X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

ترس از مدرسه و روش های درمان آن

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مقدمه:

اصطلاح ترس از مدرسه به معنای ترس کودک از مدرسه رفتن است. برای فهم کامل و صحیح معنای ترس مدرسه باید معنی دقیق مفاهیم ترس، اضطراب، هراس را مشخص  کنیم.

ترس به معنی خطر ناگهانی مشتق  شده است. این ترس قابل توجیه و خطر ایجادکننده آن، عینی، واقعی و معلوم است. ترس متناسب با خطر است و گاهی اگر ضرورت فرار از آسیب وجود داشته باشد، مفید هم هست. اضطراب به معنی احساس فشردگی در قفسه سینه، ریشه می‎گیرد. اضطراب به ترس بدون منشاء مشخص اطلاق می‎شود. یعنی شخص نمی‎داند چرا می‎ترسد و یا ترس او از خطر نامتناسب به نظر می‎رسد، بیمار غالباً احساس تنگی که در قفسه سینه می‎کند، اظهار می‎دارد «فقط احساس می‎کنم که مضطربم» اما هراس به اوج حالت ترس اطلاق می‎شود. این اصطلاح به معنی الهه روستایی یونان باستان مشتق می‎شود. «پان» گاهی یک الهه قهرمان است که از گوسفندان و شبانان مراقبت می‎کند و عاشق موسیقی است. اما گاهی هم موجب زهره‎ترک شدن مردم می‎شود.

«پان» نعمت مرکبی است، همانند هراس در یک آتش‎سوزی که ممکن است شما را به سوی در خروجی و یا اشتباهاً به سوی در بسته براند.

ترس مرضی ترسی شدید، عودکننده و غیرمنطقی است. فوبی نوع خاص از ترس است. فوبی از کلمه یونانی فوبوس به معنای گریز، هراس نگهانی بی‎دلیل یا وحشت گرفته شده است. همچنین در نام خدایی به همین نام (فوبوس) که ترس و وحشت در دل دشمنان برمی‎انگیخت، ریشه دارد.


مقدمه:

اصطلاح ترس از مدرسه به معنای ترس کودک از مدرسه رفتن است. برای فهم کامل و صحیح معنای ترس مدرسه باید معنی دقیق مفاهیم ترس، اضطراب، هراس را مشخص  کنیم.

ترس به معنی خطر ناگهانی مشتق  شده است. این ترس قابل توجیه و خطر ایجادکننده آن، عینی، واقعی و معلوم است. ترس متناسب با خطر است و گاهی اگر ضرورت فرار از آسیب وجود داشته باشد، مفید هم هست. اضطراب به معنی احساس فشردگی در قفسه سینه، ریشه می‎گیرد. اضطراب به ترس بدون منشاء مشخص اطلاق می‎شود. یعنی شخص نمی‎داند چرا می‎ترسد و یا ترس او از خطر نامتناسب به نظر می‎رسد، بیمار غالباً احساس تنگی که در قفسه سینه می‎کند، اظهار می‎دارد «فقط احساس می‎کنم که مضطربم» اما هراس به اوج حالت ترس اطلاق می‎شود. این اصطلاح به معنی الهه روستایی یونان باستان مشتق می‎شود. «پان» گاهی یک الهه قهرمان است که از گوسفندان و شبانان مراقبت می‎کند و عاشق موسیقی است. اما گاهی هم موجب زهره‎ترک شدن مردم می‎شود.

«پان» نعمت مرکبی است، همانند هراس در یک آتش‎سوزی که ممکن است شما را به سوی در خروجی و یا اشتباهاً به سوی در بسته براند.

ترس مرضی ترسی شدید، عودکننده و غیرمنطقی است. فوبی نوع خاص از ترس است. فوبی از کلمه یونانی فوبوس به معنای گریز، هراس نگهانی بی‎دلیل یا وحشت گرفته شده است. همچنین در نام خدایی به همین نام (فوبوس) که ترس و وحشت در دل دشمنان برمی‎انگیخت، ریشه دارد.

