X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

مهار محلول غذایی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

اندازه گیری قابلیت هدایت الکتریک(EC) محلول غذایی یک روش متداول، جهت برآورد عنصری را نمی تواند تعیین کند تا با این وسیله مقدار مورد نظر عنصر به عنصر رابه محلول غذایی اضافه کرد، بنابراین به تجزیه عنصری کامل محلول نیازمند است.پژوهش ها وآزمایشهای چندی جهت تعیین قدرت مناسب محلول غذایی ضروری است تا از عدم توازن یونی که با کاربرد کمتر یا بیشتر از مقدار لازم عناصر ظاهر میشودپرهیز شود. به منظور حداقل رساندن خطر احتمالی ناشی از سمی بودن عناصر، هرگز نباید عناصر غذایی کم مصرف در ترکیب محلول غذایی جبرانی منظور شود. همچنین فسفر احتمالی نبایستی جزء ترکیب محلول غذایی جبرانی باشد. توصیه های لازم جهت ترکیب محلول غذایی جبرانی برای سیستم های آبکشتی خاص بعداً ارائه خواهد شد.

عامل مهم دیگری را که باید در نظر گرفت این است که چه عناصری در محیط ریشه باقی مانده اند. مقدار باقی مانده به ویژگیهای محیط کشت وترکیب محلول غذایی بستگی دارد. برای مثال کسانی که از سنگریزه به عنوان محیط کشت استفاده کرده اند، شاید متوجه شده اند که پس از مدتی، لجن سفید- خاکستری رنگی(عمدتاً رسوب کلسیم فسفات وکلسیم سولفات) ظاهر میشود که باعث غیر فعال کردن عناصر،بویژه عناصر کم مصرف میشود. بدون توجه به اینکه چه عنصری بوسیله محلول غذایی اضافه شده است، این لجن میتواند به عنوان یک منبع از عناصر برای گیاه به حساب آید. این تجمع لجن واستفاده گیاه از آن می تواند باعث تغییر تدریجی یا بایستی ناگهانی در ترکیب عنصری گیاه شود که اغلب نامطلوب می باشد. بنابراین، مهار این نوع تجمع بایستی بخشی از برنامه ی مدیریت محلول غذایی باشد.

مهار محلول غذایی

اندازه گیری قابلیت هدایت الکتریک(EC) محلول غذایی یک روش متداول، جهت برآورد عنصری را نمی تواند تعیین کند تا با این وسیله مقدار مورد نظر عنصر به عنصر رابه محلول غذایی اضافه کرد، بنابراین به تجزیه عنصری کامل محلول نیازمند است.پژوهش ها وآزمایشهای چندی جهت تعیین قدرت مناسب محلول غذایی ضروری است تا از عدم توازن یونی که با کاربرد کمتر یا بیشتر از مقدار لازم عناصر ظاهر میشودپرهیز شود. به منظور حداقل رساندن خطر احتمالی ناشی از سمی بودن عناصر، هرگز نباید عناصر غذایی کم مصرف در ترکیب محلول غذایی جبرانی منظور شود. همچنین فسفر احتمالی نبایستی جزء ترکیب محلول غذایی جبرانی باشد. توصیه های لازم جهت ترکیب محلول غذایی جبرانی برای سیستم های آبکشتی خاص بعداً ارائه خواهد شد.

عامل مهم دیگری را که باید در نظر گرفت این است که چه عناصری در محیط ریشه باقی مانده اند. مقدار باقی مانده به ویژگیهای محیط کشت وترکیب محلول غذایی بستگی دارد. برای مثال کسانی که از سنگریزه به عنوان محیط کشت استفاده کرده اند، شاید متوجه شده اند که پس از مدتی، لجن سفید- خاکستری رنگی(عمدتاً رسوب کلسیم فسفات وکلسیم سولفات) ظاهر میشود که باعث غیر فعال کردن عناصر،بویژه عناصر کم مصرف میشود. بدون توجه به اینکه چه عنصری بوسیله محلول غذایی اضافه شده است، این لجن میتواند به عنوان یک منبع از عناصر برای گیاه به حساب آید. این تجمع لجن واستفاده گیاه از آن می تواند باعث تغییر تدریجی یا بایستی ناگهانی در ترکیب عنصری گیاه شود که اغلب نامطلوب می باشد. بنابراین، مهار این نوع تجمع بایستی بخشی از برنامه ی مدیریت محلول غذایی باشد.

دما

دمای محلول غذایی بویژه در سیستم هایی که ریشه متناوباً با حجم زیادی از محلول غذایی در تماس است، هرگز نباید کمتر از هوای محیط اطراف باشد. در روزهای گرم که میزان نیاز آبی گیاه زیاد است، تماس ریشه با محلول غذایی با دمایی کمتر از هوای محیط سبب پژمردگی گیاه میشود که یک تنش نامطلوب برای گیاه محسوب میشود. ریشه هایی که در محلول غذایی سرد یا خنک قرار دارند، قادر به جذب آب و عناصر ضروری به گونه ای که نیاز خود در هوای گرم روزهای آفتابی را تامین نمایند، نیستند. تماس پی در پی گیاه با محلول غذایی سرد به رشد کمتر از حد انتظار، میوه ی کم و نامرغوب وتأخیر در رسیدگی گیاه خواهد انجامید. در چنین شرایطی برای پرهیز از چنین تنشی، احتمالاً محلول غذایی بایستی گرم شود. از سوی دیگر، گرم کردن محلول غذایی به حدی بیشتر از دمای محیط اطراف به دلیل آسیب رسیدن به گیاه توصیه نمی شود.

هدایت الکتریکی

بیشتر فرمول های محلول غذایی در ابتدای ساخت دارای قابلیت هدایت الکتریکی (BC) نسبتاً کم می باشند( کمتر از ۳ میلی موس بر سانتیمتر). برای مثال EC محلول غذایی هوگلند شماره ۱ که در جدول ۱۱ ارائه شده است. برابر ۷/۲ میلی موس بر سانتیمتر است. در هنگام تهیه محلول غذایی می تواند به حداقل برسد. با شروع استفاده ویا استفاده ی دوباره مشکل نمک پیش می آید. این مشکل زمانی پدید می آید که در روزهای گرم که رطوبت هواکم است، هنگامی که مقدار شایان توجهی آب با سرعت بسیار زیاد بوسیله ی ریشه از محلول غذایی جذب میشود، چنانچه آب هدر رفته جبران نشود، EC محلول غذایی افزایش می یابد. این مسئله بویژه در هنگامی که محلول غذایی در حال گردش است وآب هدر رفته در اثر تبخیر وتعرق بسرعت جبران نمی شود، حادتر میشود.

برای تعیین میزان عناصر غذایی جبرانی مورد نیاز در تهیه ی محلول، پیش از استفاده ی دوباره، میتوانEC محلول را اندازه گیری کرد. با استفاده از اندازه گیری های قبلی، میزان محلول جبرانی که لازم است به محلول غذایی افزوده شود، بایستی بر اساس میزان EC تعیین شود. هر چند که این سیستم مدیریت محلول غذایی دارای کارائی به نسبت خوبی است، اما کاهش غلظت عناصر در محلول غذایی از طریق جذب ریشه ویا نگهداری آن در محیط ریشه را در نظر نمی گیرد.بنابراین، تجدید غلظت محلول غذایی بر اساس اندازه گیری EC احتمالاً قادر نیست محلول غذایی رااز نظر ترکیب عنصری به گونه ی کامل بازسازی کند.

