X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

رنگ

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مقدمه:

انسان-وبه تبع او اثر هنری-موجودیت نمی یابد،مگر انکه قالب وروحی داشته باشد۰قالب و روح دو وجه منفک یاهمراه و ترکیبی نیستند ،بلکه وجوهی محشور و عجیبند که هیچ کدام بدون دیگری موجودیت و معنا نمی یابد۰نه هر فالبی محمل هر روحی است و نه هر روحی تاب نشستن برهر قالبی رادارد۰این دو تنها با یکدیگر موجودیت می یابند و رشد می کنند و مرتبت وجودی می یابند۰

مقدمه:

انسان-وبه تبع او اثر هنری-موجودیت نمی یابد،مگر انکه قالب وروحی داشته باشد۰قالب و روح دو وجه منفک یاهمراه و ترکیبی نیستند ،بلکه وجوهی محشور و عجیبند که هیچ کدام بدون دیگری موجودیت و معنا نمی یابد۰نه هر فالبی محمل هر روحی است و نه هر روحی تاب نشستن برهر قالبی رادارد۰این دو تنها با یکدیگر موجودیت می یابند و رشد می کنند و مرتبت وجودی می یابند۰

در هنر معماری ، اثر و روح حاکم بر جایجای آن از یکدیگر منفک نیستند و نمی توانند که باشند۰نمی توان فضایی را تخیل نمود ؛بدون انکه صورت و شمایلی برایش قائل گشت و به همین منوال نمی توان صورت و شمایلی تصور نمود و مصالح ان را در نظر نداشت ۰روح فراخ در همنشینی با قالب تنگ ،همچون انیسش خرد وحقیر می گردد یا قالب شکسته بر می دارد۰قالی فراخ نیز ذیل روح خرد شده ، ویران می شود۰ این دو تنها با رشد متناسب و همپای یکدیگر ،کاراو زیبنده می گردند۰

هر عنصر یا واحد معماری در همان بدو پیدایی ، متحد با مصالح و پیکره ،معرفتی را نیز هویدا و اشکار می گرداند که به واسطه این معرفت است که آن پیکره ادراک می شود۰هرچند که مصالح بنایی عامل ایستایی و برپا شدن هر اثر معماری است اما معرفت حاکم بر ان است که حافظ و نگارنده کلیت و گاه حتی جزئیات اثر خواهد بود و گرنه متروک خواهد ماند و ایستایی اش نیز دیری نخواهد پایید و رو به ویرانی خواهد گذاشت۰

نقش و رنگ ،نقش پویایی در معماری دارند۰ هنرمند در سطوح رنگارنگ کاشی که به نحوی مانع حضور و قرب به جهت جاذبه خاص است-نمایش عالم ملکوت و مثال را ، که عاری از خصوصیات زمان و مکان و فضای طبیعی است، می بیند۰

پیشگفتار:

در هنر و معماری ایرانی با دو پدیده شکل و محتوا-یا عینیت و ذهنیت-و در یک کلام قالب و روح مواجهیم۰این مقولات در بر گیرنده هر سه جنبه از هنر معماری، یعنی جایگاه اثر در شهر یا معماری شهری ، طراحی خود را بنا یا حجم اثر ، و در نهایت هنرهای وابسته به معماری که شامل مواردی چون رنگ و نقشی محوری در انچه که معماری ایرانی نامیده می شود دارد، اما در دوره های پسین، این شیوه یا مهجور گشته یا نقشی حاشیه یی یافته است ۰ حال انکه چنین ظرفیتی را دارد که فضاسازی کند و بدون اینکه ترکیب احجام نا متجانس ضرورت یابد، فضاهای دلخواه را ایجاد نماید۰

نقش و رنگ که مبنا و اساس کاشی کاری می باشند؛ چنانکه زاینده دنیایی از رموز و اسرار عمیق اند و رنگ که مبین حالات روحانی و نفسانی ادمی در عالم ملکوت است وازصدها سال پیش مزین مساجد و مقابر و ۰۰۰ بوده و در هر دوره سیر تحولی ویژه خود را داشته است؛ در عصر حاضر به انزال و انزوار روی کرده است و توجه شایانی به ان نمی شود و کاشی کاری ، امروزه به صورت ماشینی انجام می گردد و روح هنر امروز ، تجلی گاه روحیات عالی هنرمند نیست۰

رنگ ها ، رنگ باخته اند و نقش ها مانند ستاره های درخشان اسمان بر صفحه کاشی کاری نمی درخشند۰ باشد که بدرخشند۰

این روزها بسیاری از رنگ ها از دایره کلمات انسان دی حذف شده اند۰ کسی حالا اسمشان را زبان نمی اورد۰ کودکان این دوره نمی دانند بید مشکی چه رنگی است۰ زرین ، لعل، مینایی ، ازرق ، گلگون ، و کهربایی هم به گوش نا اشنا هستند۰ودر حال انقراض ۰

محمدکاظمی ،نویسنده و پژوهشگر می نویسد: از نظر عرفا مسائل غیر مادی یا معنوی نیز رنگین بوده اند ۰ ما بر  خلاف گذشتگان رنگ های مادی را هم از یاد می بریم۰ حال انکه انان معتقدبه رنگ هایی برای معنویات و نادیدنی ها هستند۰ رنگی برای دوست، رنگی برای صلاح و رنگی برای خدا۰

ایه ۱۳۸سوره بقره می فرماید: \” این رنگ خداست و چه رنگی بهتر از رنگ خداست؟ و ما پرستندگان اوییم\” ۰

 

 

 

دانلود کامل تحقیق

ارسال نظر