X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

معماری روم

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

معماری روم

قدرت روم که پس از اتروسکها بر ایتالیا حاکم و جانشین ایشان شد. اقوام ستیزه ایتالیا را مطیع حکومت واحد روم گردانیده و سرانجام ملتهای اروپای غربی و مدیترانه و خاور نزدیک را در زیر پرچم امپراطور روم گرد آورد .که به گفته مورخ بزرگ روم « انقلابی پدید آورد که تا ابد در یاد ها خواهد ماند ،و امروز نیز ملتها آ« را احساسا می کنند.» در واقع اگر در بررسی امروزمان می بینیم که نبوغ یوناننین با تابش هر چه بیش تر در عرصه هنر ،علم ، فلسفه ، تاریخ، و به طور کلی در قلمرو عقل و تخییل می درخشید نبوغ رومی در عرصه فعالیتهای دنیوی حقوق و کشورداری پر تو افکنی می کند ۱۵ .و به اعتقاد بسیاری دیگر هنر رومی از هنر یونانیان متولد گردید،هنر رومی به واقع انتشار دهنده میراث هنر یونانیان بوده است۱۶٫ و هر چند عده ای اعتقاد بر این دارند که معماری رومی ریشه در معماری اتروریایی داشته است اما در واقع دارای خصوصیاتی یو نانی مآبی بوده است

 

اما آنچه که معماری رومی را متمایز از معماری اقوام دیگر همچون یونانیان میکنند را شاید بتوان به صورت ذیل توجیح کرد . که در واقع  تمرکز قدرت های نظامی مالی  و اداری روم باستان، دیر تر با تمرکز توان علمی و فرهنگی همراه شد و چنان که دانسته شده است، مدتی، توانمندترین شخصیتهای زبده، دانش و هنر زمان، را از دور و نزدیک جذب خود کرده است .و این امر تا آنجا که به تولید فضای معماری و به ویژگیهای آن باز می گرداند دارای پیاوردهایی به شرح ذیل است۱۸:

-توان اجرایی متکی بر ثروتهای مادی با یا بی ( رشادتهای که به رومیان نسبت داده شده است) بر سایر تلاشها مقدم بوده و رشد دهنده و بر انگیزاننده تولید در زمینه های دیگر است .

– آنچه پیشتر در جهان یا از حوزه پر تحرک مدیترانه شقی با فراست و ظرافت ساده پرداخته شده بود و به همراه دستا آوردهای اتروسکها تنها فضاهایی را به شمار می آورد که می توانستند مورد بهره ورداری سریع حکومت تازه به قدرت رسیده قرار گیرند . شور و ذوقی که از تحرک اجتماعی و از امکانات مادی و اجرا بهره می برد و از اینها منبعث می نمود به تدریج به تولیدات تازه ای در معماری ، مجسمه سازی، نقاشی، موسیقی ، نمایش، رقص و شعر منتهی شد که دارای اصالت بودند و توانستند بپایند .

  اما آنچه در این نوشتار مورد اهمیت است و مورد اصلی بحث نیز می باشد ویژگیهای رومی می باشد که از مجموعه گوناگون و پر شمار معماری  های رومین بیرون  مزنند که به عبارتی  میتوان این گونه دسته بندی نمود۱۹ : پر شماری گونه های معماری ،گستره بودن حجم های معماری و شکفته شدن در صور هندسی و اتکاء به سیستم ساختمانها و استخوانبندی بناها به فنونی یکسره و نو و بر خوردار از کارایی گسترده که به مختصر در باره هریک چند سطری را در ادامه خواهیم نوشت.

 

پر شماری گونه های معماری

گسترش پر شتاب سلطه رو میان باستان باعث گردید که تر تیبی متداول و همه گیر و شکلی مجلل در معماری به وجود آورنند و هر آنچه را که می خواستند بزرگ می ساختند و در ساختن آن هم درنگ نمی کردند این روحیه رومیان در صورتی برای بومیان سرزمینهای تسخیر شده مقبول می افتاد که با رنگ و بوی محلی آمیزش پیدا میکرد .که پیدایش این بناها با مداخله که در وضع عمومی شهر ها به وجود می آورد تحرک و پویایی جدیدی به شهرها می بخشید به طریقی که آبراه ها ،حمامها ، ورزشگاها ،آمفی تئاتر ها و… دارای گوناگونی فراوانی گردید و انواع مختلفی به خود گرفت. این تنوع  تنها در راستای اصلی کاربری، رده بندی بناها  ممکن می شد و نه در مجموعه ای از ویژگیهای که تاثیر پذیری شدید از عوامل محلی نیز در بگیرد.این گونه مسائل باعث گردید که پر شماری گونه های بناها  را در دوران رومیان داشته باشیم که یکی از ویژگیهای اصلی معماری آنان به شمار می آید که همراه و همزاد با تحرک اجتماعی و فرهنگی ،اقتصادی است و نمودی از شکوفایی یک تمدن است.

