X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

دین از سیاست جدا نیست

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

طبق توصیه و اصرار دوستان قلبی خود ؟؟؟ مناسب بلکه ضرور و لازم دانستم تا خلاصه فصلی از زندگی آنجناب را که پیرامون امور روحانیت و درخور استعداد مخلص می باشد بنگارم و بقیه را بمظامین و اشخاص خبیر و نصیر بسپارم تا شاید آنها بتوانند حق مطلب را ادا نمایند تا اولاً مردم بر اطلاع و کسانیکه از فرط جهالت قضاوتهای بیجا نسبت بمقام معظم ایشان نموده اند. بحقانیت و عظیمتش آشنا شده و بدانند چه گوهر تابناکی در بین آنها غبار آلود گشته و قبل از فرا رسیدن مهلت فرصت را مغتنم شمرده دست توسل بسویش دراز کرده تا شاید از دریای علم و معرفتش نصیبی وافر بر گیرند و درثانی شاید بتوان جزئی از حقوق بیشماریکه آن رادمرد بزرگ بر اسلام و مسلمین مخصوصاً ملت ایران دارد ادا نمود.

                و من الله التوفیق و علیه التکلان

ریشه خانوادگی آیه الله کاشانی و خلاصه از شرح حال حد امجد و والد ماجدش

هر چند خلاصه شرح حال این خانواده جلیل در کتب مطبوعه مانند اعلام الشیعه علامه طهرانی و علماء معاصرین خیابانی و ریحانه الادب محدث تبریزی و آثار الحجه نگارنده و مآثر و آثار قاجار و ده ها کتب دیگر مسطور و مطبوع است لکن چون آنها در دسترس عموم نبود این بنده آنها را در اختیار گذاردم و حتماً سعی دارم باختصار و ایجاز گوشم و اگر چه گنجاندن بحر ؟؟؟ ممکن نیست مآخر و آثار که در دوره ناصرالدین شاه قاجار در سال ۱۳۰۶ و ۷ قمری هجری تألیفق و طبع شده در صفحه ۱۶۰ گوید حاج سید حسین کاشانی (جد معظم له) ساکن دارالخلافه طهران فقیهی زاهد و عالمی عابد بود و سالها در مرکز سلطنت ایران بمرافعه و فصل خصوصیات گذرانیده در امتداد ان زمان ذیل دیانت او را بهیچ تهمت نتوانست آلوده ساخت تا آنکه برخی از کبراء روساء دارالخلافه بر وی رشک بردند و در حقش قدح آوردند که او بر طریقه فرقه شخصیه میرود فوت این بزرگوار در ذیحجه سال یکهزار و دویست و نود و شش هجری روی داد. جنازه اش بقبات ائمه عراق حمل افتاد طیب الله سره الشریف علامه طهرانی شبیر به آقای حاج شیخ آغا بزرگ در جلد دوم طبفات اعلام الشیعه در ص ۴۱۲ گوید السید حسین الکاشانی ـ هوالسید حسین بن السید محمد علی ابن السید رضا الحسینی الکاشانی نزیل طهران من کبار الفقهاء و اجلاء العلماء کان من تلامیذ السید ابراهیم القزوینی صاحب (الضوابط) والحاح محمد ابراهیم الکماسی صاحب (الاشارات) والشیخ محمد حسین الاصفهانی صاحب (الفصول) و غیر هم من الحجج وله اجازتان احداهما من المولی محمد بن مهدی العراقی المعرف بآغا کوچک تاریخها ۱۲۶۲ والثانیه من السید محمد تقی بن میر مؤمن القزوینی تاریخیها (۱۲۶۷) ذکر ذلک المولی حبیب الله بن علی مدد الساجی الموعود بکاشان فی (۱۲۶۲) فی کتابه (لباب ؟؟؟) و قال ذهب والدی الی ساوه باستدهاء اهلها فی ۱۲۶۷ و کان المترجم تلمیذ والدی ولما توفی ابی بساوه فی (۱۲۷۰) کنت صغیراً ابن ثمان سنین فکفلنی المترجم و ربانی و علمنی و کان رؤوفابی فقد فرغنی المتحصیل وهیالی کل شی یلمزنی وسیرنی تسییراً ؟؟؟ عمریس الثامنه عشره فاجازنی و شهد باجتهادی فی اجازه تاریخها (۱۲ ذج ۱۲۷۹) ؟؟؟ المترجم و یشکر عطفه و وفاه و احسابه و مکارم اخلاقه مسکن المترجم طهران اواخر عمره فکان من اعاظم علمائها و کبار مراجع الامور بها فی القضاء والافتاء و طبعت رساله العملیه و رجع الیه المؤمنون فی التقلید الی ان ادر که الاجل فی (۱۲۹۶) و اولاده ثلاثه ؟؟؟ السید محمد کان من اجلاء علماء کاشان توفی فی (۱۳۰۸) والثانی السید حسن من الاجلاء الافاضل بطهران و الثالث العالم المجاهد السید مصطفی الکاشانی الذی توفی فی الکاظمیه بعد رجوعه من الجهاد فی (۱۳۳۶) و دفن بمقبرته الحاصه و هو والد العالم المجاهد السید ابی القاسم الکاشانی الشهیر الذی هوالیوم فی الطراز الاول من علماء طهران و قد ترجمناء فی «نقباء البشر» م اص ۷۵ و توفی السید جعفر شقیق المترجم فی کربلاء فی حدود «1317» کمام فی (النقباء) ص ۲۹۲٫