نوع خاصی از ترس که خارج از اندام لزوم است، نمی‎توان با توضیح یا دلیل آن رفع کرد. و رأی کنترل ارادی است و منجر به احتراز و دوری از ترس‎آور می‎شود. از این رو، می‎توان گفت، فوبی ترس شدید، عودکننده و غیر منطقی است. ترس خاصی که به یک شخص، حیوان یا شیء یا موقعیت معطوف می‎شود و موجب اجتناب از موضوع ترساننده می‎شود. این تعریف بیشتر درباره افراد بزرگسال است و البته انطباق آن با کودکان مشکل‎تر است. احساسات کودکان را باید از رفتار آن‎ها استنباط کرد. بچه‎ها در مورد بسیاری از چیزها جدی هستند. چیزهایی که دوست دارند و چیزهایی که دوست ندارند. رشد فرایند تدریجی است و حالت مذبور را از بین می‎برد.

بنابراین، منظور از فوبییب، ترس مرضی است و ترس از مدرسه به ترس اغراق‎آمیز از رفتن به مدرسه اطلاق می‎شود ترس از مدرسه یا مدرسه.

استفاده از الگو یا سرمشق، عملاً در مدرسه و کلاس صورت می‎گیرد و کمک خوبی به روش مواجهه‎سازی است.

هراسی معادل‎های درستی به نظر نمی‎رسند. همچنین، ترس از مدرسه فرار از مدرسه مترادف و هم‎معنا نیستند. با این حال، هر دو غیبت از مدرسه را شامل می‎شوند. کودک مبتلا به ترس از مدرسه معمولاً کار مدرسه‎ای خود را خوب انجام می‎دهد و از بهره هوشی مناسبی نیز برخوردار است. اما میانگین بهره‎ هوشی در کودکان مبتلا به فرار از مدرسه، کمتر از حد متوسط است. کودکی که ترس از مدرسه دارد نزد مادرش می‎ماند، ولی کودک فراری از مدرسه، در خیابان‎ها گردش می‎کند. نیمی از این کودکان فراری از مدرسه در میان همسالان خویش محبوبیتی ندارند و نیمه دیگر آن‎ها مرتکب خلاف و لغزش می‎شوند.

ترس از مدرسه در کودکان مدرسه‎رو و در هر سنی که باشند دیده می‎شود، اما این مشکل بین ۵ الی ۸ سالگی و بعدها نیز در ۱۱ و ۱۲ سالگی معمول‎تر و رایج‎تر است. هر دو جنس مذکر و مؤنث به آن مبتلا می‎شوند. و احتمالاً دخترها کمی بیشتر از پسرها. در تمام طبقات اجتماعی و در طیف کامل توانایی‎های تحصیلی مشاهده می‎شود. مخالفت کودک برای رفتن به مدرسه در روزها و هفته‎های نخستین سال تحصیلی است و آن هم همراه با علائم جسمانی یا گریستن مداوم.

ترس از مدرسه به صورت‎های گوناگون خود را نشان می‎دهد. نخستین نشانه ترس از مدرسه غالباً شکایت جسمی مانند دل‎درد، گلودرد، و سردرد است. بچه معمولاً از بیماری خود چنان شکایت می‎کند که از رفتن به مدرسه معذور می‎شود. وقتی مادر تسلیم می‎شود و اجازه می‎دهد که بچه در خانه بماند و شکایت هم به طور سحر‎آمیزی از بین می‎رود. اگر مادر تسلیم نشود، بیماری آن‎قدر دوام پیدا می‎کند که مراقب بهداشت مدرسه بچه را به خانه می‎فرستد.

در خانه علائم از بین می‎رود و روز بعد موقع رفتن به مدرسه دوباره پیدا می‎شود، وقتی این موضوع مدتی دوام پیدا کند و متخصص اطفال بیماری خاصی را تشخیص ندهد، تشخیص «فوبیای مدرسه» داده می‎شود.

ترس از مدرسه سبب می‎شود که کودکان در مواردی به تعارش رو آورند و تن به اعمال و اقداماتی دهند که باعث نگرانی والدینشان شود تا آن‎ها به این نتیجه برسند که او را نباید به مدرسه فرستاد. در این حالت تا زمانی که در خانه هستند رفتاری عادی دارند و گریه نمی‎کنند. اما زمانی که صحبت از مدرسه رفتن می‎شود، دوباره تعارض آن‎ها شروع می‎شود. گاهی ممکن است آن‎ها به واقع بیمار شوند؛ زیرا بار گران غصه و اندوه کودک یا بیمار می‎کند. در آن صورت لازم است با امنیت خاطر به معالجه او اقدام کرد. «فوبیای مدرسه» معمولاً صبح زود رخ می‎دهد و در مواقعی که مسأله مدرسه رفتن منتفی است فروکش می‎کند. در روزهای تعطیل و یا در اوایل تعطیلات آخر هفته، کمتر شده یا اصلاً دیده نمی‎شود.