گستردگی حجمی بنا

یکی از نو آوری های رو میان در باب ترسیم یا تدوین پلان ولومتریک واحدهای معماری شهری این است که شالوده کالبدی بنا و در نتیجه شکل خارجی یا حجم آزاد را در تبعیت از شالوده کار بردی بنا می خواستند و در واقع معماران را وا می داشتند تا خود را از تصور پلاستیک و محدود هندسی برهانند و برخورداری از آزادی در تدوین نقشه را بر پیروی از پوششی یکپارچه و پیوسته را ترجیح دهند.مسلما با توجه به مسائل بالا حجم های معماری یک بنای واحد ضمن بر خورداری از ترتیب و تدرجی که دارای اصالت و ارزش کاربردی است با یک دیگر ترکیب شوند و ساختمان به شکلی ارگانیک بر روری زمین استقرار یابد که این کار مستلزم این است که یک بنا توسط  معمارانی ساخته و پرداخته نشود که دارای سبک و روش خاصی هستند بلکه از شیوه های فنی و اجرایی متداول و نیز در پیروی مستقیم از دولت عمل کنند و دیگر همچون یو نانیان پی جوی اینکه نگاه بیننده را به یک نمای خاص توجه دهند نباشند .

با توجه به سطور بالا برای شناخت یک بنای رومی به آنچه که درون آن اتفاق می افتد باید توجه کرد و عوامل داخلی آن را باید مورد بررسی قرار داد.تا بتوان به درک صحیحی از آن داشت.

فنون اولیه ساختمان

رومیان به منظور بر پایی بناهای خود از روشها و فنون خاصی بهره می گرفتند و با توجه به اینکه این فنون تاثیر به سزایی در شکل بنا ها داشته و در زمینه روان شناختی معماری نیز اثر گذار بوده که اشره به آن بی فایده نمی باشدمخصوصا که این وجوه مشخصه معماری رومی می باشد که می توان چنین دسته بندی کرد:

-اوپوس کو آدراتوم.که عبارت است از سنگهای  چهار گوش تراش که معمولا منظم اند و گاه تراش کامل ،که به صورت افقی کنار یکدیگر قرار داده می شدندکه علاوه بر کارایی های ساده در ساختن قوسها و پوششهای گهوارهای به کار می رفته است.

-اوپوس سیلیکئوم. عبارت است از دیواری که سنگهای به شکل نا منظم و دارای اندازه های جور وا جور بنا می شده است.

-اوپوس کمنتی کئوم. عبارت است از  ترکیبی از لاشه سنگهای نا منظم و گاه خردی که به وسیله ملات به یکدیگر می چسبند و شکلی کم وبیش یکنواخت و یک پارچه می یابند که در موارد پیشرفته برای تعبیه پوششها استفاده  می گردید.

-اوپوس لاتریکیوم. که روش به کار بردن خشت خام و آجرهایی که در کوره پخته شده اند در بنای پیکره های ساختمانی مبتنی است.

بیشترین و یا نوترین ابداع ساختمانی رومیان را در بنای قوسها و طاقها ی منحنی شکل می یابیم که تناسب و اندازه هایی هستند همزمانپاسخگو به نیازهای فنی و کاربردی و زیباشناختی .

بیشتر ساختن و تند ساختن دوری جستن از تلاش های نظری خالص در زمینه مدلهای کاربردی و سیتم های اندازه گذاری معطوف به شکل ظاهری بنا ها، پاسخ گویی به نیازهای محلی با احداث بناها و مجموعه های معماری از راه به کاربردن شیوه های ابداع و تدوین معماری که مدل مولد اصلی یا ماتریس یا پروتوتیپ آنها بناهای شناخته شده رومی است ولی در نهایت دو عامل دیگر نیز در ترسیم و اجرای آنها موثر است : فرهنگ محلی و سلیقه و توان معمار و معمار مجری.