برای مثال، در محیط کشت پشم سنگ یا کیسه ی پرلایت با اندازه گیری EC در نمونه هایی از محلول غذایی یا زه آب خروجی میتوان مشخص کرد که جهت خارج کردن نمک های انباشته شده چه زمانی آبشویی ضروری است.

 

 

روش ها وزمان بندی مصرف محلول غذایی

زمان وچگونگی انتقال محلول غذایی به محیط ریشه، در تعیین ترکیب آن نقش دارد. چنانچه برنامه ی زمانبندی شده جهت استفاده از محلول غذایی بر اساس نیاز گیاه به آب تعیین شود، ممکن است پرورش دهنده هنگامی که محلول غذایی اضافه کند که قبلاً نیاز گیاه تأمین شده باشد، بنابراین در این حالت افزودن عناصر غذایی ضروری نیست. معمولاً افزودن آب مقطر به گیاه متداول نیست، هرچند که چنین کاری مطلوب می باشد.

همانگونه که پیشتر بحث شد، با افزایش دفعات استفاده از محلول غذایی، غلظت عناصر غذایی در محلول بایستی کمتر شود. میتوان این طور بیان کرد که در روزهایی که به دلیل شدت نیاز جوی(نیواری) نیاز گیاه به آب زیاد است، نیاز به آب وعناصر غذایی یکسان نبوده وبه وسیله ی محلول غذایی تامین میشود( با این فرض که محلول غذائی برای چنین ظرایطی واز نظر نوع گیاه وغیره تهیه شده باشد) در حالی که در روزهایی با آب کمتر نیاز به آب و عناصر غذایی کمتر، ولی باز هم مساوی است با عدم تنظیم ترکیب محلول غذایی، فرض میشود که توازن صحیحی میان نیاز گیاه به آب وعناصر غذایی برقرار شده است وتجزیه نیز نشان داده است که در بیشتر شرایط چنین تصوری درست است. اگر چه مهاز عامل های مربوط به رشد وتوسعه ی گیاه بهتر صورت میگیرد، اما این فرض که نیازآبی وعناصر غذایی یکسان است، احتمالاً توجیه پذیر نیست.

اندازه توده ریشه نیز عاملی مهم وکارآمد در جذب آب وعناصر غذای محسوب میشود(باربر وبولدین،۱۹۸۴). با افزایش سطح ریشه، میزان عبور جریان آب وعناصر غذایی از ریشه نیز افزایش می یابد. در سیستم آبکشی ممکن است این سئوال مطرح شود که برای تامین آب وعناصر غذایی مورد نیاز، اندازه ی ریشه باید چقدر باشد؟ متاسفانه، هنوز کسی آن را به طور دقیق ریشه دارای اهمیت نیست. حتی یک توده ی بزرگ ریشه می تواند برای رشد وتوسعه ی ایده آل گیاه زیان بار باشد.

امروزه آبیاری قطره ای متداول ترین روش عرضه ی محلول غذایی سیستم های آبکشتی، کیسه ای وصفحه ای به حساب می آید.

بر اساس برنامه ی از پیش تعیین شده، محلول غذایی از منبع به قطره چکان ها منتقل میشود. دفعات وسرعت جریان به مرحله ی رشد وگیاه، شرایط جوی وغیره بستگی دارد. هنگامی که قطره چکان باز است، محل اطراف آن با محلول غذایی اشباع میشود وهنگامی که بسته ایت، محلول غذایی خارج شده وبه تغییر محیط ریشه می انجامد که ممکن است برای رشد وتوسعه ی بهینه ی گیاه مناسب نباشد. باخارج شدن محلول غذایی، هوا واکسیژن وارد محیط ریشه میشود. معمولاً محلول غذایی آنقدر اضافه میشود که محیط پیرامون قطره چکان آبشویی شده به گونه ای که عناصر غذایی که استفاده نشده اند، به قسمتهای عمیق تر کیسه یا الیاف رانده شوند. معمولاً کف کیسه یا صفحه باز است وباعث خروج محلول غذایی اضافی میشود. بر اساس تجزیه (اندازه گیری EC در محلول خروجی محیط رشد) آب در فاصله های زمانی منظم وارد قطره چکان ها میشود تا نمک ها وعناصر غذایی مصرف نشده در محیط گیاه رشد شسته شود.

خروج محلول غذایی از محیط رشد سبب نفوذ هوا به بستر ریشه شده و اکسیژن لازم را در اختیار گیاه قرار میدهد. گیاهان می توانند آب وعناصر غذایی را از محیط ریشه ی مرطوب جذب کنند. در چنین سیستمی از چگونگی انتقال محلول غذایی، هرچند رشد گیاه معمولاً رضایت بخش است، اما ریشه با یک محیط در حال تغییر مواجه شده که ممکن است برای رشد وتوسعه ی بهینه گیاه ایده آل نباشد. محیط ریشه( شن وسنگریزه دوماده متداول ومورد استفاده در چنین سیستم هایی می باشند) بتدریج خشک میشود، عناصر غذایی مصرف نشده رسوب می کنند، این رسوب عمدتاً مخلوطی از فسفات کلسیم وسولفات کلسیم است که سایر عناصر غذایی مصرف نشده رسوب می کنند، این محبوس می کند. هنگامی که تجمع رسوب وگونه ی بارزی رشد وتوسعه ی گیاه را تحت تأثیر قرار دهد، آبشویی منظم یا تعویض محیط ضروری است.

در سیستم های تهویه دارثابت، ریشه در محلول غذایی که به گونه ی مستمر تهویه میشود، قرار دارد. بسته به حجم محلول غذایی وتعداد گیاه، محلول غذایی به صورت چشمگیری تغییر می کند که به تعویض مرتب ومنظم نیازمند است.

در روش فیلم تغذیه ای، محلول غذایی وارد کانالی میشودکه ریشه درآن قرار دارد. با افزایش فاصله از محل ورود، ویژگی های محلول غذایی به گونه ی شایان ملاحضه ای تغییر میکند. ابتدا میزان اکسیژن محلول کاهش می یابد( آنتکوویاک،۱۹۹۳) وهمچنین در ترکیب محلول غذایی نیز تغییر بوجود می آید، بنابراین، طول مسیر جریان حائز اهمیت است. با افزایش توده ی ریشه، محلول غذایی به جای عبور از درون توده ی ریشه، از روی آن حرکت میکند که با گذشت زمان تأثیر چشکگیری بر رشد گیاه خواهد داشت.

در سیستم هوا-آبکشتی، محلول غذایی به گونه ی منظم ریشه رابا مه ریز محلول غذایی خیس میکند. هر قدر اندازه ی ذرات مه ریزتر باشد، رشد گیاه بهتر است. مشکل کمبود اکسیژن وجود ندارد، اما تعداد دفعات خیس شدن ریشه باید به حدی باشد که آب کافی جهت تأمین نیاز تعرق گیاه، در دسترس ریشه قرار گیرد.

