X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

کنترل گر منطقی برنامه پذیر

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

پیاده سازی توابع منطقی و اعمال روی کلیدها می باشد یعنی اگر A و B رخ دهد C روشن شود اگر A و B رخ دهد D روشن شود . ابزارهای ورودی ، مثلاً حس گرها مثل کلید و ابزارهای خروجی که در این سیستم کنترل می شوند ، مثل موتور ، شیر و غیره به PLC متصل می شوند . کاربر سپس مجموعه ای از دستورات شبیه برنامه ، را به حافظه PLC وارد می کند . سپس کنترل گر هر یک از ورودیها و خروجی ها را بسته به این برنامه ریزی بررسی می کند و فرمان کنترلی را که بر ساس آن برنامه ریزی شده است ، صادر می نماید .

<!–[if !mso]>
v:* {behavior:url(#default#VML);}
o:* {behavior:url(#default#VML);}
w:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}
<!–[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 <!–[if gte mso 9]> <!–[if gte mso 10]>
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:\”Table Normal\”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:\”\”;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:10.0pt;
font-family:\”Times New Roman\”,\”serif\”;}

کنترل گر منطقی برنامه پذیر


یک کنترل گر منطقی برنامه پذیر     (PLC)  شکل خاصی از کنترل گر بر ریز پردازنده است که حافظه برنامه پذیر برای ذخیره دستورات و پیاده سازی توابعی مثل توابع منطقی ، ترتیبی ، زمان بندی ، شمارش و توابع محاسباتی برای کنترل ماشینها و گر منطقی فرایندهای وابسته استفاده می کند و چنان طراحی شده است تا مهندسینی که با  کامپیوتر و زبانهای محاسباتی آشنایی دارند.

با آن کار کنند  این عناصر چنان طراحی نشده اند که فقط برنامه نویسان کامپیوتر بتوانند آنها را تغییر دهند و یا تنظیم کنند . بنابراین ، طراحان PLC آنرا پیش
برنامه ریزی کرده اند ، بصورتیکه برنامه کنترلی می تواند با استفاده از یک قالب ساده وارد شود ، عبارت منطقی به این علت به کار می رود که برنامه ریزی بر پایه
 پیاده سازی توابع منطقی و اعمال روی کلیدها می باشد یعنی اگر
A و B رخ دهد C روشن شود اگر A و B رخ دهد D روشن شود . ابزارهای ورودی ، مثلاً حس گرها مثل کلید و ابزارهای خروجی که در این سیستم کنترل می شوند ، مثل موتور ، شیر و غیره به PLC متصل می شوند . کاربر سپس مجموعه ای از دستورات شبیه برنامه ، را به حافظه PLC وارد می کند . سپس کنترل گر هر یک از ورودیها و خروجی ها را بسته به این برنامه ریزی بررسی می کند و فرمان کنترلی را که بر ساس آن برنامه ریزی شده است ، صادر می نماید .

 PLC ها دارای این مزیت بزرگ می باشند که کنترل گر پایه مشابهی می تواند در محدوده وسیعی از سیستمهای کنترلی به کار گرفته می شود . برای بهبود یک سیستم کنترل و قوانین به کار رفته تنها کاری که برای کاربر لازم است وارد کردن مجموعه دیگری از دستورات می باشد . نیازی به ساخت مجدد مدار و سیم بندی نمی باشد . نتیجه سیستمی انعطاف پذیر و اقتصادی است که می تواند با سیستمهای کنترل متفاوتی که در نظر پیچیدگی و ساختار تفاوتهای زیادی دارند ، به کار رود .

 PLC ها با کامپیوترها شباهت دارند ولی از سوی دیگر کامپیوتر ها برای محاسبات و نمایش مراحل بهینه سازی شده اند ، در حالیکه  PLC  ها برای مراحل کنترلی و محیطهای صنعتی آماده سازی می شوند . بنابر این  PLC ها :

۱- با استقامت خاصی طراحی شده اند تا در برابر ارتعاشات ، دما ، رطوبت و اعوجاج ایستادگی کنند .

۲- دارای مدارهای واسطی برای ورودیها و خروجیها در داخل کنترل هستند .

۳- به سادگی برنامه ریزی شده و زبان برنامه نویسی قابل درکی دارند که بر مبنای اعمال منطقی و کلید زنی است .

