X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

ساختار استحکامات دفاعی ایران

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

از تاریخ و قلمرو حکومتی پارتیان اطلاعات دقیقی در دست نیست. برای بازشناختن سرزمین پارت از پارت بزرگ که سراسر خراسان و حتی بیرون مرزهای آن را در بر می گرفت، هیچ شاهدی نداریم، ولی می توان قلمرو پارتیان را از روی پایتختهای متعددی که در پی یکدیگر بر می گزیدند بازشناخت.

کهن ترین پایتخت ایشان شاید همان باشد که ژوستن آن را ًدارا ً نامیده و نزدیک ایبورد بوده که ماسن جای آن را یافته است. شهرنسا یا به گفته ایزیدور پارتونیسا شهر آرامگاه پادشاهان نخستین پارتیان بود و در آنجا پس از جنگ جهانی دوم کاوشهای پرثمری انجام یافته است

نخستین پایتخت یا دست کم میهن ارشک اول بوده است که از لحاظ شناخت معماری و شهرسازی و خصوصاً‌ساخت استحکامات دفاعی در این دوره حائز اهمیت فراوان است.پایتخت بعدی پارتیان شهر صد دروازه Hecatimpolys افسانه ای است که شاید در میان دامغان و شاهرود کنونی بوده ولی جایگاه آن را هنوز پیدا نکرده اند.پایتخت دیگر پارتیان که شاید تنها جایگاه زمستانی ایشان بوده است، تیسفون بود که چون از سلوکیه گذشتیم، آن سوی دجله قرار دارد.به نظر می رسد پارتیان بانیان بزرگ شهرها باشند از بناهای آنها جز موارد اندکی شناخته نشده است شهرهای ذیل را می توان از موسسات و بناهای عهد اشکانی محسوب داشت، در خارج سرحدهای نجد ایران تیسفون و هتره یا هترا ( hatra ) در بین النهرین نساء‌در ترکمنستان در ایران شهرهای دارابگرد، گور و فیروز آباد.طرح این شهر ها عدم امنیت دائمی را که در ایران،‌عهد پارتیان حکمفرما بود و عدم ثبات سیاسی، خارجی و اغتشاشات داخلی را آشکار می سازد.

از تاریخ و قلمرو حکومتی پارتیان اطلاعات دقیقی در دست نیست. برای بازشناختن سرزمین پارت از پارت بزرگ که سراسر خراسان و حتی بیرون مرزهای آن را در بر می گرفت، هیچ شاهدی نداریم، ولی می توان قلمرو پارتیان را از روی پایتختهای متعددی که در پی یکدیگر بر می گزیدند بازشناخت.

کهن ترین پایتخت ایشان شاید همان باشد که ژوستن آن را ًدارا ً نامیده و نزدیک ایبورد بوده که ماسن جای آن را یافته است. شهرنسا یا به گفته ایزیدور پارتونیسا شهر آرامگاه پادشاهان نخستین پارتیان بود و در آنجا پس از جنگ جهانی دوم کاوشهای پرثمری انجام یافته است

نخستین پایتخت یا دست کم میهن ارشک اول بوده است که از لحاظ شناخت معماری و شهرسازی و خصوصاً‌ساخت استحکامات دفاعی در این دوره حائز اهمیت فراوان است.پایتخت بعدی پارتیان شهر صد دروازه Hecatimpolys افسانه ای است که شاید در میان دامغان و شاهرود کنونی بوده ولی جایگاه آن را هنوز پیدا نکرده اند.پایتخت دیگر پارتیان که شاید تنها جایگاه زمستانی ایشان بوده است، تیسفون بود که چون از سلوکیه گذشتیم، آن سوی دجله قرار دارد.به نظر می رسد پارتیان بانیان بزرگ شهرها باشند از بناهای آنها جز موارد اندکی شناخته نشده است شهرهای ذیل را می توان از موسسات و بناهای عهد اشکانی محسوب داشت، در خارج سرحدهای نجد ایران تیسفون و هتره یا هترا ( hatra ) در بین النهرین نساء‌در ترکمنستان در ایران شهرهای دارابگرد، گور و فیروز آباد.طرح این شهر ها عدم امنیت دائمی را که در ایران،‌عهد پارتیان حکمفرما بود و عدم ثبات سیاسی، خارجی و اغتشاشات داخلی را آشکار می سازد.

