X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

سابقه‌ی تاریخی نفت شمال و هیأت اقتصادی کافتاردزه

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

گاه برخی مطالب آن‌قدر تکرار می‌شوند که حقایقی قطعی و غیرقابل تردید به نظر می‌رسند. اما واقعیت آن است که نادرست‌اند. تکرار از ویژگی‌های مهم تبلیغ است. تکرار باعث می‌شود مطالب مورد نظر در ذهن مخاطب بنشیند و جای‌گیر شود. تبلیغ اگر درست هدف‌گیری شده باشد، از نقاط مختلف بازگو و تکرار شود و صدای مخالفِ روشنگری هم نداشته باشد ممکن است حقیقتی مطلق به‌نظر برسد.

سابقه‌ی تاریخی نفت شمال و هیأت اقتصادی کافتاردزه

 

گاه برخی مطالب آن‌قدر تکرار می‌شوند که حقایقی قطعی و غیرقابل تردید به نظر می‌رسند. اما واقعیت آن است که نادرست‌اند. تکرار از ویژگی‌های مهم تبلیغ است. تکرار باعث می‌شود مطالب مورد نظر در ذهن مخاطب بنشیند و جای‌گیر شود. تبلیغ اگر درست هدف‌گیری شده باشد، از نقاط مختلف بازگو و تکرار شود و صدای مخالفِ روشنگری هم نداشته باشد ممکن است حقیقتی مطلق به‌نظر برسد.

احمد جواهریان، به نقل از مجله‌ی «چیستا»، مقاله هنر سیاسی، اردیبهشت و خرداد سال ۱۳۸۵  

 

… و قضیه‌ی «نفت شمال» و امتیاز خواهی دولت شوروی و تشویش اذهان عمومی و بد آموزی‌هایی که به مدت ۶۰ سال در مورد نفت شمال در تاریخ معاصر ایران به‌وجود آمده است از مصادیق بارز همین (هنر سیاسی) است، هنری که در حقیقت یک جنگ روانی مخرب و استعماری علیه تمامی نیروهای ترقی‌خواه تا به امروز بوده است.

بگذار برای تبیین و تشریح حقیقت و واقعیتِ این امر تاریخی- سیاسی به بازخوانی ماجرا بر اساس مستنداتِ قابلِ مراجعه در اسناد متعلق به دوست و دشمن به‌پردازیم: 

 

همین مقاومت مختصر مشیرالدوله موجب سقوط کابینه شد و مجدداً قوام‌السطنه به سر کار آمد و موضوع نفت در مجلس مطرح شد و ۴۲ نفر از نمایندگان به مجلس تکلیف و پیشنهاد کردند که منع شراکت کمپانی آمریکایی استاندارد اویل و یا هر کمپانی دیگر با شرکت نفت انگلیس برداشته شود و این پیشنهاد تصویب شد و آقای قوام‌السلطنه مهره و عامل مورد امید و آرزوی امپریالیسم تازه کار آمریکا  دست‌به‌کار شد و با «کمپانی دیگر آمریکایی که کمپانی سینکلر بود با شرایط و منافع بهتر و بیش‌تری وارد مذاکره شد و قرار داد آن را تهیه و به مجلس هم پیشنهاد نمود. اما افسوس که برخی از نمایندگان نفع‌پرست دندان تیز کرده توقع و انتظاراتی داشتند و چون کمپانی نام‌برده یکصدهزار سهم از آن را به‌عنوان کمیسیون به رییس‌الوزارء وعده داده بود قوام‌السطنه هم  برای آن‌که قرارداد کمپانی مزبور بگذرد رسماً در مجلس اظهار کرد که کمپانی یک‌صد هزار سهم به من داده و من هم آن را به مجلس تقدیم می‌کنم. اما چنان‌که گفته شد برخی از نمایندگان پول‌پرست محرمانه پیغام دادند که این یک‌صد هزار سهم صورت رسمی به‌خود گرفته و متعلق به مجلس است تکلیف ما چه خواهد شد. بنابراین امتیاز صورت نگرفت درصورتی‌که اگر آن روز این عمل انجام شده بود شاید وضع کشور ما بهتر از امروز بود».1 تلاش قوام‌السلطنه برای خدمت‌گذاری به آمریکا با همه‌ی شکست‌های موقتی باز هم ادامه یافت و مجدداً در سال ۱۳۰۱ «کمیسیون نفت به اصرار و جدیت رییس‌الوزراء از چهار ساعت  قبل از ظهر  تشکیل و قوام‌السلطنه نیز در کمیسیون نام‌برده حاضر شد و ظهر هم اعضای کمیسیون ناهار را در مجلس ماندند و تا مقداری از شب گذشته کمیسیون دایر بود و بالاخره مواد امتیازنامه‌ی دولت از طرف کمیسیون تصویب شد که این پیشنهاد ثالث به تصدیق متخصصین فن از هر دو پیشنهاد سینکلر و استاندارد اویل بهتر و برای ایران مفیدتر بوده. دولت بدون آن‌که نامی از یک کمپانی ببرد آن را به مجلس فرستاد و حاوی مواد مفیدی بود که هر کمپانی آمریکایی آن را قبول کند و با اطلاع مجلس شورای ملی به آن کمپانی داده شود».2 شرکت نفت جنوب که حاضر نبود حضور رقیبی را به نام کمپانی استاندارد اویل بدون دریافت حق و حساب و حق‌الشراکه تحمل نماید، به دولت ایران برای لغو این قرارداد فشار آورد و در نتیجه کابینه‌ی قوام‌السلطنه ساقط شد و موقتاً امپریالیسم تازه کار آمریکا عقب‌نشینی کرد. اما برنامه‌ریزی اقتصادی و سیاسی آمریکا به قصد ضدیت با شوروی و تسلط بر منابع نفتی شمال و نقاط استراتژیک مرزی، به شدت دنبال شد و بالاخره شرکت استاندارد اویل با کمپانی نفت جنوب شریک شد و اختلاف و رقابت کمپانی‌های نفتی برطرف گردید و لایحه‌ی جدیدی به مجلس در کابینه‌ی دوم قوام‌السلطنه پیشنهاد شد.

