X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

خودکشی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

نشانه های قبل از خودکشی چیست؟

چرا خودکشی؟

آگاهی از نشانه های قبل از خودکشی بسیار مهم است. چون اگر این نشانه ها را در فردی متوجه شدیم به سادگی از کنار آن نگذریم بلکه با دقت،‌مواظب و مراقب وی باشیم و در صورت لزوم او را برای مصاحبه روانی آماده کنیم و یا موضوع را با یک مشاور متخصص مطرح و راهنمایی لازم را دریافت نمائیم،‌ و یا برای اقدامات پیشگیرانه و درمان، آنچه را که لازم است انجام دهیم. مهم ترین نشانه های قبل از خودکشی عباتند از :

۱ـ معمولاً فرد در فکر پایان دادن به زندگی خود است: اغلب در فکر فرو می رود، نسبت به خود و زندگی و اطرافیان بی توجه و بی تفاوت می گردد.

۲ـ فردی که می خواهد خودکشی کند،گاهی در صحبت های خود به این نکته اشاره می کند و یا اظهار می دارد که در آینده ممکن است حضور نداشته باشد( با بیان جملاتی مثل این که اگر من در بین شما نباشم شما چه خواهید کرد؟)

۳ـ آنچه را که اغلب دوست داشته و مورد علاقه او بوده است و برای به دست آوردن آن تلاش فراوان و زحمت زیادی کشیده ،‌به دیگران می بخشد

نشانه های قبل از خودکشی چیست؟

چرا خودکشی؟

آگاهی از نشانه های قبل از خودکشی بسیار مهم است. چون اگر این نشانه ها را در فردی متوجه شدیم به سادگی از کنار آن نگذریم بلکه با دقت،‌مواظب و مراقب وی باشیم و در صورت لزوم او را برای مصاحبه روانی آماده کنیم و یا موضوع را با یک مشاور متخصص مطرح و راهنمایی لازم را دریافت نمائیم،‌ و یا برای اقدامات پیشگیرانه و درمان، آنچه را که لازم است انجام دهیم. مهم ترین نشانه های قبل از خودکشی عباتند از :

۱ـ معمولاً فرد در فکر پایان دادن به زندگی خود است: اغلب در فکر فرو می رود، نسبت به خود و زندگی و اطرافیان بی توجه و بی تفاوت می گردد.

۲ـ فردی که می خواهد خودکشی کند،گاهی در صحبت های خود به این نکته اشاره می کند و یا اظهار می دارد که در آینده ممکن است حضور نداشته باشد( با بیان جملاتی مثل این که اگر من در بین شما نباشم شما چه خواهید کرد؟)

۳ـ آنچه را که اغلب دوست داشته و مورد علاقه او بوده است و برای به دست آوردن آن تلاش فراوان و زحمت زیادی کشیده ،‌به دیگران می بخشد.

۴ـ ابزار یا وسیله ای را برای انجام خودکشی موفق می خرد و ممکن است به طرق گوناگون آن را از دیگران پنهان نماید،‌به طوری که اگر دیگران آن وسیله ای را ببینند تعجب خواهند کرد و اگر از وی پرسیده شود که آن وسیله را برای چه منظوری خریده است با دلایلی ساختگی خواهد گفت برای انجام کاری خاص آن وسیله را خریده است.

۵ـ اکثراً از احساس نارضایتی خود از زندگی و بی وفایی ها سخن می گوید و در همین زمینه به آن چه که از دست داده اشاره می کند مانند: از دست دادن اعتماد به نفس،‌از دست دادن دوستان،‌از دست دادن کار و…

۶ـ گاهی مقدار زیادی دارو جمع آوری می کند.

۷ـ تغییر رفتار و شخصیت فردی که می خواهد خودکشی کند واضح و مشخص است ،‌به گونه ای که نزدیکان و اطرافیان متوجه این تغییر رفتار و شخصیت وی می گردند.

۸ـ در مواردی که فرد تصمیم جدی برای خودکشی می گیرد،‌ شدیداً افسرده می شود و به طور کاملاً مشخص سست و کم انرژی می شود.

۹ـ به فعالیت های روزمره اجتماعی،‌ تحصیلی،‌ کاری خود بی توجه می شود، به طوری که گاهی دیگران چنین فکر می کنند که این فرد خود را لوس کرده است .

۱۰ـ در مورد مرگ و زندگی بعد از مرگ زیاد صحبت می کند.

۱۱ـ از دوستان و خانواده کناره گیری می کند.

همانگونه که اشاره گردید این حالات را باید جدی گرفت و حتی وی را در بیمارستان بستری کرد. و تحت نظر و مراقبت های لازم قرار داد.

