X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

جشن سده یک آیین ایرانی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

جشن سده یک جشن زرتشتی نیست و در سده های نخستین هجری شمسی جشنی فراگیر و ملی بوده است.میرجلال الدین کزازی با اعلام این مطلب افزود:‌ در کتاب های تاریخی از برگزاری این جشن بسیار سخن رفته است. برای نمونه در تاریخ می خوانیم که مردآویج که از امیران زیاری بود و به فرهنگ ایرانی بسیار باورمند،‌ نخست بار در ایران نو جشن سده را با شکوه بسیار در اصفهان برپا می داشت. بیهقی نیز در تاریخ خود نوشته است که سلطان مسعود غزنوی نیز جشن سده را آنچنان برگزار کرده بود که فروغ آتش سده را از دو فرسخی می توانسته اند دید.

وی افزود: برای فراگیر کردن جشن سده باید این نکته را بر همگان روشن بگردانید که جشن سده جشنی زرتشتی نیست و اگر زرتشتیان آن را برگزار می کنند به دلیل این است که به جشن های ایرانی دلبستگی دارند.

گروه فرهنگ:‌ جشن سده یک جشن زرتشتی نیست و در سده های نخستین هجری شمسی جشنی فراگیر و ملی بوده است.

میرجلال الدین کزازی با اعلام این مطلب افزود:‌ در کتاب های تاریخی از برگزاری این جشن بسیار سخن رفته است. برای نمونه در تاریخ می خوانیم که مردآویج که از امیران زیاری بود و به فرهنگ ایرانی بسیار باورمند،‌ نخست بار در ایران نو جشن سده را با شکوه بسیار در اصفهان برپا می داشت. بیهقی نیز در تاریخ خود نوشته است که سلطان مسعود غزنوی نیز جشن سده را آنچنان برگزار کرده بود که فروغ آتش سده را از دو فرسخی می توانسته اند دید.

وی افزود: برای فراگیر کردن جشن سده باید این نکته را بر همگان روشن بگردانید که جشن سده جشنی زرتشتی نیست و اگر زرتشتیان آن را برگزار می کنند به دلیل این است که به جشن های ایرانی دلبستگی دارند.

وی افزود: جشن سده یک پدیده فرهنگی است و مانند هر پدیده دیگری می توان با بهره جستن از رسانه های همگانی ایرانیان را با آن آشنا گردانید.

فریدون جنیدی نیز که در حاشیه برگزاری مراسم جشن سده با ما سخن می گفت با تاکید بر اینکه جشن سده تنها یک آیین زرتشتی نیست و ریشه در تمدن باستانی ایران دارد، گفت:‌عمومی کردن جشن سده تنها از راه حمایت ملی ممکن است.

وی افزود: باید از طریق رسانه های گروهی انعکاس اخبار جشن سده را تقویت کرد تامردم با این واقعیت آشنا شوند که سده جشن همه ایرانیان است.

جنیدی افزود:‌جشن سده واقعه کوچکی نیست اما برای همگانی کردن آن امکاناتی جز تبلیغ در دست نداریم. بنابراین باید از همین امکان استفاده کینم.

کورش نیکنام نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی نیز گفت:‌ اکتشافات و اختراعات هر ملتی باعث افتخار آنان است و جشن سده به اعتبار کشف آتش توسط انسان باستانی ایرانی،‌ افتخار همه ایرانیان است.

وی افزود:‌ آنچه جای سوال است این است که چرا تنها زرتشتیان دهم بهمن ماه را جشن می گیرند. در تمام ادیان الهی آتش مقدس شمرده می شود و فصل مشترک زندگی همه انسان هاست. آتش افروزی دلیل زرتشتی بودن این آیین نیست همانطور که شمع روشن کردن بر مزار درگذشتگان و صلوات فرستادن به هنگام روشنایی نزد شیعیان ایرانی نیز یک آیین زرتشتی نیست.

وی افزود: با انعکاس این مسائل می توانیم جوانان را با سنت های نیاکان خود آشنا و دین خود را نسبت به آنان ادا کنیم.

 

جشن سده به قدمت آتش

ابوریحان در کتاب التفهیم درباره وجه تسمیه جشن سده می نویسد: \”سبب نام سده چنانست که از آن تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب\”.

گروه فرهنگ، حامد کاظم زاده : جشن سده یکی از جشن‌هایی است که نه تنها از لحاظ مذهبی اهمیت دارد، بلکه در میان عامه مردم نیز بدان توجه فراوان می‌شد و به همین سبب یاد آن نیز از خاطر ایرانیان محو نشده است و با جزئی‌ترین توجهی، ممکن هست که آنرا به همان شکوه دیرین باز گرداند. این جشن یکی از بزرگترین جشنهای آتش است که از روزگاران کهن در ایران مرسوم بوده است. آتش یکی از آن عناصری است که کشف و ایجاد آن در تمدن و ترقی حیات بشری تأثیر بسزائی داشته و به همین جهت خاطره اکتشاف آن چون خاطره عزیزترین موهبتی در ذهن آدمی پایدار مانده است.