ترس از مدرسه دارای دو حد شدت و ضعف است. حالت شدید آن برای کلاس‎های اول تا سوم است و در این مرحله، والدین و مربیان گاهی با کودک درگیری و مشکل دارند. کودک دائماً از دردهای گوناگون می‎نالد، دچار کم‎خوابی و بی‎خوابی است، بی‎اشتهاست. هضم غذایش با دشواری همراه است و      اگر در این سنین مشکل او حل نشود، ممکن است به کلاس‎های بالاتر و حتی سال‎های آخر دبیرستان هم کشانده شود. همچنین ممکن است که مثلاً در اواخر کلاس دوم این ترس فروکش کند ولی باز هم در اوایل سال تحصیلی جدید تشدید شود و برای والدین دشواری بیافریند.

علت ترس از مدرسه:

ردپای ترس از مدرسه تقریباً همیشه به یکی از دو علت زیر مربوط می‎شود:

ترس مربوط به مدرسه و یا ترس مربوط به خانه. مدرسه ممکن است به انحای گوناگون ترساننده باشد. معلم هم ممکن است منبع ترس باشد. محل ورزش ممکن است ترسناک باشد، بخصوص وقتی قرار است شخص جلوی دیگران لباس‎های خود را درآورد. پس دادن درس در  کلاس ممکن است منبع ترس باشد و غالباً ترس با «ضعف کردن» همراه است. بچه‎ها ممکن است به سبب ظاهر یا لباسشان مورد اذیت بچه‎های دیگر قرار بگیرند و به همین دلیل از رفتن به مدرسه بترسند. مادرانی که لباس‎های عجیب و غریب به کوکانشان می‎پوشانند، این خطر را افزایش می‎دهند.

بچه‎ها ممکن است فوبی از توالت پیدا کنند و به دلیل این که توالت خانه خلوت است از رفتن به مدرسه اجتناب کنند.

هر گونه تغییر در وضعیت موجود بخصوص برای کودکان کمرو می‎تواند موجب فوبیای مدرسه شود. نمونه‎های شایع در این مورد عبارتند از تغییر در مدرسه و دیدن قیافه‎های تازه و در نتیجه روبه‎رو شدن با چالش‎های جدید، تعویض مدرسه و تغییر معلم.

غالباً آنچه ترس از مدرسه به نظر می‎آید، در واقع ترس از مدرسه ترک منزل است. گاهی وقوع حوادثی مانند مرگ فردی از اعضای خانواده، جدایی، طلاق، تولد نوزاد تازه، کشمکش میان پدر و مادر و یا فقط وابستگی بیش از حد به مادر منبع ترس است. در چنین مواردی مدرسه ترساننده است؛ زیرا کودک تصور می‎کند اگر به مدرسه برود و دور از محیط خانواده باشد اتفاق ناگواری خواهد افتاد. این موضوع‎ گاهی با فرستادن اجباری کودک به مدرسه و اصرار او برای برگشت به خانه یا تلفن کردن مکرر به مادرش روشن می‎شود.

رایج‎ترین تصوری که درباره ترس از مدرسه وجود دارد ، این مشکل را از «اضطراب جدایی» ناشی می‎داند. تصور اصلی بر این است که مادر و کودک به گونه‎ای شدید به یکدیگر وابسته‎اند. وابستگی شدید کودک برایش این ترس را بوجود می‎آورد که امکان دارد برای خود یا مادرش اتفاقی روی دهد. ماندن کودک در خانه نیازها و اضطراب‎های مادر و کودک را ارضا می‎کند. درباره نقش پدر در این باره اطلاعات اندکی در دست است.

مادران به فرزندانشان بیش از فرزندان به مادران وابسته‎اند. در این مواقع مادر دارای یک نگرش متضاد عاطفی می‎شود. او می‎داند که رفتن به مدرسه لازم و ضروری است ولی میل دارد که فرزندش در خانه بماند. او با رفتارهای بسیار ظریف نشان می‎دهد که از ماندن کودک در خانه متأسف نیست.

بدون اینکه خود متعاقد شده باشد کودک را به رفتن به مدرسه ناگزیر می‎کند. ممکن است مادر خود از مدرسه متنفر باشد و ترتیبی بدهد تا احساس واقعی‎اش به کودک منتقل شود.

