X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

دکتر باقر ساروخانی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مقدمه

در میان حالتهای زندگی، حالت اجتماعی آن محسوس‌ترین صبغه و جنبه زندگی به شمار می‌آید؛ چیزی که شاید هیچ اهل فکری را نتوان یافت که پذیرشش را دشوار بداند. در تحلیل این جنبه از زندگی بسیار می‌توان گفت و نوشت؛ اما حقیقت این است که اگر بخواهیم در مقام تعلیل از منشأیی سخن به میان بیاوریم، در اصل باید از قانون حالت پذیری یا <قابلیت حالت‌پذیری> یاد کنیم که در پرتو خویش ،امکان عبور زندگی از گونه‌ای به گونه‌ای دیگر را فراهم می‌کند تا بتوان گفت زندگی در همان حال که دارای حالت، شکل و اسلوبی ویژه است، می‌تواند حتماً حالت و اسلوبی دیگر داشته باشد، بدون آنکه نافی همدیگر باشند، هرچند امکان تعارض و بروز خدشه و چالش در میان دو یا چند حالت – در رابطه با یکدیگر – هرگز منتفی نیست. به دیگر سخن، زندگی به حسب زندگی بودن تن به حالتهایی لزوماً متعدد می‌دهد که تفاوت آنها قهری و حتمی است؛ اما هیچ‌کدام فرع یا غیراصیل نیست و هرگز نمی‌تواند محذوف تلقی شود. حالت فردی و اجتماعی زندگی یکی از روشن‌ترین مثالهای این مقوله است. هرچند ممکن است به لحاظ اصل و فرع مسئله، نظرها در باب اصیل بودن جنبه فردی و یا در مقابل جنبه اجتماعی زندگی متفاوت باشد؛ اما قدر مسلم این است که گمان نمی‌رود دیدگاهی را بتوان یافت که در فردی / اجتماعی بودن همزمان زندگی تشکیک کند.‌مشکلی که کمتر به آن توجه می شود که اگر به این مشکل بیشتر پرداخته شود چه بسا بسیاری چالشهای اجتماعی پیش نیاید در این میان است که نیاز  به جامعه شناس احساس می شود که بنده در این مقاله به زندگی علمی یکی از بزرگترین اساتید در این رشته می پردازم.

مقدمه

در میان حالتهای زندگی، حالت اجتماعی آن محسوس‌ترین صبغه و جنبه زندگی به شمار می‌آید؛ چیزی که شاید هیچ اهل فکری را نتوان یافت که پذیرشش را دشوار بداند. در تحلیل این جنبه از زندگی بسیار می‌توان گفت و نوشت؛ اما حقیقت این است که اگر بخواهیم در مقام تعلیل از منشأیی سخن به میان بیاوریم، در اصل باید از قانون حالت پذیری یا <قابلیت حالت‌پذیری> یاد کنیم که در پرتو خویش ،امکان عبور زندگی از گونه‌ای به گونه‌ای دیگر را فراهم می‌کند تا بتوان گفت زندگی در همان حال که دارای حالت، شکل و اسلوبی ویژه است، می‌تواند حتماً حالت و اسلوبی دیگر داشته باشد، بدون آنکه نافی همدیگر باشند، هرچند امکان تعارض و بروز خدشه و چالش در میان دو یا چند حالت – در رابطه با یکدیگر – هرگز منتفی نیست. به دیگر سخن، زندگی به حسب زندگی بودن تن به حالتهایی لزوماً متعدد می‌دهد که تفاوت آنها قهری و حتمی است؛ اما هیچ‌کدام فرع یا غیراصیل نیست و هرگز نمی‌تواند محذوف تلقی شود. حالت فردی و اجتماعی زندگی یکی از روشن‌ترین مثالهای این مقوله است. هرچند ممکن است به لحاظ اصل و فرع مسئله، نظرها در باب اصیل بودن جنبه فردی و یا در مقابل جنبه اجتماعی زندگی متفاوت باشد؛ اما قدر مسلم این است که گمان نمی‌رود دیدگاهی را بتوان یافت که در فردی / اجتماعی بودن همزمان زندگی تشکیک کند.‌مشکلی که کمتر به آن توجه می شود که اگر به این مشکل بیشتر پرداخته شود چه بسا بسیاری چالشهای اجتماعی پیش نیاید در این میان است که نیاز  به جامعه شناس احساس می شود که بنده در این مقاله به زندگی علمی یکی از بزرگترین اساتید در این رشته می پردازم.