نخستین  PLC در سال ۱۹۶۹ پدید آمد . اکنون این وسایل کاربرد وسیعی دارند و از واحدهای کوچک برای استفاده با ۲۰ ورودی / خروجی دیجیتال تا سیستمهای کاملی که می توانند برای تعداد زیادی از ورودی و خروجی ها ، دیجیتال یا آنالوگ به کار روند ، توسعه یافته اند و همچنین می توانند حالات کنترلی نسبت – انتگرال – مشتق را برآورده سازند .

سخت افزار

معمولاً سیستم  PLC دارای پنج مؤلفه اصلی است . مؤلفه ها عبارتند از : واحد پردازش ، حافظه ، واحد منبع تغذیه ، بخش واسطه ورودی/خروجی و ابزار برنامه ریزی آرایش پایه را نمایش می دهد .

۱-  واحد پردازش مرکزی (CPU) بخشی است که شامل ریز پردازنده می باشد وسیگنال های ورودی راتفسیر کرده و اعمال کنترلی را صادر می نماید ، و بسته به برنامه ذخیره شده در حافظه ،  وضعیت انتخاب شده را  به  صورت سیگنال فعال ساز به خروجیها منتقل می سازد .            

۲-           واحد منبع تغذیه برای تبدیل ولتاژ a.c اصلی پایین (۵V) برای پردازنده و مدارهایی لازم است که در بخش واسطه ورودی و خروجی قرار دارند .

۳-  ابزار برنامه ریزی برای وارد کردن برنامه مورد نیاز به حافظه پردازنده به کار
می رود . برنامه در این ابزار بهبود یافته و سپس به حافظه
 PLC منتقل می شود .

۴-  واحد حافظه که برنامه در آن ذخیره شده است می بایست برای اجرای اعمال کنترلی توسط ریز پردازنده به کار گرفته شود .


۵-           بخشهای ورودی و خروجی محلهایی هستند

 که پردازنده اطلاعات را از ابزارهای جانبی در یافت کرده وفرامین را برای ابزارهای جانبی ارسال می نماید. بنابراین ورودیها می توانند از کلیدها ، هم چنین در۱برای مته کاری خودکار بیان شد ، یا حسگرهای دیگر مثل سلولهای فتوالکتریک ، همانطوردر مکانیزم  شمارنده آمد ، حسگرهای حرارت،یا حس گرهای جریان وغیره گرفته شود . خروجیها نیز می توانند سیم پیچ محرکه موتور، سیم پیچ استوانه ای شیرها و غیره باشد . واسطه های ورودی و خروجی در فصل دو تشریع می شوند. ابزارهای  ورودی و خروجی با توجه به سیگنالهای داده شده که به صورت گسسته ، دیجیتال و آنالوگ می باشند ، دسته بندی می شوند . ابزارهای گیرنده سیگنالهای گسسته یا دیجیتال ، آنهایی هستند که با سیگنالهای قطع یا وصل کار می کنند . بنابراین کلیدی که به عنوان ابزار گیرنده سیگنال گسسته کار می کند ، یا فاقد ولتاژ است و یا ولتاژ دارد .

ابزارهای دیجیتال می توانند اساساً ابزارهای گسسته ای فرض شوند که مجموعه ای از سیگنالهای قطع و وصل را می سازند ابزارهای آنالوگ سیگنالی را فراهم می آورند که اندازه آن متناسب با اندازه متغیر بررسی شده ، می باشد .

طراحی مکانیکی سیستم  PLC

دو نوع معمول از طراحی مکانیکی برای  PLC وجود دارد ، به صورت یک واحدی ، و به صورت قطعه قطعه یا نوع قفسه ای . نوع یک واحدی معمولاً برای کنترل گرهای برنامه پذیر و کوچک به کار می رود و به صورت یک بسته فشرده و کامل شامل منبع تغذیه ، پردازنده ، حافظه و واحدهای  ورودی و خروجی می باشد . معمولاً چنین  PLC هایی دارای ۸۰ نقطه  ورودی و خروجی و حافظه ای با قابلیت ذخیره ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ دستور العمل هستند . نوع قطعه قطعه شامل بخشهای مجزا برای منبع تغذیه ، پردازنده و … می باشد که غالباً روی نواری داخل یک محفظه فلزی شده اند . نوع قفسه ای می تواند برای همه انواع کنترل گرهای برنامه پذیر به کار رود و شامل واحدهای عملیاتی مختلفیاست که در یک بخش قرار گرفته اند تا به محلهای اتصال در قفسه اصلی متصل شوند ترکیبی از بخشهای مورد نیاز برای هدفی خاص توسط استفاده کننده انتخاب می شود و سپس در محل محفظه اصلی  نصب می گردد. بنابراین به راحتی می توان با اضافه کردن بخشهای  ورودی و خروجی بیشتر تعداد اتصالات  ورودی و خروجی را افزایش داد یا باافزایش واحد حافظه ، حافظه آنرا گسترش داد .

