X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

قدمگاه پیروشته طالقان

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

در ضلع جنوبی روستای وشته واقع د ارتفاعات جنوبی دره طالقان، بنای برجی شکلی قرار دارد به نام پیر نمیر و یا پیر وشته طالقان.بنای مزبور با ارتفاع ۲۳۵۸ متر از سطح دریا و به موقعیت جغرافیایی ۳۶ درجه و ۹ دقیقه عرض و ۵۰ درجه ۴۸ دقیقه طول، در نزدیکی چشمه ای موسوم به پیری دره واقع است.

در مورد شجرنامه و یا شخصیت پیروشته متاسفانه اطلاعی در دست نیست ( پازوکی، ص۳۷۲) ، اما تعدادی از پیرمردان روستا نقل می کننند که در داخل مقبره؟ سنگ قبری مرمرین وجود داشته که برروی آن مطالبی نوشته شده بود. یکی از همین پیر مردان ادعا می کند که مطالب مذکور را بخاطر دارد، اما تاریخ آن را چون عربی بوده فراموش کرده است. مطلب چنین است:« این بقعه متبرکه را امر فرمود سلطان میرزاعلی از برای درویش نمیر دام الورعه خلد المکه» (پازوکی؛ همان). علی رغم فراموش شدن تاریخ بقعه، اما عنوان میرزا علی که در جای خود بدان خواهیم پرداخت از اهمیت بسزایی برخوردار است.

در ضلع جنوبی روستای وشته واقع د ارتفاعات جنوبی دره طالقان، بنای برجی شکلی قرار دارد به نام پیر نمیر و یا پیر وشته طالقان.بنای مزبور با ارتفاع ۲۳۵۸ متر از سطح دریا و به موقعیت جغرافیایی ۳۶ درجه و ۹ دقیقه عرض و ۵۰ درجه ۴۸ دقیقه طول، در نزدیکی چشمه ای موسوم به پیری دره واقع است.

در مورد شجرنامه و یا شخصیت پیروشته متاسفانه اطلاعی در دست نیست ( پازوکی، ص۳۷۲) ، اما تعدادی از پیرمردان روستا نقل می کننند که در داخل مقبره؟ سنگ قبری مرمرین وجود داشته که برروی آن مطالبی نوشته شده بود. یکی از همین پیر مردان ادعا می کند که مطالب مذکور را بخاطر دارد، اما تاریخ آن را چون عربی بوده فراموش کرده است. مطلب چنین است:« این بقعه متبرکه را امر فرمود سلطان میرزاعلی از برای درویش نمیر دام الورعه خلد المکه» (پازوکی؛ همان). علی رغم فراموش شدن تاریخ بقعه، اما عنوان میرزا علی که در جای خود بدان خواهیم پرداخت از اهمیت بسزایی برخوردار است.

جغرافیای تاریخی:

پیشتر گفتیم که بنای پیروشته در ارتفاعات جنوبی دره طالقان قرار گرفته است، حمد الله مستوفی درباره اجتماعات انسانی این منطقه میگوید : کلاتها بوده و دیه های معتبر کمتر باشد. (نزهه القلوب؛ ص۱۷۹) سید ظهیر الدین مرعشی در طول اقامت چهارده روزه خود در طالقان(۸۸۰ ق)، به دوتـا از این دهکـده ها به نامهای جوزستان و پاته اشاره می کند که امروزه تنها روستای جوزستان در منتهی الیه شرقی دره طالقان برجای باقی مانده است همچنین از جمله کسانی که از طالقان نام می برد،

می توان به زکریا محمد بن محمود قزوینی اشاره کرد.

او درکتاب آثار البلاد و اخبار العباد(۶۷۴ ق) می گوید: طالقان رستاویست دارای قریه ها که درکوهستان واقع شده فی ما بین قزوین و گیلان و کوههای دیلم، در کوههای طالقان زیتون و انار هست و از آنجا زیتون و انار به قزوین می آورند. (ص۱۷۴) ابولفداء (۶۷۲-۷۳۲ ق) نیز از قول ابن حوقل می‌گوید: طالقان به دیلم نزدیکتر است تا به قزوین (تقویم البلدان؛ ص۴۸۷)، در این رابطه و با توجه به گفته امین احمد رازی از مورخان قرن یازدهم: از حوالی جرجان وحدود دامغان تا کوهستار ری و طالقان همه طبرستان است.( هفت اقلیم؛ ص۵۷) چنین می توان نتیجه گرفت که در اوایل حکومت صفویه، طالقان هم بخشی از سرزمین طبرستان بوده است. درحالی که تا پیش از آن ابوریحان بیرونی (۳۶۲-۴۴۰ ق) از طالقان به عنوان طالقان دیلم (آثار الباقی؛ ص ۱۸۲) و سمعانی (۵۰۶-۵۶۲ ق) بخشی از آن را، از آن ری و بخش دیگر را از آن قزوین (الانساب؛ ص۳۶۳) بیان کرده بوده اند.