معماری روم باستان

اگراستقلال یا اصالت مجسمه سازی و نقاشی رومی مورد تردید قرار گرفته باشد،برعکس معماری رومی آفرینشی چنان با عظمت بوده است که جایی برای چنین شک و شبهه باقی نمی

گذارد. بعلاوه رشد و تحول معماری رومی نیز از همان ابتداءمنحصراًتابع راه و رسم زندگی عمومی و خصوصی رومیان بوده است. بطریقی که در طول زمان هر عنصر معماری که از اتروسکها یا یونانیها بعاریت گرفته می شده در اندک مدتی به مهر خاص تمدن رومی ممهور می شده است. وجود این گونه پیوند ها با دوران گذشته در معابدی که طی سالهای آخر دورهجمهوری (۵۱۰-۵۶۰ق م ) یا عصر قهرمانی و کشور گشایی رومیان ساخته شده بیشتر بچشم می خورد .

معبد "فورتونا"قدیمیترین نمونه ای است از آن نوع ساختمان که تاکنون محفوظ مانده است . این معبد که در سالهای آخر قرن دوم ساخته شده ،با تناسبهای ظریفی که در ستونهای ایونیایی و یا ایونیک خود داردحکایت از موج عظیم نفوذ یونانی می کند که به دنبالهاستیلای رومیان بر یونانیان بسوی تمدن رومی سرازیر شد. با این حال بابنای مورد بحث تنها تقلیدی از معبدیونانی نیست زیرا در آن بسیاری عناصر اتروسکها نیز بکار رفته است مانند پایه کرسی بلند رواق و مقصوره ای عریض که ردیف ستون جانبی معبدرا بخود منضم  ساخته است.

از جانب دیگر مقصوره نیز به سه بخش مجزا ،آنچنان که در معماری اتروسکها معمول بود تقسیم نشده است.بلکه شامل فضایی واحد و بی جدار است.

اصولاًرومیان نیازمند فضای وسیعی در داخل معابد خویش بودندزیرا آن را نه فقط برای جای دادن پیکرهرب النوع بلکه همچنین بمنظور عرضه داشتن غنایم جنگی (مانندتندیسها و سلاحهاو

مانند آن)که بدست لشکریان پیروزشان می افتاد بکار می بردند.پس مشاهده می شود که معبد" فورتونا"نوع تازه ای بودکه بفراخورنیازمندهای رومیان بوجود آمده بود نه آن که بطور اتفاقی از تلفیق عناصر اتروسکهاو یونانی تشکیل یافته باشد.این شیوهمعماری می بایست عمری دراز یابد ،چنان که نمونه های فروانی از آن که معمولاًبزرگتر و آراسته به ستونهای کرنتی بود تا دوقرن پس از میلاد در ایتالیا وهم در پایتخت تابع امپراطوری ساخته می شد.

نوع دیگراز معبدسازی دوره جمهوری در نمونه ا ی که بنام معبد سبیل معروف شده و متعلق است بچند دهه بعد از معبد "فورتونا"،این ساختمان نیز محصول پیوند خوردن دو سنت جدا از هم بود. بنای بزرگ آن معبدی بود در مرکز شهر روم که آتش مقدس در آن نگاهداری می شد. بنای فوق در ابتداءشکل کلبه های گرد روستایی را داشت که به سنت دیرین در دهات رومی بنا می شدولی بعد ها در زیرنفوذ ساخنمانهای گنبدی شکل یونانی یا تولوس از نو با مصالح سنگی بر پا گردیدو بدین ترتیب سر مشقی شد برای عموم معابد گرددورهجمهوری

پسین ،در اینجا بار دیگر پایهکرسی بلند تنها پلکان مقابل مدخل که از ظرافت و رعنایی معماری یونانی الهام گرفته است جلب نظر می کند. با وجود این که این شیوهساختمانی متجاوز از هزارسال بیشتر در خاور نزدیک اختراع شده بود و بطور عمده در ساختن استحکامات بکار می رفت لیکن رومیان بودند که امکانات و موارد استعمال آن را توسعه دادند و کم کم اساس هر نوع ساختمان را بر آن بنا نهادند .  دیوارهای این نوع بناها با نوعی ساروج مخلوط با سنگ ریزه و خرده های باقیمانده از مصالح ساختمانی برپا شده و در نمونهمورد بحث بویژه سطح آنها با قطعه سنگهای کوچک و صیقلی روکش شده است.