برنامه ها توسط ابزار برنامه ریزی به حافظه  PLC وارد می شوند که به طور مداوم به   PLC متصل نمی باشد و می توان آن رابدون بروز اشکال از یک کنترل گر به دیگری منتقل کرد . از آنجا که ابزار برنامه ریزی ،برنامه ها را به حافظه  PLC منتقل
می کند ، برای کار نیازی به اتصال آن به
 PLC نمی باشد .ابزارهای برنامه ریزی
می تواند یک ابزار قابل حمل ، یک صفحه فرمان رومیزی و یا یک کامپیوتر باشد . سیستمهای قابل حمل شامل یک صفحه کلید کوچک کریستال مایع (
LCD) می باشد قالب معمول آنرا نمایش مراه با یک صفحه کلید کامل و یک واحد نمایش تصویری داشته باشند . کامپیوترهای شخصی به عنوان ایستگاههای کاری
 برنامه ریزی کاربرد وسیعی دارند . برخی از
 PLC ها فقط نیازمند کامپوتر با نرم افزارخاصی هستند . برخی نیازمند کارتهای ارتباطی خاص با  PLC هستند . مزیت اصلی استفاده از کامپیوتر این است که برنامه می تواند برنامه ریزی دیسک سخت یا دیسکت ذخیره شده و به راحتی نسخه برداری شود . عیب این حالت این است که برنامه ریزی احتمالاً آسان نخواهد بود . صفحه فرمان قابل حمل و نقل حاوی حجم کافی از حافظه است تا اجازه نگهداری برنامه ها به هنگام حمل از یک محل به محل دیگر بدهد .

ساختار داخلی

ساختار پایه داخلی  PLC را نمایش می دهد . ساختار شامل یک واحد پردازش مرکزی حاوی سیستم ریز پردازنده ، حافظه ، مدار  ورودی و خروجی است . CPU همه اعمال داخل  PLC را کنترل و پردازش می کند ، و دارای پالس ساعتی با فرکانس بین ۱ تا MHz 8 می باشد . این فرکانس سرعت کار  PLC را تعیین کرده و امکان زمان بندی و همزمانی را برای سایر عناصر سیستم مهیا می سازد . اطلاعات درون  PLC را سیگنال های دیجیتالی حمل می کنند . مسیرهای داخلی که از طریق آنها سیگنالهای دیجیتال منتقل می شوند ، گذر گاه نامیده می شود . از نظر فیزیکی ، گذر گاه فقط تعدادی هادی است که سیگنال الکتریکی می تواند در آن جریان یابد .
گذر گاهها می بایست یا روی فیبر مدار چاپی ترسیم شوند و یا به صورت کابلهای نواری به کار روند .
 CPU از گذر گاه داده برای ارسال داده بین عناصر سازنده ، از گذر گاه آدرس برای ارسال آدرس محلها جهت دسترسی به داده ذخیره شده و از گذر گاه کنترل برای سیگنالهای مرتبط با اعمال کنترل داخلی استفاده می کند . گذر گاه سیستم برای ارتباط بین در گاههای  ورودی و خروجی و واحد  ورودی و خروجی به کار می رود .

CPU

ساختار داخلی  CPU به نوع ریز پردازنده به کار رفته بستگی دارد . به طور کلی اجزای زیر است :

۱-    یک واحد محاسبه و منطق (ALU) که مسئول انجام روی داده ها و پیاده سازی اعمال محاسباتی جمع و تفریق و اعمال منطقی XOR,NOT,OR,AND می باشد .

