X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

تقویت اعتماد به نفس در کودکان

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

تقویت اعتماد به نفس در کودکان

تحقیقات نشان می دهد که انعطاف پذیری، یکی از مهمترین خصوصیاتی است که شما می توانید آن را به فرزندانتان القا کنید و با استفاده از روش های مختلف می توانید اعتماد به نفس آنها را برای فائق آمدن بر مشکلات تقویت کنید. اگر از شما سؤال شود که چه چیزی را در زندگی فرزندتان آرزو می کنید، بدون شک می گویید: خوشبختی، موفقیت در درس و مدرسه، داشتن دوستان خوب، عشق به خانواده و شغل خوشایند و دلخواه او. گرچه شما نمی توانید همه این چیزها را یک جا بخواهید، ولی با کمک به او می توانید در پیشرفت خصلت انعطاف پذیری که کلید دستیابی به تمام این اهداف است، او را به این سمت سوق دهید. مطالعات بی شماری نشان می دهد که انعطاف پذیری _ یعنی داشتن نیرویی قوی که بر هر مشکلی پیروز می شود- برای کودکانی که با ناملایمات زیادی روبه رو هستند، یک امر حیاتی و سرنوشت ساز است اما در این دنیای پیشرفته و پر از هیجان، همه کودکان به ظرفیتی نیاز دارند تا بتوانند با ناملایمات و مشکلاتی از قبیل مدرسه، زمین بازی یا یک مسابقه فوتبال، دست و پنجه نرم کنند. بنابراین والدین باید توانایی انعطاف پذیری را به جای زور و اجبار در کودکان خود تقویت کنند. در اینجا به ده  روش برای کمک به تقویت اعتماد به نفس کودکان و پیروزی بر مشکلات اشاره می کنیم:

۱- صبور و بردبار باشید. از دید کودکان به دنیا، توانایی در پرورش انعطاف پذیری، ذاتی است. مجبور نیستید که با تمام کارهای کودکان موافقت کنید، اما سعی کنید که از آنها قدردانی کرده و ایده های آنها را تصدیق کنید. وقتی که کودکان متوجه شوند که دقیقاً والدینشان به آنها گوش می دهند، از راهنمایی های آنها بیشتر استفاده می کنند.
البته هنگام عصبانیت و مشاهده رفتار ناخوشایند از فرزندتان، احساس همدردی کردن خیلی مشکل است. در چنین شرایطی بردباری مهمترین چیز است. سارا، دختر خجالتی ۶ ساله ای که معمولاً والدینش او را برای سلام کردن به اقوام و دوستان وادار می کردند، اغلب خجالت می کشید خود را با موقعیت جدید وفق دهد و والدینش نمی توانستند دریابند که چرا او نمی تواند مؤدب تر باشد. آنها به او اخطار دادند که اگر سلام گفتن را یاد نگیرد، افراد دیگر دوست ندارند که با او باشند؛ اگر چه والدین سارا فکر می کردند که با این کار به او کمک می کنند ولی آنها متوجه نبودند که کم رو بودن سارا مادرزادی است که نمی تواند به راحتی خود را در جامعه نشان دهد.

برای حس همدردی، خود را جای او گذاشته و فکر کنید که در مقابل شنیدن حرف هایی که به او می زنید، چه احساسی پیدا می کردید. اگر مادر سارا به اندازه او خجالتی بود، اگر همسر و رئیس او می گفتند که در چشمان افراد نگاه کن و صحبت کن، چه احساسی داشت؟ احتمالاً او در این شرایط آگاه تر و هوشیارتر خواهد شد؛ در صورتی که قبلاً بدون آگاهی از این مسئله، زود عصبانی می شد. برای احساس همدردی بیشتر با افراد خجالتی بگوئید: «سلام کردن برای بسیاری از کودکان، سخت و دشوار است. من روشی که راه را برای تو آسان تر می کند را انجام می دهم. شاید در ابتدا اگر با لبخندزدن شروع کنی بهتر باشد و کم کم با این کار خود را برای سلام کردن آماده می کنی» .
با استفاده از این روش فرزندتان را امیدوار می کنید تا بتواند موقعیت خود را بهتر درک کند.
وقتی شما روزبه روز احساس همدردی بیشتری نشان دهید، در حقیقت به فرزندتان آموخته اید که این کار، امری حیاتی است تا او بتواند رضایت و ارتباط با دیگران را حفظ کند و احساس نزدیکی بیشتر با فرزندتان باعث می شود تا او بتواند خود را با هر شرایطی سازگار کند؛ در نتیجه حس انعطاف پذیری او تقویت می شود.

