X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

مانع اصلی صنایع هسته ای ایران

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

شرایط موجود تا همین جا توانسته است آینده نیروگاهی را که بیش از یک و نیم میلیارد هزینه برده است نامعلوم کند و در این میان گاه به نظر می رسد که دسترسی به صنایعی که ایران به تمامی سزاوار داشتن آن هست ،در گیرودار مسائل سیاسی و تبلیغاتی دارد غیرممکن و همه سرمایه گذاری ها تباه می شود. اگر اسرائیل علی رغم تمام تهدیدهائی که ایران می کند دست به حمله ای هوائی و موشکی به نیروگاه بوشهر زد، حتی به فرض آن که ما هم موشکی به سوی تل آویو پرتاب کنیم، که شبیه اش را صدام حسین کرد و طرفی نبرد، چه کسی را باید گناهکار دانست. پاسخ دادن به این سئوال تنها فایده ای که دارد این است که از جهات دیگر هم نشان می دهد که کشور ما در چه درگیری هائی است. از این نمونه می توان به قاعده ای رسید که دارد بر زندگی ایرانیان نهادینه می شود بدون آن که لزومی برای آن باشد.

<!–[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 <!–[if gte mso 9]> <!–[if gte mso 10]>
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:\”Table Normal\”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:\”\”;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:\”Calibri\”,\”sans-serif\”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:\”Times New Roman\”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مانع اصلی صنایع هسته ای ایران 

یک ماه مانده به جلسه هیات رییسه آژانس بین الملی انرژی اتمی که در آن پرونده هسته ای ایران بررسی می شود، در داخل ایران موضوع فعالیت های هسته ای به موضوعی تبلیغاتی بدل شده است و از جمله کسانی که هیچ تاملی در مسائل بین المللی ندارند درباره آن اظهار نظرهای گاه عجیبی می کنند و در اروپا و آمریکا هم هر روز بیش از پیش افکارعمومی آماده می شوند برای جلوگیری از به کار افتادن نیروگاه بوشهر. 

شرایط موجود تا همین جا توانسته است آینده نیروگاهی را که بیش از یک و نیم میلیارد هزینه برده است نامعلوم کند و در این میان گاه به نظر می رسد که دسترسی به صنایعی که ایران به تمامی سزاوار داشتن آن هست ،در گیرودار مسائل سیاسی و تبلیغاتی دارد غیرممکن و همه سرمایه گذاری ها تباه می شود. اگر اسرائیل علی رغم تمام تهدیدهائی که ایران می کند دست به حمله ای هوائی و موشکی به نیروگاه بوشهر زد، حتی به فرض آن که ما هم موشکی به سوی تل آویو پرتاب کنیم، که شبیه اش را صدام حسین کرد و طرفی نبرد، چه کسی را باید گناهکار دانست. پاسخ دادن به این سئوال تنها فایده ای که دارد این است که از جهات دیگر هم نشان می دهد که کشور ما در چه درگیری هائی است. از این نمونه می توان به قاعده ای رسید که دارد بر زندگی ایرانیان نهادینه می شود بدون آن که لزومی برای آن باشد.