کودک مبتلا به ترس از مدرسه را کودکی می‎داند که نسبت به والدین تمایلات پرخاشگرانه دارد و از این که تمایلات را بصورت ترس از ترک گفتن و جدا شدن از پدر و مادر ابراز کند عاجز است. از این رو، به گذشته باز می‎گردد و به یک نیازمندی قبلی توسل می‎جوید و خشم خود را از دنیای خارج و بویژه از مدرسه ظاهر می‎کند. ترس از مدرسه اغلب حاصل خصومت و کینه‎توزی متقابل و سرکوب شده بین دختر و مادر است که در ارتباط دختر با مدرسه متبلور می‎شود.

کودک به دلیل برخی پیوندهای مدرسه یا ترس شدید از دست دادن مادر، این واکنش روی‎گردانی  ر فرا می‎گیرد. امکان دارد واکنش روی‎گردانی از مدرسه با توجه به تقویت‎کننده‎های دیگر، مثل اسباب‎بازی‎ها و غذاهای خوش‎مزه که معمولاً در خانه به او داده می‎شود، تقویت شود.

رایج‎ترین توضیح برای ترس از مدرسه، اضطراب جدایی است. احتمالاً عاقلانه نیست که در تمام موارد این اختلال را ناشی از آن بدانیم. «ترس واقعی از مدرسه» مبین آن است که برآشفته شدن حقیقی یا تجربه‎های تکان‎دهنده در محیط مدرسه، اضطراب را شرطی می‎کند. تأثیری که «توجه» در تقویت اضطراب جدایی دارد، در ماندگاری ترس شرطی نیز مؤثر است.

ترس از مدرسه:

اکثر درمانگران با دیدگاه‎های متفاوتی که دارند همگی بر این باورند که بازگشت سریع کودک به مدرسه بسیار اهمیت دارد. نگرش‎های روانکاوی بر تقویت «خود» کودک تأکید دارند. امکان دارد بر ضرورت درمان مادر نیز تأکید شود. اما درمان‎هایی که از چشم‎انداز رفتاری مایه می‎گیرند، تأکید دارند که اولاً اضطراب جداشدن از مادر یا اضطراب محیط واقعی مدرسه کاهش یابد، ثانیاً احتمال وقوع رفتار روی گردانی از بین برود. شیوه‎هایی مانند حساسیت‎زدایی نظامدار یا نمایش (مواجهه) هدایت شده که برای کاهش از اضطراب در مورد سایر هراس‎ها یا فوبی‎ها به کار می‎آید در درمان فوبیای مدرسه نیز کاربرد دارد. احتمال وقوع روی‎گردانی از مدرسه را می‎توان با حذف پیامدهای مثبت ماندن در منزل (برای مثال توجه و دسترسی به چیزهای دلخواه) و نیز تدارک پاداش‎هایی برای بیشتر رفتن به مدرسه کنترل کرد.

رفتار درمانی بهترین و مناسب‎ترین روش درمانی ترس از مدرسه است. از میان انواع گوناگون فنون رفتار درمانی مواجهه سازی یا در معرض قرار دادن، الگوبرداری یا سرمشق‎گیری، قرارداد بستن، و استفاده از اصل پاداش، بیش از سایر فنون در درمان ترس از مدرسه مؤثر هستند.

کاربرد روش مواجهه‎سازی بر این امر تأکید می‎گذارد که حتی اگر کودک، سردرد و سایر علائم اضطراب را نشان دهد باید به مدرسه برود. روان‎پزشک یا روان‎شناس، والدین را در جریان علائم کودک می‎گذارند و به آن‎ها اطمینان می‎دهند که در صورت حضور کودک در مدرسه علائم فروکش خواهند  کرد، ولی در صورت ماندن کودک در منزل به احتمال قوی علائم تثبیت خواهند شد. لازم است مدیر و معلم نیز در جریان قرار گیرند. روش تدریجی در معرض قراردادن را می‎توان به صورت‎های گوناگون به کار گرفت. امکان دارد که یکی از والدین با کودک به مدرسه برود و در اطاق دفتر بنشیند. این امکان را می‎توان در چند روز اول فراهم آورد که کودک به کلاس برود و پس از مدت مشخص که به تدریج افزایش می‎‎‎یابد بتواند از کلاس خارج شود و حتی پدر و مادر خود را ببیند. به جای والدین یکی از بستگان دیگر نیز می‎تواند این کار را انجام دهد.

