکدیگر زندگی می کرده اند ،‌زیرا میان آنها مبادله و معاوضه افراد ،‌کالا ،‌ و افکار پیوسته در جریان بود .

میان این دو گروه همیشه نوسانهای مهمی وجود داشت که گروههای کوچک و بزرگی از جمعیت شهرها و خوش نشینها را شامل می شد . مشکلات سیاسی یا مالی خاص موجب می شد که همواره افرادی همچون خطا کاران ، مقروضین ، گروههای نیرومند شکست خورده در مبارزه قدرت ، ‌گردنکشان در سازمانهای بزرگ و امثال آنها را از شهرها بیرون کنند .این گونه افراد پس از خروج از شهر در روستاهایی سکونت می گزیدند که تعداد یا تمامی جمعیت آنها به دلایلی مانند بی قوت شدن خاک زمینهای زراعتی ،‌از میان رفتن وسایل و ابزار کشاورزی یا برای سرپیچی از پرداخت مالیات و اجره بها به زندگی نیمه ایلاتی خو کرده بودند . بنابراین ، میزان بالا و پایین رفتن جمعیت شهرها و آبادیهای پیرامون آن گهگاه
می توانست مشکلات بعضاً خطرناکی را به بار آورد. حتی اگر غیر شهروندان و ساکنان فضاهای باز از رهبری شایسته و فعال در مسائل سیاسی و نظامی برخوردار بودند ،‌می توانستند شهرها را منکوب کرده فرمانروایی بر آنها را به دست گیرند و بالاتر از ان برتمامی سرزمین بین النهرین حکومت کنند .

 

موقعیت پادشاه در جامعه بین النهرین

به منظور آماده شدن برای بحث در این مورد که آیا کاخ به عنون نهاد اقتصاد جامعه بوده است یا نه ،‌ نخست باید موقعیت و عملکرد شاه را در بین النهرین روشن سازیم . از دیدگاه تمدن بین النهرین تنها یک نهاد وجود داشت و آن نهاد پادشاهی بود . به عنوان یک ویژگی اساسی در زندگی نیمه متمدنانه ،‌پادشاهی خاستگاه الهی داشت . الوهیت پادشاه خود را در بابل و آشود به گونه ای متفاوت آشکار می سازد .

عناوین و القاب گوناگونی به شاه نسبت داده می شد که شاید اصطلاح پیش از سومری ملمو ،‌به معنی چیزی شبیه روشنایی خوف انگیز متداولتر از همه بوده باشد .

رابطه ویژه ای که بنابر تبلیغات شاهی ،‌ میان پادشاه و خدای او وجود داشت، موفقیتهای فرمانروا را در جنگها ،‌ و سعادت خوشبختی کشور را در زمان صلح فراهم می آورد .

اما در آشور اساسی ترین حقیقت در مورد پادشاه این است که وی کاهن بزرگ معبد آشور ،‌ خدای آشور ،‌ بود او در این مقام مراسم قربانی را به اجراً می گذاشت و در موقعیتی قرار داشت که می توانست نظرات خویش را در برنامه معبد و مراسم پرستش و عبادت تحمیل کند . پادشاه بابل تنها سالی یک بار اجازه ورود به شبستان معبد مردوک را داشت و آن هم تنها پس از جدا کردن نشانهای پادشاهی از خد امکانپذیر بود . اما تا آنجایی که ما اطلاع داریم ،‌پادشاه آشور سالی یک بار تاجگذاری خود را تکرار می کرد و این مراسم با فریاد آشور پادشاه است همره می شد . پادشاهان آشوری با بی میلی و اکراه و ظاهرا برای دلایل شخصیتی و کسب شهرت و اعتبار عنوان شرو را می پذیرفتند ،‌که به احتمال اصطلاحی بیگانه در زبان اکدی بود

عملکرد شاه به عنوان لیمو یکی از مراسم آشوری بو.د که در آن شاه نام خود را با نام و الامقامترین صاحب منصبان پادشاهی در یک سطح قرار می داد

در بابل پادشاه نام خویش را در نخستین سال تاجگذاری به آن سال می داد ، و هر یک از سالهای بعدی در سلسله مراتبی سنتی به یکی از صاحب منصبان داده
می شد . پس از آخرین صاحب منصب شاه بار دیگر می توانست برای آن سال سالنام باشد .