حسین مکی می‌نویسد: «پس از سقوط کابینه‌ی مشیرالدوله پیشنهادی به امضای ۴۲ نفر از نمایندگان راجع به تعدیل ماده‌ی اول اجازه‌نامه‌ی مجلس و برداشتن انحصار مذاکره با کمپانی استاندارد اویل تقدیم مجلس شد و به‌وسیله‌ی تصویب آن به دولت اجازه داده شد که با کمپانی استاندارد اویل یا کمپانی‌های معتبر و مستقل دیگر آمریکایی در خصوص واگذاری این امتیاز داخل مذاکره شود و هرچه زودتر این عمل را تصفیه نماید».3  این آه و افسوس که حسین مکی از نهاد برمی‌آورد و از غم شکست تلاش‌های مکرر امپریالیسم آمریکا در دست‌اندازی به منابع نفت شمال این چنین قلم فرسوده می‌کند، در آثار و نوشته‌های پُر حجم عبدالله مستوفی نویسنده تاریخ قاجار، عریان و لخت و عور دیده می‌شود. در آثار قلمی ابوالفضل قاسمی نیز همین خط دنبال می‌شود. اما در لفافه مصدق خواهی و مصدق پرستی و ملی‌گرایی و با شعار به دست ایرانی برای آمریکایی. نوشته‌ی عبدالله مستوفی از ص ۳۹۷ تا ص ۴۲۴ در جلد سوم تاریخ قاجاریه شباهت کامل به نوشته‌های ملی‌ها دارد.

به هر حال هدف و کوشش قوام‌السلطنه این بود که نفت شمال به آمریکا داده شود و حالا که شرکت‌های آمریکایی بین خود توافق کرده‌اند و با شرکت نفت جنوب شریک شده‌اند، باید منع مصوبه‌ی دولت مشیرالدوله برداشته شود و حضرت اشرف قوام‌السلطنه همین کار را با کمک اکثریت و لیدرهای معروف مجلس چهارم انجام داد. دولت اتحاد جماهیر شوروی با همه‌ی گرفتاری‌های ناشی از حمله و هجوم قوای چهارده کشور امپریالیستی به شوروی و ضد انقلاب داخلی، مرکب از گاردهای سفید و سلطنت طلبان، توانست به استناد و اعتبار قرارداد ۱۹۲۱ که قبلا توسط مشاورالممالک  سفیر ایران در مسکو امضا شده بود، از حضور آمریکا در مرزهای شوروی زیر لفافه و پوشش «شرکت‌های نفتی» جلوگیری کند. اما آمریکای تازه نفس که سوداهای دور و دراز امپریالیستی داشت، از طریق اعزام دکتر میلیسپو به ایران و تصویب استخدام وی به ریاست ادارات اجرایی وزارت مالیه و گمرکات، حتا یک لحظه از تلاش برای حضور در مناطق شمالی ایران دست ‌برنداشت.  فقط تحکیم و ثبیت سریع انقلاب شوروی و سیاست صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز دولت سوسیالیستی شوروی توانست هر روز موانع عمده‌ای در اجرای اهداف امپریالیستی آمریکا و انگلیس ایجاد کند و بالاخره با اجرای قرارداد ۱۹۲۱ در کابینه‌ی مستوفی‌الممالک که از مردان سیاسی مورد احترام ملت ایران بود تا مدت‌ها از دست‌اندازی امپریالیسم آمریکا به مرزهای شوروی تحت بهانه‌ی بهره‌برداری از نفت شمال جلوگیری شد. گفتنی است که اجرا و تصویب نهایی قرارداد ۱۹۲۱ مرتباً با مخالفت و کارشکنی علنی وثوق‌الدوله و سیدضیاء‌الدین طباطبایی و کابینه‌های قوام‌السلطنه روبرو شد و هدف از این همه کارشکنی‌ها مخالفت با انقلاب شوروی بود.