 

زندگینامه

باقر ساروخانی در سال ۱۳۱۸ ، در قزوین متولد شد. تمام دوران تحصیل در قزوین سپری شد؛ ابتدایی را در مدرسه حمدالله مستوفی و متوسطه را در مدرسه محمد قزوینی تمام کرد و او هنوز معدل سال آخر دبیرستان را به خوبی به یاد دارد.

دکتر ساروخانی در سال ۱۳۳۷ با کسب معدل ۷۳/۱۸ به عنوان شاگرد اول شهرستان شناخته و فارغ التحصیل شد و در همان سال در کنکور حقوق دانشگاه  تهران و زبان و ادبیات فرانسه شرکت کرد که همزمان در دو رشته پذیرفته شد. بالاخره ادامه تحصیل در دانش سرای عالی را برگزید و در سراسر دوران تحصیل خود در آن دانشگاه شاگرد اول بود و سرانجام در بحبوحه طرح اصلاحات ارضی سال ۱۳۴۰ در رشته زبان و ادبیات فرانسه فارغ التحصیل شد. بعد از فارغ التحصیلی از یک سو شغل دبیری را ادامه داد و هم زمان با آن به تحصیل در دوره کارشناسی ارشد علوم اجتماعی دانشگاه پرداخت و در سال ۱۳۴۲ از این رشته نیز فارغ التحصیل شد.

تحصیل در مقام دانشجو و تدرس در کسوت معلم از ۲۲ سالگی او را آن چنان با تحصیل و تدریس و فضای تعلیم و تربیت محشور کرد که هنوز هم می گوید : اگر زندگیم بار دیگر تکرار می شد، به طور یقیتی از آغاز باز هم معلم می شدم، معلم زندگی می کردم و معلم می مردم.

دکتر باقر ساروخانی سال ۱۳۴۲ با استفاده از سهمیه شاگرد اولی، بورس تحصیلی گرفت و در همان سال عازم فرانسه شد. در آن جا به ثبت نام در دوره دکترای دولتی جامعه شناسی دانشگاه پاریس نایل آمد و به منظور تعمیق بیشتر، تحصیل را بار دیگر از دیپلم آغاز کرد و در سال ۱۳۴۵ لیسانس جامعه شناسی و سپس دکترای دولتی خود را با درجه بسیار عالی (دتا) از دانشگاه سوربن پاریس اخذ کرد.

رساله اصلی او به وسیله مطالعات تطبیقی و با عنوان \”گزینش همسر در ایران و کشورهای صنعتی\” توسط دولت فرانسه چاپ شد؛ استاد راهنمای او پرفسور \”اتوکلاینبرگ\” بود که رساله دکتر غلام عباس توسلی را نیز راهنمایی کرده بود.

باقر ساروخانی از اولین هایی بود که به تدریس جامعه شناسی ارتباطات در دانشگاه تهران پرداخت.  او در سال ۱۳۵۲ با شش دانشجو تدریس جامعه شناسی ارتباطات را آغاز کرد، اما اکنون رشته ارتباطات، چنان ساختار و سازمان وسیعی پیدا کرده است که در تمام مقطع های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا گسترش یافته است.

از دیگر اثربخشی های باقر ساروخانی در حوزه تدریس دانشگاهی، آغاز آموزش درس جامعه شناسی خانواده از سال ۱۳۴۷ در دانشگاه تهران است. تدریس این درس که از سال ۱۳۴۷ تا کنون ادامه دارد، موجب پیدایی گرایش خانواده در دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاه های ایران شد.

عمر پربار باقر ساروخانی در حالی از مرز ۶۵ سال می گذرد که حدود ۸۰ کتاب و مقاله به زبان فارسی، فرانسه و انگلیسی را تالیف، ترجمه و با تصحیح کرده است. او کتاب هایی چون روش های تحقیق (اصول و مبانی)، جامعه شناسی خانواده، دریوزگان، روش های تحقیق در علوم اجتماعی، فرهنگ جامعه شناسی، منابع و آثار جوانان و کودکان، جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی، روان شناسی اجتماعی کار صنعتی، نگاهی به جامعه شناسی خانواده در ایران، دایره المعارف علوم اجتماعی، بنیادهای اندیشه در علوم ارتباط و …تالیف کرده است و هم آثاری نظیر آسیب شناسی ارتباطات، جامعه شناسی انحرافات، تمرکززدایی، جلد چهارم روش های تحقیق در علوم اجتماعی و … را نیز منتشر کرده است. به علاوه کتاب هایی چون جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی اثر ژان کازنو، روان شناسی اجتماعی کار صنعتی اثر پل وی یی و مقاله هایی نظیر پیدایی و تکوین جامعه شناسی و روش های تحقیق در ارتباطات از آثار کازنو را نیز ترجمه کرده است.

