X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

تاریخ و پیشین

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

برنامه‎ریزی (عمومی): پیشینه :

در یک نگاه گسترده، برنامه‎ریزی بعنوان یک «دوراندیشی ساده متداول» تعریف شده است. شامل تکامل و تکوین نیروهای درونی، پیش‎بینی اشکال زندگی بیولوژیکی و حیوانات و سنجش فعالیتهای انسان می‎باشد. در این راه، ما همانند آنچه ملوین برنچ (Melvin Branch ) گفته است. می‎توانیم پیشینه برنامه‎ریزی را دخول به پیشرفت انقلابی اشکال بسیار پیچیده زندگی از حالت ساده آن بنامیم. او چنین «در برنامه‎ریزی درون زا» را با بیان موارد محیطی پیچیده‎ای همچون تولید مثل «پرنده آفریقای شرقی» the east African weaverbird که بستگی به زمان تخم‎گذاری حشرات در زیر لانه‎اش دارد نشان می‎دهد.

  -)تاریخ و پیشینه :

چگونگی توصیف تاریخ و پیشینه برنامه‎ریزی، به آنچه که از برنامه‎ریزی برداشت می‎کنیم ارتباط دارد. از این به بعد در رابطه با جزئیات بیشتری از تعریف برنامه‎ریزی بحث خواهیم کرد. امّا در قالب دیدگاه و دورنمای نظر ما تعریف برنامه‎ریزی قابل مقایسه نمی‎باشد.

(اندازه) میزان چنین تعریفهائی دارای وسعتی از گستردگی به اندازه یک جهان تا کوچکی یک فعالیت محدود می‎باشد، این دیدگاههای متفاوت، تصورات بسیار متفاوتی از تاریخ و چگونگی گسترش برنامه‎ریزی تا به امروز را ایجاد می‎کنند.

-) برنامه‎ریزی (عمومی): پیشینه :

در یک نگاه گسترده، برنامه‎ریزی بعنوان یک «دوراندیشی ساده متداول» تعریف شده است. شامل تکامل و تکوین نیروهای درونی، پیش‎بینی اشکال زندگی بیولوژیکی و حیوانات و سنجش فعالیتهای انسان می‎باشد. در این راه، ما همانند آنچه ملوین برنچ (Melvin Branch  ) گفته است. می‎توانیم پیشینه برنامه‎ریزی را دخول به پیشرفت انقلابی اشکال بسیار پیچیده زندگی از حالت ساده آن بنامیم. او چنین «در برنامه‎ریزی درون زا» را با بیان موارد محیطی پیچیده‎ای همچون تولید مثل «پرنده آفریقای شرقی» the east African weaverbird   که بستگی به زمان تخم‎گذاری حشرات در زیر لانه‎اش دارد نشان می‎دهد.

اگر چه ممکن است با چنین مثالی از مسأله مقداری دور شویم ولی بهتر است آنچه را که برنامه‎ریزی می‎نامیم، تمرین دوراندیشی متفکرانه انسانها تلقی کنیم. لذا این دید، پیشینه برنامه‎ریزی را به سوی فرهنگ بشری سوق می‎دهد. ساختن ابزارها، یکی از نشانه‎هایی است که باعث متمایز کردن بشری از دیگر مخلوقات می‎گردد و تأکید بر این نوع دوراندیشی متفکرانه می‎باشد. در این نگاه، برنامه‎ریزی نوعی طرح گذرکردن از فعالیتهایی است که مانع هر گونه فعالیت انسانی گذشته می‎شود و این بطور خالص یک عکس‎العمل غریزی یا یک پاسخ غیر ارادی می‎باشد. ممکنست این دوراندیشی متفکرانه بطور انفرادی یک معنی گستردهتری را نسبت به آنچه که مد نظر ماست برنامه‎ریزی ارائه دهد.

لذا اگر ما برنامه‎ریزی را بصورت اجتماعی تصور کنیم، نسبت به یک فعالیت انفرادی، ریشه‎های برنامه‎ریزی به اولین ملزومات ساختاری جوامع در اولین تاریخهای بشری گسترش می‎یابد. در جوامع اولیه صیادی و شکارچی‎گری برنامه‎ریزی فعالیتهای معمولی پیشروی متفکرانه و گسترش استراتژی‎های فعالیتها همواره اتفاق افتاده است. چنین جوامعی در فعالیتها و نتایجشان بسیار امیدوار شناخته می‎شوند.

در یک حالت، دقیقاً همانطور که یک طراح برای ساختمان برنامه‎ریزی خاصی دارد و بدون توضیح چگونگی انجام آن، خواهان اجرای این برنامه می‎‏باشد. نقاشی موجود در غارها نتیجه شکار صیادان و طراحی نقاشان مذهبی می‎‎باشد.