هیچ کدام از سیستم های متداول کاربرد محلول غذایی خالی از اشکال نیست، هرچند که تمامی آنها می توانند به اندازه ی کافی آب وعناصر غذایی را در دسترس ریشه قرار دهند. سئوال این است که کدام سیستم در رابطه با مصرف آب وعناصر غذایی جهت رشد ایده آل کاراتر است. هم اکنون هیچ کدام از سیستم ها بهترین نمی باشندوسیستم مصرف وانتقال وایده آل بایستی طراحی وساخته شود.

 

 

 

 

 

 

 

فصل دهم

سیستم های آبکشتی ویا بدون خاک

روش های متعددی برای رشد گیاهان به وسیله ی آبشکتی ومحیط بدون خاک وجود دارد. در این کتاب، از طرح طبقه بندی که بوسیله ی دکتر جان لارسن از مرکز ترویج کشاورزی تگزاس ارائه شده، استفاده میشود. دراین سیستم طبقه بندی، آبکشتی یک روش مشخص برای رشد گیاه می باشد که در آن از هیچ گونه تکیه گاهی برای ریشه استفاده نمیشود. در حالیکه درسایر سیستم ها، یک محیط رشد ریشه، آلی یا معدنی بکار گرفته می شود. سیستم طبقه بندی لارسن درجدول ۱-۸ ارائه شده است. برای افزودن موادی در محیط ریشه که امروزه متداول است، در این سیستم تغییراتی داده شده است.

همانگونه که پیشتر اشاره شد، در سیستم هایی که از تکیه گاه یا محیط رشد ریشه استفاده میشود رشد گیاهان به صورت آبکشتی با سیستم های بدون محیط رشد تفاوت دارد شیوه ی مدیریت محلول غذایی در این دو سیستم کاملاً متفاوت است. با این وجود باید توجه کرد بین این سیستم های رشد تفاوت ها ومشابهتهایی وجود دارد، به گونه ای که برخی از روش های مدیریتی برای سیستم دیگر قابل تعمیم است وحال آنکه در برخی دیگر، کارآیی ندارد.

ظرف کشت

در تمامی محیط کشتهای آبکشتی وبدون خاک، گیاهان در نوعی ظرف، مانند ظرف، مانند یک بستر، گلدان، کیسه، قوطی، سفحه بسته یا ناودان کشت میشوند. معمولاً سهولت دسترسی در گزینش حجم وابعاد ظرف نقش دارند. برای مثال، در گذشته از ظرف شماره ی ۱۰ به دلیل ارزانی وامکان دسترسی در سطح گسترده، استفاده میشد. بتازگی، ظرف های یک گالنی و۲ گالنی.(حجم واقعی به ترتیب ۳و۶ کوارتز است) مورد توجه قرارگرفته است. امروزه، پرورش دهندگان از کیسه ی پلاستیکی به عنوان محیط کشت بدون خاک استفاده می کنند، یا مستقیماً در کیسه ای که برای بسته بندی وحمل ونقل مخلوط بدون خاک یا پرلایت استفاده میشود، گیاه را کشت می دهند.

بدون توجه به نوع ظرف که می تواند یک کیسه، صفحه، گلدان، ناودان یا بستر باشد، برای تامین فضای کافی به منظور رشد وتوسعه ی طبیعی ریشه، حجم وابعاد ظرف ریشه باید چه قدر باشد؟ تا آنجا که بیشتر سیستم های آبکشتی وبدون خاک مربوط میشود، به این سئوال پاسخ کامل داده نشده است. نکته ی تعجب آور کمی داده در خصوص اهمیت حجم ریشه ی مورد نیاز گیاه ورابطه ای بین الگوی ریشه، محیط ریشه وحجم محیط ظرف می باشد. بحث مختصری در خصوص رابطه ی بین اندازه ی ظرف ریشه ورشد گیاه، راهکارهایی وجود دارد که در تعیین حجم ریشه مورد نیاز وسیستم مورد استفاده به پرورش دهنده کمک می کند.

۱- برای تمام ظروف، عمق ظرف باید ۵/۱ تا ۲ برابر قطر سطحی باشد تا هنگامی که اندازه ی گیاه به حداکثر می رسد به وسیله ی تاج پوش گیاه پوشانده شود. برای مثال، اگر قطر سطحی که تاج پوش می پوشاند، ۱۲ اینچ باشد، عمق ظروف کشت باید بین ۱۸ تا ۲۴ اینچ باشد.

۲- در سیستم های کشت بستری، افزایش فاصله بین گیاهان، تاحدودی می تواند کمی عمق را جبران کند، برای مثال، گیاهانی که تاج پوش آنها سطحی باقطر ۱۲ اینچ را اشغال میکند، چنانچه در بستری با عمق کمتر از ۱۲ اینچ کاشته شوند، باید فاصله ی بین مرکز یک گیاه و مرکز یک گیاه دیگر ۱۸ اینچ باشد. در سیستم بستری( این نسبت ۲ تا ۳ برابر) برای گیاهانی با تاج پوش کوچکتر یا بزرگتر قابل تعمیم است.

لازم به یاد آوری نمی باشد که برای نفوذ نور به تاج پوشش گیاهانی با ارتفاع وشاخه های زیاد، لازم است فاصله ی بین گیاهان زیاد باشد. بنابراین، حجم ریشه ی مورد نیاز در چنین موردی اهمیت ندارد.

محیط کشت بدون خاک یا آبکشتی

از سال ۱۹۳۰ تا اواخر ۱۹۵۰ استفاده از سنگریزه یا شن به عنوان بسترریشه در سیستم های کشت بدون خاک تجارتی گردشی بسته جریان وفروکش، متداول بود. در واحدهای آبکشتی کوچک خانگی، از سنگریزه، سنگ آتشفشانی، یا هادیت جهت بستر ریشه استفاده میشود. امروزه در سیستم های آبکشتی متداول ترین مواد معدنی به عنوان محیط رشد ریشه پرلایت وپشم سنگ می باشد.

امروزه، از مواد آلی بسیار متنوع جهت محیط ریشه استفاده میشود. که بیشتر آنها ترکیبی از مواد گوناگون، عمدتاً مخلوط های دارای پیت ماس، پوست کاج یا مخلوط پوست کاج و پیت ماس همراه با مواد معدنی مانند ورمیکولایت وپرلایت می باشد. فرمولاسیون های مورد استفاده امروزه در فصل ۱۰ مشروحاً شرح داده شده است.

تنظیم عناصر غذائی وآب

دوسیستم برای استفاده از محلول غذایی وجود دارد:

  • سیستم باز که در آن محلول غذایی پس از عبور از ظروف ریشه دور ریخته میشود.
  • سیستم بسته که در آن محلول غذایی پس از عبور از ظرف، جهت استفاده ی دوباره جمع آوری میشود.