باری، عاقبت محمد حسن خان صنیع الدوله وزیر انطباعات و حاکم قاجاری طالقان، تمامی این اشارات وامثال آن را خلاصه کرده می گوید:اسم و شرح طالقان در کتب جغرافی و تاریخ عرب و عجم مسطور و مذکور است بعضی آن را ولایت نوشته و برخی روستا، یکی بلده و روستا نگاشته و دیگری بلوک. و از این جمله برمی آید که ناحیه معظمی بوده است و در اینکه این ناحیه از مضافات و متعلقات کدام ولایت است

اختلاف عقیده وجود دارد. بعضی آن را جزء طبرستان دانسته، زمره ای داخل درخاک گیلان، جماعتی جزیی از خاک ری وعده ای طالقان را متعلق به قزوین دانسته اند، و عقیده شخصی من برآن است که طالقان خود ناحیه و ولایتی مفروز و مستقل بوده است.» (جغرافیای قدیم و جدید طالقان؛ ص۱۱)

ضمناً مناطق دیگری نیز با نام طالقان وجود دارند که از جمله آنها می توان به طالقان طخارستان:« طالقان بزرگترین شهر طخارستان است، واقع در دشتی که مسافت آن تا کوهسار زیاده از یک پرتاب تیر نیست.» (جوینی؛ ص۲۰۰) و یا طالقان جوزجان خراسان که مغولان پس از هفت ماه محاصره آن را در سال ۶۱۷ هجری تصرف و با خاک یکسان کردند، اشاره کرد. مقدسی در اواسط قرن چهارم هجری(۳۵۷ ق) می نویسد:« طالقان در دو موضع است یکی شهری است در دیلـم، و دیگر طالقان جـوزجـانـان.» ( احسن التقاسیم؛ ص۲۶) البته او از طالقان طخارستان اطلاعی نداشته است.

معماری بقعه پیروشته:

تاکنون قریب به بیست بنای سنگی با پلان دایره( نظیر دو بنای گوسارخانه فیروزکوه از دوره ایلخانی)، مربع(نظیر برج بیامه سی لاریجان از دوره تیموری ) و هشت ضلعی (نظیر آرامگاه های ناحیه تارم قزوین از دوره آل بویه- سلجوقی) در البرز مرکزی مورد شناسایی قرار گرفته اند، که بنای بقعه پیروشته نیز در زمره آنها می باشد.

بنای مزبور با پلان هشت ضلعی و مصالح لاشه سنگ و ملات گچ و ماسه برروی صفه ای که از وصالی تخته سنگ های بزرگ با صخره طبیعی ایجاد گردیده، احداث شده است. (تصویر شماره ۲) سابقه پلان هشت ضلعی یعنی زدودن زوایای مربع به دوره اسلامی باز می گردد. در اینرو ش که قبه با سهولت بیشتری برروی بدنه قرار می گیرد، دیگر نیازی به گوشواره های مثلثی نیست. این پلان که از دوره سلجوقی تا اواخر دوره ایلخانی از عمومیت بالایی برخوردار بود، از این تاریخ به بعد در فضای داخلی تعدادی از مقابر به طرح چلیپا و یا مربع تغییر حالت می‌دهد. از جمله این بناها می‌توان به امامزاده علی‌بن جعفر (۷۱۳ق) و یا احمد بن قاسم (۷۸۰ ق) در قم و نیز امامزاده حسین‌رضا ورامین (ایلخانی) اشاره کرد.

همچنین انتخاب ورودی در ضلع جنوب شرقی بقعه نیز، همچون ورودی مقبره سلطان ویس نیاق در ارتفاعات قزوین (سلجوقی؟) احتمالاً به دلیل وزش باد شمال طالقان

و یا بادهای باران زای باختری منجیل بوده است.