معماری پارت:

معماری در دوره پارت نسبت به دوره های قبلی یعنی هخامشی و ماد به یک باره متفاوت می شود و دارای ویژگیهایی است. که این ویژگی ها در دوره های بعدی مانند ساسانیان و دوره اسلامی ادامه پیدا می کند و مشخصه اصلی معماری اسلامی در ایران می شود.مهمترین ویژگی در معماری این دوره استفاده از طاق و قوس و ایجاد ایوان با سقف گهواره ای است و بناهایی با پلان چهارایوان است که در دوره اسلامی از این نوع پلان همانطور که اشاره شده استفاده فراوانی می شود و اما اختلاف معماری پارت با هخامنشی به چند گونه است هم در شکل و نوع پلان و هم در استفاده از مصالح و شهرسازی.در این دوره برای آن که فضا بزرگ باشد و همچنین نیاز به استفاده از ستون نباشد روش جدیدی بکار رفت و آن هم استفاده از کانه پوش بود، از نظر فنی و معماری بتوان این هدف را برآورده کند.در این حالت قسمت فوقانی سقف مسطح و قسمت داخلی به صورت گهواره ای یا قوسی است.فرق عمده ‌دیگری که مشاهده می شود شهرسازی به صورت دایره شکل است که مبادی آن از اصول شهرسازی قدیم آسیای غربی اقتباس شده است.

شهرها در دوره هخامنشی:

به شکل طولی و عرضی و مستطیلی ساخته می شد که به نام طرحهای (هیپوداموس) مشهورند اما با ظهور پارتیان عموم شهرها دارای حصار ضخیم و بلند و شکل دایره می گردند که در این حالت دفاع از شهرهادرموقع یورش دشمنان آسانتر می باشد، شواهدی وجود دارد که پارت ها بعد از تصرف شهرها آنها را به شکل دایره تغییر می دادند از جمله شهرهای دایره شکل که در این دوره به وجود آمده اند، عبارتند از شهر مرو،‌ سلوکیه ، تیسفون و هترا. علاوه بر شهرها قلعه های دفاعی که در داخل دشت ساخته می شدند نیز به شکل دایره بودند. در داخل شهرها عموماً‌ مرکز حکومت پادگانهای نظامی ،‌ادارات و نهادهای سیاسی و معابد ایجاد می شد و گاهی چندین حصار بخشهای مختلف شهر را در میان می گرفته است

مرکز اصلی حکومت در مرکز شهر واقع شده و به وسیله حصاری از دیگر بخشهای شهر جدا می شده است نمونه بارز این گونه شهرسازی و قلعه سازی شهر نساء است که در ذیل به شرح آن خواهیم پرداخت:طرح این شهر عدم امنیت دائمی را که در ایران عهد پارتیان حکمفرما بود و عدم ثبات سیاست خارجی و اغتشاشات داخلی را آشکار می سازد.شهر نساء که در ۱۸ کیلومتری غرب عشق آباد کنونی پایتخت ترکمنستان در نزدیک روستای باقر قرار دارد و دارای دو بخش است.

نساء قدیم مربوط به قرن ۲ و ۳ پیش از میلاد و نساء جدید مربوط به قرن اول میلادی.نساء قدیم خود به دو بخش تقسیم می شود بخش اول در روی تپه ای که دارای اشکال غیر منظم هندسی است و خود نیز به سه بخش تقسیم می شود.

الف) قسمت مرکزی شهر که بر روی بلندی قرار گرفته و محل اصلی حکومت سلطنتی است و در داخل آن کاخ مخصوص پادشاه،‌ پادگان های نظامی و ادارات وجود داشته است این بخش به وسیله حصار خشتی بزرگی محاصره شده است. در داخل این بخش آب جریان داشته و دارای فقط یک دروازه است.