در واقع به شکل نظری گزینش سالنام یا فرمانروای هر سال از طریق قرعه تعیین می شد . چنان قرعه ای که از طریق آن ،‌ سالنام سال ۸۳۳ ق م برگزیده شد .‌به دست ما رسیده است . در این متن چنین آمده است ای آشور ، خدای بزرگ ادد، خدای بزرگ این قرعه یخلی رئیس مباشران شلمانزر ،‌پادشاه آشور ،‌شهر کیپسونی ،‌سرزمینهای ۰۰۰ ،  رئیس بندر است . محصول آشور را رونق ده و در سالنامی که با قرعه به نام او افتاده است فراوانی عطا فرما شاید بتوان فرض اکرد که در آغاز نام کسی که از طریق قرعه برای این منظور بیرون می آمد برگزیده خدا به شمار می رفت تا کاهن او باشد و برخی از وظایف مربوط به کاهنان را در رابطه با آغاز سال جدید به انجام رساند . بعدها ،‌گزینش صاحب منصبان به عنوان سالنام نه از راه قرعه ، بلکه از طریق سلسله مراتب موقعیت و مقام آنها صورت می گرفت ، در واقع ،‌به نظر می رسد که پادشاهان دوران امپراتوری آشور این سنت محل ی را نادیده انگاشته و حتی در گزینش صاحب منصب سالنام سلسله مراتب را هم مراعت نمی کرده اند .

به عنوان کاهن ،‌پادشاه آشور فعالانه در شماری از مراسم نیایش سالانه شرکت می کرد ،‌وجود شاه با دقت تمام از بیماری ،‌و به ویژه اثر سحر و جادو و هجوم شیاطین محافظت می شد . زیرا سلامت وی برای کشور امری اساسی به شمار می رفت . به این دلیل ،‌همان گو.نه که ما از نامه های به دست آمده از بایگانیها آگاه شده ایم ،‌پادشاهان آشوری را همیشه پیشگویان و دعانویسان و پزشکان همون نگینی در میان می گرفتند . آنها تمام نشانه های نحو ست بار در اطراف شاه را با دقت زیر نظر گرفته و درباره آن چره اندیشی می کردند . مراسم پیچیده ای برای دفع نشانه های شر از وجود شاه و جود داشت .‌ و دست کم در نمونهای که در دست داریم می دانیم هنگامی که در آشور برای پادشاه پیشگویی خطر مرگ
می شد.‌ شخص دیگری را برای مدت یکصد روز شر پوخی می نامیدند و پس از گذشت این مدت او را می کشتند .‌ و چنانکه شاید و باید او را به خاک می سپردند تا بدین ترتیب نحوستی که می باید روی دهد به حقیقت بپیوندد و با مرگ شاه تقلبی ، شاه واقعی از گزند حوادث محفوظ بماند . دسترسی به شاه .‌حتی به ولیعهد و جانشین وی ،‌ با دقت زیر نظر گرفته می شد. در هر کاخ آشوری اتاق جنبی چسبیده به تالار تخت برای انجام مراسم وضو و تطهیر پادشاه در نظر گرفته
می شد .

در مراسم تاجگذاری آشوریها ،‌ همه صاحب منصبان دربار بنا به سنت نماد تمام مقامهای خویش را در برابر شاه بر زمین می نهادند . و به عبارت دیگر از مهام خود استعفا می کردند تا پادشاه جدید بار دیگر آنها را برگزیند .

