X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

نقاشی کودکان

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مقدمه

 بی شک هنر این ابر پدیده بشری که وام دار بخش بزرگی از مواهب الهی بوده در سا حت های گونا گون تمدن انسانی حضوری قابل توجه و تامل برانگیز داشته است ، نیاز بشر اولیه به خوراک و تسخیر عوامل مادی _ طبیعی  بهانه ایی بوده است ، تا او بتواند با تکیه بر ذوق فطری خویش دست به خلاقیت هنری (غالبا تجسمی ) زده که در گاه دیگر با مهار این نیازمندی ها ؛ با دیدگاه زیبا شناختی خود توانسته است احساسات و افکار خود را ابراز دارد ؛ با این روی کرد می شود چنین نتیجه گرفت که آبشخور هنر ، سرچشمه ی نیازمندی های ابتدایی (مادی ) ، درونی (عاطفی) و احساسی بشر بوده که در گذر زمان شکل های متنوعی به خود گرفته است .

 

مقدمه

 

 بی شک هنر این ابر پدیده بشری که وام دار بخش بزرگی از مواهب الهی بوده در سا حت های گونا گون تمدن انسانی حضوری قابل توجه و تامل برانگیز داشته است ، نیاز بشر اولیه به خوراک و تسخیر عوامل مادی _ طبیعی بهانه ایی بوده است ، تا او بتواند با تکیه بر ذوق فطری خویش دست به خلاقیت هنری (غالبا تجسمی ) زده که در گاه دیگر با مهار این نیازمندی ها ؛ با دیدگاه زیبا شناختی خود توانسته است احساسات و افکار خود را ابراز دارد ؛ با این روی کرد می شود چنین نتیجه گرفت که آبشخور هنر ، سرچشمه ی نیازمندی های ابتدایی (مادی ) ، درونی (عاطفی) و احساسی بشر بوده که در گذر زمان شکل های متنوعی به خود گرفته است .

 

گاهی در ساحت تفریح و تفنن ؛ گاهی در رسالت یک رسانه ی فرهنگی اجتماعی و گاهی در قلمرو یک شیوه ی درمانی و چندین ساحت دیگر طی طریق نموده است تا جایی که اگر این ساحت ها و کار ویژه ها را برداریم گویی از پازل زندگی تکه های مهمی گم شده است این مقدمه گونه حاکی از ضرورت هنر در حوزه های زندگی مادی و معنوی بشر بوده که در تمامی دوره های تاریخی همزاد با بوده است ؛ چون تاکید این مقاله بر دامنه ی اثر بخشی هنر ، این میراث فرهنگی بر گروهی ویژه از جامعه یعنی تیپ کودک و دانش آموز است این مقدمه را پیوند هنر دانش آموز پی می گیریم ؛ از آنجایی که فعالیت تجسمی و بصری کودک در قسمت نیمکره راست مغز و امور تحلیلی ، بیانی و علمی کودک به نیمکره چپ او مربوط است بنابراین چنانچه مباحث علمی ، ارقامی و یا دروس کلاسه شده و بعضا خشک و بی روح استفاده ی زیاد از نیمکره ی چپ را بدنبال دارد ؛

 