پس از گذشت ۲۰ سال مجدداً چنین شرایطی را اوضاع جنگ جهانی دوم برای خیزش و پرش ایالات متحده‌ی آمریکا به سوی اخذ امتیازات استعماری در ایران و ایجاد کمربند امنیتی به دور شوروی فراهم کرد و این بار نیز قوام‌السلطنه برای اجرای همان برنامه‌های قدیمی پا به میدان سیاست گذاشت و در مرداد سال ۱۳۲۱ به روی کار آمد. حضور قوای آمریکا و انگلیس در ایران و گرفتاری شدید دولت شوروی که بر اثر تهاجم وسیع نیروهای فاشیستی آلمان ایجاد شده بود و قدرت انحصاری و مافوقی که ایالات متحده‌ی آمریکا در این سال‌های سیاه جنگ دوم از آن برخوردار بود، امکانات گسترده‌ای برای مطامع استعماری آمریکا ایجاد و فراهم می‌کرد. بنابراین قوام‌السلطنه که از عوامل معروف آمریکا در ایران بود و در گذشته تلاش‌های گسترده‌ای در خدمت‌گذاری به آمریکا کرده بود، در اثر پافشاری آمریکایی‌ها در مرداد ۱۳۲۱ به سر کار آمد و در آبان همان سال قانون استخدام مستشاران آمریکایی به ریاست دکتر میلیسپو را از مجلس سیزدهم که باقی مانده و ساخته شده‌ی دوران رضاخانی بود به تصویب رساند. بدین ترتیب دومین دوره‌ی مأموریت دکتر میلیسپو و مستشاران مالی آمریکا در ایران شروع شد و این همه، مقدمه‌ای بود برای دست‌یابی آمریکا به آماج‌های مطلوب، یعنی منابع نفتی شمال ایران و مرزهای شوروی. تسلط مستشاران مالی آمریکا بر منابع مالی کشور در کابینه‌ی سهیلی بیش‌تر شد و در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۲۲، لایحه‌ی اختیارات دکتر میلیسپو را تصویب کرد و همه‌ی این مقدمه‌ها و اختیارات برای برنامه‌ی بعدی آمریکا لازم بود. تسلط مستشاران آمریکایی بر امور دارایی و اقتصادی کشور شرایط لازم را برای تسریع در واگذاری امتیاز نفت شمال را به آمریکا فراهم کرد. علاوه بر آن دکتر میلیسپو با در اختیار داشتن امور خواربار و قماش و مواد مصرفی، یک عده وکلای جیره‌خوار در مجلس سیزدهم و چهاردهم در پشت سر داشت و متولیان مجلس همیشه مطیع اوامر دکتر بودند. موارد متعدد فساد و رشوه‌گیری وکلای مجلس چهارده در کتاب «سیاست موازنه‌ی منفی» ذکر شده است که از نقل آن در این‌جا خودداری می‌شود. همه‌ی این امکانات و عوامل مساعد، علی‌الظاهر اجرای نقشه‌ی واگذاری امتیاز نفت شمال را به آمریکا سهل و آسان می‌نمود و این‌بار  دولت مورد قبول آمریکا و انگلیس، یعنی دولت ساعدِ مراغه‌ای مأمور اجرای برنامه شد و مقدمات کار را با دعوت مستشاران نفتی از هر جهت آماده کرد. آقایان هوور پسر پرزیدنت هوور رییس جمهور سابق آمریکا و کریتس به ایران آمدند و این مذاکرات طبق معمول نظر دولت‌ها در خفای کامل انجام می‌شد که «یک‌باره از پرده بیرون افتاد راز»!

