X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

دین وهویت

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

معنا بخشیدن به جهان: در حقیقت باید اذعان کرد که پیوند نسل جوان و دین در عالی‌ترین تجلی آن، موجب احساس همدلی و یگانگی با جهان هستی می‌شود. چنین فردی با طبیعت زیبا، ستارگان درخشان، کوه‌ها و دره‌های مرموز و باابهت، احساس خویشاوندی می‌کند. ویلیام جیمز در تحلیل زیبایی که از نقش دین ارائه می‌دهد، می‌نویسد: «وقتی که خدا را در همه چیز می‌بینیم، در پست‌ترین چیزها، عالی‌ترین حقایق را درخواهیم یافت، حقیقتاً که دنیا، دنیای دیگر جلوه خواهد کرد». برخی از صاحبنظران تمدن‌شناس نیز بر این باورند که هویت دینی، معنای جدیدی به جهان می‌بخشد.

دین وهویت

آن هویتی که دین به انسان می دهد

.۱ پاسخ به پرسش‌های بنیادین: اولین و مهم‌ترین دستاور هویت دینی پاسخ به پرسش‌های بنیادین و عمیق آدمی است. ساموئل هانتینگتون معتقد است: «دین برای کسانی که با پرسش‌هایی از این دست روبه‌رو هستند که: من کیستم؟ و به کجا تعلق دارم؟ پاسخ‌های قانع‌کننده‌ای دارد».

 

.۲ جهت بخشیدن به زندگی:. امام راحل نیز در تبیین رابطه اسلام و زندگی بر جامعیت و شمول همه‌جانبه دین تأکید نموده و می‌گویند: «مذهب اسلام، همزمان با اینکه به انسان می‌گوید که خدا را عبادت کن و چگونه عبادت کن، به او می‌گوید، چگونه زندگی کن».

۳.رویکرد مثبت به آینده: احراز هویت دینی برای نسل جوان، به منزله تقویت روحیه امیدواری و نشاط برای آینده‌ای بهتر است؛ زیرا از جلوه‌های دین مبین اسلام، انتظار حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) است و نسلی که منتظر است، در حقیقت به فردایی امیدوار می‌باشد که به مراتب بهتر از امروز است.

.۴ وحدت اعتقادی: برنارد لویس، معتقد است: «در جهان اسلام، در موارد اضطرار مسلمانان، بارها این تمایل را نشان داده‌اند که در قالب یک وحدت دینی، هویت بنیادین و ایمان خود را بازیابند، یعنی هویتی که نه با معیارهای قومی یا سرزمینی، بلکه به وسیله اسلام، تعریف شده است».

.۵ هویت دینی، زمینه‌ساز هویت تمدنی: رابطه ادیان و تمدن‌ها یکی از مباحث مهم و تعیین‌کننده در میان تاریخ‌نگاران و تمدن‌شناسان است. وایتهد معتقد است: «مسلمانان، خود تمدن گشتند و دانش و ادب و فرهنگ را از سقوط نجات دادند».

.۶ مقبولیت اجتماعی: دینداری، نه تنها پاسخ به یک نیاز فطری است بلکه بر پذیرش اجتماعی نیز اثرگذار است؛ زیرا فطرت‌های پاک، زلال و خدایی، آنهایی را که موحد و خداجویند، بیش از دیگران، مورد اعتماد می‌دانند هرچند خود به دلایل آن آگاه نباشند.

در روایتی از امام معصوم نقل شده است که فرمودند: «آن کس که رابطه خود را با خدا اصلاح کند، خداوند رابطه‌اش را با دیگران اصلاح خواهد کرد».

.۷ شأن و منزلت جوانی: هویت دینی، جوان را در جایگاهی ارزشمند و رفیع قرار می‌دهد و تعابیر والایی را در شأن او عرضه می‌دارد. دین، از یک سو جوان را به ملکوت نزدیک‌تر از دیگران می‌داند و از سوی دیگر معتقد به تکریم و بزرگداشت وی می‌باشد و بر مبنای مکلف شدن به تکلیف الهی، او را هم‌تراز و هم‌شأن بزرگسالان می‌داند.