۲- ارتباطی محترمانه با او داشته باشید. همیشه به کارها و صحبت های خود نسبت به فرزندتان دقت کافی داشته باشید تا فرزندتان نیز به همان نسبت محترمانه و با ادب رفتار کند. هرگز صحبت آنها را قطع نکنید. بگویید که احساسات آنها را درک می کنید یا از کلماتی مانند همیشه و هرگز در برخی مواقع بحرانی و حیاتی که نشان دهنده مسلم بودن است، استفاده کنید. برای جواب دادن به سوالاتشان وقت بگذارید. پرسش هایشان برداشت آنها از دنیای خارج و احساساتشان است که با نشان دادن آنها سعی در برطرف کردن مشکلاتشان کنید، همه این کارها پیش زمینه ای برای انعطاف پذیری کودکان است. اگر فرزندتان احساس کند که سؤال هایش احمقانه و خسته کننده به نظر می رسد، از مطرح کردن آنها منصرف می شود.

همچنین صادق بودن برای کودکان خیلی اهمیت دارد. معمولاً بچه ها می دانند که والدین بعضی از مسائل را از آنها مخفی می کنند. به عنوان نمونه، پدر و مادری برای این که فرزندان دوقلوی ۸ ساله آنها از بیماری سرطان مادربزرگشان ناراحت نشوند، این مسئله را به آنها نگفتند. البته دختر خانم ها دقیقاً احساس می کنند که بعضی چیزها حقیقت ندارد، بنابر این به والدین توصیه می شود که با دخترهایی که قدرت درک بالاتری دارند صادقانه تر رفتار کنند. البته این جمله بدین معنا نیست که تمام مسائل خصوصی و شخصی و یا مسائلی که به احساسات آنها لطمه می زند یا خارج از ظرفیت آنها می باشد را به طور کامل بازگو کنید، بلکه از گفتن بعضی از مسائلی که خارج از تحمل آنهاست، صرف نظر کنید. در نتیجه، با پنهان کردن همه مسائل، فرزندتان را در به دست آوردن موقعیتی که یاد بگیرد چگونه می تواند با ناملایمات و مشکلات دست و پنجه نرم کند، محروم کرده اید.

۳- انعطاف پذیر باشید. والدین می خواهند فرزندانشان سازش پذیر، با ملاحظه و قابل انعطاف در مقابل عقاید جدید باشند. ولی آنها بیشتر در اجرای این روش شکست می خورند. اکثر والدین از این روش برای نزدیک شدن به فرزندانشان استفاده می کنند گرچه زیاد موفقیت آمیز نبوده است، مثلاً: ما می دانیم والدینی که مرتب به فرزندانشان در مورد تمیزی اتاق، نق می زنند، نتیجه مطلوبی نگرفته اند.

اگر بعضی اوقات شما چیزی می گویید یا کاری را بدون دلیل برای مدت ها انجام می دهید و نتیجه ای نمی گیرید، کمی تأمل کرده و به روش های دیگری که می توانید انجام دهید فکر کنید، بدون هیچ درگیری و کشمکشی به نتیجه مطلوب و دلخواه خواهید رسید. قوانین آرام و ثابتی در مورد غذا خوردن کامل یا دست شستن پیش از غذا کار را راحت می کند. و بدین معنا نیست که در مقابل فرزندتان کوتاه بیایید یا او را بد عادت و لوس کنید. با به کارگیری از این روش به آنها یاد می دهید که برای فائق آمدن بر مشکلات روش های متعددی وجود دارد و از اشتباهات خود می توانید چیزهای جدید یاد بگیرید. اگر شما در رفتارتان تجدید نظر کنید، فرزندتان نیز درست مثل شما سعی می کند هنگام رویارویی با مشکلات زندگی از روش های متفاوتی استفاده کند تا بتواند بر آنها پیروز شود.