ب) بیرون حصار اول قسمت تجارتی شهر بوده که محل زندگی لشکریان، پیشه وران،‌تجار و افراد دیگر بوده و خیابان بندیهایی در این بخش ایجاد شده و خانه های مسکونی در اطراف این خیابانها ساخته شده بود این بخش نیز به وسیله حصاری که دارای ۳۴ برج می باشد از بخش بعدی مجزا می شده است. با این اطلاع که دروازه ورودی در این حصار نیز با دروازه ورودی قبلی روبروی هم بوده است.

ج) بیرون حصار سوم محل زندگی و محل کشت و کار کشاورزان و گله داری بوده و خود این بخش نیز به وسیله حصار بزرگی که پیرامون آن کشیده شده است، محصور می باشد در قسمت جنوبی شرقی نساء قدیم یک دژ منفرد به نام مهرداد کرت وجود داشته است که دیوارهای پیرامون آن ظاهراً ‌تا ۲۵ متر ارتفاع داشته است. داخل دژ دارای یک محوطه ساختمانی می باشد که به وسیله ۴ ستون ۴ قلوه سنگ نگه داشته می شده است. خود بدنه دیوار نیز از داخل به دو بخش تقسیم شده که در قسمت فوقانی آن طاقچه های جهت قرار دادن مجسمه ها وجود داشته است قسمت پایین دیوارها با شبه ستون هایی تزیین شده است

.

قسمت سطح بنا مسطوح بوده و با ترکیب الوارهای کلفت و شاخه های باریکتر در جوار آنها که سقف را به شکل سقف فانوسی در می آورد ساخته شده است.در قسمت جنوب دژ ساختمان دیگری که دارای ستون در قسمت جلوی ایوان آن بوده است دیده می شود که در روی سقف فانوسی قرار گرفته است. این ساختمان احتمالاً‌ دو طبقه بوده و مقبره خانوادگی پادشاهان پارت و ساتراپ های محلی در آن واقع شده است. شیوه‌تزیین در داخل این ساختمان با استفاده از بازوهای است که در اطراف آن بازوها مردگان را به شیوه های خاصی دفن می گردند.این ساختمان ۲۰ ×20 متر وسعت داشته و سر ستون های آن به شیوه‌ مارپیچی ساخته شده اند.

یکی دیگر از ویژگیهای این بناها این است که گچ مطلقاً‌ استفاده نشده و تزیینات به وسیله گل، خشت خام و رنگ آمیزی روی آنها انجام می گرفته است.در قسمت فوقانی بنا بخصوص در گیلویها با تزییناتی از سنگ مرمر سفید کنگره هایی ایجاد کرده و نقوشی شبیه کمان، گرز و سایر نقوش نباتی و هندسی در آن ایجاد کرده اند.

ساسانیان

ساسانیان در ابتدای کار در ساخت شهرهای خود کاملاً‌ تحت تاثیر شهرسازی دوره اشکانی بودند به همین خاطر پلان گرد بعنوان یک اصل در ساخت شهرهای اولیه، مانند فیروز آباد، مدنظر بود. البته گاهی نیز تناسب با وضعیت محیط باعث ساخته شدن شهرها می شد(مانند تخت سلیمان) بعدها در زمان شاپور ساخت شهرها با پلان گرد منسوخ و استفاده از پلان مستطیلی یا هیپوداموسی معمول شده بود. اینگونه شهرها، تقلیدی از شهرهای مستطیلی روم بود. اگرچه می توان تاثیرات بومی و محلی را نیز در این شهرها مشاهده کرد.همه این شهرها چه گرد یا مستطیلی، دارای چهار یا دو دروازه و دژ یا کهندژ هستند که بسته به نقشه شهر در گوشه (پلان مستطیلی) و گاه در میان (پلان گرد) قرار می گرفته است.همچنین شارستان در اطراف کهندژ و ربض در خارج از شهر قرار داشتند،‌ در پلان مستطیلی شهرها به وسیله خیابان ها و کوچه های قائم الزاویه به صورت شطرنجی به بخش های کوچکتر تقسیم می شدند در حالیکه در پلان گرد این خیابان ها به صورت شعاعی همدیگر را در مرکز شهر قطع می کردند. این شهرها دارای سیستم دفاعی مستحکمی بودند، و دارای دیوارهای ضخیم با برج و باروهای مستحکم بوده و گاهی نیز شهر را طوری می ساختند که از یک جهت به موانع طبیعی مثل رودخانه، کوهی که قلعه ای روی آن قرار داشت و یا به دریا منتهی می شد.