با آن‌که حزب توده‌ی ایران وجود چنین جریانی را اعلام کرده بود، نمایندگان ملی مجلس یا توجهی نداشتند و یا شاید خود را به بی‌توجهی می‌زدند. نویسنده‌ی کتاب سیاست موازنه‌ی منفی تصریح می‌کند «این جریانات در کمال اختفا و استتار صورت می‌گرفت و آن‌چه در جراید نوشته می‌شد چون از منابع موثق رسمی انتشار نمی‌یافت قابل اطمینان نبود».اما حقیقت این است که جراید وابسته به حزب توده‌ی ایران و روزنامه‌نگاران «جبهه‌ی آزادی» مطالب مشروحی در این‌باره می‌نوشتند و در مجلس، فراکسیون حزب توده‌ی ایران و طوسی نماینده‌ی بجنورد در این زمینه مطالبی اظهار داشتند. ساعد مراغه‌ای با همان رویه‌ی معروف « کوچه‌ی علی چپ» اظهار داشت: «اما آقای طوسی فرمودند سیاست استتار، استتاری که در کار نیست، بنده می‌توانم به آقایان نمایندگان اطمینان بدهم تا موقعی که این دولت سرکار است منافع عالیه‌ی این کشور به‌هیچ وجه فدای یک منافع مخصوص داخلی و خارجی نخواهد شد آقای طوسی فرمودند با چه اشخاصی این مذاکرات شده است. همان‌طور که عرض کردم: این مذاکرات با کمپانی‌های انگلیس و آمریکایی است و اضافه کرد، آقای هوور برای سه‌ماه و آقای کریتس را برای شش ماه استخدام و دعوت کرده‌ایم خیلی منّت گذاشته‌اند دعوت ما را پذیرفتند».این مستشاران نفتی آمریکایی که بر دولت ساعد منّت گذاشته و به سرعت به ایران آمدند، همراه کمیسیون مختلف نفت مرکب از رکس و یویان (عضو هیئت مستشاران مالی) از جانب آمریکا و عبدالله انتظام، دکتر پیرنیا و نخعی از جانب ایران، کار تنظیم قرارداد و تقدیم و تصویب آن را در مجلسی که اکثریت آن و به‌خصوص متولیان عمده‌ی آن زیر مقرری و مزدوری دکتر میلیسپو بودند، به‌عهده گرفتند. انتشار خبر تهاجم جدید آمریکا ـ انگلیس توسط مطبوعات حزب توده‌ی ایران و روزنامه‌نگاران جبهه‌ی آزادی و کشانده شدن کار مخفیانه و اصرارآمیز دولت به صحنه‌ی مطبوعات و مجلس، چشم‌ها را متوجه‌ی دولت و مجلس کرد و اعتراضاتی را برانگیخت و متولیان مجلس و دولت ساعد را به‌سهولت و آسانی کار بدبین کرد. با آن‌که دولت شوروی در گرفتاری‌های ناشی از جنگ و خرابی وسیع کشور به دست قوای هیتلر غوطه‌ور بود، تکوین یک خطر بزرگ امپریالیستی را که دنباله‌ی همان برنامه‌ریزی‌های قدیمی محافل امپریالیستی بود، به شدت احساس کرد و برخلاف انتظار دولت‌های انگلیس و آمریکا، واکنش نشان داد و این‌بار به مقابله‌ی مستقیم با امپریالیسم آمریکا و انگلیس برآمد. این همان موضوعی است که در اول این مبحث به استناد نوشته‌ی دکتر مصدق بیان شد: «خوشبختانه ورود جناب آقای کافتاردزه به تهران سبب شد که دواطلبان آمریکایی از پیشنهاد خود صرف‌نظر کنند».

این انصراف در حقیقت عقب‌نشینی بود، در نتیجه همان غافل‌گیری و غوغایی‌است که طرح موضوع سری‌بودن مذاکرات نفت در جامعه‌ی ایران ایجاد کرد و به نوشته‌ی کی‌استون «پس از مذاکرات بالا در مجلس، غوغایی بین مردم و جراید راجع به نفت پیدا شد» و این توجه و اشتیاق به مسایل عمده‌ی سیاسی که موج آن را افشاگری روزنامه‌ی رهبر و فراکسیون حزب توده‌ی ایران در مجلس ایجاد کرده بود، در همه‌ی روزنامه‌های آن سال که همگی قابل مراجعه هستند، می‌توان یافت. با آن که در مورد نفت شمال مقالات و تفسیرهای مستندی از طرف نویسندگان و پژوهش‌گران حزب توده‌ی ایران موجود است، نگارنده برای نتیجه‌گیری و اثبات نادرستی دعاوی و نوشته‌های به‌ظاهر ملی نویسندگان جبهه‌ی ملی، به آن‌ها استناد نکرده و پایه‌ی توضیح و تبیین موضوع را بر مدارک و نوشته‌ها و اظهار نظرهای نویسندگان و شخصیت‌های مورد قبول ملی‌گراها قرار داده است. برای نمونه، نویسنده‌ی کتاب سیاست موازنه‌ی منفی واقعیت امر را در مورد جنجال امتیاز نفت شمال، این چنین توضیح می‌دهد: «از تقاضای دولت شوروی برای اعزام هیأتی به ایران درباره‌ی بررسی و مذاکره راجع به نفت خوریان، دولت ساعد غافلگیر شد و چون راز سری بودن مذاکرات نفت فاش شده بود در تاریخ ۲۱/۶/ ۱۳۲۳ آقای نخست وزیر طی تلگرافی به آقای آهی اطلاع می‌دهد که هرگاه آقایان فوق‌الذکر به ایران وارد شوند با نهایت گرمی از آن‌ها پذیرایی به‌عمل خواهد آمد».