۲-    حافظه ، که ثبات خوانده می شود ، در داخل ریز پردازنده قرار گرفته است و برای ذخیره اطلاعات مربوط به اجرای برنامه به کار می رود .

۳-    یک واحد کنترل که برای کنترل زمان بندی اعمال به کار می رود .

 

کلیدها و حسگرهای فتوالکتریک

کلیدهای فتو الکتریک می تواند به صورت  نوع انتقال پذیرعمل می کندکه دراین حالت جسم آشکار شده اشعه نوررا قطع می کند ، معمولاً اشعه مادون قرمز ، و از رسیدن آن به آشکار ساز جلوگیری می کند

الف)یابه صورت نوع انعکاسی که جسم آشکار شده اشعه نوررا به آشکار ساز منعکس می کند در هر دو نوع منبع گسیلنده اشعه یک دیود گسیلنده نوری (LED) خواهد بود . آشکار ساز اشعه معمولاً یک ترانزیستورنوری یا غالباً یک زوج ترانزیستورمثل زوج دارلینگتون خواهد بود.زوج دارلینگتون حساسیت را افزایش خواهد داد . بسته به مدار مورد مورد استفاده ، خروجی می تواند به هنگام تحریک ترانزیستور به سطح پایین یا بالا کلید زده شود. چنین حس گرهایی ، به صورت
 واحدهایی برای تشخیص حضور اجسامی در محدوده نزدیک ، در
 حدود
mm 5 ، به کار می روند .

نوعU شکل راکه جسم خطوط نور را قطع می کند ، نشان می دهد .

امکان دیگر دیود نوری می باشد . بسته به مدار مورد استفاده ، خروجی می تواند به هنگام تحریک دیود به سطح پایین یا بالا کلید زده شود .

با حسگرهای فوق ، نور به تغییر جریان ، ولتاژ یا مقاومت تبدیل خواهد شد . اگرخروجی برای محاسبه شدت نور به کار رود ، فقط به جای حضور یا عدم حضور جسم درمسیر نور ، کافی است سیگنال نوری تقویت شده و سپس تبدیل به حالت آنالوگ به دیجیتال توسط مبدل آنالوگ به دیجیتال صورت پذیرد .           

 روش دیگر برای این کار استفاده از مبدل نور به فرکانس است ، که نور به رشته ای از پالسها با فرکانسی که بر حسب شدت نور محاسبه می شود ، تبدیل می گردد. مدارهای مجتمع حس گر وجود دارند ، مثل ۲۲۰ TSL از شرکت Texas Instrument ، که حسگر نوری و مبدل نور به فرکانس را به هم ملحق کرده است اصطلاح رمز گذار برای ابزاری به کار می رود که خروجی دیجیتالی در اثر
 جابه جایی زاویه ای یا خطی تولید می کند . رمز گذار افزایشی تغییرات
 جابه جایی زاویه ای یا خطی را نسبت به نقطه مبنا آشکارمی سازد ، حال
 آنکه یک رمز گذار محض، محل واقعی زاویه ای یا خطی را خواهد داد

قالب پایه رمز گذار افزایشی     

را برای محاسبه جابجایی زاویه ای نشان می دهد . یک اشعه نور ، از یک دیود گسیلنده نور ، از شیار های روی دیسک عبور کرده و توسط یک حسگر نوری مثل دیود یا ترانزیستور نوری ، آشکار می شود . هنگامی که دیسک حرکت می کند اشعه نور به طور متناوب قطع و ارسال می شود و بنابراین یک خروجی پالس از حسگر نوری تولید خواهد شد . تعداد پالسهای متناسب با زاویه ای است که دیسک گردش کرده است ، دقت با تعداد شیارهای روی دیسک نسبت دارد . با ۶۰ شیار ، از آنجا که هر دور ۳۶۰ درجه است ، حرکت از یک شیار به شیار دگر ۶ درجه می باشد . با استفاده از شیارهای فرعی می توان برای هر دور یک هزار شیار داشت و در نتیجه دقت بالاتری را بدست آورد .