ایجاد فعالیت های هنری به ویژه هنر های موسیقیایی و تجسمی استفاده از نیمکره ی راست را در بر می گیرد که این فرایند در بالانس و تعادل قوای فکری و روحی و روانی بچه یا دانش آموز ، شایسته و ضروری به نظر می رسد این تمهیدات زمینه و بستری است تا کودک یا دانش آموز با ارائه ی خلاقیت های هنری است می تواند هم به تخلیه و تحلیه روحی روانی نائل آید و هم به موجودی دارای ظرفیت قابل فهم و درک برای پذیزش بهتر تغذیه های علمی و آموزشی تبدیل گردد ؛ هنر های تصویری و تجسمی به لحاظ دانش حس دیداری ماندگار تر از هر چیز دیگری در حافظه ی انسان نقش می بندد از تصاویر سنگ نگاره های دوران غار نشینی مانند تصاویر گاوهای وحشی در غار های التامیرا ی اسپانیا و لاسکوی فرانسه گرفته تا نقوش انتزاعی ماندالا های کودکان و تصاویر و نقوش گرافیکی و تجریدی مدرن با ماکتب و دبستان های خاص ؛ همه و همه این نکته را در ذهن متبادر می سازد که دیدن ؛ ماناتر جاودانه تر از شنیدن و گفتن است . این نظریه ما را بدانجا رهنمون میشود که به خاطر جذابیت های هنر های بصری و تجسمی نزد کودکان با این وسیله (شکل وتصویر ) بهتر می توان مسائل غامض مانند ریاضیات و دیگر علوم به ظاهر سخت را به آنان تفهیم نمود ؛ داستان های مصور و تصاویر متحرک (پویا نمایی ) همیشه جذاب تر از داستان هاس شفاهی یا سخنرانی ها نزد بچه ها هستند . البته این قضیه به همین جا تمام نمی شود ؛ اگر قرار است کودک را با دنیای نقاشی یا هنر های تجسمی آشناتر سازیم و استعداد های او را شکوفاتر و جهت مند کنیم باید به عنوان یک مربی از فنون و شیوه های درست ارتباطی ؛ ظرفیت های روحی و پذیرشی کودک یا دانش آموز ؛ عناصر کمی و کیفی هنر های تجسمی و محصولات هنری تاثیر گذار اطلاع کافی داشته باشیم ؛ یکی از این دانش ها دانستن وضعیت مخاطب به لحاظ ظرفیت سنی و روحی اوست .

 

 

 

جدول آمادگی ها :

 

 

 

جدوال آمادگی و ظرفیت های سنی و بصری هنر آموز را از دوران کودکی تا مراحل بلوغ نشان می دهد که مربی یا مدرس هنر ملزم به شناخت آن است .

 

سن هنر جو

 

 

۱ تا ۵/۱ سالگی

 کشیدن خطوط ساده و ناهماهنگ

 

۵/۱ تا ۵/۲ سالگی

 کشیدن خطوط ساده و مرکب ( تصاویر دیاگرام و ماندالا)

 

۵/۲ تا ۴ سالگی

 دوران قبل از تصویری ( تصاویر ذهنی و انتزاعی )

 

۴ تا  6 سالگی

 دوران تصویری ( خلق فضای مناسب از روابط اشیاء)

 

۶ تا  9 سالگی

 دوران واقعیت گرایی یا قبل از بلوغ ( ترسیم طبیعی اشیاء)

 

۹ تا  13 سالگی

 دوران بلوغ یا تمیز قابلیت های هنری خود

 

۱۳ تا ۱۵ سالگی

 دوران بلوغ فکری و تحلیلی ( ناتورئالیسم گرایی : تصاویر سه بعدی اشیاء با جزئیات)

 

 

 

 

پس مربی یا مدرس هنر باید نسبت به این پیش زمینه ها و پیش تولید ها آگاهی داشته باشد ؛ او باید بداند هنر آموزش در کدام شرایط سنی وشرایط زندگی به سر می برد تا بتواند فضایی مناسب برای آزادی عمل و هنر خلاقانه ایجاد نماید.

 

برای مثال : بچه هایی که در جنوب کشور یا روستا های بنادر جنوب ایران زندگی می کنند تا کنون برف ندیده و لمس نکرده اند ؛ چگونه می توان از آنها انتظار داشت که آنها زمستانی برفی با آدم برفی نقاشی کنند ؟ و یا کودکی که تازه به سن دوسالگی رسیده است چگونه می توان انتظار داشت خطوطی منظم ترسیم کند ؟ کشیدن گربه پشت دیدوار خانه (که قاعدتا پشت دیوار قابل دیدن نیست ) و یا تصویر پدر خانواده با هیکلی درشت تر از بقیه (به خاطر نقش کلیدی اش در خانواده ) همه حکایت از تعلقات خاطر و تمتیات کودک دارد که در حوزه روانشاختی کودک قابل تامل و پذیرش است .