ادامه دارد

۱- همان‌جا، ص ۹۴ (دنباله‌ی پانوشت‌های قسمت قبل)

۲- همان‌جا، ص ۳۴۶

۳- همان‌جا، ص ۹۴

۴- سیاست موازنه‌ی منفی جلد اول تألیف کی‌استوان، ص ۱۵۶

۵- همان‌جا، ص ۱۵۸

۶- سیاست موازنه‌ی منفی، کی‌استوان، ص ۱۶۰، به نقل از روزنامه‌ی رعدِ امروز، شماره‌ی ۲۹۳- ۴ آبان ۱۳۲۳

 

رسول مهربان

 

 گاه برخی مطالب آن‌قدر تکرار می‌شوند که حقایقی قطعی و غیرقابل تردید به نظر می‌رسند. اما واقعیت آن است که نادرست‌اند. تکرار از ویژگی‌های مهم تبلیغ است. تکرار باعث می‌شود مطالب مورد نظر در ذهن مخاطب بنشیند و جای‌گیر شود. تبلیغ اگر درست هدف‌گیری شده باشد، از نقاط مختلف بازگو و تکرار شود و صدای مخالفِ روشنگری هم نداشته باشد ممکن است حقیقتی مطلق به‌نظر برسد.

 

احمد جواهریان، به نقل از مجله‌ی «چیستا»، مقاله هنر سیاسی، اردیبهشت و خرداد سال ۱۳۸۵ 

 

 

 

… و قضیه‌ی «نفت شمال» و امتیاز خواهی دولت شوروی و تشویش اذهان عمومی و بد آموزی‌هایی که به مدت ۶۰ سال در مورد نفت شمال در تاریخ معاصر ایران به‌وجود آمده است از مصادیق بارز همین (هنر سیاسی) است، هنری که در حقیقت یک جنگ روانی مخرب و استعماری علیه تمامی نیروهای ترقی‌خواه تا به امروز بوده است.

 

بگذار برای تبیین و تشریح حقیقت و واقعیتِ این امر تاریخی- سیاسی به بازخوانی ماجرا بر اساس مستنداتِ قابلِ مراجعه در اسناد متعلق به دوست و دشمن به‌پردازیم:

 

 

 

این هیأت در ۲۹ شهریورماه ۱۳۲۳، تحت ریاست آقای کافتاردزه معاون وزارت خارجه‌ی شوروی به ایران آمد و همه‌ی ماجرا از همین‌جا آغاز می‌شود که هیأت اعزامی شوروی شرایط مزایای بهره‌برداری منابع نفتی شمال را توسط دولت شوروی طی جلسات متعدد به اطلاع کابینه رساند و معلوم شد که پیشنهادات دولت شوروی اختلاف ماهوی و بنیادی با شرایط استعماری دولت‌های آمریکا و انگلیس دارد و دولت ساعد نمی‌تواند علناً و رسماً آن را رد کند، زیرا شرایط و پیشنهادات شرکت‌های آمریکایی و انگلیسی، حداکثر همان شرایط مصوبه‌ی کابینه‌ی قوام بوده است.

 

در مقابلِ چنین شرایط و اوضاع و احوالی که به علت ورود و حضور هیأت اعزامی شوروی در صحنه‌ی مذاکرات ایجاد شده بود، هیچ راهی برای دولت ساعد باقی نماند، جز این‌که با تبانی و مشورت و زد و بندهای خاصِ متولیان مجلس ۱۴، به یک‌باره قیافه‌ی ملی! و حفظ منافع وطن و ملت ایران را به خود بگیرد و مذاکرات مربوط به بهره‌برداری از نفت شمال را به خاتمه‌ی جنگ موکول نماید. چنین است که به‌یک‌باره دولتی که در خفا و با استخدام عجولانه‌ی متخصصین آمریکا و قبول منت آن‌ها بر ملت و دولت ایران درصدد بند و بست با امپریالیسم آمریکا و انگلیس بود، در جلسه‌ی علنی مجلس طی سخنان مزورانه‌ای که با تأیید و احسنت لیدرها و متولیان مجلس روبرو می‌شود، انصراف دولت را از مذاکرات درباره‌ی نفت تا خاتمه‌ی جنگ به قصد حفظ منافع ملت ایران اعلام دارد. اما ساعد در همین گزارش سراپا دروغ یک اشتباه اساسی که ناشی از دستپاچگی بود، مرتکب می‌شود و اظهار می‌دارد؛ «در این ضمن اطلاعاتی هم مربوط به کنفرانس نفت در آمریکا و جریان مذاکرات آن کنفرانس از مأمورین شاهنشاهی در خارجه واصل که دولت را بیش از پیش متوجه به لزوم اتخاذ خط مشی و رویه‌ی ثابتی که حافظ منافع عالیه‌ی کشور در حال و آتیه باشد نمود و به این جهات در اولین جلسه‌ی هیأت وزیران فعلی در روز شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۲۳ (دوم سپتامبر ۱۹۴۴) این موضوع مطرح و این‌طور مذاکره و تصمیم گرفته شد که قبل از روشن شدن اوضاع اقتصادی و مالی دنیا و استقرار صلح عمومی مطالعه‌ی اعطای هیچ‌گونه امتیاز خارجی مقتضی و ضروری نمی‌باشد۱ .» اشتباه و دروغ بزرگ ساعد مراغه‌ای در همین بود که اگر در جلسه‌ی ۱۱ شهریور ماه هیأت دولت چنین تصمیم وطن‌پرستانه‌ای اتخاذ شده است، چرا و به چه علت در تاریخ ۲۱ شهریور ۱۳۲۳ موافقت با اعزام و حضور هیأت شوروی در ایران شده است، درحالی که دولت ساعد از هر جهت می‌دانست که علت اعزام و حضور چنین هیأتی مذاکره در باره‌ی نفت شمال است.