اول این را روشن کنیم که دو گروه با تبلیغات مطلق زده خود مساله ای را که سیاسی و حقوقی و فنی است و یکی از زمینه های پیشرفت صنعتی ایران بدان وابسته، در تفسیرهای خود از مدار خارج کرده و به مساله تبلیغاتی بدل کرده اند و کوشش دولت و مذاکره کنندگان ایرانی از این دو سو تهدید به شکست می شود. یکی مخالفان جمهوری اسلامی که هر نوع پیشرفتی را در کشور منجر به استقرار بیش تر نظامی می دانند که نمی خواهند. هم از این رو چنین تبلیغ می کنند که اگر جمهوری اسلامی به صنایع هسته ای دست یافت، فورا دست به کار ساختن سلاح های اتمی خواهد شد و دیگر برکندش محال است. گروه دوم تندروهای داخل ایران هستند که آن ها هم گویا گمان می کنند که با داشتن نیروگاه هسته ای و حتی بمب هسته ای دیگر عاملی نخواهد توانست از اتصال حکومت دینی موجود به امام زمان جلوگیری کند. این هر دو گروه نظری دارند که پایه های عقلی و علمی ندارد. اگر قرار بود صنایع و حتی بمب های هسته ای از سقوط حکومتی جلوگیری کند بزرگ ترین دارنده سلاح های هسته ای که شوروی بود به این سادگی ساقط نمی شد. زراد خانه هسته ای به برپا ماندن هیچ حکومتی کمک نکرده است و از قضا چنان که رییس جمهوری ایران هم گفته است بمب اتمی می تواند خطرساز باشد برای کشوری مانند ایران، اما بازدارنده از خطرات نیست. از سوی دیگر سلاح هسته ای هیچ حکومتی را در برابر مخالفت مردمش محافظت نمی کند. به شمشیری می ماند که به هر بلندی دسته خود را نمی برد. این نظر هواداران و مخالفان جمهوری اسلامی سهو و خرافه ای بیش نیست.

می توان پرسید که خواست و نظر مخالفان و موافقان جمهوری اسلامی چه ربطی به روند کار و تصمیم گیری هیات رییسه آژانس بین المللی انرژی در مورد فعالیت های هسته ای ایران دارد و چرا واجد اهمیت شناخته می شود. پاسخ این است که گروه مخالفان را اثری و سهمی در ماجرا نیست اما نمی توان گفت هواداران نظام هم چنینند. در حالی که مخالفان پیشرفت و قدرت ایران، جز آن چه تندروهای درون نظام می گویند و انجام می دهند مستندی برای ابراز مخالفت خود ندارند. و تنها بهانه شان این است که حکومتی که نزدیکانش هر روز بارها نابودی کشورهای دیگر را آرزو می کنند و به مردم وعده می دهند، از کجا که وقتی مسلح به سلاحی مهیب شوند به تهدیدهای خود جامعه عمل نپوشانند. کسانی که به این استدلال ها متوسل می شوند خوب می دانند که در صورت بودن بمب اتمی در ایران هم کسی به صدور دستور پرتاب آن خطر نمی کند. اگر چنین بی فکری و بی خردی حکمفرما بود که ربع قرن از وجود جمهوری اسلامی نمی گذشت. جمهوری اسلامی از قضا از متحمل ترین و بی خطرترین حکومت ها برای همسایگان خود بوده است و جز فریاد کشیدن و شعار دادن کاری علیه همسایگان و حتی دشمن بزرگ اعلام شده خود اسرائیل، نکرده است. در تمام طول هشت سال جنگ جز موشکی که به گفته رهبر وقت جمهوری اسلامی معلوم نبود از کجا آمد و کار خدا بود تا کویت را از همراهی با عراق بازدارد، ایران جنگ را گسترشی نداد، در مقابل تندترین رفتارهای آمریکا ساقط کردن هواپیمای مسافربر ایرانی و بمباران دو سکوی نفتی صبر و متانت پیشه کرد، در مقابل کشته شدن آن همه ایرانی در حج با سعودی ها وارد خصومت چندان نشد، با همه مشکلاتی که طالبان وهابی مسلک علیه ایران به ویژه در مرزهای شرقی و خراسان ایجاد کردند و کار به بمب گذاری هم رسید، ایران سپاه پاسداران را به لب مرز برد اما ماجراجوئی نکرد. در مقابل کشته شدن رهبران شیعه و کارکنان ایرانی در پاکستان هم همین قدر که حکومت اسلام آباد عذر خواست آن را پذیرفت.