درباره پوشش سقف بقعه، آن گنبدی رک (هشت وجهی) و دو پوسته است. بناهایی با گنبدهای کثیرالاضلاع در نقاط مختلف ایران و در دوره مختلف زمانی وجود دارند که از جمله آنها می‌توان به بناهایی با گنبد هشت ضلعی در شمال ایران متعلق به قرن نهم و یا بناهایی با گنبد شانزده ضلعی در قم (= مغول و تیموری) اشاره کرد. در این میان به نظر می‌رسد که گنبدهای دوازده ضلعی از پراکنش بیشتری برخوردار بوده‌اند، چنانکه تقریباً می‌توان نمونه‌هایی از آن را در تمام ایران و از دوره تیموری تا دوره قاجار مشاهده کرد. (مرادی؛ ص ۱۱۶)

همچنین برخلاف نمای بیرونی بقعه و شته که دارای هیچگونه تزیینی نیست، در داخل و در نمای هر ضلع، طاقنماهایی به چشم می‌خورند که در بالای آنها ردیفی گوشوار مانند پوسته داخلی گنبد را دور می‌زنند. در هر یک از این طاقنماها که با آجرهای نره لعابدار (فیروزه‌ای و لاجوردی) مورد تزیین قرار گرفته‌اند، دو نقش محراب گونه لاجوردی دیده می‌شود. به کارگیری دو طاقنمای هم پهلو در اسپر یک طاقنمای بزرگتر، تزیینی مسبوق به سابقه است. چنانکه می‌توان نظایر آن را در طاقنماهای بیرونی گنبد شیخ جنید توران پشت یزد (سلجوقی؟) و نیز به صورت دو طاقنمای شکنجی در اضلاع بیرونی آرامگاه‌های ناحیه تارم قزوین (آل بویه؟) مشاهده کرد. بنا به گفته اسکوفیلد: «تنها خود شکل نیست که خوشایند است، بلکه انتخاب تعداد محدودی از اشکال است که تکرار یافته و بدین نحو وحدتی را در یک اثر معماری به وجود می‌آورند» (معماری تیموری در ایران و توران؛ ص ۲۸۷). در پایین طاقنماها، نغول‌هایی که احتمالاً با کاشیهای (= فیروزه‌ای، لاجوردی و سیاه) چسبیده بر سطح یک توده ملات گچ بدست آمده در قسمت درگاه مورد تزیین قرار گرفته بوده‌اند (شیزری؛ ص ۱۱)، دیده می‌شوند. (تصویر شماره ۳) این نغول‌ها در حال حاضر فاقد هرگونه تزیین‌اند.

استفاده از کاشی لاجوردی در کنار کاشی فیروزه‌ای برای نخستین بار در بنای مسجد ملک زوزن یعنی از اواخر دوره خوارزمشاهی آغاز می‌شود، پیش از آن یعنی در دوره سلجوقیان تنها از کاشی فیروزه‌ای آن هم در حجمی بسیار محدود مورد استفاده قرار می‌گرفته است. کاشیهای سیاه رنگ نیز همراه با کاشیهای سبز و قهوه‌ای از دوره ایلخانی وارد بناهای اسلامی می‌شوند

در مجموع به نظر می‌رسد که بنای بقعه پیر وشته دارای یک دوره ساخت، یک دوره الحاقی و بیش از شش بار اندود گچ خصوصاً در پوسته داخلی گنبد می‌باشد. لایه‌های اندود در چند نقطه به خوبی قابل تشخیص‌اند و کاشیکاری‌ها همراه با درگاه فرو ریخته نیز احتمالاً مربوط به دوره الحاقی این بنا می‌باشند. این درگاه به علت آنکه با ملات گل ساخته شده بود نتوانست در طی سالیان دراز دوام بیاورد و لذا با حرکت تدریجی سنگها بر روی یکدیگر از بین می‌رود. کاشیکاریها هم متاسفانه به دست انسان مضطرب گردیده‌اند. ضمناً در کف ضخره‌ای این بقعه، هیچ نشانه‌ای از حفر گودال به مانند آنچه که در قبور سنگی قلعه گبری ری (آل بویه) و یا آرامگاهی در سوادکوه مازندران (پیر شهریار؛ ۸۸۰ ق) دیده می‌شود (ستوده؛ ص ۴۳۳) وجود ندارد. پس در نتیجه این احتمال هست که بنای پیر وشته نه یک آرامگاه، بلکه همانطور که از قول عبدالوهاب قزوینی خواهیم آورد، تنها یک قدمگاه در ضلع جنوبی دره طالقان باشد. و سنگ قبری هم که برخی از روستاییان بدان اشاره می‌کنند، به مانند سنگ مرمر بقعه آقا سید حسین لنگرود (از دوره کیائیه) که در آن خبر آتش سوزی شهر و نیز بازسازی بنا ذکر شده، تنها یک کتیبه سنگی بوده است.