این ارتباط بین برنامه‎ریزی و معجزه، یا یک شخص مذهبی بعنوان برنامه‎ریز، متناقض با برنامه‎ریزی و منطق بنظر میرسد و چیزی که امروزه رواج دارد چیزی است که از زمان روشنفکری افکار گسترش یافته است. هنگامی که ارتباطات بین علل و اثرات در نظر گرفته نشوند، رازها بوجود آمده ورموز بعنوان یک وسیله عمل می‎کنند.

بر همین مبنا، از دیدگاههای متفاوت نقش برنامه‎ریزان بعنوان یک رهبر مذهبی تاکنون ادامه دارد. بهترین مثال از اینگونه برنامه‎ریزان ایمهوپت (Imhotep  ) است. کسی که در امپراتوری سوم در مصر زندگی می‎کرد (حدود ۲۱۰۰سال قبل از میلاد). بعنوان مشاور فرعون زوسر (Zoser  ). ایمهوپت در خداشناسی مصر دارای اعتبار بوده، با اختراع هرم و خصوصاً هرم زوسر که باستانشاسان معرفی کرده‎اند (یک مثال برای اولین هرمها است).

اگر چه با توجه به یافته‎های باستانشاسان تاریخ عنوان می‎کند که ایمهوپت مسوؤل برنامه‎ریزی و مکان گزینی پایتخت زوسر بوده و حتی یک طرح قابل درک برای معبد و آرامگاه ارائه نموده که قستمهائی از آن هم اکنون نیز مدرن می‎باشد.

با اینکه تمدنهائی بر پایه کشاورزی خیلی پیچیده رشده کرده‎اند، استفاده آنها از برنامه‎ریزی خیلی آشکار بوده، بخصوص در مهارتهای سازماندهی اجتماعی و مذهبی آنان.

در جوامع کشاورزی نیز برنامه‎ریزی‎ها بر مبنای مذهب و سیستم اجتماعی صورت می‎گرفته از جمله تمدن مایا در آمریکای مرکزی، و چنین جوامعی بر مبنای اعتقادات مذهبی و رفتاری جامعه و پیشگوئی سیکل فصول در کشاورزی برنامه‎ریزی می‎کرده‎اند.

سلسله مراتب نظامی و مهارتهای اجتماعی باعث بروز برنامه و مدیریتی شده‎اند که امروزه آنرا «امنیت و سیاست خارجی» می‎نامیم که خدمات محلی و مدیریت را در کلیه تمدنهای پیشرفته در قرون برنز و آهن تأمین می‎کند. و گسترش آن از چین در شرق تا حوزه سند   (Indus Valley  ) و بین‎النهرین (Mesopotamia  ) که به آسیای صغیر و مصر در غرب کشیده شده است.

اولین الگو برای مدیریت برنامه‎ریزی در این نوع از فرهنگ، حضرت موسی می‎باشد که در کتاب تورات شرح داده شده است. برنامه‎ریزی در این نگاه یک فعالیت صحیح در کلیه جوامع تا به امروز بوده، در غرب از تمدنهای کلاسیک یونان و رم از ایالات محلی و امپراتوریهای تجاری قرن نوزدهم در آفریقا از زیمباوه و مالی (Mali  ) به Ashanti   وZulu   در آمریکا از آزتک (Aztec  ) و امپراتوریهای اینکااتا ایروکویز(Iroquois  ) در آمریکای شمالی، در شرق از امپراتوری ایران تا چین و ژاپن فرهنگها ادامه می‎یابد.

-)برنامه‎ریزی و شهرها :

مثل شهر- معبدهای مایا در آمریکای مرکزی را بعنوان یک عنصر اعجاب‎آور از فرهنگ و تمدنی که فعالیتهای خود را برنامه‎ریزی می‎کنند ذکر کردم.

شهرها بعنوان یک بخش مهم از کلیه تمدنها می‎باشند، بطور کلی فرهنگها بزرگترین اعتباراتشان را در شهرها می‎یابند. اکثر شهرها برنامه‎ریزی شده‎اند گاهی اوقات بطور کلی اما همیشه در یک قسمت وسیع و مشخص دارای برنامه‎ریزی می‎باشند.