قدیمی ترین بنایی که در آن خواص فوق بطور کامل نمایان است پرستشگاه فورتونا پریمیجنیادر پالسترینا واقع بر تپه های دامنهرشته جبال آپنین در مشرق روم است . شکل و حجم این بناءمدتهای درازدر زیر شهر قرون وسطایی که بر روی آن ساخته شده بود تقریباًبکلی از انظار پنهان مانده بود تا آن که در سال ۱۹۴۴ بمباران بسیاری از خانه های آن شهر را ویران کرد و بقایای معبد عظیم و کهنسال را آشکار ساخت که بعدها در سالهای اخیر مورد کاوش قرار گرفته و کلاًاز زیر خاک بیرون آمد.

آنچه که معبد پالسترنیا را بصورت چشم گیر با بهت جلوه گر می سازد تنها بزرگی حجم آن نیست بلکه انطباق کامل و شایستهآن بناست با وضع طبیعی مجاورش پشته ای بلند با موفقیت

شامخی نظیر آکروپولیس آتن تغییر شکل پذیرفته است ، چنانکه بنظر می رسد شکلهای ساختمانی از درون سنگ و خاک بیرون رسته است این گونه قالب زنی بر فضاهای گسترده هرگز در دنیای یونان کلاسیک امکان پذیر و یا حتی مورد پسند نبود و ساختمانهایی از این قبیل را تنها در معماری مصر باستان می توان یافت و از طرفی روحیههنری دوران جمهوری روم هیچوقت بدین گونه تجلی نمی یافته است.

رستشگاه پالسرینادر دوره حکومت فرمانروای "سولّا "حوالی سالهای ۷۹-۸۲ ق م ساخته شده است.

مجتمع ساختمانی دیگری که در شهر روم جلب توجه می کند "فوروم یولیوم "می باشد. در حقیقت فوروم یولیوم میدانی بود که از چهار طرف محصور در معماریهای معظم و با شکوه و متصل به معبد ونوس گینتریکس یا مادر نیای اساطیر خاندان قیصر.این مجتمع ساختمانی باشکوهترین منظرهمعماری رادر دنیای رومی بوجود آورد. متاسفانه از آن ساختمانها جز ویرانه ای باستونهای شکسته و پایهستونهاکه چیزی از شکوه اصلیشان را در نظر آشکار نمی سازد برجای نمانده است.

 ساختمان دیگری که از نظر شیوهمعماری ویژگیهای بناهای رومی را در خود حمل می کند می توان در بنای "کولوسئوم "که نمایشخانهسرگشادهعظیمی برای انواع ورزشهاو مسابقات در مرکز شهر روم بود ،از نزدیک مشاهده نمود.این ساختمان که در سال ۸۰ بعد از میلاد بپایان رسید از نظر حجم یکی از بزرگترین بناهای منحصربفرد است در سراسر دنیا در عصر فوق بوجود آمده است . بطوریکه در روزگار عمارتش بیش از ۵۰۰۰۰ تماشکر را در خود جای می داده است.

در این بنا هم طاق گهواره ای عادی و هم طاق مختلط بنام متقاطع که از تداخل دو طاق گهواره ای با زاویهقائم تشکیل می یابد بکار رفته است .در این بناء سه شیوه کلاسیک یا سه نوع ستون یونانی بر حسب سنگینی ذاتیشان بر روی یکدیگر سوار شده اند:۱)ستون دوریک که قدیمی ترین و با صلابت ترین آنهاست۲)ستون ایونیک ۳)ستون کرنتی  اگر بستونها دقت شود تقلیل تدریجی تناسب ستونها بزحمت قابل تشخیص است زیرا سه نوع ستون یونانی در اقتباسی که رومیان از آنها بعمل آورده اند تقریباًشبیه یکدیگر شده اند.

 هلالها و طاق های قوسی و نیز استعمال ساروج مخلوط با خرده سنگ به رومیان اجازه دادکه برای نخستین بار در تاریخ معماری فضاهای وسیع در داخل ساختمان بوجود آورند.این عناصر بویژه در احداث حمامهای بزرگ یا چشمه های آب گرم که در دورهامپراطوری روم بصورت مراکز مهم زندگی اجتماعی در آمده بود مورد استفاده کامل قرار گرفت که بعدها  نیز این شیوهمعماری در ساختمانهای رومی که بیشتر جنبهسنتی داشت بکار رفته است.شاید برجسته ترین نمونه حاصل از این تحول معماری بنای مشهور "پانتئون "در روم باشد.که معبد گردبسیاربزرگی متعلق به ابتدای قرن دوم بعد از میلاد می باشد،داخل این معبدکه به طرزی استثنائی سالم مانده از کلیهساختمانهای رومی دیگر که اثری از خود برجای گذارده اندبزرگتر است .گرچه مدتها پیش از آن معبدهای گرد ساخته شده بود لیکن شکل عمومی آنها به اندازه ای با بنای پانتئونتفاوت داردکه بهیچ وجه نمی توان تصور کرد که معبد فوق به تقلید آنها ساخته شده باشد.