تاریخ گذاری قدمگاه پیروشته:محمد بن عبدالوهاب قزوینی در حواشی کتاب تاریخ جهانگشای جوینی آورده است: «وشته از قرای معتبر طالقان وسطی است، بر یسار شاهرود و محادی دهکده نویزک. در این قریه قدمگاه پیری است که طرف توجه اهالی است و خوارق عادات به آن نسبت می‌دهند.» (ص ۳۹۸) بیشتر گفتیم که یکی از پیر مردان روستای وشته، مطالب نوشته شده بر روی سنگ قبر؟ مفقود شده این بنا را به خاطر دارد، اما تاریخ آن را چون عربی بوده فراموش کرده است. مطلب چنین است: «این بقعه متبرکه را امر فرمود سلطان میرزاعلی از برای درویش نمیر دام الورعه خلدالملکه» (پازوکی؛ ص ۳۷۲) شاید رسالت باستان شناسی ایجاب نکند که ما بطور یکطرفه و تنها بر فرض صحت قول یکی از اهالی روستا، به تاریخ گذاری این بنا مبادرت بورزیم، اما عنوان میرزاعلی که در حدود پنج قرن پیش در منطقه حضوری پر رنگ و تاریخی داشته، بسیار قابل تأمل و سوال برانگیز است. یعنی نمی‌تواند اتفاقی باشد.میرازعلی کیست؟ تا پیش از روی کار آمدن دولت صفویه و سپس تثبیت آن در عصر شاه عباس (م ۱۰۳۸)یکسری حکومتهای محلی در ایران

علی‌الخصوص در ناحیه شمال وجود داشته‌اند

که از جمله آنها می‌توان به سادات مرعشی در طبرستان و حکام کجور در رویان (غرب مازندران) که به ترتیب در سالهای ۹۸۶ و ۱۰۰۶ هجری قمری به حیات آنها توسط صفویان خاتمه داده می‌شود، اشاره کرد همچنین سید محمد تقی میر ابولاقاسمی در کتاب تاریخ و جغرافیای طالقان می‌نویسد: «از جمله حکمرانان گیلان که قبل از روی کار آمدن صفویه قدرت و نفوذی در قسمتهای شمال ایران داشتند و به عقیده بعضی از مورخین نسب آنان به امام زین‌العابدین می‌رسد کیائیه‌اند.» (ص ۱۵) مناطق تحت تسلط این حکومت (۷۸۰ – 1001 ق) که به وسیله یکی از شاگردان سید قوام به نام سید علی کیا و با تأسی از نهضت مرعشیان مازندران (۷۶۰ – 986 ق) پایه گذاری گردید، به غیر از گیلان طالقان را هم شامل می‌گردد.سید ظهیر الدین مرعشی در کتاب تاریخ گیلان و دیلمستان می‌گوید: «از جمله حکمرانان کیائیه، کارکیا ناصرکیا بود که ملک پدری را که شامل کوه گیلان و رودبار و طالقان بود با برادرش امیر سید احمد تقسیم کرد و طالقان در حوزه فرماندهی برادرش درآمد.» (ص ۱۸۳) میر ابوالقاسمی هم اضافه می‌کند: «در سال ۸۵۳ الغ بیک (پسر شاهرخ تیموری) به طالقان آمد و با عبور از طالقان خرابی و ویرانی زیادی بدانجا وارد آورد و چون سید احمد اطاعت و فرمانبرداری الغ بیک را پذیرفته بود، دستور داد تا قلعه فالیسین با تمامی طالقان به او سپرده شود … در سال ۹۰۸ سلطان حسن از طرف برادرش میرزاعلی (۸۸۳ – 911 ق) بحکمرانی طالقان انتخاب گردید.» (ص ۱۶) همینطور که می‌بینیم میرزاعلی یکی از حکمرانان سلسله کیائیه است. حسین لاهجی در اوایل قرن دهم هجری و در کتاب تاریخ خانی – که اصلاً برای همین سلسله تالیف گردیده – می‌گوید: «بعد از اتمام شرایط تعزیت و انقضای مصیبت (وفات سلطان محمد کیائیه) چون حضرت سلطان حسن با حضرت میرزاعلی هم عهد بود، دیگر برادران را هم عهد فرمودند و سلطانت را به حضرت میرزا علی هم عهد بود، دیگر برادران را هم عهد فرمودند و سلطنت را به حضرت میرزاعلی ارزانی داشتند.» (ص ۱۱) با نگاهی به تاریخ سلطنت میرزاعلی (۸۸۳ – 911 ق) در می‌یابیم که او مدتی را با شاه اسماعیل صفوی (۹۰۷ – 930 ق) هم