هردو سیستم دارای مزایا وکاستی هایی می باشند. کاستی های عمده ی سیستم باز، نداشتن کارایی آن به دلیل هدر رفتن آب وعناصر ضروری استفاده نشده است زیرا سرعت جریان محلول غذایی بیش از نیاز گیاه است. در سیستم بسته، در ترکیب محلول غذایی پس از عبور ظرف ریشه تغییر اساسی پدید می آید، بنابراین، لازم است از لحاظ حجم،PH محلول غذایی وتجدید غلظت عناصر غذایی جذب شده، تنظیم شود( هدو وهمکاران،۱۹۸۰). افزون بر این، هرنوع بیماری یا سایر موجودات زنده همراه با حرکت وعبور محل غذایی از درون ظروف ریشه، در تمام سیستم پخش میشود، مگر اینکه با تیمار کردن محلول غذایی، آنها از بین بروند ویا غیر فعال شوند. مهار و نیازهای سیستم آبکشتی گردشی ویلکاکس(۱۹۹۱). شان(۱۹۹۲)و باگبی(۱۹۹۵) مورد بحث قرار گرفته است.

انتظار میرود که با جریان محلول غذایی از ظرف ریشه، آب وعناصر ضروری مورد نیاز گیاه تامین شود. این تصور که این دو نیاز فیزیولوژیکی یعنی آب وعناصر ضروری پشت سرهم صورت می گیرد، صحیح نیست. در روزهای گرم که تعرق در گیاه به سرعت انجام میشود، در حالیکه نیاز به عناصر غذایی به اندازه ی معمول کافی باشد امکان دارد تنها آب برای تامین مورد نیاز آبی گیاه لازم باشد در نتیجه، نیاز به آب با چرخه ی تغذیه هماهنگ نیست که بنوبه ی خود سبب بروز مشکل اساسی میشود. زیرا معمول نیست که به موازات یک سیستم محلول غذایی، یک سیستم نیز با آب به تنهایی کارکند. بنابراین، افزایش چرخه ی محلول غذایی برای تامین نیاز آبی احتمالاً به نبود توازن نامطلوب عناصر ناخواسته می انحامد.

سیستم های فعال وغیر فعال توزیع محلول های غذایی

در تمامی سیستم های تجارتی وبیشتر انواع مختلف محیط کشت آلی بدون خاک، برای حرکن محلول غذایی به نیروی برق(فعال) یا نیروی ثقل(غیر فعال) ویا ترکیبی از هر دونیاز است. در برخی شرایط، وابستگی کمتر به برق یک امتیاز ویژه به حساب می آید. با این وجود با توجه به نیاز مهار بیشتر ترکیب، نیازمندیهای کاربرد محلول غذایی وغیره در سیستم های تجاری که در سطح گسترده تری توصیه وبکار رفته است(بائرل وهمکاران،۱۹۸۸؛ بری، ۱۹۸۹- بائرل، ۱۹۹۰؛ شان،۱۹۹۲) نیاز به نیروی الکتریکی بدون قطع برق، ضروری است. افزون براین سیستم های برنامه ریزی شده ی کامپیوتری، بتدریج جایگزین سیستم های دستی( غیر اتوماتیک) میشود.

 برای تنظیم جریان وترکیب محلول غذایی حسگرهائی در محیط رشد وتانکهای ذخیره ی محلول غذایی گذارده میشود. از اندازه گیری مدت وشدت نوردهی ودمای محیط گیاه برای تنظیم جریان وترکیب محلول غذایی استفاده می شود، به نظر می رسد که سیستم های غیر فعال جریان محلول غذایی در حال کنار گذاشته شدن هستند.

فصل یازدهم

سیستم های محیط آبکشتی

بر اساس سیستم طبقه بندی که بوسیله ی لارسن ارائه شده است آبکشتی واقعی عبارت است از رویش گیاهان در محلول غذایی بدون محیط کشت جامد(بدون تکیه گاه مکانیکی). ریشه های گیاه یا در محلول غذایی ساکن تهویه شده معلق اند، یا در مسیر جریان محلول غذایی که از یک کانال ریشه عبور می کند، مستقر میشوندویا بطور منظم محلول غذایی بر روی آنها پاشیده میشود. این تعاریف با مفهومی از آبکشتی که در گذشته همه انواع آبکشتی( یا بدون خاک) را شامل می شدکاملاً تفاوت دارد در این بخش، این سه روش آبکشتی وهمچنین سیستم های آبکشتی که در آنها از تکیه گاه معدنی استفاده می شود مورد بحث قرار خواهد گرفت.

سیستم های آبکشتی(بدون محیط کشت جامد، برگردانندگان)

محلول غذایی تهویه شده ساکن

این قدیمی ترین روش آبکشتی است که پژوهشگران در میانه های سالهای ۱۸۰۰ از آن جهت تعیین اینکه کدام عناصر برای گیاهان ضروری هستند، استفاده کردند.

ساکن در سال های ۱۸۴۰ وسایر پژوهشگران قدیمی تر، گیاهان را در محلول با تهویه روش داده وتاثیر افزودن مواد گوناگون به محلول را بر رشد گیاه مشاهده گردند(راسل،۱۹۵۰).

هر چند که برخی از پژوهشگران به روش های در حال جریان وجبران سازی مستمر محلول غذایی رو آورده اند، اما از این روش هنوز برای انواع گوناگون مطالعات تغذیه گیاه کاربرد دارد.

حبابهای هوا سبب افزودن اکسیژن به محلول غذایی وهم چنین بهم زدن آن میشود. برحسب اندازه،تعداد گیاهان وحجم غذایی، بر اساس یک برنامه ی از پیش تعیین شده، محلول غذایی معمولاً بین ۷ تا ۱۴ روز تعویض می شود. روزانه با افزودن آب خالص، آب هدر رفته از محلول غذایی جبران میشود.

سیستم دیگری از محلول غذایی ساکن تهویه دار بوسیله ی کلارک(۱۹۸۲) شرح داده شده است؛ این روش برای مطالعه ی نیازهای غذایی ذرت وسورگوم بکار می رود. تعداد گیاه در ۵/۰ گالن (۲ لیتر) محلول غذایی رشد شده وتجدید غلظت محلول غذایی بسته به مرحله ی رشد وگونه یگیاه با تغییر در برنامه از ۷ تا ۳۰ روز صورت می گیرد. از نسبت نیترات به آمونیوم در محلول غذایی جهت مهار PH استفاده میشود؛ این نسبت معمولاً ۸ به ۱ بوده و غلظت کل نیتروژن ۳۰۰ میلی گرم در لیتر محلول غذایی می باشد.

 فرمول محلول غذایی کلارک در جدول ۲-۹ ارائه شده است. هر چند که روش کلارک در اصل بر مطالعات تغذیه ای ذرت وسورگوم طراحی شده است، اما روش مدیریت محلول غذایی او برای سایر گونه های گیاهی نیز قابل استفاده می باشد.