ترجمه ـ علامه طهرانی در جلد مزبور گوید سید حسین کاشانی فرزند سید محمد علی فرزند سید رضای حسینی کاشانی ساکن طهران از بزرگان فقهاء و علماء برجسته یکی از شاگردان سید ابراهیم قزوینی صاحب ضوابط و حاج محمد ابراهیم کلباسی صاحب کتاب اشارات و شیخ محمد حسین اصفهانی فصول و غیر ایشانست از علماء بزرگ و برای او دو اجازه است یکی از ملا محمد مهدی نراقی فرزند ملا مهدی نراقی معروف بآغاز کوچک که تاریخ آن ۱۲۶۲ و دوم از سید محمد تقی بن میر مؤمن قزوینی که تاریخ آن (۱۲۶۷) می باشد ذکر کرده است او را ملا حبیب الله بن علی مدد ساوجی در کتاب لباب القاب و گفته که پدرم بنابر دعوت اهالی ساوه بآنجا رفته در (۱۲۶۷) و معظمله (سید حسین کاشانی) از شاگردان ایشان بوده و چون پدرم وفات کرد در ساوه در (۱۲۷۰) من کوچک بودمهشت ساله پس ایشان مرا کفالت فرموده و تربیت کرد و تعلیم نمود و بسیار مهربان بود نسبت بمن تا فارغ شدم از تحصیل و همه لوازمات را برای من مهیا نمود سیر و گردش خوبی مرا داد تا ۱۸ ساله شدم و اجازه ام داد و تصدیق باجتهادم نمود در اجازه که تاریخش ۱۲ ذیحجه ۱۲۷۹ است.

پس در آن کتاب به بین چگونه از سید حسین کاشانی تشکر نموده و وفاء و احسان و مکارم اخلاقش را می ستاید معظم له اواخر عمرش ساکن طهران گردید و از بزرگترین علماء آنجا و بزرگان مراجع امور در طهران در فتواء و امور قضائی گردید و رساله علمیه اش طبع و مؤمنین در تقلید به او رجوع نمودند تا اجل او را دریافت در (۱۲۹۶) و سه فرزند از خود گذاشت که بزرگترین آنها سید محمد از بزرگان علماء کاشان بود و در سال ۱۳۰۸ وفات نمود و دوم آنها سید حسن از بزرگان فضلاء طهران و سومی عالم مجاهد سید مصطفی کاشانی که در کاظمین بعد از بازگشتش از جهاد در سال ۱۳۳۶ وفات نمود و در مقبره مخصوص خود دفن گردید و اوست پدر بزرگوار عالم مجاهد سید ابوالقاسم کاشانی مشهوریکه امروز از طراز اول علماء طهرانست و ما شرح حال او را در (نقباء البشر) جلد اول ص ۷۵ یاد نمودیم.

آیه الله حاج سید مصطفی کاشانی والد معظم له ـ در کتاب مآخر و آثار در همان صفحه گوید آقا سید مصطفی مجتهد سلمه الله خلف الصدق حاج سید حسین سابق الذکر فاضلی کامل است و عالمی عامل.

در احسن الودیعه د ج اول ص ۲۰۵ عالم و فاضل کامل زبده المحققین و اسوه الادباء الماهرین مولنیا سید مصطفی ابن الفقیه سید حسین کاشانی از اکابر علماء و متتبعین واعاظم علماء بارعین و افاخم فضلاء ماهرین و بر دین خدا از جمله ناصرین عارف لغت عربیه واقعه و رجال و حدیث بود و او اشعار لطیفی دارد من جمله مخاطباً لامیرالمؤمنین علیه السلام (نص غدیر خم)

انت مولی الوری بمانص خیر انام               سل یوم القدیر فیک جها را

ملاء الخافقین فضلک حتی                   لم یجد منکراً له انکارا

اشتغال و تحصیل او: تحصیلاتش در اصفهان نزد آخوند ملامحمد کاشانی و جهانگیرخان قشقائی و مرحوم حاج شیخ محمد باقی اصفهانی و سایر مدرسین عالی اصفهانی بوده است و از علمای نامبرده اجازه اجتهاد داشته پس از آن به نجف اشرف عزیمت و در آن مکان شریف ساکن و واجد مرجعیت امامیه بود تا در حرب عظیمی با جماعتی از طلاب و جمله از فضلاء اصحاب برای جهاد بارض کاظمین علیها السلام مهاجرت فرمود و بعد از مراجعت در کاظمین علیه السلام ساکن و مرجع اهالی انجا گشته اقامه نماز جماعت شد و اهالی کاظمین ع بر جلالت او معتقد و متفق بودند.

ولادت و وفاتش: در حدود سنه ۱۳۶۰ متولد شد و در کاظمین علیها السلام در عشر ثانی شهر رمضان ۱۳۳۶ برحمت حق پیوست و در یکی از حجرات کشوائیه صحن کاظمین ع که واقع در طریق صحن قریش است مدفون گردید و تمثال شریفش در آنجاست و در جثمان شریفش تشییع عظیمی بعمل آمد حشره الله مع اجداده الطاهرین.

مرحوم فاضل تبریزی در جلد سوم ریجاته الادب ص ۳۳۹ ترجمه ۵۳۲ گوید کاشانی حاج سید مصطفی ابن حاج سید حسین کاشانی الاصل تهرانی المسکت از اکابر علماء اوائل قرن حاضر چهاردهم هجرت که سالها در تهران حامل لوای ریاست علمیه و دارای مرجعیت عمومیه بوده و تمامی اوقات او در تایید دین مبین و دادرسی مسلمین و اعمال وظایف امر به معروف و نهی از منکر و اعلای کلمه حق و انجام وظایف علمیه از مطالعه و تدریس و افاده و غیرها معروف بوده است و در بدایت حال بعد از تحصیل مقدمات لازمه معداوله فقه و اصول و معقول و منقول و اخلاق و کلام و ریاضیات و رجال را در حوزه درس والد معظم خود تکمیل و بعد از وفات او باصفهان رفته و پس از آن بنجف اشرف عزیمت و در آن ارس اقدس یکی از مراجع علمیه و حوزه درس او مرجع استفاده افاضل بوده است و علاوه بر مراتب علمیه در مجاسن اخلاق هم طاق و دارای قریحه شمریه صافیه بوده و اشعار او مصاحب و محسنات بدیعیه را جامع و دیوانی هم در مناقب و مراثی حضرات معصومین علیهم السلان داشته و در هر یک از استحصاب و تجری و تفسیر مختصر قرآن و حاشیه ارشاد علامه و حاشیه شرایع و حجیت ظن و قاعده لاضر و منجزات ؟؟؟ تألیفاتی داشته لیکن آنها تلف شده است و در شب نوزدهم رمضان ۱۳۳۷ هجرت در کاظمین وفات یافته و در جوار حضرت امام موسی کاظم مدفون گردید.