«در حدیثی از رسول اکرم (ص) آمده است که فرمودند: فضیلت جوان عابد که از آغاز جوانی عبادت کند بر پیری که وقتی سن بسیار یافت، عبادت کند، همچون فضیلت پیغمبران بر سایر مردم است».

۸. معنا بخشیدن به جهان: در حقیقت باید اذعان کرد که پیوند نسل جوان و دین در عالی‌ترین تجلی آن، موجب احساس همدلی و یگانگی با جهان هستی می‌شود. چنین فردی با طبیعت زیبا، ستارگان درخشان، کوه‌ها و دره‌های مرموز و باابهت، احساس خویشاوندی می‌کند. ویلیام جیمز در تحلیل زیبایی که از نقش دین ارائه می‌دهد، می‌نویسد: «وقتی که خدا را در همه چیز می‌بینیم، در پست‌ترین چیزها، عالی‌ترین حقایق را درخواهیم یافت، حقیقتاً که دنیا، دنیای دیگر جلوه خواهد کرد». برخی از صاحبنظران تمدن‌شناس نیز بر این باورند که هویت دینی، معنای جدیدی به جهان می‌بخشد.

کالایی به نام زن

متاسفانه جامعه زنان ما راهی را می روند که غرب آنرا تجربه کرده . همان  راهی  که موجب سقوط واز هم پاشیدن کانون خانواده در غرب شده . این روزها در روزنامه ها ،کتاب ها و وبلاگ ها شاهد خیزش عده ای هستیم  به نام دفاع از حقوق زنان قوانین اسلامی را زیر سوال می برند و خواستار آزادی بیشتر زنان هستند . اگر نگاه دقیقی به قوانین اسلامی داشته باشیم خواهیم دید که قوانین هیچ تبعیضی را روا نداشته وندانسته .آنچه که ما شاهد هستیم رعایت نکردن دستورات دین است .

تجربه غرب بهترین عبرت است برای ما .آیا آنچه که الان در غرب وجود دارد حفظ شان ومنزلت وکرامت زن می باشد؟ کدام کرمت ؟

بردگی جنسی ؟

استفاده ابزاری وتبلیغاتی ؟

آزارهای جنسی ؟

تولد هزاران فرزند نامشروع و بی پدر ومادر؟

فروپاشی کانون خانواده ؟

جامعه آلوده به جنسی ؟

گسترش هم جنس گرایی؟

شیوع پدیده روسپیگری ؟

و…

آمار روابط نامشروع در غرب از سال ۱۹۷۰به بعد،مدام در حال افزایش است به طوریکه از ۱۱%در سال ۱۹۷۰ به بعد به حدود ۵۲% در سال ۱۹۹۳ رسیده است .آمارهای مربوط به فرزندان نامشروع ،سقط جنین و… همه در حال رشد  وفزونی می باشد .

اگر بعضی از موارد بالا را در جامعه خود مشاهده می کنیم ،معلول علت هایی است از قبیل فقر اقتصادی ، فرهنگی ،بی توجهی خانواده ها به فرزندان و دستورات دین و…

انشاالله در آینده در مورد نگاه اسلام به زن وکرامت ویژه ای که اسلام به زن عطا نموده مطلب خواهم نوشت .

نقش معصومین در زندگی

معصومین و خط کش

وقتی که انسان بخواهد خطی را بکشد برای اینکه این خط دچار انحراف نشود نیاز به خط کش دارد .یکی از کارکردهای معصومین همین است که انسان در خط ومسیر زندگی خود دچار انحراف نشود . ولذا شاهد هستیم بشر بدون الگو وحضور یک نمونه آرمانی در زندگی خود دچار اشتباهات فاحش و جبران ناپذیری شده .در همین چند قرن اخیر که بشرغربی از دین جدا شد ،چقدر مکاتب متضاد و انحرافی بوجود آمدکه هر کدام بشر را به یک مرام وعقیده دعوت می کردند وبشر سرگردان وحیرت زده از این همه مکتب شده است.