رمز گذار محض با رمز گذار افزایشی این تفاوت را دارد که دارای یک الگوی سوراخها است که محل هر زاویه خاص را تعریف می کند . قالب رمز گذاری را نشان می دهد که از سه مجموعه سوراخ استفاده می کند و یک خروجی ۳ بیتی تولید
می کند . رمز گذارهای کاربری دارای ۱۰ یا ۱۲ شیار می باشند . تعداد بیتهای خروجی دودویی حاصل برابر با تعداد شیارها می باشد . بنابراین با سه شیار سه بیت خواهیم داشت و در نتیجه تعداد محلهایی که می تواند آشکار شود ۸=۲۳ خواهد بود ، یعنی دقتی برابر۴۵=۸/۳۶۰ . با ۱۰ شیار دارای بیت هستیم  و تعداد محلهایی که می تواند آشکار شود ۱۰۲۴=۲۱۰ و دقت زاویه ای ۳۵/۰=۱۰۲۴/۳۶۰ خواهد بود .

 شرطی کردن سیگنال

حسگرهایی که سیگنال گسسته یا دیجیتال تولید می کنند ، اگر به واحد  ورودی متصل شوند،با دقت شود تا سطوح ولتاژ آنها مطابقت داشته باشند . به هر حال ، اغلب حس گرها سیگنالهای آنالوگ تولید می کنند . برای پیشگیری از کثرت کانال های  ورودی آنالوگ که با طیف وسیعی از سیگنالهای آنالوگی سروکار دارد که توسط حسگرها تولید می شوند ، اغلب از شرطی کردن سیگنالهای خارجی استفاده می شود.  این کار سیگنالهای آنالوگ را به حد معمول می آورد و بنابراین امکان استفاده از قالب استانداردرا برای کانال ورودی آنالوگ فراهم می سازد . سیگنالهای آنالوگ را به جریانی در محدوده ۴ تا ۲۰Ma تبدیل می کند و بنابراین با عبور آن از مقاومت ۲۵۰ اهم سیگنال  ورودی ۱ تا ۵v را نتیجه می دهد.

 در نتیجه ، برای مثال ، در حسگری که برای بررسی سطح مایع در محدوده
 ارتفاع ۰ تا
۱m به کار می رود ، سطح۰ تا ۴Ma و سطح ۱m با ۲۰ma نشان داده

خواهد شد . استفاده  از ۴ma برای نمایش سطح پایین در محدوده آنالوگ امکان جداسازی بین دو حالت را فراهم می سازد ؛ هنگامی که حسگر کار نمی کند و به همین دلیل خروجی ۰ دارد . در این حالت جریان ۰ma است .

یک مقسم ولتاژ می تواند برای کاهش ولتاژ حسگر به حد مورد نیاز استفاده شود ، سطح ولتاژ خروجی VOUT برابر است با :    

تقویت کننده ها برای افزایش سطح ولتاژ به کار خواهند رفت ،
  قالب اصلی مداری را که با تقویت کننده عملیاتی

۷۴۱
به کار میرود برای (الف) داشتن یک تقویت کننده وارونگر و (ب) یک  تقویت کننده غیر وارونگر نشان می دهد . برای تقویت کننده وارونگر خروجی برابر است با\"\"

و برای تقویت کننده غیر وارونگر :                              

گاهی تقویت کننده تفاضلی برای تقویت اختلاف بین دو مقدار ولتاژ ورودی مورد نیاز می باشد . چنین حالتی وقتی است که حسگری ، مثلاً عقربه کشش ، دوولتاژمی باشد یا ترموکوپلی که اختلاف ولتاژ بین دو قطعه سرد و گرم را نشان می دهد.

   قالب اساسی مدار تقویت  کننده عملیاتی برای این کار را نمایش می دهد . ولتاژ خروجی VOUT برابر است با :

برای نمایش استفاده از شرطی کردن سیگنال ، آرایشی را نشان می دهد که برای حسگر عقربه کشش می تواند به کار رود . حسگر در پل و تستون بسته شده است ، و اختلاف پتانسیل بدون تعادل پل پیش از اعمال به مبدل آنالوگ به دیجیتالی که بخشی از درگاه ورودی  PLC می باشد ، توسط تقویت کننده تفاضلی تقویت
می شود .

انواع شمارنده

یک شمارنده با مقدار دلخواهی تنظیم می شود و هنگامی که این پالسهای  ورودی در یافت شد ، اتصالاتش عمل می کنند . بنابراین اتصالات همواره باز ، بسته و اتصالات همواره بسته ، باز می شود .