در بابل شرایط و سنن کاملا متفاوت بود سندی در دست است که در آن فهرست تمامی کارکنان درباره نبوکدنصر دوم آمده است . شاه را همیشه صاحب منصبان دربار و دیگر مقامات سرزمینهای پادشاهی و پادشاهان و فرمانروایان شکست خورده ساکن در دربار بابلی در میان می گرفتند .‌حال آنکه صاحب منصبان آشوری ظاهرا مجریان اوامر شاه بودند . پس از دوره بابل میانی ،‌ پادشاهان بابلی و آشوری اغلب برای خود وزیر اختیار می کردند که نام آنها در فهرست شاهان نیز آمده است . انتخاب وزر در آشور در دورانهای اخیر باب شد . در این سرزمین ولیعهد معمولاً نقش ریاست دبیرخانه اپراتوری را بر عهده داشت و از کاخ مدیریت فرمانراوایی می کرد .

مسئله جانشینی در هر دو سرزمین اهمیت زیادی داشت منابع تاریخی بابلی از غاصبینی که پادشاهی را تصاحب کرده اند به ندرت یاد می کنند .

در آشور تاکید زیادی بر مشرعیت فرمانروا بوده و اغلب در کتیبه های شاهی شجره نامه طویلی از اجداد پادشاه دیده می شودکه در آن پادشاها ن به نیاکان خویش مباهات می ورزند . با در نظر گرفتن چنین نمایش و جلوه ای ،‌بسیار عجیب خواهد بود اگر بشنویم که برخی از پادشاهان آشوری آشکارا از ذکر نامنیاکان خود اجتناب می ورزیدند ،‌ و چنانکه گویی از تخمه شاهان نبوده اند ،‌حال آنکه منابع دیگر این نظریه را به هیچ وجه تایید نمی کند . این حرکت ضد سنت نشان می دهد که در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول ق م در آشور دو نوع پادشاه آرمانی وجود داشته است ،  انهایی که نیروی خویش را از حمایت خدایان دریافت می داشتند که حامی نیاکان شاهی آنها نیز بوده اند ، و خود را باگذشته آشور ارتباط می دادند. و آنهایی که موفقیت در به دست آوردن پادشاهی خویش را در تایید آشور ،‌ خدای بزرگ آشور ،‌ می دیدند که آنها را به عنوانمردان برگزیده خود برای انجام وظایف شاهی ارتقاء بخشیده است . چهره های جالبتر فرمانروایان آشوری جز و گروه دوم ،‌ یعنی مردان خود ساخته بودند . سارگون اکدی که از نیزارها برخاست و مهمترین مشهورترین فرمانروا در تاریخ بین النهرین شد ، توسط مردم اکد به چهره ای باگذشته اساطیری مبدل شد،‌ به همان ترتیب ایدریمی پادشاه خود ساخته اَلَلَخ و نیز اورسا پادشاه خود ساخته اورارتویی خود را با غرور قهرمان می نامند .

در انجام وظایف و مسؤولیتهای اجتماعی ، پادشاه بین النهرینی وظیفه داشت با ایجاد مراجع قانونی حمایت حقوقی و قانونی جامعه و افراد تحت فرمانروایی خویش را تضمین کند .وظیفه پادشاه به طور سنتی قانونگذاری ، تعیین نرخها ،‌ و بی اعتبار کردن قوانین زیانبار به حال مردم بود . گاهی اتفاق می افتاد که شاه به خاطر حمایت از طبقات خاصی از اجتماع مقررات تازه ای را پیشنهاد کرده و یا قضات را در تصمیم گیریها یشان در مواردی خاص راهنمایی کند . اما ، با پایان یافتن دوران بابل قدیم پادشاه قانونگذار ناپدید ی شود .‌و به موازات آن در تصمیم گیریهای پادشاه در مورد بالا بردن رفاه عمومی اجتماعی از طریق بخشودگی بدهکاریهای خاص و سر و سامان بخشیدن به وضع نرخ بهره ،‌مزدها ،‌قیمت خدمات اصلی ،‌ و ارزش کالا و قفه ای ایجاد می شود . به نظر می رسد که در این دوره بخش معینی از این مقررات هنوز در اختیار معابد قرار داشته است .