حال که شخصیت چند نفر از خاندان جلیل آیت الله کاشامی را شناختی و دانستی که یکی از ریشه دارهای عالم تشیع و اسلامند و در این خانواده مردان برجسته و دانشمندان بزرگ و مراجع عظیم الشانی بوده اند شرح حال شخصیت با عظمت معظم له را از کتب تراجم که در اختیارت می گذارم بخوان و به بین چخه زعیم بزرگ و مرجع عالیقدری داشتیم و قدرش را نشناختیم وای بر ما پس وای برما.

فهرست و خلاصه از شرح حال معظم له از کتب تراجم

علامه طهرانی معروف به شیخ آغا بزرگ صاحب الذریعه الی تصائب الشیعه و تالیفات دیگر در جلد اول ص (۷۵) اعلام الشیعه گوید:

السید ابوالقاسم الکاشانی الزعیم الشهیر

هوالسید ابوالقاسم بن السید مصطفی بن السید حسین بن محمد علی بن رضا الحسینی الکاشانی النجفی عالم جلیل و مجاهد کبیر و مصلح مشهور و سیاسی محنک کان فی النجف الاشرف من تلامیذ والده العامه الجلیل المجاهدالاتی ذکره و شیخنا المولی محمد کاظم الخراسانی و المیرزا حسین الجلیلی و قد کتب کثیراً من تفریراتهما فی الفقه و الاصول فی ابواب متفرقه و کان من اوائل شبابه معروفاً بعمق الفکر و دقه النظر و شرف النفس وعلوالهمه والطموح و قد عاشرته من ایام اشباب و ماظفرت بما ییشینه فی کل باب من علم و فضل و تقوی و ورع و عفه و حسین خلق و کرم طباع.

با به اقتدی عدی فی الکرم                    و من یشابه ا به فما ظلم

و هو من اقدم اصدقائی الذی کان یجمعنی و ایاهم درس شیحنا الحجه الخراسانی و لما خرج والده الی الجهاد فی الثوره العرافیه کان فی الطلبعه من اتباعه الذی یناط بهم الحل والعقد و کانت له انذاک وقائع و تورات و خطبه حماسیه خلندنه فان موقفه منالمواقف المشهوره التی لاتزال تذکر فتشکر و لما احتل الاتکلیز العران تتبع معارضیه تحت کل حجر و مدر فهرب السید الی ایران فکان بها من اعلام الدین المرموقین کتب السید ابدالحسن الاصفهانی لاعاظم طهران و اعیانها یعرفهم بالسید واصفا له برکن المله والدین عمده المجتهدین حجه الاسلام والمسلمین الی اخره و تاریخ کتابه ذی الحجه (۱۳۴۱) فالمترجم له من جلاله القدر والمقامات العلمیه بمکان مدالله فی عمره و رفع را یه الاسلام به.

ترجمه:

علامه مزبور فرماید: جناب سید ابوالقاسم کاشانی زعیم مشهور اوست فرزند سید حسین فرزند سید محمد علی فرزند سید رضای حسینی کاشانی نجفی عالم جلیل و مجاهد بزرگ و مصلح مشهور و سیاستمدار با تجربه در نجف اشرف از شاگردان پدرش علامه جلیل مجاهدست که ذکرش خواهد آمد و نیز استاد ما مرحوم ملامحمد کاظم خراسانی و حاج میرزا حسین خلیلی و بسیاری از تقرپرات درس اصول وفقه ایشانرا در بحث های مختلف و متفرق مرقوم نمود و از اوائل جوانیش معروف بعمق فکر و دقت نظر و شرافت نفس و بلندی همت می باشد از ایام جوانی با او معاشرت داشتم و برنخوردم بچیزیکه نقص او باشد و بزرگواری نفس (بعد تمثل نموده بشعر معروف که درباره عدی بن حاتم است) یعنی بیدرش اقتدی و پیروی نمود عدی در سخاوت و هر کس مانند پدرش چون حاتم باشد ستم ننموده است و این مثالیست که در عرب و عجم هر کس را بخواهند تشبیه به نیاکان و پدران بزرگوارش کنند این شعر را برای او می اورند (محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله) خاندان جلیل پیغمبر ص شباهت و این خصال حمیده را از آنان بمیراث دارد.

و او است از قدیم ترین دوستان من که در درس استادمان آیت الله آخوند خراسانی حاضر می شدیم وقتیکه پدر بزرگوارش در ثوره عراق بجنگ و جهاد با اجانب (انگلیس ها) رفت تا آنها را از عراق عرب بیرون کند ایشان پیش رو جنگ و جهاد بودند که حل و عقد و رتق و فتق منوط بایشان بود و در آن موقع وقایع و حملات بیگانگان و قضایائیست که فراموش نشدنی است و پیروزیش از پیروزیهائی است که هر وقت بیاد می آید مورد سپاس و تشکر می گردد تا وقتیکه انگلیس ها تصمیم گرفتند که این بزرگوار را هر کجا در عراق یافتند بدست آورده و از بین ببرند فرار نموده (خائفاً یترقب) بایران آمده و ذر طعهران وارد و از بزرگان درین آنجا گردیدند مرحوم آیه الله اصفهانی برای بزرگان و اعیان آنجا در سال (۱۳۴۱) نوشت تا معرفی نماید مقام ارجمند او را بدین عبارت رکن المله والدین عمده المجتهدین حجه الاسلام والمسلمین تا آخر نامه اش (که تمام آنرا این بنده بدست ‎آورده و در اختیار عموم خواهم گذاشت)و بالجمله معظم له از جلالت قدر و مقامات علیمه و عملیه بمرتبه بلندیست خداوند عمر او را طولانی و پرچم اسلام را ببرکت او بلند فرماید.