در روش دیگر می‎توان با معلم به توافق رسید که کودک روز اول فقط به کلاس برود و درس خود را پس بدهد و تکلیف روز بعد را بگیرد و به منزل حضور در کلاس رفته رفته به حد عادی برسد. همگام با پیشرفت برنامه درمانی، لازم است به مدرسه گوشزد کرد که به کودک اجازه ندهند که در بین ساعات درس به منزل بیاید و او را به ماندن در مدرسه تشویق کنند. صحبت کردن با معلم نیز لازم است تا به این قبیل کودکان توجه خاصی بکنند. گاهی این کودکان در بعضی درس‎ها دچار اشکال می‎شوند. ممکن است یک درس خاص مشکل باشد که باید امکان تقویت درس مزبور فراهم آید. این بچه‎ها معمولاً مادرانی نگران دارند و جداشدن آنان از یکدیگر برای خود مادر نیز مشکل است. اغلب این مادران به علت مسائل عاطفی مایلند که کودکان آن‎ها در منزل بمانند.

استفاده از الگو یا سرمشق، عملاً در  مدرسه و کلاس صورت می‎گیرد و کمک خوبی به روش مواجهه‎سازی است. کودکانی که با ذوق و شوق آمد و شد بازی می‎کنند و همکاری خوبی در کلاس و مدرسه دارند، عملاً به عنوان الگو یا سرمشق کودک وارد عمل می‎شوند. پزشک، والدین و معلمان نیز این موقعیت را باید برای کودک بازگو کنند. بنابراین، یاری گرفتن از کودکانی که بدون ترس و همراه با علاقه در مدرسه و کلاس حضور دارند الگوهای خوبی برای سرمشق‎گیری کودکان مبتلا به ترس از مدرسه هستند.

قراردادبستن نیز یکی دیگر از روش‎های رفتار درمانی ترس از مدرسه است. منظور از قرارداد انتظارات یا مجموعه‎ای از انتظارات است که بطور شفاهی میان دو نفر یا گروهی از اعضا به وجود می‎آید. این انتظارات درباره‎ نحوه عملکرد و سطح مطلوب آن در میان اعضای گروه یا دانش‎آموز است. براساس این قرارداد هم خود دانش‎آموز و هم والدین و مربیان انتظار دارند که عملکرد دانش‎آموز به سطح معینی برسد و آن‎گاه مورد تشویق و تقویت قرار بگیرد. در غیر اینصورت تقویت یا تشویقی در کار خود نخواهد بود.

بنابراین، استفاده از پاداش یقیناً مؤثر است و فراهم‎آوردن امکانات نقاشی و دادن پاداش به ازای پیشرفت‎های او کمک مؤثری به از بین بردن سریع علائم می‎کند. همچنین مصاحبه و کشف واقع‎بینانه علت  که ممکن است اختلافات والدین، وابستگی به آن‎ها، بیان شرح حال‎های غیرواقعت‎بینانه در مورد زدن کودک در مدرسه و عوامل دیگری  که احتمالاً موجب ترس از مدرسه شده‎اند لازم است توسط والدین، معلمان و پزشک مورد ارزیابی قرار گیرند و بر حسب مورد برای از بین بردن و اصلاح آن‎ها اقدام شود. از این رو، برخی مواقع، خانواده درمانی نیز ضرورت پیدا می‎کند.

علاوه بر رفتار درمانی و سایر درمان‎های روان‎شناختی، گروهی از پژوهشگران دارو و درمانی را برای درمان ترس از مدرسه پیشنهاد می‎کنند. براساس گزارش‎های گوناگون مهم‎ترین یا مؤثرترین دارو در این زمینه به کار بردن قرص «ایمنی پیرامین» است.

 

ترس از مدرسه و روش‎های پیشگیری درمان آن:     

ترس از مدرسه یا خودداری از رفتن به مدرسه مطرح می‎شود سندرمی است که به صورت عدم قدرت نسبت به حضور منظم در مدرسه مشخص می‎گردد که حداقل باید ۵ روز به عنوان زمان پایه طول بکشد و خود به علایم حالت اضطرابی جدی و شکایات بدنی مانند حالت تهوع دردهای شکنی و سردرد همراه است. در حقیقت این حالت یک ترس واقعی نیست و بیشتر به علت اضطراب جدا شدن از مادر و منزل می‎باشد و اغلبب با علایق وسواسی در مورد سلامت مادر همراه است. مهم‎ترین عامل در درمان، برگردانیدن فوری به مدرسه است.