 

هر اندازه سن کودک بالا تر رود احساس واقع گرایی و تجربه اندوزی وی نیز بیشتر می شود و آفرینش های هنری او نیز تغییر می یابند …. در هر مرحله بهتر از قبل می تواند تصویر واقعی بسازد و علمی تر بیاندیشد البته عملی نگری و واقعیت پردازی منافاتی با تخیل و رویا ندارد .انسان هیچگاه بی نصیب از رویا ، تخیل و حتی خرافه نخواهد بود ؛ حتی در دوران معاصر که عصر مدرنیته بوده و اساسش بر مبادی خرد گرایی تجربه و پوزیتیویسمی استوار است .

 

خیال پردازی:

 

 

 

تا زمانی که خواب، مرگ؛ اضطراب ؛ عشق ، نفرت و خطر همراه بشر است رویا پردازی ؛ نمادگرایی ؛ اسطوره سازی و تخیل همراه او خواهد بود . گویی یکی از مولفه های انسانیت انسان در همیشه ی تاریخ زمین و زمان حس تخیل رویا پردازی و نمادگرایی اوست .

 

دانشمندان می گویند چیز هایی مانند نقاشی که بتواند احساس کودک را بر انگیزانند و رویا و فانتزی های (خیال پردازی های ) او را تقویت و فعال سازند برایش جذاب خواهند بود ؛ به همین دلیل تاکید آنها بر این است که آموزش هر چیزی به کمک هنر راحت تر است (این هنر نه تنها نقاشی و هنر های پلاستیک و تجسمی بلکه موسیقی و نمایش را نیز شامل می شود ) علاوه بر این کاربرد ؛ اگر کودک یا دانش آموزی به دلایلی مانند خجالتی بودن ؛ لال بودن و یا لکنت زبان داشتن نتواند در بر قراری ارتباط کلامی ؛ احساس خود را ابراز کند به وسیله ی هنر ؛ صادقانه و بی تکلف ارتباط حسی می آفریند و به درستی ؛ آنجا که سخن از گفتن باز می ماند موسیقی (هنر ) آغاز می شود (ناگفته نماند که نقاشی خود نوعی موسیقی منجمد است ) نقش کار آمد و مثبت مربی یا مدرس هنر درکنار کتاب هنر راهگشای تاثیر هنر در فرایند تعلیم و پرورش کودکان و دانش آموزان خواهد بود ؛ مربی در وهله اول بایستی مهارت های لازم در کار خود داشته باشد تا بتواند شرایطی را به وجود آورد تا هنر جویان بتوانند در فضایی مطبوع و خوشایند با هنر خود صادقانه رفتار نمایند ؛ بتوانند بدون تکلیف و تکلف تمایل قلبی به کار خود داشته باشند خود آگاه و نا خود آگاه خویش را سر خوشانه به کار گیرند و در دنیایی از کشف و شهود همچون عارفی مست و شیدا احساس خود را ابراز کنند .

 

از جمله این شرایط و فضای مناسب ایجاد کار گروهی بین هنرورزان (دانش آموزان ) است این فضاتمرینی است برای ورود به اجتماع با حس همکاری و تعاون ، از دیگر شرایط مناسب و بستر ساز برای دستیابی به هنر خلاقانه و جذاب وادار نکردن بچه ها نسبت به مدل های کلیشه ای و تکراری است که باعث می شود ذهن خلاق آنها را عقیم سازد و تخته بند یک کار دیکته ای و تزریقی کند ؛ اصولا تکرار و کپی ازمدل های آماده و پیش روی ، حس نماد گرایی و  آفرینش گری انسان را عقیم می سازد آن هم کودک که سر شار از تخیل و رویاست کلیشه گرایی قدرت تجسم و تخیل و رویاست . کلیشه گرایی قدرت تجسم و تخیل فرد در باره ی اشیاء پدیدار ها و مفاهیم را ضعیف و نا بود می کند و از کودک موجودی منفعل می سازد و نه فعال بخش موسیقی ملایم و بدون کلام به خاطر ایجاد آرامش در حالات روحی هنر مند یا هنر جو فضای مطلوب ودلچسب به همراه می آورد . دانش آموزان در این فضا (ماتریس) اندیشه و احساس خود را توامان به کار می گیرند و در پردازش اثر هنری (تجسمی ) خود از شرایط داده شده بهره ی بهتری می برند .

