X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

جنبش ملی شدن صنعت نفت

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

جبهه ملی به همت ورهبری دکتر مصدق در اواخر دهه ۲۰ تشکیل شد . دکتر مصدق که به علت عدم حضور در مجلس پانزدهم از صحنه سیاست دور بود ، به دهوت اقلیت دوره پانزدهم وارد صحنه سیاست شد . وی به عنوان ربر جبهه مخالف وبه عنوان معتر به دخالت دولت در انتخابات مجلس شانزدهم به اتفاق هجده نفر در دربار متحصن شد . بالا خره در روز دهم آبان ۱۳۲۸ ه . ش جبهه ملی رسماً اعلام موجودیت کرد .

افراد جبهه ملی در حقیت تربیت شده دوران حرکت ملی نبودند ، شخصیت سیاسی وسابق اداری اغلب آنان روشن نبودند ، برخی قبل از پسوستن به دکتر مصدق ، از اعضای هیئت حاکمه گذشته بودند وجز سالهای بعد از شهریور ۱۳۲۰ ، سابقه مبارزاتی نداشتند . سوابق سیاسی چند تن از آنان نا مطلوب بود . دیدگاههای سیاسی – اجتماعی شان نیز هماهنگی نداشت ، به نحوی که اغلب مواضع ضد ونقیض اتخاذ می کردند وهنگام تصمیم گیری بر سر مسائل مهم مملکتی ، به مشاجره وحتی زد و خورد می پرداختند. وتنها معدودی از آنان ، تا پایان در سنگر مبارزه باقی ماندند.


جنبش ملی شدن صنعت نفت ،

مهمترین حرکت ضد استعماری در دهه۱۹۵۰ م /  1330در منطقه خاور میانه بود نهضتی که با ملی کردن صنایع عظیم نفت ، راه را برای افوال قدرت استعماری انگلیس در خاور میانه وحتی آسیا وآفریقا باز وهموار نمود .

کوشش برای بازگرداندن حاکمیت ایران بر منابع نفت ، از نخستین سالهای پس از شهریور ۱۳۲۰ وسر نگونی رژیم شاه به تدریج آغاز شد .

آنچه در این قسمت مورد نظر است رهبران درجه اول ونقش آنها در نهضت ملی شدن صنعت نفت است .

مبحث اول : ایدئولوگ ( کار کرد نخست )

از آنجا که ، ملی گرائی اندیشه حاکم بر نهضت ملی شدن صنعت نفت بود ، در این قسمت به بررسی ایدئولوژی مزبور ونماینده آن در نهضت یعنی جبهه ملی ودر راس آن دکتر محمد مصدق پرداخته می شود .

الف- جبهه ملی

کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ، سر آغاز دوره ای بودکه شهریور ۱۳۲۰ ادامه یافت. بارزترین ویژگی این دوره ، حاکمیت نوعی دیکتا توری است که در تاریخ ایران ، این نوع دیکتاتوری با این شدت وگستردگی سابقه نداشته است . از شهریور ۱۳۲۰ به بعد با سقوط حکومت استبدادی رضا شاه وبوجود آمدن شرایط خاص به سبب مقتضیات ناشی از جنگ جهانی دوم وحضور نظامی قوا متفقین فصل جدیدی در تاریخ وحیات مردم ایران گشوده شد که تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ، جامعه ما را تا حدودی فارغ از استبداد ، با حوادث وتحولا ت شگرفی روبرو کرد .

جبهه ملی به همت ورهبری دکتر مصدق در اواخر دهه ۲۰ تشکیل شد . دکتر مصدق که به علت عدم حضور در مجلس پانزدهم از صحنه سیاست دور بود ، به دهوت اقلیت دوره پانزدهم وارد صحنه سیاست شد . وی به عنوان ربر جبهه مخالف وبه عنوان معتر به دخالت دولت در انتخابات مجلس شانزدهم به اتفاق هجده نفر در دربار متحصن شد . بالا خره در روز دهم آبان ۱۳۲۸ ه . ش جبهه ملی رسماً اعلام موجودیت کرد .