عصر بوده است. در این رابطه دکتر عبدالحسین نوایی در کتاب شاه اسماعیل صفوی می‌گوید :

«خاندان کارکیا از روز نخست با شاه اسماعیل به صفا و صداقت پیش آمد و شاه صفوی هنگامی که از دست آق قویونلوها به گیلان گریخته بود، مدتها در پناه میرزاعلی در رشت بسر برد و میرزا در حفظ و حراست آن بازمانده سلطان حیدر کوشش تمام نمود.» (ص ۳۱۰) شاه اسماعیل که در این زمان کودکی بیش نبود، به مدت شش سال تحت نظر و مراقبت میرزا علی با خواندن و نوشتن و تعلیم قرآن و فنون سواری و تیراندازی آشنا شد، و سپس در سن دوازده سالگی لاهیجان را به قصد اردبیل ترک نمود. باری، خصایل نیکو و قابل توجه میرزا علی در قلم دیگر مورخین از جمله سید ظهیر الدین مرعشی که در خدمت همین سلسله به تألیف و احراز مقامات مختلف کشوری و لشکری نایل آمد، مسطور است. او از آغاز به کار میرزا علی می‌گوید: «چون به سعادت و کامرانی به تخت شهنشهی بنشست، اعیان ملک و ارکان مملکت را به نوازش خسروانه مفتخر ساختند و هر یکی را فراخور منصب آن کس التفات خسروانه مرعی فرمودند و رسم و آئین که سابقاً در میان مردم آن ایام جاهلیه مانده بود، مثل آنکه شخصی را که پسر نبود به دختر میراث نمی‌دادند و ستاندن زن زر و سایر امور بدعیه را بفرمود تا از روی دفاتر محو گردانند و بر موجب شریعت عزا سلوک نمایند و غلامان زرخریده غفران پناهی را خط آزادی داده، جهت هر یکی مرسوم و مواجب نسق فرمودند و روح مطهر مزکی معلای غقران پناهی را به ختم کلام مجید در همه جمعات شاد می‌گردانیدند.» (ص ۴۱۵)

حال با این تفاصیل، اگر ما گواه پیرمرد روستای وشته را درست بپنداریم، به تقریب می‌توان گفت که بنای قدمگاه پیروشته و یا به قولی پیر نمیر، مربوط می‌شود به اواخر قرون میانه اسلامی یعنی مصادف با حیات سلطان میرزاعلی (۸۸۳ -۹۱۱ ق) حاکم کیائیه گیلان. در غیر این صورت و با توجه به کثرت استعمال پلان و گنبد منشوری بنا که نظایر آن را در دیگر مقابر این دوره مانند امامزاده سلطان مطهر وردهن (۸۴۷ ق) و یا امامزاده علی شکرناب آبیک (۸۸۴ ق) نیز می‌توان دید، محتمل‌ترین دوره برای تاریخ گذاری این بنا، همین قرون میانه اسلامی به ویژه نیمه دوم آن می‌باشد. «این نوع سبک معماری هر چند که مربوط به شمال ایران است، اما در شهر ری نضج می‌گیرد.» (پیرنیا؛ ص ۱۴۳) افزون بر آن یعنی به علت احترامی که دراویش در این دوره از آن برخوردار بودند لذا ساختن آرامگاه و یا قدمگاه نیز، برای آنان امری به دور از