روش فیلم تغذیه ای

در سالهای ۱۹۷۰ با معرفی روش فیلم تغذیه ای،(NFT) تحول چشمگیری در آبکشتی روی داد(کوپر، ۱۹۷۶ و ۱۹۷۹). از آنجا که در این روش در حقیقت ریشه در محلول غذایی رشد می کند، با جانشین کردن واژه یجاری(شیپرز، ۱۹۷۹) به جای فیلم، اسم آن را تغییر داده اند. هنگامی که آلن کوپر برای نخستین بار سیستم رشد آبکشتی(NFT) خود را معرفی کرد(۱۹۷۶)، به عنوان سیستم آبکشتی آینده معرفی شد. در واقع این نخستین اولین تغییر اساسی کشت به روش آبکشتی بود که از سال ۱۹۳۰ معرفی شده بود، اما تجربه نشان داده است که NFT مشکلات متداول موجود در بیشتر سیستم های رشد آبکشتی را حل نمی کند.

 با این وجود این مشکل، مانع پذیرش و استفاده ی سریع آن در بسیاری از نقاط جهان بویژه در بخش هایی از اروپای غربی وانگلستان نشد در رابطه با NFT بحث وآزمایش بسیار زیادی شده است(خوهیر و نیوتن، ۱۹۸۳؛ هرد، ۱۹۸۵ کوپر، ۱۹۸۵،۱۹۸۸؛ ادواردز،۱۹۸۵؛ گربر،۱۹۸۶؛ مولینکس،۱۹۸۸- هاک مات ۱۹۹۱). اما آینده ی این سیستم بطوری جدی زیر سئوال است مگر اینکه روشهای کارآوری جهت مهار محلول غذایی وبیماری پیدا شود. کوپر(۱۹۹۶) اخیراً نسخه ی تجدید نظر شده ای از کتاب ۱۹۷۶ خودش روی NFT را منتظر کرده است.

ناودان یا کانالی که ریشه ها در آن قرار دارد، روی سطح شیب دار (معمولاً شیب نزدیک ۱درصد) قرار دارد به گونه ای که محلول غذایی تحت تاثیر نیروی ثقل از قسمت بالا به سمت پایین حرکت می کند.

 معمولاً، محلول غذایی با سرعت ۴/۱ گالن(۹۵/۰ لیتر) در دقیقه به سمت قسمت انتهای بالایی ناودان هدایت میشود. با افزایش اندازه ی توده ی ریشه، سرعت جریان به سمت پائین ناودان کاهش می یابد. امکان دارد گیاهان مستقر در قسمت بالایی ناودان، میزان اکسیژن ویا عناصر موجود در محلول غذایی را به گونه ای کاهش دهند که تاثیر چشمگیری بر رشد وتوسعه گیاهان مستقر در انتهای قسمت پائین داشته باشد. به علاوه همراه با افزایش ضخامت وتراکم توده ی ریشه، محلول غذایی از بالا وپایین حاشیه ی خارجی توده ی ریشه عبور می کند که به کاهش تماس محلول با کل توده ی ریشه می انجامد. این اختلال در حرکت محلول غذایی به آمیختگی ضعیف محلول غذایی با آب وعناصری که در توده ی ریشه از محلول غذایی قبلی باقی مانده است، منجر میشود.

به منظور کاهش این اثرها، طول ناودان نباید از ۳۰ فوت (۹متر) بیشتر باشد وعرض آن دستکم۱۲ اینچ (۵/۳۰ سانتی متر( یا در صورت امکان بیشتر باشد، کانال ها معمولاً با تا کردن نوار عریض پلی اتیلن به شکل ناودان لوله مانند تهیه میشود. ممکن است پلی اتیلن سفید یا سیاه باشد، ولی جهت جلوگیری از عبور نور باید مات باشد اگر نور وارد ناودان شود، رشد جلبک یک مشکل جدی خواهد شد.

مزایای عمده یNFT، سهولت استقرار وهزینه ی نسبتاً کم مواد مورد استفاده جهت ساخت آن می باشد. تکیه گاه ارزان بر ناودان را میتوان از چوب یا صفحه فلزی درست کرد. اگر مواد کانال از نوارهای پلی اتیلن ساخته شده باشند، پس از هر کشت(محصول) می توان آنها را دور ریخت، بنابراین فقط باید به اترلیزه کردن لوله های دائمی وتانک ذخیره ی محلول غذایی اکتفا کرد.

مهار بیماری به دلیل انتقال سریع آن از یک گیاه یه گیاه دیگر واز یک ناودان به ناودان دیگری مشکل است. بنابراین، مراقبتهایی که در هر سیستم بسته رعایت میشود، باید در این سیستم نیز اعمال شود. در مناطق با آب وهوای گرم، قارچ پیتیوم بازدارنده ی اصلی رشد گیاه در سیتستم های NFT به حساب می آید.

 به نظر می رسد که امروزه روش کارآمدی برای مهار این ارگانیسم وجود ندارد، هرچند که با دما وغلظت مس واحتمالاً منگنز وروی در محلول غذایی وهمچنین با تنظیم PH می توان تا حدودی آن را مهار کرد. نتایج ناشی از پژوهش های حاضر و تجربه های پرورش دهندگان نشان می دهد که استفاده از راهکارها برای مهار موثر پیتیوم چندان امید بخش نیست. هنگامی که دمای محلول غذایی کمتر از ۷۰ درجه ی فارنهایت(۲۵ درجه سانتیگراد) باشد، به نظر میرسد که پیتیوم یک مشکل جدی باشد.

مرگ ریشه مشکل دیگری در استقرار NET است و امکان دارد معلول کمبود اکسیژن در تودهی ریشه باشد ( آنتکوو پاک ، ۱۹۹۳) .

 اخیرا پیشنهاد شده است که با توجه به اینکه مرگ ریشه یک پدیده ی فیزیو لوژیکی طبیعی است که در اثر رقابت برای کر بو هیدرات پدید می آید بنابراین ،بیش از حد مورد توجه قرار گرفته است . در مواقعی که به کر بو هیدرات به مقدار زیادی نیاز است ، ( عمدتا در زمان میوه دهی و تنش ) مقداری از ریشه ها می میرند ، اما پس از بر طرف شدن تنش ، بافت گیاه دوباره به مقدار کافی کر بو هیدرات دریافت کرده و ریشه های جدید ظاهر می شوند . مادامی که بخش بیشتر ریشه ها به رنگ سفید است ، به مرگ ریشه توجه زیادی کرد . احتمالا این پدیده در تمام سیستم های رشد روی می دهد اما در NFT به وضوح دیده می شود ، اما در ریشه های که در محیط رشد معدنی یا آلی رشد می کنند به سهولت رویت پذیر نیست .

کوپر ( ۱۹۸۵) در طرح آبشخور تغییری را پیشنهاد کرده است بدین معنی که حالت آن را از Uبه W تغییر داده است و گیاه در بالای مرکز آبشخور قرار می گیرد و ریشه ها همانگونه که در نگاره ی۴-۹ نشان داده شد ، به دو قسمت تقسیم می شود . یک بوریای موئینه ( پارچه نازک ) برای خیس شدن ریشه بوسیله ی محلول غذایی در قسمت V وارونه شده W قرار داده می شود .