استاد پس بازگشت به ایران ، به عنوان استاد تمام وقت و مدیر گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران مشغول به کار شد. دکتر ساروخانی گذشته از فعالیت آموزشی ، به امر تحقیق و پژوهش اشتغال داشته و از بستر فعالیتهای پژوهشی آثاری نیز به طبع رسانده است.گروه : علوم انسانیرشته : جامعه شناسیتحصیلات رسمی و حرفه ای : باقر ساروخانی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه ، درسال ۱۳۴۰ موفق به اخذ لیسانس شد. او دو سال بعد فوق لیسانس زبان و ادبیات فرانسه و علوم اجتماعی را از دانشسرای عالی و دانشگاه تهران و همچنین در سالهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۷ لیسانس و دکترای جامعه شناسی را از دانشگاه سوربن فرانسه اخذ نمود.فعالیتهای آموزشی : باقر ساروخانی پس بازگشت از فرانسه ، به عنوان استاد تمام وقت و مدیر گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران مشغول به کار شد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : باقر ساروخانی گذشته از فعالیت آموزشی ، به امر تحقیق و پژوهش اشتغال داشته و از بستر فعالیتهای پژوهشی آثاری نیز به طبع رسانده است.

مسئولیتهای دکتر ساروخانی

۱- استاد تمام وقت جامعه شناسی دانشگاه تهران

۲- سرپرستی بخش روانشناسی اجتماعی موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی از ۱۳۴۹تا ۱۳۵۲

۳- معاونت موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی از ۱۳۵۰تا ۱۳۵۲

۴- مدیریت منتخب گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران از ۱۳۷۰تا ۱۳۷۴

۵- سرپرستی بخش تحقیقات تطبیقی ،موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی از ۱۳۷۱تا ۱۳۷۶

۶- مدیریت منتخب گروه آموزشی جامعه شناسی دانشگاه تهران از ۱۳۷۶تا ۱۳۸۱

دکتر ساروخانی استاد گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. وی مدرک کارشناسی خود را در رشته زبان فرانسه و علوم تربیتی از دانشگاه تهران (۱۳۴۰)، کارشناسی ارشد را در رشته علوم اجتماعی از دانشگاه تهران و دکتری خود را در رشته جامعه شناسی از دانشگاه سوربن پاریس اخذ نموده است. عنوان رساله وی در مقطع کارشناسی ارشد “انحرافات اجتماعی جوانان” و در دوره دکتری “مطالعه تطبیقی ازدواج در ایران و غرب” می باشد.

کتاب دوجلدی وی «درآمدی بر دایره‏المعارف علوم اجتماعی (انگلیسی- فارسی)» برنده جایزه کتاب‏های برگزیده دانشگاهی در سال ۱۳۷۰ گردید و کتاب «جرم و مهاجرت»- اثری مشترک با دکتر محمد آشوری- برنده جایزه بهترین تحقیقات دانشگاهی در سال ۱۳۷۱ شد و بالاخره، کتاب «نگرش‏های خانوادگی در نگرش‏پهای فرهنگی‏مردم ایران»، اثر دیگر وی، جایزه بهترین کتاب سال در سال ۱۳۷۷ را از آن خود کرد.