انتظار نمی‌باشد. سید ظهیر‌الدین مرعشی درباره جنگی که بین سلطان محمد کارکیا (پدر میرزاعلی) با حاکم رشت امیره محمد در سال ۸۶۳ هجری اتفاق افتاد می‌گوید: «تدبیری دیگر امیره محمد را بجز التماس و تضرع … نماند، فلهذا او را فرزندی بود به سن پنج و شش سال، آن را با جمعی از درویشان رشت همراه ساخته … با التماس تمام بفرستاد که آنچه کردم از آن پشیمانم و توقع عفو دارم.» (ص ۲۹۲) این روایت به خوبی بیانگر احترامی است که دراویش در این دوره از آن برخوردار بودند، احترامی که با روی کار آمدن دولت صفویه تا حدودی کمرنگ می‌شود:» در دوره صفویه، برخی از صفویان کشته و برخی از ایران و قلمروی حکومت صفوی گریختند.» (کیوان قزوینی؛ ص ۴۹) ضمناً برخلاف بقعه عون بن محمد در ماسوله (۹۶۹ ق) ک همچون قدمگاه وشته به شکل هشت گوش ساخته شده است، مابقی بقاع دولت کیائیه گیلان در دو شکل مربع (نظیر بقعه میرشمس الدین لاهیجان) و مستطیل (نظیر بعقه سید ابوجعفر جابکسر و یا بقعه امیر بنده در کلاچای) برپا گردیده‌اند. این بقاع که مهمترین عنصر تزیینی آنها دیوار نگاره‌های مذهبی به خصوص تصاویری از واقعه کربلا است، از دوره صفوی تا معاصر بارها مورد مرمت قرار گرفته‌اند.

پیر نُمیر یا نَمیر:

در میان القاب و عناوین اهل طریقت و فتوت، عناوینی همچون؛ پیرخرقه، پیر صحبت، پیرمقراض، پیرتوبه، پیرشهریار، پیرتعلیم و … به کرات به چشم می‌خورد، اما تاکنون نامی از عنوان پیر نمیر و یا به اعتقاد ما نمیر، در تاریخ این جماعت به ثبت نرسیده است.

واژه نمیر که برخلاف نمیر دارای هیچ معنایی در فرهنگ لغات فارسی و تازی نیست، اگر چنانکه درگذشته به یک نامجا اطلاق نمی‌گردیده است، علی‌الظاهر لقب با مسمایی برای پیر روستای وشته به شمار نمی‌آمده است. در عوض واژه نمیر که در لغت دارای معانی چند، از جمله؛ «نمیرنده، نامیرنده، که نمی‌میرد» (دهخدا؛ ج ۴۸، ص ۸۰۳) و یا «آب فراوان و پاکیزه» (عمید؛ ۱۹۲۲) است، برای عنوان لقب یک درویش از اعتبار موجه‌تری برخوردار است مثلاً پیری که آموزه‌هایش جاودانه است و یا به مانند پیر مقراض که با قیچی سر و کار داشته (برای زدودن پینه‌های پیشانی از کثرت سجده!) به نوعی با آب در ارتباط بوده است. فراموش نکینم که در نزدیکی بنای پیر وشته- همانطور که پیشتر هم افتاد

چشمه‌ای قرار دارد به نام پیری دره علی ایحال درباره مصداق تاریخی و نمیرنده کلمه نمیر و تنها برای نشان دادن این قسم از معانی آن، ما در انیجا تنها به دوچرخه‌ نمونه از جمله کتاب شرفنامه اثر امیر شرف خان بدلیسی (۱۰۰۵ق) اشاره می‌کنیم.

آنجا که درباره حکام خیزان می‌گوید:« و عشیرات آن ولایت بنمیران ملقبست و وجه تسمیه نمیری آنست که هر کس از عشایر و قبایل ایشان فوت می‌شد، حکام آن دیار علوفه و وظیفه او را بلاقصور به اولاد او اگر خورد باشد و اگر بزرگ باشد میدادند، چیزی از آن زیاده و نقصان نمی‌‌کردند از این جهت به نمیری لقب یافتند.» (ص۲۷۳) خیزان از بلوکات شهرستان بتلیس است و شهرستان بتلیس یکی از چهار شهرستان استان بتلیس در بین مثلث ارزروم، دیاربکر و دریاچه و آن در شرق آناطولی بوده است.