 

روش های معمولی خودکشی

مهم ترین و رایج ترین روش هایی که در خودکشی به کار گرفته می شوندعبارتنداز :

۱ـ غرق کردن خود در آب: مانند دریا، رودخانه و … لازم است در مورد افرادی که در دریا و یا رودخانه غرق می شوند بیشتر تحقیق نمود،‌چرا که این گونه مرگ و میرهای ناشی از غرق شدن می تواند نوعی خودکشی تلقی گردد. ۲ـ بریدن رگ دست و یا رگ های دیگر بدن خود .  3ـ بریدن گردن و یا حنجره خود.   4ـ پرت کردن و یا انداختن خود بر روی کارد،‌چاقو و یا اجسام تیز و برنده.

۵ـ خودکشی با اسلحه گرم مانند کلت یا تفنگ   6ـ خودکشی با داروهای کشنده و یا سم. ۷ـ خودکشی به وسیله استفاده از خودرو و یا تصادف عمدی  8ـ پرت کردن خود از ساختمان های بلند. ۹ـ خودسوزی با نفت،‌بنزین و دیگر مواد آتش زا .

 10ـ خودکشی با گاز   11ـ خودکشی با ریسمان،‌مانند طناب دار .  12ـ خودکشی از طریقه انداختن خود در جایی که حیوانات درنده زندگی می کنند و یا قرار دارند.

 

چه عواملی سبب می شود یک فرد دست به خودکشی بزند؟


چرا عده ای دست به خودکشی می زنند؟

علل خودکشی

ـ اختلالات روانی: از جمله اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی ، بیماری افسردگی،‌ بیماری اسکیزوفرنیا( نوعی بیماری و خیم روانی که فرد دچار توهم و هذیان می گردد). حملات اضطرابی شدید توأم با ترس و وحشت،‌ترس های مرضی،‌حالات خشم،‌ و عصبانیت های ناگهانی.

آمار نشان می دهد که ۹۵% از افرادی که خودکشی می کنند دچار اختلال روانی هستند،‌ از جمله ۸۰% بیماران افسرده،‌10% بیماران اسکیزوفرنی۵% افرادی که دچار زوال عقل و حالات هذیانی هستند خودکشی می کنند.

نظریه روانکاوی: از دیدگاه روانکاوی،‌خشم و خصومت درونی و ناخودآگاه نسبت به فرد مورد علاقه به آن حد زیاد است که می خواهد آن فرد را به قتل رسانده و بکشد،‌ اما چون توان انجام آن را ندارد دچار کشمکش شدید می گردد و این کشمکش بین علاقه و خشم ایجاد می شود و در نتیجه برای رهایی از این کشمکش دست به خودکشی می زند. (همان گونه که ذکر گردید این حالت و این کشمکش اغلب ناخودآگاه است و فردی که خودکشی می کند آگاهی روشنی از این حالت و کشمکش ندارد) به زبانی دیگر، نفرت به وجود آمده و ناخودآگاه موجب بروز و ایجاد احساس گناه می گردد که فرد اقدام به خودکشی می نماید.

موضوع و یا علت دیگر: عدم هماهنگی بین انگیزه های فرد و عدم توانایی در برآورده نمودن و یا برآورده شدن انگیزه ها و عدم سازگاری بین این دو حالت، می تواند عاملی باشد که فرد اقدام به خودکشی نماید.

 

عوامل دیگر خودکشی:

ـ فرار از ناملایمات و شکست ها.

ـ فرار از فشارهای روانی که احساس می شود یا به نظر می رسد که پایان ناپذیر است.

ـ فرار احساس گناه شدید.

ـ فرار از مجازات شدن.

ـ میل به خودآزاری شدید.( به این دلیل با تیغ، چاقو و یا امثال آن ها به خود آسیب می رسانند).

ـ آرزوی مرگ و مردن.

ـ احساس ناامیدی،‌بیچارگی و درماندگی.

ـ سعی و نشان دادن درد درونی خود . (خودکشی می تواند نوعی رفتار باشد که می خواهد از این طریق به دیگران بفهماند که تنهاست.)

ـ ترس از تغییر موقعیت هایی که ممکن است و یا احتمال دارد اتفاق بیفتد و فرد چنین احساس می کند که این تغییر برای وی غیر قابل تحمل است.

ـ به وسیله خودکشی کردن، می خواهد دیگران را تنبیه نماید( فرزندانی که خودکشی می کنند، با خودکشی کردن می خواهند پدر یا مادر، یا هر دو را تنبیه نمایند.).

ـ به وسیله خودکشی می خواهد خشم و عصبانیت خود را نشان دهد.

ـ فردی که خودکشی می کند هیچ گونه انگیزه یا نیازی برای زیستن و زندگی کردن ندارد.

