X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

شکاف میان سنت و تکنولوژی حاصل تغییر نگاه به فضاهای سنتی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

همچنان که نوزاد در آغوش مادر غنوده، تن خسته بر بسترنرم آرمیده و طفل بی پناه در حریم امن خانه، آسوده بنشسته؛ سازه نیز خویش را با طبیعت وفق داده و آنچه در پیرامونش می گذرد را با خود همراه کرده است. تابش آفتاب را آنچنان برخود هموار کرده که ساکنین اش را به قدرت عافیت از گرمای آن بهره رساند. دمای هوا را با شکل ظاهر و مصالح به کار رفته در خود برای آسایش اهل خانه تنظیم کرده، رطوبت هوا را به قدر نیاز آدمی زیر سقف های بلند و کوتاه خود گرد آورده، باد را به زیر فرمان خویش در آورده و بارش باران را آن چنان که هست فهمیده و خود را با آن تطبیق داده است. وقتی صحبت از معماری سنتی می شود، رابطه بنا با اقلیم اولین و مهم ترین نکته ای است که ذهن جستجوگر را به خود مشغول می کند. «اقلیم تا آنجا که به آسایش انسان مربوط می شود، نتیجه تاثیر متقابل عناصری چون تابش آفتاب، دما، رطوبت هوا، وزش باد و میزان بارندگی است.» (اقلیم و معماری؛ مرتضی کسمایی، نشر خاک، پاییز ۸۲) اما تاثیر هر یک از عناصر نام برده در جای جای ملک پهناور ایران، شرایط ویژه ای برای زیستن پدید می آورد. دکتر وحید قبادیان، استاد معماری دانشگاه علم و صنعت تنوع زیست محیطی در ایران را چنین توصیف می کند: «تهیه و حفظ آب شیرین از معضلات همیشگی مردم در قسمت اعظم فلات مرکزی ایران بوده است.

همچنان که نوزاد در آغوش مادر غنوده، تن خسته بر بسترنرم آرمیده و طفل بی پناه در حریم امن خانه، آسوده بنشسته؛ سازه نیز خویش را با طبیعت وفق داده و آنچه در پیرامونش می گذرد را با خود همراه کرده است. تابش آفتاب را آنچنان برخود هموار کرده که ساکنین اش را به قدرت عافیت از گرمای آن بهره رساند. دمای هوا را با شکل ظاهر و مصالح به کار رفته در خود برای آسایش اهل خانه تنظیم کرده، رطوبت هوا را به قدر نیاز آدمی زیر سقف های بلند و کوتاه خود گرد آورده، باد را به زیر فرمان خویش در آورده و بارش باران را آن چنان که هست فهمیده و خود را با آن تطبیق داده است. وقتی صحبت از معماری سنتی می شود، رابطه بنا با اقلیم اولین و مهم ترین نکته ای است که ذهن جستجوگر را به خود مشغول می کند. «اقلیم تا آنجا که به آسایش انسان مربوط می شود، نتیجه تاثیر متقابل عناصری چون تابش آفتاب، دما، رطوبت هوا، وزش باد و میزان بارندگی است.» (اقلیم و معماری؛ مرتضی کسمایی، نشر خاک، پاییز ۸۲) اما تاثیر هر یک از عناصر نام برده در جای جای ملک پهناور ایران، شرایط ویژه ای برای زیستن پدید می آورد. دکتر وحید قبادیان، استاد معماری دانشگاه علم و صنعت تنوع زیست محیطی در ایران را چنین توصیف می کند: «تهیه و حفظ آب شیرین از معضلات همیشگی مردم در قسمت اعظم فلات مرکزی ایران بوده است. در عین حال سواحل دریای خزر با حدود ۲ متر بارندگی سالیانه و رطوبت بالای ۸۰ درصد تحرک و فعالیت را از ساکنین اش سلب کرده است. سواحل جنوبی ایران را شمس الدین مقدسی، جغرافی دان و سیاح معروف عرب، در قرن چهارم هجری، دروازه جهنم نام گذاری کرده، و بالاخره در نواحی کوهستانی کشور سرمای طولانی زمستان و برف زیاد، زندگی در مدت زیادی از سال با مشکل مواجه کرده است. ساکنین ایران زمین ناچار بوده اند با چنین مشکلاتی و با حداقل امکانات کنار بیایند. اصول و روش هایی که معماران سنتی ما بدون استفاده از وسایل مکانیکی به کار می برند شرایط زیست محیطی ساختمان ها را در مناطق مختلف آب و هوایی تا حد ممکن به شرایط آسایش انسان نزدیک می کرده استاگر حاشیه مرطوب شمالی را از سمت کوهستان های زاگرس غربی به سمت جنوب ترک کنیم و از آنجا راه مان را به فلات مرکزی ایران کج کرده و تا نیمه های تنه گربه آمده و سپس راه دریای جنوب را پیش بگیریم، همچنان که تغییرات مداوم و متناقض آب و هوایی را بر پوست خود لمس خواهم کرد، گونه های متفاوتی از معماری را نیز خواهیم دید که با وجود تغییر نسل ها در سده ها و هزاره ها، با تغییراتی، شکل ظاهر و نوع مصالح سنتی مورد استفاده خود را حفظ کرده اند. ایران را می توان به چهار منطقه کلی از لحاظ جغرافیایی و آب و هوایی تقسیم کرد: کرانه جنوبی دریای خزر با آب و هوای معتدل و مرطوب؛ کرانه شمالی خلیج فارس و دریای عمان با آب و هوای گرم و مرطوب؛ نواحی کوهستانی و مرتفع فلات با آب و هوای سرد و دشت های گرم و خشت فلات.