قلاعی که درزمان ساسانیان ساخته شده اند،‌ معمولاً‌دارای برجهای نیمه گرد جلوتر از دیوار دفاعی هستند این برج ها خیلی به هم نزدیک ساخته شده اند. نزدیک بودن برج ها به یکدیگر علاوه بر آنکه قدرت دفاعی ساکنین قلعه را افزایش می دهد، بر زیبایی طرح بنا می افزاید. محکم کردن و مسطح کردن قلعه به وسیله برج های دفاعی مدور در زمان ساسانیان توسعه و تکامل زیادی یافته است که نمونه بارز آن را در قلعه دختر فیروز آباد که در اوایل عهد ساسانی ساخته شده می بینیم که دارای یک حصار دفاعی است که به طور منظم در برخی قسمت ها جلوتر و در برخی قسمت ها عقب تر آمده است.دروازه های شهرهای ساسانی نیز معمولاً بین این برج های نیمه گرد قرار داشته اند، از شهرهای ساسانی استحکامات کمی باقی مانده است. اردشیر خوره ظاهراً‌ یک دیوار خشتی همراه با برج های مستحکم داشته است که در بیرون آن یک خندق وجود داشت، استحکامات بیشابور نیز در اصل با برج های گرد جلو آمده با قطر ۷۳۰ سانتی متر و ۴۰ سانتی متر فاصله از هم ساخته شده اند همین طور در تخت سلیمان که سنگهای حجاری شده ، نمای دیوار آن به نظر می رسد که با دیوار در بند مشابه باشد.ایران زمان ساسانی توانایی وسیعی در سازمان دادن سپاه و دفاع از کشور داشتند. برای فتح قلعه ها و دفاع از آنها، از تمامی تکنیک های موجود اطلاع داشته و بهره می گرفتن.بنای بسیاری از قلعه ها و شهرها رابه شاهان ساسانی نسبت می دهند که در قسمت های بعدی به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد.

فیروز آباد:

فیروز آباد کنونی به دستور اردشیر پیش از رسیدن به پادشاهی ساخته شده بود و حصاری دایره ای شکل داشت. در اینجا به ذکر چند نمونه از آنها که شهرت بسزایی دارند و توسط باستان شناسان مورد مطالعه قرار گرفته اشاره می کنیم.

قلعه دختر فارس:

قلعه دختر فارس یکی از شاهکاری های معماری و قلعه سازی این دوران می باشد . در شش کیلومتری شهر کنونی فیروز آباد گور سابق و مشرف به آن داخل تنگه تنگاب و بر ستیغ کوهی، بنای سنگی قلعه دختر واقع شده که در شمار مهمترین قلعه های کوهستانی ایران جای دارد. این قلعه که ترکیبی از یک کاخ و قلعه است. به خاطر دور از دسترس بودن موقعیت خاص دفاعی و مسلط بودن بر تنگه و راههای ارتباطی و بازرگانی منطقه از شرایط بسیار مطلوبی برخوردار است.ابن حوقل می نویسد: شهر بیضا بزرگترین شهر ولایت استخر است و این نام به سبب داشتن قلعه ای سفید است که از دور می درخشد و سفیدی آن از جاده های دور نیز به چشم می خورد، و می گوید: این قلعه چنان استوار است که هیچ مقتدری از راه قهر و غلبه آن را نتوانسته است به تصرف درآورد.این دژ که عمده مصالح آن قلوه سنگ یا سنگ لاشه و ملات ساروج است از اطاقها و بناهای مفصل تو در تو در سه سطح ساختمانی جدا از هم ساخته شده که هر سطح در بخش بالاتری از سطح دیگر قرار گرفته است.در قسمت میانی قلعه حیاط مرکزی وسیعی به چشم می خورد که ساختمان های متعددی در اطراف آن ساخته شده است. در بالاترین بخش این دژ ایوان وسیعی دیده می شود که سقفی پوشیده دارد و احتمالاً‌ پوشش این ایوان عظیم و رفیع،‌ طاق آهنگ بوده است.گنبد این بنا که یکی از عظیم ترین گنبدهای اواخر دوران اشکانی و اوایل ساسانی است در انتهای ایوان و در بالاترین نقطه قلعه قرار گرفته و نکته مهم معماری آن وسعت زیاد و دهانه گنبد است.در اینجا شیوه ساخت گنبد تکامل زیادی پیدا کرده و فیلپوشهایی که فضای مربع را به دایره نزدیک می کند به تناسب منطقی تری رسیده است. محکم کردن و مسطح کردن قلعه به وسیله برجهای دفاعی استوانه ای در این دوره توسعه و تکامل زیادی یافته که نمونه بارز آن در قلعه دختر فیروز آباد به چشم می خورد.این قلعه دارای حصار دفاعی مستحکم است که به طور منظم در برخی قسمت ها جلوتر و در بخشهایی عقب تر بنا شده است.