۱) بچه‎های مبتلا به ترس از مدرسه که از رفتن به مدرسه امتناع می‎نماید سایر رفتارهای بزهکارانه را نشان نمی‎دهند و سابقه غیبت از منزل در والدین آن‎ها وجود ندارد و در بیشتر اوقات رتبه بالایی از نظر کار و رفتار در مدرسه دارند.

«عوامل مؤثر در بروز ترس از مدرسه»

کودک به سادگی از رفتن به مدرسه امتناع می‎نماید. کودکان کوچکتر هیچ دلیلی برای امتناع خود بیان نمی‎نمایند. در صورتی که کودکان بزرگتر امتناع را به جنبه‎های مختلفی از برنامه‎های مدرسه مربوط می‎کنند آن‎ها ممکن است از اینکه در محیط مدرسه مورد تهدید و آزار قرار گرفته  یا کودکان دیگر سربه‎سر آن‎ها می‎گذارد. شکایت نمایند. یا ممکن است ادعا نمایند که به وضع خود، آگاهی بیشتری دارند.

احساس اضطراب نسبت به عدم موفقیت در بازی‎ها و یا تکالیف مدرسه یا ترس از یک معلم نیز ممکن است ذکر شوند. بعضی از کودکان از اینکه ممکن است مادرانشان در غیاب آن‎ها مورد آزار قرار گیرند احساس ترس کنند عللر دیگر ممکن است به صورت بروز احساس ضعف و سقوط ذدر مراسم مدرسه یا استفراغ باشد.

برخورد والدین در مورد امتناع از مدرسه رفتن اهمیت زیادی دارد. بعضی از والدین بیشتر از حد آسان‎گیر هستند. بعضی از مادران وابستگی بسیار شدیدی به کودکان خود دارند که این خود ممکن است به عنوان یک مکانیسم جبرانی در مورد شکست در ازدواج و یا سایر روابط آن‎ها باشد. در مواردی که وابستگی متقابل بین کودک و مادر زیاد باشد هر دو باید معالجه شوند زیرا درمان کودک به تهایی ممکن است.

اضطراب مادر را برانگیزد و در نتیجه مانع درمان عامل کودک شود. ترس کودک ممکن است علاوه بر آن که به طور صریح خود را نشان دهد به صورت علایم فیزیکی اضطراب بروز نماید این علایم مخصوصاً به هنگام صبح که نسبت به رفتن به مدرسه ترغیب می‎شود بروز نماید این علایم به صورت حالت تهوع استفراغ در جویان علایم کودک می‎گذارد به آن‎ها اطمینان می‎دهند که در صورت حضور کودک در مدرسه علایم فروکش خواهند نمود. ولی در صورت ماندن کودک در منزل به احتمال قوی علایم تثبیت خواهند گشت. لازم است مدیر و معلم نیز در جریان قرار گیرند روش تدریجی در معرض قرار دادن را به صورت‎های مختلفی می‎توان پیاده کرد امکان دارد که یکی از والدین با کودک وارد روش‎های پیشگیری و درمان آن»

سردرد اسهال ـ شکایت از دردهای بدنی گلودرد درد پا بروز نماید. اشکالات خود در خواب و حالات ترس به صورت‎های مختلف ممکن است جلب توجه نماید. شکایت کودک ممکن ممکن است اضطراب علایم فروکش می‎کنند و مجدداً روز بعد که رفتن به مدرسه مطرح می‎شود و علایم عود می‎نمایند. یک تابلوی بالینی معمولی به این صورت است که کودک به هنگام صبح از حالت تهوع شکایت می کند و یا حتی ممکن است استفراغ کند . کودک نسبت به اطمینان دادن و اقدامات مادر مقاومت می کند و به زودی علایم به صورت یک کیفیت بحرانی خود را نشان می دهد . در این حال مادر با اضطراب به خواسته کودک گردن می نهد و با ماندن او در منزل موافقت می کند . بدین ترتیب کودک احساس بهتر شدن می کند و تا مجددا مسأله رفتن به مدرسه تکرار نشود این حالت ادامه دارد . در این موارد کودک علیرغم تهدید و مجازات مقاومت می کند . تغییر مدرسه نیز در این موارد در روند بهبود نقش نداشته است .