گر چه ساختمان های امروزی چه از لحاظ شکل ظاهر و چه از نظر محتوای مصالح به کار رفته در آنها در نقاط مختلف کشور شبیه یکدیگر شده اند و مقابله با شرایط اقلیمی از طریق استفاده از سیستم های مکانیکی و تاسیسات تکنولوژیک قابل دستیابی شده است، اما در گذشته هم به دلیل کمبود امکانات و هم به خاطر نوع تفکر ساکنین مشرق زمین، مواجهه با ویژگی های اقلیمی هر منطقه نیز با حداکثر استفاده از مشکل و نوع معماری و مصالح قابل انجام بود. مهم ترین ویژگی کرانه جنوبی دریای خزر، رطوبت نسبتا زیاد در تمام فصول سال، کم بودن اختلاف درجه حرارت بین شب و روز و پوشش وسیع گیاهی است. «استفاده از جریان باد در فضاهای شهری و ایجاد کوران دو طرفه در داخل ساختمان ها» مهم ترین روش ایجاد سایش نسبی در این مناطق است. «به منظور استفاده هر چه بیشتر از جریان هوا در فضاهای شهری و همچنین به دلیل فراوانی آب و امکان دسترسی به آن در هر منطقه، ساختمان ها در این نواحی به صورت غیر متمرکز و پراکنده سازمان دهی شده اند. برای استفاده از کوران هوا و تهویه طبیعی آن، پلان ساختمان ها گسترده و باز و فرم کالبدی آنها بیشتر شکل های هندسی طویل و باریک است. برای استفاده بیشتر از وزش باد در ایجاد تهویه طبیعی

در داخل اتاق ها، جهت قرارگیری ساختمان ها با توجه به جهت وزش نسیم های دریا تعیین شده اند.
برای حفاظت اتاق ها از باران، ایوانک های عریض و سرپوشیده در اطراف اتاق ها ساخته اند. این فضاها در بسیاری از ماه های سال برای کار و استراحت و در پاره ای موارد برای نگهداری محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرند. (اقلیم و معماری، مرتضی کسمایی) وحید قبادیان، بالاتر بودن سطح ساختمان از زمین، سقف های شیب دار و شکل برون گرای ساختمان را نیز از دیگر ویژگی های بناهای کرانه جنوبی دریای خزر بر می شمارد. وی درباره نوع مصالح به کار رفته در این منطقه می گوید: «به دلیل حاصل خیزی و وجود کشتزارهای وسیع در جلگه ها و جنگل های انبوه، در نواحی کوهپایه ای و کوهستانی، مصالح ساختمانی در این کناره، اغلب نباتی است. هنوز هم اغلب روستاییان با روش های اجرایی ساخت ابنیه سنتی آشنا هستند. در این بخش چوب از مصالح عمده جهت سازه و پوشش بناست. در این منطقه برای اتصالات ساختمانی از میخ و سیم های فلزی استفاده نمی شده است. بدین منظور طناب های گیاهی بیشترین کاربرد را داشته و دارندجنوب ایران نیز به دلیل مجاورت با دریا باید تشابه نسبی آب و هوایی با مناطق شمالی داشته باشد. اما فرم ساختمان سازی و فضاهای شهری در این منطقه تفاوت های آشکاری با کناره شمالی کشور دارد. بافت روستاها همانند روستاها و شهرهای شمال کشور باز نیستند. این تراکم در فضاهای شهری بیشتر دیده می شود. مسیل های بزرگ و اغلب خشک نیز سیمای شهرها را ویژگی منحصر به فردی بخشیده اند. فرم ساختمان ها به صورت حیاط مرکزی و نیمه درون گراست. ارتفاع اتاق ها زیاد و پنجره ها بلند و کشیده اند. طاق ها نیز غالبا مسطح ساخته می شوند و بر بام خانه ها به خصوص خانه های سنتی منطقه و بیشتر آنها که به ساحل نزدیک ترند، بارگیرهایی گاه بزرگ دیده می شود. وحید قبادیان، استاد معماری دانشگاه های تهران و علم و صنعت، تفاوت های عنوان شده را به نوع آب و هوای منطقه یعنی آب و هوای گرم و مرطوب نسبت می دهد: «به سبب مجاورت با دریا، رطوبت این کناره بسیار زیاد است، ولی به علت قلت بارندگی، خاک جنوب، فاقد پوشش گیاهی به جز نخلستان ها و کشتزارهای