 

خود باوری :

 

از دیگر مواد درسی کتاب هنر می توان به کولاژ ، کار دستی و مانند این ها اشاره نمود ؛ در این شیوه های تکنیکی شاهد ارتباط مستقیم و فیزیکی بین انگشتان کودک و اجسام و احجام هستیم در این تعامل جند پیامد حاصل این هنر کارگاهی می باشد نخست اینکه کودک به دستان خود می نگرد ؛ از آنها معجزه می خواهد و اعتماد می گیرد که می تواند بسازد ؛ می تواند زیبا بیافریند ….و این ساختن به مرور تبدیل به مهمترین و زیباترین لحظه های عمر او می گردد ؛ یعنی ساختن فردای خود و در نگاهی کلی ساختن جامعه ی خود خمیر های رنگی ، مقوا های گوناگون؛ ابزار واشیاء موجود در زیر دستان کودک هر کدام می تواند المانی از اجزای واقعی یا حقایق درونی یا برونی وی باشند ؛ تعاملی زنده و ارتباطی دو سویه بین ذهن و عین یا به عبارتی ازتباط بین واقعیت و حقیقت .

 

او دوست ندارد خانه ی مقوایی اش سست و بی گل و درخت باشد او دوست ندارد مجسمه هایش آدم های شرور و بد سیرت باشند ، او دوست ندارد هر آنچه که پدر و مادر و معلمش دوست ندارند ، آری کودک ما فارغ از تمامی خط کشی های قرمز و قید وبند ها توسن خیال به عالم حقیقی و اتوپیای درون خود سفر می کند آنجا که آنچه که باشد و آنچه که باید دوست داشت .

 

مسئله دیگر بر خورد مربی با آثار هنری کودکان تحت عنوان قضاوت و داوری است . معمولا دانش آموزانو کودکان مشتاقند بدانند نظر معلمشان در باره ی آثار هنریشان چیست ؟ در این حوزه مربی یا معلم باید شرایط سنی و روحی دانش آموز یا کودکستانی را درک نماید .یک مربی یا معلم هنر تا حد لزوم باید روانشاسی کودک هم دانسته باشد تا بهتر بتواند در دل مخاطبش راه یابد به جز کتاب درسی هنر که منحصر به هنرهای تجسمی است ، برنامه های موسیقی در کودکستان و مراکز آموزشی مانند دبستان یا راهنمایی می توانند در نشاط و انعطاف پذیری بچه ها برای درک بهتر مهارت هایب درسی مفید فایده قرار گیرند برنامه هایی همچمون سرود های دسته جمعی و تعلیم موسیقی در زمان های فوق  برنامه ای .

 

اهمیت هنر:

 

برای اهمیت این مطلب به جند جمله از مقاله ی یک استاد دانشگاه (اج۰راچر دانشکاه روانشاسی دانشگاه ویسکانین ) اشاره می کنیم ، گر چه تحقیقات نشان داده است که برخی شنیدن موسیقی نیز بر روی هوش انسان تاثیر دارد ؛ اما قوی ترین تاثیرات از شرکت فعال در ساختن به دست می آید ، کودکانی که فقط موسیقی را منفعلانه می شنوند بیشتر سود خواهند برد ؛ واصح است که تحریکات شناختی درخلال آموز موسیقی به سطح بالایی می رسد …. کودکی که بر روی مساله ریاضی کار می کند معمولا برای مدت طولانی فقط می نشیند و فکر می کند و تنها با مداد و کاغذ سر وکار دارد همان کودک هنگامی که با گروهی همکاری می کند باید خود را با گروه هماهنگ کند و همزمان باید به فکر باشد تا برای آنچه باید انجام دهد آماده باشد در هیچ فعالیت دیگری کودک این چنین جذب کار هایی نمی شود که باید در خلال اجرای موسیقی باید دائما توجهشان به کار باشد ساختار های تفکر باید دائما روز آمد و دقیق باشد این ترکیب هوشیاری و احتیاط همراه با پاسخ های فیزیکی در حال تغییر یک تجربه ی آموزشی است که ارزش بی همتایی دارد (مجله مقام موسیقیایی : سال هشتم شماره ۱۴ ص ۴۶ )