طراحی نوین NFT نسبت به سیستم تک کانالی که کوپر ( ۱۹۷۶ و ۱۹۷۹) ارائه کرده ، دارای چند مزیت است . بخشی از سیستم ریشه که در قسمت وارونه است ، در هوا قرار می گیرد و بخشی از ریشه که روی سطح خیس قرار دارد ، باعث انتقال بیشتر اکسیژن به ریشه می شود ؛ مابقی توده ی ریشه در دو کانال تقسیم شده است که مشکلات موجود در یک توده ی ریشه بزرگ تک کانالی را به حداقل می رساند . اکنون امکان دارد که از دو سیستم آبیاری جهت حرکت آب و یا انواع گوناگون  محلول غذایی در هر کانال استفاده کرد . متاسفانه ، هم اکنون ، طراحی سیستم کانال NFT پیچیده تر شده و اینکه آیا این تغییر باعث بهبود رشد شایانی در گیاه خواهد شد ، جای بحث دارد .

هوا آبکشتی

هوا آبکشتی روش موفق دیگری از آبکشتی برای آینده به حساب می آید. در این روش ، آب و عناصر غذایی بوسیله ی مه پاش ، ریشه را خیس می کند . داشتن تهویه ، یکی از مزایای مهم این روش در مقایسه باروش عبور جریان محلول غذایی از ریشه است . زیرا در این روش اصولا ریشه ها در هوا رشد می کنند . این روش جهت صرفه جویی قابل توجه در مصرف آب و عناصر ضروری طراحی شد . جنبه های مهم این روش ، چگونگی مه پاشی ، دفعات تماس با ریشه و ترکیب محلول غذایی است . آدی لیمیتد ( ۱۹۸۲) یک سیستم هو آبکشتی را که بسیار موفق آمیز بود ه است را شرح می دهد . این سیستم که بوسیله ی کامپیوتر مهار می شود ، به وسیله ی خاصی برای تولید مه ، تعدادی ناودان و حسگر نیاز دارد . هر چند که کار کرد محصول با این سیستم رشد در مقایسه با سیستم های آبکشتی متداول بطور قابل ملاحظه ای بیشتر است و نقش آن در گیاه افزائی نیز شایان توجه است ( سافر ، ۱۹۸۸) ، اما هزینه های اولیه و راه اندازی سیستم آدی بسیار زیاد است وبه همین دلیل ، اقتصادی بودن آن مورد شک وتردید می باشد ( سافر ، ۱۹۸۵) . روشهای زیادی ، به جای مه پاش ( رقیق ) ریز ، از افشانه محلول غذایی استفاده کرده اند . اندازه قطره و دفعات تماس با محلول پاشی از عامل های مهم به حساب می آیند و نتایج ناشی از تماس مستمر ریشه با مه ( رقیق ) ریز در مقایسه با مه افشانی ( رقیق ) متناوب بهتر است . در بیشتر سیستم های آبکشتی ، جهت دسترسی مستمر بخش از ریشه به آب ، یک منبع کوچک دارای آب در ظرف ریشه تعبیه می شود . ترکیب محلول غذایی بر اساس زمان و تعداد دفعات تماس ریشه با محلول غذایی تنظیم می شود .

سیستم های آبکشتی متوسط

در سیستم های آبکشتی که در این قسمت شرح داده شد ، گیاهان در محیط رشد معدنی کشت می شوند ( استراور ، ۱۹۹۶الف وب ) و محلول غذایی به صورت غر قاب یا آبیاری قطره ای می شود .

سیستمهای محلول غذایی جریان و فرو کش

هر چند از این سیستم آبکشتی برای سالیان دراز به گونه ی گسترده استفاده شده است ، با این وجود کاربرد تجاری نداشته و بیشتر در خانه به عنوان یک وسیله سر گرمی بکار می رود . اجزای تشکیل دهندهی آن شامل بستر رشد حاوی مواد بی اثر مانند سنگریزه ، شن ، سنگ آتشفشانی و غیره ؛ ظرف دیگری ( چاهک ) با حجم مساوی با بستر کشت که دارای محلول غذایی بوده ، لوله کشب ، سوپاپ و پمپ مناسب می باشد . به وسائل و اجزای مر بو طه ، جهت غر قاب کردن بستر رشد با محلول غذایی که دوباره از راه یک سیستم زهکشی از بستر کشت به چاهک بر می گردد ، نیاز می باشد .

یک سیستم طراحی شده از نوع تجاری آن در نگاره ی ۶-۹ نشان داه شده است

زمان غر قاب کردن بستر کشت به نیاز آبی ، مرحله رشد گیاه و همچنین ظرفیت نگه داری آب محیط کشت بستگی دارد . معمولا ، ترکیب محلول غذایی بر حسب نوع گیاه و مرحله رشد مشابه با محلول اصلی  هوگلند ( به جدول ۴-۷ مراجعه شود ) یا نوع تغییر داده شده آن ، ( به فصل ۷ مراجعه شود ) می باشد .

از آنجا که سیستم بسته است گردش محلول غذایی تا زمانی که قابل استفاده است ادامه خواهد یافت و سپس دور ریخته شده و از محلول  جدیدی استفاده می شود . هر بار قبل از استفاده ، لازم است که PH  ، قابلیت هدایت الکتریکی و احتمالا غلظت عناصر در محلول غذایی اندازه گیری شود و در صورت نیاز تنظیم شود . محلول غذایی پس از هر بار گردش در محیط ریشه ممکن است به صاف کردن و ضد عفونی نیاز داشته باشد .تمام این روشها در فصل ۷ بحث شده است .

مدیریت استفاده از این سیستم آبکشتی مشکل بوده و از نظر استفاده از آب و عناصر ضروری بسیار نا کارا است . به همین دلیل امروزه از این سیستم استفاده نمی شود . در فاصله بین دو کشت ، محیط ریشه باید ضد عفونی شده وتوده ریشه از آن خارج شود و گهگاه تعویض شود که کار مشکل و پر هز ینه ای است . با این وجود ساخت و استفاده از این سیستم در مقیاس کوچک جهت استفاده در خانه به عنوان سر گرمی نسبتا آسان است و با مدیریت مناسب ، رشد گیاه در حد قابل قبولی خواهد بود .

سیستم های محلول غذایی کیسه ای یا کلدانی قطره ای یا جاری

امروزه این سیستم( کشت ) آبکشتی به صورت تجاری استفاده می شود که در آن گیاه ( گیاهان ) در یک کیسه یا گلدان حاوی محیط کشت مانند پر لایت که بیشتر استفاده می شود ، رشد می کند . ( گرهارت ، ۱۹۹۲ ) در یک سیستم ، کیسه های مخصوص حمل و نقل پر لایت به پهلو قرار داده می شوند ، سوراخهای ریزی در قسمت لبه پایین برای خروج آب اضافی و یک سوراخ ( سوراخهایی ) در بالای کیسه برای استقرا گیاه ایجاد می گردد ، و سپس لو له های قطره چکان در کنار سوراخ های که گیاه در آن قرا ر گرفته ، گذاشته می شود . امروزه گوجه فرنگی و خیار با استفاده از سیستم کشت کیسه ای همانگونه که در نگاره ی۶-۹ نشان داه شده کشت می شوند . می توان بجای کیسه ، از یک گلدان یا ظرف مناسب دیگر استفاده کرد .