افراد جبهه ملی در حقیت تربیت شده دوران حرکت ملی نبودند ، شخصیت سیاسی وسابق اداری اغلب آنان روشن نبودند ، برخی قبل از پسوستن به دکتر مصدق ، از اعضای هیئت حاکمه گذشته بودند وجز سالهای بعد از شهریور ۱۳۲۰ ، سابقه مبارزاتی نداشتند . سوابق سیاسی چند تن از آنان نا مطلوب بود . دیدگاههای سیاسی – اجتماعی شان نیز هماهنگی نداشت ، به نحوی که اغلب مواضع ضد ونقیض اتخاذ می کردند وهنگام تصمیم گیری بر سر مسائل مهم مملکتی ، به مشاجره وحتی زد و خورد می پرداختند. وتنها معدودی از آنان ، تا پایان در سنگر مبارزه باقی ماندند.

اساسنامه وآئین نامه جبهه ملی

ماده ۱ : جبهه ملی از هیات موسسوگروههای مختلف ملی که طرفدار تامین عدال اجتماعی وحفظ قانون اساسی هستند ، تشکیل  می شود .

ماده ۲: مؤسسین اولیه ، هیات مدیره جبهه ملی را تشکیل می دهند وگروههای مختلف ملی هر یک نماینده ای تعیین می نمایند که از اجتماع آنها هیات مدیره شورای جبهه ملی تشکیل می شود ولدی الا قتضا ‍ءنمایندگان مختلف شهر ستانها نیز که اعتبار نامه آنها را هیئت مدیره تصویب کرده باشد در شورا شرکت می کنند .

ماده ۳- هدف جبهه ایجاد حکومت ملی بوسیله تامین آرادی انتخابات وآزادی افکار است .

ماده۴- هیچ فردی نمی تواند مستقیماً عضو جبهه ملی شود ؛ عضویت افراد مشروط به این است که عضو جمعیتی باشند که آن جمعیت سمت وابستگی جبهه ملی را تحصیل کرده باشد .

ب- دکتر محمد مصدق

 در راس جبهه ملی ، دکتر مصدق قرار داشت که از سالهای اول قرن حاضر ، به صورت یک چهره سیاسی برجسته ، همواره به عنوان یک آزادی خواه وملی گرای سر سخت ، با استبداد دیکتاتوری به مبارزه پرداخته وبرای استقرار دموکراسی مجاهدت فراوان نمود از نظر دکتر مصدق ، مداخله شاه در امور مملکت در نهایت به حکومت فردی واستبدادی منتهی می گردد : «یک پادشاه هر قدر هم خوب نیت باشد ، با روش استبدادی وحکومت  فردی چگونه می تواند در مقابله بیگانگان مقاومت کند .

در مجلس چهادهم  ، مصدق به عنوان نماینده اول تهران ، هنگام طرح اعتبار نامه سید ضیاء الدین طباطبایی . بیانات مفصلی دارد که قسمتهای از »آن در خصوص نفی حکومت فردی واستبداد ی است : «… دیکتاتور با پول ما وبه ضرر ما راه آهن کشید وبیست سال متفقین امروز ما تدارک مهمات دید، عقیده وایمان ورجال مملکت را از بین برد ، املاک مملکت را ضبط وفساد اخلاق را ترویج و اصل ۸۲ قانون اساسی را تفسیر نمود وقضات دادگستری را متزلزل کرد – برای بقایخود قوانینی ظالمانه وضع نمود ، چون کمیت اهمیت می داد بر عده مدارس افزود وبه کیفیت عقیده نداشت ، سطح معلومات تنزل کرد .

بنابراینمی توان یکی از وجوه اساسی اندیشه دکتر مصدق را مخالفت ومبارزه با استبداد وحکومت فردی وحمایت وطرفداری از حکمت مشروطه سلطنتی وتجدید اصول قانون اساسی مشروطه ذکر کرد .