 

اشتقاق سده

چون جشن سده مانند جشن‌های فروردین و تیرگان و مهرگان و… از عهد ساسانی به یادگار مانده است، بی‌شک در زبان پهلوی نامی داشته است و ظاهراً جشن مزبور در آن زمان «ستک» (satak  ) یا «سدهگ» (sakhag  ) خوانده می‌شده که تازیان آن را معرب کرده «سدق» و «سذق» می گفتند که بعدها به سده معروف شد.

 

سده به معنی منسوب به شماره صد است و اینکه در فرهنگ‌های پارسی آن را به معنی آتشی با شعله های بلند گرفته‌اند، معنی مجازی و فرعی است که به مناسبت جشن سده که از قدیم رایج بوده است. شاید نظر به آتش‌افروزی‌های بزرگی که در جشن سده مرسوم بوده است چنین معنی مجازی را از کلمه سده برداشت کرده باشند.

 

وجه تسمیه سده

بیرونی در رابطه با ارتباط جشن و عدد صد در کتاب التفهیم چنین می‌نویسد: «… و نیز گفته‌اند که اندر این روز از فرزندان پدر نخستین (آدم) صد تن تمام شدند.» و گردیزی مؤلف زین‌الاخبار آورده: «سده بزرگ، چنین گویند مغان که اندر این روز سد مردم تمام شده بود از نسل میشی و میشیانه و ایشان دو مردم نخستین بودند، چنانکه مسلمانان گویند آدم و حوا، مغان را آن دو تن بودند.» در برهان قاطع اشاره به آن دارد که واضع این جشن کیومرث است. در چنین روزی فرزندان وی به صد تن رسیدند و چون بالغ شدند در شبِ این روز جشن گرفتند و همه را کدخدا کرد و فرمود که آتش بسیار افروختند و بدان سبب آن را سده گویند.

در برخی از منابع این جشن را به هوشنگ بن سیامک نسبت می‌دهند و بعضی گویند هوشنگ که پسر چهارم آدم (ع) است یعنی به چهار پشت به آدم (ع) می‌رسد، روزی با صد کس بطرف کوهی رفت، ناگهان ماری بزرگ بنظرش درآمد و چون هرگز مار ندیده بود بشگفت آمد و گفت جمیع جانوران متابعت ما می‌کنند، همانا این جانور دشمن ماست که سر از اطاعت پیچیده، سنگی برداشت و بر جانب مار انداخت، آن سنگ خطا شد و بر سنگ دیگر خورد، آتش از آن بجست و بر خش و خاشاک افتاد و مار بسوخت، چون در آن زمان هنوز آتش ظاهر نشده بود هوشنگ با همراهان از پیدا شدن آتش خرم و شادان گردید و گفت این نور خداست که دشمن ما را کشت و بسجده رفت و شکر ایزد به جای آورد و آتش را قبله خود ساخت و در آن روز جشن بزرگی گرفت.

ابوریحان در التفهیم نوشته: « اما سبب نامش سده چنانست که از آن تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب.» و نیز در زین‌الاخبار آمده که بعضی گفته‌اند میان این روز و میان نوروز صد شبانه روز است یعنی پنجاه روز و پنجاه شب، بر این سبب سده نام کردندش.

 

هنگام سده

این جشن معمولاً روز دهم (آبان روز) از ماه بهمن گرفته می‌شده است و همه مورخین و فرهنگ نویسان بدان اشاره کرده‌اند و در آن شب که میان روز دهم و روز یازدهم است به آتش‌افروزی مبادرت می‌ورزیده‌اند . سده در مآخذ موجود نام شب است نه نام روز و ظاهراً این جشن که آتش‌افروزی در آن مرسوم بوده در شب پیش از روز نود و نهم زمستان (پنجماهه) واقع می‌شده و در حقیقت می‌توان گفت که در پایان آذر روز یا نهم از ماه بهمن این جشن صورت می‌گرفته است.

 

مراسم سده

از رسوم جشن سده در عهد ساسانیان هیچ گونه آگاهی نداریم ولی بی‌شک پیش از اسلام این جشن با مراسمی پرشکوه معمول بوده است و لااقل می‌توان آتش افروزی سده را در زمان ساسانیان محقق دانست، گذشته از آنکه فردوسی بارها در شاهنامه یادآور این جشن بوده و تذکر وی می‌رساند که در خداینامه‌ها نیز از آن مکرر ذکری بوده و از شعرهای وی بخوبی برمی‌آید که جشن سده در عظمت و اهمیت، نظیر نوروز و مهرگان بوده است و بعلاوه جایگاهی ویژه و کاخی باشکوه که غالباً در پیرامون آتشکده بوده ، برای آن ترتیب می‌داده‌اند.