محدود است. همچنین خاک اکثر این نواحی نیز آهکی است و این موضوع به همراه پوشش اندک گیاهی باعث عدم نفوذ آب در زمین می شود. از همین رو هم هست که اندک بارانی که در منطقه می بارد، به سیل بدل می شود.» با این توضیحات، می توان حدس زد که فضای نیمه بسته شهرها و روستاها به منظور استفاده از جریان هوا از یک سو و ایجاد سایه از سوی دیگر است. کارشناسان بافت متراکم تر فضاهای شهری را به گرانی زمین در این مناطق نسبت داده اند. سیل آسا بودن باران های زودگذر نیز ساکنین منطقه را واداشته تا مسیل های بزرگی برای گذر آب ها ایجاد کنند. فرم خاص سازه های این خطه باعث می شود تا گرما در بخش بالایی اتاق ها مجتمع شود. البته ساکنین خانه های جنوب ترجیح می دهند طبقات اول بناهایشان را برای سکونت برنگزینند. بادها در سطوح بالاتر بهتر می توانند جریان داشته باشند. «گر چه چوب بهترین نوع مصالح در این منطقه است اما پوشش گیاهی اندک آن باعث شده تا استفاده از چوب در فعالیت های ساختمانی اندک باشد. طاق های کاهگلی مسطح، بهترین مکان برای خواب شب ساکنین کناره خلیج فارس و دریای عمان است. جان پناه مشبک اطراف بام ها از یک سو حافظ جان خواب رفتگان و ضامن ناموس آنها از چشم نامحرمان بوده است و از دیگر سو جریان خنک باد را در فضای باز بام موجب می شده است. اما همین بام ها به دلیل عدم استفاده از اتصالات محکم بین تیرها و دیوارها، ضعیف ترین قسمت بنا هم در برابر زلزله و هم در مقابل بارندگی های کم تعداد و سیل آسا به شمار می آمده اند.» (وحید قبادیان) از کرانه شمالی تا کرانه دریای جنوبی، فلات وسیعی قرار گرفته است که آب و هوای بخش گسترده ای از ایران بزرگ را شکل داده است. «آب و هوای گرم و خشک در تابستان و سرد و خشک در زمستان، بارندگی اندک در طول سال، رطوبت کم هوا، پوشش نازک گیاهی، اختلاف بسیار درجه حرارت بین شب و روز و وجود بادهای توام با گرد و غبار در نواحی کویری و حاشیه آن»، ویژگی های عمده آب و هوایی این منطقه محسوب می شوند. معماران سنتی و ساکنین قدیمی شهرها و روستاهای خطه مرکزی و شرقی ایران، مناطق مسکونی شان را به صورت بافتی متراکم ایجاد کرده اند تا از سایه ها بیشترین بهره را ببرند. کوچه های باریک و نامنظم و بعضا پوشیده با طاق، علاوه بر جلوگیری از تابش مداوم آفتاب بر تن لخت خاک و سر برهنه عابرین، بادهای تند و غبارآلود کویری را نیز منحرف می سازد. خانه های این منطقه نیز که به خانه های چهار فصل معروفند، به صورتی کاملا درون گرا و محصور ساخته شده اند. کلیه بناهای ساخته شده در این منطقه به شکل حیاط مرکزی احداث شده اند و در اغلب آنها، زیرزمین، ایوان و بادگیر از اجزای فراموش نشدنی به شمار می رود. سمت شمالی حیاط که آفتاب مایل زمستان به آن تابیده و گرم تر از سایر بخش های بناست، زمستان نشین محسوب می شده است و اطاق های سمت جنوب که در سایه قرار دارند و خنک تر از دیگر نقاط ساختمان اند، محل سکونت افراد خانواده در تابستان بوده اند. سرداب یا زیرزمین نیز غالبا در همین بخش از سازه بنا می شود. ارتفاع نسبتا بلند اتاق ها گرما را از محل نشستن و ایستادن آدم ها بالاتر می برد و طاق های قوسی، حرارت را کمتر به داخل راه می دهد و سوی دیگر را با سایه خود می پوشاند. کف بناها از سطح معابر اندکی پایین تر قرار دارد. سازه های خشتی نااستوار این منطقه به این شکل مقاومت نسبتا بیشتری در برابر نیروی تخریبی زلزله پیدا می کند. عمده مصالح مورد استفاده در این