نظریه یادگیری: در این نظریه خودکشی ارتباط مستقیم و تنگاتنگ با موارد زیر دارد،‌ بافت جامعه، کشمکش های ناخودآگاه، فشارهای اجتماعی،‌فشارهای روانی،‌فشارهای اقتصادی،‌فشارهای خانوادگی و…

زمانی که در یک جامعه انسان ها راه حلی برای رهایی از فشارهای گوناگون پیدا نمی کنند به ناچار خودکشی می کنند و خودکشی را راه حل نهایی دانسته و به آن فکر می کنند و خودکشی ها می توانند موجب شوند که دیگران نیز به چنین راه حلی فکر کنند و آن را مورد نظر قرار دهند و سرانجام اقدام به خودکشی نمایند. در بعضی از خانواده ها افراد آن خانواده یاد می گیرند که خودکشی بهترین راه حل برای رهایی از فشار یا کشمکشی است که در خانواده وجود دارد. البته خودکشی که به طور تکراری در افراد یک خانواده دیده می شود می تواند جنبه ارثی و ژنتیک داشته باشد.

 

بعضی از نظریات و دیدگاه های دیگر:

ـ عده ای به این دلیل خودکشی می کنند که به خواب ابدی بروند.

ـ عده ای به این دلیل خودکشی می کنند که بعد از مرگ تولدی دیگر خواهند داشت.

ـ عده ای به این دلیل خودکشی می کنند که خود را از بسیاری از غرایزی که قبول ندارند و در وجودشان وجود دارد نجات دهند.

ـ عده ای به این دلیل خودکشی می کنند تا ازاین طریق قدرت و توانایی خود را به دیگران نشان دهند.

جامعه شناسان بر این عقیده اند که خودکشی پدیده ای است ناشی از فشارهای اجتماعی که بر روی بعضی از افراد جامعه اعمال می گردد و در نتیجه،‌ این قبیل افراد قربانیان جامعه اند. و از سوی دیگر این حقیقت وجود دارد. که رضایت از زندگی باعث قوی شدن انگیزه ادامه حیات و لذت بردن از زندگی می گردد. در غیر این صورت میل به خودکشی شدت می یابد.

 

هدف از خودکشی چیست؟ چرا خودکشی؟

در قسمت قبل به علل خودکشی پرداختیم. اینک در ادامه می خوانیم…

در خودکشی به این نکته باید اشاره نمود: فردی که خودکشی می کند که از مشکلی غیر قابل حل و فشار روانی فرار می کند و به سوی آرامشی می رود که احساس می کند با خودکشی در مورد خودکشی می توان به نکات زیر اشاره نمود:

۱ـ پیدا کردن راه حل : اصولاً خودکشی یک رفتار بدون هدف و منظور نیست. در مواردی فرد درگیر مشکل و یا مشکلاتی می گردد که نمی داند چه کند و توانایی رویارویی با آن مشکل و یا موقعیت غیر قابل تحمل را هم ندارد. در نتیجه مشکل برای وی جنبه ی معما پیدا می کند،‌( چنین حالتی را حالت بحرانی می نامند) و چون در این شرایط قرار می گیرد، در میان تمام راه حل ها خودکشی را انتخاب می کند.

۲ـ آرزوی معمولی درخودکشی:آرزوی اوقطع ارتباط وقطع آگاهی است با آنچه که در اطراف وی می گذرد.لذا برای فراراز دردآگاهانه وغیر قابل تحمل دست به خودکشی می زند.

۳ـ محرک معمولی: محرک معمولی در خودکشی درد و فشار روانی است . چنین دردی ناشی از احساس درد و فشار روانی است.

۴ـ شکست در برآورده شدن نیازها: هیچ خودکشی بدون احساس نیازمندی نیست وانجام نمی شود و بستگی به این دارد که این نیاز تا چه حد برای فرد، مهم و حساس می باشد.

۵ـ احساس در خودکشی: احساس معمولی در خودکشی احساس درماندگی و ناامیدی است . فرد این حالت و احساس را دارد که من هیچ کاری را نمی توانم انجام بدهم مگر خودکشی ، هیچ کس نمی تواند به من کمک بکند و هیچ امیدی به آینده نمی توان داشت.

۶ـ خودکشی نوعی فریاد است: معنای خودکشی فریادی است برای طلب کمک.

۷ـ محدود شدن: در خودکشی، احساسات، عواطف و هوش فرد دچار محدودیت شده و فرد به بن بست می رسد، یا احساسات عواطف و هوشیاری وی از اختیار او خارج می شود، چنین حالتی معمولاً زودگذر است به طوری که اگرمدتی بگذرد و فرصتی پیدا بشود که وی از این حالت خارج گردد، از تصمیم خود در اقدام به خودکشی منصرف خواهد شد.

