X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

شاهنامهً فردوسی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

شاهنامهً فردوسی

 دربارهً فردوسی که آن دهقان زادهً خراسانی سخنان بسیار گفته اند و کتابهای زیاد نوشته اند. بحث در بارهً اینکه که بود و از کجا بود و چگونه زیست ، هدف ما نیست. فردوسی شاعری بود در خور تحسین و افرین که دنیای شعر و هنر همیشه به نامش افتخار می ورزد. فردوسی  در شاهنامه اش به گیتی نشان داد چسان مردان و زنان جوانمرد در سرزمین او زندگی کرده اند ، چه راهی رفته اند و با چه نیروی در کارزار زندگی ، دشواری های خود و دیگران را یکسو افگنده اند و سرانجام دارای چه ویژه گی هایی انسان منشانه و جوانمردانهً بوده اند.

جوانمردان ، قهرمانان و شخصیت های مردمی فردوسی تمامی زنده اند و هریک نمونهً هستند از خوی و روش خاص جوانمردی که برای هردو روزگاری سرمشق زنده گی بوده و محبوب هستند و دوست داشتنی.

رستم را می بینیم که نمونهً قدرت است و دلاوری و بزرگی و گودرز گشوادگان در خردمندی و بردباری مثل است. گیودرپاک نهادی و اسفندیار در بزرگ منشی و بهرام در دلیری و مهرجویی. هر کدام در داشتن خواص و عادات جوانمردی شهره اند که اینها و صدها تن دیگر با صفاتی خاص در دنیای شاهنامه آمده اند و رفته اند که اندیشهً فردوسی آنان را آفریده و به آنها هستی جاویدانگی بخشیده است

شاهنامهً فردوسی

 دربارهً فردوسی که آن دهقان زادهً خراسانی سخنان بسیار گفته اند و کتابهای زیاد نوشته اند. بحث در بارهً اینکه که بود و از کجا بود و چگونه زیست ، هدف ما نیست. فردوسی شاعری بود در خور تحسین و افرین که دنیای شعر و هنر همیشه به نامش افتخار می ورزد. فردوسی  در شاهنامه اش به گیتی نشان داد چسان مردان و زنان جوانمرد در سرزمین او زندگی کرده اند ، چه راهی رفته اند و با چه نیروی در کارزار زندگی ، دشواری های خود و دیگران را یکسو افگنده اند و سرانجام دارای چه ویژه گی هایی انسان منشانه و جوانمردانهً بوده اند.

جوانمردان ، قهرمانان و شخصیت های مردمی فردوسی تمامی زنده اند و هریک نمونهً هستند از خوی و روش خاص جوانمردی که برای هردو روزگاری سرمشق زنده گی بوده و محبوب هستند و دوست داشتنی.

رستم را می بینیم که نمونهً قدرت است و دلاوری و بزرگی و گودرز گشوادگان در خردمندی و بردباری مثل است. گیودرپاک نهادی و اسفندیار در بزرگ منشی و بهرام در دلیری و مهرجویی. هر کدام در داشتن خواص و عادات جوانمردی شهره اند که اینها و صدها تن دیگر با صفاتی خاص در دنیای شاهنامه آمده اند و رفته اند که اندیشهً فردوسی آنان را آفریده و به آنها هستی جاویدانگی بخشیده است.

درشاهنامهً فردوسی ازهر دید که بنگریم ، چه از دید مسایل و مناسبات اجتماعی وچه از بعد اخلاقیات و چه از پهلوی دینی و یزدان پرسی و چه از نگاه آیین جوانمردی و مردم دوستی و رزمی و بزمی ، مطالب سودمند و ارزندهً را میتوان دریافت و از همین دیدها ، اگر شاهنامه را مطالعه کنیم ، درمی یابیم که فردوسی به این مطالب توجه خاصی مبذول کرده است ، چون پاکی ، صداقت ، راسی و راستکاری ، نکوهش سخن چینی و دروغگویی ، قیام برضد ستمکار ، پیمان داری ووفا به عهد ، تواضع و فروتنی ، زینهار داری ، نگهداری نام و ننگ ، مبارزه با دشمن خانگی ، داشتن غرور ملی ، اعتماد برخویشتن ، عزت نفس ، بزرگی و گذشت ، دور اندیشی ، مهمان نوازی ، بی آزاری و دستگیری از مستمندان و بینوایان ، سعی و عمل و کوشش در کار ، داد و دهش ، آیین دوست یابی ، آیین کشور داری و کشور گشایی ، عدالت و مراقبت از اجرای عدالت ، نیکی و خوبی ، شجاعت و دلیری ، جوانمردی و مروت که این مطالب و مانند اینها که گروه جوانمردان و عیاران سخت بدان معتقد بوده اند ، در شاهنامه بازتاب یافته و فردوسی نظر و اندیشهً مشخص خویش را در لابلای حوادث ووقایع با صراحتی تمام و صادقانه ، بیان کرده است.

درشاهنامهً فردوسی ما به داستانهای زیادی برمی خوریم که در آنها نشانه های عیاری و جوانمردی دیده میشود و از آن جمله است :

ـ داستان رفتن زال نزد رودابه ، شاخدخت کابلی و بالا شدنش در حصار به گونهً عیاران و ملاقات او با رودابه.

ـ رفتن رستم به لباس قاصد و جامهً عیاری به دربار شاه هاماوران

ـ رفتن رستم به صفت تاجر برای فتح کوه پسند.

 رفتن رستم به دربار کاوس و طعنه زدن طوس به آن و بیرون شدن رستم از درگاه کاووس به خشم.

ـ گشتی گرفتن گرد آفرید با لباس مردانه همراه سهراب.