۴- تمام توجه و حواستان را روی او متمرکز کنید. وقتی کودکان متوجه می شوند که والدینشان از بودن با آنها لذت می برند، احساس عشق و علاقه زیادی می کنند. این حس خاص، مکمل و لازمه اعتماد به نفس آنهاست. در حقیقت، مطالعات نشان می دهد که کودکانی که در دوران کودکی خود بر مشکلاتشان پیروز می شوند کسانی هستند که خود را به راستی باور کرده اند. طبق جدول زمان بندی شده حتی اگر ۱۵دقیقه در روز توجه کامل خود را به فرزندتان معطوف کنید کافی است. والدین کودکی ۵ ساله هر شب در کنار او بازی می کنند، ولی هر وقت که تلفن زنگ می زند، بازی را قطع کرده و مشغول جواب دادن به تلفن می شوند. به تدریج، کودک متوجه می شود که تلفن از او خیلی مهم تر است و برای نشان ندادن ناراحتی اش، خود را با دیدن فیلم سرگرم می کند.

۵- کودکان را برای خودشان و آنچه که هستند، بپذیرید. شاید فرزندانتان همه انتظارات شما را برآورده نکنند، ولی شناخت خلق و خوی ذاتی آنها بسیار مهم است. هنگامی که برای آن چه که هستند توسط دیگران تقدیر شوند، احساس امنیت بیشتری برای ارتباط برقرار کردن پیدا می کنند، همچنین یاد می گیرند که چگونه مشکلاتشان را برطرف کنند.
«کارل» پسر بچه ۹ ساله ای است که اغلب صبح ها بیهوده وقت را تلف می کند و به سرویس مدرسه نمی رسد. والدینش نسبت به بی مسئولیتی او به شدت عصبانی شده و تصمیم گرفتند که او را از بعضی از تفریحات دلخواهش محروم کنند. آنها متوجه نبودند که کندی «کارل» به دلیل بی مسئولیتی او نیست بلکه او به طور ذاتی کمی گیج و حواس پرت است. به جای فریاد زدن و تنبیه کردن، بهتر است که با او در مورد آنچه که به سریع تر آماده شدن او کمک می کند، صحبت کنند. البته می دانیم که والدین بچه هایی که دیر به مدرسه می رسند برای زود رسیدن آنها از مسئولین مدرسه کمک می گیرند. کودکان مسئولیت پذیری را دوست دارند و این باعث تشویق آنها برای به موقع رسیدن به مدرسه می شود. البته پذیرفتن فرزندتان، همان گونه که هست بدین معنا نیست که همه رفتارهای بد او را قبول کنید، بلکه او را درک کرده و به او کمک کنید تا تغییر روش دهد و بتواند اعتماد به نفس خود را تقویت کند.

۶- به کودکان فرصت جبران کردن بدهید. کودکان از همان سال های اول دوست دارند که مفید باشند. اگر از افراد در مورد بهترین خاطرات دوران مدرسه سئوال شود، پاسخ بیشتر آنها کارهایی است که به نحوی کمک به دیگران و مثبت بوده است، مانند: درس دادن به شاگردان کوچکتر، رنگ آمیزی نقاشی دیواری یا کارهای گروهی و نمایشی در کلاس.
وقتی کودکان را در جهت کمک به دیگران حمایت می کنیم، به توانایی آنها ایمان داریم که فرزندانمان می توانند کارهای مختلفی انجام دهند و حس مسئولیت پذیری آنها را نیز تقویت کرده ایم. همچنین قبول می کنیم که یک کودک ۳ ساله هم می تواند در خانه مسئولیت پذیر باشد، به شرطی که کار شاقی نباشد. به فرزندان بگوئید: «ما به کمک تو احتیاج داریم.»