مرحوم حاج میرزا علی خیابانی در ص ۲۹۰ کتاب علماء معاصرین گوید (که ددر مجله آئین اسلام نیز درج گردیده است)

حضرت آیه الله آقای حاج سید ابوالقاسم کاشانی

پیشوای مذهبی مسلمین ایران در سال ۱۳۰۰ هجری قمری متولد شده در سن ۱۶ سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود مرحوم آیه الله آقای حاج سید مصطفی کاشانی که از مجتهدین درجه اول عراق عرب و از علماء مرجع تقلید شیعه اثنی عشری و از مجاهدین حقیقی اسلام بوده بقصد حج بیت الله الحراک بعتبات عالیات و بمکه معظمه مشرف و پس از انجام تشریفات حج مجدداً باعتاب مقدسه مراجعت فرموده و در نجف شارف که مرکز علم و ادب و دیانت مسلمین شیعه است اقامت گزیده و علوم مختلفه دینی را در محضر والد معظم خود و حضرت آیه الله آخوند ملامحمد کاظم خراسانی و آیه الله آقای حاج میرزا حسین حاج میرزا خلیل قدس سره و سایر فحول علماء تملذ فرموده و در سن ۲۰ سالگی بدجه اتحاد رسیده است.

سیاست از دین جدا نیست

شنیده می شود از بعضی که نمی توانید انکار مقام فضل و یا اجتهاد آنجانب را بکنند جهاد و با تجاملاً می گویند حیف و افسوس که این ضخصیت بزرک علمی وارد امور سیاسی و اتجتماعی شد دیگر نمی توانند که دین از سیاست (یعنی تدبیر امور اجتماع که از شئونات پیشوایان دین است نه بمعنی تزویر و شیطنت که کار امثال معاویه است) جدا نیست و تفکیک سیاست از دین غلط و بیجاست زیرا احکام دین چنانچه در کتب فقهیه مبسوط و غیر مبسوط چون عروه الوثقی مرحوم آیه الله آقا سید محمد کاظم یزدی قدس سره و رساله های علمیه دیگر مذکور است از چهار باب طهارات و عبادات و معاملات و سیاسات (حدود و دیات) برون نیست و اصولا چرخ اجتماع نمی گردد مگر بسیاست که هیچ کس نتواند حق دیگری را تضییع و یا تعدی بر آن کند دست ظالم از سر مظلوم کوتاه و حق بصاحب حق رسیده و متجاوزین از حدود و مقررات تنبیه شده و امنیت در سراسر اجتماع حکم فرما باشد.

پیغمبر اکرم (ص) رهبانیت یعنی گوشه نشینی و بمن چه و تو چه گفتن را غدغن کرده و بکلمه (لارهبانیه فی الاسلام) پیشوایان دین که صلاحیت رهبری جامعه را دارند موظف فرموده که وارد در اجتماعیات شده و زمام جامعه را در دست گرفته و مردم را بسعادت دنیوی و اخروی سوق داده و هدایت فرمایند.

علی (ع) می فرمود (کن للمظلوم عونا وللظالم خصما) برای ستمدیده گان کمک و برای ستمکاران دشمن باش نگذار ظالم جفاکار بر مردم محروم و ضعیف چیره شوند وقتی می شوند سربازان معاویه خلخال زن یهودیه را از پایش در آورده و به یغما برده اند گریه می کند و می فرماید اگر مسلمان از غصه این بمیرد بجاست باز پیغمبر محترم می فرمود (من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم) کسی که صبح کند و کوشش در اصلاح امور مسلمانها و نجات آنها از چنگال ظلم و ستم نداشته باشد پس مسلمان نیست و اگر بخواهم تمام و یا قسمتی از اخبار و احادیث و یا آیات شریفه قرآن مانند (تعاونو اعلی البر والتقوی ولاتعاونو اعلی الائم والعدوان) و (کنتم خیرامه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر) و (جاهدو فی سبیل الله باموالکم وانفسکم) و (ان الله اهتیر من المؤمنین اموالهم وانفسهم) تا آخر آیه و آیاتیکه در خصوص حدود قصاص است مانند و (للجروح قصاص یاالوالالباب) و صدها آیات دیگر که تماس از امور سیاسی اسلام است ایراد کنم باید یک یا چند جلد کتاب بنویسم.

پیغمبر اسلام و جانشینان او تمامی سیاستمداران اجتماع و دین بوده اند چنانچه در زیارت جامعه کبیره که از لسان وحی آثار خود آنها صادر شده ایشانرا (وساسه العباد و ارکان البلاد) یعنی سیاست مداران بندگان خدا و پایه های محکم اجتماعات بشریت معرفی نموده است.

اگر کسی گوید پس چرا تمامی امامان معصوم وارد این رشته نشدند جواب خواهیم گفت اکثر امامان علیهم السلام در اثر بیوفائی مردم زمان غالباً گرفتار زندانها و تبعیدها و تحت فشار حکومتها و دولتهای ظلم زمان خود بودند و اگر زمان و مردم آن به آنها وفا نموده و فرصتی بدست ایشان می آمد زمام دین و دنیای مردم را در دست گرفته و آنها را عزت و سعادت بسوی حق رهبری می فرمودند.

دوره خلافت ظاهری علی (ع) که بیش از چهار سال و اندی طول نکشید (با آن گرفتاریهای شدید حضرتش بمعاویه ها و طلحه و زبیرها و مسلمان نماهای نهروان) شاهد گفته ماست.