از آنجا که سیستم باز است ، محلول غذایی باز یافت نمی شود و مقداری که استفاده می شود ، باید به اندازه ای که مقدار کمی از آن سوراخ های تعبیه شده در لبه ی پایینی کیسه یا گلدان خارج می شود . تنظیم بر نامه در رابطه با سرعت و زمان مصرف غذایی به عامل های زیادی مانند نیاز آبی ، نوع گیاه زراعی ، مرحله ی رشد و غیره نیاز دارد . ( مراجعه شود به فصل ۷ ) . در خلال دورهی رشد ، میتوان برای اندازه گیری PH و قابلیت هدایت الکتریکی از محلول خروجی کیسه استفاده کرد تا تغییرات ضروری  در محلول غذایی انجام شود ، یا می توان کیسه را برای خارج کردن نمک تجمع یافته با آب شستشو کرد . همچنین می توان بلافاصله پس از آبیاری ، نمونه ای از محلول را از داخل کیسه برای اندازه گیری های مشابهی که روی نمونه محلول خروجی انجام می شود ، برداشت کرد .

در پایان فصل رشد ، از کیسه حاوی پر لایت می توان یک مرتبه ی دیگر استفاده کرد یا آن را دور انداخت . به همین دلیل استقرار سیستم نسبتا آسان بوده و تعویض آن با هزینه ی معقولی امکان پذیر است . تر کیب محلو ل غذایی معمولا همانند تر کیب غذایی هو گلند یا نوع تغییر داده شده آن می باشد . جهت کاربرد آن برای گیاهان گوناگون زراعی ، تغییرات متعددی روی سیستم کشت داده شده است . برای مثال ، استفاده از کیسه هایی که به گونه ی عمومی آویزان شده و کاهو در سوراخ هایی در اطراف کیسه قرار داده می شود ، این سیستم بو سیله دی کورن ( ۹۳-۱۹۹۲ ) شرح داده شده است . نمونه دیگر همان گونه که در نگارهی ۷-۹ نشان داده شده است قرار دادن گیاه توت فرنگی در سوراخ هایی در کنا ر کیسه پلی اتیلنی حاوی پر لایت می باشد که بطور عمودی قرار گرفته است . معمولا از طریق قطره چکان ، محلول غذایی از بالای کیسه اضافه می شود و محلول پس از عبور از داخل کیسه ی از کف آن خارج می شود . مشکلات این سیستم همانند مشکلات روش NFT است و تر کیب محلول غذایی ضمن عبور از کیسه ، تغییر می کند . در یک سیستم منحصر به فرد و کاملا نوین ، گیاهان در چهار گوشهی گلدان های استیرو فو می که داخل یکدیگر و بصورت عمودی قرار گرفته اند کاشته می شوند ، این سیستم عمدتا برای کشت توت فرنگی ، کاهو و سبز یجات طراحی شده است ( نگارهی ۸-۹ ) . نحوه قرار گرفتن و حرکت محلول غذایی مشابه سیستم کیسه عمودی است .

مزیت این سیستم ها ، استفاده از فضای عمودی است ، لذا اگر گیاهان در یک گلخانه یا پناهگاه بسته کشت شوند از فضای جانبی آنها می توان استفاده کرد .کیسه یا ستون گلدانها برای تماس یکنواخت بیشتر گیاه به نور ، به آرامی می چرخد .

 

سیستم محلول غذایی قطره ای پشم سنگی صفحه ای

احتمالا امروزه در دنیا رایج ترین ماده در کشت گیاهان به روش آبکشتی جهت تولید گوجه فرنگی ، خیار و فلفل پشم سنگ می باشد ( بیج ، ۱۹۹۰؛ ریال، ۱۹۹۳ ) با  این وجود سعی می شود جانشین دیگری برای آن پیدا شود زیرا دور ریختن صفحات ( تخته های ) استفاده شده یک مشکل عمده است . پشم سنگ مادهی نسبتا بی اثر با ظرفیت نگه داری زیاد می باشد و ثابت شده است که ستره عالی برای کشت گیاه است ( سانه ولد ۱۹۸۹ ) .

پشم سنگ یک ماده الیافی بی اثر است که از مخلوط  سنگ آتشفشانی ، سنگ آهک و زغال سنگ تهیه می شود . این مواد در ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ در جه سانتی گراد ذوب شده وبه صورت رشته های ظریف در می آید و سپس با فشار به صورت صفحه های درهم بافته سست در می آید . این صفحات به ورقه های با عرض ( ۶تا ۱۸ اینچ معادل ۳/۱۵ تا ۷/۴۵ سانتی متر ) معمولا طول ۳۶ اینچ ( ۴/۹۱سانتی متر ) و با ضخمات در گسترده ۲تا ۳ اینچ ( ۱/۵ تا ۶/۷ سانتی متر ) تبدیل می شوند .

 این ورقه ها همانگونه که در شکل ۹-۹ نشان داده شده است با صفحات پلی اتیلن سفید پو شانده می شوند .

ورقه ها معمولا به صورت صاف روی زمین که از پیش تهیه شده و معمولا با صفحه پلی اتیلنی سفید پوشانده اند ، قرار داده می شود . فاصله ی بین ورقه ها تابع طرح محل کاشت و نوع گیاه است . پس از استقرار ورقه ها در قسمت لبه پایینی پوشش پلی اتیلنی ورقه ها ، شکاف هایی ایجاد میشود تا آب اضافی بتواند از ورقه خارج شود . سپس یک شکاف در قسمت بالای ورقه ایجاد شود به گونه ای که یک بلوک پشم سنگی حاوی گیاه مورد نظر بتواند در این شکاف قرار گیرد . بعد از آن ، با ساتفاده از یک سیستم آبیاری قطره ای ، محلول غذایی به بلوک پشم سنگ اضافه می شود . یک نمونه طرح از ورقه با بلوک حاوی گیاه و لوله قطره چکان ( لوله آبیاری قطره ای ) در نگاره ی ۱۰-۹ نشان داده شده است .

 امروزه بیشتر تصمیم گیری ها در مورد تر کیب و بر نامه کاربرد محلول غذایی بوسیله ی مدل های رایانه ای و با استفاده از داده های محیطی ( عمدتا دما ، نور و غیره ) و اندازه گیری های گیاهی ( مانند مرحله ی رشد و غیره ) انجام می شود . فر مول های شیمیائی محلول غذایی ، مشابه محلول مورد استفاده در سیستم های NFT  است با این تفاوت که تغییراتی بر  اساس نوع گیاه و مرحله رشد داده می شود ( مراجعه به جدول ۳۷: هاکمات ، ۱۹۹۶) . از آنجا که سیستم باز است محلول غذایی  باز یافت نمی شود و محلول به اندازه ای مصرف می شود که محلول اضافی از شکاف لبه پایینی ورقه خارج  شود . بطور دوره ای ، یک نمونه محلول از ورقه برداشت شده و EC آن اندازه گیری می گردد و در صورتی که قابلیت هدایت الکتریکی آن از حد معینی بیشتر باشد ، ورقه با آب شسته می شود . همچنین PH  نیز ممکن است اندازه گیری شود و در صورت نیاز در ترکیب محلول غذایی تغییر لازم داده شود . معمولا غلظت عناصر در محلول غذایی در ورقه ، اندازه گیری نمی شود . هر چند که اینگراتا و همکاران ( ۱۹۸۵ ) گسترهی بهینه و قابل پذیرش در محلول رابری دو گیاه زراعی گوجه فرنگی و خیار ارائه کرده اند و اعداد مر بو طه در جدول ۱۴-۹ ارائه شده است . این داده ها برای سایر بستر های بی اثر مانند پر لایت قابل استفاده است .