موارد تدریس وی «تکنیک‏های خاص تحقیق»، «جامعه شناسی ارتباطات اجتماعی»، «جامعه شناسی خانوادگی»، «روش تحقیق عملی» و «روش تحقیق نظری» (در مقطع کارشناسی) و «روش تحقیق ۱»، «روش تحقیق۲»، «روش شناسی»، «روشهای تحقیق پیشرفته»، «کاربرد روشهای کمی و کیفی درتحقیقات»، «جوانان واوقات فراغت» و «مسائل اساسی نظری روانشناسی اجتماعی» (در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری) می باشد. از زمینه های پژوهشی مورد علاقه وی می توان به «؟؟؟» اشاره نمود. وی مولف کتب «دایرهالمعارف علوم اجتماعی» (1370)، « روانشناسی اجتماعی کار صنعتی در ایران» (1357)، «فرهنگ علوم اجتماعی» (1366)، «جامعه شناسی خانواده» (1370)، «جامعه شناسی و مسائل ارتباط جمعی» (1372)، «طلاق، پژوهشی در شناخت واقعیت و عوامل آن» (1372)، «دریوزگان، پژوهشی در باب تکدی در تهران» (1377)، «روش های تحقیق در علوم اجتماعی دو جلد» (1377)، «نگاهی به جامعه شناسی خانواده در ایران» (1382)، «اندیشه های بنیادین در دانش ارتباطات» (1383)، «ازدواج در ایران مسائل و تنگناها» (1384)، «خشونت در سینمای ایران»(1384 )، «جامعه شناسی خانواده» (1384)، «جامعه شناسی ارتباطات» (1384)، «روش های تحقیق در علوم اجتماعی» (1384)، «روابط عمومی و مسئولیت های اجتماعی» (1384)، «گفتمان رسانه ای و کودکان» (1385)، «روشهای تحقیق درعلوم اجتماعی: جلد سوم روشهای کمی و آمار پیشرفته» (1385)، «روشهای تحقیق در علوم اجتماعی جلد دوم بینشها و دیدگاهها» (1385) و «روشهای تحقیق در علوم اجتماعی» (1385) و مقالات «شبیه سازی: شیوه ای درتحقیقات اجتماعی»، «مدلهای علی»، «نقد کتاب فرار دختران چرا؟»، «بازتعریف هویت زنان»، «زنان و باز تعر یف هو یت اجتماعی»، «بررسی عوا مل خشو نت علیه زنان»، «اقناع: غایت ارتبا طات»، «واقعیت و ارتباطات»، «زن، قدرت و خانواده»، «خشونت در مطبوعات»، «جهان امروز و ارتباطات»، «اینترنت و حریم خصوصی»، «پژوهش اساس تولید علم»، «رابطه ساختار قدرت در خانواده و مشارکت اجتماعی»، «امنیت اجتماعی خانواده و محل سکونت» و « Discourse Analysis of folklore in contemporary iran,a study among Turkmen» است. علاوه بر این، مقالاتی نیز با عناوینن «روشهای تدریس علوم اجتماعی در دبیرستانها»، «زن، قدرت و خانواده»، «روابط عمومی و مسئولیت های اجتماعی»، «اینترنت و خانواده در ایران معاصر» ، «تحلیل گفتمان فولکلور مردم تر کمن»، «ارتبا طا ت انسا نی در شهرهای بزرگ»در سمینارها و همایشات مختلف ارائه نموده اند.

وی مسئولیت طرحهای تحقیقاتی مختلفی از جمله «انسجام خویشاوندی و گرایش به مهاجرت از کشور در بین تحصیل کردگان» (١٣٨۶)، «بررسی جامعه شناختی تاثیر اینترنت بر هویت فرهنگی جوانان (بررسی موردی: پژوهشی در بین دانشجویان دانشگاه تهران)» (١٣٨۶)، «تحقیق درباب روابط انسانی در خانواده های تهرانی»، «تحقیق درباب جوانان ایران»، «تحقیق درباب اشتغال زن و اثرات آن بر خانواده»، «بررسی رابطه پایگاه اجتماعی اقتصادی خانواده و نگرش دانش آموزان دختر سال آخر دبیرستانهای دولتی تهران نسبت به ادامه تحصیل در دانشگاه» و «تحقیق درباب خانواده در گروههای خاص» را نیز بر عهده داشته‏است .

آثار دکتر ساروخانی

دکتر ساروخانی وسواس و دقت بسیاری در چاپ کتاب دارد؛ از معدود کسانی است که برای انتشارآثارش شتابی به خرج نمی‏دهد، دوست دارد کارهایی که نام او را بر خود دارند، از اتقان علمی و ادبیاتی، فاخر بهره‏مند باشند. وی از زمره اولین کسانی است که در زمینه جامعه‏شناسی ارتباطات به فارسی کتاب نوشته و اثری از «ژان کازنو» را نیز در زمینه جامعه‏شناسی وسایل ارتباط جمعی ترجمه کرده است.

کتاب دوجلدی وی «درآمدی بر دایره‏المعارف علوم اجتماعی (انگلیسی- فارسی)» برنده جایزه کتاب‏های برگزیده دانشگاهی در سال ۱۳۷۰ گردید و کتاب «جرم و مهاجرت»- اثری مشترک با دکتر محمد آشوری- برنده جایزه بهترین تحقیقات دانشگاهی در سال ۱۳۷۱ شد و بالاخره، کتاب «نگرش‏های خانوادگی در نگرش‏پهای فرهنگی‏مردم ایران»، اثر دیگر وی، جایزه بهترین کتاب سال در سال ۱۳۷۷ را از آن خود کرد.