در یک نگاه که طیف وسیعی از موافقان را جلب توجه می‎کند، برنامه‎ریزی یکی از ضرورتهای برنامه‎ریزی شهرهاست. از این دید می‎توانیم با پیگیری پیشرفت شهرهای برنامه‎ریزی شده تاریخچه برنامه‎ریزی شهری را آشکار سازیم. از ابتداء شهر جزئی از فرهنگ انسانی بوده و اولین شهرهائی که کشف شده‎اند دارای برنامه بوده‎اند. و این مطلب از مکان گزینی شبکه‎ای با قاعده در هاراپا (Harappa  )، کاببانگان (Kabangan  )، و هوهنجو      دارو (Mohonjo-Daro  ) قدیمی‎ترین شهرهای کاملی که تاکنون شناخته شده‎اند مشهود است. این شهرها بین سالهای ۲۱۵۰ تا ۱۷۵۰ قبل از میلاد وجود داشته‎اند در یک تمدن که در حاشیه رود سند گسترش یافته بود. برای اثبات بیشتر اینکه این شهرها دارای برنامه‎ریزی بوده‎اند می‎توان به این اشاره کرد که هر سه شهر گرچه صدها مایل جدا از هم قرار داشته‎اند امّا از یک طرح استاندارد تبعیت می‎کرده‎اند.

شبکه شطرنجی بعنوان پایه برای تنظیم خیابانها و خانه‎ها یک طرح قدیمی می‎باشد. یک اردوگاه کارگران مصری در سال ۲۶۷۰ قبل از میلاد، این طرح را نشان می‎دهد. اما آیا این یک طرح می‎تواند گواهی بر برنامه‎ریزی سیستماتیک باشد.

شهرهای برنامه‎ریزی شده در دل کلیه تمدنهای قدیمی و بزرگ موجود بوده، اغلب طرحهای عمومی این شهرها شکل بیرونی و شیوه کشورداری و سنبلهای مذهبی آنان بوده شامل: دیوارهای بیرونی، خیابانهای اصلی،‌بازار، قصر یا کاخ و ترکیبات معابد.

اما عناصر برنامه‎ریزی شده آنان هنوز تعجب ما را برمی‎انگیزد. معابد اور (Ur  ) بابیلون         (Babylon  )، نینوا در بین‎النهرین (ninereh  )، تبس (‏Tebes  ) و کارناک (Karnak  ) در مصر، تئوتیوکان (Teorihucan  ) و چیچن ایتزا (Chichen Itza  ) و اوکسمال (Uxmal  ) در آمریکای مرکزی و آنگلکوروات (Angkor Wat  ) در کامبوج و بووبودور (Borobodur  ) در اندونزی و قصرهای مختلف پرسپولیس در ایران دور شاروکین (Dur sharrukin  ) در بین‎النهرین و پایتختهای امپراتوری از جمله آزتک تنوتیلستان (Aztec Tenochtitlar  ) و شانگهای چین بعضی از شهرهای برنامه‎ریزی شده می‎باشند.

همچنین شکل این شهرها بازتابی از اثر افکار مذهبی در برنامه‎ریزی می‎باشد. این چهره پنهان مذهب در برنامه‎ریزی همانطور که در هر فرهنگی تصور شده، بصورت حکم تقدس دنیا نشان داده شده. یک چنین تصوری یا تعریف جهانشناسی آن که از زبان سانسکریت گرفته شده ماندالا (Manadala  ) نام گرفته است.

ماندالا بعنوان طرح پایه برای شکل شهرها در فرهنگهای باستانی وجود داشته و گسترش یافته است. برنامه‎ریزی شهری سنتی در چین بصورت zine-Squme   (که برنامه‎ریزیهای مدرن بیچینگ (پکن سابق) Beijing   بر آن پایه می‎باشند) یک ماندالا است. برنامه‎ریزی و معماری هندوی باستانی، دستورالعملی برای حالت خاص از ماندالا در برنامه‎ریزی شهری بوده‎اند. این دستورالعملها منابع برنامه‎ریزی برای شهر هندسی جالیپور (جیپو) (Jaipur  ) بوده که در قرن هجدهم بازسازی شده است.

همچنین پایه برنامه‎ریزی شهر رم یک ماندالا بوده، خیابانهای اصلی آن با چهار چهارراه نشان دهنده دنیائی است که به چهار قسمت تقسیم شده و مرکز آن روم می‎باشد. گرچه همانطور که ملاحظه کردیم، شهرهای برنامه‎ریزی شده خیلی قدیمی‎تر هستند، تمدن کلاسیک یونان بطور عمومی با اصول برنامه‎ریزی شهری سیستماتیک شکل گرفته. هیپوداموس پدر برنامه‎ریزی شهری نام گرفته که او برنامه‎ریزی را برای بازسازی شهرش ملیتوس (Miletus  ) که در جنگ آسیب دیده بود شروع کرد برنامه او بصورت یک شبکه هندسی که خودش (البته به غلط) اختراع کرده بود می‎باشد. شهرهای یونان و هلنی Hellenistic   در قسمتهائی و یا بطور کامل بصورت شبکه‎ای برنامه‎ریزی شده بودند، آنها عناصر استاندارد را شامل می‎شوند مثل یک معبد (اغلب بالاترین نقطه یک پتر یا آکروپلیس مثل مشهورترین آن در آتن) یک مجتمع بازاری یا آگورا، یک آمفی تئاتر (برای نمایش و تجمعات) و سیرک برای ورزش و سرگرمی.