اقدام و نهضت حضرت حسین بن علی علیه السلام بر علیه حکومت ظلم یزید و بنی امیه و آبیاری کردن شجره خشکیده توحید و دین با خون پاک خود و فرزندان خود نیز گواه دیگر است که بیگانگان از این نهضت تعبیر (بسی است الحسینیه) نموده و کتابها نوشته اند و اگر آن سیاست و نهضت بگفته ما نبود از دین اسلام امروز هم اثری نبود. علماء و دانشمندان بزرگ مانند اسمعیل بن عباد معروف بکاف الکفاه در دولت دیلمیان و خواجه نصیر الدین طوسی در عصر مفولان و علامه حلی در زمان شاه خدابنده و محقق کرکی و علامه مجلسی صاحب کتاب بحارالالوار و صدها کتب دیگر در عهد صفویه رهبران سیاست بوده و زمام دین و دولت را در دست داشته و رثق و فتق امور اجتماع مضافا بکارهای علمی بکف با کفایت آنها بوده و شیخ الاسلام علی الاطلاق بوده اند.

حکم مرحوم آیه اله مجدد شیرازی بزرگ آقا میرزا محمد حسین شیرازی اعلی اله مقامه و تحریم استعمال تنباکو و اثر مثبت آن که برای چندین سال دست اجانب را از این کشور کوتاه کرد از یادها نرفته است (رجوع بشرح احوال آن بزرگوار در کتب رجالی کنید و بخوانید) و این بنده اجمالی و گوشه از آنرا یاد می نمایم.

ایه الله العظمی آقای میرزا محمد حسن شیرازی مجدد صد و چهاردهم صاحب حرمت تنباکو جلالت و عظمت قدرش اظهر من الشمس وابین من الامس است از شاگردان برجسته و عظیم القدر خاتم الفقهاؤ والمجتهدین شیخ مرتضی انصاری است علامه طهرانی کتاب مستقلی بنام هدیه الرازی درباره ایشان نوشته است و نیز بعضی از فضلاء دیگر رساله تنباکو مرقوم داشته اند.

الحاصل این راد مرد بزرگ از آیات پر برکات عالم تسییع است و او را مجدد چهاردهم دانسته اند شاگردان بزرگوار او مانند آیه الله آقای سید محمد فشارکی اصفهانی و آیه الله خراسانی و آیه الله یزدی و آیه الله شریعت اصفهانی و آیه الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و آیه الله صدر و آیه الله همدانی صاحب مصباح الفقیه و صدها نفر دیگر نوعاً از نوابغ روزگار بوده اند.

در احسن الودیعه مذکور است که آن بزرگوار در عصر مرحوم سلطان ناصر الدین شاه قاجار بود و منافرت شدیدی بین ایشان واقع شد بواسطه آنکه شاه مذکور مال طویلی از خارجه گرفت امتیاز عمل تنباکو و اجازه زراعت و تجارت آنرا در بلادد ایران بدیشان داده بود پس صاحب عنوان علیه الرحمه والرضوان مخالفت کرده و بحرمت تنباکو حکم فرمود و کافه مردم آنرا ترک کردند.

مؤلف گوید این منافرت بین سلطان ناصری و آیه الله شیرازی در باب تحریم شرب تنباکو در سنه ۱۳۰۹ هجری بود و باین یک جمله حکم فرموده بود.

(الیوم استعمال تنباکو و توتون حرام و محاریه با امام زمان علیه السلام است) پس در همه بلاد و نقاط ایران موقوف و تمام قهوه خانه ها بسته حتی در حرم خانه شاه هم صرف نکردند الخ نویسنده این سطور گوید شخص موثقی حکایت کرد که بعد از انتشار این فتوا که کمیانی خارجی ورشکست شد و مجبور بعقب رفتن شد بقدری این کلمه نافذ گردید که وقتی شاه مزبور در اندرون منزل قلیان طلبید همسر او ملکه انیس الدوله قلیان را برداشته و بمیان باغ انداخت شاه باو اعتراض کرد چرا این طور کردی گفت برای اینکه حرام است گفت چه کس حرام کرده گفت آنکس که مرا بر تو حلال نموده است.

آیه الله کاشانی و موفقیت جهانی او

در تاریخ بشریت مردان بزرگ از صاحبان ملک و دولت و ارباب مال و ثروت و دارندگان علم و دیانت بسیار آمده و رفته اند.

در تاریخ اسلام و عالم تشیع رجال مقتدر و صاحب نفوذ نیز بسیار بوده ولی با وضع روز و اقتضای زمان عظمت و موقعیتی که بهره و نصیب آیه الله العظمی کاشانی شد برای کمترین فردی از آن افراد شده و یا بدون مبالغه و اغراق برای هیچ فردی از علماء و دانشمندان و مراجع نشده است.

بعد از مراجعتش از تبعید سوریا و لبنان و آن استقبال متجاوز از یکصد هزار نفر از مردمن طهران آن سر و صداها چنان صیت و صوت و عظمتش بلند شد که در غالب دستگاههای تبلیغاتی جهان از کشورهای اسلامی و غیر اسلامی سر مقاله جرائد و نخست انتشارات رادیوها از معظم له بود و تمثال مبارکش زیب و زیور روزنامه و مجلات و جرائد داخلی و خارجی می گردید.

بهترین هدایای آنروز دوستان برای یکدیگر عکس ایشان و در ایام عید نوروز بصور مختلف کارتهای تبریک عید بامزین کردن تمثالش برای هم می فرستادند و ما برای نمونه قطعه از آنرا گراور نموده و بفرزندانیکه در ان زمان نبودند تقدیم می نمائیم.