نمونه دیگر، مربوط می‌شود به فرقه‌ای از غُلاه جمع غالی است که در پارسی به معنی گزافه گویان می‌باشد. ایشان فرقه‌هایی از شیعه هستند که در تشیع افراط نموده و درباره پیامبر و ائمه خود به گزافه گویی پرداخته‌اند. به عنوان مثال بعضی از غُلاه سرخی شفق را از خون امام حسین (عثمانی) در کربلا میدانند و می‌گویند پیش از آنکه امام شهید شود، شفق را رنگ سرخ نبوده است نیز؛ «گروهی اندک از کسانی که در روزگار علی بن محمد به امامت او گراییده بودند ] پس از وی [ به پیامبری مردی که محمد بن نصیر نمیری بنام داشت بگرویدند، وی مردم را به پیغمبری خویش می‌خواند و میگفت ابوالحسن عسگری او را بدین کار برانگیخته و نیز سخنانی در پیرامون تناسخ می‌گفت و درباره ابوالحسن گزافه گویی می‌کرد، و او را به خدایی رسانیده بود… باید دانست که ایشان… نمیریه نام دارند»(مشکور؛ص۱۳۷). شرح عقاید این فرقه که هنوز هم بقایایی از ایشان در جبال سوریه ساکن‌اند، به تفصیل در کتاب الملل و النحل شهرستانی (۴۷۹-۵۴۸ق) آمده است.

اما در رابطه با حضور پیر نمیر در ده وشته و برپایی قدمگاه آن در ارتفاعات، در ابتدا میباید به این نکته اشاره نمود که اصولاً در نزد این جماعت مسافرت کردن از اهمیت بسزایی برخوردار بوده است. به قول حلاج؛ در هر جایی که خواستم قرارگاهی نیافتم. در واقع اینگونه نیست که مثلاً همانطور که سادات در صفحات شمالی ایران و یا کرامیان در شهرهای هرات و نیشابور از نفوس بیشتری برخوردار بودند، دراویش نیز از یکچنین وضعیتی تبعیت کنند. آنان در سرتاسر ایران و اکناف و در تمام ازمنه اسلامی پراکنده بودند.

وانگهی انتخاب بلندی در ایجاد قدمگاه و یا حتی آرامگاه نیز، بدون شک به اصل مراقبت و خلوت گزینی صوفیان در کوهستان باز می‌گردد. در نظر فردوسی نخستین کسی که برای این منظور روحانیون (آتوریان) را به کوهستان فرستاد تا خدا را عبادت کنند، جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایران است: گروهی که آتوریان خوانیش به رسم پرسندگان دانیش جدا کردشان از میان گروه پرستنده را جایگه کرد کوه بعدها در دوران اسلامی تعدادی از صوفیان مانند شیخ روزبهان بقلی (م۶۰۶) و یا شیخ احمد ژنده پیل (م۵۳۶)، با برداشت نادرست از عزلت نشینی پیامبر اکرم (ص) «به کوه حرا شد و از خلق برید» (غزالی؛ ص۴۳۴) مدتی از عمر خود را در کوهستان بسر بردند. این اقدام حتی برخی از فیلسوفان را به صرافت انداخت تا در تمثیلات و کنایات خود از آن بهره بجویند. ما در خاتمه یکی از ژرف‌ترین آنها را برگزیده‌ایم.« آیا کسی تا کنون بر کوهی بلند ماهی گرفته است؟ و اگر آنچه من بر این بالا می‌خواهم و می‌کنم جز دیوانگی نباشد، به از آن است که در آن پایین از انتظار باوقار شوم و سبز و زرد.» (نیچه، ص۲۵۳).

کتابنامه

۱- ابولفداء، عمادالدین اسماعیل؛ تقویم البلدان، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۲٫

۲- بدلیسی، امیر شرف خان؛ شرفنامه، به تصحیح محمد عباس، ناشر علی اکبر علمی، ۱۳۶۴٫

۳- بیرونی، ابوریحان، آثارالباقی، ترجمه اکبر داناسرشت، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳٫

۴- پازوکی طرودی، ناصر؛ آثار تاریخی طالقان، تهران، میراث فرهنگی، ۱۳۸۲٫

۵- پیرنیا، محمدکریم؛ شیوه‌های معماری ایران؛ تدوین غلامحسین معماریان، موسسه نشر هنر اسلامی، ۱۳۶۶٫

۶- جوینی، عطاملک؛ تاریخ جهانگشای جوینی (ج۳) به کوشش عبدالوهاب قزوینی، تهران، نشر بامداد، ۱۳۵۵٫

۷- رازی، امین احمد؛ هفت اقلیم (ج۳)، به تصحیح جواد فاضل، طهران، نسخه خطی کتابخانه مجلس، ۱۳۴۳٫

۸- ستوده، منوچهر؛ از آستارا تا استارباد (ج۴)، تهران، نشر آگاه، ۱۳۶۶٫

۹- سمعانی، عبدالکریم؛ الانساب، طبع لیدن، ۱۹۱۲م.