دو نوع شمارنده داریم ، گرچه که  PLC می تواند حاوی هر دو نوع نباشد . این انواع عبارتند از : شمارنده نزولی و شمارنده صعودی . یعنی مقادیر از مقدار مقرر کم
می شوند . هنگامی که شمارنده به مقدار صفر می رسد ، اتصالات آن تغییر حالت می دهند . اغلب
 PLC ها دارای شمارنده نزولی هستند . شمارنده های صعودی از صفر تا مقدار از پیش تعیین شده را می شمارد ، یعنی مقادیر اضافه می شوند تا به مقدار از پیش تعیین شده برسند .هنگامی که شمارنده به مقدار مقرر برسد ، اتصالات آن تغییر وضعیت خواهند داد .

سازندگان مختلف  PLC رفتارهای متفاوتی در رابطه با شمارنده ها دارند . برخی شمارش نزولی یا صعودی و بازسازی دارند و شمارنده را به عنوان سیم پیچ رله و یک پله خروجی در نظر می گیرند . در این روش فرض می شود که شمارنده ها دارای دو بخش اصلی هستند : یک سیم پیچ رله برای شمارش پالسهای  ورودی و یکی برای بازسازی شمارنده ، اتصالات متناظر شمارنده ها در سایر پله ها به کار می رود . این حالت را تشریع می کند .سایرین شمارنده را به عنوان بلوک میانی در پله در نظر می گیرند که به هنگام رسیدن به پایان شمارش سیگنال ها از آن خارج می شوند . این حالت را تشریع می کند . siement  مثالی از چنین سازندگانی است . CTD نشانگر عنصر شمارش نزولی ، RST عنصر بازسازی و CV مقدار شمارش است .

مقایسه داده

دستور مقایسه داده به  PLC می گوید که دو مقدار داده را مقایسه کند . بنابراین ممکن است یک مقدار دیجیتال خوانده شده از یک ابزار  ورودی با مقدار دوم ذخیره شده در یک ثبات مقایسه شود . به عنوان مثال ممکن است بخواهیم در صورتی که  ورودی از حسگر دما مقدار  دیجیتالی کمتر از مقدار ذخیره شده در ثبات داده  PLC بدهد ، عمل خاصی صورت گیرد . معمولاً  PLC ها می توانند اعمال مقایسه ای را برای کوچکتر از (LES  یا < ) ، مساوی با (EQU یا =) ، کوچکتر یا مساوی با (LEQ یا = < ) بزرگتر (GRT یا >) ، بزرگتر یا مساوی با (GEQ  یا => ) و نامساوی با (NEQ یا <> یا # ) را انجام دهند . پرانتزهای مجاور هر حالت ، مخفف به کار رفته در برنامه نویسی را نشان می دهند .

برای مقایسه داده ، دستور به کار رفته شامل انتقال داده ای است که داده ها را مقایسه
 می کند ، مبداء (
S) آدرسی که داده برای مقایسه از آنجا برداشته می شود و مقصد(D) آدرسی است که داده با آن مقایسه می گردد . دستورات معمول به کار رفته برای مقایسه مقادیر در پرانتزهای بالا ذکر شده اند.

اگر مقدار ۱ با مقدار ۲ مقایسه شود . نتیجه با قالب مقایسه هماهنگ داشته باشد ، بنابراین خروجی ۱ خواهیم داشت . اگر مقایسه درست نباشد ، خروجی نادرست می شود و خروجی ۰ خواهد بود به عنوان مثال اگر از فرم مقایسه کوچکتر استفاده کنیم اگر مقدار ۱ کوچکتر از ۲ باشد ، خروجی درست بوده و ۱ می شود . اگر این مقدار از مقدار ۱ کوچکتر نباشد ، حاصل مقایسه نادرست بوده و خروجی ۰ می شود .

انواع قالبهای به کار رفته توسط دو سازنده مختلف را برای دستور مقایسه بزرگتر از نشان می دهد . چنین قالبهایی برای سایر اشکال مقایسه نیز به کار می رود .
در که قالب به کار رفته برای
Mitsubishi است ، s شاخص مبداءمقدار داده برای مقایسه و D شاخص مقصد یا مقداری است که مقایسه باید با آن انجام شود . بنابراین اگر مقدار مبداءبزرگتراز مقدار مقصد باشد ،خروجی ۱است . در قالب
AllenBradly
به کار رفته است .در اینجا مبداء داده مقایسه شده به صورت مقدارنگهداری شده در زمان ۴٫۰ و داده ای که می بایست.