 

و این سؤال توسط خبرنگاران تهران‌مصور مطرح شد و ساعد مراغه‌ای در پاسخ می‌گوید: «در آن موقع تذکر این نکته فراموش شده بود». و این جواب موجب خنده و تمسخر خبرنگاران قرار گرفت. به دنبال نطق مزورانه‌ی ساعد در مجلس که با احسنت اکثریت مجلس ۱۴ مواجه شد و سید ضیاءالدین طباطبایی بیش‌ترین احساسات را به‌خرج داد، هیأت اعزامی شوروی طی یک کنفرانس مطبوعاتی، مواد و شرایط پیشنهادی دولت شوروی را برای نمایندگان جراید مطرح کرد و انتشار آن و رویه‌ی مخالفت‌آمیز و عناد و لجاج دولت ساعد مورد انتقاد شدید روزنامه‌نگاران عضو«جبهه‌ی آزادی» و نیروهای مترقی و حزب توده‌ی ایران قرار گرفت. از آن تاریخ موج مخالفت علیه کابینه‌ی ساعد بالا گرفت و کابینه‌ای که با توافق و حمایت آمریکا و انگلیس به روی کار آمده و مورد پشتیبانی اکثریت مجلس ۱۴ بود، زیر فشار افکار عمومی استعفا داد. روزنامه‌های آن روز تهران مانند، داد، ایران ما، آژیر، رهبر (که اکنون در کتاب‌خانه‌های ملی و مرکز اسناد دانشگاه تهران موجود است) این مخالفت عمومی را نشان می‌دهد.

 

از مجموع این اسناد می‌توان اظهار نظر کرد که حضور هیأت شوروی در صحنه‌ی سیاسی تهران مانع از بند و بست ساعد با امپریالیست‌ها شده است. نوشته‌ی روزنامه‌ی ایران ما، در این مورد گویا است: «ساعد که در اول ورود قائم مقام کمیساریای خارجی شوروی بدون توجه به اهمیت پیشنهاد شوروی اظهار کمال موافقت و همراهی را با منظور کافتاردزه کرده بود بعد از مشورت با کابینه سازان خود ناگهان رویه‌ی خشن و دور از عقل و نزاکت سیاسی پیش گرفت. کسی که چندین ماه با نمایندگان کمپانی‌های آمریکایی مذاکره می‌کرد حتا برای مذاکره با کمپانی‌های آمریکایی، متخصص آمریکایی به خرج دولت ایران استخدام نمود و با دلال‌های دغلی مثل فردلیپ مذاکره و دم‌سازی راجع به واگذاری اختیار تام منابع زیرزمینی ایران می‌کرد از قبول و حتا مطالعه‌ی پیشنهاد کافتاردزه خودداری کرد، صحنه‌گردان‌های سیاست ایران و در رأس آن‌ها سید ضیاء برای ساعد نطقی ساختند که گویا قبل از ورود آقای کافتاردزه تصمیم گرفته بود که به هیچ دولت و کشور بی‌گانه تا پایان جنگ امتیاز ندهد۲ ». روزنامه‌های «جبهه‌ی آزادی» مقالات مشروحی در باره‌ی تبانی و زد و بند ساعد نوشتند و اعتراض عمومی علیه کابینه‌ی ساعد بالا گرفت و در دمونستراسیون حزب توده‌ی ایران و شورای متحده‌ی کارگری که به مناسبت سالگرد انقلاب اکتبر در تهران برپا شد، این اعتراض و خشم عمومی علیه کابینه‌ی ساعد و حضور مستشاران مالی آمریکا و دکتر میلیسپو نمایان شد. این همان میتینگ افشاگرانه و ضد امپریالیستی است که به جهت منافع خاصی که دارودسته‌ی سید ضیاء‌الدین داشته‌اند، تشکیل و اجرای آن را تحت حمایت سربازان شوروی قلمداد کردند و بعد‌ها در همه‌ی بحث‌های داخل حوزه‌های مختلف احزاب وابسته به جبهه‌ی ملی و از آن طریق در اذهان گروه بسیاری از ملی‌گراها با شاخ و برگ‌هایی عنوان شد و جنجال‌ها علیه شوروی و در نتیجه عداوت و بدبینی علیه سوسیالیسم به‌وجود آورد. در حالی‌که آن روزها عبور و مرور سربازان شوروی و آمریکایی، انگلیسی، هندی در خیابان‌های تهران امری عادی و معمولی بود.