۸ـ گاهی هدف از خودکشی ،‌رها شدن از شرایط موجود زمانی و مکانی است که فرد در آن به سر می برد،‌ مانند زندانیانی که اقدام به خودکشی می کنند تا از این طریق بتوانند از آن محیط نجات یابند.

۹ـ عامل دیگری که در خودکشی باید در نظر داشت این است که فرد با اقدام به خودکشی می خواهد به این شکل با افراد مورد نظر و علاقه ی خود ارتباط برقرار نموده بدینوسیله جلب توجه نماید.

 

چرا عده ای دست به خودکشی می زنند؟

خودکشی رفتار یا پدیده ای است که از جوانب متعدد باید مورد بررسی قرار گیرد. تا آنجا که مشخص است خودکشی در بسیاری از جوامع وجود داشته و دارد و در هر کجا که انسان ها زندگی می کنند خودکشی هم اتفاق می افتد. بدون تردید خودکشی در هر جا،‌ هر خانواده و هر جامعه ای که اتفاق بیفتد عوارض نامطلوب خانوادگی،‌ اجتماعی و… برجای می گذارد،‌ به نوعی که این خودکشی می تواند عاملی برای شروع و یا بروز یک نوع بیماری روانی و یا جسمی گردد و حتی باعث متلاشی شدن خانواده و مانعی برای سیر مطلوب و طبیعی خانواده شود. افراد یک جامعه نیز زمانی که از خودکشی فرد و یا افرادی مطلع شوند،‌ غم زده می شوند و ممکن است دچار نوعی اضطراب و یا نگرانی در مورد وقوع خودکشی در خانواده خود گردند،‌ به همین دلایل است که خودکشی بایستی از دیدگاه های روانی ،‌اجتماعی، خانوادگی،  اقتصادی ،‌تحصیلی،‌ کاری ،‌قانونی و … مورد بررسی و توجه قرار گیرد. ریشه یابی هر گونه عامل،‌ و یا عواملی که زمینه را برای خودکشی هر گونه عامل،‌ و یا عواملی که زمینه را برای خودکشی فراهم می سازدبسیار مهم است . از این رو است که اگر در کشورهای پیشرفته آمار خودکشی بالا برود موضوع،‌ آنقدر مورد بحث و گفتگوقرار می گیرد و کارشناسان و صاحب نظران موضوع خودکشی را بررسی می نمایند تا زمینه مساعد ساز خودکشی را دریافته و برای آن به طور جدی چاره جویی نماید.

 

خودکشی را می توان به سه نوع تقسیم بندی نمود:

۱ـ خودکشی موفق: افرادی که به طور جدی خودکشی می کنند و یا روشی که انتخاب
 می نمایند به زندگی خود پایان می دهند.

۲ـ خودکشی ناموفق: آنهایی که با هر روش انتخابی اقدام به خودکشی می کنند و نجات
می یابند.

۳ـ خودکشی پنهان یا مزمن: آمار خودکشی در این نوع، بسیار بالاتر از دیگر انواع خودکشی است. در این مورد با وجودی که فرد از انجام بعضی رفتارها و یا عادات آگاهی دارد و می داند که ادامه آن رفتارها و یا عادات آگاهی دارد و می داند که ادامه آن رفتار و یا عادات موجب عارضه جسمی،‌معلولیت و یا مرگ وی می شود و یا وجودی که در مورد آن رفتار و یا عادات مخرب با وی مکرراً صحبت شده و عواقب آن به وی گوشزد می گردد،‌ اما وی به رفتار و عادی خود ادامه داده و به سلامتی خود بی توجهی می نماید. شاید بتوان این نوع خودکشی را خودکشی محترمانه نامید،‌به عنوان مثال: اعتیاد به مواد مخدر،‌ الکل،‌ سیگار، استفاده غیر مجاز از داروهای زیان آور،‌ و یا بیماران قلبی،‌ فشار خونی،‌ و یا دیابتی ها: که این بیماران در مورد استفاده از داروهای تجویزی بی توجهی می نمایند و رژیم غذایی خود را رعایت نمی کنند. در همین زمینه بعضی از تصادفاتی که منجر به مرگ راننده شده و نمی توان دلیل و یا علت مشخصی را برای آنها پیدا کرد،‌نمونه ی این گونه خودکشی است.

بررسی خودکشی از دیدگاه آماری و جوانب گوناگون

جالب است بدانیم که سفید پوستان بیشتر از رنگین پوستان خودکشی می کنند و آمار خودکشی در افرادی که از کشوری به کشور دیگر مهاجرت می نمایند بیشتر است.

مردان سه برابر بیشتر از زنان،  خودکشی موفق دارند و زنان چهار برابر بیشتر از مردان اقدام به خودکشی می نمایند که نجات می یابند و با این که زنان بیشتر تظاهر به خودکشی می نمایند.