رم بصورت ارگانیک درون سرزمینهای وسیع گسترش پیدا کرد و در نهایت روستاهای مسکونی که در بلندی قرار داشتند بدنبالش به آن چسبیدند و اما قسمتهای عمومی دارای برنامه‎ریزی بود. همانطور که هنوز می‎توانیم با گشت و گذار در خرابه‎های میدانهای رم باستانی آنرا احساس کنیم. رم همچنین می‎تواند مثالهایی اولیه از آئین نامه‎ها باشد محدود کردن ارتفاع ساختمانها (بخاطر خطر سقوط) و محدودیت تجمع اشیا در شب برای جلوگیری از برخورد در کوچه‎ها باریک همراه یا ترافیک عابران پیاده و ارابه‎های جنگی امپراتوری رم یک تمدن بسیار خوب برنامه‎ریزی شده بود. دارای سلسه مراتب و استراتژی در لشگریان رومی، دارای شبکه گسترده مدیریت کشوری و تأسیسات زیرپایه‎ای و پلهای فوق‎العاده مهندسی ساز و آبراهها و بزرگراهها. در این دوره از زمان، انفجاری از زیستگاههای برنامه‎ریزی شده دیده می‎شود که تعداد زیادی از آنها بعدها جزو شهرها اصلی اروپا شدند.

 

این کاستروم (Castrum  ) یا اردوگاه نظامی می‎باشد که مدلی برای سکونتگاههای برنامه‎ریزی شده رم بوده که اغلب بصورت شهرهای مستعمراتی و پادگانی شروع می‎شده. اردوگاه آنها توسط یک سری موانع  مربعی شکل محدود می‎شد.

همراه با طرح شبکه‎ای که فضاهای مسکونی به چهار قسمت تقسیم می‎شود با دو خیابان اصلی که توسط میدان یا بازار تقاطع پیدا می‎کرد و به چهار دروازه ختم می‎شدند. انتظار می‎رود شهرهای قرون وسطی بعنوان شهرهای گسترش یافته ارگانیک که شکل نهائی آنها نتیجه همخوانی ناخود‎آگاه طرحهای هریک از ساختمانها و از نتیجه فضاهای بین آنها بوجود آمده باشد.

عناصر اصلی شهری در این شهرها همچنین بصورت برنامه‎ریزی شده بودند، کلیساها و میدانهای آنها اغلب در مراکز شهری و از همه مهمتر دیوارها، لژها و سالنهای اجتماعات. گاهی اوقات برنامه‎ریزی ساده‎ای مشخص می‎گردد از جمله میادین شهری و سالنهای شهری در فلورانس قرون وسطی (the pizza del signoria  ) و سینا Siena   (the piazza del Campo  ). اروپای قرون وسطی همچنین دارای شهرهای جدیدی بود که امروزه با شکل غیر برنامه‎ریزی شده آن دورانشان متفاوت بنظر نمی‎رسند.

این شهرهای برنامه‎ریزی شده، سونتگاههای مرزی یا مستعمراتی بوده که توسط پادشاه یا ارباب زمین دار تأسیس شده بودند تا قانون خودش را روی یک سرزمین حاکم کند و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی آن گردد.

آنها باستیدها (Bastides  ) قرون وسطایی از لانگدوک (Lang uedoc  ) و پروونس             (Provence  ) در فرانسه و

شهرهای استحکام یافته در ولز (Wales  ) و شهرکهایی که توسط شوالیه‎های در شرق آلمان ساخته شده بودند را شامل می‎شدند. این سکونتگاههای برنامه‎ریزی شده دارای برنامه شبکه‎ای معمولی خودشان بودند و توسط توپوگرافی و شرایط محلی اصلاح شدند و مشکل چهارگوش و بر پایه سابقه روسی بنا شده‎اند.

دیوارها را همچنین شکل چهارگوش می‎ساختند که خیلی به حالت گرد نزدیک بود چیزی که حالتهای قرون وسطی به آنها دیکته می‎کرد. شکل شهرکها بستگی به عوامل همچون وجود قلعه و یا طول استحکامات داشت. در طی دوران رنسانس و باروک (Baroque  ) در اروپا (با تفاوتهائی بین جنوب، مرکز وشمال در اروپا) مابین قرون ۱۵ تا ۱۸ و گسترش شهرها و روستاهای برنامه‎ریزی شده بسیار زیاد بود. در قرن پانزدهم اروپا شاهد شروع یکسری ایده‎های کلاسیک از طراحی شهری بود که برای یکسری برنامه‎ریزیهای شهری بصورت ایده‎آل بیان می‎شد. طراحان این «آرمانشهرها» سعی می‎کردند تا ترکیبی از ماندالا که تأکیدی به تصورات دینی و فلسفی می‎شد با توجهات تجربی از دفاع که استحکاماتی علیه حملات جدید از جمله توپخانه‎ها را مهیا می‎کرد، بوجود آورند.