 

نتیجه گیری :

 

با همه ی این توضیحات و توصیفات ، ضرورت پردازش و توجه کارشناسانه به درس هنر و برنامه های هنری ایجاب می کند که زنگ هنر شایسته است مختص به خلاقیت های هنری کودکان یا دانش آموزان باشد ، اعتبار بخشیدن به این درس با ایجاد زمینه های تشویقی و ترغیبی ارزشمندی هنر را نزد مخاطب (بچه ها ) دو چندان می کند ، ای بسا در این رهگذر استعداد های درخشان کشف گردد و مربی بتواند آنها را برای آشنایی با رشته های هنری هدایت نماید .این اتفاق میمون مستلزم حمایت همه جانبه اولیاء و مربیان هنری و در دسترس بودن ابزار کار می باشد .

 

متاسفانه در مقطع ابتدایی بر خلاف دیگر مقاطع تمامی دروس از جمله هنر توسط یک معلم ثابت تدریس می شود مسئله اینجاست که شاید آن معلم بتواند سایر دروس را به نحو مطلوب تدریس و تفهیم نماید ؛ اما آیا شیوه ی درس هنر را تنها با پشتوانه ی یک دوره ی کوتاه مدت می توان به شکل گسترده و با تمامی رمز و رازهایش تدریس نمود ؟ زیرا حجم مطالب هنری با توجه به زیر ساخت های روانشناختی ، زیبایی شناختی ، ازتباط حسی و خلاقانه و بدیع محدود پذیر نیستند . بنابراین اگر در مقاطع ابتدایی از یک کارشناس هنری برای تدریس استفاده کردیم هم به برنامه ها و قوانین نظام آموزشی اهمیت داده ایم  و هم راهی هموار را در تونل پر از موانع و نا ملایمات روحی روانی کودک ساخته ایم .در مقاطع راهنمایی و دبیرستان نیز باید ساعات دیگر دروس را طوری طراحی و تنظیم نمود ، تا معلم یا دبیر مجبور نشود برای جبران مافات دروس خود را از زنگ هنر استفاده نماید . در برخی مدارس ، درس هنر را به دلائلی مانند اضافه کاری ، کمبود معلم و … بر می دارند و با دروس دیگر پر می کنند . ای بسا دانش آموزانی مستعد و علاقمند به خاطر این اسقاط تکلیف و اهمال کاری در ورطه ی قهقرا و مهجوریت افتاده و استعدادشان را با یکوت می ماند ؛ طبیعی است وقتی که این گونه معلمین به خاطر نمرات دروس دیگر دانش آموز و یا اخلاق او نمره ی هنرش را بیست بدهند و هیچگونه زمینه ی رقابتی ؛ تقویتی و سنجشی درست به وجود نیاورند دیگر دانش آموزان حتی آنهایی که ذوق و قریحه زیادی به امور هنری دارند دچار رخوت و فترت هنری می شوند ، بنابراین همان طور که در برنامه های مدون وزارتخانه ای تحت عنوان نظام آموزشی برای تدریس هنر ، کتاب ؛ زنگ درس هنر ،سر فصل های تدریسی و بارم بندی لحاظ شده است . لازم تر از آنها وجود مربی مجرب و آگاه وکارشناس است که می تواند تمامی این حلقه ها را به هم متصل می سازد . ایده آل ها در حیطه ی عمل است که راه صواب خود را طی می کند در یک جمع بندی ، محاسن یا کار ویژه های هنردر آموزشگاه را می توان جنین تبیین نمود .