تاکید بر « وطن » و« ملت » و« ایران » ودر یک کلمه اندیشه ملی گرایانه ، مشخصه دیگر اندیشه سیاسی یا مبارزاتی او بود . مصدق می گوید : « دفاع از وطن واجب عینی نیست ، واجب کفایی است . اگر یک نفر حاضر شد که دفاع از وطن بکند ، از گردن دیگران سا قط می شود ، من می خواهم در راه وطن شربت شهادت را بچشم ، من می خواهم در راه وطن بمیرم من می خواهم در قبرستان شهدای آزادی دفن بشوم من تا آخر عمر برای دفاع از وطن حاضر می باشم » .  «اگر وطن پرستی بد است چرا دول بزرگ هر چه خوب است برای وطن خود
می خواهد » مصدق ، در طول سالیانی که شخصیت سیاسی – مبارزاتی اش شکل گرفته بود ، متوجه این نکته شده بود که چگونه ایران همچون پرنده ای دست وپا بسته واسییر ، طعمه انگلسیها و روسها ودر عین حال قربانی پادشاهان وهیئت حاکمه ای است که نسبت به توده مردم برخوردی آمرانه ومستبدانه داشته ولی در بررابر قدرتهای خارجی همواره خوار وزبون بودند . او در مسیر زندگی خود عملاً به این نتیجه رسیده بود ، که ترقی وپیشرفت واقعی ایران فقط زمانی ممکن است که از شر استبداد ومداخله خارجی رهایی یابد بنابراین در کنار استبداد ستیزی ، بیگانه ستیزی بر دیگر بعد دیگر اندیشه سیاسی – مبارزاتی دکتر مصدق است ؛ بعدی که بزرگترین مبارزه سیاسی – اجتماعی اش یعنی نهضت ملی شدن  

    صنعت نفت ریشه در آن داشت . حمله او به کاپیتولا سیون ، مخالفت با قرارداد ۱۹۱۹ واز همه مهمتر با مخالفت با سلطه انگلستان بر نفت ایران ، نشانه واقعیت مزبور است .

بیگانه ستیزی مصدق در  نطق معروف او درجلسه هشتم ‎ مجلس شورای ملی (آبان۱۳۲۳ )آشکار است .

او با ارائه طرحی که بعدها مقدمه و زمینه ملی شدن صنعت نغت گردید .وتصویب آن از جانب مجلس در واقع دست رد به سینه شوروی و آمریکا زده  بر اساس طرح مزبور ‎‎‎، واگذاری هر گونه امتیازی به کشورهای خارجی غیر قانونی است و هیچ نخست وزیر ، وزیر و اشخاصی که کفالت از مقام آنها  ویا معاونت می کنند، نمی توانند راجع  به امتیاز نفت یا هیچ یک از نمایندگان رسمی و غیر رسمی دول مجاور و یا نمایندگان شرکتهای نغت و هر کس غیر از اینها ، مذاکراتی که اثر قانونی دارد بکند و یا این که قراردادی امضاء نماید .

هدف  از  پیشنهاد طرح مزبور این نبود که روزی بیاید که فقط امتیاز نفت شمال به دولت شوروی داده نشود ، بلکه مقصود این بود که روزی بیاید که ملت ایران بتواند دست خود را که امتیاز دارسی و قرارداد ۱۳۲۸ برای تمدید ۳۲ ساله بریده بود ، به جایش وصل کند .

تاسیس جبهه ملی در ۱۰ آبان ۱۳۲۸ ورهبری آن  بوسیله دکتر مصدق ، در حقیقت کوشش«نهادی – سازمانی  » برای از قوه به فعل در آوردن افکار و اندیشه های «ضد استبدادی – ضد استعماری  » مصدق بود .

در این مقطع از تاریخ ، امواج جنبشهای ملی گرایانه در گوشه و کنار مستعمرات انگلستان به حرکت در آمده بود و جلوگیری از توسعه دامنه آن ممکن نبود . تضعیف انگلستان که از نتایج جنگ جهانی دوم بود ، انگلیسی ها را متوجه ساخت که دیگر حغظ مستعمرات به شیوه قدیمی مقدور نیست ومی بایست چاره ای نو اندیشیید . ایران نیز از موج ملی گرائی بر کنار نمانده بود . مظهر سیاست استعماری انگلستان در ایران ، شرکت نفت ایران وانگلیس بود که دولتی در دولت به شمار می رفت وثروت ملی ، ایرانیان را به تاراج می بردومالیاتی که بابت در آمدش به خزانه داری انگلیس می پرداخت بیش از حق اسهمی بود که به ایران
 می داد.