پیش گیری :

آماده کردن قبلی کودک برای مدرسه رفتن بوسیله مدرسه بازی استفاده از کودکستان و دوره های آمادگی و آشنایی تدریجی با محیط مدرسه به احتمال قوی می تواند شیوع این عارضه را کاهش دهد.

روش های درمانی :

بهترین روش ترس از مدرسه رفتار درمانی است . روش معرض قرار دادن الگو سازی و قرار دادن بستن و استفاده از کمک درمانگر و کاربرد اصل پاداش کمک موثری به کاهش از بین رفتن علایم می نمایند . کاربرد روش در معرض قرار دادن به این صورت پیاده می گردد که حتی اگر کودک سردرد سایر علایم اضطراب را نشان دهد . باید به مدرسه برود . روانپزشک یا پزشک والدین را در جریان علایم کودک می گذراند و به آنها اطمینان می دهند که در صورت حضور کودک در مدرسه علایم فروکش خواهند نمود ولی درصورت ماندن کودک در منزل به احتمال قوی علایم تثبیت خواهند گشت . لازم است مدیر و معلم نیز در جریان قرار گیرند . روش تدریجی در معرض قرار دادن را به صورت های مختلفی می توان پیاده کرد . امکان دارد که یکی از والدین با کودک به مدرسه بروند و در اطاق دفتر بنشینند این امکان را می توان در چند روز اول فراهم آورد که کودک به کلاسی برود و پس از مدت مشخصی که به تدریج افزایش می یابد بتواند از کلاس خارج شود و حتی پدر یا مادر خود را ببینند به جای والدین یکی از بستگان دیگر نیز می تواند این کار انجام دهد.

در روش دیگر می تواند با معلم مذاکره نمودکه کودک در روز اول فقط به کلاس برود و درس خود را پس بدهد و تکلیف روز بعد را  بگیرد و به منزل برود و به تدریج میزان توقف در کلاس به حد عادی برسد .

به تدریج که برنامه درمانی پیش می رود لازم است به مدرسه گوش زد کرد که به کودک اجازه ندهند که در بنی ساعات درس به منزل بیاید و او را به ماندن در مدرسه تشویق نمایند . صحبت کردن با معلم نیز لازم است تا به این قبیل کودکان توجه اختصاصی نمایند .

استفاده از الگو عملا در مدرسه و کلاس صورت می گیرد و کمک خوبی به روش در معرض قرار دادن می باشد . کودکانی که با ذوق و شوق آمد و شد و بازی می کنند و همکاری خوبی درکلاس و مدرسه دارند . عملا به عنوان الگوی کودک وارد عمل می شوند .

پزشک والدین ومعلمین نیز این موقعیت را باید برای کودک باز گو کنند .

استفاده از پاداش یقینا تشویق کودک فراهم آوردن امکانات نقاشی و دادن پاداش به ازای پیشرفت های او کمک موثری به از بین بردن سریع علایم می نماید .

مصاحبه و کشف واقع بینانه علت که ممکن است اختلافات والدین وابستگی به آنها بیان شرح حالهای غیر واقع بینانه در مورد زدن کودکان در مدرسه و عوامل دیگری که احتمالا موجب ترس ازمدرسه شده اند لازم است توسط والدین ، معلمین و پزشک مورد ارزیابی قرار گیرند و بر حسب مورد نسبت به از بین بردن و اصلاح آنها اقلام شود . درمان خانواده در بعضی موارد ضروری است .

ترس

شاید شما هم با این صحنه برخورد کرده باشید : در محفلی که هیچ چیز ناراحت کننده ای وجود ندارد ( مثلا در یک جشن عروسی ) بی مقدمه و به ناگهان ،‌یکی از حضار حالش بد می شود ؛ یعنی رنگش می پرد ،‌در قلبش احساس سوزش یا درد و تیرکشیدگی می کند ، احساس نگرانی مفرط دارد، دچار سرگیجه و لرزش می شود و می گوید : « دوام می میرم » ولی بعد از رساندن او به اورژانس و گرفتن نوار قلب و فشار خون و انجام آزمایش ، پزشک اعلام می کند که او خوشبختانه بیماری قلبی ندارد و خطری تهدیدش نمی کند و مشکل ، « مشکل عصبی » است . همه تعجب می کنند که در آن موقعیت که همه شاد بودند ، چه مشکل عصبی ممکن بود بروز کند ؟

تعجب شما بجاست ؛ چون در بیماری ( یا دقیق تر بگویم اختلال ) پانیک یا هراس ،‌اساسا حمله ی اضطرابی ،‌بی مقدمه و در جای نامناسب بروز می کند و علت خاصی در آن لحظه ندارد .