لذا ما باید با تفکر وعمق نگری به معصومین به نقش هایی که آنها می توانند در زندگی ما داشته باشند توجه ویژه داشته باشیم .ونقش آنها را در حد یک شفا دهنده ،حلال وگره گشای مشکلات قرار ندهیم (اگر چه اینها در جای خود مناسب هستند).

تعریف اخلاق بدون دین

 

 

اصول اخلاقی از دید برخی مردم به دین ربط داده شده و گفته میشه که بدون دین اخلاق امکان توجیه نداره. اینجا مساله ای که مطرح هست اینه که اخلاق یعنی چی؟ بطور کلی اخلاق رو می تونیم به یک سری اصول اولیه تعریف کنیم که در نهایت برای حفظ بقای اجتماعی بوجود میاد. مسلما اگر دینی یک سری اصول داشته باشه که بقای اجتماعی رو تضمین نکنه، بعید بنظر میاد که دین موفقی باشه و شاید زود زیشه کن شه. البته در بعضی دینها هدف حفظ بقای اجتماعی طرفداران دین هست و بنابراین در تعامل با افراد خارج دین شاید اصول اخلاقی رعایت نشه.

انسان بطور کلی دنبال حفظ بقای اجتماعی هست چراکه در اجتماع زندگی میکنه و میشه فهمید که اگر یک اجتماع حفظ بشه بقای فردی اکثریت هم به احتمال بالایی حفظ میشه. پس بطور منطقی این موجود اجتماعی برای حفظ بقای فردیش به حفظ بقای اجتماعش هم نیاز داره. برای حفظ بقای اجتماع باید اعضای اکثریت اجتماع رو از خود کمتر ندونیم و بنابراین اگر دوست نداریم کاری بر علیه ما یا نزدیکانمون انجام بشه برای افرادی هم که در شرایط و موقعیت ما هستند نباید چنین چیزی رو دوست داشته باشیم. این میشه برابری و عدالت که یک اصل بزرگ و مادر در اخلاق هست. با این عدالت خیلی از اصلهای دیگر رو هم میشه تعریف کرد و عملا اگر کسی به عدالت برسه خیلی مواردی که به عنوان اصول اخلاقی ازشون یاد میشه رو کشف می کنه و در زندگی هم شاید راحتتر به تشخیص و قضاوت بپردازه. البته استثناها رو در اینجا در نظر نگرفتیم برای نمونه ممکنه یک شخص اصلا به زندگی اجتماعی علاقه نداشته باشه و اونوقت تنها زندگی فردی براش مهم بوده و برای حفظ اون عدالت رو هم رعایت نکنه. البته گاهی هم فرد زندگی اجتماعی براش مهمه ولی زمانی که نوبت پیاده سازی برابری و عدالت روی خودش میشه، فردگرایی و حفظ بقای خودش رو مهمتر بدونه. این نکته ی دوم میتونه خیلی مهم باشه و شاید برای جلوگیری از چنین مشکلی در بعد روانی القای این آموزشهای اخلاقی به عنوان یک راه الهی باشه تا فرد بخاطر ترس از مجازات الهی، زندگی اجتماعی کل رو کمتر به خطر بندازه و یا در بعد عملی بکار گیری از نیروی زور و تهدید باشه تا فرد بفهمه که درصورت ترجیح موضوعی فردی بر موضوعی اجتماعی امکان مجازات شدن به نحوی که زندگی فردیش آسیب بیشتری ببینه هست. این موضوع اخلاق تبصره ها و حالتهای متفاوتی میتونه داشته باشه و شاید خیلی روش بشه بحث کرد ولی بطور کلی و خلاصه یافتن اصول اخلاقی با فکر و منطق بشری قابل دسترس هست و اگر هم زمانی دیدیم یک دین یک سری اصول اخلاقی ارایه داده که تحت هیچ شرایطی با منطق بدست نمیاد، اونوقت یا ما در تجزیه تحلیلمون درست پیش نرفتیم و یا اینکه دین اشتباه کرده و این اصولش واقعا اخلاقی نیستند. نکته ی جالب اینه که شاید بشه گفت اصول اخلاقی مطلق نیستند و اگر بعضی شرایط تغییر کنه این اصول هم میتونند کاملا تغییر پیدا کنند.