 

این تظاهرات با همه‌ی جارو جنجالی که روزنامه‌های طرفدار سیدضیاء مانند رعد امروز و آتش به مدیریت میراشرافی علیه آن برپا کردند، نتیجه‌بخش بود و موجب سقوط کابینه‌ی ساعد گردید. علاوه برآن موضوع اخراج دکتر میلیسپوی آمریکایی و طرد عوامل انگلیسی مجلس در دستور روز ملت ایران قرار گرفت و با آن که چنین راه‌پیمایی افشاگرانه‌ای مورد حمله و هجوم پلیس و اوباش سیدضیایی قرار گرفت، آثار آن مجلس چهاردهم را تحت تأثیر شدید قرار داد و مانع تصویب لایحه‌ی اختیارات دکتر میلیسپو شد و در نتیجه این عامل بی‌گانه از ایران اخراج گردید و بار دیگر امپریالیسم آمریکا عقب‌نشینی کرد. اما مسأله‌ی نفت شمال و شرکت نفت جنوب موضوع حاد سیاسی روز بود و بحث‌های داغی را در سطح جامعه و محافل سیاسی و اجتماعی ایجاد کرد. از آن جمله طرح پیشنهادات هیأت اعزامی شوروی در مصاحبه‌ی مطبوعاتی کافتاردزه نظریات موافق و مخالفی را در مجلس ایجاد کرد و مرحوم دکتر محمد مصدق بر اساس تز و دکترین مغشوش «سیاست موازنه‌ی منفی» در پاسخ پیشنهادات کافتاردزه سخنانی در جلسه‌ی هفتم آبان ماه مجلس شورای ملی ایراد کرد که با همه‌ی تجلیلی که از سیاست شوروی به عمل آورد چون اساس نظریاتش معوق و مسکوت گذاردنِ مسأله‌ی نفت تا خاتمه‌ی جنگ بود، مورد تأیید و تشویق اکثریت مجلس قرار گرفت. روزنامه‌ی آژیر به قلم شادروان جعفر پیشه‌وری در مقاله‌ای تحت عنوان «درباره‌ی نطق آقای دکتر مصدق» چنین نوشت: «پریروز مجلس صحنه‌ی تأتر شده بود. نمایندگان کف می‌زدند. سید کاظم یزدی، کاظمی و جمال امامی، و غیره دست‌ها را رنج داده و به شدت کف می‌زدند. در همان حین حکایتی به‌نظرم آمد. ببل، که یکی از زوعمای سوسیالیسم آلمان بود همیشه به دوستان خود می‌گفت وقتی مرتجعین در «رایشتاک» گفته‌های مرا بر سبیل اتفاق تصدیق می‌کنند من از خود می‌پرسم «ای پیره، ببل باز چه دسته‌گُلی به آب دادی که مورد تحسین این آدم‌خورها قرار گرفتی. در باره‌ی نطق آقای دکتر مصدق عرض دیگری ندارم و این را هم گفتیم  بر سبیل مزاح  بود۳».

 

براساس نظریه‌ی سیاست موازنه‌ی منفی، دکتر مصدق طرحی را در جلسه‌ی ۱۱ آذر ماه ۱۳۲۳ به نام قانون تحریم امتیاز نفت به مجلس تقدیم کرد و از آن‌جا که فراکسیون حزب توده‌ی ایران با فوریت و تصویب فی‌الفور آن مخالفت داشت موجب هزاران تعبیر و تفسیر شد.

 

یادآوری این نکته ضروری است که حزب توده‌ی ایران همیشه مخالف دادن امتیازات خارجی بوده است و این نظر در روزنامه‌ی رهبر و سخنان نمایندگان فراکسیون حزب در مجلس ۱۴ به روشنی ثبت شده است. حتا در جلسه مرداد ماه ۱۳۲۳ با صراحت کامل نظر حزب توده‌ی ایران توسط دکتر رادمنش به این شرح بیان شد:

 

«بنده و رفقایم با دادن امتیازات به دولت‌های خارجی به‌طور کلی مخالفیم، همان‌طور که ملت ایران توانست راه آهن را خودش احداث کند بنده یقین دارم که با کمک و سرمایه‌ی داخلی مالی می‌توانیم تمام منابع ثروت این مملکت را استخراج کنیم و شاید بتوانیم به موضوع بدبختی این مملکت بهبودی بخشیم».

