X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

میزان رای ملت است

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

معمولا در بحث های سیاسی وقتی صحبت از دموکراسی به میان میاد ؛ این جمله از حضرت روح الله را مطرح میکنند که «میزان رای ملت است». سوای بحث در مورد اینکه در اسلام چیزی به نام دموکراسی نداریم ، بیایید در مورد این جمله امام قدری تامل کنیم.

حضرت امام(ره) در سخنرانی ۲۵/۳/۵۸ در جمع اقشار مردم به ایراد این سخنرانی پرداختند. با فهمیدن کمی قبل و کمی بعد از این جمله در سخنرانی براحتی میتوانیم منظور امام را از این جمله بفهمیم:

 

 

حالا که بناست قانون اساسى به دسترسى ملت گذاشته شود تا هرکس هر مطلبى دارد پیشنهاد کند و بعد نمایندگان مردم ، نمایندگان منتخب از طرف خود ملت قـانـون اسـاسـى را بـررسى کنند، با همه مطالبى که قشرهاى مختلف و به اصطلاح ، حقوقدان‏ها بررسى کنند و همه مطالب را روى هم بریزند و قانونى که نوشته شده اسـت اگـر نقص ‍ دارد، رفـع کنند نقص را و اگر اشکال دارد، اشکال را مرتفع کنند، حالا هم بهانه گیرها، آنهایى که کست خورده اند در آن مراحل ، مى خواهند در این مرحله خرابکارى کنند. بیدار باشید برادران ، دشمنان خودتان را بـشناسید، مى خواهند نگذارند قانون اساسى بر طبق آنطورى که اسلام حکم میکند تصویب شود. بـایـد حقـوقـدان هـاى غـربى نـظر بدهند؟! ما مى خواهیم قانون اسلامى بـنـویـسیم ، از غرب بیایند نظر بدهند؟! یا غربى ها بیایند نظر بدهند؟ یا غربزده ها بیایند نظر بدهند؟ حقوقدان اسلامى ما مى خواهیم و این حقوقدان ها اسلام را نمى دانند یعنى چـه ، البـتـه بعضى از آنها من وقتى که به طور کلى مى گویم ، از باب اینکه آنهائى که در قشر اسلامى هستند و مطالعات اسلامى دارند خارج هستند، من با آن غربزده ها صحبت دارم ، بـا آنـهـائى کـه تحت تاثیر غربزده ها واقع مى شوند صحبت دارم . باید قانون اسلامى ما را از غـرب بـگیریم ؟ از غربزده بگیریم ؟ باید دید کى صلاحیت دارد، چه حـقـوقـدانـى صـلاحـیـت دارد کـه در قـانون اساسى ما نظر بدهد. ما که میخواهیم جمهورى اسلامى تحقق پیدا بکند و قانون اساسى جمهورى اسلامى میخواهیم تدوین کنیم ، ما باید دنبال آنهائى باشیم که حقوقدان غربى هستند؟ اگر باشند روشنفکرانى که از اسلام بـى اطـلاع هـسـتند و نمى دانند اسلام چیست ، هر وقت ما خواستیم قانون اساسى جمهورى یا جمهورى دموکراتیک را تدوین کنیم شما آقایانى که حقوقدان هستید، شما آقایان روشنفکر غربى صـلاحیـت دارید که نظر بدهید لکن ما هر وقت خواستیم قانون اسلامى بنویسیم ، خـواستیم مسائل اسلام را طرح بکنیم شما صلاحیت ندارید ، شما از اسلام اطلاعى ندارید، شـمـا اسلام را مى گـوئید بـراى این زمان نیست براى اینکه اسلام را نمى دانید، براى اینکه اعتقاد ندارید که آن که قانون اسلام را آورده است ، خداست ، خداست که محیط بر همه چیزهـاست ، بـر هـمـه اعصار است ، قـرآن است کـه کتاب هـمه اعـصار است ، دستورات رسول الله است که براى همه اعصار است . شما اطلاعى نه از قرآن دارید و نه از سنت دارید و نه از اسلام و ما به شما اجازه نمى دهیم که دخالت در معقولات کنید، بله در بعض مـسـائل