از دکتر ساروخانی ۴۰ مقاله پژوهشی در نشریات معتبر به چاپ رسیده است. آثار مکتوب وی به صورت کتاب، اعم از تألیف، ترجمه و آثار مشترک، بیشتر در سه زمینه «جامعه‏شناسی»، «روش‏های تحقیق در علوم اجتماعی» و «جامعه‏شناسی وسایل ارتباط جمعی و ارتباطات هستند که در این کتاب‏شناسی، آنها را به ترتیب یاد شده،

الف- آثار تألیفی

ب: ترجمه‏ها

ج: آثار مشترک

د: آثار در دست چاپ،

الف: آثار تألیفی

ء جامعه‏شناسی ارتباطات

دکتر باقر ساروخانی. چاپ چهارم، تهران، انتشارات اطلاعاتی، ۱۳۷۲ (چاپ اول، ۱۳۵۶)، ۲۲۷ص+ جدول، وزیری .

«جامعه‏شناسی ارتباطات» حاصل سال‏ها کار و تدریس این موضوع توسط دکتر ساروخانی در دانشگاههاست. وی اولین بار در سال ۱۳۵۲ درس «جامعه‏شناسی وسایل ارتباط جمعی» را در دانشگاه تهران تدریس کرد و کتاب حاضر را نیز در سال ۱۳۵۶ و در شرایط فقدان اثری در این زمینه به دست چاپ سپرد و به همین جهت، کتاب او به عنوان اثری مرجع در این زمینه شناخته شده و تاکنون ۱۴ بار تجدید چاپ شده است. کتاب پس از مقدمه‏ای موجز و مهم درباره «تنهایی» به عنوان هراس دایم انسان‏ها و نیز سطح و نوع رابطه انسان و شرایط اساسی حاکم بر ارتباطات انسانی، در چهار بخش، بدین سان تنظیم شده است:

ارتباط اجتماعی، وسایل ارتباط جمعی، سینما و تئاتر: دو پدیده در ارتباطات جمعی و «کودک در برابر وسایل ارتباطجمعی: تحقیقی در شهر تهران»

کوشش دکتر ساروخانی در این اثر بیشتر معطوف به شناخت انواع ارتباط و تأثیر وسایل ارتباطجمع در جامعه است. از آنجا که کتاب اثری آموزشی است، کوشش شده در پایان هر فصل، خلاصه مباحث، نقد و تحلیل نظریه‏های مطرح شده‏و سوءالهای مربوط به آن مبحث نیز آورده شود. ضمناً در پایان هر بخش، کتب مراجع اساسی این رشته معرفی شده تا دانشجویان بهره‏مندی بیشتری در این زمینه داشته باشند.

ء روش‏های تحقیق در علوم اجتماعی

تألیف: دکتر باقر ساروخانی. چاپ هشتم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۲ (چاپ اول ۱۳۷۲)، ۵۴۰ ص، وزیری.

دکتر ساروخانی معتقد است که هدف‏غایی مدرسه در تمامی سطوح آن، تنها انتقال دانسته‏ها نیست، بلکه آموزش شیوه‏های کار در آموزش است. از اینرو، کسی که بعد از سالیانی چند فارغ‏التحصیل می‏شود، در واقع، شیوه‏ها و روش‏ها و راه‏های آموختن را آموخته است و باید از آن پس، خود راه بی‏پایان دانش را بپیماید و بر دانسته‏های بشر بیافزاید.