در زمینه سن و سال : هر چه سن بالاتر می رود میزان خودکشی افزایش می یابد. به طور کلی مردان از سن ۴۵ سالگی به بعد و زنان از سن ۵۵ سالگی به بعد اقدام به خودکشی بیشتری دارند و آمار خودکشی در سنین حدود ۷۵ سالگی سه برابر جوانان است ،‌اما بیشترین آمار خودکشی ازسن ۱۵ تا ۲۴ سالگی است که در پسران کمی بیشتر از دختران است.

اعتقادات مذهبی: دین و مذهب در خودکشی نقش مهمی دارد. در بسیاری ادیان،‌خودکشی رفتاری گناه آمیز و ممنوع و در نتیجه حرام اعلام شده و این عاملی است که افراد را از اقدام به خودکشی باز می دارد. به طور کلی آنان که اعتقادات مذهبی پایدار و محکمی دارند کمتر خودکشی می کنند. مسیحیان کاتولیک و مسلمانان آمار کمتری از خدکشی دارند،‌و یهودیان بیشتر از مسیحیان پروتستان خودکشی می کنند. از سوی دیگر در بعضی از گروه ها برای اعتقادات خاصی که دارند و برای هدف و یا اهدافی که دارند به عنوان نوعی قربانی،‌ برای آن هدف‌، خودکشی می کنند.

مکان زندگی: آمار خودکشی در روستاها و شهرهای کوچک در مقایسه با شهرهای بزرگ کمتر است و این می تواند به دلیل وجود قید و بندهای خانوادگی و اجتماعی و ارتباطات خاص محلی باشد، همچنین در روستاها و شهرهای کوچک فشارهای روانی کمتری به انسان ها وارد می شود تا در شهرهای بزرگ.

ازدواج: افرادی که ازدواج کرده اند کمتر به فکر خودکشی می افتند و خانواده هایی که فرزند دارند کمتر از خانواده های بدون فرزند خودکشی می کنند، همچنین افرادی که بعد از ازدواج،‌ زندگی شان منجر به جدایی شده است بیشتر از افرادی که همسر خود را از دست داده اند خودکشی می کنند.

از دیدگاه اجتماعی: افرادی که از نظر اجتماعی منزوی و گوشه گیر هستند  و ارتباطات اجتماعی کمتری دارند اقدام به خودکشی بیشتری دارند و آنها که ارتباطات اجتماعی بیشتر و پایدارتری دارند کمتر به فکر خودکشی می افتند. در حقیقت عدم توانایی در برقراری ارتباطات اجتماعی و عدم توانایی همسویی با گروه های مختلف اجتماعی و تنهایی،‌احتمال اقدام به خودکشی را افزایش می دهد.

داشتن کار و شغل: کارکردن و داشتن شغل،‌ خطر خودکشی را کم می کند. بعضی از کارهای سخت و طاقت فرسا و فشارهای روانی محیط کار که خستگی جسمی و روانی را ایجاد می نماید احتمال اقدام به خودکشی را بالا می برد. به همین دلیل است که آمارها نشان می دهد خودکشی در پزشکان دو برابر دیگران است . عوامل دیگری مانند ورشکستگی ،‌تنزل مقام و… نیز احتمال خودکشی را بالا می برد.

سلامتی و بیماری: سلامتی و بیماری در خودکشی نقش دارند،‌ افرادی که از سلامت جسمی برخوردارند کمتر اقدام به خودکشی می نمایند. ۵۰% از مردانی که دچار بیماری سرطان هستندو ۷۰% از زنانی که دچار انواع سرطان و یا انواع دیگر سرطان هستند خودکشی می کنند به طور کلی بیماری های سخت جسمی و دراز مدت ،‌بیماری هایی که ایجاد معلولیت های حرکتی می کنند و یا باعث دردهای مزمن می گردند بیماری هایی که روابط اجتماعی را محدود می نمایند،‌احتمال و یا آمار خودکشی را بالا می برند.

به گفته سازمان بهداشت جهانی،‌ تعداد مردمی که براثر خودکشی جان خود را از دست می دهند بیش از مردمی است که در درگیری های مسلحانه خیابانی می میرند. این در حالی است که در ۴۵ سال گذشته آمار خودکشی در سراسر جهان ۶۰ درصد افرایش یافته است.

تشخیص افرادی که در معرض خطر اقدام به خودکشی هستند، برای پزشکان روان شناسی بسیار مشکل است. البته به گفته کارشناسان علوم ذهنی و فکری،‌افرادی که دست به خودکشی می زنند از نظر ذهنی بیمار روانی هستند.

خودکشی سومین عامل مرگ و میر جوانان و یکی از عوامل اصلی در مرگ بزرگسلان جوامع شهری می باشد.