تماس با کشورهای بیگانه در زمان صلح از وظایف دربار بود . روابط بازرگانی و سیاسی به دست شخص شاه انجام می گرفت ، و او در اجرای این هدف صاحب منصبانی را مامور می کرد .

درباره رابطه میان شاه و مردم زیر فرمان او می توان گفت که در بین النهرین اطاعت کامل از مقامات اساسی ترین ویژگی یک فرد متمدن به شمار می رفت .

متون پیشگویی یک بار دیگر در پیشگوییهای مربوط به برخوردهای میان شاه و رعیا تصویر تیره ای را آشکار می سازد و نشان می دهد که دربار با اسرا و زندانیان رفتاری بسیار سخت و غیر عادلانه داشته است .

پادشاهان بین النهرین چیزی جز مستبدان شرق نبودند . پادشاهان آشوری مواظب بودند تا صاحب منصبان عالیرتبه خود را از خویش نرنجانند . زیرا آنها اگر چه وفاداری خود را نسبت به پادشاه و سلسله و خاندان او بار ها از طریق سوگند به تایید رسانده ،‌ و برای اطمینان بخشیدن به جانشینی ولیعهد موافقتهایی را با آنان به عمل آورده بودند ،‌اما آماده بودند تا هر گاه که سیاست پادشاه مورد پذیرش آنها واقع نشد علیه او شورش کنند . در سراسر فتنه ها و دسیسه های درباری که از آنها در مکاتبات دربار دوران سارگونی ذکری به میان آمده ،‌هیچ اشاره ای به ترور افراد یا صدور حکم قتل کسی نشده است . قشرهای مهم جمعیت از طریق موقعیتی که داشتند به عنوان شهروندان شهرهای قدیمی و صاحب امتیاز در برابر تجاوزات و دست اندازیهای پادشاه در امان بودند ،‌ و می توان تصور کرد که میان فرمانداران و شهروندان شهرهای زیر فرمان آنها در سرتاسر قلمرو امپراتوری ترتیبات مشابهی و جود داشته است .

 

 

 

موقعیت همسر شاه

در مورد پادشاه و خانواده شاهی باید در نظر داشت که اصطلاح شهبانو تنها در مورد خدایان زن و زمانی به کار می رفت که حکومت می کردند . همسر اصلی شاه بانوی کاخ نامیده می شد و معشوقه های او ، دست کم در دربار آشوری ،‌ درون حرمی می زیستند که از آن خواجگان حفاظت می کردند . مقررات زندگی آ“ها با دقت تمام ، بر طبق فرامین شاهی تعیین و اجرا می شد . از طریق تعدادی نامه که از اواخر دوران امپراتوری آشور در اختیار داریم ،‌پی می بریم که نفوذ همسر اصلی و مادر شاه گاهی در تصمیم گیریهای سیاسی از اهمیتی فراوان برخوردار بود . اما نفوذ همه آنها در برابر قدرت و نفوذ سمیرامیس معروف ،‌بیوه شمشی ـ ادد پنجم ،‌که به احتمال شاهزاده ای بابلی بود هیچ است . این زن از دوران طفولیت فرزندش ،‌ادد ـ نیراری سوم ،‌ تا زمانی که به سن قانونی برسد بر سرتاسر امپراتوری فرمانروایی کرد ،‌و حتی بعد از آن نیز عنوان شهبانویی خویش را حفظ کرد ، و نفوذ خود را تا آنجایی به کار برد که نامش در کتیبه های شاهی و آثار تاریخی در کنار نام فرزند تاجدارش ذکر شود . از نویسندگان یونانی داستانهایی در مورد این شهبانو بر جای مانده است .