 

بنابراین طرح پیشنهادی دکتر مصدق در اساس با نظریات حزب توده‌ی ایران فرقی نداشت، اما از آن‌جا که کار نفت را محدود به امتیازات آینده می‌کرد و امتیاز استعماری موجود یعنی شرکت نفت ایران و انگلیس را به حال خود باقی می‌گذاشت و از طرفی با عجله و دسته‌بندی و تبانی اکثریت مجلس همراه بود. با تأمل و مداقه و بالاخره امتناع فراکسیون حزب توده‌ی ایران و تنی چند از نمایندگان مترقی روبرو گردید. طرح دکتر مصدق چنین پیشنهاد شد:

 

مجلس شورای ملی

 

«از نظر حفظ مصالح مملکت امضا کنندگان، طرح قانونی ذیل را تقدیم و تصویب آن را با دو فوریت درخواست داریم.

 

ماده‌ی اول: هیچ نخست وزیر و اشخاصی که کفالت از مقام آن‌ها و معاونت می‌کنند نمی‌توانند راجع به امتیاز نفت با هیچ یک از نمایندگان رسمی و غیر رسمی دول مجاور و غیر مجاور یا نمایندگان شرکت‌های نفت و هرکس غیر از این‌ها مذاکراتی که اثر قانونی دارد بکند و یا این که قراردادی امضا نماید.

 

ماده‌ی دوم: تخست وزیر و وزیران می‌توانند برای فروش نفت و طرزی که دولت ایران معادن نفت خود را استخراج و اداره کند مذاکره نمایند و از جریان مذاکرات باید مجلس شورای ملی را مستحضر نمایند».

 

ماده‌ی سوم و چهارم آن در باره‌ی مجازات متخلفین از این قانون است که ربطی به بحث ما ندارد. فراکسیون حزب توده‌ی ایران در اساس نمی‌توانست با این طرح مخالفت کند، اما آن را کافی برای استیفای حقوق ملت و حل بنیادی مسأله‌ی نفت و طرد استعمار و قراردادهای استعماری موجود نمی‌دانست. به‌علاوه فراکسیون حزب توده‌ی ایران با دو فوریتِ طرح مخالف بود و عجله و اشتیاق اکثریت مجلس را که در سرسپردگی بسیاری از آن‌ها به مراکز استعماری شکی نبود، دلیل بر توطئه و دسیسه و نیرنگ‌های پارلمانی می‌دانست. به این جهت دکتر کشاورز خطاب به دکتر مصدق اظهار داشت: «پنج دقیقه اجازه بفرمایید بدون خارج شدن از مجلس شورای ملی، فراکسیون‌ها در مجلس تشکیل شود و ما این طرح را بگذاریم جلومان با دقت بخوانیم، شما هنوز این طرح را به ما نداده‌اید که بخوانیم. ممکن است این طرح اشتباهاتی داشته باشد که بعد از تصویب اسباب اشکال شود، البته همه‌ شما را شخص وطن پرستی می‌دانند، ولی عقل کل که نیستید و ممکن است که یک اشتباهاتی هم کرده باشید. اجازه بدهید این را مطالعه کنیم و تا این طرح تصویب نشود از مجلس شورای ملی خارج نخواهیم شد».

 

اما اکثریت مجلس با فریادهای رأی رأی صدای دکتر کشاورز را خفه کردند. تلاش فراکسیون حزب توده‌ی ایران برای تکمیل این طرح که منجر به استیفای حقوق ملت ایران از دولت‌های خارجی شود به‌جایی نرسید.

 

به‌هرحال با همه‌ی اختلاف نظرهایی که در جریان مذاکرات نفت بین مصدق و فراکسیون حزب توده‌ی ایران به‌وجود آمد، برخلاف جار و جنجالی که بعدها عوامل آمریکایی و انگلیسی درون جبهه‌ی ملی در این مورد برپا کردند، همکاری و اشتراک مساعی مصدق با حزب توده‌ی ایران ادامه داشت و تا آخر مجلس ۱۴ به قوت خود باقی ماند و در مبارزه با کابینه‌ی صدرالاشراف و رد و افشای توطئه‌ی کمیسیون سه جانبه در کابینه‌ی حکیمی و مبارزه با استبداد به نتایج درخشانی رسید.

 

۱-سیاست موازنه‌ی منفی، ص ۱۶۱، به نقل از مذاکرات مجلس، ۲۷ مهر ماه ۱۳۲۳

 

۲-ایران ما، شماره‌ی ۲۸۱، ۹/۹/۱۳۲۳

 

۳- روزنامه‌ی آژیر، شماره‌ی ۲۰۷، نهم آبان ماه ۱۳۲۳

 

 

 


 

منبع : پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

ارسال نظر