پژوهش ها نشان می دهد میزان خودکشی در شهرهای اروپایی بالاتر از روستاهایشان می باشد و در آمریکا درصد اقدام به خودکشی بین روستاییان و شهرنشینان مساوی است. لس آنجلس تایمز،‌ می نویسد: آمارها نشان می دهد که در طی روز ۷۵ نفر از مردم ساکن قاره آمریکا اقدام به خودکشی می کنند. خودکشی در آمریکا سالانه جان ۴۰ هزار نفر را می گیرد و بالاترین خودکشی در دنیا به ترتیب در ژاپن،‌ آمریکا و کشورهای اسکاندیناوی صورت می گیرد. در کشورهای اروپایی نیز خودکشی به وفور دیده می شود. تنها اسپانیا و ایرلند است که کمترین میزان خودکشی را در اروپا دارا می باشد.

باید به این سوال به دقت جواب داد که چرا برخی از افراد تصمیم به خودکشی می گیرند، در حالی که افراد دیگری که در همان شرایط یا شرایطی سخت تر زندگی می کنند خود را درگیر این فکر و عمل اشتباه نمی کنند؟ کارشناسان مسائل روانی اظهار می دارند که عقاید و باورهای غلط و بی ثباتی در ایمان به خدا و پوچ گرایی یکی ازعوامل اصلی در مساله خودکشی است.

طی چند سال اخیر نرخ خودکشی در میان مردان جهان افزایش چشمگیری داشته است. در این باره نیویورک تایمز می نویسد: از هر ۲۰۰ هزار نفری که در هر سال در آمریکا اقدام به خودکشی می کنند. ۲۰ هزار نفر جان خود را از دست می دهند. این گزارش می افزاید: در آمریکا تعداد خودکشی زنان ۳ برابر مردان است. اما احتمال منجر شدن خودکشی به مرگ در مردان بیش از زنان می باشد. پژوهش ها نشان داده است که خودکشی در میان افراد مجرد و طلاق گرفته و تنها، بیشتر از افراد متاهل می باشد. اکثر خودکشی های صورت گرفته در میان دختران در سن ۲۰ تا ۳۰ سالگی و در مردان پس از ۳۰ سالگی است.

به عقیده کارشناسان روان شناسی در آسیا،‌ناباوری های دینی دلیل گرایش جوانان آسیایی به خودکشی می باشد. لذا تقویت عقایر مذهبی و استحکام پایه های خانواده و ایجاد محبت و همبستگی میان اعضای خانواده می توان تا حد بسیار زیادی مساله اقدام به خودکشی،‌ حتی فکر کردن به آن را از بین ببرد.

خودکشی یکی از معضلات اجتماعی است که امروزه با توجه به پیچیده تر شدن تعاملات و ارتباطات در بیشتر جوامع  رو به افزایش است. افزایش نرخ خودکشی نزد گروه ها،‌ اقشار و طبقات اجتماعی نگرانی فراینده ای را برای جوامع امروز بوجود آورده است. آمار خودکشی در کشور ما نشانگر آن است که این پدیده بویژه در میان زنان به صورت یک مساله اجتماعی در آمده و اگر چاره ای برای آن اندیشیده نشود. آثار سوء آن علاوه بر شخص اقدام کننده، بر اطرافیان وی و جامعه نیز اثرگذار خواهد بود.

به گزارش ایسنا،‌ نابسامانی های اجتماعی،‌ ناملایمات زندگی و عدم توانایی یا عدم آموزش مقابله با مشکلات آدمی را در معرض بسیاری از آسیبها قرار می دهد. به شکلی که بسیاری از افراد قدرت مقابله با سازگاری با شرایط سخت زندگی را نداشته و مرگ را تنها راه نجات خود تلقی می کنند.

تحقیقات صورت گرفته نشان می دهد که بزرگترین موج خودکشی بعد از جنگ جهانی در جوامع صنعتی به دلایلی همچون بیکاری دسته جمعی و ناکامی ناشی از آن حتی در بین جوانان دارای تحصیلات عالیه،‌کاهش اعتقادات مذهبی،‌ مدارا با رفتارهای بحرانی در خرده فرهنگ جوانان،‌ اثر طلاق روی کودکان،‌ افراط و تفریط های تربیتی بین جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله به وقوع پیوسته است.

همچنین اشباع شدن جوانان از هر جهت به طوری که به دیگر هیچگونه کمبودی در اطراف خود احساس نکنند نیز از موجبات خودکشی در دنیای متمدن امروز است . از سوی دیگر آلودگی های صوتی و اثرات مخرب گازهای شیمیایی پراکنده در محیط زیست،‌ فیلم های بدآموز سراسر خشونت و تقلید کورکورانه از قهرمانان،‌آنها استفاده از مواد مخدر و مهمتر از همه کمرنگ شدن باورهای دینی و تربیت لائیک( بی دینی) نیز از جمله عوامل موثر در خودکشی جوانان جهان است.