ادارى ، در بعضى مسائل اجرایى شما هم حق نظر دارید لکن عمده این است که شما نمیخواهید یـک قانون اساسى اسلامى باشد. شماها از اسلام وحشت دارید، حق هم دارید بـراى اینکه اسـلام در استفاده هاى شما را بست ، اسلام دوستان شما را از ایران بیرون کـرد، اسلام ، جنایتکارها که رفقاى بعضى از شما بودند به درک فرستاد. شما وحشت داریـد از اسلام و حـق دارید وحشت داشته باشید ولى ملت اسلام ، ملت ایران نمى تواند تابع هواى نفس شما باشد، نمى تواند قرآن را کنار بگذارد و قانون اساسى غربى را قبول کـنـد، بـه شما اجازه نمیدهـد کـه در امرى کـه بـى اطـلاع هـستید و جاهل هـستید دخالت کنید. شـمـا اطـلاعـاتـتـان در حـدود مـسـائل غـربـى اسـت ، قـوانـیـن غرب را مى دانید، شما تاکنون قرآن را مطالعه نکرده اید. عرض مى کنم که ، من به همه اقشار نمى گویم ، در بین اینها اشخاص اسلامى ، اشخاص مـطـالعه دار هست ، من آنها را مى گویم که مى گویند اسلام دیگر فایده ندارد، من آنهایى را مـى گـویـم کـه میگویـند اسلام مال ۱۴ قرن پیش است . ما به اشخاصى که اطلاع ندارند از قوانین اسلام ، اطلاع ندارند از روح اسلام ، نمى دانند که اگر اسلام تحقق پیدا بکند چه خواهد شد، ما به آنها اجازه نمى دهیم که دخالت در این امور بکنند، بله ، حق راى دارنـد، راى بـدهند که اسلام نه ، چنانچه دادند. مختارند که راى بدهند لکن نگویند که ما مجلس مؤ سسان کوچک را نمى خواهیم ، یک مجلس مؤ سسان ۵۰۰ !!! ۶۰۰ نفرى مى خواهیم ، بـهـانـه نـگیرند. مگر مجلس مؤ سسان چیست ؟ جز این است که اشخاصى که مردم آنها را انـتـخـاب مـى کنند، باید بنشینند و قانون را ملاحظه کنند ؟ باید حتما ۶۰۰ !!! ۷۰۰ نفر بـاشـنـد تـا نـوبـت بـه شـمـا هـم برسد؟! اگر تمام ملت پنجاه نفر را تعیین کنند، اینها وکیل ملت نیستند؟ این مجلس ، مجلس مؤسسان نیست ؟ ما بعد از اینکه بررسى شد در قانون اساسى به نظر خبرگان اسلامى رسید، به نظر روحانى اسلامى رسید، به نظر علماء مـتـعهد رسید به نظر نمایندگان مردم رسید، باز هم در افکار عمومى مى گذاریم ، میزان است . مـجـلس مـؤ سسان اگر اعتبار دارد براى این است که مجلس مبعوث از ملت است . خود ملت حق ندارد راى بدهد لکن وکیل ملت حق دارد؟ این چه غلطى است ؟ خود من حق ندارم تصرف بکنم در مـالم ، وکـیـل مـن حـق دارد؟ خـود شـمـا حـق نـداریـد راى بـدهیـد، وکیـل شـمـا حـق دارد؟! وکلا بـراى این حق دارنـد کـه وکیل شما هستند و الا چه حقى دارند. یک نفر چه حقى دارد براى ۳۵ میلیون جمعیت راى بدهد؟ پنجاه نفر ششصد نفر چه حقى دارد براى یک ملت ۳۵ میلیونى راى بدهد؟ این حق بـراى این است که شما مى خواهید راى بدهید، راى شماست ، میزان ، راى ملت است . ملت یـک وقـت خـودش راى مـى دهـد، ایـن اساس یک وقت یک عده اى را تعیین مى کند که آنها راى بـدهـنـد، آن در مـرتـبـه دوم صـحـیـح اسـت و الا مـرتـبـه اول ، حق مال خود ملت است . شما خون دادید، حقوقدانان براى شما تکلیف معین کنند؟ خودتان باید تکلیف معین کنید. شمائید، همین ملت ، همین مردم محروم دانشگاه ، جوان هاى محروم دانشگاه ، همین جوان هاى محروم مدرسه فیضیه ، همین جوان هاى محروم در ارتش ، همین جوان هاى محروم در بازار، همین جوان هاى محروم در کارخانه ها و در کشاورزى ، اینها باید راى بـدهند. بهانه ها را کنار بگذارید، از خدا بترسید، با ملت شوخى نکنید، راءى مردم را هیچ حساب نکنید، مردم را به حساب بیاورید.