این عقاید شکل انسجام یافته‎ای پیدا کرد. در برنامه‎ریزی سکونتگاههای جدید از پالمانرا     (Palmanora  ) در ایتالیا تا سن پتزربورگ در روسیه (St.petersburg  ) و گسترش شهرهای برنامه‎ریزی شده ازما فهیم (Monnheim  ) درآلمان تا ادینبورگ در اسکاتلند        (Edinburgh  ). سکونتگاههای جدید شهری در شمال آمریکا در قرن حاضر نیر نشان می‎دهند که آنها برنامه‎ریزی داشته‎اند بعنوان مثال فیلادلفیا و پنسیلوانیا توسط ویلیام پن وشریکش (William Penn) و (Thomas Holme). در سال ۱۶۸۳ برنامه‎‏ریزی شده است. شکل آن همچنین کاستروم روی را بخاطر می‎آورد.

با داشتن شکل چهارگوش و بلوکهای شبکه‎ای، با دو خیابان اصلی موازی بسوی میدان مرکزی و هریک گوشه با یک میدان منظم می‎گردد.

ساوانا (Savannah) و جورجیا (Georgia) توسط جیمز اوگلتورپ (Jame Oglethorpe) عضو مجلس انگلیس، در سال ۱۷۳۳ برنامه‎ریزی شده است مثال دیگری می‎باشد. نقشهای آن الهام گرفته از میدانهای مسکونی لندن بوده است و شامل یکسری واحدهای میدانی همسایگی که وارد (Wards) نامیده می‎شوند. هر یک از آنها شامل چهل واحد مسکونی که در یک شبکه بدور یک میدان مرکزی قرار گرفته بود می‎شدند با یک خیابان اصلی که شبکه میدانی را از واردهای (Wards) دیگر جدا می‎کرد. در قرن ۱۹، برنامه‎ریزی شهری معنا و کارآیی تازه‎ای یافته بود، علاوه بر نقش محلی در طراحی شکل فیزیکی شهر، بصورت کلی در پائین شرح داده خواهد شد. در چنین زمانی برنامه‎ریزی کلی شهرها بدون توقف ادامه داشت. بازسازی شهری برای برنامه‎ریزان شهری مشکل دیگری را ایجاد کرده بود و بعضی نتایج تلاشهای آنها مهری بر شخصیت این شهرها تا امروزه گذاشت. مثالهایی که بطور معمول به ذهن می‎آیند بلوارهای پاریس می‎باشد که نتیجه برنامه‎ریزی هوسمان در سال ۱۸۵۵ می‎باشد. رینگ اشتراوس (Ringstrass) در ویفا، نتیجه برنامه پیشروی سطوح شهری جهت استحکامات توافقی بود. علاوه بر بازسازی و پرسازی قسمتهای قدیمی شهرها، در قرن ۱۹ برنامه‎ریزان مسؤول گسترش شهرهای متعددی بودند که شامل شهرکهایی می‎شدند. آنها همچنین برنامه‎ریزیهایی از قبیل اجتماعات حاشیه شهری، شهرکهای همکار و شهرهای جدید و پایتختها داشتند.

پلمان(Pulman) و ایلینوئیز (JIionois) و سالیتر (saltaire) انگلند (England)،‌ مثالهائی از شهرکهای مشترک المنافع دهلی نو در هند و واشنگتن D.C از پایتختهای برنامه‎ریزی شده هستند. هنگامی که به سوی قرن ۲۰ حرکت می‎کنیم به نتیجه می‎رسیم که برنامه‎ریزی شهری خیلی پیچیده است که مستلزم بیشتر از یک طرح کلی شکل نهائی شهرهاست. بدونشک، درست است که قبل از برنامه‎ریزی و ساخت یک شهر بزرگ یا گسترش یک شهرستان یا بازسازی کلی همیشه یکسری سؤالات مربوط بهم پیش می‎آید.

چگونه گسترش سرزمین و مقررات آن مدیریت می‎گردد؟ چه نوع جمعیتی نیاز بوده و چه تحریکاتی لازم بوده که به آنها داده شود؟ چگونه هدف گسترش را بودجه‎بندی کنیم. طرح گسترش باید توسط مهندسین برای کارهای فراهم سازی جاده‎ها و پلها و فراهم‎آوری آب و فاضلابها معین گردد. اما صنعتی شدن و خصوصی‎سازی جوامع اروپا و آمریکا در قرن ۱۹ مشکلات جدیدی را بوجود آورد که این دیگر سؤالات را بوجود آورد. این نشان‎دهنده این است که چگونه این مشکلات مشاهده شدند و مشخص شد چگونه می‏توانیم ریشه‎یابی کنیم و برنامه‎ریزی کنیم همانطور که امروزه می‎دانیم.