 

فصل دوازدهم

روش های تشخیص مشکل ( علت )

موفقیت در هر سیستم کشت به میزان شایان توجهی به توانایی پرورش دهنده در ارزیابی و تشخیص کار آمد وضعیت گیاه در تمام اوقات بستگی دارد (ای سینگا اسمایدل۱۹۸۱پترسون، و هال ۱۹۸۱،جونز۱۹۹۳الف)این وضعیت به ویژه برای کشت ابکشتی یا بدون خاک وبه خصوص برای پرورش دهنده ابکشتی درست است .این ها همه

در صورتی که در تهیه و استفاده از محلول غذایی خطایی روی می دهد ،حتی در عرض چند روز بر رشد گیاه تاثیر می گذارد . برخی از پرورش دهندگان در تشخیص و درک مشکل دارای توانایی منحصر به فرد ی هستند و پیش از اینکه به گیاه اسیب شایانی وارد شود ،اقدامات اصولی جهت رفع مشکل انجم میدهند . با این وجود در تعیین کارایی سیستم کشت و چگونگی واکنش گیاهان به شیوهی مدیریت انان بیشتر به سنجش های واقعی متکی باشند . در مورد اخیر ،روش دیگری که بتواند با نزدیک شدن به پتانسل ژنتیکی گیاه هر تصمیم مدیریتی دارای اهمیت بیشتری می شود. اشتباههای کوچک میتوانند تاثیر مهمی داشته باشند ، بنابراین، هر کاری از نظر زمان و فرایند بدون اشتباه انجام داد. مدیریت تغذیه ای در چنین شرایطی قطعا ضروری است.

در ایالات متحده امریکاو کاندا ، تجزیهی ازمایشگاهی و سرویسهای تشخیص بسهولت در دسترس است (انلون ۱۹۹۲)پیش از فرستادن نمونه ها باید راهکار لازم را درباره چگونگی جمع اوری و ارسال نمونه ها را در نظر گرفت. در سال های اخیر با پیشرفت در تجربه همراه با سهولت در ارسال سریع نمونه ها و اخذ نتایج تجزیه ،پرورش دهندگان تقریبامی توانند برسیستم های کشت خود بر مبنیای یک زمان واقعی نظارت داشته باشند . اگر چه ، انجا م آز مایشهای مرتب ، وقت گیر و هزینه بر است ، اما سود بدست آمده به دلیل کاربرد نتایج حاصله در رابطه با رشد گیاه با کیفیت عالی بیشتر از هزینه ها می باشد . پرورش دهنده باید به تجزیه منظم آب ، محلول غذایی ، محیط کشت و گیاه توجه کند . تفسیر و توصیه ها بر مبنای نتایج آزمون ، جهت کمک به پرورش دهنده به منظور پر هیز از هدر رفتن گیاه و کاهش کیفیت محصول طراحی شده است .

تجزیه ی آب

امکان دارد آّب  موجود برای ساختن محلول غذایی یا آبیاری دارای کیفیت مورد نظر نباشد ( برای مثال عاری از مواد معدنی و آلی ) . آب خالص ، ضروری نیست ، اما میزان نا خالصی باید تعیین شود . حتی منابع آب خانگی هر چند که برای آشامیدن بی خطر است ، ممکن است برای استفاده گیاه مناسب نباشد . به آب زیر زمینی سطحی ، بر که ها ، در یاچه ها و رود خانه ها ، باید با دیده تردید نگریست ، در حالیکه آب باران و آب از  چاه عمیق مناسبترند .

دو عنصر کلسیم ومنیزیم می توانند به عنوان سرک مد نظر قرار گیرد زیرا هر دوعنصر جزء عناصر ضروری محسوب می شوند در حالیکه غلظت نسبتا زیاد کر بنات ، بی کربنات ، بور ، سدیم ، کلرید ، فلورید ، و سولفید در آب نا مطلوب است . غلظت بیشینه ی  این عناصر و یون های موجود در آب آبیاری و آب مورد استفاده جهت ساختن محلول غذایی ، همانگونه که در فصل ۷ ارائه شده ، مشخص شده است .

تنها راه تعیین کیفیت آب تجزیه ی کامل آن است . تصمیم برای تجزیه ی آب جهت مواد آلی ، متکی به احتمال وجود آنها است . آبهای سطحی ممکن است دارای موجودات بیماری زا و جلبک ها باشند حال آنکه در زمین های کشاورزی ، ممکن است در آب مواد باقی مانده ی گوناگون ناشی از کاربرد علف کش ها و یا آفت کشها یافت می شود . برای مثال گوجه فرنگی در کل نسبت به انواع مواد شیمیایی آلی حساس است ، بنابراین از مصرف چنین آبی برای گوجه فرنگی باید پر هیز کرد.

آگاهی از اینکه در آب چه موادی یافت می شود ، تعیین می کند که آیا آب با و یا بدون تیمار قابل پذیرش است و آیا جهت جبران و دفع موادی که در آب است ، به تعدیل و تنظیم نیازی است .

تجزیه ی محلول غذایی

اشتباه در تهیه ی محلول غذایی غیر عادی نیست ، از این رو پیش از استفاده لازم است غلظت نهایی عناصر تعیین شود . از آنجا که ترکیب عناصر در محلول غذایی درسیستم گردشی بسته می تواند به مقدار شایان توجهی تغییر کند ، بنابراین مهم است که بر ترکیب محلول غذایی به دفعات تا آنجا که می شود نظارت کرد . سابقه ای از نتایج تجزیه باید نگه داری شود و یا یک روش ردیابی تعیین گردد که چگونگی تغییر غلظت هر عنصر با هر مرتبه عبور از محیط ریشه تعیین  شود . بر اساس این تجزیه ها ، برنامه ی تعویض ، نیاز به تجدید غلظت و الگوهای مصارف گیاه را می توان تعیین کرد.

افزودن به این تجزیه ی دورهای به پرورش دهنده کمک می کند تا به حضور حفظ یکنواخت عنصری جهت رشد مطلوب گیاه وافزایش طول عمر مفید محلول غذایی چه موادی باید به محلول غذایی افزوده شود.

با افزایش عمر محلول غذایی در مصرف اب و مواد شیمیایی صرفه جویی عاید میشود.در سیستم های کشت محلول غذایی بسته ی گردشی از قابلیت هدایت الکتریکی (EC)برای تعیین نیاز تجدید غلظت عناصر استفاده میشود. این روش زمانی مفید است که اگاهی قبلی دربارهی اینکه غلظت کدام عناصر تغییر چقدر است، در دسترس باشد.

 

ارسال نظر