احتمال بروز این بیماری در طول عمر افراد ،‌در حدود ۵/۱ تا ۵ درصد است و احتمال ابتلای خانم ها ۲ تا ۳ برابر آقایان است . در مورد علت این بیماری ، تئوری های متفاوتی بیان شده است . به طور خلاصه می توان آن را مخلوطی دانست از آمادگی ژنتیکی و وراثتی همراه با حوادث استرس آور زندگی و عدم توانائی در تجزیه و تحلیل مناسب و نقص مکانیسم های دفاعی .

حملاتی نظیر آنچه فوقا توصیف شد ، « حمله ی هراس یا پانیک » نام دارد و اگر واجد ضوابط زیر باشد . « بیماری هراس » نام می گیرد .

۱      حملات مکرر به مدت ده دقیقه یا بیشتر .

۲      ایجاد نگرانی مداوم به مدت یک ماه یا بیشتر در مورد وقوع مجدد یک حمله .

۳      نگرانی مداوم در مورد تبعات حمله ( نظیر « دیوانه نشوم » ، « سکته ی قلبی نکنم »‌     )

۴      تغییر واضح در رفتار به دلیل وقوع این حملات .

۵      علت های پزشکی دیگر که می تواند علائم مشابهی ایجاد کند ( پرکاری تیروئید ،‌مواد شیمیایی مخرب روان نظیر اکستازی ،      )

بعضی مواقع حمله ی هراس با علامت دیگری به نام گذر هراسی هماره است ؛ یعنی بیمار از قرار گرفتن در مکان ها یا موقعیت هایی که ممکن است خروج از آن سخت باشد ، می ترسد ،‌یا این که می ترسد در موقعیتی قرار گیرد که در صورت بروز حمله ی پانیک ،‌نتواند از دیگران کمک بخواهد ( مثلا در ازدحام یا بازار ای خیابان ) .

این بیماری معمولا در اواخر نوجوانی و ابتدای جوانی بروز می کند و در بسیاری از بیماران ممکن است با علائم افسردگی نیز همراه باشد . بسیاری از مبتلایان به این بیماری به جای درمان مناسب پزشکی ، ممکن است به مواد مخدر یا الکل روی آورند و مشکلشان تشدید شود .

درمان : خوشبختانه اکثر این بیماران به خوبی به درمان پاسخ می دهند . عمده ترین درمان ها عبارتنداز :

الف ـ درمان دارویی : گروه های متعدد دارویی ، خصوصا داروهای موثر بر سیستم سروتونین در مغز ، به خوبی بر بیماری پانیک اثر می کنند ، بدون اینکه عوارض جدی نظیر خواب آوری ،‌وابستگی یا افزایش وزن داشته باشند .

ب ـ درمان شناختی ـ رفتاری : که در آن اولا بی خطری حملات پانیک ( از نظر سکته ی قلبی یا دیوانه شدن ! ) به بیمار تفهیم می شود . ثانیا با آموزش نحوه ی تنفس در صورت بروز حمله هراس و تمرینات ریلاکس شدن (‌ تن آرامی ) و نیز آموزش خود هیپنوتیزم ،‌به بهبود بیمار کمک می شود .

این درمان ها هیچ یک با دیگری تضادی ندارندو مجموع درمان دارویی و روان درمانی های فوق الذکر ،‌بهترین نتیجه را می دهد .

 

منابع:

۱- بیابانگرد ، اسماعیل، ماهیت، علل و چگونگی درمان ترس در کودکان.

۲- حسینی، سیدابوالقاسم، ترس از مدرسه و روش‎‎های پیشگیری و درمان آن.

۳- ایلینگورث، س، دونالدو، کودک و مدرسه.

۴- قایمی، علی، فوبیای مدرسه و بیماری‎های ناشی از مدرسه.

۵- گودوین دانلد، انتشارات رشد.

۶- هاید، اُ، مارگارات، ترس و ترس‎های مرضی، انتشارات انیس.

۷- هرس میشل و بلاک، رفتار درمانی بالینی فوبیای ساده.

 

منبع : پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

 

ارسال نظر