 

کاخ شاهی

کاخ پادشاه نهادی بود که بیشترین اهمیت اقتصادی را در سراسر کشور داشت . باج و خراج از کشورها و ملتهای زیر تابعیت پادشاهی ،‌مالیاتهای گوناگون که شهروندان مجبور به پرداخت آن بودند ،‌در آمد حاصله از املاک شاهی ،‌ و فروش محصولات تولید شده در کارگگاههای شاهی پیوسته به این کاخ سرازیر بود مقامهای درباری و دولتی و اعضای خانواده شاهی ،‌نگهبانان و سپاهان کاخها ،‌گروهی از بردگان و غلامان و دیگر کسانی که زندگی آنها از کار کردن در کاخ تامین می شد .‌بنا بر مقام و موقعیتی که داشتند از انبارها و خزانه های کاخ حقوق و مزایا دریافت می داشتند . درباره خاستگاه نهاد کاخ باید گفت تعیین اینکه این سازمان صرفا از ریشه های مالکانه سرچشمه گرفته است ،‌ یا آن را باید را باید از جنبه های خاص اشتقاقی از نهاد معبد در دوران اولیه سومری ،‌  و اگر نه پیش از سومری.

نظام توزیع نهاد کاخ در بین النهرین به طور مطمئن در پاره ای موارد بانهاد معبد برخوردهایی داشته است ،‌اما تاکنون مدارکی دال بر این امر در دست نیست . ظاهرا پس از سرنگونی سومریها نهاد معبد به مرور ضعیف شده و اقتدار خود را از دست می داد ،‌ در حالی که نهد کاخ از لحاظ املاک زراعتی و ثروت و کارگههای صنعتی قویتر ،‌ گسترده تر ،‌ و غنیتر می شد . مدارک زیادی از مدیریت معابد دوران بابل جدید از اوروک و سیپر به دست آمده است که نشان می دهد اهمیت نهاد این معابد در حد محلی بوده است . متاسفانه مدارک چشمگیری از سازمانهای اداری کشوری در دست نیست . زیرا احتمال دارد که در این زمان برای نوشتن از مرکب و موادی مانند پاپیروس و پوست استفاده می کرده اند که در طول زمان از میان رفته است . از نظر معماری و نقشه بنا کاخهای بین النهرینی ویژگیهای خاصی را به نمایش می گذارد که عبارت است از : تالار تخت که در آن پادشاه سفر او دیگر بازدید کنندگان را به حضور می پذیرفت ،‌حیاط بزرگ مقابل آن ، و تالار بسیار وسیعی که از آن به احتمال برای میهمانیهای رسمی استفاده می شد . و یک متن آشوری شامل دستورانی برای چنان میهمانیهایی که می بایست به تایید پادشاه و شخصیتهای طرز اول او برسد ،‌این نظریه را استحکام می بخشد . بخشهای نشیمن برای پادشاه و اطرافیان او ، و نیز فضاهای انباری پیرامون این بنای اصلی بر پا شده بود . تاکنون مطالعه ای تفصیلی از کاخهای حفاری شده به عمل نیامده است ،  اما همین مطالعات مقدماتی اطلاعاتی را درباره تفاوتهای محلی و گوناگونیها در تزیین از دوره ای به دوره دیگر به نمایش گذاشته است . ساختن یا بازسازی کاخها اغلب در گزارشهای آشوری در جزئیاتی چشمگیر شرح داده شده است . به نظر می رسد که در هر شهر مهم کاخی وجود داشت که بیشتر محل استقرار نماینده محلی حکومت بوده است تامحل سکونت پادشاه ،‌ و اینکه در برخی از پایتختها شماری از این کاخها را فرمانروایان یکی پس از دیگری بنا می کردند.

 

معبد و کاهنان

از تاریخچه معبد به عنوان یک نهاد اطلاعات بسیار اندکی در دست است . اگر چه مدارک و متون فراوانی درباره معابد به ویژه از زمان سومریها و دواران بابل جدید در اختیار داریم . متاسفانه این مدارک منحصرا درباره دفاتر مربوط به مواد و کالاهای خاص ساخته شده برای معبد ،  و نیز کاهنان و کارکنان از درجات پایینتر معابد ،‌ و کارگران و صنعتگرانی است که از معبد حقوق و جیره دریافت
می داشتند . معبد به عنوان نظام شاخص توزیع با دو جنبه مشخص سازمان یافته بود: ‌وارد شدن در آمدهایی مانند اجاره بهای املاک متعلق به معبد و هدایا ،‌ و خارج شدن اجرتها و جیره ها . در آمد در درجه نخست شامل هدایایی بود که ،‌برای مثال از جانب پادشاه به معبد اهدا می شد . و در درجه دوم از سهم گهگاهی تامین می شد که از غنایم و غرتهای جنگی و بالاتر از همه ،‌ از اسرای جنگ به معبد تعلق می گرفت .