قصر برج بارودار قلعه دختر، احتمالاً‌ به فرمان اردشیر ساخته شده است. از لحاظ نقشه، ظاهراً‌ این بنا برگردان ساده شده ای از قصر بعدی در فیروز آباد بوده است. این دژ یک فلات کوهستانی را اشغال کرده که از سه طرف به وسیله تنگه احاطه شده و مساحت آن بیش از نیم کیلومتر مربع است و وسعت آن به حدی است که یک لشکر را درخود جای می دهد.قلعه داخلی دارای باروهای خوش ساختی جهت پادگان بوده و لااقل دو حلقه چاه در کوه تا سطح کف رودخانه کنده شده، در دیوار دفاعی از بالای کوه تا ساحل رودخانه کشیده شده است و بدین طریق نظارت کامل برجاده تامین می گردیده است.قسمت اصلی کاخ خود شاهکاری از جسارت فنی است و از نظر روانی بنای خوب و حساب شده ای را ارائه می دهد.تالار اصلی گنبد دارش با اطاقهای جانبی به صورت قلعه عظیم مدوری در آمده که بر فراز بلندترین نقطه رشته کوه و در داخل خط دفاعی داخلی قلعه قرار گرفته است

برای هر کس که از تنگه به سوی شهر می رود، منظره ای پرهیبت یا تحسین آمیز دارد.داخل کاخ در سه سطح متوالی تنظیم گردیده که با برج پلکانی شبیه به منار واقع در شهر ولی کوچکتر از آن ارتباط دارند. در پایین ترین سطح، اطاقهای نگاهبانان و آب انبار واقع شده است. حیاطی با تالارهای بزرگ در طبقه دوم است. بنای شاهی با ایوان و تالار گنبد دار بر روی سطح سوم است.طرح عمارت اصلی روی قلعه دختر هیچ شکی باقی نمی گذارد که آن بنا اقامتگاهی با مقیاس کامل و تسهیلات برای نگهابانان و مهمانان بوده و دارای اطاقهای پذیرایی و تالار تخت و محل مسکونی سلطنتی بوده است

می توان این امر را ناشی از زندگی اولیه اردشیر که توام با جنگ بوده دانست که وی محل اقامت خویش را به صورت بخشی از قلعه بنا کرده بود.

تخت سلیمان:

تخت سلیمان در َ ۴۵ کیلومتری شامل شرقی تکاب، از توابع استان آذربایجان غربی، بر روی تپه ای طبیعی و رسوبی که از زمین های اطراف ۲۰ متر بلندتر استَ ساخته شده است . تخت سلیمان، باقیمانده قلعه و آثار قصر بزرگ و عمارت مخصوص برای سکونت موبدان بوده است که در زمان اشکانیان و ساسانیان در نهایت آبادی و اوج قدرت بوده و در نتیجه حمله رومیان و تاخت و تاز اقوام عرب و مغول ویران شده و آثار آن از بین رفته است. این بنای تاریخی که بیش از ۱۲۴۰۰۰ متر مربع وسعت دارد، مرکز آتشکده بزرگ شهریاران ساسانی به نام آذرگشنسب (یکی از سه آتشکده عظیم و معروف زمان ساسانی ) بوده است.