از نظر دکتر مصدق ، شرکت نفت انگلیس وایران ، در حقیقت نمونه مجسم ومظهر بارز امپریالیزم استثمارگر بریتانیا ومنبع اساسی بی عدالتی اجتماعی واقتصادی است . اعتقاد داشت که در شرایط موجود وبا توجه به خیزش جنبشهای ملی گرا در بخشهای مختلف جهان ، « مسئله نفت » موضوعی است که می توان مردم راحول محور آن متحد ساخت واعتراض آنان را نسبت به « نظمی کهن » که از سوی شرکت نفت انگلیس وایران بوجود آمده بود ، برانگیخت ومبانی سلطه استعماری طولانی آن را با برگداندن حاکمیت ایران برآن فروریخت.

دکتر مصدق در بیان جنبه های حقوقی وقانونی قضیه نفت وامتیاز مربوط به آن می گوید : «امتیاز نامه سال ۱۹۹۳ بکلی بی اعتبار وکانون لم یکن است ، به خاطر آنکه در دورانی اعطا ء شده که برکشور یک رژیم دیکتاتوری حاکم بوده ودر آن نمایندگان مردم واعضای هیئت دولت کوچکترین اختیار نداشته اند . وی اضافه
می کند هدف قرار داد الحاقی آن است که به امتیازی که هیچ پایه ومبنای حقوقی نداردواز درجه اعتبار ساقط است . قوت قانونی بدهد وآن را تقویت کند تا بتواند ۴۳ سالددیگر ملت را تابع شرایط اختناق آور نماید .

 مبحث دوم : بسیج کننده یا فرمانده انقلاب ( کارکرد دوم )

در این مرحله ، رهبران انقلابی ، فضای جامعه سیاسی می نمایند واصول ومبانی ایدئولوژی انقلاب را به مردم می شناسانند وآنان را به سمت حمایت ووفاداری به اهداف وآرمانهای انقلاب یا نهضت سوق می دهند .آنچه دراین مرحله مهم است برانگیختن مردم ، هدایت وکنترل آنان است . به بیان دیگر رهبران انقلابی باید با آگاهی وهشیاری فراوان شعله های آتش خشم قهر آمیز مردمی را که به وسیله خودشان برافروخته شده است ، براساس شرایط ومقتضیات زمانی ومکانی هدایت کرده در نوسان قرار دهند.

در نهضت ملی شدن نفت ، این وظیفه یا کارکرد در اختیار روحانیون ودر راس همه آیت الله کاشانی بود.

در نهضت ملی شدن صنعت  پلی همچون نهضت مشرطیت ، روحانیان مبارز شکاف پیش گفته را پر کرده وهمچون پلی ارتباطی مردم را به جبهه ملی ودر راس آن دکتر مصدق پیوند دادند وبرای آنان پایگاه مردمی فراهم ساختند تا زمانی که آن « مرکز اتصالی » وجود داشت ، ارتباط نیز برقرار بود وقتی که بین رفت ، ارتباط نیز متلاشی شد ودر نتیجه نهضت فاقد پشتوانه مردمی با شکست مواجه شد.

از آنجا که نهضت ملی شدن صنعت نفت در دو جبهه« داخل مجلس »و « خارج از مجلس »آغاز وادامه یافت ، آیت الله کاشانی نیز در مبارزه علیه استعمار انگلستان و  حذف سلطه استعماری او از ایران ، هر دو جنبه مزبور را بعنوان سنگر های مبارزه مورد استفاده قرارداد . از یک سو اقلیت مبارز جبهه مزبور را بعنوان سنگرهای مبارزه مورد استفادره قرارداد .از یک سو از اقلیت مبارزجبهه ملی حمایت نموده ومشروعیتی دینی به مبارزه آنها می داد ، از سوی دیگر بعنوان یک عالم و مجتهد بر جسته رهبری معنوی و بسیج مردم را بر عهده داشت و از موضوع دین ،  مردم را علیه استبداد و بویژه استعمار بسیج می کرد .

نقطه شروع مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت از درون  مجلس  آغاز شد و آن زمانی بود که در مجلس دوره پانزدهم  طرح قانونی نمایندگان برای  رد قرارداد قوام –ساد چیکف  مطرح شد  (این قرارداد ، در فروردین ۱۳۲۵ بین نمایندگان دولت ایران و روس – یعنی قوام و ساد چیکف  – منعقد  شد طبق آن روسها باید تا اواخر اردیبهشت ایران را تخلیه کنند و شرکت نفت مختلطی از دو کشور برای مدت  50 سال با حق تمدید تشکیل گردد . در این موافقتنامه مسئله آذربایجان  به عنوان مسئله داخلی ایران  محسوب شد ، که می بایست به ترتیبی مسالمت آمیز و با روح خیر خواهی نسبت به اهالی آذربایجان حل و فصل شود . ) و ضمن آن اشاره گردید که دولت برای استیفای حقوق ملت ایران در نفت جنوب اقدام کند .