از دوره بابل جدید مدارکی در دست داریم که نشان می دهد پرستشگران بنا بر سنتی که در تورات هم آمده است ،‌ به هنگام ورود به شبستان هدایای کوچکی از نقره را در صندوقها می انداختند . این مطلب را از آنجایی می دانیم که پادشاهان مالیاتهایی را بر درآمد معابد بسته و حتی ماموری را برای نظارت و جفظ منافع خویش در شبستان گمارده بودند . از مقامهای عالیرتبه معبد اطلاعات ما بسیار اندک است . ظاهراً شنگوی کاهن ریاست فعالیتهای اداری معبد را در اختیار داشت .‌ در حالی که انوی کاهن مسؤو ل برقرار کردن ارتباط میان معبد و جامعه با خدا بود. متاسفانه از سلسله مراتب کاهنان به شیوه متداول در هیچ معبدی مدرکی در دست نیست و نمی دانیم که آیا برای به دست آوردن پست و مقام مسئله وراثت تاثیر داشته و یا آزمایشهای معینی برای شناخت شایستگیهای نامزدها موجود بوده است یا نه ،‌ و سرانجام ،‌ از شرایط کسب پست و مقام هیچگونه اطلاعی در دست نیست . گذشته از افرادی که کارهای معبد را انجام ی مدادند .‌افراد دیگری همچون کاتبان ،‌ مباشران متعدد برای انجام وظایف گوناگون ،‌ رئیس کاهنان و احتمالا با چند دستیار متشکل از متخصصین در امر دفع شیاطین و پیشگویان ، که از نیازهای اساسی کاخ و معبد بود ، در سازمان معبد به کار اشتغال داشتند. کاتبانی که در دبیر خانه معبد خدمت می کردند بنا بر سنتهای متداول از قدیم الایام شاگردانی داشتندکه در ساعات معین به آنها فن نوشتن را می آموختند و آنها را وادار می ساختند تا متون قدیمی را رونویسی کنند . بنا بر  این ، معبد نقش مهمی را در حفظ و اشاعه خواندن و نوشتن بازی می کرد ،‌ گرچه هیچ یک از آنها کتابخانه اختصاصی از خود نداشت .

نقش معبد در ارتباط با جامعه تا آنجا که مطمئن هستیم دو جنبه داشته است که مسؤولیتهای اجتماعی معینی که بر عهده معبد نهاده شده بود ،‌ و خدمات مذهبی و نیایشی معینی که معبد برای جامعه ،‌ اما به ندرت برای افراد و اشخاص ،‌ انجام
می داد .

معبد از راههای متعدد می کوشید تا از تعدی مالی نسبت به مردم کم درآمد جلوگیری کند . برای مثال ، در دوران بابل قدیم معبد برای اندازه گیری و وزن کردن ،  واحدها را یکنواخت و معیار کرده بود تا بدین وسیله جلوی اجحاف کم فروشان را نسبت به افراد فقیر گرفته باشد . آنها همچنین اقدام به یکنواخت کردن یرخ بهره کرده بودند که باز هم نتیجه آن حمایت از افراد ندار و کم درآمد بود . از دواران بابل قدیم ، و گهگاه از دورانهای بعدی نمونه های فراوانی در دست است که نشان می دهد معبد وامهای کوچکی را به مردمی که دچار مشکلاتی می شدند بدون بهره واگذار می کرد . از مدارک اداری معبد از دوران بابل جدید می آموزیم که گاهی والدین برای نجات فرزندان خویش از قحطی و گرسنگی ،‌ آنها را به معابد هدیه می کردند و نشانه هایی در دست است که چنین وقایعی در زمانهای قدیمتر نیز به وقوع پیوسته است . معبد از این گونه افراد و از فرزندان آنها همانند برده استفاده می کرد . بدین معنی که آنها را برای کارهای گوناگون تربیت و سپس درآمد حاصله از کار آنها را به نفع معبد ضبط می کرد.