 

۱-ایجاد زمینه های بالندگی هنر خلاق و خود جوش (غریزی) و گسترش فنون و اطلاعات هنری (اکتسابی) برای کودکان .

 

۲-هدایت و همسو کردن جهان بینی کودکان با آموزه ها و باور های مذهبی به منظور اعتلای بخشیدن به آرمان های اسلامی ، پالایش نفوس (به قول ازسطو : کاتارسیس ) و هنر خوب زیستن .

 

۳-شناخت ویژگی ها و مولفه های تاریخی و سنتی و مذهبی درهنر ایرانی و تحکیم و تعمیم این ویزگی ها .

 

۴-ماهیت به هنر به عنوان یک رسانه ی آموزشی و کار بردی که می تواند مفسر پدیدار های اجتماعی ، سیاسی و اخلاقی باشد .مثلا ازتباط نقاشی با دفاع مقدس ، روزهای محرم ، اعتیاد به دخانیات ؛ بهشت ودوزخ و …

 

۵- ایجاد روحیه ی جمع گرایی همکاری و تعاون و حس نوع دوستی به خاطر اجرای کار های گروهی .

 

باز هم باید اذعان بداریم که تمامی این باید ها و نباید ها با ایده ال ها در گرو ایجاد شرایط یا تمهیداتی است که باید به کار بست ؛ اما اینکه چه نوع تمهیدات و چه نوع راهکار ها راهگشا هستند ؟ به  اعتقاد نگارنده عمده مولفه هایی که می توانند تعریفی درست از تحقق هنر به عنوان درسی جذاب و تاثیر گذار ارائه دهند با توجه به مطالب گفته شده بدین قرارند :

 

۱-طراحی سر فصل های مناسب و جذاب کتاب هنر با توجه به شرایط سنی و جنسی کودکان .

 

۲-وجود مربیان و مدرسان متخصص رشته ی هنر /

 

۳-ایجاد امکانات ولوازم مورد نیاز هنر آموزان (از طرف اولیا ومدرسه )

 

۴-ایجاد فضایی مطبوع و دلنشین برای انگیزه پردازش به کارهای هنری در کلاس یا کارگاه .

 

۵ترغیب ، تشویق و آرزشیابی درست آفرینش های هنری کودکان توام با حس دلسوزی و هدایتگری از جانب مربی .

 

۶برداشتن عوامل مانع در بروز خلاقیت های بدیع ( مانند اکراه ؛ تکرار ؛ تکلیف و کلیشه ) .

 

۷- به وجود آوردن موقعیت های فوق برنامه از طرف مربی و مدیر مانند بردن بچه ها به آتلیه ها ؛ هنر سرا ها و نمایشگاه های آثار هنری (نقاشی ؛ خط ؛ مجسمه سازی؛ صنایع دستی ، نمایش های کودکان و …)

 

۸-بردن بچه ها به دیدن مناظر طبیعی ، صحرا ها ، روستا ها ، باغ وحش و مانند اینها به منظور کشیدن طراحی از این فضا ها و.. 

 

 

 

 

 

 

 

 

حقیقت نقاشی کودکان

 

 

 اگر شما از کودک‌ خود بخواهید که‌ خود و دوستان‌ خود را به‌ تصویر بکشد، معمولا گروهی‌ از بچه‌ها را در حال‌ بازی‌ یا انجام‌ یک‌ فعالیت‌ گروهی‌ به‌ تصویر خواهد کشید، در حالی‌ که‌ اگر کودک‌ شما منزوی‌ یا ناسازگار باشد، اغلب‌ در محدوده‌ خارجی‌ گروه‌ و یا به‌ صورت‌ تنها کشیده‌ خواهد شد. 