گرداگرد تخت سلیمان را حصار سنگی قطوری محصور کرده و به شکل قلعه در آورده است. این حصار به شکل بیضی و دارای ۳۸ برج است. قطر بلند آن از شمال به جنوب ۴۰۰ متر و قطر کوتاه آن از مشرق به مغرب ۲۰۰ متر می باشد.

حصار تخت سلیمان مرکب از باروی محکمی است که از سنگهای معدنی و ملات آهک ساخته شده و ارتفاع متوسط آن بین ۶ تا ۸ متر و ضخامت آن در حدود ۴ متر می باشد. طول این دیوار در حدود ۱۱۲۰ متر و از طرف خارج به فاصله های ۲۲ تا ۲۵ متر تعداد ۳۷ یا ۳۸ برج سنگی نیم دایره و قطر تقریبی ۱۰ متر و متصل به بارو ساخته شده که متاسفانه اغلب تخریب شده است.

این قلعه دو دروازه اصلی بزرگ داشته که هنوز هم پایه ها و دیوارهای طرفین و طاق سنگی بالای آنها باقی مانده است. از این دو دروازه، یکی در قسمت شمالی قلعه، به بلندی ۵ متر و عرض ۵/۴ متر و دیگری در طرف جنوب شرقی به ارتفاع ۳ متر و عرض ۴۰/۳ متر قرار گرفته است.در میانه قلعه، دریاچه زیبایی به شکل بیضی نامنظم به طول ۱۲۰ متر و عرض ۸۰ متر و عمق متوسط ۵۰ متر قرار دارد. تخت سلیمان در قرن هفتم هجری،‌در زمان آباقاخان مغول،‌ یکبار دیگر مورد توجه قرار گرفت و رونقی یافته و تجدید بنا شد. حصار اطراف آن مجدداً برپا گردید و بناهایی در اطراف دریاچه داخلی تاسیس شد. برجهای نگهبانی استوارتر و جان پناهایی مزین گردید

بیشاپور:

حصار شهر بیشاپور به موازات رودخانه و بنا به مقتضیات مسیر آن که از سطح شهر در حدود پانزده متر پایین تر است ساخته شده است . قطر دیوار ساخته شده در حدود ۹ متر است که با قلوه سنگ و ملات گچ و با برج های پشتنبد و توپر و به صورت تزیینی ساخته شده است . این برج ها جزیی از الحاقات حصار نیست، بلکه جای هر یک از آنها قبلاً ‌ بر طبق نقشه طراحی و در داخل دیوار پیش بینی شده است . قطر هر یک از برج ها که به صورت شبه ستون سراسر دیوار را تزیین نموده ۷۳۰ سانتی متر است و فاصله بین دو برج از یکدیگر فقط ۴۰ سانتی متر است که به طور منظم بر روی آن شکاف های تیراندازی به صورت مزقل جاسازی شده و شهر زیبایی بیشاپور را از نظر حفاظتی به صورت یک دژ نظامی و تدافعی جلوه گر نموده است بیشاپور این دیوار قطور حفاظتی که بیش از ۹ متر ضخامت دارد، نه تنها در ایجاد امنیت شهری نقش اساسی داشته است، بلکه چون سد سدیدی در برابر خندق حفاظتی و سنتی پشت حصار مقاوم بوده است

و آنگاه که خطری متوجه شهر می شد، به صورت سنگری مطمئن مورد استفاده قرار می گرفت و بر روی آن سربازان گارد مرتب در حال دیده بانی و نگهبانی بوده اند

( ۱-کاخ گنبدار ۲- نیایشگاه آناهیتا ۳- تالار موزاییک ۴- مسجد از دوره آل بویه ۵- برجهای شهر ۶- آبراه نقشه شهر بیشابور )