ـ رفتن رستم به اردوگاه سهراب در لبای عیاری و آگاه شدنش از تمام رازهای سرپردهً سهراب.

ـ موقف پیران در برابر افراسیاب برای نجات فرنگلیس ازکشته شدنش.

ـ رفتن گیو فرزند گودرز به سرزمین توران برای کیخسرو.

ـ داستان بیژن و منیژه و رفتن رستم به جامهً بازرگان به سرزمین توران برای رهایی بیژن فرزند گیو از چاه ظلمانی افراسیاب تورانی.

ـ داستان رفتن گشتاسپ به روم و نتیجهً ازدواج آن با کتایون دختر قیصر رومی.

ـ داستان بندی شدن خواهران اسفندیار به دست ارجاسپ تورانی  در رونین دژ و رفتن اسفندیار به جامهً بازرگان به آن سرزمین و نجات دادن خواهرانش را .

ـ داستان رفتن اردشیر بابکان به دژی که کرم هفتخواد بود و از بین بردن اردشیر آن کرم را ( ۲۳ )

 

اما در مورد منابع و سرچشمه هایی که بگونهً شفاهی در نوشتن این نامه و بخصوص در بخش کاکه های کابل از آنها استفاده بعمل آمده است ، باید گفت که این منابع ، مسلما اشخاص و افرادی هستند که نگارنده مستقیما با آنها داخل مفاهمه شده ، یا بشکل پرسش نامه یا به گونهً مصاحبه ، نظر و اندیشهً آنها را به ثبت و نگارش درآوردم ، که نام هر یک از اشخاص و افراد ، در پاورقی صفحات این کتاب درج گردیده است ، بنابرین با چنین روش و میتود کار و جمع بندی معلومات بود که کتاب حاضر بدست آمد ، و شاید بخش عمدهً مطالب آن در عالم ادبیات شناسی دلچسپ ، جالب و خواندی باشد.

محتوای این کتاب در مجموع در برگیرندهً شش بخش مستقل است.

بخش اول دارای دو فصل است. در فصل نخست ، ریشه و معنای واژهً عیار وفتی تشریح شده  توضیح گردیده است. در فصل دوم در بارهً علل پیدایش عیاران و فتییان از زمان ساسانیان و پیش از اسلام تا امروز و چگونگی رشد انحطاط عیاران با درنظر داشت رابطه و پیوند عیاران و اهل فتوت با دیگر اقشار اجتماعی از نگاه فتوت نامه های منظوم و منثور و بازتاب آن در ادب فارسی ، به تفصیل بحث بعمل آمده و قید شده است که ریشهً اتصال عیاران را باید پیش از اسلام و به ویژه در درون فلسفه و جهان بینی زردشت و دین مزدک جستجو نمود که بعدها بعد از اسلام با آیین فتوت در آمیخته و تاثیر پذیری های را از دین مبین اسلام نیز باخود گرفت.

دربخش دوم کوشش شده است تا تمام اوصاف وویژه گی های که بریک عیار و جوانمرد لازم و ضروری است ، بررسی گردد و به ارتباط هر یک از اوصاف عیاران یک یا دومثال ادبی و تاریخی آورده شود.

بخش سوم اختصاص داده شده است ، به زبان ، لباس پوشی ، راه رفتن ، عادت ، رفتار و آداب نان خوردن ، تمرین ها ، وورزش ها ووسایل عیاران و جوانمردان که از کتابهای چون سمک عیار ،امیر اسلان رومی ، داستان امیرحمزهً صاحبقران ، شاهنامهً فردوسی و دیوان شاعران استفاده به عمل آمده و توجه شده است تا نقش عیاران در گسترش فرهنگ و  معنویت مردم عوام ، معین و مشخص گردد.

 بخش چهارم دارای سه فصل است ، فصل نخست در بارهً آلوفته های سمرقند و بخارا ، فصل دوم در بارهً داش ها و لوطی های ایران و فصل سوم در مورد کارها و جوانان افغانستان معاصر است. در سه فصل یاد شده نشان داده شده است که داش ها ، الوفته ها و کاکه ها نیز ، دنبالهً همان عیاران و جوانمردان سابق هستند که در سه کشور فارسی زبان تاجیکستان ، ایران و افغانستان ، نشو نما یافته اند و این خصوصیات و اوصاف جوانمردان با کمی تفاوت تا روزگار ما رسیده است.

بخش پنجم متشکل است ازحکایات گوناگون در مورد آداب ، عادات گذشت و بخشیدگی ، مردی و مرمداری عیاران و جوانمردان و فتییان که از آثار مختلف منثور و منظوم کلاسیک و معاصر ادب فارسی جمع آوری شده و شامل چندین حکایت تاریخی و ادبی است. ما دراین حکایات تمام اوصاف و منش های نیک انسانی این گروه مردمدار را مشاهده می کنیم و به این نتیجه می رسیم که عیاران و جوانمردان همیشه حامی مظلومان و ضعیفان بوده و برضد ستمگران و ظالمان عمل می کردند و به همین دلیل است که نام هریک از جوانمردان و عیاران درتاریخ فرهنگ ما تثبیت شده و ماندگار مانده است.

بخش ششم شامل  دیدگاهها و نظریات گوناگون دانشمندان ، عالمان ، و محققین کلاسیک و معاصر ادب فارسی است در مورد آیین عیاری ، فتوت و جوانمردی و در اخیر کتاب نیز واژه نامه ، فهرست نام ها ، منابع و ماخذ آورده شده است و امید است که علاقمندان و هواخواهان آیین عیاری و جوانمردی را به کار آید.

 

ارسال نظر