نمونه از کارتهای تبریکی سالهای ۳۰ و ۳۱ شمسی (ده سال پیش)

نماز عید آیت الله کاشانی یا یکی از حساس ترین تظاهرات دینی و اجتماعات مذهبی انجانب

هنگامیکه آیه الله کاشانی برای برگذاری نماز عید فطر بخارج شهر عزیمت می نمودند هزاران هزار از مردم متدین برای اقامه نماز عید و اقتداء بمعظم له بدنبال ایشان حرکت می نمودند بطوریکه شوکت و عظمت آن اجتماعات بی نظیر از خاطره ها هیچگاه محو نشده و ما برای نمونه بدرج یکی از عکسهائی که از نمازهای معظم له در جوادیه گرفته شده مبادرت می نمائیم.

تهمت های اجانب و عمال داخلی آنها بمعظم له

البته روشن است که اشرار و جنایتکارانیکه که می خواهند خون مردم ضعیف را مکیده و مال و ناموس آنها را به یغما ببرند با حامیان آنها مبارزه کرده و ملجاء و پیشتیبان آنها را بهر وسیله باشد یا با ضرب گلوله از بین برده و یا با تهمتها دامن پاک آنها را لکه دار میکنند که مردم ضعیف دهان بین و بی اطلاع با آنها بدبین شده از دور آنها کنار گیری کنند و بتوانند مقاصد شوم خود را عملی نمایند.

تاریخ رهبران بزرگ گواه این مطلب است قرآن کریم میگوید مردم مشترک خون آشام عرب که شغل عمده آنها آدم کشی و یغماگری و جنایت بود به پیغمبر اکرم (ص) نسبت جنون و سحر داده و با و تهمت دروغ بسته و از هیچ آزاری درباره او کوتاهی ننمودمد.

معاویه و پیروانش آنقدر ناروا و تهمتهای بیجا بوجود مبارک مولی الموحدین امیرالمؤمنین علیه السلام داده و بمردم ساده لوح شام تزریق کردند که قاتل عثمان خلیفه سوم پیغمبر علی است و گفتند او تارک نماز است تا وقتی در محراب عبادت شهید شد و گفتد علی که نماز نمیخواند پس در مسجد و محراب چه میکرد هشتاد سال در مسجد بعد از نمازها و در بالای منابر او را سب گفته لعن ها نمودند.

یزید و پیروانش چه تهمتها بساحت مقدس سید عباب اهل الجنه حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) ریحانه رسول خدا بسته و قاضی وقت شریح ملعون را وا داشتند فتوای قتل آنحضرت را داده و این جمله را که (ان الحسین خرج عن دین جده ) نوشت همین طور هر یک از زعماء جور و حکام ظلم و ستم و دولت های شوم بنی عباس علیهم اللعنه نسبت به یک یک امامان پاک تهمت ها افتراها بسته و مردم را بدبین بذوات مقدسه آنها نمودند.

آیه الله العظمی کاشانی که فرزند صدق و خلف صالح آن دودمان پاک و نیاکان تا بناک است و وارث بسیاری از صفات حمیده و خصال پسندیده آنهاست از این قسمت هم محروم نبوده بلکه این گونه تهمت ها بسیار دیده و شنیده که قلم از ذکر آن خجالت دارد. از دشمن بد کیش حسود هر چه بگویم کم گفته ام و بیش از این از آنها باید انتظار داشت.

آیه الله کاشانی و لایحه منع استعمال مشروبات الکلی

هنگامیکه آیه الله کاشانی را غیاباً بر یاست مجلس شورای ملی انتخاب کردند با وجود آنکه معظم له حتی یکبارهم در جلسات علنی مجلس شورا شرکت نکرد زیرا این سمت شایسته آن مقام منبع نبود معذلک ببرکت وجود ایشان لایحه منع استعمال مشروبات الکلی که در منزل ایشان تنظیم شده بود باتفاق آراء تصویب شد ولی متأسفانه با مخالفتهای شدید مصدق و اعوان و انصار شرابخوارش مواجه شده و ببهانه پوچ نقصان بودجه از اجرای آن سرباز زده و نخواستند بمواقب شومیکه از استعمال مسکرات گریبانگیر اجتماع میشود توجه نمایند و بدبختانه هنوز هم این لایحه قانونی اجراء نگردیده است.

حمایت آیه الله کاشانی از مسلمین سایر کشورها

آیه الله کاشانی نه تنها فکرش مصروف ترقی ایران و ارتقاء ایرانی و اعلاء توحید و دین در این کشور بود بلکه همتش عالی و نظرش بلند و جهانی بود و میخواست دست اجانب و دزدان دین و ناموس و مال و دولت و غیره از همه مردم مسلمان دنیا برداشته شده و اسلام آزادانه پیشرفت نموده و دنیه را در پرتو خود بسعادت سوق دهد.

هنگامیکه مردم مسلمان مصر بر علیه دول استعماری بریتانیا و فرانسه و اسرائیل قیام نموده و از رفت آمد کشتیهای آنها در کانال سوئز جلوگیری کردند و بین آنها جنگهای سخت روی داد آیه الله کاشانی پیام تشویق آمیزی برای جمال عبدالناصر و ملت مصر ارسال و حمایت و پشتیبانی خود را از مسلمین مصر اعلام فرمود که با استقبال بی سابقه روبرو گردید همدردی آیه الله کاشانی با مسلمین الجزایر، مصر و آوارگان مسلمان فلسطین نیز نمونه دیگری از توجه بآن معروف (انما المؤمنون اخوه) می باشد بطوریکه هنگامیکه خبر تأثرانگیز کشتار وحشیانه آن مردم مسلمان منتشر شد تنها شخصی که بغض و تنفر ملت مسلمان ایران را بدنیا اعلام نمود و با برگذاری میتینگ ها و فواتح عظیم و بی سابقه در مساجد سلطانی، ارک شهر ری و سایر نقاط کشور شدیداً نسبت باعمال وحشیانه دولتهای استعماری و متمدن نمای مذکور اعتراض کرد آیه الله کاشانی بود.