 

  

 


         

نقاشی‌ گروه‌ بچه‌ها در یک‌ صفحه‌: اگر شما از کودک‌ خود بخواهید که‌ خود و دوستان‌ خود را به‌ تصویر بکشد، معمولا گروهی‌ از بچه‌ها را در حال‌ بازی‌ یا انجام‌ یک‌ فعالیت‌ گروهی‌ به‌ تصویر خواهد کشید، در حالی‌ که‌ اگر کودک‌ شما منزوی‌ یا ناسازگار باشد، اغلب‌ در محدوده‌ خارجی‌ گروه‌ و یا به‌ صورت‌ تنها کشیده‌ خواهد شد. تصویر خواب‌ و رویا: کودکان‌ و حتی‌ نوجوانان‌ معمولا خواب‌ و رویای‌ خود را به‌ صورت‌ نقاشی‌ ارائه‌ می‌دهند و سپس‌ آن‌ را توضیح‌ می‌دهند و در این‌ مورد تبحر خاصی‌ دارند، زیرا از تصویر کردن‌ آن‌ هیچ‌ ترسی‌ ندارند و خود را در هیچ‌ موردی‌ مقصر ندانسته‌ و همه‌ چیز را به‌ عهده‌ خواب‌ و رویا می‌گذارند! البته‌ نقاشی‌ خواب‌ و رویا ممکن‌ است‌ ترسها یا حتی‌ تمایلات‌ کودک‌ را به‌ تصویر بکشد. برای‌ این‌ مساله‌ تصویر کودک‌ قوی‌ و بزرگتر از دیگران‌ نمونه‌ای‌ است‌ که‌ معمولا دیده‌ می‌شود. خانه‌ و محل‌ زندگی‌: در بیشتر نقاشیهای‌ کودکان‌، خانه‌ بیشتر از هر چیز دیگری‌ به‌ تصویر کشیده‌ می‌شود. البته‌ کودکان‌ در آغاز، خانه‌هایی‌ معمولی‌ و پیش‌پاافتاده‌ را به‌ تصویر می‌کشند، اما با افزایش‌ سن‌ و به‌ دست‌ آوردن‌ مهارت‌ کافی‌، خانه‌های‌ واقعی‌تر و پیچیده‌تری‌ را شاهد خواهید بود. اگر خانه‌ای‌ دلباز و یا همراه‌ با در و پنجره‌ و محیط‌ پر از گل‌ و حیاط‌ را در نقاشی‌ کودکان‌ مشاهده‌ کردید، این‌ امر می‌تواند دلیل‌ روحیه‌ سالم‌ فرزند شما باشد و می‌توانید اینگونه‌ تصور کنید که‌ فرزند شما اعتمادبه‌نفس‌ کافی‌ دارد. در حالی‌ که‌ اگر خانه‌ای‌ بسیار ساده‌ و بدون‌ در را شاهد هستید که‌ به‌ صورت‌ منفرد و با دیوارهای‌ بلند تصویر شده‌ است‌، این‌ می‌تواند بیانگر وابستگی‌ کودک‌ شما به‌ شما در سنین‌ پایین‌تر از هفت‌سالگی‌ باشد و اگر کودک‌ شما این‌ زمان‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ باشد، کشیدن‌ اینگونه‌ خانه‌ها می‌تواند دلیلی‌ برای‌ عدم‌ وجود اعتمادبه‌نفس‌ در کودک‌ شما باشد. خورشید و ماه‌ و ستارگان‌: تصویر خورشید به‌ط‌ور معمول‌ بیانگر امنیت‌ و شادی‌ و قدرت‌ است‌ و به‌ عقیده‌ برخی‌ از محققان‌ و پژوهشگران‌ به‌ معنای‌ حضور پدری‌ مط‌لوب‌ و موثر در جمع‌ صمیمی‌ خانواده‌ای‌ متحد است‌. در حالی‌ که‌ اگر این‌ رابط‌ه‌ چندان‌ درست‌ و اساسی‌ نباشد و یا کودک‌ از جمع‌ خانواده‌ احساس‌ رضایت‌ نکند و یا به‌ پدر و بخصوص‌ به‌ نوع‌ رفتار او علاقه‌ای‌ نداشته‌ باشد، خورشید به‌ صورت‌ نیمه‌پنهان‌ در پشت‌ کوه‌ کشیده‌ و یا اینکه‌ اصلا از کل‌ نقاشی‌ حذف‌ خواهد شد و معمولا اگر از کودک‌ خود بخواهید نقاشی‌ بکشد واو از ماه‌ و نقاشی‌ تاریک‌ استفاده‌ نماید، این‌ نشانگر دلگیر بودن‌ و عدم‌ رضایت‌ اوست‌.