ما حتما باید تابع طرح هاى غربى باشیم ؟ اسلام را کار نداریم ؟! غرب هر چه بگوید تـابع او هستیم ؟ غرب تا حالا همین بساط بود که بود. ما تا حالا مبتلاى به غرب بودیم و بیش از پنجاه سال که اکثر شما یا بعض از شما یادشان است ، بعضى از شما و من یادم اسـت و بـیـسـت و چند سال که اکثر شما یادتان است ، طرح هاى ما غربى بود، گرفتارى هـاى مـا از غـرب بـود. بـاز هـمـان گـرفـتـارى هـا پـیـش بیاید؟ قانون اساسى را هم آنها بنویـسند؟ آنها راى بدهند؟! غربزده ها راى بدهند؟ میزان ، شما هستید. آن کسى هم که اینها خودشان قبول دارند، ولو دروغ مى گویند، دکتر مصدق هم وقتى که یک مطلبى پیش آمـد کـه من حالا یادم نیست ، آمد بالا ایستاد گفت :(من با خود مردم صحبت مى کنم ، به وکلا کـار نـدارم ، وکـلا صـداى مردمند، من با خودشان صحبت مى کنم .) ما از خودتان راى مى خواهیم ، ما اگر چنانچه هیچ هم وکیل نگیریم ، شما هستید میزان .
مـا بـراى خاطر اینکه این نق نق ها کم بشود ، گفتیم یک مجلسى هم درست بشود، شما اسمش را مجلس مؤسسان بگذارید. اگر خیلى دلتان مى خواهد غربى باشید، اگر خیلى دلتان مى خواهد که مردم را به خودتان متوجه کنید، اسمش را بگذارید مجلس مؤ سسان و الا ما با مردم کار داریم . ما قانون را قاعده این بود قانون را بنویسیم ، منتشر کنیم در همه بلاد و هـمـه مردم ببینند، بعد به آنها بگوئیم این را مى خواهید یا نه ؟ رفراندم کنیم . ما براى ایـنکه شماها خیلى دم از روشنفکرى مى زنید، یک قدرى هم با شما مسالمت بکنیم . با اینکه هـر چه مـسالمت بکنیم شما بدتر خواهید کرد، ما مى گوئیم که مردم خودشان افرادى را تعیین کنند که این قانون اساسى که نوشته شده است بیایند ببینند، هر رایى دارند، هر طـرحى دارنـد بدهند، میخواهد این راى ها راى هاى مخالف با قرآن باشد، مى خواهد مـوافق ، منتهـا ما مخالف هـایش را قبول نمى تـوانیم بکنیم و شما دنبال این هستید که این کار را بکنید. این مجلس را شما اسمش را مجلس ‍ مؤسسان بگذارید، مـا بـعـداز ایـن مـجـلس مـؤ سسان هم به خود موکل ها، به وکلا ما چکار داریم ، ما شما را مى شناسیم ، ما نوکر شمائیم .آقـایـان مـى گویند که ملت بی اطلاع است ، من مى گویم شما بى اطلاع هستید. اگر ملت بى اطـلاع اسـت شـمـا بـى اطـلاع تـر هـسـتید براى اینکه در اینجا اطلاعات اسلامى مى خواهد و بـعضى از شما اصلا اطلاع ندارید، بعضى از شما نمى داند نماز چند تاست . چرا ملت ما اطلاع ندارد؟ چرا اینقدر ملت ما را ضعیف قرار مى دهید؟ چرا اهانت به ملت مى کنید؟ چه حقى داریـد ؟ مـلت مـا، درش هـمـه چیز هست . اگر اسلام فقط عیب است ، بله شما حق دارید. ملت ما مسلم است ، شما هم اسلام را قبول ندارید، پس ملت مـا چیـزى نمى داند بـراى اینکه اسلامى است و اسلام چیزى است که مخالف با همه دانش هـاسـت ! حـرف شما این است . یک قدرى در حرف هایتان تفکر کنید، یک قدرى در مطالبتان تـعـقـل کـنـیـد، نگذارید که ملت یک وقت به تنگ بیاید، رژیم سابق ملت را به تنگ آورد نگذارید یک قدرى تعقل کنید ، یـک قدرى بـراى اسلام حق قـائل شوید، یک قدرى براى مسلمین حق قائل بشوید، یک قدرى براى برادران اسلامى حق قائل بشوید.