 

 

-)برنامه‎ریزی معاصر و ریشه‎های آن :

عقایدی که پشت سر برنامه‎ریزیهای امروزه قرار دارند و کارهائی که برای برنامه‎ریزی شهری صورت می‎گیرند نه تنها به قدمت برنامه‎ریزی شهری و طرحی که شرح دادم نیست، علاوه بر این ریشه‎های این برنامه‎ریزی در قرون ۱۸ و ۱۹ می‎باشد وقتی که نتیجه انقلاب صنعتی در آمریکای شمالی و اروپای غربی حس می‎شد.

محله‎های شلوغ و کثیف و فقیر نشین شهرهای جدید صنعتی، نتیجه تکنولوژی ساخت و حمل و نقل می‎باشد. بیگانگی و فقر کارگران شهری در جوامع جدید صنعتی علامتهای صنعتی شدن بودند که چندین نوع تحرک مقابله آمیز را برمی‎انگیزد.

آنها می‎توانند در ۳ زیر مجموعه طبقه‎بندی شوند اما اکثر جریانهای غیر وابسته‎ای از عقاید می‎باشند که بطور تقریبی در برنامه‎ریزیها، تجمع یافته، همانطور که در قرن ۲۰ آنها بعنوان «کفایت علمی» و «زیبائی شهری» و «عدالت اجتماعی» می‎گفتند. همانطور که اورسلی Eversely نامید، ریشه‎هایشان در مکاتب «سودگرائی» و «آرمان گرایی» قرن ۱۹ می‎باشد. مکتب سودگرائی برای همه مردم از سیاستهای اقتصادی نشأت گرفته و ارتباط مسطحی با برنامه‎ریزی یافت. در قرن ۱۹ در افکار اقتصادی همچون تئوری ریکاردو در اجاره زمین بود. Ricardo

عقاید آرمان گرایانه حداقل به اوایل رنسانس باز می‎گردد و در رجوع به بالا شامل «ایده‎آل شهرها» می‎گردد. در قرن ۱۹ آرمان گرایان اولین کسانی بودند که نسبت به بیماری ناشی از صنعتی شدن عکس‎العمل نشان دادند. در میان آنها فیلسوف فرانسوی بنام Fourier بوده که مکتبش فالانستر «Phalanstere» بود بعنوان شکل جدیدی از جوامع خودکفا که در یک لگا-استراکچور مساکن گزیدند. دیگری روبرت آدن (Robert Owen) صنعتگرای اسکاتلندی بود که سکونتگاههای آرمان‎گرایان را در بریتانیا و ایالات متحده پیدا کرده بود.

-) فن آوری و مدیریت :

کفایت علمی برای پیشرفت مدیریت و تکنولوژی در برنامه‎ریزی یک نیاز است. در قرن ۱۹ پیشرفتهای مهم تکنولوژی مهرشان را بر روی برنامه‎ریزی و توسعه شهری کوبیده بودند. یکی از آنها که در بریتانیا در دهه ۱۸۴۰ اختراع شده بود سیستم انتقال آب و دفع فاضلاب بود که سریعاً در اروپا و شمال آمریکا گسترش یافته بود. جهت گسترش تحرکات نیروئی داده شده بود برای برنامه دفع فاضلاب و گسترش مهندس دفع فاضلاب و شهرداری دیگر اثرات علمی ترقی تکنولوژی حمل و نقل شامل: راه‎آهنها، جاده‎ها، ترامواها که تحول وسیعی در صحنه شهری بوجود آورد. اینها با تکنولوژی نقشه‎برداری و اطلاعات شهری جفت شده‎اند که هنوز در استانداردهای ما باقی هستند. اما یک نتیجه مشخص در خطاهای مجازی که امروزه وجود دارند دیده می‎شود.

این پیشرفتهای تکنولوژیکی فعالیتهایی وسیع در زمینه برنامه‎ریزی و طراحی گسترش شهرها و توسعه حومه ایجاد کردند. تقریباً در چنین زمانی جریان اصلاح اجتماعی که در پائین شرح داده خواهد شد، اثرش را بر روی برنامه‎ریزی شروع کرد. این شامل قانونگذاری در ارتباط با حفاری‎ها، ذخیره آب، کنترل پس‎آبها و دود کارخانجات و مسکن‎گزینی و بوجود آوردن یک ساختار مدیریتی در حکومت محلی برای موثر واقع شدن این قوانین می‎گردد.