استفاده‌ از درختها و سبزه‌زارها: نکته‌ جالبی‌ که‌ باید در مورد بررسی‌ نقاشی‌ای‌ که‌ کودک‌ شما از درخت‌ کشیده‌ توجه‌ خاصی‌ داشته‌ باشید، آن‌ است‌ که‌ در آغاز باید درخت‌ ترسیم‌شده‌ را به‌ سه‌ قسمت‌ ریشه‌،تنه‌ و شاخ‌ و برگها تقسیم‌ کنید. ریشه‌ نماد ناخودآگاه‌ فرزند شماست‌ و به‌ غرایز او مربوط‌ می‌شود. تنه‌ درخت‌ درحقیقت‌ شبیه‌ترین‌ چیز به‌ ((خود کودک‌)) است‌ و اگر تنه‌ای‌ بلند و استوار و قط‌ور را مشاهده‌ کردید، می‌توانید آن‌ را با اعتمادبه‌نفس‌ و احساس‌ رضایت‌ کودک‌ خود مرتبط‌ بدانید. این‌ در حالی‌ است‌ که‌ اگر درخت‌ کشیده‌شده‌ توسط‌ کودک‌ شما، دارای‌ شاخ‌ و برگ‌ کافی‌ باشد، نشاندهنده‌ این‌ مط‌لب‌ است‌ که‌ کودک‌ دلبند شما با محیط‌ خارج‌ و همنوعان‌ خود به‌ اندازه‌ کافی‌ رابط‌ه‌ دارد و اگر شاخ‌ و برگ‌ و یا هر کدام‌ از بخشهای‌ درخت‌ را به‌ صورت‌ غیرعادی‌ دیدید، این‌ امر نشاندهنده‌ عدم‌ تعادل‌ در فرزند شماست‌.اتومبیل‌ و وسایل‌ نقلیه‌ عمومی‌: در جوامع‌ امروزی‌ اتومبیل‌ نمادی‌ از قدرت‌ به‌ شمار می‌رود و به‌ همین‌ دلیل‌ به‌خصوص‌ در نقاشی‌ پسرها به‌وفور دیده‌ می‌شود. پس‌ اگر مشاهده‌ کردید که‌ کودک‌ شما از کشیدن‌ تصویر خود، خودداری‌ کرده‌ و به‌ اتومبیل‌ بها می‌دهد، می‌توانید این‌ امر را نشاندهنده‌ ارتباط‌ خوب‌ وی‌ با دنیای‌ خارج‌ بدانید. حیوانات‌: اگر کودک‌ شما در خانه‌ یا هر مکان‌ دیگری‌ شاهد حیوانات‌ باشد و سپس‌ آنها را به‌ تصویر بکشد، این‌ امر مساله‌ای‌ عادی‌ تلقی‌ می‌شود. اما اگر بی‌دلیل‌ از حیوانات‌ و بخصوص‌ به‌ صورت‌ خشن‌ استفاده‌ نماید، این‌ مساله‌ به‌ روحیه‌ ناسالم‌ او و یا احساس‌ گناهی‌ که‌ نمی‌تواند به‌ صورت‌ مستقیم‌ آن‌ را به‌ تصویر بکشد مربوط‌ می‌شود.

 

 

کارکردهای اجتماعی و روانی نقاشی کودکان

 

 کودکی در عمق وجود همه ماست و با چشمان اوست که همگی روزی به این عالم نگاه کرده ایم. با این وجود، چنان از آن دور افتاده ایم که برای ف

ارسال نظر