مشکل جامعه شناسی ایران از زبان دکتر

دکتر ساروخانی :  ”علوم اجتماعی در ایران آبرومندانه آغاز شد. مرحوم صدیقی بر حسب شخصیتی که داشت توانست این کار را بکند، قبل از انقلاب، جامعه‏شناسی متقاضیان زیادی هم داشت. منتهای مراتب یک سلسله مسائلی هم در توسعه علوم اجتماعی در ایران دخالت کرد. رشته در واقع از غرب آمده بود. هر چند ما اندیشه‏های جامعه‏شناختی داشتیم ولی جامعه‏شناسی به عنوان علم جدید را از غرب گرفته بودیم. مسأله‏ای که من از نزدیک با آن آشنا هستم مسأله مفاهیم و لغات آن است که الفبای این علم است. ما با انبوه کثیری از مفاهیم مواجه بودیم که باید ترجمه می‏شد. متأسفانه فرهنگستانی هم نداشتیم که به موقع لغات را ترجمه و تهیه کند. بنابراین، این کار به عهده افراد گذاشته شد و هر کس به ترجمه و وضع مفاهیم پرداخت که به آن آشفته بازار لغات و اصطلاحات جامعه‏شناسی می‏گویم. لغات، خودش تبدیل به یک دکان شد و برخی برای اظهار فضل هم لغت وضع می‏کردند. در صورتی که زبان وسیله‏ای برای تحصیل ارتباطات انسانی و انتقال و تبادل اندیشه است. ولی برای ما به نحوی پیش رفت که گفت و گو و تفاهم در بین اندیشمندان نیز با مشکل مواجه شد و در انتقال اندیشه‏های جامعه‏شناسی مسأله‏دار شدیم“.در حوزه جامعه‏شناسی، ما گسترش کمی داشته‏ایم ولی آن‏چه مهم‏تر است گسترش کیفی است. زمانی که سال‏های ۴۷ و ۴۸، انجمن علوم اجتماعی تشکیل شد ۱۶ نفر بیشتر نبودیم. ولی الآن به لحاظ رشد کمی، مشکلی نداریم. در رشد کیفی هنوز بند نافمان را از تئوری‏های غریی قطع نکرده‏ایم. در آثار و مقالات علمی اصرار است که یک نظریه از دانشمندان غربی مطرح شود. ما در بسیاری از موارد اندیشه‏های بدیع ایرانیان را در هاله اندیشه‏ها و تئوری‏های غربی مطرح می‏کنیم. استادی که در حوزه تخصصی خودش تئوری دارد، ضرورتی ندارد به فلان دانشمند غربی اتکا کند. به نظرم بدون نیاز به استناد به دانشمندان غربی باید سخنش مورد استناد علمی قرار گیرد. آن چه در کار تولید دانش کم داریم، اتکای به نفس و نیز توجه کافی به تفاوت‏های فرهنگی است. ما هرگاه به فرهنگ ایرانی توجه کردیم و اعماق آن را یافتیم در علوم اجتماعی موفق‏تر شده‏ایم. البته نه اینکه ما از دانش غرب استفاده نکنیم بلکه مهم این است که آن دانش را در سرزمین ایران و فرهنگ ایرانی درک کنیم. حتی در مورد ابزار نیز نباید غافل باشیم که ابزاری که در غرب جواب می‏دهد و از طریق آن دانش تولید می‏شود، لزوماً در ایران نیز پاسخ نمی‏گوید. ما نیازمند ابزار بومی برای تولید دانش هستیم. در هر حال، ما برای گسترش کیفی علوم اجتماعی در ایران نیازمند گام‏های بلندی هستیم؛ چه در حوزه‏ی تولید علم و چه تولید نیروی انسانی کیفی و توانمند و چه تشکیلات و برنامه‏ریزی علوم اجتماعی.

علوم اجتماعی و جامعه‏شناسی در ایران چندان به آحاد جامعه شناسانده نشده‏اند. علاوه بر این که ارزش و قدر این علوم، نیز مورد توجه قرار نگرفته است. اگر اصحاب علم، ارزش اجتماعی بالا پیدا نکنند، انگیزه‏های بالا هم پیدا نمی‏کنند. برای ما اعتبار انگیزشی مهم است. اگر محققی انگیزه‏های علمی نداشته باشد و تنها انگیزه‏اش ارتزاق و گذران زندگی باشد، آن تحقیق متعالی نخواهد شد. وقتی چنین وضعیتی وجود نداشته باشد، ما دیگر عاشق این علم نخواهیم داشت. ما دچار یک نوع دور معیوب هستیم. از یک طرف علوم اجتماعی غریب و در حد کمیاب باقی می‏ماند و از سوی دیگر استعدادهای بالا به آن روی نمی‏آورند. وقتی این گونه باشد، دانش و تولید علم هم سقوط می‏کند. کیفیت علم هم سقوط می‏کند در حالی که علوم اجتماعی جزء لاینفک توسعه پایدار است. اما جذابیت این دانش را احساس نکرده‏ایم. از این‏رو، از مسئولان انتظار بیشتری داریم تا به این علم توجه شود؛ چرا که تمام حوزه‏های توسعه، آثار اجتماعی دارد و باید از دانشمندان این حوزه برای شناخت دقیق ابعاد اجتماعی آن دعوت شود.

ارسال نظر