مقصورهپانتئون از خارج به طبلی استوانه شکل و ساده می نمایدکه کنبدی با انحنای خفیف روی آن را پوشانده باشد.در مدخل آن رواق ورودی عمیقی ،از آن نوع که در شیوهعمومی

معبد سازی رومیان معمول بود تعبیه شده است .در این معبد معمار رومی تا آنجا که مربوط به احداث مقصوره ای وسیع بوده است ظاهراًچندان توجهی بچگونگی نمای خارجی بنا ننموده است ،بلکه همهتجه خود را به ایجاد فضای گنبدداربطور مجزا و با عظمت خاصی که هنوز هر تازه واردی را دچار حیرت ناگهانی می سازدمعطوف داشته است.القای تاثیر رعب انگیز و در عین حال موزون این درونخانهفخیم با هیچ تصویری امکان پذیر نیست و حتی نقاشی استادانه ای که باین منظور انتخاب شده است فقط جزئی از آن جلال و عظمت را در نظر بیننده آشکار

می سازد. لیکن در هر حال نتیجهحاصل بکلی غبر از آنست که از ظاهر عمومی بر می آیددرون گنبد کم عمق نیست بلکه نیم کره ای کامل است و دهانه گردی که در مرکز آن باز شده نوری کافی و کاملاًیکدست بداخل مقصوره می افشاند.این نور گیر ۴۳ متر از کف ارتفاع دارد و قطر کمربند یا بدنهاستوانه ای شکل زیر گنبد نیز درست به همین اندازه است چنان که در میان آن دو بعد ساختمانی تعادلی کامل بوجود آمده است . ولی در خارج بنا ایجاد چنین

 اعتدالی امکان ناپذیر بوده است زیرا می بایست قاعدهگنبد را بمراتب ضخیمتر از راس آن بسازند تا در مقابل فشار رو بخارج گنبد پایداری کند.(ضخامت جدار گنبداز ۶ متر در قاعده آن به ۸۰/۱متر در راس آن تقلیل می یابد)بدعت دیگر وجود طاقچه بندیها یا تو رفتگیهای دیوار مقصوره است که نشان می دهد سنگینی گنبد بطور مساوی بر بدنهکمربند تقسیم نشده بلکه

بیشتر روی هشت جرز دور مقصوره فرود آمده است.البته پشت این تو رفتگیها مسدود است.لیکن چون آنها در پس ستونهایی قرار گرفته اند چنین بنظر می رسد که هرکدامشان درگاه یا معبری است بسوی اتاقی دیگر و همین است که در داخل فضای پانتئون احساس دربستگی یا زندانی بودن به شخص دست نمی دهد.قاب بندی های گود افتادهسقف نیز بهمان صورتی که در زمان رومیان داشت محفوظ مانده لیکن مطلا کاری روی آنها از میان رفته است .

بنای پانتئون چنان که از نامش برما آید به "همه خدایان "و یا خصوصاًبه هفت خدای سیارگان(در بدنهگرد مقصوره هفت طاقچه بندی تعبیه شده است)اهداءشده است . از این جهت

رواست اگر بگوییم که گنبد مطلا کاری شدهآن نیز معنایی رمزی داشته است یعنی مظهر قبه آسمان بوده است ناگفته نماند که آن بنای بزرگ از مقدماتی نسبتاً ناچیزبوجود آمده بود .

 

منابع :

بر گرفته از کتاب هنر در گذر زمان نوشته هلن گارنر ص۱۷۵

بر گفته از کتاب آشنای با معماری جهان نوشته محمد ابراهیم زارعی ص ۲۴۷

برگرفته از کتاب خلاصه تارخ هنر  نوشته پرویز مرزبان ص۹۵

برگرفته از کتاب شکل گیری معماری در تجارب ایران و غرب  نوشته دکتر محمد منصور فلامکی  ص۳۵۰

 

 

ارسال نظر