سخن اینست که پس کدام حرکت از سوی تصمیم گیرندگان جمهوری اسلامی است که دارد حق طبیعی ایرانیان را می گیرد و در گردونه ای پرکشمکش انداخته و در بهترین حالت ها، پرهزینه کرده است. جواب این است که تنها و تنها تبلیغات و بلوف ها و رجزخوانی تندروهاست که بنا به مصرف داخلی به کار می آید و بهانه به دست یهودیان پرنفوذ می دهد تا با راضی کردن افکارعمومی کشورهای مردم سالار اروپا و آمریکا، دولت های آنان را به سنگ اندازی در راه دستیابی ایران به صنایع هسته ای ترغیب کند. فقط و فقط همین است. با چنین صورت مساله ای می توان به صراحت و تاکید گفت آنان که دارند ایرانیان را از زمینه ای برای پیشرفت تکنولوژیک محروم می کنند تندروهائی هستند که شعار را بر درایت و دیپلوماسی ترجیح می دهند.

و اگر پرسیده شود چرا چنین می کنند، پاسخش را باید در تحقیق تکان دهنده دزموند موریس استاد بزرگ بریتانیای در کتاب خود \” باغ وحش انسانی \” دید، آن جا که می گوید شامپانزه ها در قفس حرکاتی نشان می دهند که بسیار شبیه به انسان هاست. یکی از آن ها که قصد رهبری بر بقیه را در سر می پروراند برای وادار کردن همتایان به متابعت از خود، شبانه و یواشکی شاخه ای در قفس مجاور می کند و تهدید خارجی می آفریند، همتایانش از ترس پشت او متحد می شوند. این روش مرضیه را در طول تاریخ بشری بسیاری از قدرت ها آزموده اند، حتی در تاریخ جوامع مردم سالار امروزی هم تا قرن گذشته مثال هائی از این دست بود. اینک کسانی ما ایرانیان را نیز به این آزمایشگاه برده اند. اگر چنین نکنند باید به راهی بروند که بن بستش می پندارند و آن تن دادن به مردم و کاستن از قدرت مرکزی است. تن دادن به انتخابات آزاد و دموکراسی است، رعایت حقوق بشرست. برای گریز از این ها، تنها مفری که برایش گشوده است همانا ایجاد مدام دشمن خارجی و ایجاد هیجان های قوی در مردم است.

به همین آخرین تجربه که در تاریخ ایران نمونه بود نگاه کنیم. دوم خرداد با شعار تنش زدائی از روابط خارجی و ایجاد فضای تنفس برای همه ایرانی ها، چه واکنشی در جهان برانگیخت. تقریبا تمام درها به روی جمهوری اسلامی با حفظ اساسش و تنها با قبول رای و خواست مردم فراهم شد. غیرممکن بود که در صورت اصلاحات سیاسی و تغییر قانون انتخابات و تن دادن به خواست و رای مردم، جامعه جهانی در چنین موقعیتی قرار گیرد که بتواند راه کشوری را که می گوید قوانین و ضوابط بین المللی را قبول دارم و بازرسی ها را می پذیرم برای رسیدن به صنایع هسته ای سد کنند. هیچ بهانه ای وجود نداشت و خواست و نظر اسرائیل کاملا در انزوا می ماند. ایران کشوری است که پولش را دارد و تمایلش را هم دارد دیگر چه دلیلی وجود داشت که فروشندگان در برابرش صف نکشند برای فروختن نیروگاه های هسته ای.