در انتهای قرن، نتیجه این پیشرفتها، انتقال مهارتها و افزایش شغل چه حرفه‎ای و غیر حرفه‎‏ای بود از جمله: مهندسان معمار، نقشه‎برداران راه و ساختمان، بهداشت و شهرداری از آنجائیکه بطور معمول برای مشتریان مشخصی کارکرده بودند در حال حاضر تعدادی از آنها به آژانسهای دولتی مرکزی و محلی کشانده شده‎اند. در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ در غرب اروپا و شمال آمریکا، کنترل گسترش برنامه‎ریزی کاربری زمین معرفی شد.

اولین کشور آلمان بود با Prussian Line aot در سال ۱۸۷۵، قانون ساختمان پادشاه ساکسونی در سال ۱۹۹۰ و قوانین مشابه دیگر در شهرها و ایالات بود. در بریتانیای کبیر، فعالیت مسکن‎گزینی برنامه‎ریزی شهری و غیره در سال ۱۹۰۹ به تصویب رسید و در ایالات متحده منطقه‎بندی در سال ۱۹۱۶ در نیویورک آغاز شد و به سرعت در کشور گسترش یافت.

-)اصلاح اجتماعی :

عدالت اجتماعی ضمیمه دیگری از برنامه‎‏ریزی مدرن است که ریشه‎هایش در حرکات اصلاحات اجتماعی در قرن اخیر می‎باشد، در اروپای غربی نگرانی در باره افزایش فقر و نابرابر اجتماعی و اثرات ناراحت کننده آن در پخش گسترده محله‎ها کثیف و خراب و بیمار شهری و خلاف که توسط چندین کمیته و ارگان تحقیقاتی ثبت شده بود، رشد کرد. اضطراب و فشار سیاسی از یک طغیان قوانین اجتماعی ناشی شد که سیستمهای جدیدی از مؤسسات حمایتی برای فقرا ایجاد کرد شروع به قراردادن فشار بر اقتصاد خصوصی بود. برای مثال در بریتانیا قوانین فقرای باستانی بصورت اساسی در سال ۱۸۳۴ اصلاح شد. کمیته تحقیقاتی پیل (Peel) در سالهای ۱۸۴۵-۱۸۴۴ توسط قوانین اجتماعی بیشتری تعقیب می‎شد و دیگر کمیته سلطنتی در سال ۱۸۵۵، که نتیجه آن ساختار مسکن‎گزینی،‌ سیستمهای تخلیه فاضلاب و سلامت عمومی بود. نتایج مشابهی در فرانسه، آلمان، ایالات متحده رخ داد. توجه به عدالت اجتماعی توسط هر دو جریان فکری «سودگرا» و «تحلیل گرا» در جامعه ترویج می‎شد. اصلاحات مسکن‎گزینی و سیستم تخلیه فاضلاب توسط گروههای بشر دوست حمایت می‎شد که عقایدشان منشأ گرفته از مذهب بود. در همان زمان صنعتگرایان روشن‎رکر نتیجه پیشنهادشان را بصورت شرایط انسانی به کارگران مشاهده کردند.

نهایتاً‌ این توجه توسط جامع‎گرایان حمایت شد. در میان نسل تخیل‎گرایان، حرکات جامعه‎گرایان در اوایل قرن ۱۹ شروع شد و دنباله آن در اروپا رشد کرد و حتی پس از شکست انقلابهای سوسیالیستی پیشرفته در سال ۱۸۴۸ ادامه داشت.

در انتهای قرن ۱۹، سوسیالیستها در مدیریت محله‎‏ای شهری در اروپا سرشناس شده بودند. اصلاحات برنامه‎ریزی و مسکن‎گزینی با شدت و قدرت بیشتری صورت می‎گرفت. بعنوان مثال در انجمن لندن. آنها کمیته مسکن‎گزینی را در دهه ۱۸۹۰ حاکم کردند و چندین ابتکار مربوط به برنامه‎ریزی که دارای اهمیت بود را تحت نظر قرار دادند.

 

 

 

-) طراحی و برنامه‎ریزی شهری (اجتماعی کشوری) :