آیه الله کاشانی و عدم توجه بزخارف دنیوی و بی اعتنائی بامور مادی معظم له آن همه قدرت و موقعیتهای حساسی که نصیبش گشت و امکان اندوختن هر گونه مال و مکنت بسهولت برایش موجود بود کوچکترین اندوخته و پس اندازی فراهم نکرده و در موقوفات نیز با وجود مهیا بودن وسائل بهیچ وجه من الوجوه دخالت ننموده و زمه آنرا بر عهده خویش نگرفته و حتی موقوفه موروثی خود را که امروزه بالغ بر صد ملیون تومان و ده و در نائین می باشد باداره اوقاف واگذار کرده و زندگی را در کمال سادگی بی آلایشی می گذراند و اکنون هم پس از آن همه زعامت و قدرت جز خانه ساده و سکونی که از پدرش بمیراث برده از مالیه دنیا چیزی دیگر ندارد

نظر آنها که نکردند بدین مشتی خاک                الحق انصاف توان داد که صاحب نظرند

                آیه الله کاشانی و آثار خاصه (مسجد جامعه پامنار)

در جنب منزل آیه الله کاشانی در خیابان پامنار مسجد مخروبه بود که سالیان دراز ویران و رو با ضمحلال می رفت و مردم آن محله هم همت به تجدید و تعمیر آن نمی کردند و معظم له که از مالیه دنیا دستش خالی و خود را آلوده بزخارف دنیوی ننموده بود و نمی توانست شخصاً اقدام به بناء آن نماید و نمی خواست بکسی هم تحمیلی شود و از موقعیت عظیم خویش هم نخواست برای این امر استفاده نماید والا آنروز که منزلش محل رفت و آمد عموم طبقات و خصوص رجال کشور و ثروتمندان بود و همه روز و شب هزاران شخصیتهای برجسته در آنجا آمده و عتبه بوس می شدند اگر اشاره می فرمود ان مسجد را به بهترین صورت ساخته و صدای آنرا بفلک می رساندند بعد از خاتمه سر و صداها و عقب نشینی مردم خوش استقبال بد بدرقه خود با کمک بعض مؤمنین با اخلاص بتدریج بتجدید و تعمیر آن اقدام فرموده و با طرز خوب و جالب توجهی که در شمار مساجد زیبا بلکه منحصر بفرد می باشد آنرا نمود خدای تعالی ایشان را باقی دارد تا آنرا تکمیل فرماید.

آیه الله کاشانی و اقران و همکاران او از آیات حجج و مراجع تقلید

اقران و همکاران معظم له از مراجع تقلید که با ایشان در اقداماتش بطور مستقیم یا غیر مستقیم همکاری و هم آهنگی داشتند بسیار بوده و اگر بخواهم همه آنها را یاد کنم کتاب مستقلی خواهد شد از میان ایشان چندین نفر را متذکر می شوم.

۱ـ مرحوم آیه الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی حایری که قبرش در صحن مقدس سید الشهداء علیه السلام در کربلا واقع و سمت استادی هم نسبت بمعظم له داشتند و محل و توق و اعتمادش بوده و ارجاع احتیاطات خود را هم در تقلید بایشان داده بودند چنانچه در سابق اشاره شد.

۲ـ آیه الله شریعت اصفهانی که با ایشان روابط کاملاً نزدیک داشته و قبلا هم نامه ایشان گراور گردید.

۳ـ آیه الله حاج سید اسمعیل صدر والد ماجد مرحوم آیه الله صدرالدین نزیل قم که قسمتی از نامه را درج نمودیم که در آن نامه معرفی مقام اجتهاد ایشان را فرموده  تأیید اقدامات او را نموده است.

۴ـ مرحوم آیه الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی که همدرس معظم له بوده و عین نامه ایشان گراور شد.

۵ـ مرحوم آیه الله حاج آقا حسین طباطبائی قمی که برای موضوع رفع حجاب و بقصد زیارت مشهد بایران آمد و در طهران با کمک مترجم له اقدام و پافشاری نمود تا حجاب را آزاد فرمود.

۶ـ آیه الله آقای حاج سید عبدالحسین شرف الدین عاملی که از مجاهدین بزرگ عالم تشیع عصر ما و مرجع تقلید شیعیان و ساکن صور بود دارای تألیفات بسیاری است که بعضی از آنها طبع و مورد استفاده دانشمندانست با آیه الله کاشانی صداقت تامی داشته و از اقران نزدیک و صمیمی معظم له بوده و در موقع بازگشت آنجانب از مکه تا بیست فرسخ باستقابل ایشان آمدند.

۷ـ آیه الله خوانساری مرحوم حاج سید محمد تقی اعلی الله مقامه الشریف که در همان ثوره اول عراق با ایشان در جبهه با انگلیسها شرکت داشته و گرفتار چنگال ظلم آنها و مدت چهار سال تبعید بهندوستان و جزایر وحشی نشین شده و این نویسنده شرح احوال و مجاهدت و فداکاری انمرحوم را در جلد اول آثار الحجه نگاشته ام از اساطین علمی زمان ما و از مراجع تقلید شیعیان و مجسمه تقوی و علم و فضیلت بوده است رفاقت و هم آهنگی آنمرحوم با معظم له معروف و ریشه دار بوده و بر هیچکس از اهل علم و قلم مخفی نیست آیه الله کاشانی هم غالباً که بقم مشرف می شدند بایشان وارد و با هم سر و سری داشته اند و در اینجا مبادرت بگراور یکی از عکسهای آن دو بزرگوار در این ملاقاتها گرفته شده می کنیم.

۸ـ آیه الله حاج سید صدرالدین صدر رحمه الله علیه نیز از اقران و رفقای صمیمی و نزدیک ایشان بوده و در غالب مجالس از آیه الله کاشانی یاد نموده و او را تجلیل فرموده و دعا می کردند.