آقـا، امروز مملکت ما غربزده است که از زلزله زده بدتر است امروز بعضى از اشخاص در ایـن مملکـت میخـواهند نگذارنـد اسلام تـحقق پـیـدا بکند، اغفال مـى کـنند بعضى مقامات را، مى خواهند نگذارند اسلام تحقق پیدا بکند امروز وقت این نیست که نق بزنم که من فلان قسمش را نمى خواهم فلان قسمش را مى خواهم امروز وقت این اسـت کـه هـمـه دست بـه هم بـدهید بگوئید اسلام را ما مى خواهیم ، چنانچه همه گفتید، با اسلام همه پیش رفتید. شما اشکالات خودتان را حالا پیش نیاوردید، بگذارید براى بعد، بگذارید اسلام تحقق پیدا بکند، بگذارید مملکت ، مملکت بشود بعد بیائیم سراغ اینکـه ایـن مملکت نظامش چه جور باید باشد، طلبه‏اش چه جور باید باشد، کاسبش چه جـور بـایـد بـاشد. من هم مى دانم همه جا اشکال هست لکن الان ما زلزله زده هستیم ، غربزده هستیم ، همه باید دست به هم بدهیم و این راه را تا اینجا که آمدیم ، باقیش هم برویم . ما بـیـن راه هستیم ، باز گردنه ها داریم که دزدها توى آن گردنه است . ما یک گردنه را از آن گذشتیم ، یا دو گردنه را، باز دزدها توى آن گردنه هاى دیگر هست ، در کمین نشسته اند با هر صورت . ما باید همه ، همه دست به هم بدهیم از این گردنه ها بگذریم ، بعد کـه گـذشـتـیـم از گردنه ها و رسیدیم به منزل بنشینیم بگوئیم حالا اشکالاتمان چیست . الان وقـت اشـکـال تـراشى نیست ، الان وقت جلو رفتن است . من از همه مى خواهم ، من التماس مى کنم به ملت ایران ، من دست ملت ایران را مى بوسم ، اسلام را مى خواهند ببرند. صفوف خود را از غربزدگان و عمال رژیم فاسد جدا سازید
ایـن قشرهاى این قشرهاى دانشگاهى و دانشجو و وکلا و روشنفکرها حساب خودشان را از این چـنـدین نفر، چند نفرى که عمال غربند و عمال محمدرضا، جدا کنند. کانون وکلا که همه اش غـربـزده نـیـسـت ، کـانـون وکـلا تـویـشان پیدا مى شود، این غربزده ها را کنار بگذارند. یکیشان رفت ، باقى هم بروند. روشنفکرها، روشنفکرهاى اسلامى ، روشنفکرهاى وارداتى را کـنـار بزنند. غربزده ها را کنار بگذارید، عده شان خیلى زیاد هم نیست اما فضولیشان زیـاد اسـت . عـده زیـاد نـیـسـت ، ادعایشان زیاد است . خود قشر روشنفکر متعهد اسلامى براى خـاطـر خـدا، بـراى خـاطـر اسلام ، براى خاطر استقلال کشور، براى خاطر حفظ آزادى ، این روشنفکر متعهد اسلامى ، آنهایى را که در بینشان پیدا مى شود که نق مى زنند و مى خواهند نـگـذارنـد کارها پـیـش بـرود، اینها را کنار بزنند. التماس دعا بکنند پیش ‍ گوششان ، بروند به اروپا باز سر عیاشى اى که مى کردند، حالا آمده اند. آن کانون وکلا، آنهائى که بر ضد اسلامند، و کنار بگذارند. همه که نیستند، بعضى از وکلا بسیار مردم صحیح و سـالمـى هستند، بسیارشان ولى آنهایى که فضولى مى کنند، آنها را کنار بگذارند، از کانون بیرون کنند.
بشناسید دوسـتـان خـودتـان و دشـمنان خودتان را. قشرهاى روشنفکر، دشمن اسلام را بیرون کنند از مـراکـز خـودشـان . کـانـون وکلا، وکلاى دشمن با اسلام را یا نفهم را کنار بگذارند.