به گزارش ایسنا، به گفته کارشناسان عمده ترین علل خودکشی در ایران شامل اختلافات زناشویی،‌ ناراحتی های روانی، شکست در عشق،‌ عدم تعادل شخصیت،‌ فقر،‌بیکاری،‌ اعتیاد و شرایط نامساعد اقتصادی،‌ شرایط خاص زندگی شهری بویژه شهرهای بزرگ و صنعتی و از هم پاشیدگی و جدایی گروههای اجتماعی است.

بررسی های صورت گرفته حاکیست که بیشترین فراوانی خودکشی در شهرها به دلایلی همچون اختلافات خانوادگی،‌ طرد شدگی،‌ مشکلات جسمی و عاطفی،‌ بیماریهای روانی،‌فقر، بدهی مالی و ناکامی و شکست در زندگی به وقوع می پیوندد. به عنوان مثال در استان تهران نیز بیشترین خودکشی مربوط به خودکشی مردان است .

در میان انگیزه های مختلف خودکشی « اختلافات خانوادگی» عمده ترین انگیزه و در میان روش های خودکشی مردان بیشتر از روش « حلق آویز کردن» و زنان از طریق« خودسوزی» اقدام به خودکشی می کنند.

همچنین استانهای کرد و لرنشین که از نظر فرهنی زنان معمولاً اختیاری از خود نداشته و مردان آنها را تحت تملک خود می دانند و زنان باید عمدتاً کارهای خانه و حتی برخی از کارهای مردان را انجام دهند و با توجه به بیشتر بودن چند زنی در مقایسه با سایر استانها این عوامل تبدیل به دلیلی برای عدم تحمل زندگی برای زنان می شود.

این تحقیق نشان می دهد که بیشترین خودکشی ها در سنین ۱۸ الی ۲۴ سال صورت می گیرد که سن جوانی دوران هیجانات و مسائلی مانند ورود به دانشگاه،‌اشتغال و ازدواج است و امروزه به عنوان مشکل در جامعه مطرح است و شاید محدودیت های موجود، جوان را با بحران و ناکامی مواجه کند که راه چاره را در خودکشی ببینند که این حرکت نه تنها در ایران بلکه در جهان بیشتر در دوران جوانی رخ می دهد.

براساس مطالعات صورت گرفته ،‌به طور کلی در استانهای غربی کشور آمار خودکشی بویژه خودکشی زنان بیش از مردان است، در استانهای ایلام،‌ لرستان وکرمانشاه این مساله حادتر می شود.

نتایج تحقیقات نشان می دهد که خودکشی در ایران کمتر از سایر کشورهای جهان است،‌ چنانچه میانگین خودکشی زنان در سایر کشورها ۷۳/۶ نفر در ۱۰۰ هزار نفر است. در حالی که در ایران این رقم ۴/۳ یعنی نصف میانگین خودکشی زنان سایر کشورهای جهان است.

همچنین خودکشی مردان ایرانی به مراتب کمتر از خودکشی مردان در سایر کشورها است،‌به گونه ای که خودکشی مردان ایران یک ششم خودکشی د رسایر کشورها است،‌از سوی دیگر با توجه به فراوانی کم خودکشی زنان از مردان( خودکشی مردان ۵/۳ برابر زنان است) اما در ایران فاصله بین خودکشی زنان و مردان تقریباً به هم نزدیک شده است.

 

انجمن حمایت از حقوق کودکان به دلیل عدم تایید صلاحیت هیات مدیره خود در طول دو سال و نیم گذشته از طرف وزارت کشور، در آستانه بحران شدید قرار گرفته است. انتخابات هیات مدیره این انجمن هر دو سال یکبار برگزار می شود و باید هیات مدیره جدید از سوی وزارت کشور مجددا تایید صلاحیت شود،‌این درحالی است که هیات مدیره سابق این انجمن با تمام شدن دوره فعالیت دو ساله خود در مردادماه سال جاری، موفق به تایید صلاحیت از وزارت کشور نشد.

 

رتبه سوم جهان برای پیشی گرفتن خودکشی زنان ایرانی از مردان

ایران سومین کشوری است که بعد از چین و هندوستان،‌آمار خودکشی زنان آن در حال پیشی گرفتن از خودکشی مردان است در حالی که در کلیه کشورهای دنیا،  در برابر هر سه مرد که بر اثر خودکشی می میرند، یک زن از خودکشی می میرد.