۹ـ آیه الله العظمی مرحوم حاج آقا حسین طباطبائی بروجردی مرجع علی الاطلاق شیعیان در این چند سال اخیر یکی از اقران و همدرسان و دوستان صمیمی آیه الله کاشانی بودند آیه الله کاشانی پس از مراجعتش ار مکه به قم مشرف و در منزل مرحوم آیه الله خوانساری وارد و بمجرد اطلاع آیه الله بروجردی ؟؟؟ رفته و سه مرجع بزرگ خلوت نموده مذاکره و تبادل فکر درباره وضع روز نمودند و در هنگام مراجعت نیز آیه الله بروجردی معظم له را بدرقه نمود که مبادرت ؟؟؟ عکس آن می شود.

۱۰ـ مرحوم آیه الله حاج سید محسن امین جبل عاملی صاحب اعیان الشیعه که از رجال برجسته و شخصیتهای وزین و باارزش عالم تشیع و مراجع تقلید شیعیان سوریا و لبنان بودند با حضرت آیه الله کاشانی کمال صداقت و صفا و هم آهنگی را داشتند و در هنگامی که آنجناب تبعید به لبنان شدند غالباً با هم مراوده و مباحثه داشتند بخاطر این نویسنده است که در آن اوقات در ایران و طهران شایع شد که آیه الله حاج سید محسن امین از دنیا رفته اند پس مجالس ترحیمی از طرف دولت و علماء و طبقات دیگر گرفته شد و بنده هم در بعض از آن مانند مجلس دولت در مسجد سلطانی حاضر شده و خود برای تعظیم مقام روحانیت و شخصیت آن بزرگوار اعلان مجلس ترحیم نمودم پس تلگرافات تسلیت آیه الله کاشانی که در آنجا بودند مخابره معظم له تلگرافات را بآنمرحوم ارائه داده و اعلام فرمودند که آیه الله امین زنده اند و آقای سید حسین جبل عاملی که از منسوبین ایشان بوده اند از دنیا رفته است.

۱۱ـ مرحوم آیه الله حاج سید یونس آقای اردبیلی که از اعلظم فقهاء و مجتهدین مجاهد عصر ما بودند و در مشهد مقدس میزیستند و با آیه الله کاشانی رفیق و صمیمی بودند.

میان آیه الله کاشانی و نامبردگان و صدها مراجع و مجتهد دیگر نجف و قم و مشهد و سایر بلاد مراسلات و مکاتبی است که حاکی از روح وحدت و یگانگی و هم آهنگی آنها با معظم له است و برای اختصار از ذکر آنها خودداری نمودیم.

کسالت آیه الله کاشانی

این مرد بزرگوار که اکثر عمر بلکه تمام آنرا در راه مجاهده با نفس و هوی و مبارزه با دشمنان دین و خدا و ایادی مرموز آنها گذرانیده و موفقیتهائی در دوره زندگیش نصیبش گشته که برای کمترین فردی از رجال روحانیت و مراجع بزرگ تقلید مسلمین بلکه غیر مسلمین پیش آمده است چند ماه است که در اثر کسالات جسمی و تأثر است و ناملایمات و مصائب کثیره بیمار و رنجور و خانه نشین گردیده است ولی روح همان روح قوی و قلب همان قلب شجاع و نظر همان نظر بلند و بیان همان بیان رسا و فمی همان فکر صتئب و ذوق همان ذوق اصلاح طلبی است و وقتی لب بسخن می گشاید گویا کسالتی عارض ایشان نگشته باز هم از اصلاح جامعه و مبارزه با اجانب و مجاهده در راه خدا با نفس و مال و جان دم زده غصه بینوایان و بیچارگان را خورده و بر ستمکاران و جنایتکاران و متجتوزین نفرین می نماید.

این کمترین نویسنده از طرف خود و عموم مسلمین شرافتمند و اردتمند بمقام شامخ این مصلح بزرگ خیر اندیش و این عالم ربانی و مجتهدالمجاهد و منتظر مقدم شریف اعلی حضرت ولی الله اعظم ولی عصر و ناموس دهر بقیه الله فی الارضین حجه بن الحسن العسگری عجل الله فرجه الشریف که همواره در قنوت نمازها و غیره فرج حضرتش را با تضرع از خداوند متعال مسئلت نموده از صمیم قلب از خدای عزیز خواسته و می خواهم که کسالت حضرتش بر طرف و مدل بعافیت و صحت فرموده و بهبودی ؟؟؟ بمظم له عنایت و در شفاء حضرتش منت بر قاطبه مسلمین خاصه شیعیان و ایرانیان نهد.

آمین آمین لااراضی بواحده                 حتی یضاف الیهاالف آمینا

                و رحم الله عبداً قال آمینا

این بود خلاصه فصلی از زندگانی پر ماجرای راد مرد روحانی حضرت آیه الله کاشانی که با اقتباس از اسناد و تواریخ در معرض افکار عامه گذاشته می شود.

                                کمترین خادم آل رسول ص محمد رازی

فصل دیگر که حاوی قسمتهای زیر است:

۱ـ جنگ آیه الله کاشانی با قوای انگلیس در عراق بمنظور تحصیل استقلال و رفع تسلط بیگانگان از ملت مسلمان عراق.

۲ـ صدور حکم اعدام معظم له بوسیله دولت انگلیس و مهاجرت ایشان به ایران.

۳ـ مبارزه علیه حکومتهای فاسد بعد از شهریور ۲٫

۴ـ پی ریزی نهضت ملی و استیفاء حقوق ملت ایران از صنایع نفت و نقش معظم له در جریان روز.

۵ـ چرا جبهه ملی موفقیت کامل حاصل نکرد و ده ها مطالب شنیدنی و جالب دیگر که بعداً ضمن کتاب جداگانه با تحقیق کامل بوسیله مطلعین تهیه گردیده است بحول و قوه خداوندی منتشر خواهد شد.

 

منبع : padida.ir

 

ارسال نظر