زیباسازی شهری، سومین شاخه در شبکه عقایدی است که برنامه‎ریزی شهری را امروزه می‎سازد. بدون شباهت به کفایت اهداف و عدالت اجتماعی که در قرن ۱۹ پا به صحنه روزگار گذاشت، برنامه‎‏ریزی شهری و طرح شهری دارای قدمت بیشتری بود. امّا در قرن ۱۹ برنامه‎ریزی و طراحی شهری بصورت مؤسساتی گشت که قبل از آن چنین نبود. همانطور که دیدیم، گسترش و بازسازیهای شهرهای برنامه‎ریزی شده در اروپا و آمریکا در قرن ۱۹ به خوبی انجام شده بود. عقاید طراحی زیبائی‎شناسی شهرها در سال ۱۸۸۹ بر پایه هنر کامیلوزیته در ساخت شهرها، بر پایه تفکرش از قواعد طراحی شهرهای قرون وسطی ترقی بزرگی کرد. یک توجه جدید برای شکل شهر باعث طراحی اجتماعی در اروپا شد. برنامه‎ریزی زیته (Sitte) گسترش نیافته بود، اما در دراز مدت تفکرش گسترش یافته بود. اثر فکری او بیشتر در مرکز اروپا معمول بود همانطور که رقابتهای طراحی شهری در نیمه دوم قرن در آلمان و اتریش معمول بود نتایج این تفکرات بر روی شهرهائی مثل وین   (Viena)، کلن (Cologne)، مونیخ (Monich) و برلین (Berlin) نقش بست. عقیده طراحی شهری پیشروی گسترده‎ای را در ایالات متحده هنگامی که حرکت زیباسازی شهر در ۱۰۰ سال آخر قرن ۱۹ ظاهر شد بدست آورد. این سوابق ضمانت نامه رشد شهرداری و اکثریت قسمتهای ایالات متحده شد. شهرها بصورت ریشه‎های علفهای پراکنده از پیشرفت شهری و هنر خارجی و فضای تفریحی ذینفع شدند. این شامل کار معماران برنامه‎ریزی طراحی منظر بود که یکی از مهمترین آنها فردریک لا و آمستد بود ((Feredrick. Low Olmotetطراحی‎اش برای پارک مرکزی نیویورک، برجسته بودن وی را نشان داد. اولمستدیک کار برنامه‎ریزی و طراحی منظر گسترده‎ای را پیشرفت داد که در سانفراسیکو پارک گلدن گیت (Golden gate) را برنامه‎ریزی کرد بعلاوه تعداد خیلی زیادی از پارکهای دیگر و طرحهای توسعه شهری را برنامه‎ریزی کرد. یک کتاب تحت عنوان توسعه شهرهای کوچک بزرگ توسط چارلز مالفورد رابینسون (Charles Malford Robinson) ناشر مسائل اجتماعی خلاصه‎نویسی شد و افراد زیادی را مورد توجه خود قرار داد.

اما انگیزه اصلی برای زیبا‎سازی شهر معماری نئوکلاسیک طراحی شهری در اروپا بود بعنوان مثال در بازسازی پاریس توسط هوسمان (Haussmann) دانیل برنهام (Daniel Burnham) یک معمار برجسته شیکاگو و حامی این نوع عقاید طراحی یکی از رهبران برجسته و سازماندهندگان شیکاگو و رداسپکوزیش (Chicago World Eypositian) شد که در سال ۱۸۹۳ باز شد. برنامه این گروه در طراحی زیباسازی شهری تأکید داشت. جانمائی محوری، توده‎های کنترل شده طراحی منظم و استیل تقریباً نئوکلاسیکال آن برای یک دهه تا به حال بر روی برنامه‎ریزی و طراحی تأثیر گذشت برنهام فلسفه خود را با گفته مشهورش تأکید می‎کرد: «پلانهای کوچک نسازید، آنها معجزه‎ای بر جریان خون نمی‎کنند و» که بر اثر تاریخی‎اش که پلان شیکاگو در سال ۱۹۰۹ بود می‎توان استناد کرد. قسمتهائی از طرح او اجرا شده و تا به امروز برای شیکاگو قابل توجه و با ارزش است. عریض کردن خیابان میشیگان والکردرایو (Wacleer Drive) ناوی پیر (Navy Pier) و پارک لیک شور (Lake Shore) می‎باشد.

-)برنامه‎ریزی در قرن حاضر:

ادامه جنبش زیباسازی شهری در ایالات متحده و دور دنیا احساس می‎شد. بطور مثال در واشنگتن D.C. امروزه دهلی نو (New Delhi) و کانبرا (Canberra). آخرین اجرای آن بین دو جنگ جهانی بود هنگامی که عقاید برنامه‎ریزی تاریخی‎اش توسط معمارانی که به خدمت دیکتاتورها گرفته شده بودند اجراء می‎شد. برنامه‎های هیتلر برای بازسازی کلی برلین هنوز غیر قابل درک باقی مانده، رم هنوز دارای بعضی عناصر از برنامه ۱۹۳۱ موسیلینی می‎باشد و شکل فعلی مسکو بیشتر به برنامه ۱۹۳۵ استالین تعلق دارد.

-)حومه‎‏های باغی شکل و شهرهای کوچک جدید :

یک نظر

  1. Danyell Parrent گفته است :
    بهمن ۶ام, ۱۳۹۰

    Is there something wrong with the RSS feed here. Seems to be a broken link to me?

ارسال نظر