مهمترین ویژگی مجلس پانزدهم این بود ، که با مسئله نفت شروع بکار نمود و زمینه های تحقق ملی شدن صنعت نغت را فراهم آورد .

برای جلوگیری از گسترش زمزمه های مخا لف ، دولت انگلیس به فکر تحمیل قرارداد جدیدی افتاد . رفت و آمدهای فراوان و مذاکرات طولانی در نهایت ، منجر به امضای قرارداد الحاقی امتیاز ۱۹۳۳ م / ۱۳۱۲ ه ش  در ۱۷ ژوئیه ۱۹۴۹ م / ۲۶ تیر ۱۳۲۸  ه ش بین نمایندگان دولت ایران و انکلستان یعنی گلشائیان و گس شد .

در آن روزها ، دو جناح  در مجلس له یا علیه قرارداد الحاقی صف آرایی کردند . جناح اکثریت اگر فرصت پیدا می کرد ، درتصویب قرارداد درنگ نمی کرد و جناح اقلیت که از نظر تعداد اگر چه کم بودند ،‌ تصمیم داشتند از طریق نطق های طولانی آنقدر مذاکرات مجلس را ادامه دهند که عمر مجلس پانزدهم به سر  آید  و قراردادبه تصویب نرسد . جناح اقلیت به غیر از سخنرانیهای طولانی و مفصل دست به یک اقدام سیاسی دیگر  هم زد ودولت ساعد را بخاطر عدم استیفای حقوق ملت ایران مورد استیضاح قرارداد .

سنگ بنای نهضت ملی شدن نفت ، از همین جا گذارده شد .

کمسیون هیجده نفره نفت سر انجام در ۳۰ خرداد۱۳۲۹  تشکیل گردید . روز ۴ آذر / ۲۵ نوامبر نمایندگان جبهه ملی پیشنهاد ذیل را جهت تصویب تقدیم کمیسون نمودند :«  بنام سعادت ملت ایران و به منظور کمک  به تامین صلح  جهانی ،  امضا کنندگان  ذیل پیشنهاد  می نمائیم که صنعت نفت در تمام نقاط کشور بدون استثنا ملی اعلام می شود ، یعنی تمام  عملیات  اکتشاف ، استخراج و بهره بر داری در دست دولت قرارگیرد .

با صدور فرمان نخست وزیری رزم  آرا، آیت الله کاشانی اعلامیه ای صادر کرد که  متن آن توسط دکتر مصدق در جلسه  علنی مجلس قائت گردید : « به معیت از افکار عامه مسلمین ،  نا چارم  مخالفت شدید و قطعی خود را با حکومتی که بر خلاف افکار عمومی  وبه کمک بیگانگان ونحریک و تثبیت آنان می خواهد زمان اموررا در دست بگیرد اظهار کنم . »

آیت الله کاشانی ، باارسال پیامها واطلاعیه ها می کوشید تا به کوشش های  نمایندگان جبهه ملی در مجلس مشروعیتی دینی – مردمی دهد . جنبه دیگر از مبارزه آیت الله کاشانی تهییج وبرانگیختن توده های مردم بود که در ادامه به آن پر داخته می شود .

ب- ایجاد بسیج در خارج از مجلس

  مراجع تقلید با صدور فتاوی خود ، ضمن تجلیل از آیت الله کاشانی ، نظر ایشان را در مورد ملی شدن صنعت نفت قویاً مورد تایید قرار دادند.

آیت الله کاشانی ، به عنوان برجسته ترین روحانی که درگیر مسائل مربوط به « نفت » شد ، قبلاً در عراق مانند بسیاری دیگر از علمای یرانی در مقاومت ومبارزه علیه بریتانیا شرکت کرده بود . او در بازگشت به ایران ، مبارزه علیه انگلستان را ادامه داد در سال ۱۳۲۲ به دلیل تماس با ماموران آلمانی توسط انگلیسها دستگیر شد وتا سال ۱۳۲۴ در تبعید به سر می برد .آیت الله کاشانی ۱۶ ماه پس از تبعید ، وقتی که به ایران  بازگشت با استقبال عظیم ایران روبرو شد .