بررسی و مطالعه این برج و بارو نشان می دهد که گرچه در بدو شهر سازی حصار دارای برجهای سراسری بوده است ولی در دوره دیگری که به نام دوره دوم بیشاپور مشخص است، تغییرات کلی در حصار و برجهای شهر داده شده است که از مظاهر آن قطع بعضی از برجها می باشد . در آن زمان گاهی از هر سه برج متوالی یکی را قطع نموده اند و در نتیجه فاصله ای در حدود ۸ متر بین برج های مضاعف در جناحین دیوار به وجود آمده که در آن مزقلهای زیادتری ساخته اند و در نزدیکی دهانه تنگ چوگان، یعنی تنها معبری که جبهه شمالی شهر را مورد تهدید قرار می داده است تقارن قطع برج ها دگرگون شده و گاهی یک در میان است . یقیناً ‌ این تغییرات حصار حفاظتی به منظور ایجاد تیرکشهای زیادتر و میدان دید بیشتر با تحول اجتماعی و امنیت و نظامی آن زمان که برای دفاع بهتر صورت گرفته توام است، ‌ در آن زمان راهی از درون یکی از برج های این مکان به داخل شهر باز شده که با برش دیوار عملی شده و نشان می دهد که این درگاه اضطراری در زمره دروازه های شهر که معمولاً‌ در چهار محور اصلی شهر ساخته می شد نیست.

بلکه معبری برای سربازان گارد بوده که پاسدارخانه آنها هم به صورت پناهگاه امنی در دل این دیوار قطور و به فاصله ۲۰ متری آن ساخته شده است که پس از انجام نگهبانی بدون ترک محل در همان مکان استراحت نمایند.

راهرویی که به این منظور احداث شده نزدیک به ۱ متر پهنا و ۵/۱ متر ارتفاع دارد و به نحوی ساخته شده است که سربازان گارد هنگام ماموریت دیده بانی و حفاظتی می توانستند به ستون دونفری وارد راهرو شوند و برای رفتن به روی حصار و پشت برجهای نگهبانی، سربازی به سمت راست و دیگری به سمت چپ رهسپار شود.

پله هایی که به طور موقت با خشت های قطور درون راهرو احداث شده بود، سربازان را به مکان نگهبانی هدایت می کرد،‌ البته چنانکه گذشت، کلیه این تاسیسات امنیتی و حفاظتی در دوره دوم بیشاپور که امنیت شهر به خطر افتاد است،‌ به وجود آمده است. تا کنون بیش از ۲۷۰ متر از حصار شهر در جبهه شمالی نمایان و مرمت شده است.

این حصار با وجودی که در حاشیه رودخانه در این بخش شهر بنا به مقتضیات مسیر جریان آب دارای انحنایی است،‌ولی آثار و بقایای این دیوار حفاظتی تمام پیرامون شهر را محصور می نموده است. حتی ادامه این حصار در دامنه‌ ارتفاعات معروف به قلعه دختر که به صورت یک دژ و قلعه نظامی و تدافعی مشرف به این شهر تدارک دیده شده کاملاً‌ نمایان است، اما چون جبهه شمال شرقی شهر بیشتر اختصاص به معابد و کاخ ها و تالار تشریفات و پذیرایی و قصور اختصاصی است،‌ چنین پنداشته اند که انحنای این حصار فقط محدوده و حریم کاخ ها را حفاظت می کرده است. در صورتی که ادامه آن در پیرامون شهر و در حاشیه رودخانه و خندق حفاظتی شرق و غرب و حتی در دامنه کوه قلعه دختر ادامه داشته و بقایای آن به ویژه در حاشیه پل معروف به پل جبری ( گبری) ، تنها پلی که بر روی رودخانه شاپور و محاذی خیابان شمالی- جنوبی شهر زده شده است کاملاً دیده می شود.



یک نظر

  1. اشکان گفته است :
    آبان ۱۴ام, ۱۳۹۱

    سلام. متاسفانه این مطلب دانلود نمیشه و مطلب دیگه اینکه ذکری از منابع در اون دیده نمیشه

    با تشکر

ارسال نظر