 

 

 

 

 

 

فصل دوم:

واقعیتهای مالی و اقتصادی

 

مالکیت زمینهای کشاورزی

اساس اقتصاد جامعه بین النهرین در طول تاریخ آن در وهله نخست کشاورزی بود. در آمدهای مکمل عبارت بود از تجارت پشم گوسفند ،‌موی بز ،‌ وچرم . آنجه را که در خاور نزدیک باستان تا قرون وسطی اسلامی می توان تولیدات صنعتی نامید .‌منحصرا پارچه بافی و فعالیتهای در ارتباط با آن بود . در بین النهرین بافندگی در مقیاسهای بزرگ تنها در کارگاههای متعلق به سازمانهای بزرگ انجام می پذیرفت ،‌در حالیکه محصولات خانگی به سختی نیازهای خود خانواده را برآورده می ساخت .

کشت بیشتر حبوبات و پرورش نخل خرما در مقیاسهای گسترده در مراحل کوناگون در زمینهای متعلق به معبد یا دربار انجام می گرفت ، این فعالیتهای کشاورزی یا به طور مستقیم و یا غیر مستقیم صورت می گرفت .

گسترش مدام نمک و شوره براثر آبیار یزیاد زمین در سرزمین بابل ،‌پر شدن کانهالهای آبیاری با گل ولای ،‌و فرسایش تدریجی سدها نیاز به نظارت و مراقبت دائم داشت . و از آنجا که کاخ و معابد سرمایه گذاران بزرگ در زمینه فعالیتهای کشاورزی بودند ،‌این مراقبت به اجبار بر عهده آنها بود . کاهش تدریجی نفوذ معبد از اواسط هزاره دوم ،‌و در ازای آن افزایش فئودالهای زمیندار زیر نظارت دربار می بایست تغییراتی را از نظر اقتصاد کشاورزی و جبه جایی قدرت اقتصادی به وجود آورده باشد .‌ که از آن جمله است نقش فزاینده ثروتهای کلان خصوصی در نیمه دوم هزاره اول ق.م . در اینجا مورشو خانه بانک می تواند مثال خوبی برای وجود چنان سرمایه های خصوصی باشد.

مدارک نشان می دهد که در دوره بابل جدید تغییراتی در شیوه زمین داری دربار به وجود آمد و پادشاه و خانواده او زمینهای زراعتی خود را به اشخاص اجاره
می دادند . این مدارک به نبونید ، پادشاه کلدانی بابل ،‌و فرزندش بلشظر تعلق دارد که در تاریخ بین النهرین کاملا یگانه است .

 

واحد پولی در معاملات

مسئله مهم دیگری که در اقتصاد بین النهرین اهمیتی ویژه دارد.‌استفاده از نقره به صورت واحدی برای مبادلات و پرداختها ،‌و کاربرد آن به صورت معیاری برای تمامی معاملات است . یک بار دیگر یادآور می شود که تمام نتایج به دست آمده از مدارک کتبی خاصل شده است. در سراسر تاریخ شناخته شده بین النهرین نقره به صورت معیار به کار می رفت ،‌ مگر در دو مورد همزمان اما کوتاه مدت ،‌ یکی در دوران بابل میانی ، هنگامی که طلا و نقره ارزشی برابر داشت و دیگری در دوره آشور میانی که دست کم در آشور قلع جای نقره را در معاملات گرفت .

به عنوان واحدی برای پرداخت،‌از نقره به صورت شمش در شکلها واندازه های متفاوت استفاده می شد . آنها درهمه معاملات به هنگام پرداخت بها ،‌شمشها را بدون توجه به شکل و اندازه وزن می کردند. از این وسی

ارسال نظر