۱۰- شیزری، علی؛ گزارش کاوش بنای پیر وشته طالقان، میراث فرهنگی کرج،۱۳۸۱٫

۱۱- صنیع الدوله، محمد حسن خان؛ جغرافیای قدیم و جدید طالقان، کتابخانه کاخ گلستان، ۱۳۰۱٫

۱۲- غزالی، محمد؛ کیمیای سعادت، به کوشش احمد آرام، تهران، آفتابی، ۱۳۳۳٫

۱۳- قزوینی، کیوان؛ استوار در بیان و عقاید و اعمال صوفیان، تهران، سپهر،۱۳۱۱٫

۱۴- قزوینی، زکریا محمد بن محمود؛ آثار البلاد و اخبار العباد، ترجمه عبدالرحمن شرفکندی، تهران، موسسه علمی اندیشه جوان، ۱۳۶۶٫

۱۵- کیانی، محسن؛ تاریخ خانقاه در ایران، طهوری، ۱۳۶۹٫

۱۶- کیانی، محسن؛ تاریخ خانقاه در ایران، طهوری، ۱۳۶۹٫

۱۷- گلمب، لیزا/ویلبر، دونالد؛ معماری تیموری در ایران و توران، ترجمه کرامت الله افسر و محمد یوسف کیانی، تهران، میراث فرهنگی، ۱۳۷۴٫

۱۸- لاهجی، حسین؛ تاریخ خانی، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگی ایران، ۱۳۵۲٫

۱۹- مستوفی، حمدالله، نزهه القلوب به کوشش گای لسترانج، تهران، دنیای کتاب ۱۳۶۲٫

۲۰- مشکور، محمدجواد، ترجمه فرق الشیعه نوبختی، چاپ بنیاد فرهنگی، ۱۳۵۳٫

۲۱- مقدسی،شمس‌الدین ابی عبدالله، احسن التقاسیم، طبع لیدن، ۱۸۷۷م.

۲۲- میرابوالقاسمی، محمدتقی، تاریخ و جغرافیای طالقان، تهران، نشر ندا ۱۳۷۲٫

۲۳- مرعشی، سید ظهیرالدین؛ تاریخ گیلان و دیلمستان، به تصحیح منوچهر ستوده، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۶۴٫

۲۴- مرادی، محمد؛ بقعه باباپیر محمد آبدانان، مجله میراث جاویدان، سال دهم، شماره، ۱۳۸۲٫

۲۵- نوایی، عبدالحسین، شاه اسماعیل صفوی، تهران، چاپ ارغوان، ۱۳۶۸٫

۲۶- نیچه، فردریش، چنین گفت زرتشت، ترجمه داریوش آشوری، انتشارات آگاه، ۱۳۷۸٫

مراجع:

۱- قابل ذکر است که کلمه بقعه، تنها در معنای مدفن اشخاص نامی و مقدس نیست. (بنگرید به: فرهنگ عمید، ذیل واژه بقعه)

۲- تا پیش از آن‌ ما تنها در آرامگاه خواجه اتابک کرمان (سلجوقی)، شاهد محیط مربع در درون نمای هشت ضلعی هستیم.

۳- در اصطلاح معماری؛ \”نغول\” به فرو رفتگی چهارگوش و بدون قوس اطلاق می‌شود.

۴- متاسفانه نام این شخص در کتاب آثار تاریخی طالقان (= منبع مورد رجوع) ذکر نگردیده است.

۵- سید قوام الدین مرعشی معروف به میر بزرگ، بنیان گذار سلسله مرعشیان (۷۶۰ – 986 ق) در مازندران است.

۶- یکی از ارکان ده‌گانه تصوف، سفرهای فراوان برای عبرت آموزی است.

۷- فرقه‌ای در خراسان که مؤسس آن محمد بن کرام (۱۹۰ -۲۵۵ ق) از اهالی زرنج سیستان بود.


ارسال نظر