مقایسه با آن انجام شود عدد ۴۰۰ است  به عنوان توضیحی بر کاربرد چنین مقایسه ای ، کاری را در نظر بگیرید که شامل به صدا در آوردن آژیر به شرطی باشد که حس گری نشان دهد که دما از مقداری مثلاً ۱۰۰۰c ، بالاتر رفته است . آژیر باید تا زمانی که دما به زیر ۹۰۰c برسد ادامه یابد .  اگر دما بالا رود یا مساوی یا بزرگتر از ۱۰۰۰c شود ، در این صورت عنصر مقایسه بزرگتر از ، خروجی ۱ می دهد و رله داخلی را فعال می کند در این صورت خروجی خواهیم داشت . این خروجی عنصر بزرگتر از را نگهداری کرده و بنابراین خروجی فعال می ماند ، حتی اگر دما از ۱۰۰۰c کمتر باشد . این خروجی تا زمانی که کمتر از ۹۰۰c یک خروجی ندهد و رله داخلی را بازسازی نکند ، قطع نمی شود .

مثالی دیگر از کاربرد مقایسه هنگامی است که نیاز به راه اندازی به ترتیب چهار خروجی داریم ، یعنی وقتی کلید شروع بسته می شود خروجی ۱ فعال شود
، پس از مدت زمانی خروجی ۲ ، مدت زمانی بعد خروجی ۳ و زمانی بعد
 خروجی ۴ . گر چه می توان این کار را با سه زمان سنج انجام داد ، روش دیگر
استفاده از یک زمان سنج با عناصر بزرگتر یا مساوی است ، هنگامی که اتصالات
X400 بسته می شوند ، خروجی Y430 شروع به کار می کند . همچنین زمان سنج کارش را شروع می کند . هنگامی که مقدار زمان سنج بع ۵S برسد ، آنگاه عنصر بزرگتر یا مساوی Y431 را فعال می کند . هنگامی که زمان سنج به ۱۵S برسد عنصر بزرگتر یا مساوی Y432 را فعال می کند . هنگامی که زمان سنج به ۲۵S برسد ، اتصالات آن Y433 را فعال خواهد کرد .

جستجوی خطا

برای هر ماشین کنترل توسط  PLC ، در صد بیشتری از خطاهای موجود مربوط به حس گرها ، فعال سازها و سیم بندی است تا مربوط به خود  PLC . خطاهای موجود در  PLC ، اغلب مربوط به کانالهای  ورودی و خروجی و منبع تغذیه هستند تا مربوط به CPU .

به عنوان یک خطا ، ابزار تک خروجی را در نظر بگیرید که به هنگام روشن شدن LED متناظر ، فعال نشود . اگر بررسی ولتاژ خروجی  PLC نشان دهد که شرایط عادی است ، در این صورت خطا ممکن است مربوط به سیم بندی نادرست باشد . اگر بررسی ولتاژ ابزار نشان می دهد که ولتاژ در شرایط عادی است ، در این صورت خطا از ابزار است به عنوان توضیحی دیگر ، فرض کنید همه  ورودیها کار نکنند . این عیب می تواند در اثر اتصال کوتاه یا اتصال زمین به یک  ورودی رخ دهد و روش حل آن می تواندجدا کردن تک تک  ورودی ها تا زمانی باشد که  ورودی معیوب جدا شود . مثالی از خطای دیگر توقف کل سیستم است . این عیب در اثر قطع منبع تغذیه یا خاموش شدن آن و یا یک مدار قطع کننده می تواند رخ دهد .

اغلب  PLC ها دارای روالهای تعیین خطای داخلی هستند که بررسی خودکار را انجام داده و کد خطا را نمایش می دهد ، همراه با یک پیام کوتاه ، که با مراجعه به جدول کدها در فهرست منبع خطاها می تواند ترجمه شود و روش احتمالی بر طرف کردن آنرا ارائه دهد . به عنوان مثال ، کد خطا ممکن است مشخص کند که منبع خطا در بخش خاصی است و روش رفع آنرا ارائه دهد که شامل تعویض بخش یا قطع منبع تغذیه و وصل مجدد آن باشد .

 

ارسال نظر