این فرموده امام که «میزان رأی ملت است» یعنی چه و محدوده آن کجا است؟

برخی از افراد ( به اخص آقای معین و اطرافیان و عموما تمام دوم خردادی ها) به هنگام بحث از مشروعیت نظام اسلامی از دیدگاه حضرت امام (ره) گویا فقط یک جمله از ایشان به یاد دارند و آن همین است که آن بزرگوار فرموده است «میزان رأی ملت است». در این رابطه و به منظور توضیح منظور حضرت امام از این جمله لازم است چند نکته را بیان کنم:

اولاً، حتی اگر بپذیریم که این جمله درباره معیار مشروعیت نظام اسلامی است، اما حضرت امام در طول عمر مبارکشان فقط یک بار این جمله را بیان کرده‌اند؛ و در مقابل بارها و بارها با بیان‌های مختلفی اصالت قوانین اسلامی و میزان بودن آنها را گوشزد کرده‌اند. نباید اعمال و رفتارمان مصداقی برای (( نؤمن ببعض و نکفر ببعض )) باشد. اگر این جمله را ناظر به بحث مشروعیت بدانیم نه تنها با صدها سخن دیگر او که بر میزان بودن احکام اسلامی تأکید کرده‌اند، مثل آنجا که می‌فرماید: «میزان احکام اسلام است» (صحیفه نور، ج۱۹، ص۱۹۳، ۸/۵/۶۴) در تعارض خواهد بود، بلکه با سراسر زندگی حضرت امام و نظام فکری و عقیدتی او ناسازگار خواهد بود. بنابراین عقل اقتضا می‌کند که «میزان رأی ملت است» را ناظر به بحث مقبولیت نظام سیاسی و جملاتی نظیر «میزان احکام اسلام است» را ناظر به بحث مشروعیت نظام سیاسی اسلام بدانیم.

ثانیاً، هر چند این جمله از حضرت امام صادر شده است و هیچ کس در آن تردیدی ندارد؛ اما تا قبل از دهه اخیر هرگز به مخیله کسی خطور نکرده‌ بود که منظور امام از این جمله، بیان معیار حقانیت و مشروعیت حکومت اسلامی باشد. در عین حال، برخی از نویسندگان این جمله برداشت خلاف واقع را آنقدر تکرار کردند که حتی امر را بر برخی از یاران امام مشتبه کردند و آنان نیز گمان کردند که حضرت امام با این جمله خواسته‌اند معیار مشروعیت و حقانیت نظام اسلامی را بیان کنند! در حالی که به هیچ وجه منظور امام چنین چیزی نبوده است. و بدون تردید هر کسی که چنین فهمی از این گفته داشته باشد، خواسته یا ناخواسته سخن حضرت امام را تحریف نموده است.کافی است یک بار به آن سخنرانی حضرت امام که این جمله در آن به کار رفته است مراجعه کنیم تا به وضوح دریابیم که نه تنها منظور حضرت امام این نیست که معیار مشروعیت نظام اسلامی وابسته به رأی اکثریت است، بلکه کاملاً عکس آن را منظور دارند و کراراً در همین سخنرانی تأکید می‌کنند که معیار مشروعیت، اسلامیت است و نه جمهوریت. امام هم قبل از این جمله و هم بعد از آن کراراً‌ تأکید می‌کند که ما می‌خواهیم اسلام حکومت کند و در عین حال، مردم آزادند که به این خواسته رأی بدهند یا رأی ندهند و هر رأیی را که آنها بدهند گردن می‌نهیم، اما اگر مخالف اسلام و قرآن باشد آن را مشروع نمی‌دانیم.

بخش‌هایی از این سخنرانی را که این جمله در آن به کار رفته است را بریتان می گذارم و قضاوت را هم بر عهده خودتان. حضرت امام در سخنرانی خود در جمع پرسنل نیروی هوایی در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۵۸ چنین می‌فرماید:

«… بیدار باشید برادران! دشمنان خودتان را بشناسید. می‌خواهند نگذارند قانون اساسی بر طبق آنطوری که اسلام حکم می‌کند تصویب شود. باید حقوق‌دان‌های غربی نظر بدهند؟ … یا غربزده‌ها بیایند نظر بدهند؟ حقوقدان اسلامی ما می‌خواهیم، و این حقوقدان‌ها، اسلام را نمی‌دانند یعنی چه! … هر وقت ما خواستیم قانون اساسی جمهوری یا جمهوری دمکراتیک را تدوین کنیم، … شما آقایان روشنفکر غربی، صلاحیت دارید که نظر بدهید. لکن ما هر وقت خواستیم قانون اسلامی بنویسیم، خواستیم مسائل اسلام را طرح بکنیم، شما صلاحیت ندارید. … شما اطلاعی نه از قرآن دارید و نه از سنت دارید و نه از اسلام. و ما به شما اجازه نمی‌دهیم که دخالت در معقولات کنید. … شما نمی‌خواهید یک قانون اساسیِ اسلامی باشد. … ولی ملت اسلام، ملت ایران، نمی‌تواند تابع هوای نفس شما باشد؛ نمی‌تواند قرآن را کنار بگذارد و قانون اساسی غربی را قبول کند …. ما به اشخاصی که اطلاع ندارند از قوانین اسلام، … اجازه نمی‌دهیم که دخالت در این امور بکنند. بله، حق رأی دارند؛ رأی بدهند که اسلام نه؛ چنانکه دادند. مختارند که رأی بدهند؛ … ما بعد از این که … به نظر خبرگان اسلامی رسید، به نظر روحانی اسلامی رسید … باز هم در افکار عمومی می‌گذاریم، خود ملت میزان است. … خود ملت حق ندارد رأی بدهد، لکن وکیل ملت حق دارد؟! این چه غلطی است!‌ … یک نفر چه حقی دارد برای ۳۵ میلیون جمعیت رأی بدهد؟ پنجاه نفر- ششصد نفر چه حقی دارد برای یک ملت ۳۵ میلیونی رأی بدهد؟ این حق برای این است که شما می‌خواهید رأی بدهید. رأی شماست. میزان، رأی ملت است. ملت یک وقت خودش رأی می‌دهد یک وقت یک عده‌ای را تعیین می‌کند که آنها رأی بدهند: آن در مرتبه دوم صحیح است. … بهانه را کنار بگذارید؛ از خدا بترسید؛ با ملت شوخی نکنید؛‌ رأی مردم را هیچ حساب نکنید؛‌ مردم را به حساب بیاورید. ما حتماً باید تابع طرح‌های غربی باشیم؟ اسلام راکار نداریم؟ غرب هر چه بگوید تابع آن هستیم؟ غرب تا حالا همین بساط بود که بود. … قانون اساسی را هم آنها بنویسند؟ آنها رأی بدهند؟ غربزده‌ها رأی بدهند؟ میزان شما هستید. …. ما می‌گوییم که مردم خودشان افرادی را تعیین کنند که این قانون اساسی که نوشته شده است بیایند ببینند؛ هر رأیی دارند، ‌هر طرحی دارند بدهند؛ می‌خواهد این رأی‌ها رأی‌های مخالف با قرآن باشد، می‌خواهد موافق. منتها ما مخالف‌هایش را قبول نمی‌توانیم بکنیم؛ و شما هم دنبال این هستید که این کار را بکنید. … آقایان می‌گویند که ملت بی‌اطلاع است!‌ من می‌گویم شما هم بی‌اطلاع هستید. … برای این که در اینجا اطلاعات اسلامی می‌خواهد و بعضی از شما اصلاً اطلاع ندارید. بعضی از شما نمی‌داند نماز چند تاست! …

مسأله اصلی که حالا باید شمای ارتشی، من طلبه، مراجع عظام، علمای اعلام، دانشگاهی، بازاری، دهقان، اداری، کارمندها، همه به آن توجه بکنند، این است که این قانون اساسی، که اساس اسلام را ما می‌خواهیم پیاده بکنیم، این قانون اساسی درست بشود. …. امروز بعضی از اشخاص در این مملکت می‌خواهند نگذارند اسلام تحقق پیدا بکند. … من از همه می‌خواهم،‌ من التماس می‌کنم به ملت ایران، من دست ملت ایران را می‌بوسم، اسلام را می‌خواهند ببرند.» (صحیفه نور، ج۸، صص۱۶۹-۱۷۶؛ ۲۵/ خرداد/ ۱۳۵۸)

آیا هیچ عقل سلیمی به خود اجازه می‌دهدکه این سخن امام را در این بافت و سیاق به این صورت تفسیر کند که مشروعیت و حقانیت حکومت اسلامی وابسته به رأی اکثریت است؟ ! بنده هیچ تردیدی ندارم که منظور امام از این جمله بیان تأثیر خواست و اراده مردم در تحقق احکام اسلامی بوده است و نه در حقانیت و مشروعیت نظام سیاسی اسلام. و روشن است که رأی مردم در تحقق حکومت اسلامی تأثیر صددرصدی دارد. اگر مردم خواهان حکومت اسلامی نباشند هیچ کس مجاز نیست که با زور و استبداد حکومت اسلامی را بر آنان تحمیل نماید.

منبع : بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

 

ارسال نظر