۷- سعی کنید اشتباه کودکان را با تجربه کردن خودشان، برطرف کنید. کودکانی که والدینشان نسبت به خطاهای آنها بیش از حد حساسیت نشان می دهند، ریسک پذیری کمتری داشته و در نهایت به خاطر اشتباهشان توسط دیگران سرزنش می شوند. والدین باید خیلی با این مسائل راحت تر برخورد کنند به طور مثال اگر فرزندتان برای سومین بار شیرش را روی صندلی می ریزد، خود را کنترل کنید و به خود بگوئید که این کار برای کودکان در این سن طبیعی است و با بزرگ شدن آنها، این مسئله نیز حل می شود. با این روش فرزندتان را برای حل کردن مشکلش آماده می کنید. اگر می خواهید به فرزندتان دوچرخه سواری یاد دهید، بگوئید که چگونه تعادل خود را حفظ کند و اکثر بچه ها بار اول زمین می خورند.

۸- به نقاط قوت کودکان تأکید کنید. اگر چه کودکان با اعتماد به نفس بالا از شکست دلسرد نمی شوند بلکه از موفقیت خود نیز لذت می برند. حس موفقیت و غرور آنها، باعث عزت نفس بیشتری شده تا در آینده بهتر بتوانند با مشکلات دست و پنجه نرم کنند.
اگر چه همه کودکان به طور ذاتی ورزشکار، هنرمند یا محبوب نیستند، بلکه هر کودکی به نوبه خود قدرت و توانائی خاص خود را دارد و شما به عنوان والدین او باید متوجه چنین نیرو و استعداد فرزندتان باشید و برای این که کودکان بتوانند به راستی خود را باور کنند، باید خود به تنهایی موفقیت را تجربه کنند.

۹- به کودکان اجازه دهید که در برطرف کردن مشکلاتشان، تصمیم گیرنده باشند. مسئله ای که بیشتر والدین با آن روبرو هستند این است که تمایل دارند خیلی سریع فرزندانشان را از مخمصه نجات دهند. البته به کرات دیده شده وقتی که مشکل حل می شود و همه چیز سرو سامان می گیرد به فرزندانمان می گوئیم که ما گفتیم که چه کار کنید. اما اگر فرزندتان تکالیف مدرسه اش را نمی داند یا چیزهایش را گم کرده است، او را برای یافتن راه حل و پیدا کردن موقعیتش تشویق کنید.

۱۰- ادب و نزاکت را به او یاد دهید. معنای واقعی کلمه «Disipline» یاد دادن است. آخرین هدف پرورش دادن نظم و ترتیب است که کودک را حتی اگر در کنارش نباشید، مسئولیت پذیر بار می آورد. مطمئن باشید هرگز با تهدید کردن و تحقیر کردن فرزندتان به نتیجه مطلوب نخواهید رسید. اگر شما در مواقع اضطراری به فرزندتان بگوئید: تو بعد از مدتی آرام می شوی. یا بهتر است اضافه کنید: هر وقت که آرام شدی، اجازه بده ببینم که چه شده است. با این کار به او اجازه مسئول بودن روی اعمالش را می دهید. برای کودکان بالاتر از هفت سالی که یک دنده و لجباز هستند فرصت داده و تأکید کنید که خودشان در تصمیم گیری رفتار مناسب توانایی دارند. اگر شما داد و بیداد کنید، او متوجه منظورتان نمی شود و همچنین اعصاب خود را نیز به هم ریخته اید. به طور ایده آل، با تشخیص به موقع سعی کنید که مشکلات رفتاری در فرزندتان به وجود نیاید. همچنین اگر فرزندتان کار درستی انجام می دهد، اجازه دهید تا خود نیز بداند. تشویق و علاقه شما از همه ستاره ها و برچسب ها برای فرزندانتان با ارزش تر است.  

 

منبع :   بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

 

 

ارسال نظر