اگر کسانی هستند که باور کرده اند که این هم سختی را ایرانیان برای آن می کشند که تنها تندروهای ایرانی غیرت اسلامی دارند و از ظلمی که بر فلسطینی ها می رود برآشفته اند و به همین دلیل دشمنی اسرائیل را خریده اند، باید در پاسخشان گفت چنین نیست. اگر چنین بود و به فرض تمام مسلمانان عالم در بی غیرتی و بی اعتنائی به موضوع بودند حتی خود فلسطینی ها و شرف و غیرت منحصر شده بود به بخشی از جناح راست ایران باز هم باید در گوششان می گفتیم اول قوی شوید و بعد به دفاع عالم بروید که ضعیف قرار گرفته در انتهای صف کشورهای دنیا از نظر اقتصادی و رفاه مردمان، جز رجز خواندن کاری نمی تواند کرد. پس به روش ژاپنی ها سکوت پیشه کنید و چون توان یافتید درها بگشائید و حق خود و عالم را از اقویا بگیرید. عقل هم همین را حکم می کند. اما مساله این نیست و این ها تنها بهانه است برای نگفتن آن یک کلمه. کلمه مقدس \”آزادی\” برای مردم گفتن این کلمه چنان برایشان دشوارست که گاهی مقدرات مردم که هیچ، حکومت مطلوب و مالوف خود را به خطر می اندازند.

بدین گونه است که باید دشمن قوی شدن و پیشرفت ایران را در درون جست و جو کرد، نه در بیرون. کسانی که از خشگ مغزی خود را حق مطلق و حق تمام می بینند و حتی برای انتخاب نمایندگان خود هم به مردم اهمیتی نمی دهند و راست در چشم ها می ایستند و می گویند رای شش نفر شورای نگهبان بر رای میلیون ها ایرانی غلبه دارد و سر است، آن ها که همه زبان ها را بسته می خواهند، هیچ قرائتی جز قرائت خود را حتی از دینداری قبول ندارند، به راستی که کاری جز ضربه زدن به منافع ملی در پیش ندارند.

این جاست که تحلیگران جهان آشنا در کار ایران در می مانند و مانند سه هفته پیش می نویسند به نظر می رسد تندروها برای حفظ موقعیت خود در حکومت بیش تر می پسندند که نیروگاه بوشهر که چون استخوانی در گلویشان گیر کرده است توسط دیگران بمباران شود تا آن ها از شرش خلاص شوند و بهانه ای هم برای تهییج افکارعمومی به دست آورند و در ضمن کسی هم نپرسد که یک و نیم میلیارد دلار سرمایه کشور که ملتی به آن مختاج بود چرا در راهی هزینه شد که پایانی بر آن مترتب نبود.

این جاست که یک نمونه دیگر به دست می آید که ثابت می کند که تندروها و خشگ مغزان ایرانی شبیه ترین کسان به تندروهای صهیونی هستند. مگر نه این که در تمام عالم فقط این دو گروهند که با صلح خاورمیانه مخالفت می کنند. مگر نه که در همه عالم فقط این دو گروهند که با اتحاد مسلمانان مخالفت می ورزند. ماجرای هسته ای هم مثالی دیگر برای همخوانی این دو. که گفته اند تمام صد در صدی های عالم در نقطه ای به هم متصل می شوند و مدام برای هم حلقه نجات می فرستند چرا که وجودشان به هم بسته است و هر کدام بی دیگری برای زندگی در دنیای صلح و سلامت جو، دچار مشکل می شوند. در همه مثال ها چنین است. اگر مقتدا صدر نبود کجا نومحافظه کاران آمریکائی می توانستند به قدرت نمائی در نجف بپردازند. اگر صدام حسین نبود کجا می توانستند به عراق لشگر بکشند و اگر بن لادن نبود کی تصور می کرد که آمریکا و متحداش سرزمین تسخیرناپذیر افغان را که بریتانیا و شوروی دراوج قدرت خود در آن درماندند، تسخیر کنند. این ها چنان به هم متصل و محتاجند که محافظه کاران ایرانی می نویسند صدام و بن لادن و ملاعمر ساخته صهیونیسم بودند. راست می گویند. اگر این ها نبودند باید نومحافظه کاران آمریکائی و صهیونی ها شبیه شان را می آفریدند تا به برنامه های خود موفق شوند. اما گویندگان این تحلیل، خود را در آینه نمی بینند که در همان نقطه نشسته اند و برای تندروهای رقیب به همان گرانی می ارزند.

 

 

منبع :پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

ارسال نظر