از اواسط سال ۱۳۲۹ مبارزات مردم برای ملی شدن صنایع نفت ، گسترش چشم گیری یافت . دکتر مصدق وآیت الله کاشانی هدف اساسی را ملی شدن کامل صنایع نفت اعلام کردن . سیاسی شدن روز افزون جامعه ومردم وبحرانی شدن فضای عمومی جامعه ، حکومت را وادار کرد ، قبل از این که « خشونت مردم » جامعه را فرا بگیرد، از آخرین تیر ترکش خود یعنی رزم آرا استفاده کند . رزم آرا از نخستین روزهای صدارت ، هر گونه اندیشه وتلاش برای ملی شدن صنعت را به باد استهزا گرفت . از نظر رزم آرا ، ملی شدن صنعت نفت به  دلیل فقدان مهارتهای لازم ومنابع مالی وامکانات کشتی رانی عاقلانه نیست واصولاً ملی کردن نفت از لحاظ قانونی ممکن نیست وبرانگیختن دشمنی دولت انگلستان هم بخردانه نیست .

مردم همواره با حضور در اجتماعات وراهپیمائیهای متعدد وبا شکوه میدان فعالیت را برای جبهه ملی ونمایندگان آن در درون مجلس وسیعتر می نمودند .

 بعنوان نمونه قطعنامه روز جمعه ۸ دی ماه ۱۳۲۹ اینگونه اعلام می دارد : « ما اعضای جمعیت مسلمان مجاهد حزب استقلال ، سازمان نظارت آزادی ، جمعیت مبارزاصناف ، دانشجویان ، دانش آموزان ، حزب ایران وطرفداران این گروههای ملی که بر دعوت حضرت آیت الله کاشانی ورهبران  خودمان در این گرد همائی که به وسیله حزب ایران دایر گردیده ، منویات خود را به وسیله قطعنامه به اطلاع ملت ایران می رسانیم ؛ ملی کردن صنعت نفت در تمام کشور ، خواسته کلیه طبقات ملت ایران است .

رزم آرا مدت کوتاهی بعد از صدارت  بدست خلیل طهماسبی ، از اعضای جمعیت فدائیان اسلام ، در حالی که فریاد می زد ، « مرده باد شرکت نفت » به قتل رسید .

آیت الله کاشانی ، بیانیه ای به مناسبت قتل رزم آرا اعلام کرد : « گلوله هایی که باعث مرگ رزم آرا شد ، هدیه پر برکت خداوند بوده است ونفت علیرغم همه فعالیتهای آن خائنی که در خون خود غلتید ، [رزم آرا ] ملی خواهد شد . » در واقعه همین طورنیز شد وفردای قتل رزم آرا ،یعنی ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ ه . ش /۸ مارس ۱۹۵۱ میلادی کمسیون نفت به اتفاق آرا ، اصل ملی شدن صنعت نفت را سراسر کشورر به تصویب رساند .

نتیجه  

آیت الله کاشانی در دوران ملی شدن صنعت نفت ، در واقع یک رهبر برجسته دینی بود که از جبهه ملی ، بعنوان ایدئولوژی ملی گرائی پشتیبانی نمود وملی کردن صنعت نفت را که خواست اساسی جبهه ملی ودکتر مصدق بود مورد حمایت مردمی گسترده وهمه جانبه خود قرار داد . حضور او در میدان مبارزه علیه استعمار انگلیس « مشروعیتی دینی – مردمی » به ملیون داد . مردم حضور خود در مبارزه را  همواره اعتقادی – دینی می دانستند وفتواها ودستورهای علمای دینی وراس همه آیت الله کاشانی ، در حقیقت عامل حرکت دهنده آنان بود .

به این ترتیب جنبشی که باایده ملی گرایانه وملی کردن صنعت نفت آغاز شد وتوسط روحانیون وآیت الله کاشانی مردمی شد ، توانست پیروزی وموفقیت را بدست آورده ، با ملی کردن صنعت نفت به دوره  طولانی حاکمیت بیگانه بر منابع نفتی خا تمه دهد .

ارسال نظر