الف) مراسم سده در قدیم : چون روز سده فرا می رسید مهمترین رسمی را که معمول می‌داشتند و از دیرباز تا کنون نیز برجاست آتش‌افروزی بوده است که اساساً شکوه و شهرت جشن سده نیز براساس آن استوار بوده و هست و این کار در پایان روز دهم (آبان روز) و شب یازدهم از ماه بهمن انجام می‌گرفته است. هر یک از مردم به فراخور حال خویش به تهیه هیزم مبادرت می‌ورزید و سپس بدان آتش می‌افروختند.

در رو به روی آتشی که در حضور سلطان یا امیر افروخته می‌شده است، خوانی می‌گسترده‌اند و شعرا قصائدی را که در مدح شاه و وصف سده سروده بودند در آن هنگام یا پس از آن می‌خواندند و مردم به شادی و رامش پرداخته و با جهیدن از فراز توده‌های کوچک آتش نشاط خود را آشکار می‌ساخته‌اند. در این شب، پدران برای فرزندان و خردسالان خویش بوق سفالی می‌خریدند. بقول بیرونی در شب سده ایرانیان دود بر می ‌انگیختند ، تا دفع مضرت کرده باشند. (دفع ضرر)

ب) مراسم سده در عصر حاضر : این قسمت بدو بخش متمایز تقسیم می‌گردد، یکی مراسم سده نزد زرتشتیان و دیگری جشن سدهء مسلمین نواحی مختلف ایران .

۱) در نزد زرتشتیان بدین صورت است که ابتدا پشته بزرگی از خار و هیزم فراهم و رویهم انباشته می‌کنند، عده‌ای از افراد زرتشتی در محل ساختمان محصور شاه حاضر می‌شوند و سه روز در آن مکان بشاد کامی می‌پردازند. از نیم روز به بعد تماشاگران که بیشتر اهل شهر بودند، می‌آمدند و جشن را آغاز می‌کردند و همینکه آفتاب در پس افق پنهان گشت، ده موبد که لاله‌ای در دست دارند و دست دیگرش بدست موبد دیگری است و آن موبد هم دست موبد دیگر را گرفته است دور کوهه خار، شروع بگردش می‌کنند و نیایش آتش می‌خوانند، این موبدان لباس سپید به تن دارند و پس از آنکه سه مرتبه بگرد پشته خار گشتند، توده خار را از اطراف با همان لاله‌ای که در دست دارند آتش می‌زنند، پشته خار که آتش گرفت، چون بتندی فروزان می‌شود بسیار تماشائیست بطوری که گرمی آن حلقه تنگ جمعیت را با هیاهو و جنجال از دور خود پراکنده می‌کند، ولی جمعیت نیز بزودی تلافی می‌کنند و همین که شعله‌های آتش از شدت خود کاست، مجدداً بسوی آن هجوم می‌آورند و جسم نیمه جانش را به بازی می‌گیرند و از روی آن می‌جهند حتی اسب سوران از فراز توده‌های آتش می‌پرند.

۲) جشن سده‌ای که در بعضی نقاط ایران گرفته می‌شود ساده‌تر است، یعنی بهمان ترتیب که گفته شد مردم پشته‌هائی از خار و خاشاک گردآورده و هنگام غروب آتش می‌زدند. گاهی لب بسرودن ترانه‌ای دلکش می‌گشودند و گاهی نیز جامه‌های ویژه‌ای به تن‌کرده و به شادی می پرداختند، همانند سیزده نوروز آن را برگزار می کردند.

 

پی نوشت‌ها:

۱- شمس قیس، المعجم فی معابیر اشعار العجم، تصحیح مدرس رضوی، تهران، خاور، ۱۳۱۴، ص ۱۵۸.

۲- فرهنگ برهان قاطع ذیل لغت سده.

۳- ابوریحان بیرونی، محمد بن احمد، التفهیم، با تصحیح جلال همائی، تهران، ۱۳۱۸، ص ۲۵۷.

۴- همان ص ۲۵۷.

۵- کریستن سن، آرتور امانوئل، نمونه‌های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه‌ای ایرانیان، تهران، نشر نو، ۱۳۶۳، ص ۱۸۰.

۶- ابوریحان بیرونی، محمد بن احمد، بقلم علی‌اکبر دانا سرشت، تهران، خیام، ۱۳۲۱، ص ۲۲۶.

۷- افشار شیرازی، جشن سده، تهران، انجمن ایرانشناسی، ۱۳۲۴، صص ۴ – ۲۱

ارسال نظر