بنابراین راه بدست آوردن اصلهای اخلاقی این هست که با توجه به شرایط بررسی بشه چه کاری نتیجش حفظ بقای اجتماعی هست (تا خودش موجب حفظ بقای فردی اکثریت بشه)، در حالت ساده تر هم میشه اصول اخلاقی را با کمک حفظ عدالت و برابری پیش برد چراکه بنظر میاد در بسیاری از موارد عدالت تضمین کننده ی بقای اجتماعی هست و میشه ازش به عنوان اصل اخلاقی مادر برای بدست آوردن بسیاری از اصلهای دیگه کمک گرفت.

دین مبنا و اساس اخلاق است

دین مبنای اخلاق است و از آنجا که اسلام دین جامع و کاملی است این قابلیت را دارد که راهنمای انسان در رسیدن به شناخت و دریافت آموزه های اصیل و صحیح اخلاقی باشد .

دکتر یحیی یثربی استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی در گفتگو با خبرنگار \”مهر\” با اشاره به اینکه مسلمانان با اخلاق و آموزه های اخلاقی برخوردهای متفاوتی دارند، گفت: بعضی متفکران اسلامی چون ابن مسکویه، نراقی و خواجه نصیرطوسی با وجود آنکه خداشناس بوده اند اما مبنای اخلاق را اعتدال دانسته و چون ارسطو معتقد بوده اند که خداوند  برای انسان تعیین تکلیف نمی کند و منظور از اخلاق رسیدن به تعادل و دوری از افراط و تفریط است.

 

وی به نظر دیگر اندیشمندان اسلامی اشاره کرد و افزود: بعضی دیگر بر این باور هستند که اسلام دین جامع و کاملی است و می تواند راهنمای انسان در رسیدن به شناخت و دریافت آموزه های اخلاقی باشد که معتقدان به این نظریه هم دو دسته اند گروهی معتقد هستند که حسن و قبح اخلاقی به حوزه الهی نیز تسری می یابد و عده ای چون اشاعره فکر می کنند خداوند منشأ قوانین الهی و ملاکی برای رفتار انسانها است و بشر نمی تواند تعیین کننده باشد.

 

یثربی ضمن تعریف اخلاق گفت: در عرف عموم مردم رفتارهای پسندیده را اخلاق و رفتارهای ناپسند را ضد اخلاق می دانسته اند و در بیشتر موارد دین مبنای اخلاق بوده است، هرچند در دوران جدید به نقد دین پرداخته و به نوعی اومانیسم و سکولاریسم رسیده اند و فکر می کنند حتی متون دینی باید با اخلاق هماهنگ باشند.

 

وی درباره نسبی بودن اخلاق گفت: از ابتدا تاکنون هر قومی یکسری مسائل را بد و پاره ای را خوب می دانست و مسئله نسبیت در اخلاق همواره مطرح  و این نوسان اخلاقی از معضلاتی بوده که جوامع همیشه با آن دست و پنجه نرم می کرده اند.

 

یثربی عینی ترین پایگاه برای اخلاق را جلب رضایت خدا و رسیدن به سعادت اخروی عنوان کرد و گفت: هدف از اخلاق رسیدن به کمال و خشنودی خداوند است، اگر چه عوامل بسیاری بر اخلاق تأثیر می گذارند که جهان بینی افراد یکی از آنها است و بی گمان افرادی که دیدگاه فکری روشنی ندارند نمی توانند رفتار آشکار و درستی داشته باشند.؟

 

وی تربیت را دومین عامل مؤثر در اخلاق اعلام کرد و افزود: عوامل مختلفی  از جمله خانواده، محیط اجتماعی و رسانه ها بر اخلاق تأثیر می گذارند که متأسفانه امروز ما را به سمت یک آشفتگی اجتماعی می برند.

 

 

 

منبع : پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

ارسال نظر