دکتر حسن زاده،‌روانشناس،‌در کارگاه زنان و خودکشی که به مناسبت روز جهانی روان توسط موسسه تحقیقات بهبود زندگی زنان ومرکز تحقیقات سلامت زنان برگزار شد با بیان این مطلب افزود: هم اکنون در ایران،‌خودسوزی یکی از شایع ترین علل خودکشی زنان است در حالی که در کشورهای غربی،‌کمتر از یک درصد خودکشی ها با خودسوزی صورت می گیرد و نکته تاسف برانگیزتر این که بیشتر خودسوزی ها به مرگی فجیع منجر می شود.

وی عوامل اجتماعی و فرهنگی را عوامل مهم و تاثیر گذار در بالا رفتن آمار خودکشی ذکر کرد و گفت: خودکشی یکی از موارد قابل پیشگیری مرگ است و باید فکری به حال افزایش میزان خودکشی زنان در ایران شود که بنا به دلایل نامعلومی صورت می گیرد.

صدیقه ضیایی،‌مدیرعامل موسسه تحقیقات بهبود زندگی زنان، نیز گفت: در گزارش ملی خشونت زنان که توسط نهاد ریاست جمهوری سال ۱۳۷۹ منتشر شد، وضعیت خودکشی زنان در استان های مختلف کشور مورد بررسی قرار گرفت.

نتایج تحقیقات نشان داد، آمار خودکشی در استانهایی مثل کهگیلویه و بویراحمد،‌ کرمانشاه و کردستان بسیار بالاتر از میزان کشوری آن است و در حالی که رقم خودکشی زنان در استان هایی مثل تهران و سیستان و بلوچستان به زیر ۱۰درصد می رسد. اما در این سه استان،‌ میزان خودکشی زنان به ۳۶ تا ۳۸ درصد می رسد و بعد از آن،‌رقم خودکشی در بوشهر و خوزستان بالاست.

وی افزود: این آمار بسیار نزدیک به نتایج تحقیقی خشونت خانگی است که توسط وزارت کشور در سال ۱۳۸۳ انجام شد. در نتایج این مطالعه نشان داده شده که میزان خشونت خانگی در استان هایی که میزان خودکشی زنان در آن بالاست،‌ از سایر استان ها بیشتر است.

همچنین در برخی استان هایی که با شخص مناسب و بالاتری از توسعه انسانی روبرو هستیم با هم میزان خودکشی بالاست، یعنی در استان هایی مثل کردستان و کرمانشاه که میزان خودکشی بالاست با فقر شدید روبرو نیستیم ولی در بسیاری از استان ها میزان فقر بسیار بیشتر است هر چند میزان خودکشی کمتر است.

این موضوع به عامل بسیار مهم و ندیده شده در شاخص های توسعه انسانی،‌ یعنی عامل فرهنگ بستگی دارد. هر چند عامل باورها و ارزش ها و نگرش های قومی د رشاخص های توسعه انسانی در سطح جهانی در نظر گرفته نمی شود ولی عاملی است که وجود دارد و دارای تاثیر بسیار مهمی نیز است.

 حتی در مقایسه دو استان که شاخص های توسعه انسانی برابر به لحاظ جنسیتی دارند. میزان خودکشی زنان در استان عشایرنشین و سنتی نشین بالاتر است آن هم به دلیل سنت های قومی وبیساری محدودیت های غیر ضروری که برای زنان و دختران وجود دارد و همین موضوع نشان می دهد یک عامل اساسی در خودکشی زنان،‌باورهایی است که در ذهن زنان و مردان ما وجود دارد و هر چه جامعه ای سنتی تر بدور از تعاملات باشد،‌میزان خودکشی زنان بالاتر است.

ضیایی ادامه داد: میزان حمایت های اجتماعی از زنان عامل بازدارنده و مهمی و در کاهش میزان خودکشی زنان است . وقتی زنان علاوه بر حمایت خانواده از حمایت های اجتماعی برخوردار باشند و بتوانند در جامعه،‌نقش های اجتماعی ایفا کنند. میزان خودکشی آنان کاهش می یابد.

اما در جوامعی که زنان نقش اجتماعی ندارند و خانه دار هستند. میزان خودکشی زنان بالاست. پس باید در سیاست های کلان جامعه،‌در قوانین،‌ مسائل حمایتی،‌ مسائل آموزشی،‌ در دادگاهها و… میزان حمایت از زنان افزایش می یابد و سیاست های موجود تجدید نظر قرار گیرند. از این منظر است که پرداختن به خودکشی یک امر همه جانبه است.

در این کارگاه آموزشی، دکتر حسن زاده در مورد وضعیت خودکشی در ایران،‌ دکتر یوسفی در مورد بیماری های روانی و خودکشی و دکتر بوالهری در مورد تاثیر عوامل اجتماعی،‌فرهنگی و مذهبی در میزان خودکشی صحبت کردند.

 

منبع : www.padida.ir

 

ارسال نظر