منطقه گل، خشت و آجر است. این مصالح، به راحتی در دسترس ساکنین کویر مرکزی و کناری است. رابطه آن با آب و هوای گرم و خشک محیط نیز کاربرد آن را کاراتر جلوه می دهد. خشت دیرتر از هر ماده دیگر گرم می شود و شب هنگام نیز دیرتر حرارت خود را به محیط اطراف پس می دهد. مقاوم نبودن این بناها در برابر زلزله اولین و آخرین عیب این سازه های سنتی و دیرین نیست. تاثیر نامناسب رطوبت بر این بناها، اثر تخریبی ارزش باران مستقیم بر آنها و ضعف این سازه ها در مقابل جانوران موذی مانند موش، عقرب و سوسک مشکلات غیر قابل چشم پوشی این ساختمان های ساده اند. گذشتگان با افزودن نمک طعام به گل، از رویش گیاه بر دیواره های بنا جلوگیری می کردند. این کار مقاومت سازه در برابر بارندگی، رطوبت و یخ زدگی را نیز افزایش می دهد. قرار دادن خار و خاشاک بر بالای دیوارها هم مانع از برخورد مستقیم آب باران بر دیواره های گلی می شود. گفته های قبادیان را نوشته های کسمایی تکمیل می کند: «به منظور کاهش هر چه بیشتر حرارت ایجاد شده در دیوارها در اثر تابش آفتاب بر آنها، معمولا سطوح خارجی بناها سفید کاری می شوند. استفاده از حیاط های داخلی درخت کاری شده و معطوف ساختن فضاهای زندگی به این حیاط ها، از عمده ترین ویژگی های معماری مناطق گرم و خشک است. حیاط های داخلی که شامل درخت، حوض و سطح گیاه کاری شده است، یکی از موثرترین عوامل ایجاد رطوبت محسوب می شوند. اتاق ها که فقط به این حیاط ها باز می شوند در برابر با دو طوفان شن که معمولا در مناطق کویری می وزد، همچنین در برابر بادهای سرد زمستانی محافظت می شونددر حاشیه غربی و مناطقی از شمال کشور مردمانی زندگی می کنند که همچون کویرنشینان ناچارند تا خانه های خود را کاملا برون گرا همراه با حیاط مرکزی احداث کنند. «پلان های متراکم و فشرده در سازها و ایجاد فضاهای شهری و روستایی فشرده و محصور با بناهایی متصل به هم» مهم ترین شباهت این مناطق با بخش های مرکزی کشور است. «اصولی که برای جلوگیری از اتلاف حرارت در قسمت های مختلف این مناطق رعایت شده، یکسان و به طور عمده شبیه اصولی است که در معماری مناطق گرم و خشک مورد توجه بوده است. با این تفاوت که در مناطق سرد، منبع ایجاد حرارت در داخلی ساختمان است. همچنین در این مناطق تلاش شده است تا به شکل طبیعی یعنی از گرمای ناشی از حضور افراد و حتی حیوانات، پخت و پز غذا، و در نهایت استفاده از نجاری های بزرگ، ساختمان گرم شود.» (اقلیم و معماری، مرتضی کسمایی) پوشش تیره رنگ سطح خارجی ساختمان ها در این مناطق، ابعاد بزرگ پنجره ها و شکل قرار گیری ساختمان برای حداکثر استفاده از انرژی خورشیدی و مراقبت بنا از سرمای ناشی از وزش باد، تفاوت های دیگری است که معماران ساکن مناطق سرد کوهستانی نسبت به ساختمان های دیگر مناطق مد نظر قرار می دادند.ارتباط معماری و اقلیم در نوشته ها و گفته های متخصصان و کارشناسان، تنها در بحث آب و هوا خلاصه نمی شود. «ارتباط بناهای سنتی با طبیعت، عملی فراتر از توجه به تغییرات جوی هر منطقه است. استفاده معماران سنتی از مصالح بومی، موجب تقویت بنا و استحکام بخشی نسبی آن می شده است. مصالح بوم آور در طبیعت منطقه شکل گرفته و با تغییرات مختصری که برای به کار رفتن در بنا بر آنها وارد می آمده در راستای همسویی با طبیعت شکل تازه ای می پذیرفتند. این مصالح به مرور زمان خود را با محیط اطراف سازگار کرده اند. تداوم یک بنا با مصالح بومی به سادگی تامین خواهد شد.

ارسال نظر